مقالات

جنسی، زنان، شاه، هنری، کودکان

دانلود پایان نامه

در عصر مدرن مشاهده نمی‌شود. به نظر می‌رسد که در این جا یک تمایز گذاری جنسیتی مضاعف نیز اتفاق می‌افتد، زیرا زنان نباید مگر در صورت وجود ضرورت‌های غیرقابل‌اجتناب، در هیچ‌یک از دو فضای یاد شده ظاهر شوند. این واقعیت نشان‌دهنده‌ی جدایی مبالغه‌آمیز فضاهاست که دودسته‌ی زنان و مردان را از هم جدا می‌کند.» (همان،164).
آیا این دودستگی شاخص دنیای مدرن است؟ پاسخ منفی است. متغیرهای جنسیتی بسیاری در حرکت در این فضاها تأثیرگذارند. چنانچه پیش‌تر ذکر شد، زنان سالخورده آزادند در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند و در فضاهای عمومی حرکت کنند، به علاوه روسپیان زن و امردان و خواجگان نیز دسته‌های جنسیتی متفاوتی را تشکیل می‌دهند و آزادی بیشتری درحرکت میان دو حوزه‌ی عمومی و خصوصی را دارند؛ بنابراین تکثر جنسیتی در این دوران وجود مرز میان فضای خصوصی/زنانه و فضای عمومی/ مردانه را که ویژگی جوامع مدرن است ناممکن می‌سازد.
« برای سرکوب شدن سکسوالیته در گفتمان مدرن و برای مهار واقعی سکس نخست باید آن را در سطح زبان به انقیاد در آورد، گردش آزادانه‌ی آن را در گفتار مهار کرد، آن را از گفته‌ها بیرون راند و کلماتی را که آشکارا بیان می‌کنند، خاموش کرد. گویا این ممنوعیت‌ها حتی از نام بردن سکس نیز هراس داشتند.» (فوکو،23:1384).
«سخن نگفتن از سکس، جزو اولین شروط برقراری گفتمان مدرن است. این قانون، پس از قرن شانزدهم میلادی بر اروپا حاکم می‌شود در مقایسه با قوانین قرن نوزدهم، قوانین سده‌های پیش از شانزدهم در مورد چیزهای موهن، جلف و رکیک کاملاً گل و گشاد بود. رفتارها صریح بود، گفتارها بی‌حجب و حیا، تخطی ها آشکار (…) سخن نگفتن از جنسیت و هرآن چه مربوط به آن است، در گفتار روزانه و منحصر کردن آن به حوزه‌های تخصصی، پزشکی، روان‌کاوی، علوم اجتماعی و (…) ویژگی عصر مدرن است اما عمل جنسی در این ادوار، بدون شرم و بدون پنهان‌کاری صورت می‌گیرد.»(همان،25).
برای انجام آن تشریفات خاصی مورد نیاز نیست و نیازی به شرمگین بودن نیز از انجام آن احساس نمی‌شود: «(…) میزبان در کنار نوشاندن شراب به میهمانان از آن‌ها می‌خواهد تا در صورت تمایل از نزدیکی با رقاصه‌های موردپسند خود لذت ببرند، بنابراین اگر کسی بخواهد می‌تواند فاحشه‌ی موردنظر خود را به اتاقی که از قبل جهت این کار آماده شده ببرد و پس ازآنجام کار دوباره بدون احساس شرم، در برابر دیگران به‌جای خود بازگردد و رقاصه نیز به رقص خود ادامه دهد (…)» (سفرنامه اولئاریوس،222:1363).
گفتمان مدرن سخن گفتن از بیماری مقاربتی را به عهده‌ی پزشک می‌گذارد؛ اما چنان‌که شاردن می‌نویسد در ایران عهد صفوی:
«بیماری شرم‌آور مقاربتی (سیفلیس) چنان سخت در ایران ریشه دوانیده است که بیش از نیمی از مردم بدان دچارند و این امر در نتیجه‌ی آمیزش با زنان هرجایی است که به‌تقریب همگی آلوده هستند و یا به علت هم‌نشینی و رفت‌وآمد با مبتلایان به این بیماری است (…) چون این بیماری در ایران به‌تقریب جنبه‌ی همگانی دارد کسی از ابتلا و ابراز آن خجلت نمی‌برد. اشخاص بی خجلت و رودربایستی اظهار می‌کنند که دچار بیماری آمیزشی شده‌اند. چنان‌که بگویند تب داریم.» (شاردن، 30:1372).
در دربار شاهان نیز سخن گفتن از روابط جنسی شایع است. این صحبت‌ها گاه به‌صورت شوخی مطرح می‌شود:
«شاه جام را پر کرد تا به او بدهد و در همان حال گفت آیا می‌روی تا ایامی را با آن به سر آوری؟ و منظورش زنی بود که شاه پ از فسخ عقد نکاح، از حرم‌سرای خود به او بخشیده بود زیرا شاه عادت دارد، گاه‌گاه، زنان حرم را مطلقه کند و به عقد ازدواج بزرگان و سرکردگان درآورد، خان جواب داد البته و اضافه کرد که سعی خواهد کرد به بهترین وجهی به این زن بپردازد زیرا باید به زنان اعطایی شاه واقعاً خدمت کرد. شاه به خنده پرسید خلوت را با او چگونه می‌گذرانی؟ جواب داد عالی و سپس جام را سر کشید.» (پیترودلاواله،259:1348).
اما اجازه‌ی انجام شوخی‌هایی ازاین‌دست تنها به شاه محدود نمی‌شد، دیگران نیز می‌توانستند در باب حساسیت ترانگیزترین موضوعات مانند زنان یکدیگر با یکدیگر شوخی کنند و اگر کسی در مقابل این شوخی‌ها رفتار تندی نشان می‌داد، وی بود که محکوم می‌شد، نه فرد شوخی کننده:
«شاهزاده از پهلوی او (حاکم) روانه شده با او شوخی‌های بی‌معنی در باب زن او می‌کرد؛ زیرا که زن او خیلی خوشگل بود. حاکم کلام درشتی به شاهزاده گفت و او خیلی متغیر شد، پیش پادشاه آمده، عارض شد. پادشاه به او گفت کمان خود را بردار و با تیر او را بزن. او هم فوراً با تیر به ران حاکم زد.» (برادران شرلی، 91:1362).
تأثیر سن بر جنسیت:
جنسیت به‌عنوان برساخته‌ای مدرن، مفهومی مبتنی بر سن است. چنانچه در این بخش مشاهده خواهید کرد، کودکی، بزرگ‌سالی و کهن‌سالی سه دوره‌ی متفاوت را در عصر صفویه تشکیل می‌داده‌اند.
« نکته‌ی مورد توافق بین اکثر نظریه‌پردازان دوران کودکی آن است که در فاصله 1500 تا 1900 میلادی، در کشورهای غربی، بخش عظیمی از فرآیند کودکی در سراسر جهان غرب به‌سوی سپری شدن در مدارس و نهادهای مرتبط کشیده شد. پدیده‌ای که مرتبط با رشد شهرنشینی بود؛ چنان‌که با ورود به عصر مدرنیته و حضور بیش‌ازپیش زنان در بازار کار و ضرورت نگهداری از کودکان توسط نهادهای جایگزین، نقش محیط‌هایی چون مهدکودک، مدارس، مراکز بازی و تفریحی بیش‌ازپیش پررنگ شده و مقوله‌ی کودکی در مرکز توجه قرار گرفت. بدین لحاظ به‌زعم گروهی از جامعه شناسان و متفکران، مفهوم کودکی اساساً محصول مدرنیسم است و پیش از آن تعریف واضح و روشنی که این بخش از زندگی را از بخش‌های دیگر جدا کند، وجود ندارد.»(رهبری،165:1388).
اما اگر کودکی مفهومی نوپدید است، رفتارهای جنسی کودکان پیش از شکل گرفتن این مفهوم به چه شکلی مشاهده می‌شده است؟ و آیا پا گذاشتن به سن کهن‌سالی نیز تفاوتی در رفتارهای جنسی ایجاد می‌کرد یا خیر؟
کودکی:
امروزه به‌خوبی می‌دانیم که «کودکان فاقد سکس‌اند و این دلیلی برای ممنوعیت آن برای آن‌ها، قدغن بودن سخن گفتن درباره‌ی آن، بستن چشم‌ها و گوش‌ها هر آنجایی که سکس حضور دارد و دلیلی است برای سکوتی عمدی و تعمدی.» (اراده به دانستن،10:1384)؛ اما مفهوم کودکی و تعریف جهان کودکی، از مفاهیم مورد مناقشه است که از دوران پیشامدرن تاکنون، در جنبه‌های مختلف، محل بحث و مذاکره بوده است. مذاکراتی شامل: تعریف کودکی و نوجوانی، رده‌ی سنی این دوره و جایگاه آن در دوره‌های مختلف تاریخی، درحالی‌که در عصر پیشا مدرن، حتی وجود واژه‌های کودکی و نوجوانی مورد تردید بوده و تفکیک این دو مرحله، چندان قابل‌تشخیص نبوده است. در اواسط قرن 18 به‌مرور شروع به تفکیک دقیق این مراحل و بازتعریف دقیق آن‌ها صورت گرفت. تعریف مفاهیم کودکی و نوجوانی در متون پیشا مدرن، مدرن و پس‌ازآن، هر یک با ارائه تصاویری مشخص و تا حدی متفاوت از یکدیگر ارائه‌شده.
«در این دوران، ازدواج نسبت به استانداردهای امروزی؛ در سنین بسیار پایین صورت می‌گرفته است. برای نمونه شاردن دراین‌باره می‌نویسد: «ایرانیان عادت دارند اطفال خود را خیلی زود نامزد می‌کنند، یعنی از سن هشت نه‌سالگی و گاهی زودتر؛ اما ارامنه از آن‌ها زودتر به این کار اقدام می‌نمایند. از پنج‌سالگی پسر و دختر را تزویج کرده از همان وقت در یک بستر می‌خوابانند.» (شاردن، 1327:137228).
بنابراین، دوران کودکی، در معنای خالی بودن از تصورات جنسی و پذیرا نشدن نقش‌های جنسیتی، دوران بسیار کوتاهی است و صرف‌نظر از دوران نوزادی، بیش از چند سال طول نمی‌کشد. به‌خصوص در مورد دختران. در نوشته‌های سفرنامه نویسان مشاهده می‌کنیم که در سنین پایین، نقش‌های جنسی و جنسیتی بر عهده‌ی آنان نهاده می‌شود: «یکی از دوستان گرجی او را به خانه‌ی ما آورد تا به نگه‌داری‌اش بپردازیم زیرا نگران بودند مبادا شاه به‌طوری‌که عادت اوست این دختربچه را که فقط هفت سال داشت به خانه‌ی خود برد یا به دست یکی از ملازمان درباری بسپارد.»
(دلاواله، 440:1348).
اما استفاده از کودکان برای ارائه‌ی خدمات جنسی در سنین کم، تنها به دختران محدود نمی‌شود. نوشته‌ها حاکی از آن است که در این دوران، پسربچگان سوژه‌ی جنسی مردان بزرگ‌سال هستند:
«کاروان‌سرای لزگی که در آنجا چرکس ها رفت‌وآمد دارند و به خرید و فروش اسب، زن، دوشیزگان بزرگ‌سال و کم‌سال، دختربچه و پسربچه که خود آن‌ها را خریده و یا از روس‌های کنار مرز یا از یکدیگر دزدیده‌اند، مشغول‌اند. هنگام بازگشت از ایران سفیر روس که الکسی ساوینویچ که مردی دلیر و خوش‌مشرب از سر شوخی به این کاروان‌سرا رفت تا از چند کالای جاندار دیدن کند، وقتی به پسربچه‌ی خوش‌صورتی برخورد به صاحب او پیشنهاد کرد که در مقابل شش تومان پسربچه از آن او شود. صاحب جنس که از این پیشنهاد شیرین بسیار راضی بود، دستی به سرین پسر کشید و گفت: از این قسمت بدن او بیش از این مبلغ می‌توانی بهره ببری.» (سفرنامه‌ی آدام اولئاریوس،88:1363).
روسپی‌گری و رامشگری نیز از جمله مشاغلی است که مختص بزرگ‌سالان نمی‌باشد و دختران و پسران کم سن و سال نیز به آن می‌پردازند: «آن‌ها جمله بچه‌های (پسران) ده تا شانزده‌ساله‌ی تازه رو و زیبای گرجی بودند که موهای خود را همانند گیسوان دختران جوان می‌بافند و برای جلب‌توجه بیشتر و تحریک آن‌ها، شلوار تنگ و بدن‌نما می‌پوشیدند. آن‌ها ضمن کار می‌رقصیدند و اطوار تحریک انگیز خود، حکایت‌های شهوت‌بار می‌گفتند و چنان عقل و هوش بعضی مشتریان را می‌ربودند که بی‌اختیار از جا بر می‌خواستند و هر کدام‌یکی از آن بچه‌های زیبا و کام بخش را می‌گرفت و به خلوت گهی می‌برد.» (سانسون،216:1346).
و در جای دیگر می‌خوانیم: «در میان کسانی که با آهنگ این سازها می‌رقصیدند، پسر گرجی سیزده چهارده‌ساله‌ای بود که با مویی بلند هم چون دختران و پیراهنی تا قوزک پا که مانع رقصیدن او نمی‌شد، طوری که بسیار می‌پنداشتند دختر است» (دن گارسیا،86:1363).
دوران کودکی در این عصر، در معنای مدرن آن، وجود ندارد. چنانچه پیش‌تر اشاره شد، توجه به سکسوالیته ی کودکان و حذف و کنترل آن از زندگی آنان در سنین پیش از بلوغ، یکی از ویژگی‌های عمده‌ی دوران مدرن، در نگرش فوکویی است.
یکی دیگر از نشانه‌های کوتاه بودن دوران کودکی و قائل شدن توانایی جنسی و نگاه جنسی به کودکان در سنین کم، فرامینی است که در مورد قرق اجرا می‌شده است. فرمان قرق و دوری از حرمسرای شاه، در مورد مردان بالاتر از هفت سال اجرا می‌شده است. این مسئله نشان می‌دهد که کودکان پسر، پس از هفت‌سالگی، از لحاظ جنسی بالغ به شمار می‌آمدند و بنابراین ویژگی دیگری که منحصر به عصر پیشا مدرن است، در این دوران مشاهده می‌شود؛ که عبارت است از پایین بودن سن بلوغ. در مورد فرمان قرق در سفرنامه‌ی سانسون می‌خوانیم که:
«اگر تصادفاً مرد یا پسربچه‌ای که بیش از هفت سال داشته باشد در خیابان‌هایی که مورد مراقبت است غافلگیر شود به او رحم نمی‌کنند و آن‌ها را به مانند کسانی که جنایت بزرگ هتک به مقام سلطنت را مرتکب شده باشند مجازات می‌کنند.» (سانسون،109:1346).
شاردن نیز به همین فرمان اشاره می‌کند: «من از سر ناچاری دو بار در خارج خانه خوابیدم؛ زیرا (هنگام قرق)(…) باید افراد ذکوری که از هفت سال بیش دارند و گر چه بیمار و بستری باشند بگریزند.» (شاردن، 1327:1372).
دن گارسیا نیز به همین محدوده‌ی سنی اشاره می‌کند: «شاه اجازه می‌دهد زنانش بدون نقاب و حجاب از منزل خارج می‌شوند. فقط قبلاً باید تمام موجودات ذکور از هفت‌سالگی تا سن کهولت و از پا افتادگی از میدان دید خارج‌شده باشند. به این دستور منع حضور، معمولاً قرق می‌گویند.»
(دن گارسیا، 346:1363).
به نظر می‌رسد دوران کودکی در معنای ناآگاهی، نادانی و عدم توانایی جنسی در این دوران، به‌سرعت به پایان می‌رسد. کودک پس از شش یا هفت‌سالگی مسئولیت‌پذیری دارد و خطاهای او به‌حساب عدم رشد کافی او گذاشته نمی‌شود. آگاهی او و مسئولیت داشتن او در قبال دیگران مانند بزرگ‌سالان است و به همین خاطر است که او به خاطر خطاهایش هم چون فرد بزرگ‌سال تنبیه و مجازات می‌شود:
«اطفالی که نسبت به پدر و مادر بدرفتاری کنند به‌سختی مجازات می‌شوند. اگر محقق شود طفلی به پدر و مادرش ناسزا گفته و دشنام داده است، زبان او را می‌برند و اگر طفلی پدر و مادرش را زده باشد دست او قطع می‌کنند.» (سانسون، 216:1346).
یکی دیگر از جنبه‌های مهار سخن گفتن از سکس، مهار آن در هنر است. پادشاهان عصر صفوی همواره حمایت گسترده‌ای از هنرمندان به عمل می‌آوردند. به‌خصوص شاه عباس اول هنرمندان را مورد لطف خود قرار می‌داد. در یک مورد تصویری که هنرمند کشیده بود، چنان وی را شیفته‌ی خود کرد که دست‌های هنرمند را بوسید(قاضی احمد منشی،150:1352).
سبک نقاشی‌ها و تصویرگری‌های دوره‌ی قاجار نشان‌گر این است که تلاشی بر پنهان کردن جنبه‌های جنسی نمی‌شود و حتی برعکس، تلاش بر بیشتر کردن جلوه‌های جنسی می‌باشد.
آنتونی ولش درباره‌ی نقاشی‌های این دوران می‌نویسد: «جوانان نیکو صورتی که باحالتی آزمندانه و در بی‌خبری مطلق ایستاده‌اند، درحالی‌که زیبارویان دیگری با لطافت جام‌ها و تنگ‌های ظریف شراب را در دست دارند یا عرضه می‌کنند. زوج‌ها یکدیگر را در آغوش دارند و گویا احساساتشان پیش از آن‌که متوجه یکدیگر باشد، محجوبانه، متوجه خبرگان ستایش گر است.»(welch,1974:458).
با نزدیک شدن پایان قرن هفدهم میلادی/ یازدهم هجری، حالات نفسانی و شهوانی که در آثار نقاشی وجود داشت، حتی با بی‌پروایی بیشتری به تصویر کشیده شد. ولش معتقد است که نقاشی در این دوران به انحطاط کشیده شده است. او تکیه کردن بر زیبایی‌های ظاهری را در نقاشی‌ها و تکیه برنمودهای جنسی را نوعی انحطاط هنری برمی‌شمارد:
«مردان جوان ظریف و زنان جوان طالب وصال که گویا نقش فرشتگان این جهان را بر عهده‌دارند. اینان که در ظاهر باریک و خوش‌اندام اما درون تهی هستند، کمال مطلوب نظم اجتماعی نوین هستند. در آنجا که ظاهری شهوانی را دارند که اغلب نیز چنین است، اعمالشان به انسان احساسی غیرواقعی می‌بخشد که بیشتر تحریک‌کننده است تا شورانگیز.»(welch,1973:13).
از سوی دیگر ریچارد اتیگهاوزن به انحطاط هنری ایران در این عصر معتقد نیست، بلکه استدلال می‌کند که «تغییرات سبک در عصر شاه عباس و ادامه‌ی آن از سوی جانشینان وی صرفاً نشانه‌های انحطاطی نبودند که بیانگر زوال سریع حساسیت‌ها و قابلیت‌های ایرانیان درزمینه‌ی هنری و فنی بود. بلکه به نظر می‌رسد توجه به واقعیات و زندگی مردم عادی به‌علاوه‌ی توجه به فضا و حرکت، در واقع نمایانگر چرخشی است انقلابی در برخورد ایرانیان با جهان خارج، ناگهان قالب قدیم شکسته شد و چیزی نو ظاهر شد که شاید خشن و نازیبا باشد اما جهان را آن‌گونه که بود عرضه می‌کرد، نه به‌صورت مفهومی کمال‌یافته از گذشته.»( Ettinghausen,1994:610).
«اتینگهاوزن ارائه‌ی بی‌پرده‌ی موضوعات جنسی را به‌مثابه‌ی انعکاساتی از روابط عادی بین انسان‌ها می‌بیند که بازنمایانگر بریدن کامل از گذشته است که در آن روابط بین دو جنس مخالف معمولاً به‌صورت تمثیلی و در قالب عشق عارفانه‌ی عشق به معشوق الهی تعبیر می‌شود.
مردان آراسته‌ی این نقاشی‌ها هم به نظر وی احتمالاً «امردانی» برای هم‌جنس‌گرایان بوده‌اند؛ بنابراین منعی برای بیان جنسی در این دوران، نه در زبان و نه در بیان هنری وجود نداشته است.» (همان،602).
ازآنجا که جنسیت برساخته‌ای مدرن است و با توجه به اینکه ایران در این دوران همچنان در دوره‌ی پیشا مدرن به سر می‌برد، از الگوی مدرن جنسیت پیروی نمی‌کند و روابط جنسی در این دوران به اشکال گوناگون مشاهده می‌شود. همچنان‌که مشاهده کردیم دگر جنس گرایی، هم‌جنس‌گرایی و دو جنس گرایی در این دوران در ایران دیده می‌شود و در واقع ما با «گوناگونی جنسیت»
(PLURALISM GENDER)، روبرو هستیم به‌طوری‌که نمی‌توآن‌گونه ای از روابط جنسیِ دگر جنس گرایانه یا هم‌جنس گرایانه را گونه‌ی غالب بر جامعه دانست.
تأثیر گفتمان جنسیت بر معیارهای زیبایی شناسانه عصر قاجار
نقاشی در دوره قاجار
عصر قاجار را باید در زمره درخشان‌ترین اعصار تاریخی قابل‌مطالعه ایران به‌حساب آورد که در آن ایران با تغییر مناسبات جهانی، ظهور طبقه روشنفکر، دگرگونی ماهیت سیاسی، دگرگونی اندیشه پیرامون ملت، دولت و درنهایت طلوع دولت مدرن مشروطه ایران روبه‌رو است. تمامی این تحولات و برخورد ایران و غرب و دگرگونی مناسبات ایران و جهان موجب تغییر در اندیشه و تفکر تمامی اقشار مردم شده و به‌تبع آن هنر نیز دگرگون می‌گردد. در این دوره ما با مناسبات هنری گوناگونی روبه‌رو هستیم و تغییر حامیان هنر، به پایان رسیدن عصر حمایت‌های وسیع هنر از سوی دربار ایران، طلوع آکادمی و مراکز رسمی آموزش هنر و پدید آمدن مجموعه‌ای از هنرها همچون تعزیه، نقاشی قهوه‌خانه و …گردید.
«تعاملات هنری بین ایران و اروپا در دوره‌ی قاجار به سطح بی‌سابقه‌ای دست‌یافت. سلسله‌ی قاجار در سال‌های نخستین سده‌ی نوزدهم نه تنها پیوندهای اقتصادی و سیاسی را با اروپا از سر گرفت، بلکه این پیوندها را، به دلیل رانده شدن سریع در حوزه‌ی توسعه‌ی جهانی اروپا، گسترش داد. آشنایی با اصلاحات نظامی و آموزشی از نوع غربی در ابتدای سده‌ی نوزدهم دروازه‌های ایران را به روی انواع نوآوری‌های فرهنگی گشود. نقاش‌خانه‌ی همایونی، جانشین کتابخانه‌ی سلطنتی پیشین، از نخستین نهادهایی بود که از این نوآوری‌ها بهره‌یاب شد و راهی برای ورود سبک‌ها، فنون و مواد هنری غرب به ایران باز کرد.

92