"ثائران"، "عبدالله

دانلود پایان نامه

کل کشور را در بر می‌گیرد، باور ندارد. بنابراین چنین جامعه‌ای دائماً درگیر مسائل داخلی خود خواهد بود و انرژی و سرمایه‌های مادی و معنوی آن در مسیر رشد و شکوفایی هزینه نخواهد شد. چنانکه حضرت علی( در نهج‌البلاغه با اشاره به تفرقه و آثار و پیامدهای منفی آن می‌فرمایند: “ای مردم کوفه، بدن های شما در کنار هم اما فکر و خواسته‌های شما پراکنده است؛ سخنان ادعایی شما سنگ‌های سخت را می‌شکند، ولی رفتار زشت شما دشمنان را امیدوار می‌سازد. در خانه‌هایتان که نشسته‌اید، ادعاها و شعارهای تند سر می‌دهید، اما در روز نبرد، می‌گویید ای جنگ از ما دور شو و فرار می‌کنید”.۲۲۴
وحدت ملی عبارت است از چگونگی واکنش مردم در باب دفاع از منافع عمومی و مصالح کشور.۲۲۵ همبستگی و تعاون در فرهنگ علوم سیاسی عبارت است از: همکاری و اشتراک مساعی افراد جامعه برای مرفه و مترقی‌تر ساختن زندگی و مقاومت در برابر ظلم و ستم و تعدی و تجاوز.۲۲۶
حضور استعمار در کشورهای عربی بویژه جنوب یمن،و ایجاد تفرقه در بین ملل اسلامی از عواملی است که “عبدالله بردونی” را تحت تأثیر قرار داد و موجب شد که وی، به صراحت و به صورت آشکار بارها در سروده‌های میهنی خود مردم را به اتحاد و یکدلی فرا خواند.
“برودنی” حامی راستین در دفاع از وحدت ملی به شمار می‌رود و در برابر توطئه‌های دشمنان برای تقسیم کشورش بواسطه شعرش از خود مقاومت نشان داده، معتقد است که تمسک جستن به وحدت ملی، تنها را تحقق پیروزی است.
چنانکه در قصائد “قتله و ثُوّار”، “زحف العروبه”، “عوده القائد”، “الحکم للشعب”، “ثائران” و نمونه‌های دیگر به این مضمون پرداخته است.
وی در قصیده “ثائران” به هم میهنانش در برابر استعمار می‌گوید: “در بدترین و سخت‌ترین شرایط با همدیگر متحد باشید. در دل دشمن ترس و وحشت بیفکنیدو به سویش روانه شوید ، از هم جدا نشوید،زیرا آنها مانند گروه های صبح بر شما وارد شدند شما نیز مانند گروه‌های صبح وبه طور مرتب و منظم بر دشمن وارد شوید و به وی اجازه ندهید که در اموراتتان دخالت کند، زیرا دشمن در کمین شما و منتظر ایجاد تفرقه و جدایی در میان شماست. او شما را بر علیه یکدیگر تحریک می‌کند پس شما را محاصره می‌کند پس گلوله‌هایتان را در میان آنها بشکافید اما از همدیگر جدا نشوید، زیرا آنها از آتش شما قوی‌تر و صاعقه برانگیزتراند حتی اگر از شدت خشم منفجر شدید باز مقاومت کنید،زیرا آنها مانند سیل شما را طوفانی کردند تا خودشان روانه شدند”.
توحَّشوا و أطلِقوا
جاؤوا کأفواجِ الضُّحی
الکمُّ کیفٌ واحدٌ
تفور۲۲۷ تحتَ خطوکم
فشقِّقُوا رصاصَکُم۲۲۸
لأنَهُمْ‌مِنْ نارِکُم
لا بأس أن یتمزَّقوا
لأنَّهُمْ تفَجَّروا

هیهاتَ أن یتفرَّقوا
و کالضُّحی تَنَسَّقوا۲۲۹
و الکُلُّ فردٌ مطلَقُ
و فوقکُم تُحلِّق۲۳۰
فیهم فَلَنْ یتَشقَّقوا
أقوی و منکم أصعَقَ۲۳۱
غیضاً، فلن یتمزَّقوا
کالسیلِ کی یتدفَّقوا۲۳۲

“عبدالله بردونی” از اعماق درونش برای وحدت عرب فریاد برمی‌آورد و با هر وحدتی همه عرب‌ها را با صرف نظر از دیدگاه‌ها و ایدئولوژی‌های سیاسی گرد هم می‌آورد. “از نظر او وحدت، به معنی برانگیخته شدن عظمت و قدرت قوم عرب و برپایی انسان عربی از نو است؛ چون همین که قوم عرب با هم متحد شدند از ترس وجود و حضور آنها سکوت قبرها به لرزه در‌می‌آید. پس ای قوم عرب ! پشتیبان همدیگر باشید و یکدیگر را یاری نمایید. آرزوهای بزرگ، آزادگی و افتخار به آباء و اجداد مفاهیمی بودند که مردم حجاز و یمن و… را با یکدیگر متحد کرد. بر اساس این معیارها مردم حجاز و یمن و مصر به هم رسیدند و موجب شد که این کشورهای عربی با همدیگر متحد شوند و از سیطره استعمار نجات پیدا کنند. پس ای پرچم پیروزی برگرد و در نبردهای خونین سعد بن ابی وقاص، علی و خالد بن ولید را به یاد بیاور”.
وحدهٌیعرُبِیّهٌ وانْطلاقٌ
فابن “یحیی” مؤزَّرٌ “بجمالٍ”
وحّدتْ شملَهم کبارُ الأمانی
قد تلاقی الحجازُ والیمنُ المیـ
واستفاقت مواطنُ العَرَب الشّـ
واذکری فی المعارکِ الحُمرِ “سعداً”

عربیٌّ یهزُّ صمتَ اللّحودِ۲۳۳
و “جمالٌ” مؤزَّرٌ “بسعودِ”۲۳۴
و الدمُ الحرُّ واعتزازُ الجدودِ
مونُ والنّیلُ فی اتحادِ الجمودِ
مِّ۲۳۵ فعودی یا رأیهَ العُرْبِ عودی
و “عَلیّاً” و “خالدَ بنَ الولیدِ”۲۳۶

“بردونی” ابیات فوق را در سال ۱۹۸۵ م پس از کنگره‌ای (کنفرانسی) که بین سران کشورهای عربی (امام احمد و جمال عبدالناصر و ملک سعود) برگزار شد سروده و در آن از وحدت خون و رگ و ریشه و آرزوهای بزرگ سخن به میان آورده و از افتخارات پیشین کشورهای عربی که بواسطه اشخاص و قهرمانان نبردهای بزرگ بدان دست یافته‌اند سخن گفته است و از آن قهرمانان به نیکویی یاد کرده است. همین امر باعث وحدت بین آنها شده است.
او درباره وحدت خون و اصل و نسب قوم عرب می‌گوید: “ما مردمان عرب از یک رگ و ریشه هستیم و در عشق وسرنوشت با هم شریکیم به وحدت رسیدیم و دوستان با هم ملاقات نمودند آیا دیدی که سرزمین عرب چگونه یکدیگر را یاری نمودند؟.
گویی هر کدام از آنها در کشورهای همجوار پایگاهی دارند و در آنجا یک پرچمی را به عنوان نشان از دوستی و اتحاد بعد از این مدت زمان طولانی جدایی و دوری از هم برافراشته‌اند. گویی همه آنها اعضای یک خانواده‌اند و با هم برادراند پس از آنها بپرس که چگونه بعد از این مدت طولانی جدایی با
هم دیدار نمودند؟ امروز در دمشق با برادرانم ملاقات کردم در حالی که برای خانواده‌ام در مصراز آنچه بر سرم گذست می گویم ….در ادامه “بردونی” فریاد برآورده که ای مردم مرا به حال خود واگذارید تا آواز سر بدهم، زیرا احساس صمیمیت می‌کنم و دیگر غربتی را احساس نمی‌کنم. قوم عرب باغ و بستان من می‌باشد و میدان و فضای آن گویی فضای سرزمینم است. و همه‌اقوام عرب اعضای خانواده من هستند. و با هم نسبت هم‌خونی داریم.
إنّا توحّدنا هویً و مصائراً
أتری دیارَ‌ العُرْبِ کیفَ تضافرت۲۳۷
و کأنَّ “مصرَ” و “سوریا” فی “مأربٍ”
لاقی الشقیقُ شقیقه، فأساْلهما
ألیَومَ ألقی فی “دمشقَ” بنی أبی

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *