پایان نامه ها و مقالات

بورس اوراق بهادار، هموارسازی سود

دانلود پایان نامه

می کنند. زمانی که نرخ بهره کاهش می یابد، اکثر پروژه ها سودآور شده، اقلام تعهدی افزایش می یابد، ولی بازده های آتی کاهش می یابد؛ زیرا نرخ تنزیل پایین به معنی بازده مورد انتظار پایین در آینده است و زمانی که نرخ تنزیل افزایش می یابد، پروژه های کمتری سودآور شده، اقلام تعهدی کاهش می یابد، ولی بازده آتی باید افزایش یابد؛ زیرا نرخ تنزیل بالا به معنی بازده های مورد انتظار بالا در آینده است . بین اقلام تعهدی و بازده سهام رابطه منفی وجود دارد.
پولت و ویلسون )۲۰۱۰)، به بررسی رابطه بین همبستگی متوسط و بازدهی بازار سهام پرداختند. اگر نقد رول مهم است، تغییرات در واریانس بازار سهام می تواند صرفاً تا حد کمی مرتبط با تغییر ریسک تجمعی و بازده اضافی بازار سهام باشد. با این حال، از آنجا که بازده سهام یک نوع مشخصی از حساسیت را نسبت به تغییرات آنی بازده بازار ارائه می دهند، ریسک های تجمعی بالاتر تنها توسط ارتباطات بین سهام می توانند آشکار شوند. به علاوه، هر تغییر در واریانس بازار سهام که بر ریسک تجمعی بی تأثیر باشد، می تواند بر ریسک بازار سهام بی تأثیر بوده و یا تأثیر معکوس داشته باشد. در این مقاله نشان داده می شود که ارتباط متوسط بین بازده روزانه سهام می تواند بازده غیرعادی چهار ماهه را پیش بینی نماید. به علاوه، نشان داده می شود که تغییر در ریسک بازار سهام می تواند توسط تغییرات در واریانس متوسط سهام انفرادی پیش بینی شود. این نوع تغییرات یک تأثیر منفی بر بازده غیرعادی آینده در بازار دارند.
رابرت رسوتک۱۶۵(۲۰۱۱)، در پژوهش خود تحت عنوان”بازده های نامشهود،اقلام تعهدی و بازده معکوس” به بررسی عوامل موثر بر ایجاد اقلام تعهدی خلاف قاعده پرداختند. نتایج پژوهش نشان می دهد در دوره ی چهار ساله تا شناسایی اقلام تعهدی، قیمت سهام به صورت نا مناسبی به سمت بازده های نامشهود یا بازده هایی که توسط معیارهای حسابداری توضیح داده نمی شوند، گرایش دارند. در نتیجه ارتباط بین بازده های نامشهود دوره ی قبل و بازده های دوره ی آتی، رابطه بین اقلام تعهدی دوره ی جاری و بازده آتی را استنتاج می کند. بنابراین آنها نتیجه گرفتند، اقلام تعهدی خلاف قاعده و ارزش/رشد خلاف قاعده وابسته به مکانیزم های خارجی و بازده های آتی توسط اقلام تعهدی خلاف قاعده تبیین نمی شود.
ویریا (۲۰۱۱)، هدف از این تحقیق بررسی تاثیر نظر سرمایهگذار و واکنش بازار نسبت به اخبار تغییر سود سهام میباشد. مولف از اطلاعات موجود و راهنمای عقاید اقتصادی اروپا، از مدیرکل امورمالی و اقتصادی بعنوان پراکسی استفاده کرده است و با به کارگیری روششناسی (متدولوژی) دادهای گروه، بر واکنش بازار به اخبار تغییر سود سهام تمرکز دارد.
جانسون و زهو(۲۰۱۲)، در یک نمونه ۲۲۰۳ تایی به بررسی رابطه بین سودهای غیر منتظره و واکنش قیمت بازار سهام در زمان اعلام سود پرداختند آنها با بسط مطالعات بورگاستلر و مارتین۱۶۶(۲۰۰۱)، به این نتیجه رسیدند که بین سودهای غیر منتظره(مثبت و منفی) و واکنش قیمت سهام رابطه معنی دار و منفی وجود دارد یعنی هر چه سودهای غیر منتظره بیشتر شود واکنش سرمایه‌گذاران بیشتر می‌شود.

۲-۴-۲- تحقیقات داخلی
محمود معتصمی(۱۳۷۶)، در تحقیقی با” عنوان بررسی اثر هموار سازی سود بر بازار سهام” ،محقق ضمن تشریح فواید مشارکت مردم در خرید و فروش سهام از طریق بازار اوراق بهادار، تحقق این امر را در گرو ارائه گزارش های مالی مطمئن جهت تشویق سرمایه گذاری می داند و ادامه می دهد ،” مدیران تصور می کنند سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در شرکتی که دارای جریان هموار سود است ،حاضرند مبلغ بیشتری بپردازند. این امر خصوصا در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس، با هدف اثر گذاری بر قیمت سهام می تواند بیشتر مطرح باشد.” وی در ادامه به تعاریف مختلف از هموار سازی سود می پردازد و هدف تحقیق خود را در موارد زیر خلاصه می کند: ۱) شناساندن تعدادی از عوامل و بازار های موثر در امر هموارسازی سود.۲) بررسی اثر هموارسازی سود بر بازار سهام. ۳) آشنا نمودن خریداران سهام با پدیده هموارسازی سود جهت تصمیم گیری آگاهانه تر. ۴) آشنایی با تحقیقات پیشین و قطعی یا غیر قطعی بودن آنها. ۵) آشنا نمودن سایر استفاده کنندگان از صورت های مالی با هموار سازی سود. محقق ضمن تقسیم نمونه ی آماری به دو گروه هموارساز و غیر هموارساز و ارائه ی یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی، انتظار داشت که شرکت های هموارساز،به صورت معناداری دارای بازده متوسط سالیانه کمتر و بتای کمتری نسبت به شرکت های غیر هموارساز باشند، اما در این تحقیق، فرضیات فوق رد شدند.
جهانخانی و صفاریان (۱۳۸۲)، دریافتند که، تغییرات قیمت سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار ناشی از عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی و روانی است.یکی از عوامل موثر بر روند قیمت سهام یک شرکت نشانهها و علایمی است که به صورت اطلاعات و پیش بینیهای مختلف از داخل آن شرکت انعکاس می یابد و در دسترس سهامداران و سرمایهگذاران قرار می گیرد.
همتی(۱۳۸۲)، به بررسی عوامل موثر بر مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل شرکت‌های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی ۱۳۸۰-۱۳۷۶ بود. نتایج نشان می‌دهد که به طور میانگین بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و دستکاری سود ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. بررسی ارتباط متغیر اندازه (کل فروش) و دستکاری س
ود نشان داد که بر خلاف نتایج تحقیقات در کشورهای غربی، با افزایش اندازه شرکت مدیریت انگیزه بیشتری برای افزایش سود برای ارائه تصویری بهتر از عملکرد خود به سهامداران و مسئولان دارد. یکی دیگر از متغیرهای مورد استفاده برای بررسی اثر فشارهای سیاسی در رابطه با مدیریت سود، تعداد کارکنان شرکت بود. نتایج نشان داد، شرکت‌های دارای کارکنان بیشتر، فشارهای سیاسی بیشتری را تحمل می‌کنند؛ در نتیجه مدیریت این واحدها برای کاهش فشار، اقدام به کاهش سود می‌نماید. نتیجه آزمون فرضیه‌های متغیر پاداش و مالکیت حاکی از عدم ارتباط معنادار بین این متغیرها و دستکاری سود است.
ایرج نوروش و سحر سپاسی (۱۳۸۴)، به بررسی رابطه ارزش‌های فرهنگی با هموارسازی سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته‌اند و در این تحقیق تأثیرات احتمالی فرهنگ بر هموار سازی سود را مورد مطالعه قرار دادند. در این تحقیق ارزش‌های فرهنگی فردگرایی، فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان و مرد گرایی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که بین ارزش‌های فرهنگی و هموار سازی سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
بیتا مشایخی و همکاران (۱۳۸۴)، نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود شرکتها را مورد بررسی قرار دادند.نتایج تحقیق آنان حاکی از این بود که در شرکتهای مورد مطالعه این تحقیق مدیریت سود اعمال شده است در واقع مدیریت شرکتهای مورد بررسی در تحقیق آنان، به هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عملیات که بیانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری بوده است، به منظور جبران این موضوع اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری کرده است.
فلاح شمس و عزیزی (۱۳۸۴)، تحقیقی تحت عنوان بررسی عوامل تاثیر گذار بر قصد سرمایه گذاری سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. تمامی یافته های این تحقیق، گویای اهمیت بسیار بالای انتشار اطلاعات (اطلاعات عمومی بازار و اقتصاد و اطلاعات مالی و حسابداری شرکتها) بر قصد سرمایه گذاری سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.البته تحقیقات در زمینه مالی رفتاری با وجود نو پا بودن در کشور ما، دارای منابع متعددی است، لذا در حال حاضر مورد توجه قرار گرفته است.
مهرآرا و عبدلی (۱۳۸۵)، طی تحقیقی تحت عنوان “نقش اخبار خوب و بد در نوسانات بازدهی سهام در ایران” به بررسی نوع خبر بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار در ایران پرداختند. در این تحقیق رابطه میان تکه های بازدهی با قیمت سهام و نوسانات شرطی و فرضیه عدم تقارن نوسانات مورد آزمون قرار گرفته شد که شواهدتجربی حاصل از بکارگیری مدلهای نوسان برای اوراق بهادار تهران نشان داد که تأثیر تکه های قیمتی منفی و مثبت بر نوسانات آتی قیمت به لحاظ آماری متفاوت نیست. مهمترین دلایل احتمالی نتیجه مذکور را می توان به جوان بودن بورس اوراق بهادار تهران، کند بودن جریان اطلاعات و محدودیت های نهادی و سازمانی تفسیر نمود.
خوش طینت و فلاح (۱۳۸۵)، به بررسی میزان تأثیر گذاری سود غیر منتظره بر بازده غیر نرمال با تأثیرپذیری از اهرم مالی به عنوان شاخصی از ساختار سرمایه و حضور متغیر های ریسک سیستماتیک و نرخ فرصتهای رشد که مؤثر بر ضریب واکنش سود شناخته شده اند به عنوان متغیر های توضیحی و کنترلی استفاده کردند.آنها در تحقیق خود دو تعریف از اهرم مالی ارائه کردند:
۱) نسبت ارزش دفتری کل بدهی ها به ارزش دفتری کل داراییها و
۲) ارزش دفتری کل بدهی ها به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام.
نتایج تحقیق نشان داد که در تعریف نخست اهرم مالی و در سطح پایین اهرم هیچگونه رابطه ای بین اهرم مالی و ضریب واکنش سود وجود ندارد. در سطح کل نمونه و در سطح بالای اهرم، مشاهده شد که اهرم مالی به شکل منفی بر ضریب واکنش سود موثر است. در تعریف دوم اهرم و در سطح کل نمونه و سطح پایین اهرم هیچگونه رابطه ای بین اهرم مالی و ضریب واکنش سود وجود ندارد ولی در سطح بالای اهرم ارتباط ضعیفی بین اهرم و ضریب واکنش سود وجود دارد.
پور حیدری و افلاطونی(۱۳۸۵)، بررسی انگیزه‌های مدیران شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به منظور هموارسازی سود با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری هدف اصلی تحقیق ایشان بوده است. اندازه شرکت، مالیات بر درآمد، نسبت بدهی به کل دارایی ها (قرار دادهای بدهی)، انحراف در فعالیت‌های عملیاتی، و نوسان پذیری سود، انگیزه‌های مورد بررسی می‌ باشد. برای آزمون مدل ارتباط بین رفتار هموارسازی سود و پنج عامل که فرض می‌شود روی رفتار هموارسازی سود تاثیر می‌گذارند، از تحلیل رگرسیون استفاده شده‌است. برای دوره تحقیق داده‌های جمع‌آوری شده به دو صورت مقطعی برای هر یک از سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ و تجمعی چهار ساله برای سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ مورد آزمون قرار گرفته است. یافته ها نشان می‌دهد که هموارسازی سود با استفاده از اقلام اختیاری توسط مدیران شرکت‌های ایرانی صورت می‌گیرد و مالیات بر درآمد و انحراف در فعالیت‌های عملیاتی محرک‌های اصلی برای هموار‌نمودن سود با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری می‌باشند. بر خلاف یافته‌های محققین غربی اندازه شرکت، نسبت بدهی به کل دارایی‌ها (قرار دادهای بدهی) و نوسان‌پذیری سود به عنوان محرک‌های هموارسازی سود از اهمیت چندانی برخوردار نمی‌باشند.
بهارمقدم (۱۳۸۵)، رابطه ساختار مالی (اهرم مال
ی)، ساختار مالکیت، عرضه عمده سهام، میزان پاداش مدیران، کیفیت کار موسسات حسابرسی، میزان رشد و اندازه بنگاه اقتصادی با مدیریت سود را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش در مورد جامعه آماری شرکت‌های پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران در یک قلمرو زمانی یازده ساله صورت پذیرفته و یک نمونه آماری تصادفی شامل چهل شرکت انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین ساختار مالی (اهرم مالی) و کیفیت کار موسسات حسابرسی با مدیریت سود رابطه معنادار و مثبت و بین ساختار مالکیت، میزان پاداش مدیران و اندازه بنگاه اقتصادی رابطه معنادار و منفی وجود دارد. همچنین بین عرضه عمده سهام و میزان رشد بنگاه اقتصادی با مدیریت سود، رابطه معنادار و مثبتی وجود ندارد.
محمدزادگان (۱۳۸۵)، به تعیین چگونگی رابطه بین قابلیت اتکای اقلام تعهدی با پایداری سود و قیمت سهام پرداخت و به این نتیجه رسید که سرمایه گذاران در مورد اقلام تعهدی با قابلیت اتکای پایین، برآورد دقیقی از پایداری این اقلام ندارند و در نتیجه خطای ارزشیابی در مورد این اقلام بیشتر از سایر اقلام است.
عرب مازیار یزدی و همکاران (۱۳۸۵)، محتوای اطلاعاتی جریان های نقدی و تعهدی در بازار سرمایه ایران را مورد بررسی قرار داده و دریافتند سود نسبت به جریان های نقدی عملیاتی محتوای اطلاعاتی افزاینده دارد.
کردستان و رودنشین (۱۳۸۵)، به بررسی میزان مربوط بودن اجزای نقدی و تعهدی سود حسابداری نسبت به ارزش بازار شرکت پرداختند. یافته های تحقیق آنها حاکی از این بود که جزء نقدی سود حسابداری توان پیش بینی ارزش بازار شرکت را دارند، اما اجزای تعهدی سود فاقد توان پیش بینی و قدرت توضیح ارزش بازار شرکت هستند.
ابراهیمی کردلر و حسنی آذر داریانی (۱۳۸۵)، این تحقیق در زمینه مدیریت سود در زمان عرضه اولیه سهام به عموم در ایران است. در این تحقیق مدل تعدیل شده جونز در مورد ۳۰ شرکت عرضه کننده اولیه سهام به عموم در طی سال های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که مدیران، سود شرکت ها را در سال قبل از عرضه اولیه و سال عرضه اولیه سهام به عموم مدیریت می کنند. هم چنین تأثیر مدیریت سود بر عملکرد بلندمدت قیمت سهام شرکت عرضه کننده اولیه سهام به عموم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین اقلام تعهدی جاری اختیاری سال اول شرکت ها و عملکرد بلندمدت قیمت سهام در سه سال آتی رابطه مثبت وجود دارد.
ابزری و همکاران ( ۱۳۸۷)، دریافتند، اهمیت سرمایهگذاری در رشد و توسعهی اقتصادی و اجتماعی به اندازهای است که آن را

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن