بررسی رابطه انعطاف پذیری شناختی و مقاومت شناختی کارکنان

تحقیقات خارجی

کاروالهو[1] (2005) در تحقیقی با عنوان ” نظریه انعطاف پذیری شناختی بر اساس پژوهش در پرتغال: یک مرور کلی”

تسی[2] (2007) در “پژوهشی عوامل مؤثر بر احساس بهزیستی محیط کار در کارکنان صنعت فن آوری اطلاعات مورد بررسی واقع داد. نتایج نشان داد که صفات مثبت و ثبات حالت های عاطفی (از طریق انعطاف پذيري و احساس خود کارآمدی بر احساس ذهنی بهزیستی از محیط کار تاثیر می گذارند. پیش از هرچیز دیگری انعطاف پذيري کنشي از همدلی و عواطف مثبت و منفی تاثیر می پذیرد. همچنین احساس خود کارآمدی از نوع- دوستی، عاطفه مثبت و منفی و انعطاف پذيري کنشي تاثیر می پذیرد که از این میان تاثیرانعطاف پذيري کنشي از همه بیشتر است. و بالاخره اینکه انعطاف پذيري کنشي بر رضایت روان شناختی و اجتماعی تاثیر دارد و خود کارآمدی بر رضایت روانشناختی و اجتماعی و رضایت شغلی اثر می گذارد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

در مطالعه اي اسنلر و واندسبورگر[3] (2008) به بررسي نقش خود کارآمدي به عنوان منبعي براي انعطاف پذيري در جهت کاهش فشار رواني بزرگسالان آسيب پذيري که می کوشند تا در رويدادها، زندگي فعال وتعاملات معنی داری با خويشاوندان شان را حفظ کنند، پرداختند. نتايج، سودمند بودن رفتارهاي تاثير گذاري از قبيل رسيدگي به بستگان و دوستان، اشتغال به رفتار هاي آرامبخش وحفظ رفتارهاي ارتقا دهنده سلامت افراد را نشان داد.

در تحقیقی که توسط سیو، هیوي، فيليپس،لين، وانگ و شاي[4]  در سال 2009 به منظور مطالعه انعطاف پذيري برای مقاومت در برابر فشارهای روانی محیط های کاری در میان کارگران تحت مراقبت سلامت چینی صورت گرفت، نتایج حاصله نشان داد که: انعطاف پذيري کنشي همبستگی مثبت با رضایت شغلی، تعادل زندگی کاری و کیفیت زندگی داشته و با نشانه های روان نژندی و بیماری های جسمی و جراحت در کار همبستگی منفی داشته است.

روبرت لواسور[5](2010) در مقاله ای با عنوان “تضمین موفقیت پروژه از بینش   مدیریت تغییر” به تبیین زمینه های اثر بخش ترین مدلها، روشها و فرایندهای توسعه سازمان (OD) می پردازد محقق بیان می دارد که مدیریت تحول بعنوان نظم و انظباط برای حل مسایل دنیای واقعی شناخته شده است زیرا بر اساس بینش ی سیستماتیک از سازمان بنا شده است.توسعه سازمان(OD    ) شامل دنیایی از  مسایل پیچیده مربوط به انسانها است که بطور فزاینده ای در موفقیت و یا شکست سازمان نقش دارند و برای به اجرا در آوردن بی عیب و نقص راه حلهای تکنیکی تلاش می کند. در این مقاله محقق میزان موفقیت پروژه را مورد بررسی قرار می دهد، دلایل شکست پروژه را ارائه می کند، و ایده هایی برای بهبود چشمگیر احتمال موفقیت پروژه بر اساس اصول و فرآیندهای مدیریت تحول، پیشنهاد می نماید .

فرانک سرونه[6](2011) در پژوهشی با عنوان “غلبه بر مقاومت در برابر تغییر در پروژه کتابخانه دیجیتال” به تعریف علل شایع مقاومت در برابر تغییر سازمانی و توصیف چند تاکتیک که مدیران پروژه می توانند برای غلبه بر برخی از این عوامل استفاده کنند، می پردازند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که  مقاومت در برابر تغییر فاکتورهای متعددی دارد که برخی از آنها بر اساس سطح سرمایه گذاری سازمان در فرایند تغییر و همچنین ویژگی های روابط بین فردی در سازمان. به جای تمرکز بر یک جنبه، تمرکز دارند. غلبه بر مقاومت در برابر تغییر نیاز به استفاده از تاکتیک های دارد که می تواند به تمام مسائل مربوط رسیدگی نماید.

یینگ فنگ سو و همکاران[7](2012)  در پژوهشی با عنوان ” تأثیر انعطاف پذیری شناختی و مقاومت در برابر تغییر سازمانی ” به بررسی رابطه بین 3 ویژگی شناختی شخصیت کارکنان، که شامل انعطاف پذیری شناختی ، بینش  و خوداندیشی، و ارتباط بین این 3 متغیر  با مقاومت که شامل مقاومت عاطفی، مقاومت شناختی ، و مقاومت رفتاری، نسبت به تغییر سازمانی ، می شود،می پردازند. این پرسش که چگونه انعطاف پذیری شناختی با هر یک از متغیرهای مقاومت در برابر تغییر سازمانی ارتباط دارد، مورد بررسی قرار می گیرد . نمونه ای از 419 نفر از کارکنان تولید های بزرگ در کشور تایوان، که قبلا تغییرات سازمانی را تجربه کرده اند تشکیل شده است. یافته های آنها نشان داد که بینش و عملکرد متغیرهای انعطاف پذیری شناختی بود. از 3 متغیر ، مقاومت در برابر تغییر سازمانی، مقاومت عاطفی، و مقاومت شناختی با مقاومت در برابر رفتاری ارتباط مثبت ، و مقاومت عاطفی ارتباط مثبت با مقاومت شناختی دارد . در مقابل، انعطاف پذیری شناختی با تمام متغیرهای مقاومت همبستگی منفی دارد.

 

[1] Ana Amélia Carvalho

[2] Tsai, Hsien

[3] Schneller & Vandsburger

[4] Siu, Hui, Phillips, Lin, Wong & Shi

[5] Robert E. Levasseur

[6] H. Frank Cervone

[7] Ying Fang Su

بالا