پژوهش حاضر را می توان از جمله بررسیهای همبستگی وتحلیل مسیربا متغیرهای مکنون به حساب آورد. در چارچوب این روش ضمن بررسی رابطه ی متغیرهای مورد مطالعه، تناسب مدلهای ساختاری فرضی برای تن انگاره و نارضایتی از بدن را با جمعیت مورد مطالعه به وسیله ی معادله ی ساختاری مدل سازی(SEM) بررسی می کنیم.
در این روش ضمن تخصیص، برآورد، ارزیابی و اصلاح روابط مشاهده شده، فرض نیکویی برازش مدلهای پیشنهادی با داده های حاصل از جمعیت دانشجویان ایرانی بررسی می شود. معادله ی ساختاری مدل سازی( اس ایی ام) روشی است که برای بررسی روابط پیچیده ی بین دو یا چند متغیر مشاهده شده (اندازه گیری شده) و مشاهده نشده (پنهان یا مکنون) و یا روابط بین متغیرهای مکنون استفاده می شود. بنا به نظر عده ای معادله ی ساختاری مدل سازی همان تحلیل مسیر با متغیرهای مکنون است که در علوم اجتماعی و علوم رفتاری به عنوان روشی برای بیان وابستگی روابط در داده های چند متغیری یا به عبارتی رابطه های علی بکار می رود( مک دونالد و هو ،2002).
دراین پژوهش ضمن بررسی رابطه ی عوامل جسمانی ( وزن، قد و شاخص توده بدنی) و عوامل شناختی- رفتاری ( عزت نفس، باورهای مربوط به بدن، طرحواره ی ظاهر و وارسی بدن) بر تن انگاره و نارضایتی از بدن دانشجویان ، برازش مدلهای پیشنهادی را که برای تن انگاره و نارضایتی از بدن ارایه کرده ایم با استفاده از معادله ی ساختاری مدل سازی( اس ایی ام) درنمونه ای از جمعیت دانشجویان مونث ایرانی بررسی می کنیم. این روش با توجه به اهداف این بررسی مناسب به نظر می رسد.
جامعه آماری، مشارکت کنندگان و نحوه ی انتخاب آنها:
جامعه ی آماری این بررسی را کل دانشجویان مونث دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند به تعداد 986 نفر تشکیل می دهندکه در سال 1390-1389-1388 دراین دانشگاه مشغول به تحصیل بودند.
از جامعه آماری دانشجویان مونث دانشکاه آزاد اسلامی واحد زرند نمونه ای به حجم تقریبی 523 نفر به شیوه ی خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. حجم نمونه مورد مطالعه با توجه به روش مطالعه حاضر و با هدف مدل یابی بر اساس ضرب تعداد مواد مقیاسها و پرسشنامه ها در 5 محاسبه شد. کلاین(2000) برای این نوع بررسیها ضرب تعداد مواد مقیاسها در 3 تا 5 را مناسب می داند و به طور معمول در این بررسیها تعداد مواد را در 3 یا 5 ضرب نموده و به عنوان نمونه کافی استفاده می کنند.
در مطالعات مقدماتی مربوط به ارزیابی خصوصیات روانسنجی پرسشنامه ها ومقیاسهای مورد استفاده نیز 300 تا 500 نفر دانشجو مشارکت داشتند. ملاک استثناء کردن مشارکت کنندگان از بررسی داشتن آسیب شناسی روانی بارز یا گزارش شخصی مبنی برمراجعه ی روانپزشکی بود. از 523 نفر مشارکت کننده ی اولیه بر اساس ملاک استثناء از مشارکت(داشتن آسیب شناسی روانی بارز و یا مراجعه ی روانپزشکی بر اساس گزارش شخصی) ویا عدم همکاری برای تکمیل ارزیابیها 26 نفر از مشارکت کنندگان حذف شدند.
ابزارهای گردآوری اطلاعات :
برای گردآوری اطلاعات و داده های لازم از پرسشنامه ها، مقیاسها و ابزارهای مختلفی به شرح زیر استفاده شد. در مورد برخی مقیاسها و آزمونهای بند دو تا هشت پس از ترجمه از زبان اصلی و سپس باز ترجمه، بررسیهای مقدماتی مربوط به تعیین برخی خصوصیات روانسنجی انجام شد.در این مطالعات مقدماتی علاوه بر تعیین پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ، میانگین همبستگی مواد مقیاسها، روایی محتوایی با استفاده از ضریب توافقی کندال و ضریب پایایی گوتمان محاسبه شد. همچنین همه ی مواد مقیاسها وپرسشنامه های مورد استفاده به عنوان یک مقیاس در نظر گرفته شدند وبا روش” تحلیل مولفه ی اصلی”[192] این مقیاس، تحلیل عوامل[193] شد.
1- آزمون خویشتن پنداره مارش (فرم کوتاه ).
فرم اصلی آن شامل 70 عبارت است که توسط مارش در سال 1996 تهیه شده است. فرم کوتاه و جدید این پرسشنامه شامل 47 عبارت است که دارای پایایی واعتبار مطلوبی است. این ابزار که در جامعه عمومی استرالیا مورد آزمون قرار گرفته است، اعتبار سازه‌ی قابل ملاحظه ای دارد. درباره خصوصیات روانسنجی این آزمون در جمعیت ایرانی اطلاعاتی وجود دارد که حاکی از پایایی واعتبار آن است (بهرام و شفیع،1380، عبدالملکی، بهرام، صالح صدق پور وعبدالملکی،1387).
پرسشنامه ی خودتوصیف‌گری بدنی شامل 9 عامل اختصاصی برای خودپنداره بدنی است (فعالیت، ظاهر، چربی بدن، تناسب، مقاومت، انعطاف‌پذیری، سلامتی، ورزش، قدرت) و دو زیرمقیاس کلی دارد که شامل خودپنداره بدنی کلی و خودتوصیف‌گری عزت‌نفس، مشتمل بر توانایی بدنی، ظاهر بدنی و حرمت خود است. هر زیرمقیاس شامل 6 یا 8 ماده است که آزمودنی در یک مقیاس 6 درجه‌ای به آنها پاسخ می‌دهد. (مارش و همکاران، 1994). پرسشنامه خودتوصیف‌گری بدنی برای ارزیابی نوجوانان ساخته شد، با این حال پژوهشی که با نمونه‌های مختلف در استرالیا انجام شد تأیید می‌کنند که برای نمونه‌های بزرگتر نیز مناسب است.
2- مقیاس حالت تن انگاره(کش،فلمینگ،الیندوگان،استیدمن وایتهد،2002؛ کش، 2004).
مقیاس حالت تن انگاره (کش،فلمینگ،الیندوگان،استیدمن وایتهد،2002؛ کش، 2004) پرسشنامه ای شش ماده ای است که حالت تن انگاره یا به عبارتی وضعیت فعلی تن انگاره را ارزیابی می کند. تدوین کنندگان این پرسشنامه آن را به گونه ای طراحی کرده اند که تن انگاره را نه به

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

عنوان یک صفت بلکه به عنوان یک حالت ارزیابی کند. آزمودنیها در هر یک از مواد این پرسشنامه احساسی را که درست همان لحظه دارند، در یک مقیاس لیکرت 9 درجه ای تعیین می کنند.این پرسشنامه براساس بررسیهای انجام شده درباره ی خصوصیات روانسجی آن،همسانی درونی و حساسیت قابل قبولی دارد. آلفای کرونباخ0.83 تا0.9 گزارش شده در مطالعات مربوط به این پرسشنامه حاکی ازپایایی درونی پرسشنامه ی حالت تن انگاره است (کش، 2004).
3- مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره(هاینبرگ وتامپسون،1995).
مقیاسهای آنالوگ دیداری از جمله مقیاسهای رایج در ارزیابی رفتاری هستند که در آنها فرد مورد ارزیابی با گذاردن علامتی بر روی یک خط افقی100 میلیمتری که از صفر تا صد یا صفر تا ده مدرج شده است وضعیت، احساس یا تجربه خود را مشخص می کند.در مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره ای که به وسیله ی هاینبرگ و تامپسون (1995)تدوین و به کار برده شده است، آزمودنیها با گذاردن علامتی در روی یک خط افقی مدرج احساس خود را نسبت به بدنشان مشخص می کنند.در این مقیاس نمره ی بالاتر نشان دهنده ی ناراحتی و نگرانی بیشتر از تن انگاره یا به عبارتی تن انگاره ی منفی تر است.در مطالعات مختلفی مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره با موادی که نگرانیهای مربوط به تن انگاره را ارزیابی می کنند و با نارضایتی از بدن همبستگی بالا داشته و وقتی که با برخی از مواد مقیاسهای دیگر سنجش تن انگاره و نارضایتی از بدن به عنوان یک مقیاس ترکیب شده است و تحلیل عاملی شده است، ساختار عاملی آن از طریق چرخش واریماکس باتحلیل عواملی که تنها یک عامل استخراج کرده است، تایید می شود.آلفای کرونباخ محاسبه شده برای مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره بین0.77 تا 0.86 متغیر گزارش شده است.
4- پرسشنامه وارسی بدن(رییز، وایزنهانت، نیتمایر و ویلیامسون[194]، 2002) .
پرسشنامه وارسي بدن يك ابزار داراي روايي و پاياني مناسب براي سنجش رفتارهاي وارسي بدن است كه 23 سوال دارد و پرسشنامه اي خود گزارشي است كه به آساني اجرا ميشود و فقط 5 تا10 دقيقه زمان براي اجرای آن کافی است. نتايج اوليه ساختار عاملي نشان دهنده اين نكته هستندکه پرسشنامه وارسي بدن ابزاري واحد و قوي براي بررسي رفتارهاي وارسي مرتبط با وارسي ظاهر كلي، وارسي قسمت هاي خاص بدن ووارسي وابسته به شيوهاي خاص هر فرد است. نمرات بالا دراین پرسشنامه با شدت بيشتر نارضايتي از بدن، ترس از چاقي، رفتارهاي اجتناب از تصوير بدن و اختلال هاي خوردن ارتباط دارد. شواهد نشان دهنده توانايي پرسشنامه وارسی بدن در جداسازي بيماران با اختلال خوردن از گروه كنترل و هم چنين رژيم گيرنده ها از غيررژيم گيرنده هاست. اين پرسشنامه که فراواني رفتارهاي وارسي بدن را مورد ارزيابي قرار مي دهد بر اساس مقياس ليكرت و بر روي يك پيوستار( از1- هرگز 2- به ندرت 3- بعضي اوقات 4- اغلب تا 5- بيشتر اوقات ) قرار دارد (ريیز و همكاران، 2002؛ رییز، وایت و گریلو[195] ،2006 ).
پرسشنامه شامل سه مقیاس است و نمره كل آن از مجموع پاسخهاي همه پرسشها محاسبه مي شود. حداكثر نمره 115 و حداقل 23 است. مقیاسها عبارتند از:
-1 مقياس وارسي ظاهر كلي: اين زيرمقياس 10 سؤال دارد و حداكثر نمره آن50 و حداقل آن 10 است.
-2 مقياس وارسي قسمت هاي خاص بدن: اين زيرمقياس 8 سؤال دارد و حداكثر نمره آن 40 و حداقل آن 8 است.
3- مقياس وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد : اين زيرمقياس 5 سؤال دارد و حداكثر نمره آن 25 و حداقل آن 5 ميباشد.
ساختار اوليه این پرسشنامه مشتمل بر38 سوال بود كه توسط ريیز و همكارانش در سال 2002 بر اساس ادبيات مربوط به عادات مختلف خوردن در بيماران مبتلا به اختلالهاي خوردن تهيه شد. به منظور تعيين روايي محتوايي پرسشنامه ي وارسی بدن، این 38 سوال به گروهي از متخصصان اختلالهاي خوردن داده شد تا به منظور ارزيابي ارتباط، ساختار ، مناسب بودن متن، وضوح و معرف بررسي شوند. نتايج این بررسی حاکی از روايي محتوايي بیشتر آنها بود. به منظور بررسي ساختار عاملي سوالها به سه گروه تقسيم شدند، كه شامل عامل وارسي ظاهر كلي ، عامل وارسي قسمت هاي خاص بدن و عامل وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد بود. 10 سؤال به دليل عدم تناسب حذف شدند و 28 آيتم باقي ماندند، همبستگي مواد مقیاسها در دامنه اي بين 0.56 تا 0.85 برآورد شد. سپس، نسخه 28 سؤالي پرسشنامه در مورد 149 زن دانشجو و 16 زن مبتلا به نوعي از اختلالهاي خوردن شامل، 4 زن مبتلا به بي اشتهايي عصبي، 9 زن مبتلا به پراشتهايي عصبي و 3 زن مبتلا به اختلال خوردن نامشخص، اجرا و تحليل عوامل انجام شد. نتايج نشان دادند كه مواد مقیاسها داراي همبستگي بالا و معناداري هستند. براي بررسي همساني دروني از آلفاي كرونباخ استفاده شد كه براي كل پرسشنامه 0.94، براي مقیاس ظاهر كلي0.88، براي مقیاس قسمت هاي خاص بدن0.92 و براي مقیاس وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد0.83 بدست آمد. که همگی حاکی از همسانی درونی قابل ملاحظه است. پايائي با استفاده از روش بازآزمایی نیز 0.94 بدست آمد.
در مطالعه ی عظیم زاده، رضویه و محرری (1388) آلفای کرونباخ0.94 برآورد شده است و ضریب پایایی حاصل از بازآزمایی0.96 گزارش شده است، که حاکی ازپایایی خوب این پرسشنامه در جمعیت ایرانی است.
5-پرسشنامهی طرحواره ی ظاهرتجدیدنظرشده (کش،ملنیک و هاربوسکی،2004).
پرسشنامه طرحواره های ظاهر ابزاری 14 پرسشی بود که سرمایه گذاری تن انگاره را در ارتباط با باورها یا نظرات خاص مربوط به
اهمیت ، مفهوم و تاثیر ظاهر در زندگی فرد ارزیابی می کرد. کش (1930) نشان داد که پایایی آن بر روی 171 دانشجوی زن و مرد به ترتیب 0.82 و 0.79 است. پایایی به روش بازآزمایی یک ماهه برای داشجویان زن 0.71 بود . علیرغم پشتیبانی تجربی ، بررسی منتقدانه ، از محدودیتهای این ارزیابی خبر می داد . این مشکلات شامل پرسشهای خود ارزشی و تصورات قالبی اجتماعی ، پرسشهای رفتاری اندک و عدم موفقیت دریافتن تفاوتهای جنسیتی مورد انتظاربودند. بنابراین ، در ابتدا مقیاسی 45 پرسشی ساخته شد و همراه با پرسشنامه ی و ارزیابیهای اعتبار یابی دیگری در اختیار 603 دانشجو (468 دختر و 135 پسر ) قرارگرفت. نتیجه نهایی ، پرسشنامه بازنگری شده طرحواره ی ظاهربا20 ماده ای مربوط به سرمایه گذاری شناختی – رفتاری بر ظاهر و شامل دو خرده مقیاس بود.
1- خرده مقیاس برجستگی خود ارزشی (12 ماده ) : میزانی که افراد ، خود و ارزشمندی خود را از روی ظاهر فیزیکی تعریف و یا اندازه گیری می کنند یا به اعتقاد فرد ظاهر در تجارب اجتماعی و هیجانی موثر است. 2- خرده مقیاس برجستگی انگیزشی (8 ماده ) : میزانی که فردبه ظاهر خود توجه می کند و درگیر رفتارهای مدیریت ظاهر می شود.
ضریب آلفای کرونباخ برای زنان و مردان به ترتیب 0.82 و 0.85 بدست آمد، که حاکی از همسانی درونی بالایی بود. این پرسشنامه ، به روش لیکرت نمره گذاری شده و دارای 5 گزینه(از کاملا موافقم تا کاملا مخالفم ) است . در این پرسشنامه ، ارزش گزینه ای بیشتر است که نشان دهنده توجه و اشتغال ذهنی بیمارگون آزمودنی نسبت به بدنش و در نتیجه نشانه نارضایتی وی از بدنش باشد . در این پرسشنامه سوالات شماره (1،4،5،9،11،12) بطور معکوس و بقیه سوالات به شیوه مستقیم ارزشیابی می شوند.
6- آزمون باورهای مربوط به ظاهر، (باتر،1985) .
آزمون باورهای مربوط به ظاهر، آزمونی 10 ماده ای است که هر ماده ی آن اظهار نظری درباره ی جنبه ای از ظاهر جسمانی را دربرمی گیرد. آزمودنی در این آزمون میزان توافق یا عدم توافق خود را با هر مورد در مقیاسی 1تا5 (کاملا موافق تا کاملا مخالف) مشخص می کند. این آزمون بوسیله ی باتر(1985) به منظور ارزیابی باورهای که افراد درباره ی ظاهر جسمانی خود دارند وتصور می شود ناسازگارانه باشند درپژوهشی به منظور بررسی تاثیر درمانی شناختی – رفتاری برای نارضایتی از بدن،تدوین شده است. بنا به باور تدوین کننده ی این آزمون، مواد آن دربرگیرنده ی همان خطاهای شناختی مثل تعمیم بیش از حد، تفکر دوبعدی، استدلال احساسی، انتزاع انتخابی و شخصی سازی است که بک(1979) در نظریه ی شناختی افسردگی به آنهااشاره دارد. در بررسیهای مربوط به خصوصیات روانسنجی این آزمون نتایج متفاوتی (آلفای کرونباخ،0.61 برای کل مواد وضریب پایایی حاصل از باز آزمایی بین0.21 تا0.9 برای ارزیابی خطاهای مختلف شناختی) بدست آمده است(باتر،1985). به همین دلیل، عده ای تحلیل تک تک مواد را ترجیح می دهند و توصیه می کنند.
7- مقیاس نارضایتی از بدن پرسشنامه ی اختلال خوردن3 (گارنر،1991).
پرسشنامه اختلال خوردن اصل در سال1981 ، برای ارزیابی انواع اختلالات خوردن که در زیر آمده اند ، بکار برده می شد:
الف) بی اشتهایی عصبی ( هر دو نوع آن یعنی ، محدودسازی غذا و پرخوری- پاکسازی)، ب) پرخوری عصبی و پ) اختلال خوردنهایی که در بالا ذکر نشده اند(مانند، اختلال خوردن افراطی)
این پرسشنامه دارای 64 سوال بود که برای شناخت افراد داری کم اشتهائی و پر اشتهائی عصبی طرح شده بودند (گارنر و همکاران، 1983، به نقل از کاتله ویک ، راندولف ، بون- لنزو ، آسبرگ[196] ،2011).در سال 1991 به روز شد و 27 ماده به منظور ارزیابی ویژگیهای اصلی اضافی مرتبط با : 1- ریاضت کشی، 2- کنترل تکانه و 3- ناامنی اجتماعی ، به پرسشنامه اضافه گشت و به این ترتیب از 64 آیتم به 91 ماده ارتقا یافت و پرسشنامه ی اختلال خوردن 2 شکل گرفت (گاردنر ،1991 ؛ کاتله ویک، راندولف، بون- لنزو، آسبرگ ،2011). چندین مطالعه ، پرسشنامه ی اختلال خوردن و پرسشنامه ی اختلال خوردن 2 را، معتبر، همسان (گاردنر وهمکاران ، 1983 ؛ کرودر و همکاران ، 1992 ؛ شیفر و همکاران ، 1998؛ به نقل از کاتله ویک ، راندولف ، بون- لنزو ، آسبرگ ،2011) و دارای توانایی مقایسه بین زن و مرد یافته اند.. در حال حاضر پرسشنامه ی اختلال خوردن 3 ، بهترین شکل، این ابزار اندازه گیری است (کاتله ویک، راندولف، بون- لنزو، آسبرگ،2011). پرسشنامه ی اختلال خوردن 3 در سال 2004 منتشر شده است و دارای آیتمهای اصلی پرسشنامه ی اختلال خوردن است که برای انعکاس نظریه های جدیدتر مرتبط با تشخیص اختلالهای خوردن ، ارتقا یافته اند. این پرسشنامه برای استفاده در زنان سنین 13تا53 سال تدوین شده، دارای 91 ماده و 12 خرده مقیاس است و در مدت زمان 20 دقیقه قابل اجراست. سه خرده مقیاس ، مخصوص اختلالات خوردن (سائق لاغری ، نارضایتی از بدن و پرخوری عصبی ) و نه خرده مقیاس، مربوط به ویژگی های روانشناختی عمومی هستند که با وجود اینکه اختصاصی نیستند اما، با اختلالهای خوردن رابطه ی قوی دارند.
در این پژوهش ازسومین خرده مقیاس پرسشنامه ی اختلالهای خوردن3، یعنی خرده مقیاس نارضایتی از بدن استفاده شده است. این خرده مقیاس دارای 10 ماده است که هر ماده از همیشه تا هرگز، در یک مقیاس 6 گزینه ای به روش لیکرت نمره گذاری می شود. ارزش بیشتر هر گزینه، نشان دهنده ی توجه واشتغال خاطربیمارگون وبیش از حد آزمودنی نسبت به بدنش و در نتیجه نشانه ی عدم رضایت او از بدنش است.در این مقیاس سوالهای 3، 4، 5، 8 و 10 به طور معکوس و
بقیه ی پرسشها به صورت مستقیم نمره گذاری می شوند.
8- مقیاس درجه بندی تصویری رضایت از بدن (استونکارد، سورنسون و شولزینگر، 1980 و فالون و روزین،1985) .
از این مقیاس تحت عنوان “مقیاس درجه بندی ترجیح اشکال” نیز نام می برند. این مقیاس ابتدا به وسیله ی استونکارد،سورنسون و شولزینگر(1980) وسپس بوسیله ی فالون وروزین(1985)تدوین و ارایه شده است. در این مقیاس از آزمودنیها می خواهند که از میان 9 پیکر که به شکل سیاه و سفید و به ترتیب از خیلی لاغر تا خیلی چاق ترسیم شده اند:

یک مطلب دیگر:   روش شناسی آموزش ارزش ها- قسمت ۷