براي، اين، يک، کنيد، ديگران

ر صورتي که بتوان فرآيند رسيدن به کمال نهايي را درک کرد، مي‌توان آن را بارها و بارها‌‌ شبيه‌سازي کرد. بنابراين در مواجهه با عملکرد عالي و بي‌نقص يک شخص تنها نبايد به قدرداني از او بسنده کرد. بهترين راه براي حفظ اين شرايط آرماني آن است که به او کمک کنيم دلايل رسيدن به موفقيت خود را نيز درک کند. او بايد بداند که چرا به اين موفقيت رسيده و چگونه مي‌تواند آن را تکرار کند.
به عنوان مثال اگر ميزان فروش ماهانه‌ي يک فروشنده از ميزان معمولي فراتر رفت، بايد دليل اين بهبود فروش را از او جويا شويد. آيا او از خطي‌مشي متفاوتي براي پيداکردن مشتري يا عقد قرارداد استفاده کرده است؟ آيا تعداد دفعات ارائه‌ي محصول را افزايش داده يا با گروه متفاوتي از مشتريان وارد مذاکره شده است؟ آيا او شيوه‌ي جديدي را براي ارائه‌ي محصول ابداع کرده است؟ با طرح چنين پرسش‌هايي، به او کمک کنيد فرآيندي را درک کند که به واسطه‌ي آن و با پذيرش مسئوليت به چنين نتيجه‌ي قابل‌توجهي رسيده است.
در کسب‌وکارهاي قديمي افراد در مواجه با يک مسئوليت سخت احتمالا با گفتن جمله‌اي شبيه به «وظيفه‌ي من نيست» از پذيرفتن آن شانه خالي مي‌کردند، ولي در جهان امروز تنها کساني قادر به بقا هستند که مسئوليت رسيدن به بهترين‌ها را بپذيرند. با به کاربستن اين هفت راهکار شما نيز مي‌توانيد ديگران را به انجام چنين کاري ترغيب کنيد.
برگرفته از: entrepreneur



اعتماد به نفس بسيار مهم است. نمونه¬اش در همين اپليکيشن اينستاگرام؛ اگر قيافه طرف را ببينيد مستقيم ياد فيلم جن¬گير مي-افتيد و بايد کفاره دهيد! اما با چنان ژستي عکس گذاشته¬ انگار ملکه زيبايي ???? است و ملانيا ترامپ کلفت خانه زادش! همين افراد حداقل دويست سيصد هزار نفر تعقيب کننده (follower) دارند که اگر همان¬ها به وي راي دهند دست کم نماينده شوراي شهر علي آباد کتول خواهند شد! چرا راه دوري برويم؟ همين سلطان محمود غزنوي! به خطار شباهتش به يک موجود خاص چند نوبت مي¬خواستند ايشان را به عنوان حلقه مفقوده داروين معرفي کنند و نوبل زيست شناسي بگيرند اما همين شخص زمام امور ايران را در دست گرفت و سلسله غزنويان را تاسيس کرد! اينها را خدمتتان عرض کرديم تا به اهميت اعتماد به نفس پي ببريد. اکنون که حساسيت بحث براي شما جا افتاده است مي¬پردازيم به راهکارهاي طلايي بالا بردن اعتماد به نفس.

براي مطالعه مقاله کامل اثر به لينک زير مراجعه کنيد.
دانلود کامل اثر



آيا در مراوده با مردم مهارت داريد؟ آيا توانايي متقاعد کردن آنها را داريد تا کاري که شما مي‌خواهيد را انجام دهند؟ در شغل يا زندگي روزمره‌ي خود تا چه اندازه به کنترل ذهن ديگران نياز داريد؟ آيا تکنيک‌هايي که براي اين کار استفاده کرده‌ايد از ديگران آموخته‌ايد يا از تجربه‌هاي خودتان الهام مي‌گيريد؟ در هر صورت اين استراتژي‌ها به احتمال زياد هميشه هم اثربخش نبوده‌اند. اما اگر دانش مربوط به انگيزه‌هاي انساني را مي‌دانستيد چه تفاوتي در کنترل ذهن ديگران نسبت به حالا داشتيد؟
اگر مجهز به اين دانش باشيد و تکنيک‌هاي کاربردي اِعمال آن را روي فردي خاص يا گروهي به خصوص، در شرايطي خاص بلد باشيد، مي‌توانيد ذهن آدم‌ها را کنترل کنيد و آنها را به کاري که مي‌خواهيد واداريد. آن وقت لازم نيست براي انتخاب از ميان استراتژي‌هايي که مي‌شناسيد ده، بيست، سي، چهل بخوانيد.
در اين مقاله مي‌خواهيم درباره‌ي ? روش براي کنترل ذهن ديگران بيشتر بدانيم.
?. نياز به تعلق داشتن

آيا تا به حال احساس کنارگذاشته شدن کرده‌ايد؟ تعلق نداشتن به گروهي که مي‌خواستيد بخشي از آن باشيد؟ چنين موقعيت‌هايي ممکن است شما را دچار ناراحتي، افسردگي، عصبانيت و شايد همه‌ي اينها با هم کرده باشد. در نهايت، ما موجوداتي اجتماعي هستيم که اشتياق‌ زيادي براي ارتباط با ديگران داريم، يک انگيزه‌ي دروني. ما براي تنها زندگي کردن ساخته نشده‌ايم، و براي اينکه از لحاظ اجتماعي پذيرفته باشيم سخت تلاش مي‌کنيم. ما نياز داريم بدانيم جايي در اين دنيا هست که به آن متعلق هستيم.
شما مي‌توانيد از نياز به تعلق داشتن و اشتياق به مرتبط بودن که در افراد وجود دارد براي کنترل ذهن ديگران استفاده کنيد تا کاري که مي‌خواهيد را انجام دهند.

براي مثال:
اگر براي دعوت مردم به کاري از اسم‌ها به جاي افعال استفاده کنيد، آدم‌هاي بيشتري به شما پاسخ مثبت خواهند داد. «اهداکننده‌ي خون باشيد» افراد بيشتري را وادار مي‌کند کاري انجام دهند تا «همين حالا خون اهدا کنيد». اين به اين دليل است که اسامي براي افراد يادآور هويت گروهي هستند.
اگر مردم بتوانند به شما اعتماد کنند، به درخواست‌هاي شما بيشتر پاسخ مثبت خواهند داد.
بهترين راه براي اينکه ديگران به شما اعتماد کنند اين است که در ابتدا شما به آنها نشان دهيد که به آنها اعتماد داريد.
________________________________________
: روشهاي متقاعد کردن ديگران؛ چگونه فردي با نفوذ باشيم؟
________________________________________
?. عادت‌ها
شايد دانستن اينکه چه تعداد از کارهايي که در يک روز معمولي، بدون لحظه‌اي درنگ و از سر عادت‌ انجام مي‌دهيم شما را متعجب کند. عادت‌ها چنان با زندگي ما درآميخته‌اند که حتي به ياد نمي‌آوريم چطور شکل گرفته‌اند.
تبليغات

درباره‌ي اينکه شکل دادن به عادت‌هاي تازه ماه‌ها زمان مي‌برند بسيار شنيده‌ايم. چطور چنين چيزي امکان دارد آن هم وقتي صدها عادت بدون اينکه حتي به آن فکر کرده باشيم در زندگي ما شکل گرفته است؟
معلوم شده اگر بدانيد دانش پشت شکل‌گيري عادت‌ها چيست، ساختن عادتي تازه يا حتي تغيير عادت فعلي کار ساده‌اي خواهد بود. شما هم مي‌توانيد از اين دانش براي تغيير يا ساختن عادت‌هاي افراد و کنترل ذهن ديگران استفاده کنيد و از اين طريق آنها را به کاري که مي‌خواهيد وادار کنيد. بخشي از اطلاعات مربوط به دانش عادت‌ها را با هم مي‌خوانيم:
ساده‌ترين راه براي ايجاد يک عادت تازه وصل کردن آن به يکي از عادت‌هايي است که همين حالا داريد.
اگر از اين تکنيک اتصالي استفاده کنيد مي‌توانيد عادت‌هاي جديد را ظرف کمتر از يک هفته در افراد ايجاد کنيد.
بخش مهمي از شکل دادن يک عادت تازه شکستن فرآيند به قدم‌هاي واقعا کوچک است.
?. قدرت داستان‌ها
شما از کدام دسته افراديد؟ آيا از آنهايي هستيد که دست کمک به نيازمندان داريد؟ از آنها که دنبال مد و روندهاي همه‌گير بازاريد؟ از آنهايي هستيد که عاشق خانواده‌شان هستند و زمان و انرژي خودشان را براي تقويت رابطه‌ي خانوادگي به کار مي‌گيرند؟
همه‌ي ما تصوري از شخصيت خودمان داريم. ما براي خودمان و ديگران درباره‌ي اينکه چه کسي هستيم و دلايل کارهايمان چيست داستان‌هايي تعريف مي‌کنيم. تعدادي از تصورات شخصي ما درباره‌ي شخصيت‌ و داستان‌هاي‌مان خودآگاه هستند اما بخشي ديگر تا اندازه‌ي زيادي ناخودآگاه‌اند.
اگر بتوانيد اين تصورات شخصيتي را درک کنيد آنگاه مي‌توانيد به طريقه‌اي ارتباط برقرار کنيد که با آن داستان‌هاي شخصي جور باشند. اينگونه مي‌توانيد ذهن آدم‌ها را کنترل کنيد. براي مثال:
اگر بتوانيد آدم‌ها را مجبور کنيد کاري انجام دهند که در تضاد با تصور شخصي‌ آنها از خودشان است، آن يک قدم کوچک مي‌تواند نهايتا به تغيير رفتاري بزرگي ختم شود.
اگر مي‌خواهيد داستان کسي را تغيير دهيد از آدم‌هايي که داستان متفاوتي دارند بخواهيد داستان‌شان را براي اين فرد تعريف کنند. در عرض ?? دقيقه مي‌توانيد با فراهم کردن داستاني مناسب کسي را واداريد تا داستان شخصي‌اش را عوض کند و اين تغيير واحد مي‌تواند رفتار آنها را براي تمام زندگي تغيير دهد.
نوشتن چيزي با دست ( نه تايپ کردن) بخش‌هايي از مغز را فعال مي‌کند که احتمال تعهد افراد را به به آنچه نوشته‌اند بالا مي‌برد.
________________________________________
: چطور از مهارت داستان‌گويي براي متقاعد کردن ديگران استفاده کنيم
________________________________________
?. استفاده از تکنيک چماق و هويج
اگر بخواهيد کسي را وادار کنيد تا کاري براي شما انجام دهد، بايد کلي وقت و انرژي صرف کنيد ، حتي ممکن است به آنها جايزه بدهيد يا پول پرداخت کنيد تا کاري که مي‌خواهيد را براي شما انجام دهند. اما تا به حال به ماشين‌هاي شرط بندي توجه کرده‌ايد؟ با اينکه آنها پول هم از آدم‌ مي‌گيرند!، ولي توانسته‌اند افراد زيادي را به خود معتاد کنند. دليلش چيست؟ به نظر مي‌رسد ندادن پاداش! در حقيقت اين ماشين‌ها طبق دانش چماق و هويج درست شده‌اند و هميشه هم پاداش نمي‌دهند. چماق و هويج در اصطلاح به سياستي ترکيبي از پاداش و تنبيه اشاره دارد که فرد را وادار به انجام رفتار مورد نظر کند. اما چرا هويج و چماق نام گرفته؟ يک راننده گاري را در نظر بگيريد که يک هويج جلوي چشم اسبش آويزان کرده و چوبي را در پشت او نگه داشته اشت. اسب براي به دست آوردن غذا، رو به جلو حرکت مي‌کند، در عين حال با حرکت رو به جلو از چوب هم فرار مي‌کند چون نمي‌خواهد درد چوب خوردن يا تنبيه را تحمل کند. ما نيز مي‌توانيم از اين مفهوم و اثر، براي کنترل ذهن ديگران استفاده کنيم. به گزاره‌هاي زير که از اين تکنيک منشا گرفته، توجه کنيد:
اگر رفتاري پايدار را از آدم‌ها انتظار داريد هربار که کاري را انجام مي‌دهند به آنها پاداش ندهيد، پاداش‌ها را گاه به گاه به کار ببريد.
آدم‌ها هرقدر به هدفي نزديک‌تر باشند باانگيزه‌تر خواهند بود. براي مثال فرض کنيد که يک کافي‌شاپ داريد و به ازاي خريد هر فنجان قهوه يک کوپن به آنها مي‌دهيد. با ارائه‌ي ده کوپن آنها يک قهوه مجاني از شما مي‌گيرند. ولي آيا مي‌دانيد به محض دريافت آن قهوه‌ي مجاني، ديگر رفتارهاي خريد و مصرف قهوه‌شان تغيير کرده و تا مدتي کمتر خواهد شد؟
به خاطر داشته باشيد زماني که فردي را تنبيه مي‌کنيد اثر آن تنها براي مدت کوتاهي باقي خواهد ماند. در حقيقت پاداش دادن موثرتر از تنبيه کردن است.
?. غريزه‌ها

تصور کنيد در جاده‌اي مي‌رانيد و تصادفي کمي جلوتر اتفاق افتاده است. به خودتان مي‌گوييد: «سرعتت را کم نکن که به صحنه نگاه کني» و در همين حين اشتياق غيرقابل کنترلي را در خود حس مي‌کنيد که دقيقا همين کار ممنوع را انجام دهيد.
مجذوب خطر شدن يکي از غرايز اصلي ماست. غريزه‌ها قدرتمند و تا حد زيادي ناخودآگاهند و روي رفتار ما تاثير مي‌گذارند. گاهي تنها با تلنگري بر اين غريزه مي‌توانيد آدم‌ها را به انجام کاري وادار کنيد، براي مثال:
آدم‌ها بيشتر در اثر ترس از دست دادن چيزي انگيزه پيدا مي‌کنند تا به دست آوردن آن.
همه‌ي ما آدم‌هاي کنترل‌گري هستيم. علاقه به کنترل از ? ماهگي، زماني که خيلي کوچک هستيم، در ما شکل مي‌گيرد.
وقتي آدم‌ها غمگين باشند يا بترسند چيز‌هاي آشنا را مي‌خواهند. وقتي شاد و راحت باشند براي تجربيات جديد علاقه نشان خواهند داد.
________________________________________
: ? راه براي اينکه در صحبت‌ کردن تاثيرگذارتر باشيم
________________________________________
?. اشتياق به چيره‌دستي

آنچه حتي بيش از ارائه‌ي پاداش آدم‌ها را ترغيب مي‌کند اشتياق آنها به يادگيري و مسلط شدن در مهارت‌ها و دانش است.
برخي موقعيت‌ها اشتياق فرد را به چيره‌دستي بالا برده و موقعيت‌هاي ديگر اين اشتياق را سرکوب مي‌کنند. شما مي‌توانيد با داشتن اطلاعات به دست آمده از تحقيقات، شرايطي را فراهم کنيد که مشوق و انگيزه‌دهنده‌ي اشتياق آدم‌ها به چيره‌دستي باشد. به اين روش مي‌توانيد آنها را به کاري که مي‌خواهيد واداريد و کنترل ذهن ديگران را در دست بگيريد. براي مثال:
دادن استقلال به افراد در کاري که انجام مي‌دهند، آنها را براي رسيدن به چيره‌دستي و سخت‌تر کار کردن باانگيزه مي‌کند.
آدم‌ها اگر بدانند کاري سخت است براي انجام آن انگيزه‌ي بيشتري خواهند داشت.
اگر مي‌خواهيد اشتياق به چيره‌دستي را در فردي تحريک کنيد، قدرداني را با ارائه‌ي بازخورد مخلوط نکنيد. در ارائه‌ي بازخورد تنها به ارائه‌ي واقعيت‌ها بسنده کنيد.
?. حيله‌هاي ذهني
احتمالا با خطاي ديد، زماني که ذهن و چشم چيزي را که در واقعيت صورت به خصوصي دارد به شکلي ديگر مي‌بينند، آشنا هستيد. آنچه که شايد ندانيد اين است که چيزي به نام خطاي شناختي نيز وجود دارد. چندين سوگيري در نحوه‌ي تفکر آدم‌ها وجود دارد. مغز ما به نحوي تکامل يافته که بتواند به سرعت نتيجه‌گيري کند. اين قابليت در برخورد سريع با اتفاقات محيط به نفع ماست اما گاهي اوقات اين نتيجه‌گيري‌ها و تصميم‌هاي سريع منجر به خطاهاي ادراکي در ما مي‌شوند. شما مي‌توانيد اين حيله‌هاي ذهني را براي کنترل ذهن ديگران به کار بگيريد. براي مثال:
اگر به پول اشاره کنيد آن وقت آدم‌ها مستقل‌تر مي‌شوند و احتمال کمتري دارد که بخواهند به ديگران کمک کنند.
آدم‌ها اطلاعاتي را که با آن مخالف هستند نشنيده مي‌گيرند، اما شما مي‌توانيد براي دور زدن اين موضوع در وهله‌ي اول با آنها موافقت کنيد.
اگر بتوانيد آدم‌ها را وادار کنيد چيزي را به صورت سوالي از خودشان بپرسند با احتمال بيشتري آن را انجام خواهند داد. براي مثال: «آيا هر هفته ورزش خواهم کرد؟» بهتر از اين است که آنها را واداريد بگويند: «هر هفته ورزش خواهم کرد.»
اگر بدانيد که چه چيز آدم‌ها را برمي‌انگيزد، آن‌ وقت مي‌توانيد کارها، پيشنهادات و نحوه‌ و شکل ابراز خواسته‌هاي خود را تغيير داده و اصلاح کنيد. حالا شما قادريد استراتژي‌هاي خود را براي کنترل ذهن ديگران بازبيني کنيد.
برگرفته از: psychologytoday.com

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع جذابيت و کاريزما
کاريزما همان رايحه‌ي روح است

6000تومان



مشغول يادگيري زبان خارجي جديدي هستيد؟ ديروز چند کلمه‌ي جديد ياد گرفتيد؟ امروز چند تا از آنها را به ياد مي‌آوريد؟ آيا کاربرد و قاعده‌ي استفاده‌شان را مي‌دانيد؟ در مکالمات‌تان چند بار از آنها استفاده کرديد؟
کاش مي‌شد اين کلمه‌هاي بازيگوش در گوشه‌اي از ذهن‌مان بنشينند و جُم نخورند و هر وقت لازم‌شان داشتيم بي‌درنگ و بدون تقلا خود را نشان دهند! خبر خوب اينکه روش‌هايي وجود دارند که يادگيري کلمات جديد را براي‌مان ساده‌تر، لذت‌بخش‌تر، سريع‌تر و مؤثرتر مي‌کنند. ? روشي که در ادامه مي‌خوانيد يادگيري کلمات جديد زبان خارجي را براي‌تان ساده‌تر مي‌کنند.
?. ميان کلمات پيوند ايجاد کنيد

مغز ما آنچه را مي‌خوانيم به تصوير، ايده و احساسات تبديل مي‌کند و سپس اين داده‌هاي جديد را به دانسته‌هاي پيشين پيوند مي‌دهد و اينگونه ما چيزها را به ياد مي‌آوريم. به عبارتي هر چيز جديدي جايش را در ميان دانسته‌هاي قديمي پيدا مي‌کند. درختي بزرگ با شاخه‌هاي فراوان و انبوهي از برگ در مقايسه با يک درخت کوچک با شاخه‌هاي تُنُک آسان‌تر به چشم مي‌آيد. کارکرد مغز نيز مشابه است. وقتي کلمه‌ يا ايده‌اي تازه را با دانسته‌هاي پيشين پيوند مي‌دهيد، يافتن آن در هنگام نياز آسان‌تر است. اما چطور اين روش را براي کلمات به کار بگيريم؟ روش کار ساده است. تار عنکبوت را مجسم کنيد. چيزهايي را که مي‌خواهيد به ياد بسپاريد در وسط کاغذ بنويسيد، سپس مانند تار عنکبوت خط‌هايي از مرکز به بيرون بکشيد و در انتهاي آنها، ايده‌ها، کلمات و حتي تصاويري را که با فکر کردن به کلمه‌ي مرکزي به ذهن‌تان خطور مي‌کند، قرار دهيد. مهم نيست چه چيزي، هر چه به ذهن‌تان مي‌رسد يادداشت کنيد.
با اين کار که شايد تنها ? دقيقه طول بکشد، پيوند ميان همه‌ي اين کلمات در مغزتان نقش مي‌بندد و هر زمان يکي از اين کلمات را ببينيد يا بشنويد به راحتي کلمات ديگر را به ياد مي‌آوريد. براي اثرگذاري بيشتر مي‌توانيد دلايلي را که به نظرتان اين کلمات را به هم پيوند مي‌دهند، توضيح دهيد. هر چه بيشتر اين کار را بکنيد، پيوندهاي بيشتري ايجاد مي‌کنيد و پيوندهاي بيشتر به ياد آوردن کلمات را آسان‌تر مي‌کنند.
________________________________________
: ? نکته براي يادگيري زبان جديد از ديد مترجم‌هاي TED
________________________________________
?. ترتيب و قواعد استفاده را فراموش نکنيد

به خاطر سپردن کلمات مهم است، اما انگليسي هم مانند چيني و مانند فرانسوي يک زبان است و زبان فقط مجموعه‌اي از کلمات نيست که با به خاطر سپردن‌شان کار تمام شود. زبان ابزاري است که انسان به وسيله‌ي آن افکارش را توضيح مي‌دهد و ارتباط برقرار مي‌کند. بنابراين شما بايد بدانيد هر کلمه چطور استفاده مي‌شود. براي اين کار مثال‌هايي از چگونگي کاربرد کلمات پيدا کنيد، نوشتن کلمات مختلف، قبل و بعد از کلمه‌ي مورد نظر، به ياد سپردن چگونگي استفاده‌ي آن را آسان‌تر مي‌کند. مثلا کلمه «مغرور» را در نظر بگيريد، چيزي مثل اين بنويسيد: «… مرد مغرور قدبلند…» اين کار به شما کمک مي‌کند به ياد بسپاريد «مغرور» يک صفت است که در مورد انسان‌ها به کار مي‌رود. پس از اين کار، براي تمرين بيشتر، با کلمه‌ي مورد نظر ? جمله‌ي کامل بسازيد.

________________________________________
: ?? نکته براي يادگيري زبان خارجي
________________________________________
?. از عکس و تصوير استفاده کنيد

اگر مي‌توانيد تصويري بکشيد که معني کلمه‌ي مورد نظر را براي‌تان تداعي کند. اين کار شايد عجيب به نظر برسد ولي واقعا مؤثر است. در ميان انبوه اطلاعاتي که مغز ما هر روز دريافت مي‌کند، يک تصوير عجيب و غريب مغزمان را غافلگير مي‌کند و مي‌دانيم که انسان به ندرت غافلگيري‌ها را فراموش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *