مقالات

برای، این، زندگی، مدیران، یک

دانلود پایان نامه

نه این که از آنها مطالبه کنیم. آنها می‌دانند که ما رئیس هستیم. اگر به آنها دستور بدهیم در واقع به آنها سرکوفت زده?ایم. اگر گفتار و رفتار ما به عنوان رهبر هماهنگ باشند، و از افراد برای انجام کارها درخواست کنیم می‌توانیم نفوذمان را در تیم شکل بدهیم و به اعضای گروه این حس را القا کنیم که آنها با ما کار می?کنند نه برای ما.
?. مدیریت ذره‌بینی

مدیریت ذره‌بینی بدترین کاری است که رهبران تازه?کار ممکن است انجام بدهند. برای تیم‌مان اصلا خوب نیست که یک نفر دائما بالای سرشان بایستد و بپرسد: «هنوز تمام نشده؟» البته این برای خود مدیر هم خوب نیست. این کار نشان می?دهد که مدیر به تیم اعتماد کامل ندارد و همچنین توانایی وی برای رهبری نیز زیر سوال می?رود. ما باید به تیم‌مان فضای کافی برای اثبات توانایی?های?شان را بدهیم و هر وقت لازم بود به آنها پیشنهاد حمایت بدهیم.
اگر بتوانیم از این ? اشتباه جبران‌ناپذیر مدیریتی اجتناب کنیم، اعضای تیم‌مان ارزش آن را درک خواهند کرد و این باعث می?شود که همکاری آنها بیشتر شود و بهترین نتایج را با گروه‌مان کسب کنیم.
برگرفته از: inc

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی تدوین طرح کسب‌ و کار به روش اساتید هاروارد
ایده خود را به پول تبدیل کنید

8000تومان



از انرون گرفته تا فولکس‌واگن، عدم ثبات قدم مدیران بارها و بارها در مقابل چشمان وحشت‌زده‌ی ما، کسب‌وکارها را به ورطه‌ی نابودی کشانده‌اند. اما تراژدی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران عادی، با تمام تخصص‌هایی که دارند، مدام با اشتباهاتی که خودشان تشخیص نداده، اما دیگران به‌وضوح می‌بینند، خود را به مسلخ می‌برند. در این مقاله قصد داریم به ? اشتباه رایج مدیران که همه را بدبخت می‌کند اشاره کنیم.

می‌توانید به جای خواندن این نوشته، ویدیوی زیر را نیز ببینید.
مرورگر شما قادر به پخش ویدیو نمی باشد.
در بیشتر موارد، این شکاف‌های خفیف و اغلب ناخواسته در ویژگی ثابت قدمی مدیران هستند که آنها و در پیِ رئیس، کارمندان و شرکت‌های‌شان را از قافله عقب نگه می‌دارند. این مدیران علی‌رغم توانایی‌های بالقوه‌ای که دارند، به خود و کارمندان‌شان آسیب می‌رسانند.
«در فرد به دنبال سه چیز بگردید: هوش، انرژی و اخلاق‌مداری. اگر آخری را نداشت، خودتان را به زحمت نیندازید.»
-وارن بافت
دکتر فرد کیل (Fred Kiel) برای نوشتن کتاب Return On Character کار دشواری انجام داد و ارزش ثابت قدمی مدیران را کمیت‌دهی کرد. یافته‌هایش در این زمینه فوق‌العاده هستند. کیل اطلاعات ?? مدیرعامل را در دوره‌ای هفت‌ساله جمع‌آوری کرده و رتبه‌بندیِ کارمندان‌شان از رفتار آنها را با عملکرد شرکت مقایسه کرد.
________________________________________
: ? اشتباه جبران?ناپذیر مدیران تازه‌کار و راه‌های جلوگیری از آن
________________________________________
کیل فهمید مدیران‌عاملی که اخلاق‌مدار بودند، از ?/? درصد بازدهی بیشتری برخوردار بودند، در حالی که مدیران غیر اخلاق‌مدار، عملکردی ?/? درصدی داشتند. به‌علاوه، میزان تعهد کارمندان در سازمان‌هایی که مدیران‌عاملی اخلاق‌مدار رهبری‌شان می‌کردند، ?? درصد بیشتر بود.
دکتر فرد کیل برای نوشتن کتابش، طی ? سال، روی ?? مدیرعامل مطالعه کرد.
کیل مدیران‌عامل بسیار اخلاق‌مدار را اینگونه توصیف می‌کند: «آنها اغلب فروتن بودند. به نظر می‌رسید برای موفقیت شغلی، پاداش و مزایای خودشان، نگرانی‌های بسیار کمتری داشتند. نکته‌ی جالب اینجاست که همه‌ی آنها عملکرد بهتری هم نسبت به مدیران‌عاملی داشتند که روی پاداش، مزایا و موفقیت شغلی خودشان متمرکز بودند. یک جورهایی مضحک است.»
یافته‌ی کیل واضح است: شرکت‌هایی که تحت رهبری مدیران اخلاق‌مدار و صادق کار می کنند، عملکرد بهتری دارند. کیل می‌گوید: «شرکت‌هایی که تلاش می‌کنند تحت رهبری مدیرعاملی ماهر اما خودمحور رقابت کنند، در حقیقت خودشان را آماده‌ی شکست می‌کنند».
________________________________________
: ? اشتباهی که مدیران در تذکر دادن به کارمندان مرتکب می‌شوند
________________________________________
هر مدیری وظیفه دارد اخلاق‌مداری خود را تقویت کند. بسیاری اوقات تله‌هایی وجود دارند که مدیران خوش‌نیت را خلع سلاح می‌کنند. با مطالعه‌ی این تله‌ها و آگاهی از چگونگی آنها، همه‌ی ما می‌توانیم آمادگی خود را حفظ کرده و صداقت خود را در جایگاه مدیریت به بالاترین سطح ممکن برسانیم.
پرورش کیش شخصیت
مدیران به آسانی در دنیای خودشان گرفتار می‌شوند، زیرا سیستم‌های بسیاری در جریان هستند که همه چیز را به سمت آنها بر می‌گردانند. این مدیران به‌جای اینکه به یاد داشته باشند تنها دلیل وجودشان خدمت به دیگران است، با خودشان فکر می‌کنند: «اینجا قلمروی من است. همه‌ی کارها را به شیوه‌ی من انجام خواهیم داد.» اگر می‌خواهید مدیر خوبی باشید باید به خاطر داشته باشید که شما به دلیلی در آن جایگاه هستید و این دلیل به‌طور قطع انجام کارها به‌ شیوه‌ی خودتان نیست. مدیران صادق نه تنها از پرسش و نقد استقبال می‌کنند، بلکه اصرار به پرسش و نقد هم دارند.
اجتناب از پاسخ‌گویی
معروف است که سیاست‌مداران در قبال اشتباهات‌شان پاسخ‌گو نیستند، مدیران کسب‌وکار هم، چُنین هستند. حتی اگر به‌جای میلیون‌ها نفر، تنها تعداد اندکی از افراد هم اشتباه مدیر را ببینند، طفره رفتن از پاسخ‌گویی ممکن است فوق‌العاده مخرب باشد. شخصی که از گفتن «از اینجا به بعد من مسئول هستم.» اجتناب می‌کند، اصلا مدیر نیست. برای مدیر بودن باید اعتمادبه‌نفس کافی در تصمیم‌گیری‌های خود و تصمیم‌گیری‌های گروه‌تان داشته باشید، همان تصمیم‌هایی که اگر شکست بخورند شما باید جواب‌گوی‌شان باشید. مدیران بزرگ، بارِ سرزنش‌ها را به‌تنهایی به دوش می‌کشند اما تشویق‌ها و اعتبارها را با دیگران شریک می‌شوند.
کمبود خودآگاهی
بسیاری از مدیران تصور می‌کنند هوش هیجانی (EQ) مناسبی دارند. بسیاری مواقع هم، در برخی مهارت‌های EQ تخصص دارند، اما وقتی پای درک خودشان به میان می‌آید، متأسفانه کور می‌شوند. مسئله ریاکاریِ آنها نیست، فقط آنچه را که دیگران می‌بینند، نمی‌بینند. این دسته از مدیران ممکن است تبعیض قائل شوند، کار کردن با آنها سخت باشد و در مواجهه با انتقادها برخورد بدی داشته باشند. اما حقیقت اینجاست که آنها تنها نیستند. تحقیقات TalentSmart که روی بیش از یک میلیون نفر صورت گرفته، نشان می‌دهد که تنها ?? درصد از ما آدم‌ها در ارزیابی خودمان، عملکرد دقیقی داریم.
فراموش کردن اینکه ارتباط، خیابانی دو طرفه است

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند ارتباط‌برقرارکنندگانِ فوق‌العاده‌ای هستند، اما متوجه نیستند که ارتباطِ یک طرفه برقرار می‌کنند. برخی مدیران به خودشان افتخار می‌کنند که سهل‌الوصول هستند و به‌راحتی می‌توان به آنها دست یافت، اما در حقیقت نظراتی که افراد مختلف با آنها در میان می‌گذارند را اصلا گوش نمی‌کنند. برخی مدیران برای افراد زیرمجموعه‌شان هدفی تعیین نمی‌کنند یا اصلا زمینه‌ای برای‌شان تعریف نمی‌کنند. برخی دیگر هیچ بازخوردی ارائه نمی‌کنند و باعث می‌شوند افراد سردرگم بمانند که بالاخره کارشان مورد تأیید هست یا نه، قرار است ترفیع بگیرند یا اخراج شوند.
عدم اخراج کارمندان ضعیف
مدیران گاهی‌اوقات به این خاطر که دل‌شان برای یک کارمند می‌سوزد یا اصلا به این خاطر که می‌خواهند از درگیری جلوگیری کنند، از گرفتن تصمیم‌های دشوار طفره می‌روند. مسلما دلسوزی برای دیگران هیچ ایرادی ندارد، اما مدیران حقیقی می‌دانند که این کار چه موقعی مناسب نیست و چه زمانی هست. آنها می‌دانند چه موقع باید فلان شخص را برای شرکت‌شان و بقیه‌ی گروه هم که شده، اخراج کنند.
تسلیم شدن به ضرورت‌ها
جور ضرورت وقتی اتفاق می‌افتد که مدیران روز خود را صرف انجام کارهای کوچک می‌کنند. آنها به امور بی‌اهمیتی توجه می‌کنند که در مقابل چشمان‌شان اتفاق می‌افتند و تمرکز خود را روی آنچه واقعا مهم است، که همان کارمندان‌شان هستند، از دست می‌دهند. اخلاق‌مداری شما به‌عنوان یک رهبر، به توانایی‌تان در جلوگیری از حواس‌پرتی‌هایی بستگی دارد که باعث می‌شوند کارمندان خود را در اولویت قرار ندهید.
مدیریت ذره‌بینی
اکثر اوقات این اشتباه را از جانب افرادی می‌بینید که به‌‌تازگی موفق شده‌اند به مراتب بالای مدیریتی دست یابند. آنها هنوز ذهنیت کارمندی‌شان را به ذهنیت مدیریتی تغییر نداده‌اند. اگر نکته‌ی ملموسی نداشته باشند که در پایان روز به آن اشاره کنند، احساس بی‌فایدگی می‌کنند. آنها تشخیص نمی‌دهند که مفید بودنِ مدیر، معنای متفاوتی دارد. درنتیجه، تا حد جنون مدیریت ذره‌بینی کرده و جایگاه خود را تنزل می‌دهند و می‌خواهند بر تمام کارهای ریز و درشت، خودشان نظارت و مدیریت داشته باشند. یکی از قسمت‌های مهم اخلاق‌مداری مدیر، در آزادی دادن به افراد برای انجام کارهای‌شان است.
کلام پایانی
خبر بد اینکه این اشتباهات همان‌قدر که مخرب هستند، عادی هم هستند. خبر خوب اینکه درست کردن‌شان بسیار آسان است، به‌شرط اینکه از وجودشان آگاه شوید.
برگرفته از: forbes.com

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



تازگی‌ها به جای کلمه‌ی «موفقیت»، ترجیح می‌دهم از عبارت «هنرِ زیستن» استفاده کنم. اینکه با استفاده از تکنیک‌ها و ترفندهایی در آینده‌ای نامعلوم به چیزهایی برسم که در آن آینده‌ی نامعلوم به من احساس شادی و خوشبختی بدهد، برای من کافی نیست. من نیاز دارم که هم‌اکنون زندگی‌ام را تا حدی که می‌توانم معنادارتر و غنی‌تر کنم. «هنر زیستن» قرار است به این نیاز پاسخ بدهد و کسی که بتواند این‌گونه زندگی کند، هنرمند واقعی است.

________________________________________
: ویژگی‌های زندگی موفق؛ زندگی خود را ارزیابی کنید
________________________________________
«هنرمندان واقعی کسانی هستند که می‌توانند سطح زندگی روزمره‌ی خود را تا حد یک موهبت الهی بالا ببرند.»
– سارابن برت ناچ
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

چطور می‌توانیم سطح زندگی روزمره‌ی خود را در حد یک موهبت الهی بالا ببریم؟ چطور می‌توانیم در همین لحظه شادمانی، غنا و معجزه‌ی هستی را در درون خود تجربه کنیم؟ امیدوارم پیشنهادهای من که برای خودم فوق‌العاده تأثیرگذار بوده‌اند، برای شما هم مؤثر واقع شوند.
?. بار زندگی را سبک کنید
امروزه زندگی‌ بیشتر ما به مسابقه‌ای برای تصاحب سریع‌تر انواع وسایل، کالاها، اعتبار و ارزش اجتماعی تبدیل شده است. دائما به سرعت زیاد و انجام کار بیشتر در زمان کمتر تشویق می‌شویم. از یادگیری مهارت‌های تندخوانی گرفته تا انواع مهارت‌های «یک دقیقه‌ای»؛ از مدیریت یک دقیقه‌ای تا میلیونر یک دقیقه‌ای. دچار یک زندگی فست‌فودی و پرمشغله شده‌ایم. معمولا آن‌قدر پرمشغله و پرکار هستیم که زیستن حقیقی را فراموش می‌کنیم.
«روح نمی‌تواند در زندگی پرسرعت امروزی رشد کند، زیرا تحت تأثیر چیزی قرار گرفتن، فکر کردن به آن و درک کردن و در نتیجه رشد کردن، به زمان نیاز دارد.»
– توماس مور
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

واقعا چه مقدار از فعالیت‌های روزمره‌ی ما ضرورت دارد؟ چه تعداد از وسایلی را که خریده‌ایم، استفاده می‌کنیم؟ آنچه تاکنون به دست آورده‌ایم چقدر به غنی‌تر شدن زندگی ما کمک کرده است؟
مارسل دوشان آدم عجیبی بود. او به درک بسیار عمیقی از نفس هستی و زندگی دست یافته بود. کتاب «پنجره‌ای گشوده بر چیزی دیگر» که مصاحبه‌ای مفصل با اوست بسیار خواندنی و آموزنده است. دوشان می‌گفت که «نباید بار زندگی را سنگین کرد.» او را پدر هنر مدرن می‌خوانند. ولی به نظر من همان‌طور که خودش نیز گفته، هنر اصلی او زندگی کردن بود. او به جای اینکه صرفا هنرمند باشد، هنرمندانه زندگی می‌‌کرد.
«هنر من زندگی کردن است. هر ثانیه و هر نفس کشیدن، یک اثر هنری است که هیچ‌جا ثبت نمی‌شود، نه دیدنی است و نه فکر کردنی. نوعی سرخوشی مدام است.»
– مارسل دوشان
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

?. کارهای روزمره را هنرمندانه انجام بدهید

شستن ظروف، جارو کشیدن، آشپزی، مسواک زدن و همه‌ی امور به ظاهر پیش پا افتاده را می‌توان با روحیه و نگرشی هنرمندانه انجام داد. می‌توان با آرامش، ظرافت و غرق شدن در آن کار، آن را به یک آفرینش هنری تبدیل کرد. در این صورت لذت عمیقی را از انجام همین کارهای عادی تجربه خواهیم کرد. هیچ کاری کوچک و بی‌اهمیت نیست. هر کاری می‌تواند منشأ شادی، لذت و هیجان باشد. همه‌چیز به این برمی‌گردد که چگونه به آن نگاه کنیم. شاید دو سه بار آشپزی در هر روز در کنار هزار و یک کار ریز و درشت، برای یک بانوی خانه‌دار کاری عذاب‌آور و توان‌فرسا باشد. اما اگر آن را به عنوان هدیه‌ و خدمتی عاشقانه برای همسر و فرزندان خود در نظر بگیرد، آن را با شور و لذت انجام خواهد داد.
«زنی که تنها با دست کار می‌کند کارگر است، زنی که با دست و سر کار می‌کند استادکار است و زنی که با دست و سر و قلب کار می‌کند هنرمند است.»
– فرانسیس آسیزی
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

?. زندگی را در اولویت قرار بدهید
آیا شما نیز از آدم‌هایی هستید که یک روزی در آینده قرار است زندگی کردن را شروع کنند؟ بعد از پشت سر گذاشتن کنکور، بعد از فارغ‌التحصیلی، بعد از استخدام شدن، بعد از ازدواج، بعد از ثروتمند شدن و غیره. هیچ زمانی برای زندگی کردن بهتر از همین لحظه نیست. در هر موقعیتی که قرار دارید، چه در پشت کنکور، چه در دوران دانشجویی، شاغل یا بی‌کار، مجرد یا متأهل، در سلول زندان یا در ویلای شخصی‌تان؛ فقط و فقط همین لحظه‌ی حاضر واقعیت دارد. منظور عدم برنامه‌ریزی یا تلاش برای آینده نیست. منظور موکول نکردن زندگی به آینده است. باید خود زندگی را در اولویت تمام کارها قرار بدهیم. اگر چنین کنیم بسیاری از کارها و تقلاهای بی‌مورد و بی‌معنا خود به خود کنار خواهند رفت و زندگی‌مان از غنا و شعف بیشتری برخوردار خواهد شد.
«زندگی آن‌قدر شگفت‌انگیز است که فرصتی برای پرداختن به کارهای دیگر باقی نمی‌گذارد.»
– امیلی دیکنسون
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

________________________________________
: آیا برای موفقیت باید لذت زندگی کردن را فراموش کنیم؟
________________________________________
?. برای خودتان زندگی کنید
منظور از این پیشنهاد، در پیش گرفتن یک زندگی خودخواهانه یا اهمیت ندادن به دیگران نیست. بلکه منظور انتخاب سبک زندگی مناسب و خوشایند برای خودمان است حتی اگر خوشایند دیگران نباشد. اگر با به دست آوردن موفقیت می‌خواهیم نظر و توجه دیگران را به خود جلب کنیم، در این صورت به دنبال یک شادمانی گذرا و کاذب هستیم و داریم عمر خود را تلف می‌کنیم. خیلی از ما به خاطر خوشایند دیگران یا مقبولیت اجتماعی شغلی را انتخاب می‌کنیم که هیچ علاقه‌ای به آن نداریم و حتی برای‌مان عذاب‌آور است و مجبوریم سال‌ها آن را تحمل کنیم. داشتن زندگی اصیل و مناسب، بیش از اینکه به امکانات و شرایط وابسته باشد به نگرش و طرز فکر مربوط است. لازمه‌ی آن این است که با شناخت عمیق‌تر خود و روحیات‌مان، آنچه را که برای ما معنادارتر و لذت‌بخش‌تر است، بیابیم و زندگی خود را بر مبنای آن سامان ببخشیم.
________________________________________
: چرا دنبال کار و شغلی که دوست داریم، نمی‌رویم؟
________________________________________
?. داشته‌هایتان را ببینید

ما معمولا به دنبال چیزهایی که نداریم هستیم و وقتی آنها را به دست می‌آوریم خوشحالی‌مان دیری نمی‌پاید و سراغ چیز دیگری می‌رویم. همیشه احساس می‌کنیم اگر به شغل بهتر، درآمد بهتر و شرایط بهتر برسیم آنگاه برای همیشه خوشحال خواهیم بود و بعد می‌توانیم با خیال راحت از زندگی‌مان لذت ببریم. اما این یک خیال خام است. اگر تحت هر شرایطی که هستید نتوانید از همین لحظه لذت ببرید و در همین لحظه شادی، آرامش و خوشبختی پایدار را احساس کنید، خیلی بعید است که در آینده بتوانید آنها را تجربه کنید. دلیلش این است که این نگرش به مرور به یک عادت تبدیل شده و باعث می‌شود که نتوانید ارزش، اهمیت و لذت آنچه را هم‌اکنون هستید و دارید، ببینید و احساس کنید.
«اگر به اعماق وجود خود دقت کنیم، متوجه می‌شویم آنچه را که آرزو داریم در حقیقت در اختیارمان است.»
– سیمون میل
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

اگر بتوانیم آنچه را که هم‌اکنون داریم از جمله سلامتی، آرامش، درآمد، روابط و غیره را ببینیم و قدرشان را بدانیم و به عنوان موهبت و برکتی ارزشمند آنها را پاس بداریم، هم زندگی‌مان لذت‌بخش‌تر خواهد بود و هم مقدار بیشتری از آنها را به دست خواهیم آورد.
«گریستم چون کفش نداشتم تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت.»
– یک شاعر گمنام
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

?. برای زیستن شرط نگذارید
خیلی مواقع ما با قید و بندهای خودساخته، زندگی را برای خود سخت می‌کنیم. اگر فلان ماشین را بخرم خوشحال خواهم بود. اگر با آن فرد ازدواج کنم خوشبخت می‌شوم. اگر در فلان شهر زندگی کنم شادتر خواهم بود. هیچ مشکلی وجود ندارد که

92