اين، کنکور، آيا، يا، براي

و زئوس دو نمونه از کهن‌الگوهاي مردانه هستند. از جمله ويژگي‌هاي آنها مي‌توان به مرتب و منظم بودن، پيگيري و بااراده بودن، قدرت‌طلبي و تيزبيني اشاره کرد) ديگر دانشجويان شايد مجبور باشند، براي کسب مدارج عاليه بيشتر يا به شکل ديگري تلاش کنند.
همچنين، ممکن است بدون شناخت از روان‌شناسي جنس مخالف و الگوهاي جذب، به خودتان صدمه بزنيد. غالبا اين عارضه گريبان دانشجوياني را خواهد گرفت که از يک شهرستان کوچک‌تر به يکي از کلان‌شهرها کوچ مي‌کنند. پيش از هر اقدام، بايد طرف مقابل را به‌خوبي بشناسيد. کتاب «آيا تو آن گمشده‌ام هستي؟» از باربارا دي آنجليس، در اين مسير شما را ياري خواهد کرد.
بي‌توجهي به آينده‌ي شغلي هم دور از خردمندي است. کافي است که فرض کنيد از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌ايد. آيا مطمئن هستيد آنچه آموخته‌ايد به کارتان مي‌آيد؟ اصلا آيا به بازار کار انديشيده‌ايد؟ يا مثل زمان دانشجويي من، مي‌خواهيد با بي‌اعتنايي به وضع موجود، حدس گلدباخ را اثبات يا مسئله‌ي تثليث زاويه را حل کنيد؟!
کنکورگران به مشتريان‌شان نمي‌آموزند که چطور واقع‌بين باشند. شايد خرده بگيريد که وظيفه‌شان هم آموزش اين چيزها نيست. صددرصد حق با شماست، اما در مقابل بايد با صراحت يادآوري کنم که اغراق در اهميت کنکور و نشان دادن درِ باغ سبز به کنکوري‌ها، کلاهبرداري ناجوانمردانه‌اي است!
تهيه‌شده براي: chetor.com



اگر پس از کنکور، نسبت به دست‌يابي به رتبه‌ي مد نظرتان خوش‌بين نباشيد، در محاصره‌ي احساسات و برداشت‌هاي متفاوت قرار مي‌گيريد. آبشخور تصميمات آتي شما همين احساسات و تفکرات‌تان خواهد بود؛ تصميماتي که چه بسا مسير زندگي شما را به‌کلي دگرگون کنند. وقتي از عملکرد خود در کنکور راضي نيستيد، به معناي آن است که يک تجربه‌ي ناموفق را پشت سر گذاشته‌ايد. اگر کورکورانه به گذرگاه‌هاي بعدي مثل ازدواج، سربازي، مهاجرت يا بازار آزاد کوچ کنيد تا بخت خود را آنجا بيازماييد، به احتمال زياد به استقبال يک ناکامي بزرگ‌تر رفته‌ايد. در ادامه‌ي مقاله، در خصوص تحليل و بررسي اين تفکرات و احساسات و سؤالاتي که پس از شکست در کنکور بايد از خودتان بپرسيد، توضيحاتي ارائه مي‌دهيم.

:
انواع ترس از موفقيت و را‌ه‌هاي غلبه بر آن
?? باور نادرست درباره کار که مانع موفقيت شما مي‌شود
غلبه بر شکست؛ چگونه شکست را شکست دهيم؟
?. عملکرد نامطلوبم در کنکور چه علتي دارد؟
قبل از غرق شدن در هر احساسي و پيش از پذيرفتن هر باوري نسبت به خود، خانواده، جامعه، زندگي و … کمي صبر کنيد تا آتش هيجانات‌تان فروکش کند. آنچه گذشته‌، ديگر مثل تيرِ رهاشده از چله‌ي کمان، از دست رفته است. در اين بين مهم آن است که اشتباهات قبلي را دوباره به همان شکل تکرار نکنيم يا دست‌کم احتمال خطا را به حداقل ممکن برسانيم، چيزهايي را که مي‌توانيم کنترل کنيم، بشناسيم و براي مهار آنها برنامه ريزي و اقدام کنيم. پس قدم اول معلق نگه داشتن احساسات و پذيرفتن باورهاست.
بعد از آن با خود روبه‌رو شويد. به عبارتي، با روراستي، صراحت، صميميت و عقلانيت عملکرد خود را مرور کنيد. ببينيد چه چيزي موجب نارضايتي شما از نتيجه‌ي کنکور شد؟ آيا غفلت کرديد؟ آيا سستي و کم‌همتي کرديد؟ آيا بيش از اندازه روي توانايي‌هاي خود حساب باز کرديد؟ آيا خود را با شاگرد زرنگ‌ها مقايسه کرديد و روحيه‌تان را باختيد؟ آيا استرس و ترس از شکست، باعث شد به‌اندازه‌ي کافي اعتماد به نفس نداشته باشيد؟ آيا در دوره‌ي کنکور از حمايت عاطفي لازم بهره‌مند نبوديد؟ آيا با مشکلات بزرگ‌تر و جدي‌تري مثل فوت يکي از اعضاي خانواده، ازدواج، طلاق، ابتلا به بيماري صعب‌العلاج و … مواجه شديد؟ بايد اينها را تحليل کنيد، در غير اين صورت با سهل انگاري و درنتيجه با اقدام نسنجيده، هيچ بعيد نيست به دست خود آينده‌تان را تباه کنيد.
?. آيا فکر کردم که بايد حتما شبيه الگوي پيشنهادي فلان مشاور درس بخوانم؟
امروزه يکي از پردرآمدترين شغل‌ها، مشاوره‌ي کنکور و انتخاب رشته است. هرکس روش خاص خود را دارد. يکي تبليغات عجيب‌وغريب مي‌کند، آن يکي وعده و وعيد مي‌دهد، ديگري مهندسي معکوس ياد مي‌دهد. به هر صورت، هرکسي در بوق خود مي‌دمد و شما را به يک طرفِ بازار فرا مي‌خواند. جالب آنجاست که اگر در اجراي دستورات او ناکام باشيد، بدون پذيرش هيچ مسئوليتي، کساني را مثال مي‌زند که به موفقيت رسيده‌اند.

برخي نيز مشاوره‌ي انتخاب رشته مي‌دهند. آنها غالبا به‌اندازه‌ي يک دانشجوي ترم اول از شرايط فعلي دانشگاه و قوانين آن مطلع نيستند. اين افراد کاسب‌کار عرصه را بر مشاوران دلسوز و کاربلد تنگ کرده‌اند. اينها بدون آنکه از شما شناختي داشته باشند، بدون آنکه علاقه‌ي شما را در نظر بگيرند، بدون آنکه به شما کمک کنند که تصميم گيري و انتخاب را بياموزيد و مسئول انتخاب خود باشيد، صرفا براساس رتبه‌ي شما و براساس عرف جامعه، براي شما انتخاب رشته مي‌کنند. آنها رشته‌اي را انتخاب مي‌کنند که خودشان دوست دارند يا فکر مي‌کنند از همه بهتر است. به اين ترتيب، به‌راحتي به ترجيحات شما پشت پا مي‌زنند. حاضر نيستند شنونده‌ي شرايط خاص زندگي شما باشند. آنها يک نسخه‌ي از قبل پيچيده دارند و منتظرند نوبت مشاوره تمام شود و نفر بعدي داخل بيايد.
با وجود اين، قطعا در انتخاب رشته، آزمون، منابع تستي، دانشگاه و … به مشورت افراد کارکشته نياز خواهيد داشت، اما هشيار باشيد که مبادا در دام افراد يادشده بيفتيد، زيرا اکثر آنها چيزي را به ديگران توصيه مي‌کنند که خودشان نتوانسته يا نخواسته‌اند انجام بدهند. دکتر غلامعلي افروز اين افراد را کنکورچي و فعاليت آنها را کنکورگري ناميده است. پس هيچ‌گاه تحت تأثير چنين مطالبي، انتظار غير واقع‌بينانه از خود نداشته باشيد، در غير اين صورت عميقا به عزت نفس تان صدمه وارد کرده‌ايد.
________________________________________
: کاربردي‌ترين روش‌هاي تقويت اراده براي درس خواندن
________________________________________
تبليغات

?. آيا فکر کردم بايد فقط در فلان رشته قبول بشوم و لاغير؟
شخصي را مي‌شناختم که وقتي کنکور مي‌داد، پدر مرحومش ?? ساله بود. او مي‌خواست در رشته‌ي ژنتيک قبول شود تا پس از کسب تخصص، بتواند بيماري خاص پدرش را درمان کند. براي اين کار مجبور بود رتبه‌ي بسيار خوبي در کنکور به‌دست آورد. مشکلاتي که داشت به کنار، اين انتظار غيرواقع‌بينانه و فراتر از توانايي‌اش، مزيد بر علت شد که حال بسيار بدي پيدا کند، طوري که عاقبت عملکردش در کنکور، فرسنگ‌ها با آنچه مي‌خواست تفاوت داشت. همان‌طور که ملاحظه مي‌کنيد، نيت او خير بود، اما براي تحقق آن، توانايي و آمادگي لازم را نداشت؛ لذا با ارزيابي نادرست از توانمندي‌هاي خود، راه‌حلي را براي حل‌وفصل مشکل خود برگزيد که درنهايت به ناخوش‌احوالي و ناکامي‌اش منجر شد، بي‌آنکه به هدفش رسيده باشد.
با توجه به همين مثال، بايد يادآور شويم که شناخت انگيزه‌ها بسيار مهم است. شما هم مثل ما، دوره‌اي را مي‌گذرانيد که به احتمال زياد هنوز با واقعيت‌هاي مهم‌تر زندگي روبه‌رو نشده‌ايد. اين اصلا نه عيب است و نه مايه‌ي شرمساري. مگر منطقي است که از کودک ابتدايي انتظار داشته باشيم انتگرال و مشتق و نسبت‌هاي مثلثاتي را بداند؟ يا مثلا بتواند بُرد پرتابه و شتاب متحرک را محاسبه کند؟ لذا قبل از هرگونه تصميم در صدد شناخت فردي و انگيزه‌هاي خاص خود باشيد. در قسمت دوم اين مقاله، دراين‌باره مفصل توضيح داده خواهد شد.
?. آيا پشيمانم از اينکه در کلاس‌هاي آمادگي کنکور شرکت نکردم؟

شايد شما هم مثل بسياري از هم‌دوره‌اي‌هايتان نتيجه‌ي نامطلوب خود را حاصل عدم حضور در کلاس‌ها و آزمون‌هاي آزمايشي فلان مؤسسه مي‌دانيد. شايد حق با شما باشد. چه بسا حضور در اين کلاس‌ها و آزمون‌ها مي‌توانست به شما کمک کند، اما قطعا نه به‌تنهايي.
همه‌ساله در تلويزيون ده نفر اول هر رشته را به شما نشان مي‌دهند. آنها مي‌گويند به‌مدت چند سال در فلان آموزشگاه بوده‌اند و اين‌طور به شما القا مي‌شود که دليل موفقيت‌شان، صرفا حضور در آموزشگاهِ نام‌برده بوده است. اما آيا آنها ده‌ها هزار داوطلب ديگر خود را هم به شما نشان مي‌دهند؟ آيا مي‌گويند اينها هم سر همين کلاس نشستند و در همين آزمون شرکت کردند؟
با وجود اين، به نظرم نمي‌شود بي‌حساب و کتاب، به وجود مؤسسات کنکور و خدمات آنها خرده گرفت. همان‌طور که مي‌دانيد، اگرچه گفته مي‌شود منبع سؤالات از خود کتاب است، بايد يادآور شد که مدل طراحي سؤالات کنکور لزوما مشابه کتاب نيست. شما در کتاب مطالب را طوري مي‌آموزيد که مناسب امتحان تشريحي است، ولي در کنکور بايد تست بزنيد. جواب پيش رويِ شماست، يکي از چهار گزينه، اما انتخاب آن به شما واگذار شده است.
اينجاست که شيوه‌ي حل مسئله براي رسيدن به جواب اهميت پيدا مي‌کند؛ اينکه از چه راهي بايد به جواب رسيد. کتاب راه استاندارد را آموزش داده است، اما آيا لزوما اين راه استاندارد سريع‌ترين، ساده‌ترين و دقيق‌ترين راه است؟
پيشنهاد من اين است که به جاي پشيماني و سَرخوردگي ناشي از عدم حضور در اين کلاس‌ها، تست‌هاي سال‌هاي گذشته را حل کنيد. اين کار را بايد از همان ابتدا آغاز نمود. موکول کردن آن به دوره‌ي کوتاه‌مدت قبل از کنکور، باعث مي‌شود تا با نوع طراحي سؤالات به‌قدر کافي آشنا نباشيد.
________________________________________
: راه هاي تقويت حافظه براي درس خواندن؛ هرچه مي‌خوانيد را ملکه ذهن‌تان کنيد
________________________________________
?. آيا فکر مي‌کردم ثبت‌نام در کلاس کنکور، به معنيِ قبول شدن در کنکور است؟
پيرو نکته‌ي قبلي، عده‌اي نيز به خيالِ حضور در کلاس و آزمون آزمايشي، خود را از پيش، فاتح صندلي دانشگاه مي‌دانند. برخي از اين افراد، تصميم مي‌گيرند سال چهارم را غيرحضوري بخوانند. گاه علاوه بر کلاس کنکور، در کلاس‌هاي آموزشي نيز شرکت مي‌کنند. پس از مدتي مشاهده مي‌کنند که آموزشگاه تکنيک‌هايي عجيب‌وغريب و البته آسان و کارآمد آموزش مي‌دهد. بر همين اساس، کلاس‌هاي دبيرستان را جدي نمي‌گيرند، يا سر کلاس نمي‌روند يا اينکه حين درس با بغل‌دستي‌شان پچ‌پچ يا با تلفن همراه‌شان بازي مي‌کنند، يا کليپ مي‌بينند يا پيام مي‌فرستند. غافل از اينکه بي‌توجهي به نوع آموزش مدرسه، به احتمال زياد باعث مي‌شود عملکرد خوبي در امتحانات تشريحي نداشته باشند. درنتيجه، با کاهش معدل نمرات‌شان، چه بسا تأثير مثبت معدل در نتيجه‌ي آزمون سراسري را از دست بدهند.
?. آيا با خيال‌پردازي، خام‌انديشي يا بي‌هدف به استقبال کنکور رفتم؟
شکست در تحقق انتظاراتِ غير واقع‌بينانه و ايده‌آل‌گرايانه، ممکن است شما را سَرخورده و به کل از موفقيت در کنکور نااميد کند. در اين صورت هيچ بعيد نيست با ابتلا به بي‌هويتي و از خودبيگانگي، لاقيدي و علاف بودن را انتخاب کنيد. متأسفانه بايد اقرار کرد بخش عمده‌ي جمعيت چندصد هزار نفري کنکور را چنين افرادي تشکيل مي‌دهند. افرادي که در عين مستعد بودن، شناختي از توانايي‌ها و ارزشمندي‌هايشان ندارند و به‌نوعي قرباني ناآگاهي و تحميل الگوهاي پسنديده‌ي جامعه شده‌اند. نيتجه آن است که بسياري از اين افراد، با انگيزه‌ي همرنگ شدن با جماعت، مدام درجا مي‌زنند.
شايد شما نيز چنين افرادي را ديده باشيد. برخي از همين دانش‌آموزان، حتي با بار و بنديل مي‌آيند و از صبح تا شب در کتابخانه بست مي‌نشينند. احيانا پيژامه مي‌پوشند و همان پاي ميز، موکت مي‌اندازند. همان‌جا، هم غذا مي‌خورند و هم مي‌خوابند. اگر چنين افرادي را نديده‌ايد، باور کنيد که اينها غيرواقعي و صحنه‌هايي از يک فيلم کمدي نيست!
در همين خصوص، يکي از مشهورترين اعترافات ميانِ کنکوري‌هاي ناکام، به‌خصوص باسابقه‌ترها، اين است که اگر تست نمي‌زدند و فقط کيک و آبميوه‌ي سر جلسه را مي‌خوردند، رتبه‌ي بهتري به‌دست مي‌آوردند. به نظر من اصلا حرف اشتباهي نمي‌زنند.
سال‌ها پيش، يکي از دوستانم سر جلسه‌ي کنکور تجربي، وقتي تست‌هاي دروس عمومي را خوب نزده بود، ديگر دفترچه اختصاصي را باز نکرد و همين‌طور نديده پاسخنامه را سياه کرده بود. بعد هم با خوردن کيک و سانديس، آسوده‌خاطر از جلسه بيرون آمده بود. عاقبت رتبه‌ي کشوري‌اش از ??? هزار هم پايين‌تر شد. من مطمئنم اگر سفيد تحويل داده بود، نتيجه‌ي آبرومندانه‌تري مي‌گرفت.
________________________________________
: چند نکته براي درس خواندن صحيح؛ چطور هميشه آماده باشيم
________________________________________
?. آيا منابع تستي را روي هم تلنبار کردم و از هيئت و هيبت آنها ترسيدم؟
متأسفانه اين اشتباه باعث مي‌شود ابتدا به کمال گرايي و سپس به اهمال‌کاري دچار شويد و به تبع آن، فرار از مسئله و توجيه و فرافکني را انتخاب کنيد. اين اشتباه، شما را مثل نکته‌ي قبلي، در مسير لاقيدي و سانديس‌نوشي مي‌اندازد.
باور کنيد که اصلا لازم نيست کتاب‌ها را روي هم بچينيد و خودتان را ملزم کنيد تک‌تک آنها را بخوانيد. در اين صورت، اگر بخواهيد براي هر درس فقط از يک منبع کمک‌آموزشي استفاده کنيد، شايد به ?? کتاب قطور نياز داشته باشيد. اصلا فرض کنيد اين ?? کتاب را هم خوانده‌ايد، آيا واقعا مطمئن هستيد که کل مطالب را آموخته‌ايد؟ بهتر نيست به جاي آن، در قسمت‌هايي که قوي‌تر هستيد، بيشتر تمرين کنيد تا حسابي ورزيده شويد؟
معمولا نقاط ضعف کنکوري‌ها بيشتر از توانمندي‌هايشان است. منظور از نقاط ضعف، مباحثي است که يادگيري و تسلط بر آنها، زمان و انرژي زيادي را از فرد مي‌گيرد. کنکوري‌ها اگر در توانمندي‌هايشان متبحر بشوند، عملکرد بهتري خواهند داشت. به همين دليل تعجب‌آور نيست که با تمرکز بر کاستي‌ها و ضعف‌ها، از دست‌يابي به نتيجه‌ي مطلوب خود باز بمانيد، مگر آنکه آن مبحث، به‌قدري بنيادي و ضروري باشد که نتوان از آن چشم‌پوشي کرد؛ مثل محاسبات رياضي يا صيغه‌ها و ريشه‌هاي افعال عربي.
نکته‌ي ديگر، افتادن از آن طرف پشت بام است. در اين ميان، افرادي هستند که اصلا بازار داغ کنکور را به رسميت نمي‌شناسند و بي‌آنکه برگي از يک کتاب کمک‌آموزشي را ورق زده باشند، با شکوهمندي بر صندلي کنکور جلوس مي‌کنند. دوستي داشتم که سال ?? کنکور زبان داده بود. تعريف مي‌کرد که وقتي سر جلسه رفتم، بعد از نظر انداختن به يک reading، تنها يک کلمه is را در آن تشخيص دادم (!)
?. آيا رشته‌اي که انتخاب کرده‌ام، متناسب با توانايي‌هايم است؟
مشکلات امروز شما، ممکن است ريشه در ابتداي مسير داشته باشد. متأسفانه مدرسه به ما مهارت انتخاب کردن را نمي‌آموزد. يا لااقل آموزش اين مهارت فوق‌العاده مهم، به‌طور رسمي و فراگير، جزو سرفصل‌هاي درسي لحاظ نمي‌شود.
گفتني است که انتخاب زماني معتبر خواهد بود که با آگاهي، ارزيابي و مصلحت‌انديشي صورت گرفته باشد و شما بتوانيد توضيح دهيد چرا فلان گزينه را انتخاب و از گزينه‌هاي ديگر صرف‌نظر کرده‌ايد. پيرو همين نکته‌، بسياري از دانش‌آموزان شايد دليل قانع‌کننده‌اي براي انتخاب رشته‌ي دبيرستاني خود نداشته باشند؛ به‌خصوص آنهايي که در حال حاضر به‌نوعي، به پوچي و گم‌گشتگي مبتلا شده‌اند.
محتمل است که برخي از اين افراد براي سبک کردن بار خود، با منطق خودشان رشته‌ي ادبيات و علوم انساني را انتخاب کرده باشند. احتمال دارد آنها که مي‌خواسته‌اند باکلاس باشند و در مدرسه و فاميل اسم و اعتباري به‌دست آورند، رشته‌ي رياضي را برگزيده باشند. ممکن است کساني که از رياضي واهمه داشته‌اند و در عين حال به علوم انساني راغب نبوده‌اند، گزينه‌ي ميانه، يعني علوم تجربي را انتخاب کرده باشند. برخي ديگر نيز شايد به عشق دوستان يا به هواي يک سال زودتر کنکور دادن به هنرستان رفته باشند.
تأسف‌آور آن است که در اکثر موارد، معيار مدرسه هم محکمه‌پسندتر از اين استدلال‌هاي بي‌مايه نيست. آنها براي هدايت تحصيلي دانش‌آموزان، گاه فقط معدل و نمره‌ي دروس خاص هر رشته را مبنا قرار مي‌دهند. مطابق اين الگو، اگر دانش‌آموزي نمره‌ي بالايي در درس زيست‌شناسي و شيمي گرفته باشد، به‌طور پيش‌فرض بايد سر کلاس تجربي بنشيند. اگر نمره‌ي رياضي و فيزيکش خوب باشد، در رشته‌ي رياضي ثبت نام مي‌شود. اگر از همه‌جا وامانده باشد، بي‌گمان جايي در دبيرستان نخواهد داشت مگر در کلاس علوم انساني. کج بودن اين ديوار زماني مشخص مي‌شود که شما ديگر از زمين به ثريا رسيده‌ايد.
________________________________________
: چطور به بچه‌ها انگيزه درس خواندن دهيم
________________________________________
?. آيا اولين بار که دانشگاه را ديدم، روز کنکور و در حوزه‌ي امتحاني بود؟

دور از انتظار نيست اگر از يک پشت‌کنکوري بشنويد: روز کنکور تصورات رويايي‌ام فروريخت. ديدم که دانشگاه، آنچنان که ديگران مي‌گفتند، کعبه‌ي آمال من نيست. همان‌ها که مدام به من گفتند همين دو سه سال را بگذراني، بعد از آن ديگر راحت خواهي بود. استوار و صبور باش و سرت را مثل کبک در کتاب فرو کن. به من نگفتند آدم تا زنده است چاره‌اي جز رويارويي با مشکلات ندارد، به من نگفتند تازه بعد هم وقتي مشکلاتش حل مي‌شود بايد براي حفظ آسودگي‌اش خود را به تقلا و تکاپو بيندازد.
پذيرفتن اين مطلب شايد براي‌تان بسيار ناگوار باشد، البته اين سَرخوردگي سزاوار نکوهش نخواهد بود. شايد من هم به سن شما بودم، ميان اين همه کنکورگري، برايم دشوار بود که بفهمم امپراتور لُخت است!
??. آيا مي‌خواهم سرنوشتي مشابه اين دانشجويان داشته باشم؟
بسياري از دانشجوهاي تازه وارد، در ترم اول مشروط مي‌شوند يا نمراتي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *