اين، يک، براي، يادگيري، يا

نقشه‌ي راه مناسب براي هر جلسه‌ي خاص، مي‌توانيد به جاي آنکه زمان‌تان را سرِ راهنمايي تک‌تکِ افراد در مورد دستورجلسه‌ي جديد تلف کنيد، سريعا به مسائل مهم بپردازيد. دنبال کردنِ يک روال هميشگي بدين معني نيست که هر هفته بايد زمان يکساني به همه‌ي موضوعات اختصاص يابد يا اينکه موضوعِ هر جلسه فقط بايد به ارائه‌ي گزارش پيشرفت يا اخبار تازه، محدود شود. توصيه مي‌کنم، در حالي که امکان تغييرات جزئي هم وجود داشته باشد، چارچوبي قابلِ تکرار براي جلسات دائمي تعريف شود. مثل چشم‌پوشي از موضوعاتي که فعلا اهميت ندارند يا تغيير نفر اوّلي که صحبت مي‌کند. به اين شيوه، مرتبط‌ترين و مهم‌ترين موضوعات براي جلسه‌ي کاري، اولويت‌بندي نيز خواهند شد.
تبليغات

?. يک روز پيش از جلسه‌ي کاري، جوياي اولويت‌ها شويد
حداقل يک روز پيش از جلسه و قبل از آنکه دستورجلسه را کامل کنيد، از شرکت‌کننده‌ها بپرسيد اولويتِ فکري‌شان چيست؟ اين کار نه تنها اعضاي گروه را تشويق مي‌کند که ذهن خود را آماده‌ي جلسه کنند، بلکه براي شما هم پيش‌زمينه‌اي ذهني در مورد ابهاماتي که ممکن است در ذهنِ افراد و گروه‌هاي مختلف وجود داشته باشد، ايجاد مي‌کند.
فقط به خاطر داشته باشيد که هر کسي اولويت‌هاي متفاوت و منافع خاص خودش را در نظر دارد. شما به عنوان رئيس جلسه يا برگزارکننده، بايد با نگاهي کلي، اولويت‌ها را رتبه‌بندي کنيد. بين مسائلي که يک گروه کوچک‌تر مي‌توانند در زمان خود به آنها رسيدگي کنند و مسائلي که نياز به توجه کامل همه‌ي افراد حاضر دارند، تفاوت زيادي وجود دارد.
?. بخش‌هاي ساختاري و انعطاف‌پذير، طرح‌ريزي کنيد
من هميشه با طراحيِ بخش ساختاري، جلسه را شروع مي‌کنم و با طرح‌ريزي بخشي انعطاف‌پذيرتر، آن را به پايان مي‌برم. دوست دارم، متناسب با نوعِ جلسه، نيمي از زمان اختصاص‌يافته و يا بيش‌تر از آن، انعطاف‌پذير باشد و امکان دستکاري داشته باشد. بنابراين، ترجيح مي‌دهم به‌جاي آنکه تنها به دليل مصوب شدنِ دستورجلسه‌اي، سفت و سخت به آن بچسبم، موضع‌گيري‌هاي افراد حاضر در اتاق را دنبال کنم. کاغذ سفيدِ ? گرميِ دستورجلسه، لوح سنگي نيست!
اگر احساس کنم شور و شوق جمعي به سمت يک ايده‌ي في‌البداهه مي رود، با عوض کردنِ مسير جلسه مشکلي ندارم. مي‌دانم که اين طرز فکر ممکن است براي افرادي که روي سبک جلسه‌ي کاري خود سفت و سخت ايستاده‌اند (نکته‌ي شماره ? را ببينيد) آزاردهنده باشد و متوجه هستم که راضي نگه‌داشتن همه، غيرممکن است (نکته‌ي شماره‌ي ? را ببينيد). با اين حال آمادگي براي اتمامِ بحث‌هاي بي‌هدفي هم که ما را از مقصود اصليِ جلسه دور مي‌کنند، هر قدر هم که اين بحث‌هاي بي‌هدف، انرژي‌بخش باشند، نيازي ضروري است.
?. شما راهبر جلسه هستيد، پس سعي کنيد راهبري کنيد
حتما مي‌دانيد، حضور در جلسه‌ي کاري که رئيسِ درگير و فعّالي ندارد، چقدر خسته‌کننده است. بنابراين وقتي شما رئيس هستيد، خودتان را به عنوان مديرِ راهبريِ جلسه، ببينيد. اينکه همه را نسبت به مقصود و هدف بحث آگاه کنيد، وظيفه‌ي شماست. اگر دستورجلسه‌ي چاپ‌شده‌اي داريد، بايد هم حاضران را به سوي نقطه‌ي هدف هدايت کنيد و هم هر گونه انحراف از آن را کاملا مورد توجه قرار دهيد. «پس الان از x مي‌گذريم و فعلا به y مي‌پردازيم. جنيفر، نوبت شماست.»
اگر بحث در مسيري متفاوت و البته سودمندتر از چارچوبِ دستورجلسه حرکت مي‌کند (نکته‌ي شماره‌ي ? را ببينيد)، نگران خلاصي از آن نباشيد. فقط به همه بگوييد چه اتفاقي در جريان است. در غير اين‌صورت، توجه حاضران را در کشاکشِ انتظاراتي که از آنها داريد و واقعيتي که در جريان است، از دست خواهيد داد.
?. جلسه را پيش از به نتيجه رسيدن تمام نکنيد
جداي از بهره‌وري و تعاملِ تيمي، هيچ‌کس جلسات کِش‌دار را دوست ندارد. اما به نظرم، تمام کردن جلسه، تنها به اين دليل که وقت تمام شده است هم به همان اندازه آزاردهنده است. «خب، نزديک بود مسئله‌ي گرسنگي در جهان را حل کنيم، اما بيل سر ساعت ?? کاري دارد، پس جمعش کنيم!»
اگر بحث مهمي در جريان است، من اجازه مي‌دهم ?? دقيقه يا بيشتر جلسه ادامه پيدا کند، البته اين اتفاق نبايد هر هفته بيفتد. اگر بيل واقعا نمي‌تواند از کار ساعت ?? خود بگذرد، ساعت ??:?? او را که عجله دارد تا به کارش برسد،‌ مرخص مي‌کنم و از طرف‌هاي درگيري که هنوز در جلسه حضور دارند، مي‌خواهم يا بحث را به نتيجه برسانند يا تا وقتي همه هنوز حاضرند و مي‌توانند تقويم‌هايشان را چک کنند، جلسه‌ي کاري بعدي را تعيين کنند.
?. در فکر راضي نگهداشتنِ همه نباشيد
شرکت‌کنندگان در جلسه اغلب اولويت‌ها و ديدگاه‌هايي رقابتي دارند و هيچ راهي وجود ندارد که بتوان هميشه، همه را راضي نگه داشت. نمي‌توانيد آسوده خاطر باشيد که همه‌ي طرف‌ها از زمان، توجه و تمجيد يکساني برخوردارند، پس حتي تلاشي هم در اين زمينه نکنيد. شما سبک راهبري و اولويت‌هاي خودتان را داريد. آنها را به کار ببريد. اگر بيل با اين قضيه مشکل دارد، هر زماني که خودش مسئول شد، مي‌تواند آن‌طور که مي‌خواهد جلسه را اداره کند.
پيشبردِ جلسه‌ي کاريِ پُربار، مهارتي است که کم‌تر به آن توجه مي‌شود، اما نبايد کار بيهوده‌اي تلقي شود. شايد اين هفت نکته، تعريف و تمجيدي، به خاطر اداره‌ي جلسه‌اي لذت‌بخش نصيبتان نکند، اما اگر بتوانيد از اين نکته‌ها استفاده کنيد و يک ساعت در هفته هم که شده گروهتان را از دوزخِ جلسات بي‌نتيجه، نجات دهيد، باز هم جاي شکر دارد.
برگرفته از: Inc

اين کتاب پرطرفدار را از دست ندهيد
کتاب الکترونيکي

کتاب الکترونيکي برگزاري جلسات موثر به روش اساتيد هاروارد
جلسات کاري را تبديل به ابزار موفقيت خود کنيد

8000تومان



معمولا گفته مي‌شود که بچه‌ها در يادگيري زبان جديد بهترين هستند. ولي اين به آن معنا نيست که بزرگسالان نبايد براي يادگيري زبان سعي کنند. ما از چند نفر از افرادي که به چندين زبان مسلط بوده و در پروژه‌ي ترجمه‌ي آزاد تِد (TED’s Open Translation Project) شرکت داشتند، خواستيم تا راز تسلط بر يک زبان خارجي را با ما در ميان بگذارند. در اينجا با ? نکته براي يادگيري يک زبان جديد از ديد مترجم‌هاي TED آشنا مي‌شويد.

?. واقع‌بين باشيد

يک هدف ساده و قابل دستيابي تعيين کنيد و با آن شروع کنيد تا احساس نکنيد زيادي تحت فشار هستيد. جوديت ماتس (Judith Matz)، مترجم زبان آلماني پيشنهاد مي‌کند: «اول ?? کلمه از زباني که مي‌خواهيد ياد بگيريد انتخاب کنيد و در ارتباط با مردم به کار ببريد. بعد به تدريج دستور زبان را ياد بگيريد.»
?. يادگيري زبان را به تغييري در سبک زندگي تبديل کنيد

اليزابت بوفارد‌ ( Elisabeth Buffard)، طي ?? سال آموزش زبان انگليسي، ثبات و پايداري را مهم‌ترين اصلي مي‌داند که موفق‌ترين زبان‌آموزان را از سايرين متمايز مي‌کند. او مي‌گويد يک شيوه‌اي را براي يادگيري زبان انتخاب کنيد که حتي وقتي خسته‌ايد، مريض هستيد، يا در دام عشق گرفتار شده‌ايد بتوانيد آن را ادامه دهيد.

?. زبان را وارد زندگي‌تان کنيد

هرچه بيشتر يک زبان را در زندگي‌ روزانه‌تان وارد کنيد، مغز شما آن را کاربردي‌تر مي‌بيند و به آن اهميت بيشتري مي‌دهد. مترجم روس، اُلگا ديميتروچنکوا (Olga Dmitrochenkova) مي‌گويد: «از هر فرصتي براي نزديک شدن به زبان جديد استفاده کنيد.» همه‌ي وسايل خانه‌‌تان را با اين زبان برچسب بزنيد. کتاب‌قصه‌هاي کودکان را به اين زبان بخوانيد و سخنراني‌هاي TED يا TEDx را با زيرنويس ببينيد. حتي مي‌توانيد بخشي از اتفاقاتي که در طول روز مي‌افتند را براي يک دوست خارجي خيالي تعريف کنيد.
?. بگذاريد تکنولوژي به شما کمک کند

تبليغات

ديميتروچِنکوا يک پيشنهاد عالي دارد: «يک کار ساده و جالب مثل تغيير زبان گوشي موبايل‌تان مي‌تواند به شما کمک کند کلمات جديدي ياد بگيريد.» تغيير زبان مرورگرتان هم مي‌تواند تأثير مشابهي داشته باشد. همچنين اگر در اينترنت جستجو کنيد مي‌توانيد فرصت‌هاي سازمان‌يافته‌تري براي يادگيري زبان پيدا کنيد. الس دِ کيسر (Els De Keyser)، مترجم زبان هلندي، برنامه‌ي Doulinguo را به خاطر شوه‌ي آموزش بازي‌مانند آن در گرامر و برنامه‌ي Anki را به خاطر روش يادگيري لغات با «فلش‌کارت»هايش توصيه مي‌کند.
?. يادگيري زبان را دري به‌ سوي تجربه‌هاي جديد ببينيد

براي سباستين بتي (Sebastian Betti)، مترجم زبان اسپانيايي، يادگيري يک زبان جديد هميشه به معني فرصت‌هاي تازه‌اي بوده‌ است که آن زبان مي‌تواند در زندگي ايجاد کند. او کارهاي جالبي که به هرحال مي‌خواهد از انجام دادن آنها لذت ببرد را به فرصتي براي يادگيري زبان تبديل مي‌کند. خيلي از مترجم‌هاي ديگر هم همين کار را توصيه مي‌کنند. آنا مينولي (Anna Minoli)، مترجم زبان‌هاي ايتاليايي و فرانسوي، زبان انگليسي را از طريق تماشا کردن نسخه‌ي بدون زيرنويس فيلم‌هاي مورد علاقه‌اش ياد گرفت. ايوان استامِنکوويچ (Ivan Stamenkovi?) که مترجم زبان کرواتي است، وقتي فقط کلاس پنجم بود، بر اثر چند سال تماشا کردن کارتون‌هاي انگليسي مي‌توانست اين زبان را به خوبي صحبت کند. پس دفعه‌ي بعد که خواستيد دستور تهيه‌ي يک غذاي جديد را پيدا کنيد، آن را به زباني که داريد ياد مي‌گيريد جست‌و‌جو کنيد.
?. دوستان جديد پيدا کنيد

ارتباط و تبادل، کليد يادگيري يک زبان جديد است. اين کار به شما کمک مي‌کند به جاي اينکه قبل از اينکه هر جمله‌اي را به زبان بياوريد آن را در ذهن‌تان ترجمه کنيد، مستقيما افکارتان را بيان کنيد. با افرادي که به آن زبان صحبت مي‌کنند آشنا شويد. از طريق شبکه‌هاي اجتماعي و اينترنت يک دوست خارجي پيدا کنيد يا يک گروه آنلاين دونفره‌ي يادگيري زبان درست کنيد، در چنين گروهي شما و يک نفر ديگر، به صورت داوطلبانه به هم کمک مي‌کنيد تا زبان مورد نظرتان را تمرين کنيد.
?. از اشتباه کردن نترسيد

يکي از معمول‌ترين موانعي که راه شما به سمت يادگيري زبان جديد را سد مي‌کند، ترس از اشتباه کردن است. ولي افرادي که زبان مادري‌شان زباني است که شما داريد ياد مي‌گيرد، مثل والدين مشتاقي هستند که به شما کمک مي‌کنند. هر تلاشي که شما براي ارتباط برقرار کردن و صحبت با آنها انجام مي‌دهيد در نظر آنها به وضوح نشان‌دهنده‌ي اين است که شما يک نابغه‌ي بااستعداد هستيد. آنها شما را تشويق و راهنمايي مي‌کنند. نگرانيد که نتوانيد با همتاي خارجي‌تان مکالمه کنيد؟ مهارت‌هاي زبان خودتان را با يک نفر که جوان‌تر از شما است امتحان کنيد. جوديت ماتس، مترجم زبان آلماني، تعريف مي‌کند که «زماني وقتي با يک کودک نوپاي ايتاليايي حرف مي‌زدم، خيلي جا خوردم که ديدم هر دومان در زبان ايتاليايي تقريبا در يک سطح هستيم.» بنابراين صبور باشيد. هرچه بيشتر به آن زبان صحبت کنيد بيشتر به هدف دشوار «روان صحبت کردن مثل زبان مادري» نزديک مي‌شويد و به تدريج مي‌توانيد با افراد هم‌سن خودتان هم مکالمه کنيد. فقط در صحبت کردن پايداري کنيد و نااميد نشويد.
برگرفته از: TEDblog

اين کتاب پرطرفدار را از دست ندهيد (به مدت محدود)
کتاب الکترونيکي

کتاب الکترونيکي يادگيري زبان جديد در ?? روز
در هر سني و با هر تحصيلاتي که هستيد، در کمترين زمان ممکن، به هر زباني مسلط مي‌شويد

12000تومان



بسياري از ما تمايل نداريم اعتراف کنيم از کارمان راضي نيستيم. مسلما همه‌ي ما شغلي را که برايش ساخته شده‌ايم، نداريم، اما اجباري هم نيست بقيه وقت و عمر باارزش خود را براي انجام کاري که مناسب ما نيست، هدر دهيم.
اصلا چرا بايد به تغيير شغل فکر کنيد؟ آيا در روزهاي کاري، سخت از خواب بيدار مي‌شويد؟ آيا فقط به عشق آخر هفته و تعطيلي کار مي‌کنيد؟ آيا فقط به خاطر پول کار مي‌کنيد؟ آيا در محل کار تظاهر مي‌کنيد آدم ديگري هستيد؟ آيا خارج از محيط کار، تمايلي به صحبت کردن از کار نداريد؟ ما نمي‌گوييم اگر قرباني هر يک از اين نشانه‌ها هستيد، همين امروز کارتان را ترک کنيد، اما به دنبال شغلي باشيد که شما را خوشحال‌تر کند. در مقاله‌ي زير با ? نکته براي يافتن شغلي که براي آن ساخته شده‌ايد، آشنا مي‌شويد.

شما شغل‌تان را فقط «پيدا نمي‌کنيد»، بلکه براي يافتن آن «مي‌جنگيد». اين درس و ديگر درس‌ها را از افرادي بياموزيد که برخي از آنها، در اواخر عمر به آرزوهاي خود دست يافتند.
احتمال دارد روز آزمون استخدامي يا حين درد دل‌هاي خودماني در پي از کار بيکار شدن، کسي درباره‌ي فوت و فن «کار پيدا کردن» با شما صحبت کرده باشد. اين يکي از موضوعاتي است که اغلب افراد درباره‌ي آن نظرپراکني مي‌کنند. اما دِيو ايسِي، بنيانگذار استوري کورپس (SrotyCorps)- بنگاه جمع‌آوري داستان زندگي مردم- با اين موضوع مخالف است، به ويژه با فعل «پيدا کردن کار».
دِيو ايسِي مي‌گويد: «پيدا کردن کار، امري بدون اراده و اختيار نيست. وقتي فردي کاري را پيدا مي‌کند که براي آن ساخته شده است، اين به آن معنا است که فداکاري‌ها و تصميم‌گيري‌هاي سختي را پشت سر گذاشته است.»

________________________________________
: چرا از کار خود نفرت داريد؟
________________________________________
به عبارت ديگر، مسئله فقط «پيدا کردن» کار نيست، شما بايد براي پيدا کردن کار بجنگيد و اين جنگيدن ارزشش را دارد. ايسِي؛ برنده‌ي جايزه‌ي تِد ???? مي‌گويد: «کساني که براي پيدا کردن کار جنگيده‌اند، نسبت به آن شور و شوق خاصي دارند. اينها کساني هستند که براي بيدار شدن از خواب و سر کار رفتن، اشتياق و هيجان دارند.»
ايسِي پس از گذشت بيش از يک دهه گوش دادن به مصاحبه‌هاي استوري کورپس دريافت که مردم، اغلب، داستان پيدا کردن کارشان را با ديگران به اشتراک مي‌گذارند و حالا ايسِي، تعداد زيادي از اين داستان‌هاي شگفت‌انگيز را در يک کتاب جديد به نام «مشاغل: هدف و اشتياق کار» (Callings: The Purpose and Passion of Work) جمع‌آوري کرده است. او در اين مقاله، ? نکته‌ي کليدي را درباره‌ي نبرد سخت انسان‌ها براي يافتن کاري که دوست دارند، به اشتراک مي‌گذارد.
?. شغل شما در ناحيه‌ي همپوشانِ يک نمودارِ سه قسمتي جاي مي‌گيرد

در اين نمودار وِن، سه قسمت مذکور عبارتند از (?) انجام کاري که بلد هستيد، (?) احساس اينکه از کار شما قدرداني مي‌شود و (?) اين باور که کار شما سبب بهتر شدن زندگي ديگران مي‌شود. ايسِي مي‌گويد: «وقتي اين سه ويژگي در شما باشد، درست مانند اين است که بارقه‌اي پيدا شده باشد.» هدف ايسِي اين نيست که بگويد فرد بايد جراح باشد تا با نجات جان انسان‌ها، احساس کند صاحب شغل باارزشي است. به پيشخدمت يک رستوران کوچک فکر کنيد که آنقدر گرم با مشتريان صحبت مي‌کند که آنها احساس دوست داشته شدن مي‌کنند. نظر شما درباره‌ي فصل مشترک يا همان ناحيه‌ي همپوشان در اين سه ويژگي چيست؟ به گفته‌ي ايسِي: «گاهي بايد چشم و گوشتان را به روي پرحرفي دوستان، والدين و جامعه که کار درست و غلط را به شما ديکته مي‌کنند، ببنديد و به صداي درون خودتان گوش بدهيد که مي‌دانيد حقيقت است.»
?. شغل شما اغلب زاييده‌ي تجربيات دشوار شما است

شايد صداي درون شما، يک تجربه‌ي متمايز و به احتمال زياد دردناک را به يادتان بياورد. ايسِي به مصاحبه با يک معلم ?? ساله به نام آيوديجي اوگاني در کتاب مشاغل اشاره مي‌کند. ايسِي مي‌گويد: «او تا زماني که پدرش به قتل رسيد، با روياي پزشک شدن درس مي‌خواند، اما بعد تشخيص داد معلمي شغلي است که واقعا براي آن ساخته شده است. به گفته‌ي خودش، هر بار که قدم به کلاس مي‌گذارد، حضور پدرش را با خود حس مي‌کند.» سرتاسر کتاب، داستان افرادي است که سخت‌ترين تجربيات زندگي‌شان را به راهي جديد بدل مي‌کنند. به گفته‌ي ايسِي: «داشتن تجربه‌اي که وجود شما را بلرزاند و شما را به ياد فناپذيري‌ انسان بيندازد، مي‌تواند تبديل به واقعه‌ي روشنگري در زندگي‌تان شود. بسياري از اوقات، اين تجربيات منجر به تغييرات مهمي مي‌شوند. ما ساعات زيادي را صرف کار مي‌کنيم، بنابراين داستان‌هاي اين کتاب واقعا مي‌تواند اولويت‌هاي ما را در خصوص زندگي کاري، متحول سازد.»
?. يافتن شغل مستلزم جسارت و تحمل برآشفتگي‌ها است
جايي از کتاب مشاغل، از وِندِل اسکات مي‌شنويم که در سال ????، به نخستين راننده‌ي رالي نَسکار افريقايي-امريکايي تبديل شد و عليرغم تهديدهاي جاني به رانندگي ادامه داد. همچنين از دوروتي واربرتونِ دانشمند مي‌شنويم که هنگام انجام تحقيقاتش براي از ميان بردن ننگ سقط جنين، با تبعيض جنسي شديدي مواجه مي‌شود. از بِرنِل کاتلون مي‌شنويم که بعد از طوفان کاترينا، نخستين خواربارفروشي را در محله‌اي به نام بخش نهم پاييني باز کرد، چون نمي‌خواست رنگ و بوي قديمي محله از ميان برود. به نقل از ايسِي، داستان‌هاي کتاب مشاغل، اغلب با موضع گرفتن افراد در برابر وضع فعلي که قابل‌قبول نيست، آغاز مي‌شود و سپس «کار» در خدمت تغيير وضع موجود درمي‌آيد: «صحبت از کاري است که آتش آن با اميد، عشق يا مبارزه‌طلبي روشن مي‌شود و هدف و پشتکار، سوخت‌رسان آن است.»
?. اکثر اوقات «ديگران» شما را به کاري ترغيب مي‌کنند که براي آن ساخته شده‌ايد
شارون لانگ مشاغل عجيبي را در طول عمرش تجربه کرده بود. همانطور که ايسِي مي‌گويد: «دخترش دانشگاه مي‌رفت. يک روز که صندوقدار، فرم‌هاي کمک مالي را در اختيار او مي‌گذاشت، او با صداي آرامي به خود گفت: «اي کاش منم مي‌تونستم دانشگاه برم.» صندوقدار جواب داد: «هنوزم دير نيست.» او هم براي يک برنامه‌ي هنري ثبت‌نام کرد و بنا به پيشنهاد مشاورش، مردم‌شناسي قانوني

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *