اين، يا، براي، يک، تبليغاتي

مشکل شخصيتي نخواهيد داشت و به‌همين خاطر، چه‌ کاري بهتر از اين که مستقيما به خود منشاء رجوع شود؟ تيلور مي‌گويد: «آنها فکر مي‌کنند هيچ‌چيز از دروغ‌گويي‌تان بدتر نيست و پيش خود احساس مي‌کنند هنوز هم در کشف و شناسايي بي‌صداقتي مهارت لازم را دارند. لحن منفي اين سوال مي‌تواند جوهره‌ي حتي مجرب‌ترين حرفه‌اي‌ها را نيز به آزمايش بگذارد.»
نکته‌ي فريبنده‌ي آن چيست؟ شما به‌راحتي مي‌توانيد فريب اين سوال را بخوريد و شروع به خودزني کنيد. اگر از کوره دربرويد و بگوييد: «فکر نمي‌کنم دليلي وجود داشته باشد که کسي نخواهد با من کار کند»؛ با کم‌اهميت جلوه دادن اين سوال در واقع، تلويحا به وي توهين مي‌کنيد. پس شما بايد با سوال به‌نحوي روبه‌رو شويد که بدون خودکوچک‌انگاري پاسخ مناسبي براي آن داشته باشيد. مديران استخدامي به‌دنبال نامزدهاي شغلي‌اي نيستند که براي خود احساس ترحم مي‌کنند.»
پاسخ مناسب چيست؟ لازم نيست چنين جواب‌هايي بدهيد: «خب، من هميشه هم آدم خوش‌خلقي نيستم، مخصوصا وقتي که زير فشار انجام کار قبل از موعد مقرر گير بيفتم. بعضي مواقع خيلي راحت کنترل اعصابم را از دست مي‌دهم.» در اين صورت با گفتن چنين حرف‌هايي بهتر است وسايل خود را جمع کنيد و محترمانه به‌دنبال در خروجي بگرديد، برعکس اگر شرايط را خوب و مثبت مديريت کنيد، مي‌توانيد با اطمينان ‌خاطر از آنجا برويد. تيلور پيشنهاد مي‌کند که در جواب بگوييد: «عمدتا من اين شانس را داشته‌ام که در همه‌ي موقعيت‌هاي شغلي خود با ديگران روابط عالي داشته باشم. تنها باري که مورد بي‌مهري قرار گرفتم که البته موقتي هم بود، مربوط به زماني مي‌شد که از من خواسته شده بود کارکنان خود را به‌نحوي به‌ چالش بکشم تا عملکرد بهتري از آنها بگيرم. گاهي اوقات احساس مي‌کنم بايد تصميمات ناراحت‌کننده‌اي بگيريم که بيشترين نفع را براي شرکت به‌همراه داشته باشد.»
??. چرا اين مدت زمان طولاني را جايي مشغول به کار نبوده‌ايد؟

چرا اين سوال را مي‌پرسند؟ تيلور مي‌گويد: «مصاحبه‌گران عمدا رويکردي شکاکانه دارند. گاهي‌ اوقات شما تا زماني که خلاف آن اثبات نشده، گناهکار محسوب مي‌شويد. به‌منظور اثبات بي‌گناهي خود بايد تمام آثار و نشانه‌هاي منفي را از بين ببريد. از آنجا که اين سوال زننده و ناخوشايند به‌نظر مي‌رسد، به همين‌خاطر دلهره‌آور هم هست.»
معناي ضمني چنين سوالي مي‌تواند چنين احتمالاتي باشد: به‌اندازه‌ي کافي انگيزه براي اشتغال نداشته‌ايد؛ اهداف ديگري توجه شما را به خود جلب کرده بودند؛ مهارت‌هاي‌تان احتمالا به‌روز نبوده‌اند؛ با کارفرمايان قبلي خود مشکلاتي داشته‌ايد؛ يا با مشکلات ديگري دست‌به‌گريبان بوده‌ايد.
نکته‌ي فريبنده‌ي آن چيست؟ چينش کلمات در اين سوال طبيعتا به اين منظور طراحي شده است که ميزان انعطاف‌پذيري شما را محک بزند. نکته‌ي کليدي اين است که فريب طعمه را نخوريد و با لحني آرام و خونسرد واقعيت امر را در پاسخ بيان کنيد.
پاسخ مناسب چيست؟ مديران استخدامي مي‌خواهند اطمينان کسب کنند که شما در زمان عدم اشتغال‌تان هم ابتکار عمل را در دست داشته‌ايد. اين انگيزه و سرسختي‌تان معناي خوبي در زمينه‌ي کاري شرکت‌ها پيدا مي‌کند و امتياز مثبتي براي شما محسوب مي‌شود.
تيلور به عنوان چند نمونه از پاسخ‌هاي درست اينها را برمي‌شمرد: «من در اين مدت دائما به مصاحبه‌هاي شغلي مي‌رفتم، ولي به‌دنبال انتخاب ايده‌آل خود بودم که مطمئن شوم اين شغل ??? درصد همان چيزي است که دنبالش بوده‌ام.» يا «من در اين مدت فعالانه در جستجوي شغل بوده‌ام و سعي مي‌کردم مهارت‌هاي خودم را از طريق … (دوره‌هاي آموزشي، فعاليت‌هاي داوطلبانه، رسانه‌هاي اجتماعي، ايجاد گروه‌هاي شغلي و …) حفظ کنم». او مي‌افزايد: «اگر به‌خاطر مسائل شخصي مدتي از فضاي کار دور بوده‌ايد، مي‌توانيد همين موضوع را بدون ارائه‌ي جزئيات نيز مطرح کنيد.»
حتما پاسخگو و مسئولانه رفتار کنيد و اين وضعيت خود را به گردن نرخ بيکاري، بازار کار يا صنعت‌تان يا هر بهانه‌ي ديگري نيندازيد. اين سوال فرصتي است که نشان دهيد چقدر از امکان مشارکت در فعاليت‌هاي کارفرماي‌تان خوشحال هستيد.
________________________________________
: مواد لازم براي موفقيت در مصاحبه‌ شغلي
________________________________________
??. اگر سياست‌هاي شرکت را قبول نداشته باشيد، چکار مي‌کنيد؟

چرا اين سوال را مي‌پرسند؟ اين سوال توانايي تصميم‌گيري‌، راحتي کار با ديگران و مهم‌تر از همه، توانايي بيان ايده‌ها و نظرات خود در شناسايي حوزه‌هايي که نيازمند بهبود هستند را در متقاضي شغل نشان مي‌دهد.
نکته‌ي فريبنده‌ي آن چيست؟ نيکلاي مي‌گويد: «اينکه بگوييد «من هيچ‌وقت با سياست‌هاي شرکت مشکلي پيدا نمي‌کنم» باورش حتي از طرف مطيع‌ترين کارمندان هم سخت است. به‌علاوه، اين حرف مي‌تواند نشان‌دهنده‌ي اين امر باشد که هر چيزي را که به شما گفته مي‌‌شود بدون فکر کردن راجع به نتايج احتمالي آن، مي‌پذيريد. با اينکه شرکت‌ها مديران و کارکناني مي‌خواهند که از قوانين پيروي کنند، اما در عين حال خواهان کارکناني هستند که سياست‌هاي قديمي و منسوخ احتمالي را بررسي کنند و شجاعت پيگيري آن را داشته باشند و تغييراتي را که براي حفظ توان رقابتي کنوني و محيط‌ کار مولد لازم است، پيشنهاد کنند.
پاسخ مناسب چيست؟ يک موقعيت واقعي را که در آن به خاطر دلايل منطقي و حرفه‌اي با سياست اتخاذ شده از سوي شرکت مخالفت کرده‌ايد، مطرح کنيد. بر اين مسئله تمرکز کنيد که نظر و ايده‌ي شما براي بازنگري در سياست شرکت چطور موجب سود و منفعت بيشتري براي شرکت شد. در مورد تحقيقي که انجام داديد، واقعيت‌هايي که ارائه کرديد و نتايج تلاش‌هاي‌تان براي اصلاح سياست موردنظر حرف بزنيد و ايده‌هاي خود را مطرح کنيد.
??. چطور براي اين مصاحبه شغلي وقت خالي کرده‌ايد؟ رئيس‌تان فکر مي‌کند شما الان کجا هستيد؟
چرا اين سوال را مي‌پرسند؟ مديران استخدامي مي‌خواهند بفهمند آيا اولويت‌هاي‌تان در جايگاه درستي قرار دارد يا نه: شغل فعلي در جايگاه اول، مصاحبه‌ها در جايگاه دوم. تيلور مي‌گويد: «آنها مي‌دانند عاداتي که اکنون از خود بروز مي‌دهيد، گوياي ميزان درستي و صداقت‌تان است و اينکه شما نسبت به شغل‌تان در شرکت‌شان، حين جستجوي شغلي بعدي‌تان چه رفتاري از خود نشان خواهيد داد. آنها همچنين مي‌خواهند بدانند که در موقعيت‌هاي ناراحت‌کننده‌اي که نمي‌توانيد به رئيس‌تان حقيقت را بگوييد، چطور مي‌توانيد شرا”

من از اعتراف به اينکه هنوز هم غذاي شاد (Happy meal) مک‌دونالد (مک‌دونالدِ ويژه‌ي کودکان) را حتي در اواخر دهه‌ي دوم زندگي‌ام دوست دارم، احساس خجالت نمي‌کنم. حقيقت اين است که استراتژي تبليغاتي مک‌دونالد براي اين محصول، من را در هر سني به خود جذب مي‌کند، مخصوصا مواقعي که تبليغ يا بيلبوردي را مي‌بينم که آن همبرگرهاي آب‌دار و سيب‌زميني‌هاي سرخ کرده‌ و تُردِ دوران کودکي‌ام را تبليغ مي‌کند. به راستي استراتژي تبليغاتي پشت اين بيلبوردها چيست؟
________________________________________
: جذاب‌ترين و بهترين شعارهاي تبليغاتي دنيا کدام‌ها هستند؟
________________________________________
شکي نيست که بسياري از ما طعمه‌ي (با خوشحالي) استراتژي‌هاي تبليغاتي يک شرکت يا کسب‌و‌کار شده‌ايم که اين استراتژي‌ها ما را به به خريد کالا يا خدمات آنها وادار کرده‌اند. استراتژي‌هاي تبليغاتي، ابزارها و کمپين‌هايي هستند که موفقيت يا شکستِ عمليات فروش يک کسب‌وکار را رقم مي‌زنند.
برترين روش‌هاي تبليغاتي
هنگامي که يک شرکت قادر به بررسي نيازهاي احساسي مخاطبان خود باشد، وعده مي‌دهد که محصولش مي‌تواند هدف خاصي را برآورده کند يا عملکرد خاصي را انجام دهد. اين عملکرد و يا هدف مي‌تواند نياز عاطفي فرد را در زمينه‌هاي زير پاسخ بگويد:
احساس تعلق به يک گروه خاص يا احساس پذيرفته شدن.
احساس امنيت.
احساس جذاب بودن.
مورد پذيرش خود بودن.
بسياري از تبليغ کنندگان محصولات خود را در رابطه با چيزهايي تبليغ مي‌کنند که مردم از زندگي خود مي‌خواهند؛ مواردي مانند تجمل، ثروت، شهرت، زيبايي، خانواده، يا عشق. آنها اطمينان مي‌دهند که با استفاده از محصو‌ل‌شان، قادر خواهيد بود به اين خواسته‌هايتان برسيد. اجازه دهيد نگاهي داشته باشيم به برخي از محبوب‌ترين و موثر‌ترين استراتژي‌هاي تبليغاتي‌اي که خودتان هم شايد آنها را ديده باشيد.
ترس

ترس يک روش بسيار رايج براي اقناع بسياري از مردم است. گاهي اوقات شرکت‌ها مي‌گويند اگر محصول يا خدمات‌شان را نخريد، ممکن است اتفاقات خيلي بدي براي‌تان رخ دهد. شرکت‌ها مي‌دانند که مردم از اين چيزها هراس دارند:
جذاب نبودن، پذيرفته نشدن، مسخره شدن يا احساس نا‌امني.
محصولات زيادي وعده مي‌دهند که شما را از شر چيزهايي مثل بوي بدن، چربي‌ها يا موهاي زائد خلاص مي‌کنند. اينها مي‌تواند به فرد کمک کند احساس جذاب‌تر بودن و پذيرفته شدن داشته باشد.
خانواده‌ي ايده‌آل

به طور کلي، خانواده‌اي که در آگهي‌هاي بازرگاني يا در تابلوهاي تبليغاتي مي‌بينيد، از افراد جذابي تشکيل شده‌اند که به نظر مي‌رسد کاملا با يکديگر همراه هستند. اين يک استراتژي تبليغاتي محبوب براي نشان دادن خانواده‌اي ايده‌آل است، به اين اميد که مردم باور کنند يک محصول و يا خدمت خاص براي آنها به همان صورت يک خانواده‌ي ايده‌آل را به وجود مي‌آورد.
فاکتور «باحال بودن»
همه‌ي ما مي‌خواهيم جذاب يا به قول معروف «باحال» به نظر برسيم و متخصصان دنياي تبليغات هم به خوبي از اين ميل ما آگاهند. به همين دليل شرکت‌ها سعي دارند شما را متقاعد کنند که اگر از محصول‌شان استفاده نکنيد، مزيت‌ها و خصوصيات «باحال بودنِ» خود را از دست مي‌دهيد يا اينکه ديگر «فاکتور زيبايي» را نخواهيد داشت.
اسباب‌بازي‌هاي شگفت‌انگيز

حتما يادتان هست که وقتي بچه‌ بوديد، اسباب‌بازي‌ها در تبليغات‌شان کارهاي شگفت‌انگيزي مي‌کردند که در نسخه‌ي واقعي‌شان نمي‌توانستند انجام دهند. بسياري از شرکت‌ها اسباب‌بازي‌هاي خود را در حال انجام کارهايي باورنکردني نشان مي‌دهند که واقعا قادر به انجام آن نيستند، از جمله: اتومبيل‌هايي که تک‌چرخ مي‌زنند، عروسک‌هايي که حرکت يا گريه مي‌کنند يا هواپيماهايي که در هوا حلقه تشکيل مي‌دهند و دور خود مي‌چرخند.
کلمات مبهم
قانون از تبليغ‌کنندگان مي‌خواهد که حقيقت را در تبليغات خود بگويند. با اين حال، آنها تمايل به استفاده از کلمات يا عباراتي دارند که باعث گمراه کردن بيننده مي‌شود. مثلا «طبيعي»، «جديد»، «بخشي از» و «ما به … شما اهميت مي‌دهيم» برخي از اين کلمات و عبارات فريبنده‌اي هستند که به طور معمول در تبليغات استفاده مي‌شوند.
تخريب کردن
در تبليغات، اگر شرکتي مطمئن نباشد که چگونه بايد محصول خود را برجسته کند، به تخريب برخي از رقبا متوسل مي‌شود تا خودش بهتر به نظر برسد.
رگ خواب

اين استراتژي تبليغاتي مثل متوسل شدن به احساسات مي‌ماند و زماني انجام مي‌شود که يک شرکت از رسانه‌هاي مختلف براي ايجاد حالتي عاطفي در شما براي درگير کردن‌تان و دادن احساس خوب به شما استفاده کند. به عنوان مثال، تصاوير زيبا از کودکان و نوزادان يا از حيوانات کوچک مي‌تواند رگ خواب افراد را به دست گرفته و به احساسات او چنگ بزند.
شخصيت‌هاي جذاب يا بامزه به عنوان تبليغ‌کننده‌ي محصولات

شخصيت‌هاي غيرواقعي يا آدم‌هاي واقعيِ خيلي زيادي هستند که ممکن است در ذهن شما با محصولات مختلفي ارتباط و همنشيني داشته باشند. به تنقلات مورد علاقه‌ي دوران کودکي خود فکر کنيد که با شخصيت‌هايي همراه بودند. از جمله «ببر توني» که نماد يک صبحانه‌ي تشکيل شده از غلات بود. همه اين شخصيت‌هاي مشهور يک نوع استراتژي تبليغاتي هستند تا کودکان و بزرگسالان يک نماد يا تصوير خاص را در ذهن‌شان به يک محصول مرتبط کنند.
با هم بودن

همه‌ي ما اميد داريم و مي‌خواهيم که خانواده‌ي کاملي داشته باشيم و يک استراتژي تبليغاتي آسان براي شرکت‌ها اين است که يک محصول خانوادگي را در موقعيتي نشان دهند که پدر و مادر و فرزندان کنار هم و با يکديگر سرگرم هستند. اين حس با هم بودن در آن تبليغ القا مي‌کند که محصول قادر به ايجاد لذت و شادي هم براي کودکان و هم براي بزرگسالان است.
آمار و ارقام
شرکت‌ها براي آنکه يک محصول يا يک سرويس، معتبر‌تر و قابل اعتماد‌تر به نظر برسد از آمار و ارقام خاصي استفاده مي‌کنند.
قدرت ستاره‌ها

افراد مشهور، قهرمان نوجوانان و قهرمانان ورزشيِ زيادي توسط شرکت‌ها و يا برندها به خدمت گرفته مي‌شوند تا به در فروش و اعتباربخشي به محصول کمک کنند. محصولات غذايي و لباس‌هاي مختلفي هستند که افراد مشهور آنها را تبليغ مي‌کنند. اين يک استراتژي تبليغاتي قوي براي کودکان و به خصوص براي آنهايي است که شايد متوجه نشوند ستاره‌ي مشهورشان در حال گرفتن تاييد از آنها براي يک نام تجاري يا محصولِ خاص است.
به گروه پيوستن
هيچ کس نمي‌خواهد احساس کند که کنار گذاشته شده است و تبليغ‌کنندگان هم اين را مي‌دانند. به دنبال استراتژي‌هاي تبليغاتي‌اي باشيد که شعارهاي‌شان مخاطب را ترغيب کند که «تنها نمانيد»، «به جمع ما بپيونديد» يا «همه انجامش مي‌دهند، شما هم مي‌توانيد». اينجور شعارها مردم را تشويق مي‌کند تا آنها هم به جمع مشتريان شما بپيوندند.
هيجان

در تبليغات تلويزيوني، بيلبوردها يا انواع ديگر تبليغات، به سختي مي‌توانيد کسي را پيدا کنيد که به نظر برسد در آن لحظه‌ي خاص دارد کاري را انجام مي‌دهد که دوست ندارد. حتي اگر آن کار صرفا خوردن يک همبرگر باشد، شما با ديدن آن تبليغ به اين باور مي‌رسيد که اين کار بهترين لحظه‌‌ي روزِ آن شخص است. يکي از استراتژي‌هاي محبوب تبليغاتي، همين نشان دادن هيجان در چهره‌ي آدم‌هاي حاضر در آگهي، تبليغات تلويزيوني يا بيلبوردها است.
تغيير مقياس
اغلب اين اتفاق مي‌افتد که يک آگهي و يا تابلوي تبليغاتي درباره‌ي يک نوشيدني، همبرگر يا چيز ديگري مي بينيد و زماني که شما براي خريد آن مي‌رويد، متوجه مي‌شويد محصول واقعي نصف اندازه‌ي آن چيزي است که انتظار داشتيد. اين يک نمونه از تغيير مقياس است. در تغيير مقياس، تبليغ‌کنندگان کاري مي‌کنند که محصول بزرگتر يا کوچکتر از حالت واقعي به نظر برسد.
صدا
در بسياري از تبليغات، براي آنکه يک محصول جذاب‌تر به نظر برسد، تبليغ‌کنندگان از موسيقي يا ديگر صداها استفاده مي‌کنند. به عنوان مثال، صدا باعث مي‌شود اسباب‌بازي بيشتر از آنچه واقعا هست، زنده و واقعي به نظر برسد. موسيقي نيز مي‌تواند نکاتي هيجان‌انگيز و شاد به يک محصول بيفزايد و جذابيت آن را براي مخاطب بيشتر کند.
ويرايش انتخابي
در آگهي‌هاي بازرگاني، ويرايش‌هاي انتخابي و حذف‌هاي زيادي در فرآيند توليد وجود دارد. براي مثال، اگر تبليغ در مورد بسکتبال باشد و نشان داده ‌شود که بازيکنان تمام توپ‌هاي خود را به سبد مي‌اندازند، يک فرصت خوب وجود دارد تا پرتاب‌هاي ناموفق به دقت ويرايش و از فيلم حذف شوند. به طور کلي، شرکت‌هاي تبليغ‌کننده نمي‌خواهند شما داستان کامل را در مورد محصول‌شان ببينيد.
جاذبه‌ي جنسي
بسيار اتفاق افتاده که اغلب ما زنان زيبا و يا مردان خوش‌تيپ با بدن ورزيده را در حال تبليغ يا ترويج يک محصول يا نام تجاري ببينيم. اين استراتژي تبليغاتي به عنوان جاذبه‌ي جنسي شناخته مي‌شود. استراتژي جاذبه‌ي جنسي به احساسات خامِ‌ مخاطب متوسل مي‌شود. متاسفانه استفاده‌ از جاذبه‌هاي جنسي در دنياي تبليغات مي‌تواند به بيراهه رفته و موجب کالايي شدن بدن انسان و تقليل ابعاد مختلف وجود او به بُعد جنسي مي‌شود. اين استراتژي معمولا براي تبليغ نوشيدني‌ها، کرِم اصلاح، خمير دندان، لباس زير زنانه و مردانه و همين طور در تبليغ عطر استفاده مي‌شود.
جذابيت جنسيتي
برخي از محصولات خاص با مارک‌هايي توليد مي‌شوند که نشان مي‌دهد تنها براي مردان يا زنان ساخته شده‌اند. به عنوان مثال سيگار را در نظر بگيريد. سيگارهاي مارلبورو و يا لاوا از مارک‌هاي محبوب مردان هستند. سيگار محبوب زنان هم ويرجينيا اسليم است. جالب توجه است که تبليغات و استراتژي‌هاي تبليغاتي بيشتر به سمت زنان تمايل دارند، چرا که حدود ?? درصد از تصميم‌گيري‌هاي خريد خانواده را زنان انجام مي‌دهند.
زمان روز

در تبليغات، مي‌بينيد که برخي آگهي‌هاي خاص در زمان‌هاي خاصي از روز پخش مي‌شوند. به عنوان مثال، تبليغات ساندويچ در مترو، معمولا حوالي وقت ناهار پخش مي‌شود. از سوي ديگر، شربت سرماخوردگي انکوئيل (NyQuil) که يک داروي عمومي براي مصرف شبانه است، در تلويزيون در ساعات شب ظاهر مي‌شود، زيرا مردم به زماني که به يک محصولاحتياج دارند، احتمال زياد به تبليغات آن توجه بيشتري نشان مي‌دهند.
مزاياي استراتژي‌هاي تبليغاتي
در اينجا برخي از دلايلي که چرا يک شرکت، کسب‌وکار کوچک يا فرد مي‌خواهد يک استراتژي تبليغاتي را در طرح کسب‌و‌کار خود پياده‌سازي کند، شرح مي‌دهيم:
?. معرفي محصول: فرض کنيد شما يا شرکت شما به تازگي يک محصول را توليد کرده است. براي معرفي آن به جهان خارج، هيچ راهي بهتر از تبليغات وجود ندارد. مي‌توانيد از تبليغات استفاده کنيد تا به ديگران ويژگي‌ها، مزايا و خصوصيات برجسته‌اي را که کالا دارد، توضيح دهيد. علاوه بر اين، مي‌توانيد هر نوع تخفيف يا قيمت‌گذاري ويژه را در تبليغ خود ذکر کنيد.
?. تقويت نام تجاري: مردم به مرور زمان علاقه‌ي خود را از دست مي‌دهند و تمايل دارند همه چيز را به راحتي فراموش کنند. با استفاده از تبليغات به عنوان راهي براي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *