مقالات

این، ریسک، برای، بتای، یا

دانلود پایان نامه

افزایش یا کاهش تورم دارد. از نظر فریدمن، تورم زمانی اتفاق می‌افتد که بانک مرکزی اجازه دهد پول زیادی وارد گردش اقتصادی شود. فرمول او برای تورم ساده بود: «پول بیش از حد، نادر شدن کالاها را به همراه می‌آورد.»
امروزه مأموریت دوگانه‌ی بانک مرکزی ثابت نگه داشتن قیمت‌ها و حداکثرسازی اشتغال است. استراتژی‌های دستیابی به این مأموریت را سیاست‌های پولی می‌گویند. سیاست‌های مدرن پولی اغلب تحت تأثیر نظریه‌های فریدمن است.
با رشد اقتصادی، بانک مرکزی برای محدود کردن میزان پول در گردش نرخ‌های بهره را بالا برد. با رکود اقتصادی، بانک مرکزی به‌منظور تشویق به استقراض و افزایش میزان پول در گردش اقدام به کاهش نرخ‌های بهره کرد. هدف از این کار یافتن نقطه‌ی تعادلی بود که هم اقتصاد با یک نرخ سالم رو به رشد باشد و هم تورم از کنترل خارج نشود.
________________________________________
: تولید ناخالص داخلی چیست و چه تاثیری بر اقتصاد یک کشور دارد
________________________________________
در دهه‌ی ???? بانک مرکزی که به هر بهایی در تلاش برای به حداکثر رساندن اشتغال بود، نرخ‌های بهره را افزایش داد و پول هنگفتی به اقتصاد آمریکا تزریق کرد. این کار منجر به افزایش تقاضا و خدمات و در نتیجه افزایش قیمت‌ها شد. وقتی در دهه‌ی ???? مشخص شد تورم در حال خارج شدن از کنترل است، بانک مرکزی و دولت حتی با اینکه خروجی‌های اقتصادی نشان از رکود اقتصادی می‌داد باز هم به رویکرد تزریق پول به سیستم ادامه دادند و این دقیقا بر اظهار نظر فریدمن صحه می‌گذاشت: پول بیش از حد، نادر شدن کالاها را به همراه می‌آورد.

پائول ولکر (Paul Volcker)
بالاخره در سال ???? در دوره ریاست پائول ولکر (Paul Volcke) در بانک مرکزی، نظریه‌ی سیاست پولی فریدمن عملی شد. ولکر نرخ‌های بهره را بالا برد و جلوی تزریق پول به گردش اقتصادی را گرفت. این به معنای افزایش بیکاری و رکود چشمگیر در اوایل دهه‌ی ???? بود، اما تورم به سطح نرمال خود بازگشت و بالاخره اقتصاد توانست ثبات پیدا کند.
تهدید رکود تورمی در طول دوران رکود، یعنی زمانی که تولید ناخاصل داخلی سیر نزولی طی می‌کرد و بیکاری رو به صعود گذاشته بود، به شدت افزایش یافت. بر اساس سیاست پولی استاندارد، بانک مرکزی در این دوران نرخ‌های بهره را پایین آورد تا استقراض و خرج‌کرد را در سیستم اقتصادی تحریک کند. کلید جلوگیری از رکود تورمی، اجتناب از ورود پرشتاب پول‌های هنگفت به اقتصاد است.
اقتصاددانان بانک مرکزی به‌منظور جلوگیری موفقیت‌آمیز از رکود تورمی در طول دوران رکود می‌باید ارزیابی دقیق و درستی از عملکرد کوتاه و بلندمدت اقتصادی داشته باشند. کار دشوار آنها شناسایی نقطه‌ی عطف در زمان مواجهه‌ی کشور با رکود و خارج کردن آرام پول در گردش بود. اگر بانک مرکزی نرخ‌های بهره را خیلی زود بالا می‌برد، اقتصاد تازه جان گرفته دوباره به اغما می‌رفت. اگر هم در این کار بیش از حد تعلل می‌کرد، اقتصاد در اسکناس‌های در گردش غرق می‌شد که همین امر موجب اوج‌گیری قیمت‌ها و تورم می‌شد.
برگرفته از: howstuffworks.com



ریسک غیرسیستماتیک را «ریسک مشخص»، «ریسک قابل‌پخش» یا «ریسک پسمانده» هم می‌نامند. این ریسک یکی از انواع ریسک سرمایه گذاری است و در شرکت یا صنعتی که در آن سرمایه گذاری می‌کنید وجود دارد. ریسک غیرسیستماتیک را می‌توانید از طریق متنوع‌سازی کاهش دهید. ریسک غیرسیستماتیک به اخبار مربوط می‌شود. اخباری که مختص یک سهم خاص است؛ مثلا وقتی کارکنان شرکتی که شما در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اید اعتصاب می‌کنند.
ریسک سیستماتیک را «ریسک بازار» یا «ریسک غیرقابل‌پخش» هم می‌خوانند. این ریسک به کل بازار یا حداقل بخشی از آن مربوط می‌شود. این ریسک که ناپایداری هم نامیده می‌شود، نوسانات روزانه‌ی بازار و تأثیر آن روی قیمت سهام را شامل می‌شود. ناپایداری یک معیار ریسک است. معیاری که ویژگی‌ها یا «خلق و خو‌»ی سرمایه‌گذاری را می‌سنجد، نه دلیل این ویژگی‌ها را. در این مقاله مطالب بیشتری درباره‌ی ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک می‌آموزید.

:
عرضه اولیه سهام (IPO) و مزایا و معایب آن
سرمایه‌گذاری در بازار سهام چه دستاوردهایی برای یک رهبر دارد؟
نکول چیست و چه ریسک‌هایی دارد؟
دلیل اینکه مردم از سهام پول در می‌آورند، همین حرکت‌ها و نوسانات بازار هستند. ناپایداری برای کسب سود ضروری است. هرچه سرمایه‌گذاری شما بی‌ثبات‌تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که شرایط آن به‌صورت ناگهانی بهتر یا بدتر شود.
نرخ سود بانکی(بهره)، رکود و جنگ همه می‌توانند دلایلی برای ریسک سیستماتیک باشند. چون‌که همه‌ی این موارد روی تمام بازار تأثیر می‌گذارند و متنوع‌سازی روی آنها تأثیری نمی‌گذارد. ریسک سیستماتیک را می‌توانید از طریق پوشش ریسک کاهش دهید.

ریسک سیستماتیک در تمام سرمایه‌گذاری‌ها وجود دارد. اگر تورم وجود داشته باشد، می‌توانید در بخش‌هایی سرمایه‌گذاری کنید که در برابر تورم مقاوم هستند. اگر نرخ سود بالا باشد، می‌توانید سهام مربوط به بخش انرژی خود را بفروشید و اوراق بهادار تازه منتشر یافته بخرید. اما اگر اقتصاد کشور مشکل دارد، بهترین کار این است که سرمایه‌گذاری‌هایی پیدا کنید که از بقیه‌ی بازار مقاوم‌تر باشد. مثلا می‌توانید از سهام صنایع دفاعی یا استراتژی‌های سهام روبه‌افول استفاده کنید.
________________________________________
: ? دلیل عالی برای سرمایه گذاری در بورس
________________________________________
معیار ناپایداری یا ریسک سیستماتیک

تبلیغات

معیار ناپایداری، «بتا» یا ریسک سیستماتیک نام دارد. این معیار مقایسه‌ی یک سهام یا پرونده با تمام بازار است. به‌عبارت‌دیگر،‌ بتا میزان کلی ریسک بازار بورس را در مقایسه به بازار کل به ما می‌دهد. بتا همچنین ریسک بازار بورس را با سایر سهام مقایسه می‌کند. تحلیل سرمایه‌گذاری از حرف یونانی ? برای نشان‌دادن بتا استفاده می‌کند. بتا در مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه‌گذار (CAPM) هم استفاده می‌شود.
بتا با استفاده از تحلیل رگرسیون محاسبه می‌شود. اساسا بتا یعنی ارتباط نرخ سود اوراق بهادار با نوسانات بازار. وقتی بتا ? باشد یعنی قیمت اوراق بهادار با نوسانات بازار تغییر می‌کند. وقتی بتا کمتر از ? باشد، یعنی اوراق‌بهادار پایدارتر از بازار هستند. اگر بتا بالاتر از ? باشد، یعنی قیمت اوراق بهادار ناپایدارتر از بازار است. برای مثال اگر بتا برای سهام ?.? باشد، احتمالا این سهام ?? درصد ناپایدارتر از بازار است.
________________________________________
: مدیریت ریسک چیست؛ آشنایی با مراحل انجام و اهمیت آن
________________________________________
راهنمای اولیه‌ی بتا
?. بتای منفی

اگر بتا زیر صفر باشد، یعنی رابطه‌ی آن با بازار عکس است. احتمال وجود بتای منفی خیلی خیلی کم است. درگذشته، برخی سرمایه‌گذاران اعتقاد داشتند که طلا و سهام طلا بتای منفی دارد. این عقیده به‌خاطر این بود که وقتی بازار سهام افول داشت سهام طلا سود بیشتری به‌دست می‌آورد. ولی این عقیده در دراز مدت غلط از آب در آمد.
?. بتای صفر
پول نقد اساسا بتای صفر دارد. به‌عبارت‌دیگر، مهم نیست بازار چه تغییراتی می‌کند، ارزش پول نقد همیشه ثابت است. البته به شرطی که تورم وجود نداشته باشد.
?. بتای بین صفر و یک
بتای کمتر از ? (و بیشتر از صفر) برای شرکت‌هایی است که ناپایداری آنها کمتر از بازار باشد. بیشتر شرکت‌های خدماتی در این حوزه هستند.
?. بتای یک
وقتی بتا ? است، یعنی از ناپایداری یک شاخص به‌خصوص برای اشاره به همه‌ی بازار استفاده کرده‌ایم و این شاخص را برای سنجیدن همه‌ی سهام‌ و بتاهای دیگر به‌کار می‌بریم. به‌عنوان‌مثال می‌توان به شاخص S&P 500 اشاره کرد. اگر یک بتای سهام ? باشد،‌ به‌اندازه و در جهت شاخص مرجع حرکت می‌کند. بنابراین اگر شاخص سرمایه از S&P 500 پیروی کند، بتای نزدیک به ? خواهد داشت.
?. بتای بیشتر از یک
این یعنی اینکه ناپایداری سهام بیشتر از شاخص عمومی است. خیلی از شرکت‌های وابسته به فناوری در بازار بورس آمریکایی Nasdaq بتای بالای ? دارند.
?. بتای بیشتر از صد
این غیرممکن است، چون بتای بالای صد یعنی ناپایداری سهام، ??? برابر بیشتر از بازار است. اگر سهامی بتای ??? داشته باشد، با هر افول در بازار بورس احتمال این هست که ارزش آن سهام به صفر برسد. ممکن است در سایت‌های تحقیقاتی بتای بالای صد دیده باشید. در این صورت یا خطای آماری اتفاق افتاده یا بازار به‌خاطر کمبود نقدینگی دچار نوسانات شدید شده است. سهام خارج از بازار بورس معمولا دچار این مشکل می‌شوند. به‌ندرت پیش می‌آید که سهام شرکت‌های معروف بتای بالای ? داشته باشند.
________________________________________
: تحلیل بنیادی سهام چیست؟
________________________________________
چرا باید با مفهوم بتا آشنا باشید؟

آیا آماده‌اید با سرمایه‌ی خود ریسک کنید؟ خیلی از مردم این آمادگی را ندارند. در نتیجه سرمایه‌گذاری‌هایی را انتخاب می‌کنند که ناپایداری کمی داشته باشد. سایر افراد ترجیح می‌دهند کمی بیشتر ریسک کنند. چون در این صورت احتمال دارد سود بیشتری به‌دست آورند. به‌همین‌دلیل، سرمایه‌گذاران حتما باید مفهوم توان ریسک پذیری را درک کنند. سرمایه‌گذاران باید بدانند کدام سرمایه‌گذاری‌ها با تمایلات‌ آنها برای ریسک‌پذیری متناسب است.
وقتی از بتا برای سنجش ناپایداری استفاده می‌کنید، می‌توانید اوراق‌بهاداری را پیدا کنید که با توجه به میزان ریسک برای شما مناسب‌تر هستند. سرمایه‌گذارانی که اصلا ریسک‌پذیر نیستند باید سرمایه‌گذاری‌هایی را انتخاب کنند که بتای پایینی دارد. آنهایی که می‌خواهند بیشتر ریسک کنند، می‌توانند سهامی را بخرند که بتای بالاتری داشته باشد.
خیلی از شرکت‌های دلالی بتا را برای تمام سهام خرید و فروشی خود محاسبه می‌کنند. این شرکت‌ها نتایج محاسبات خود را در کتاب بتا منتشر می‌کنند. این کتاب بتای تخمینی برای تقریبا تمام سهام قابل‌عرضه در بازار عمومی را ارائه می‌کند. مشکل اینجاست که بیشتر افراد به این کتاب‌های دلالی دسترسی ندارند و محاسبه‌ی بتا حتی برای سرمایه‌گذاران باتجربه هم سخت است.
________________________________________
: چرا ما از ریسک پذیری می‌ترسیم؟
________________________________________
هشدارهایی در مورد بتا

مهم‌ترین هشدار در مورد استفاده از بتا به‌منظور تصمیم گیری برای سرمایه‌گذاری این است که بتا یکی از سنجش‌های تاریخی برای ناپایداری سهام است. اعداد بتای قدیمی یا ناپایداری تاریخی لزوما نمی‌توانند آینده‌ی بتا یا ناپایداری را پیش‌بینی کنند. به‌عبارت‌دیگر، اگر بتای سهامی الان ? باشد، هیچ تضمینی نیست که سال دیگر این مقدار ثابت خواهد ماند.
تحقیقی در مورد قابل‌اطمینان‌بودن بتای گذشته انجام شده است. این تحقیق به این نتیجه رسید که بتای گذشته برای سهام شخصی نمی‌تواند بتای آینده را پیش‌بینی کند. یکی از یافته‌های جالب تحقیق این بود که به‌نظر می‌رسد بتا به‌میزان میانگین خود بازمی‌گردد. این یعنی اینکه بتا چه بالاتر و چه پایین‌تر از یک باشد، ممکن است به سمت ? بازگردد.
هشدار دوم این است که بتا میزان ریسک سیستماتیک را نشان می‌دهد. ریسکی که بازار به‌صورت کلی با آن مواجه است. درواقع، داریم سهام را با شاخص بازار مقایسه می‌کنیم. این شاخص تحت‌تأثیر ریسک‌های کلی بازار قرار دارد. از طرف دیگر، بتا را با مقایسه‌ی ناپایداری سهام با ناپایداری شاخص محاسبه می‌کنیم. بنابراین بتا فقط ریسک به‌وجود‌آمده به‌خاطر تغییرات بازار را مدنظر می‌گیرد. سهام ممکن است با ریسک‌های شخصی شرکت‌ها هم مواجه باشند. ولی میزان بتا این ریسک‌ها را نمی‌شناسد. بنابراین، با اینکه بتا به سرمایه‌گذاران می‌گوید تغییرات بازار چه تأثیری روی قیمت سهام دارد، ولی به ریسک‌های دیگری که شرکت‌ها با آن مواجه هستند توجهی نمی‌کند.
________________________________________
در ادامه بخوانید: راهنمای سرمایه‌گذاری برای تازه‌ کارها
________________________________________



زنان اصلا به ریسک پذیری شهره نیستند. در پیِ رکود اقتصادی، حتی از این محافظه‌کاری نسبت‌داده‌شده به زنان تقدیر هم شده است؛ چراکه تحقیقات این سؤال را مطرح کرده‌اند که اگر در دنیای امور مالی، زنان بیشتری بر مسند قدرت نشسته بودند آیا اصولا بحران اقتصادی رخ می‌داد یا نه؟ اما این تفکر که زنان به‌طور ذاتی از ریسک گریزان هستند یک افسانه است. در حقیقت، عدم ریسک پذیری در زنان، بیش از آنکه مربوط به ذات زنانه باشد به نحوه‌ی تربیت آنها مرتبط است.

________________________________________
: چطور ترس‌هایمان را به موفقیت تبدیل کنیم؟
________________________________________
اما فارغ از دلیل اجتناب ما زنان از ریسک، ریسک‌گریزی می‌تواند در درازمدت به ضررمان باشد. بسیاری از زنان فوق‌العاده موفق درباره‌ی اینکه چرا زنان نیاز دارند با ترس‌هایشان رو‌به‌رو شوند و ریسک پذیری بیشتری به‌خرج دهند حرف زده‌اند. در اینجا، از زبان همان زنانی که ریسک پذیری را تمام و کمال در عمل پیاده کرده‌اند و از منافع آن برخوردار شده‌اند، هفت دلیلی را بیان می‌کنیم که چرا ریسک پذیری در زنان جزو الزامات دستیابی به موفقیت برای آنها است.
?. فرصت‌های عالی با ریسک پذیری به‌وجود می‌آیند
ریسک پذیری فرصت‌هایی عالی را، که بدون ریسک پذیری نادیده باقی می‌مانند، در اختیار فرد قرار می‌دهد. ما زنان تمایل داریم که ریسک پذیری را منفی ارزیابی کنیم، اغلب به آن به دیده‌ی خطر یا کار غیرعاقلانه نگاه می‌کنیم. اما، این را هم به‌یاد داشته باشیم که درعینِ‌حال که برخی ریسک‌ها ثمربخشی حتمی ندارند، برخی ریسک‌ها هم جواب می‌دهند. ریسک را نه یک راه منتهی به شکست بلکه فرصتی برای پیروزی ببینید؛ همان کاری که ساندرا پیترسون (Sandra Peterson)، مدیر ارشد کسب‌وکار ??میلیاردی بایر کراپ‌ساینس (Bayer CropScience) -شرکتی فعال در حوزه‌ی کشاورزی علمی و سلامتی- به خوبی از پسش برآمد. او در سال ???? به مجله‌ی تجاری فوربز چنین گفت:
ساندرا پیترسون
«بیشتر زنان موفقی که در دنیای کسب‌وکار سراغ دارم، موفقیت‌شان را مدیون تمایل‌شان به پذیرش چالش‌های ریسک‌داری بوده‌اند که سایرین در مواجهه با آنها می‌گویند: “خب! مطمئن نیستم دلم بخواهد این کار را انجام بدهم.” اگر به مسیر کاری من نگاه کنید می‌بینید که نقش‌های پرریسکی را پذیرفته‌ام. این نقش‌ها برای برخی ریسک به حساب می‌آمدند اما برای من چنین بود: “چه عالی! این فرصتی بی‌نظیر است و به من اجازه می‌دهد در سازمان نقش‌های مهم‌تری را برعهده بگیرم.” اما برخی به من می‌گفتند: “دیوانه شدی؟ تو درباره‌ی دیابت، درباره‌ی ماشین‌های شست‌وشو، یا صنایع غذایی یا اتومبیل یا درباره‌ی صنعت کشاورزی چه می‌دانی؟” »
________________________________________
: ? کاری که زنان موفق هرگز انجام نمی‌دهند
________________________________________
?. ریسک پذیری نشانه‌ی اعتماد‌ به‌ نفس شماست و کمک می‌کند متمایز شوید
علاوه بر آنچه گفته شد، ریسک پذیری فرصت خوبی برای شما فراهم می‌کند که بدرخشید و خودتان را به‌عنوان یک رهبر، و نه فقط کسی که به وضع موجود رضایت می‌دهد، به دیگران معرفی کنید. تامارا عبدالجبار (Tamara Abdel-Jaber)، مدیر ارشد شرکت تکنولوژی اطلاعات پالما (Palma) و یکی از ??? زن قدرتمند عربِ معرفی شده در مجله‌ی تجارت عربی در سال ???? این‌طور می‌گوید:
«من قضیه را این‌گونه می‌بینم، بسیاری از مردم در خاورمیانه منابع و دانش زیادی در اختیار ندارند. برای اینکه برتر باشید، کمی بیشتر به خودتان زحمت بدهید … من مشتاق دانش هستم و از سنین پایین با تلاش سخت در مدرسه به‌دنبال آن بودم و در طول زندگی‌ام به این کار ادامه دادم. دانشی که دارم کمکم می‌کند تا به خودم مطمئن باشم، و آدم ریسک پذیری هستم.»
?. ریسک‌ها به ما درس می‌دهند و این درس‌ها می‌توانند ما را به راهی مهم و تازه هدایت کنند
ریسک پذیری، علاوه‌بر فرصت‌های بیرونی‌ای که برای ما فراهم می‌کند و موجب به رسمیت شناخته شدن‌ و اعتبار ما می‌شود فرصتی هم برای رشد درونی‌مان فراهم می‌کند. هدر ربتز (Heather Rabbatts)، اولین زن حاضر در مقام مدیریت غیراجرایی انجمن فوتبال در گزارشی گفت:
هدر ربتز
«همیشه احساس کرده‌ام که در ریسک پذیری چیز واقعا هیجان‌انگیزی وجود دارد. جمله‌ی ارزشمندی در این‌باره هست که می‌گوید: عملا، یادگیری تنها زمانی حاصل می‌شود که در معرض ریسک باشی. من مجذوب هر دوی اینها هستم؛ ریسک و یادگیری. این علاقه مرا به سوی برعهده گرفتن مشاغلی سوق داده است که مردم پیش خودشان می‌گویند: “از پسش برنمیاد، غیرممکنه.” پاسخ من این است که نه چنین نخواهد بود.»
________________________________________
: خصوصیات زنان شاد چیست؟
________________________________________
?. موفقیت از آسمان بر شما نازل نمی‌شود، باید به‌دنبال آن بروید
ورای فواید شخصی و شغلی آن، ریسک پذیری در زنان می‌تواند گامی ضروری برای رفتن به‌دنبال موفقیت‌ باشد. زمانی که هافینگتون پست از کِی کپلویتز (Kay Koplovitz) پرسید که چطور اولین زنی بود که مدیر ارشد یک شبکه تلویزیونی شد، او پاسخ داد:
«واقعا باید یک گام به جلو بردارید و سفرتان را آغاز کنید. باید با این مسئله، که دقیقا نمی‌دانید چطور باید به نتیجه‌ی مطلوب‌تان برسید، راحت برخورد کنید. در

92