مقالات

این، خلاقیت، برای، یک، باید

دانلود پایان نامه

نقطه‌ی اوج است که رهبران باید در آرزوی دستیابی به آن باشند. این رهبران سطح ?، صادقانه در جهت مصلحت شرکت عمل می‌کنند. حال چه در سمت رهبر باشند چه به عنوان یکی از اعضای تیم. آنها حتی پس از ترک شرکت نیز به آن وفادارند و می‌خواهند سازمان کارش را خوب انجام بدهد. رهبران سطح ? از نظر شخصیتی متواضع هستند ولی روی نتایج تعصب دارند. آنها اعتبارشان را مرهون موفقیت‌های شرکت می‌دانند و نقش خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، ولی در هنگام بروز مشکلات، سریعا مسئولیت را به عهده می‌گیرند.
کالینز در این کتاب از آقای داروین اسمیت عنوان یک مثال برجسته یاد می‌کند. آقای اسمیت کسی بود که توانست کیمبرلی کلارک را به یکی از شرکت‌های پیشتاز در جهان تبدیل کند. ولی با این حال، آقای اسمیت هرگز حاضر نشد تصویرش به عنوان یک قهرمان چاپ شود. او مانند یک پسر روستایی لباس می‌پوشید، تعطیلات خود را صرف کار در مزرعه ویسکانسین می‌کرد و اغلب دوستان مورد علاقه‌اش از میان لوله‌کش‌ها و برق‌کاران بودند.
منظور من آن نیست که شما در انتخاب لباس یا دوست از آقای اسمیت تقلید کنید، بلکه می‌خواهم مرتبا به خود یادآوری کنید که در درجه‌ی اول به فکر منافع شرکت باشید و بعد منافع خودتان.
________________________________________
: ? روش رهبران موفق برای ایجاد انگیزه در کارمندان
________________________________________
?. راه و روش درستی برای اخراج کارمندان‌تان پیش بگیرید
صنایع و بازارها به صورتی غیرقابل‌پیش‌بینی تغییر می‌کنند. مثلا صنعتی که همین یک سال پیش کاملا ایده‌آل به نظر می‌رسید، ممکن است هم‌اکنون عملا بی‌فایده باشد یا مثلا شاید بعد از مدتی متوجه شوید عضو جدیدی که حساب زیادی رویش باز کرده بودید، آن‌قدر‌ها هم فعال نیست. توجه کنید همه‌ی اینها در حالی اتفاق افتاده است که شما به عنوان رهبر هرچه در توان داشتید انجام داده‌اید.
در چنین مواردی، شاید بهتر باشد اجازه بدهید فرد گروه را ترک کند. هر استخدامی موفقیت‌آمیز نیست، یک فرد نامناسب می‌تواند برای سایر اعضای تیم و حتی خود رهبر، ویران‌کننده باشد. شاید اخراج سریع، منصفانه و سخاوتمندانه، بهترین گزینه‌ی پیش رو باشد. به این ترتیب هم از کسب‌وکار خود محافظت کرده‌اید و هم احترام‌تان نزد سایرین حفظ می‌شود.
فقط به خاطر بسپارید: هنگام بحران و گذر از شرایط سخت، اخراج کارکنان، اولین گزینه‌ی شما نباشد.
شرکت هیولت پاکارد (HP) یک مثال فوق‌العاده در این مورد است. در دهه‌ی ????، مدیران این شرکت توافق کردند که نگذارند شرکت‌شان وضعیت «استخدام و اخراج» داشته باشد. به همین دلیل در دوران بحران اقتصادی دهه‌ی ???? به جای اخراج کارکنان، حقوق کل اعضا را به میزان ده درصد کم کردند.
به این ترتیب، این شرکت بدون اینکه کسی را اخراج کرده باشد، دوران بحران را پشت‌سر گذاشت. جای تعجبی هم ندارد که وقتی با مدیران شرکت مصاحبه شد ?? نفر از ?? مدیر، کارمند‌سالاری را کلید موفقیت شرکت دانستند.
?. با واقعیت مواجه شوید

شنیده‌اید که می‌گویند: «با حقیقت مواجه شو»؟ خب این جمله در مورد یک رهبر بسیار مهم است. کارکنان‌تان باید این اطمینان خاطر را داشته باشند که می‌توانند بدون هیچ دلهره‌ای موارد ناخوشایند را با شما در میان بگذارند. این مورد در کتاب «Good to Great» آقای کالینز هم تأکید شده است. در واقع رهبران خوب فضای دوستانه‌ای ایجاد می‌کنند و به کارکنان‌شان اجازه می‌دهند اخبار ناخوشایند را بدون تردید منتقل کنند. برای ترویج این فرهنگ، اول از خودتان شروع کنید. به این ترتیب که هر‌گاه مرتکب اشتباهی شدید پبش از آنکه دیگران خودشان به آن پی‌ببرند، صریحا اشتباهات‌تان را مطرح کرده و با سایرین در‌ میان بگذارید.
همچنین می‌توانید راهکارهایی بیندیشید و مطمئن شوید هیچ حقیقتی از چشم‌تان مخفی نمی‌ماند. آقای براد استون (Brad Stone) در کتاب «The Everything Store» شرکت آمازون را به عنوان نمونه‌ای برای این مورد مطرح می‌کند. در این شرکت، همه چیز به طور مداوم بررسی می‌شود تا واقعیت‌های نه‌چندان خوشایند شناسایی شوند. آنگاه این مسائل به بحث گذاشته می‌شوند و برای رفع آنها چاره‌اندیشی می‌شود. شرکت گوگل نیز راهکار جالب توجهی برای کشف حقایق تلخ دارد. این شرکت هر هفته جلساتی برگزار می‌کند. همه‌ی کارکنان در این جلسه شرکت می‌کنند و مجازند سؤالات خود را از هر کس که مایلند، از بنیانگذاران گرفته تا هیئت مدیره بپرسند. جالب اینکه هیچ منعی برای طرح هیچ مسئله‌ای وجود ندارد و کارکنان در کمال آزادی هرگونه مسئله‌ای هرقدر هم ناگوار را مطرح می‌کنند. در واقع تنها چیزی که اهمیت دارد پی‌ بردن به حقیقت است؛ حال چه از طریق اعترافات جسورانه و چه از طریق جدول و نمودار.
________________________________________
: معرفی انواع شیوه های رهبری و کارکردهای آن
________________________________________
?. برای آینده برنامه‌ریزی داشته باشید ولی انعطاف‌پذیری را هم در نظر بگیرید
هر سازمانی نیازمند داشتن یک برنامه‌ی مشخص و راهبردی است. بسیاری از مدیران معتقدند برنامه‌ی راهبردی آنها باید مراحل کار در ده سال آتی را به صورت جزئی و مرحله به مرحله مشخص کند. در دنیای امروز، چنین برنامه‌ای میسر نیست. از آنجایی که شرکت‌ها قادر به پیش‌بینی آینده نیستند، برنامه‌ی خوب، برنامه‌ای است که انعطاف‌پذیر باشد و قابلیت تطابق با شرایط جدید را هم داشته باشد.
در کتاب «Good to Great» آقای کالینز این موضوع را در قالب «استراتژی جوجه‌تیغی» توضیح می‌دهد. به کمک این ویژگی، شرکت قادر است همزمان که توسعه می‌یابد، مرکز توجه خود را نیز تعیین کند. تصور کنید روباهی می‌خواهد یک جوجه‌تیغی را شکار کند. این روباه حیله‌گر است و برای گرفتن طعمه، حقه‌های زیرکانه‌ای در آستین دارد ولی با وجود تمام حیله‌هایش هیچ‌گاه موفق نمی‌شود. اما چرا؟ جوجه‌تیغی روش دفاعی ساده ولی شکست‌ناپذیری دارد که در مقابل هرگونه حمله کارساز است؛ او بدنش را حلقه کرده و یک توپ نفوذناپذیر تیغ‌دار ایجاد می‌کند.
این مثالی از یک تاکتیک ساده ولی مؤثر است که شرکت شما باید از آن پیروی کند و برای یافتن آن کافی است به سه سؤال زیر پاسخ بدهید:
ما در دنیا در چه چیزی می‌توانیم بهترین باشیم؟
چه چیزی ما را سر شوق می‌آورد؟
بر روی چه شاخصه‌ی اقتصادی مهمی باید تمرکز کنیم؟
لطفا صبور باشید. کالینز پس از بررسی برخی از موفق‌ترین شرکت‌های دهه‌ی گذشته، یک بازه‌ی زمانی برای پیدا کردن مفهوم جوجه‌تیغی هر شرکت تخمین زده است. او می‌گوید برای دستیابی به چنین تاکتیکی به طور متوسط ? سال بحث و تلاش نیاز است. ولی پس از آن، تمام تصمیم‌گیری‌های این شرکت‌ها در راستای این مفهوم است و همین عامل نیز موفقیت‌های بعدی شرکت را به دنبال دارد.
خلاصه اینکه رهبری هرگز آسان نیست، ولی می‌توان به کمک این هفت نکته‌ی طلایی از اشتباهات فاحش در مدیریت اجتناب کرد. ولی نمی‌توان به آنها بسنده کرد و برای موفقیت بیشتر، مطالعه‌ی کتاب‌های بیشتر ضروری است. چه آنهایی که در اینجا معرفی شده‌اند و چه کتاب‌های بی‌شمار دیگری که اسم‌شان در اینجا نیامده ولی در این زمینه به چاپ رسیده‌اند.
برگرفته از: businessinsider

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



چرا خلاقیت مهم است و چه ارزشی در زندگی ما دارد؟ یک دلیلش این است که بیشتر چیزهای جالب، مهم و انسانی، محصول خلاقیت است. خلاقیت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که ما را از شامپانزه‌ها متمایز می‌کند. همان‌طور که دکتر میهای چیکسنت در کتاب «خلاقیت: روان‌شناسی کشف و اختراع» نوشته است: «?? درصد ساختار ژنتیکی ما با شامپانزه‌ها یکسان است، منهای خلاقیت. بدون خلاقیت، تشخیص انسان از میمون واقعا دشوار می‌شد.» از طرف دیگر عمل خلاقانه برای ما سرشار از شور، هیجان و لذت است. خلاقیت یک ویژگی خدایی است که به ما اعطا شده است.

________________________________________
: برترین تکنیک های خلاقیت؛ حس نوآوری را در خود تقویت کنید
________________________________________
«توانایی خلاق انسان‌ها، تصویر خداست.»
– مری دالی
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

در متون دینی آمده است که «خدا انسان را به‌صورت خویش آفرید». خدا خالق است. پس اگر انسان را به‌صورت خویش آفریده باشد باید به او این ویژگی خلاقیت را عطا کرده باشد. همین ویژگی خلاقیت بزرگ‌ترین قوه و پتانسیلی است که در وجود بشری یافت می‌شود زیرا این همان بارزترین ویژگی خدایی یعنی خالق بودن است. خلاقیت انسانی بزرگ‌ترین امیدی است که برای حل مشکلات دنیای امروز و ساختن جهانی بهتر وجود دارد. در عرصه‌ی زندگی شخصی و کسب‌وکار نیز، خلاقیت می‌تواند ما را به موفقیت‌های بزرگ و دستاوردهای بیشتری رهنمون شود.
با این حساب چگونه می‌توانیم از نیروی آفریننده و ارزشمند خلاقیت در زندگی خود استفاده کنیم؟ در اینجا به ? اصلی می‌پردازیم که ما را در این جهت یاری می‌دهند.
?. خلاقیت ذاتی خود را بپذیرید
با وجود تمام داوری‌های منفی که احتمالا در مورد میزان هوش و خلاقیت شما در خانه، مدرسه و محیط انجام شده است، باید بدانید که خلاق هستید. پژوهش‌های سنجش تفکر خلاق نشان داد که تقریبا تمام کودکان (?? درصد) سه تا پنج ساله از نظر خلاقیت در سطح نبوغ قرار دارند. اما این آمار در مورد افراد بالای ?? سال به ? درصد کاهش پیدا کرد. این نشان می‌دهد که فرایند آموزش و اجتماعی شدن، با برچسب زدن از طریق داوری‌هایی چون خوب/بد، درست/غلط، مناسب/نامناسب، معقول/نامعقول، منطقی/غیرمنطقی، عاقلانه/احمقانه و زشت/زیبا، در برابر جریان خلاقیت طبیعیِ ما مانع ایجاد کرده و آن را سرکوب می‌کند. کودکان خردسال، درکی از این ارزش‌ها و برچسب‌ها ندارند و بدون این محدودیت‌ها کنش و واکنش نشان می‌دهند. به‌تدریج که می‌آموزیم نظرها، ارزیابی‌ها و باورهای دیگران را بپذیریم، توانایی ما در ابراز خلاقیت‌مان افت می‌کند.
اما سرکوب خلاقیت به معنای نابودی آن نیست. همه‌ی ما می‌توانیم با در پیش گرفتن همان روحیه و منش کودکانه و کنار زدن شرطی شدگی‌ها و باورهای محدودکننده، خلاقیت نبوغ‌آمیز کودکی خود را بازیابیم. احیای روحیه‌ی خودجوش و بازی‌گرای کودکی باعث جریان مجدد خلاقیت ذاتی ما می‌شود.
«خلاقیت همان هوش است به همراه بازی و سرگرمی.»
– اینشتین
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

چه اشکالی دارد که دوباره مثل یک کودک شروع کنیم به بازی‌های خیالی، نقاشی، قصه‌گویی، رقص، آواز، ادا درآوردن، با خود حرف زدن، جیغ زدن و شادمانی کردن. بله از دید بزرگ‌ترها این رفتارها منطقی نخواهد بود، اما شما دیگر بالغ شده‌اید و لازم نیست به قیمت سرکوب خلاقیت خود به میل آنها رفتار کنید. برای بروز خلاقیت ذاتی خویش باید طبیعت کودکانه‌ی خود را احیا کنیم.
________________________________________
: موانع خلاقیت و راهکارهای مقابله با آن چیست
________________________________________
?. استعدادهای بالقوه‌ی خود را بشناسید

هر یک از ما دارای ترکیب منحصربه‌فردی از استعدادها و توانایی‌های ذاتی هستیم. خلاقیت ما بیش از هر جایی در زمینه‌ی همین استعدادهای ذاتی‌مان امکان ظهور و بروز دارد. پس بسیار ضروری است که آنها را کشف و شناسایی کنیم. علاوه بر تست‌های استعدادیابی، خودتان نیز با درون‌نگری و برخی معیارهای کلی می‌توانید استعداد و نبوغ ذاتی خود را شناسایی کنید.
«صاحب استعدادی بی‌همتا هستید و به شیوه‌ای بی‌همتا آن را بیان و عیان می‌کنید. کاری هست که بهتر از هر کس دیگر در این جهان می‌توانید آن را به انجام برسانید.»
– دیپاک چوپرا
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

در کودکی بیشتر به چه بازی‌هایی علاقه‌مند بودید و وقت بیشتری را صرف آن می‌کردید؟ یادگیری و انجام چه فعالیت یا مهارت‌هایی برای شما راحت و آسان است؟ چه کار یا فعالیتی را به طور خودجوش و فقط به خاطر لذتش انجام می‌دهید؟ علایق و تفریحات‌تان چه هستند؟ همه‌ی اینها می‌تواند سرنخی از استعدادهای ذاتی شما به دست بدهد. پس از پیدا کردن استعدادهای شخصی، باید آنها را جهت انجام کار و فعالیتی مشتاقانه، لذت‌بخش، معنادار و ارزشمند با خلاقیت ذاتی خود ترکیب کنیم.
________________________________________
: چگونه استعداد خود را کشف کنیم
________________________________________
?. استعدادهایتان را در زمینه‌ای که به آن عشق می‌ورزید به کار بگیرید
افراد خلاق تفاوت‌های زیادی با هم دارند، اما در یک چیز مشترکند: همه‌ی آنها کاری را که انجام می‌دهند دوست دارند. آرزوی رسیدن به شهرت یا پول نیست که به آنها انگیزه می‌دهد، بلکه از عشق و اشتیاق به کارشان، انگیزه می‌گیرند. آنها قبل از هر چیز برای لذت بردن کار می‌کنند. آنها عاشق کارشان هستند.
«باید آنچه را که به آن عشق می‌ورزید بیابید. تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که به آن کار عشق بورزید. اگر هنوز آن را نیافته‌اید، به جست‌وجو ادامه دهید. ساکن نمانید. همچون تمامی ‌چیزهایی که به دل مربوط می‌شوند، وقتی آن را یافتید، خواهید دانست.»
– استیو جابز
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

لازمه‌ی ایفای سهم و نقش خلاق، این مطلب اساسی است که بدانید چه جور آدمی هستید، به چه چیزی عشق می‌ورزید، تصور انجام چه کارهایی قلب‌تان را به تپش وامی‌دارد. باید بدانید که دوست دارید زندگی خود را وقف چه دستاوردهایی کنید. همه‌ی این شناخت میزان اشتیاق و انگیزه‌ی شما را برای انجام کارهایی که به طرز عمیقی خلاقانه باشند، نشان می‌دهد. همه‌ی افراد توانایی بروز مهارت‌ها و استعدادهای منحصربه‌فرد خود را به شیوه‌ی خاص خود دارا هستند. آیا شما مجموعه ویژگی‌های خود را برشمرده و مشخص کرده‌اید؟ آیا می‌دانید که به چه شیوه‌هایی بیشترین رضایت درونی را در ابراز وجود به دست می‌آورید؟ اگر این کار را نکرده‌اید، هم‌اکنون آن را آغاز کنید. وجود خاص و منحصربه‌فرد خود را پیدا کنید. کسانی که بالاترین لذت و رضایت را تجربه می‌کنند، آنهایی هستند که وجه تمایز و خاص بودن خود را به جهان ارائه می‌‌کنند.
________________________________________
: ? نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد
________________________________________
?. شجاعت و شهامتِ خلاقیت را در خود ایجاد کنید
برای خلاق بودن نیاز به جسارت و شهامت دارید. چون خلاق بودن هم به منزله‌ی قدم گذاشتن در سرزمین‌های ناشناخته و تجربه‌های جدید است و هم اینکه شما با طرح ایده‌های جدید از جمع متمایز می‌شوید و در میان اقلیت قرار می‌گیرید. ممکن است مورد طرد و تمسخر قرار گیرید. باید بتوانید در این شرایط روی پای خود بایستید و از ایده‌های خود دفاع کنید و این نیازمند شجاعت است.
شجاعت برای خلاق بودن آنچنان صفت مهمی است که رولو می، روان‌شناس انسان‌گرای آمریکایی، یک کتاب کامل را به آن اختصاص داده است. او در کتابش با عنوان «شجاعت خلاقیت» معتقد است که «شجاعت، فضیلت یا ارزشی در میان سایر ارزش‌های شخصی مثل عشق یا وفاداری نیست، بلکه بنیاد و اساسی است که زیربنای همه‌ی فضیلت‌ها و ارزش‌های شخصی دیگر است و به آنها واقعیت می‌بخشد.» لازمه‌ی خلاقیت، خطرپذیری و ریسک است و لازمه‌ی اینها شجاعت است. شجاعت و شهامت به معنای فقدان ترس، یأس و ناامیدی نیست، بلکه توانایی اقدام و حرکت به جلو علی‌رغم ترس، یأس و ناامیدی است. ما برای خلاق بودن و فراتر رفتن از محدودیت وجود خود و جامعه و پا گذاشتن در سرزمین‌های ناشناخته‌ی وجود خویش، به جسارت و شهامت نیاز داریم.
«به‌اندازه‌ی کافی شجاع باشید تا بتوانید خلاقانه زندگی کنید. خلاقیت سرزمینی است که کس دیگری قبلا به آنجا راه نیافته است. شما باید خانه‌های امن‌تان را ترک کنید و به پهنه‌ی شهود قدم بگذارید. هیچ اتوبوسی به آنجا نمی‌رود. تنها با کار سخت و خطر کردن می‌توان به آن مکان رسید. چیزی که در آن پهنه کشف خواهید کرد، بی‌نظیر است: خویشتن خویش.»
– آلن آلدا
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

________________________________________
: چگونه شجاع باشیم؛ نکاتی کاربردی برای اینکه بتوانیم ترس خود را کنار بگذاریم
________________________________________
?. با یادگیری خلاقانه از محدودیت‌های موجود فراتر بروید

اکنون ما در عصر دسترسی همگانی به اطلاعات و دانش به سر می‌بریم. در این عصر، به حافظه سپردن اطلاعات دیگر ارزشی ندارد. جهان امروزی دائما به نحوی خلاقانه در حال تغییر است. بهره‌مند شدن از این تغییرات نیازمند نوع جدیدی از یادگیری است. شاید آن نوع آموزشی که امروزه نیاز داریم باید مبتنی بر نوعی یادگیری‌زدایی یا نایادگیری باشد تا بتواند به ما امکان فراتر رفتن از شرطی شدگی‌های ناشی از آموخته‌های پیشین را بدهد. باید بر شیوه‌های آموزش و یادگیری شهودی، غیرخطی و چندوجهی تمرکز کنیم. تعهد به یادگیری، وجهی حیاتی در به وجود آوردن خلاقیتی است که زندگی امروزی نیازمند آن است. خلاقیت در دنیای امروز نیازمند آن است که با فراتر رفتن از دانسته‌ها، ذهن‌ خود را گسترش داده و آنچه را که غیرممکن است مورد توجه قرار بدهیم تا بتوانیم از مرزها و محدودیت‌های موجود فراتر برویم. لازمه‌ی یادگیری خلاقانه آن است که

92