مقالات

این، برای، یک، کنید، کاری

دانلود پایان نامه

مسئولانه بهترین عملکرد را به اجرا بگذارید، احتمال آنکه اطرافیان شما نیز مسئولیت پذیری را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده و وظایف خود را به بهترین وجه انجام دهند، افزایش خواهد یافت.
به بیان ساده تا زمانی که به عنوان مدیر، پیش از سایرین، از خود انتظار بهترین‌ها را نداشته باشید، کارمندانتان مسئولیت‌پذیر نشده و وظایف خود را به بهترین وجه انجام نخواهند داد. تنها در این صورت است که آنها درخواهند یافت عالی بودن، چیزی بیشتر از بزرگ‌کردن موفقیت‌های کوچک، هیاهوی بی‌معنای کارمند نمونه‌ی ماه شدن و یا شرکت در کلاس‌های آموزشی است. آنها در نهایت در می‌یابند که عالی بودن و حد کمال در کار، مشخصه‌ای است که از سوی افراد بالغ، پیشگامان موثر، رهبران، مدیران و شرکا، بسیار مهم تلقی می‌شود.
همانی باشید که از دیگران می‌خواهید آن باشند. شما به عنوان مدیر نمی‌توانید موقع سخنرانی کردن برای کارمندانتان مدام بر این مسئله تکیه کنید که «اینجا کیفیت حرف اول را می‌زند»، ولی خود در وقت عمل کار بی‌کیفتی تحویل دهید.
?. از کارمندان‌تان برای عالی بودن تعهد بگیرید
این روش به طرز غیرقابل‌باوری تاثیرگذار است. اِف. وی. وُلوُرث (Woolworth)، پایه‌گذار فروشگاه‌های خرده‌فروشی زنجیره‌ای وُلوُرث اینگونه بر این مسئله تاکید می‌کند: «ما ترجیح می‌دهیم به جای استخدام سه نفر که می‌خواهند برای ما کار کنند تنها یک نفر را استخدام کنیم که می‌خواهد همراه ما کار کند.»
هرگاه از کسی می‌خواهید که مسئولیت بهترین‌ بودن را بپذیرد باید از او بخواهید متعهد شود که به هر قیمتی از عهده‌ی مسئولیت خود برمی‌آید. او را وادار کنید تا پیش از هرچیزی تصمیم بگیرد. برندا الس‌وُرث در این مورد به اعضای تیم خود در شرکت Tastefully Simple اینگونه می‌گوید: «همه چیز با گرفتن یک تصمیم و بیان آن آغاز می‌شود؛ این کاری است که قرار است انجام بدهم: من می‌خواهم این تصمیم را عملی کنم، به هر قیمتی.»
برای گرفتن چنین تعهدی از افراد خود، این سوال را طرح کنید تا به درصد آمادگی آنها پی ببرید: شما تا چه حد متعهد هستید که این پروژه به بهترین شکل ممکن انجام شود و چه چیزی شما را وامی‌دارد که صد درصد توان خود را برای این پروژه صرف کنید؟ در نهایت زمانی فرا می‌رسد که باید از مرحله سبک‌وسنگین‌ کردن عبور کنید و وارد مرحله‌ی تصمیم‌گیری شوید، زمانی که باید از تأمل به سمت تعهد حرکت کنید.
?. به مسئولیت پذیری پاداش دهید
هرکس که برای رسیدن به بهترین بودن، مسئولیتی را می‌پذیرد به نوعی دارای یک انگیزه‌ی شخصی است. شاید این کار سبب می‌شود به حس خوشایندی از خود دست یابد یا به او کمک می‌کند مهارتی را به‌دست آورد یا اینکه موجب می‌شود در موقعیت شغلی خود ترقی کند؛ هرکس دلیل متفاوتی برای خود دارد ولی با این حال همیشه انگیزه‌ای وجود دارد.
یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های افراد برای مسئولیت پذیری تمایل آنها برای دریافت پاداش از کارفرماست. پس هیچگاه این اصل مهم را فراموش نکنید و در قبال انجام یک کار عالی به آنها پاداش دهید. تاثیری که این عمل می‌تواند در زندگی و شغل یک نفر ایجاد کند، گاه می‌تواند آنقدر عظیم باشد که شما را به حیرت وادارد.
به عنوان مثال می‌توان به زندگی و کسب‌وکار جان هابر اشاره کرد. یک پاداش ساده برای انجام یک کار عالی او را به یک کارآفرین و پیشگام تبدیل کرد. چنانکه خود او نقل می کند: «بعد از خواندن خبرنامه‌ی Tuesday Tip تصمیم گرفتم با استفاده از مهارتم در ساخت وسایل چوبی برای خانواده‌ام هدیه‌ی کریسمس درست کنم. نتیجه‌ی کار عالی بود. خاطره‌ی لحظه‌ای که عزیزانم هدایای خود را باز می‌کردند، آن کریسمس را به بهترین کریسمس عمرم تبدیل کرده است.» جان وقایع بعد از آن کریسمس را اینگونه شرح می‌دهد، «بعدها به طور اتفاقی یکی از کارهای چوبی‌ام را به یکی از دوستانم نشان دادم. او به کارهایم علاقه‌مند شد، حتی می‌توانم بگویم کمی هم هیجان‌زده شد و خواست که به من کمک کند. من و دوستم در ابتدا عکس‌های مربوط به کارهایم را به افراد مختلف نشان دادیم و در نهایت یک سرمایه‌گذار پیدا کردیم. در حال حاضر هم من یکی از سه شریک اصلی یک شرکت تولید صنایع چوبی موفق و در حال رشد هستم.»

برخلاف جان هابر برخی تنها در صورتی به پذیرفتن مسئولیت ترغیب می‌شوند که پاداش ملموس‌تری را دریافت کنند. نتایجی که مسئولین شرکت «خدمات هسته‌ای West Valley» به‌دست آورده‌اند به خوبی این مسئله را تایید می‌کند. مدیران این شرکت برای بررسی تاثیر پاداش بر عملکرد مجموعه‌ی خود برنامه‌ای پیشنهادی را به اجرا گذاشتند که تمام ??? نفر کارمند آنها را، از منهدس گرفته تا کارگران کافه‌تریا، دربرمی‌گرفت. براساس این برنامه کارکنان می‌توانستند بسته به کاری که انجام می‌دهند، تقریبا هرچیزی از قهوه‌ی مجانی گرفته تا کباب‌پز برقی و حتی کشتی تفریحی را به عنوان جایزه دریافت کنند. در نهایت این شرکت در فاصله‌ی ?? ماه توانست از طریق کاهش هزینه و صرفه‌جویی مبلغی معادل ?.? میلیون دلار سود به دست آورد.
حتما به نحوی عمل کنید که دیگران در قبال مسئولیت پذیری خود پاداش دریافت کنند. اگر یکی از کارکنان در حین انجام کار خود اشتباهی مرتکب شد برای آگاهی با نحوه‌ی مواجهه با این وضعیت به بخش بعدی مقاله رجوع کنید.
?. از کلماتی استفاده کنید که آنها را به مسئولیت پذیری ترغیب کند
طبیعی است که هرگاه حجم مسئولیت‌های فرد افزایش می‌یابد به همان میزان احتمال بروز اشتباه و به تبع آن نیاز به سازوکارهای اصلاحی نیز بیشتر می‌شود. در مواجهه با چنین شرایطی توصیه می‌کنم از این پند آموزنده‌ی گوته بهره ببرید: «اصلاح اشتباه خیلی خوب است، ولی تشویق و ترغیب فرد اشتباه‌کننده به اصلاح اشتباه خود بهتر است.»
به عبارت دیگر با فرد خاطی در مورد ضعف‌ها و اشتباهات او صحبت نکنید، چرا که در درازمدت همانند یک نقص شخصیتی دائمی در آن شخص به چشم می‌آید. تاکید بیش از حد بر ضعف‌های یک نفر سبب می‌شود او به یک آدم منفی‌نگر بدل شود، زیرا همواره با خود خواهد اندیشید که «من همینم که هستم پس کاری نمی‌شود کرد.»
در مقابل هرگاه خواستید اشتباهات آن دسته از کارمندانتان را اصلاح کنید که وظایف خود را به‌ نحو احسنت انجام نداده‌اند، بیشتر در مورد فرصت‌هایی صحبت کنید که به بهبود کار آنها می‌انجامد. در این روش شما فرآیندی را در اختیار آنها قرار می‌دهید که با استفاده از آن مسئولیت اصلاح اشتباه خود را به عهده می‌گیرند و دوباره به جاده‌ی موفقیت بازمی‌گردند.
از واژه‌هایی استفاده کنید که فرد خاطی با شنیدن آن به این باور برسد که می‌تواند اوضاع را بهبود بخشد. او حتما این قدرت را در اختیار دارد.
?. فرآیند و دستاوردهای مسئولیت پذیری را تجزیه‌وتحلیل کنید

رسیدن به کمال به صورت تصادفی و دفعی رخ نمی‌دهد، بلکه نتیجه مجموعه‌ی مشخصی از اعمال مسئولیت‌پذیرانه است. در صورتی که بتوان فرآیند رسیدن به کمال نهایی را درک کرد، می‌توان آن را بارها و بارها‌‌ شبیه‌سازی کرد. بنابراین در مواجهه با عملکرد عالی و بی‌نقص یک شخص تنها نباید به قدردانی از او بسنده کرد. بهترین راه برای حفظ این شرایط آرمانی آن است که به او کمک کنیم دلایل رسیدن به موفقیت خود را نیز درک کند. او باید بداند که چرا به این موفقیت رسیده و چگونه می‌تواند آن را تکرار کند.
به عنوان مثال اگر میزان فروش ماهانه‌ی یک فروشنده از میزان معمولی فراتر رفت، باید دلیل این بهبود فروش را از او جویا شوید. آیا او از خطی‌مشی متفاوتی برای پیداکردن مشتری یا عقد قرارداد استفاده کرده است؟ آیا تعداد دفعات ارائه‌ی محصول را افزایش داده یا با گروه متفاوتی از مشتریان وارد مذاکره شده است؟ آیا او شیوه‌ی جدیدی را برای ارائه‌ی محصول ابداع کرده است؟ با طرح چنین پرسش‌هایی، به او کمک کنید فرآیندی را درک کند که به واسطه‌ی آن و با پذیرش مسئولیت به چنین نتیجه‌ی قابل‌توجهی رسیده است.
در کسب‌وکارهای قدیمی افراد در مواجه با یک مسئولیت سخت احتمالا با گفتن جمله‌ای شبیه به «وظیفه‌ی من نیست» از پذیرفتن آن شانه خالی می‌کردند، ولی در جهان امروز تنها کسانی قادر به بقا هستند که مسئولیت رسیدن به بهترین‌ها را بپذیرند. با به کاربستن این هفت راهکار شما نیز می‌توانید دیگران را به انجام چنین کاری ترغیب کنید.
برگرفته از: entrepreneur



اعتماد به نفس بسیار مهم است. نمونه¬اش در همین اپلیکیشن اینستاگرام؛ اگر قیافه طرف را ببینید مستقیم یاد فیلم جن¬گیر می-افتید و باید کفاره دهید! اما با چنان ژستی عکس گذاشته¬ انگار ملکه زیبایی ???? است و ملانیا ترامپ کلفت خانه زادش! همین افراد حداقل دویست سیصد هزار نفر تعقیب کننده (follower) دارند که اگر همان¬ها به وی رای دهند دست کم نماینده شورای شهر علی آباد کتول خواهند شد! چرا راه دوری برویم؟ همین سلطان محمود غزنوی! به خطار شباهتش به یک موجود خاص چند نوبت می¬خواستند ایشان را به عنوان حلقه مفقوده داروین معرفی کنند و نوبل زیست شناسی بگیرند اما همین شخص زمام امور ایران را در دست گرفت و سلسله غزنویان را تاسیس کرد! اینها را خدمتتان عرض کردیم تا به اهمیت اعتماد به نفس پی ببرید. اکنون که حساسیت بحث برای شما جا افتاده است می¬پردازیم به راهکارهای طلایی بالا بردن اعتماد به نفس.

برای مطالعه مقاله کامل اثر به لینک زیر مراجعه کنید.
دانلود کامل اثر



آیا در مراوده با مردم مهارت دارید؟ آیا توانایی متقاعد کردن آنها را دارید تا کاری که شما می‌خواهید را انجام دهند؟ در شغل یا زندگی روزمره‌ی خود تا چه اندازه به کنترل ذهن دیگران نیاز دارید؟ آیا تکنیک‌هایی که برای این کار استفاده کرده‌اید از دیگران آموخته‌اید یا از تجربه‌های خودتان الهام می‌گیرید؟ در هر صورت این استراتژی‌ها به احتمال زیاد همیشه هم اثربخش نبوده‌اند. اما اگر دانش مربوط به انگیزه‌های انسانی را می‌دانستید چه تفاوتی در کنترل ذهن دیگران نسبت به حالا داشتید؟
اگر مجهز به این دانش باشید و تکنیک‌های کاربردی اِعمال آن را روی فردی خاص یا گروهی به خصوص، در شرایطی خاص بلد باشید، می‌توانید ذهن آدم‌ها را کنترل کنید و آنها را به کاری که می‌خواهید وادارید. آن وقت لازم نیست برای انتخاب از میان استراتژی‌هایی که می‌شناسید ده، بیست، سی، چهل بخوانید.
در این مقاله می‌خواهیم درباره‌ی ? روش برای کنترل ذهن دیگران بیشتر بدانیم.
?. نیاز به تعلق داشتن

آیا تا به حال احساس کنارگذاشته شدن کرده‌اید؟ تعلق نداشتن به گروهی که می‌خواستید بخشی از آن باشید؟ چنین موقعیت‌هایی ممکن است شما را دچار ناراحتی، افسردگی، عصبانیت و شاید همه‌ی اینها با هم کرده باشد. در نهایت، ما موجوداتی اجتماعی هستیم که اشتیاق‌ زیادی برای ارتباط با دیگران داریم، یک انگیزه‌ی درونی. ما برای تنها زندگی کردن ساخته نشده‌ایم، و برای اینکه از لحاظ اجتماعی پذیرفته باشیم سخت تلاش می‌کنیم. ما نیاز داریم بدانیم جایی در این دنیا هست که به آن متعلق هستیم.
شما می‌توانید از نیاز به تعلق داشتن و اشتیاق به مرتبط بودن که در افراد وجود دارد برای کنترل ذهن دیگران استفاده کنید تا کاری که می‌خواهید را انجام دهند.

برای مثال:
اگر برای دعوت مردم به کاری از اسم‌ها به جای افعال استفاده کنید، آدم‌های بیشتری به شما پاسخ مثبت خواهند داد. «اهداکننده‌ی خون باشید» افراد بیشتری را وادار می‌کند کاری انجام دهند تا «همین حالا خون اهدا کنید». این به این دلیل است که اسامی برای افراد یادآور هویت گروهی هستند.
اگر مردم بتوانند به شما اعتماد کنند، به درخواست‌های شما بیشتر پاسخ مثبت خواهند داد.
بهترین راه برای اینکه دیگران به شما اعتماد کنند این است که در ابتدا شما به آنها نشان دهید که به آنها اعتماد دارید.
________________________________________
: روشهای متقاعد کردن دیگران؛ چگونه فردی با نفوذ باشیم؟
________________________________________
?. عادت‌ها
شاید دانستن اینکه چه تعداد از کارهایی که در یک روز معمولی، بدون لحظه‌ای درنگ و از سر عادت‌ انجام می‌دهیم شما را متعجب کند. عادت‌ها چنان با زندگی ما درآمیخته‌اند که حتی به یاد نمی‌آوریم چطور شکل گرفته‌اند.
تبلیغات

درباره‌ی اینکه شکل دادن به عادت‌های تازه ماه‌ها زمان می‌برند بسیار شنیده‌ایم. چطور چنین چیزی امکان دارد آن هم وقتی صدها عادت بدون اینکه حتی به آن فکر کرده باشیم در زندگی ما شکل گرفته است؟
معلوم شده اگر بدانید دانش پشت شکل‌گیری عادت‌ها چیست، ساختن عادتی تازه یا حتی تغییر عادت فعلی کار ساده‌ای خواهد بود. شما هم می‌توانید از این دانش برای تغییر یا ساختن عادت‌های افراد و کنترل ذهن دیگران استفاده کنید و از این طریق آنها را به کاری که می‌خواهید وادار کنید. بخشی از اطلاعات مربوط به دانش عادت‌ها را با هم می‌خوانیم:
ساده‌ترین راه برای ایجاد یک عادت تازه وصل کردن آن به یکی از عادت‌هایی است که همین حالا دارید.
اگر از این تکنیک اتصالی استفاده کنید می‌توانید عادت‌های جدید را ظرف کمتر از یک هفته در افراد ایجاد کنید.
بخش مهمی از شکل دادن یک عادت تازه شکستن فرآیند به قدم‌های واقعا کوچک است.
?. قدرت داستان‌ها
شما از کدام دسته افرادید؟ آیا از آنهایی هستید که دست کمک به نیازمندان دارید؟ از آنها که دنبال مد و روندهای همه‌گیر بازارید؟ از آنهایی هستید که عاشق خانواده‌شان هستند و زمان و انرژی خودشان را برای تقویت رابطه‌ی خانوادگی به کار می‌گیرند؟
همه‌ی ما تصوری از شخصیت خودمان داریم. ما برای خودمان و دیگران درباره‌ی اینکه چه کسی هستیم و دلایل کارهایمان چیست داستان‌هایی تعریف می‌کنیم. تعدادی از تصورات شخصی ما درباره‌ی شخصیت‌ و داستان‌های‌مان خودآگاه هستند اما بخشی دیگر تا اندازه‌ی زیادی ناخودآگاه‌اند.
اگر بتوانید این تصورات شخصیتی را درک کنید آنگاه می‌توانید به طریقه‌ای ارتباط برقرار کنید که با آن داستان‌های شخصی جور باشند. اینگونه می‌توانید ذهن آدم‌ها را کنترل کنید. برای مثال:
اگر بتوانید آدم‌ها را مجبور کنید کاری انجام دهند که در تضاد با تصور شخصی‌ آنها از خودشان است، آن یک قدم کوچک می‌تواند نهایتا به تغییر رفتاری بزرگی ختم شود.
اگر می‌خواهید داستان کسی را تغییر دهید از آدم‌هایی که داستان متفاوتی دارند بخواهید داستان‌شان را برای این فرد تعریف کنند. در عرض ?? دقیقه می‌توانید با فراهم کردن داستانی مناسب کسی را وادارید تا داستان شخصی‌اش را عوض کند و این تغییر واحد می‌تواند رفتار آنها را برای تمام زندگی تغییر دهد.
نوشتن چیزی با دست ( نه تایپ کردن) بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که احتمال تعهد افراد را به به آنچه نوشته‌اند بالا می‌برد.
________________________________________
: چطور از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنیم
________________________________________
?. استفاده از تکنیک چماق و هویج
اگر بخواهید کسی را وادار کنید تا کاری برای شما انجام دهد، باید کلی وقت و انرژی صرف کنید ، حتی ممکن است به آنها جایزه بدهید یا پول پرداخت کنید تا کاری که می‌خواهید را برای شما انجام دهند. اما تا به حال به ماشین‌های شرط بندی توجه کرده‌اید؟ با اینکه آنها پول هم از آدم‌ می‌گیرند!، ولی توانسته‌اند افراد زیادی را به خود معتاد کنند. دلیلش چیست؟ به نظر می‌رسد ندادن پاداش! در حقیقت این ماشین‌ها طبق دانش چماق و هویج درست شده‌اند و همیشه هم پاداش نمی‌دهند. چماق و هویج در اصطلاح به سیاستی ترکیبی از پاداش و تنبیه اشاره دارد که فرد را وادار به انجام رفتار مورد نظر کند. اما چرا هویج و چماق نام گرفته؟ یک راننده گاری را در نظر بگیرید که یک هویج جلوی چشم اسبش آویزان کرده و چوبی را در پشت او نگه داشته اشت. اسب برای به دست آوردن غذا، رو به جلو حرکت می‌کند، در عین حال با حرکت رو به جلو از چوب هم فرار می‌کند چون نمی‌خواهد درد چوب خوردن یا تنبیه را تحمل کند. ما نیز می‌توانیم از این مفهوم و اثر، برای کنترل ذهن دیگران استفاده کنیم. به گزاره‌های زیر که از این تکنیک منشا گرفته، توجه کنید:
اگر رفتاری پایدار را از آدم‌ها انتظار دارید هربار که کاری را انجام می‌دهند به آنها پاداش ندهید، پاداش‌ها را گاه به گاه به کار ببرید.
آدم‌ها هرقدر به هدفی نزدیک‌تر باشند باانگیزه‌تر خواهند بود. برای مثال فرض کنید که یک کافی‌شاپ دارید و به ازای خرید هر فنجان قهوه یک کوپن به آنها می‌دهید. با ارائه‌ی ده کوپن آنها یک قهوه مجانی از شما می‌گیرند. ولی آیا می‌دانید به محض دریافت آن قهوه‌ی مجانی، دیگر رفتارهای خرید و مصرف قهوه‌شان تغییر کرده و تا مدتی کمتر خواهد شد؟
به خاطر داشته باشید زمانی که فردی را تنبیه می‌کنید اثر آن تنها برای مدت کوتاهی باقی خواهد ماند. در حقیقت پاداش دادن موثرتر از تنبیه کردن است.
?. غریزه‌ها

تصور کنید در جاده‌ای می‌رانید و تصادفی کمی جلوتر اتفاق افتاده است. به خودتان می‌گویید: «سرعتت را کم نکن که به صحنه نگاه کنی» و در همین حین اشتیاق غیرقابل کنترلی را در خود حس می‌کنید که دقیقا همین کار ممنوع را انجام دهید.
مجذوب خطر شدن یکی از غرایز اصلی ماست. غریزه‌ها قدرتمند و تا حد زیادی ناخودآگاهند و روی رفتار ما تاثیر می‌گذارند. گاهی تنها با تلنگری بر این غریزه می‌توانید آدم‌ها را به انجام کاری وادار کنید، برای مثال:
آدم‌ها بیشتر در اثر ترس از دست دادن چیزی انگیزه پیدا می‌کنند تا به دست آوردن آن.
همه‌ی ما آدم‌های کنترل‌گری هستیم. علاقه به کنترل از ?

92