مقالات

این، برای، یک، یا، کنید

دانلود پایان نامه

ر است پیشاپیش مشخص کنید که چه مدتی را کنار هم خواهید گذراند. زمان برنامه‌ریزی‌نشده‌ی زیادی در نظر نگیرید. مسلما دوست ندارید در موقعیتی گرفتار شوید که با آن عضو دشوار خانواده یا فامیل که با او مسئله یا اختلافی دارید تنها بمانید. دوروبر آدم‌هایی باشید که با آنها سازگاری بیشتری دارید، افرادی که از شما حمایت می‌کنند و به شما اهمیت می‌دهند، کسانی که دوست دارند از کنار هم بودن لذت ببرند.
________________________________________
در ادامه بخوانید: چطور با دیگران بدون حدس و گمان ارتباط داشته باشیم
________________________________________

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع پرورش و تربیت فرزندان
تربیت کودک را باید بیست سال پیش از تولدش آغاز کرد

5000تومان



چند خط اول هر مقاله‌‌ای با داشتن یکی از ? ویژگی که در ادامه می‌آیند می‌تواند خواننده را طوری به دام بیندازد که تا آخرین خطِ مقاله، چشم از صفحه‌ی کاغذ یا مانتیور برندارد. در واقع وظیفه‌ی مقدمه‌ مقاله این است که کاری کند شما تا اینجا بیایید و خط دوم را هم بخوانید، وظیفه خط دوم هم این است که کاری کند چشمان شما همینطور به جلو حرکت کند و به خط بعدی برسد. یعنی این خط!
برگردید و خط اول را از نو بخوانید. این خط به کمک استراتژی شماره ? نوشته شده است.

استراتژی شماره ?
این استراتژی با ایجاد عاملِ «کنجکاوی»، مخاطب را تشویق می‌کند تا به خواندن ادامه بدهد. ایجاد حس کنجکاوی یکی از سلاح‌های قدرتمند مقاله نویسی است که استفاده از آن در تیتر و میان‌تیترهای مقاله می‌تواند تأثیر بسیاری عالی‌ای بر مقاله‌ی شما داشته باشد.
اگر به درستی از این عامل استفاده کنید، حس کنجکاویِ به وجود آمده در مخاطب باعث می‌شود با خواندن تیتر و خط اول مقاله بخواهد بیشتر در مورد موضوعِ مورد نظر بداند. یا اینکه سؤالی در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود که فقط با خواندن مقاله به طور کامل به پاسخ آن سؤال دست پیدا می‌کند. سؤالی که در خط اول این مقاله شما را به خواندن ادامه مقاله وادار می‌کرد، این بود: «اولین خطوط مقاله چطور می‌توانند مخاطب را به خواندن بقیه‌ی مقاله تشویق کنند؟»

نطرتان درمورد این مثال از مجله آتلانتیک چیست؟‌
شاید باورتان نشود، اما خبرهای جدیدی درمورد معضل گرم شدن زمین برایتان دارم: هم خبرهای خوب، هم خبرهای بد.
این یکی از روزنامه‌ی گاردین چطور؟
یک ماه پیش بود که در کمال شرمندگی متوجه شدم،‌ همیشه بند کفش‌هایم را اشتباه می‌بسته‌ام.
هر کدام از این خطوط سؤال‌هایی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند. مثال اول: «چه خبرهای خوب و بدی درباره‌ی گرم شدن کره‌ی زمین داری؟»، مثال دوم: «یعنی من هم بند کفش‌هام رو اشتباه می‌بندم؟»
تبلیغات

استراتژی شماره ?، در رمان علمی-تخیلی «جنگ پیرمرد» نوشته «جان اسکالزی» هم تأثیر فوق‌العاده‌ای داشته است. جان رمانش را اینگونه شروع می‌کند:
روز تولد پنجاه سالگی‌ام دو کار انجام دادم. اول به مزار همسرم رفتم. بعد به ارتش پیوستم.
«کنجکاوی» یکی از ? راهکار مختلفی است که می‌توانید از آن استفاده کنید تا خواننده را تشویق کنید با خواندن مقدمه‌ مقاله تا آخرین جمله چشم از روی کاغذ برندارد. برای اینکه بدانیم بقیه موارد چه هستند، بیایید از ابتدا شروع کنیم…
استراتژی شماره ?
خط اول مقاله می‌تواند کاری کند که خط بعدی را هم بخوانید، خط بعد از آن را هم بخوانید. می‌توانید از خط اول برای ایجاد انتظار یا اشتیاق استفاده کنید، مثال‌های زیر را بخوانید تا بیشتر متوجه شوید.
مثالی از Wired.com
با توجه به محبوبیت بسیار زیاد فیسبوک، قبل از عرضه‌ی مستقیم سهام آن، فکر می‌کنم کسی که می‌گفت: «به جای رسانه‌های اجتماعی باید روی چیپس و پنیر سرمایه‌گذاری کنید» اشتباه می‌کرده. اینطور که به نظر می‌رسد، از اول هم باید روی شبکه‌های اجتماعی سرمایه گذاری می‌کردید.»
در این مثال هیچ تلاشی برای جذب خواننده و تشویق او به خواندن ادامه مطلب صورت نگرفته است. حالا مقایسه کنید با چیزی که Slate.com نوشته:
نسل دایناسورهایی که ما در دوران کودکی می‌شناختیم منقرض شده است. موجودات تنبل و مغز فندقی که در مرداب‌ها زندگی می‌کردند و در موزه‌ها رعب و وحشت ایجاد می‌کنند و همه جا در کتاب‌های قصه سر و کله‌شان پیدا می‌شد، این روزها جای خود را به موجودات سریع و وحشی داده‌اند که شباهت خیلی بیشتری به تیرانوسورهای واقعی دارند.
در این مثال، نویسنده با ایجاد حسی نوستالژیک در شما، کاری می‌کند که دلتان بخواهد بدانید موضوع دایناسورهای دوره‌ی کودکی شما به کجا ختم می‌شود و این روزها چه اتفاقی برای آنها افتاده است.
استراتژی شماره ?
پرسیدن یک سؤال از مخاطب هم راهی هوشمندانه است تا توجه مخاطب را به مطلب‌تان جلب کنید. مثلا به این نمونه از سوالی که در یکی از پست‌های کانال تلگرام چطور مورد استفاده قرار گرفته، توجه کنید:
آیا می‌دانستید کمبود وزن هم می‌تواند به اندازه‌ی اضافه وزن برای سلامتی خطرناک باشد؟
استراتژی شماره ?
وقتی که طبق استراتژی شماره ? در خطوط ابتدایی مقاله، سؤالی را مطرح می‌کنیم، این انتظار ایجاد می‌شود که در خط دوم، شروع کنیم به پاسخ دادن به آن سؤال. اگر علاوه بر سؤال، کمی هم همدردی و همدلی خودتان را درباره‌ی مشکل مطرح شده نشان بدهید، تأثیر بیشتری خواهد داشت. به این مثال توجه کنید:
تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید اگر وقت کافی داشتید و شرایط به شما اجازه می‌داد، می‌توانستید به چه نویسنده‌ی بزرگی‌ تبدیل شوید؟

مثال بعدی هم از سایت Firepole Marketing است که می‌خواهد با نارضایتی خواننده ابراز همدردی کند و بگوید که همه‌ی ما تجربه‌ی مشترکی در این زمینه داشته‌ایم:
این روزها همه تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا با مطالب عجیبی که شاید اصلا درست هم نباشند، شما را به سایت‌شان بکشانند، دقیقا مثل دست‌فروش‌های مترو که هر کدام می‌خواهند نظر شما را جلب کنند و چیزی به شما بفروشند.
استراتژی شماره ?
یک راه مؤثر برای جلب کردن توجه مخاطب این است که چیزی خلاف انتظار آنها بگویید، غافلگیرشان کنید یا چیزی بگویید که با آنچه فکر می‌کنند «طبیعی» است، متفاوت باشد.
اولین خط از رمان «????» جرج ارول یکی از مثال‌های خوب برای این استراتژی است:
یک روز سرد و آفتابی خرداد ماه بود و ساعت‌ها ?? بار ضربه زدند.
این مثال دیگر از وبسایت The Atlantic:
پشت هر نقشه‌ی گوگل (Google Map) یک نقشه‌ی خیلی پیچیده‌تر وجود دارد که درخواست شما برای یافتن آدرس مورد نظر را اجرا می‌کند و شما آن را نمی‌بینید.
استراتژی شماره ?

اگر برای نوشتن مقدمه چیزی به ذهنتان نمی‌رسد یا نمی‌دانید مقاله‌تان را چطور شروع کنید، سعی کنید از یک نقل قول یا یک آمار جالب استفاده کنید. استفاده از اطلاعاتی که از یک منبع معتبر آمده است به شما کمک می‌کند نظر مخاطب را جلب و او را با خود همراه کنید.
یک مثال خوب استفاده از این استراتژی که در یکی از پست‌های کانال تلگرام چطور استفاده شده است:
?,???,??? نفر در سال، خیلی دیر متوجه ابتلا به سرطان می‌شوند!
استراتژی شماره ?
آخرین استراتژی که ساده‌ترین استراتژی هم هست، فقط به کمی فکر کردن و شجاعت نیاز دارد. با وجود این، می‌تواند به طرز غافلگیر کننده‌ای مؤثر واقع شود.
راه حل ساده‌ی ما این است: سعی کنید پاراگراف اول را حذف کنید.
اگر نتوانستید پاراگراف اول متن را به اندازه کافی جذاب بنویسید، به احتمال زیاد حذف کردن آن، مقاله‌ی شما را به مقاله بهتری تبدیل می‌کند. اما چرا؟‌ به خاطر اینکه پاراگراف اول معمولا پراکنده گویی می‌کند و مستقیم سر اصل مطلب نمی‌رود. در بعضی از موارد، این کار کاملا عمدی است. تکنیک «شروع کردن با تأخیر»، تکنیکی است که معمولا در مجله‌ها یا روزنامه‌ها می‌بینید. نویسنده، قبل از اینکه سراغ موضوع اصلی برود، اول از یک موضوع نه چندان مرتبط استفاده می‌کند و بعد به موضوع اصلی برمی‌گردد یا اینکه از پاراگراف اول برای مقدمه چینی استفاده می‌کند.
این تکنیک بیشتر در روزنامه‌ها و مجلات جواب می‌دهد، چرا که در روزنامه‌ها و مجلات شکل بلندتری از نوشتار به صوری خطی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما در مطالبی که قرار است در وب منتشر شود، مخاطب فقط می‌خواهد نگاهی گذری به مطلب بیندازد و از آن رد شود. پس اگر با موضوعی که در پاراگراف اول مطرح می‌کنید به دام نیفتد، به احتمال زیاد قبل از اینکه به پاراگراف دوم برسد، صفحه را می‌بندد. پس اگر قصدتان تولید محتواست، یادتان باشد که نمی‌توانید مخاطب‌تان را خیلی منتظر بگذارید، چون خیلی زود حوصله‌اش سر می‌رود. پس اگر نمی‌توانید مخاطب‌تان را جذب کنید، مستقیم بروید سر اصل مطلب.
ممکن است حذف کردن پاراگراف اول کمی ناراحت‌کننده باشد. اما گاهی اوقات بهترین کار این است که هرگونه توضیح اضافی و تأخیر حذف شود. امتحانش ضرری ندارد. این استراتژی برای همه‌ی مقالات یا پست‌های وبلاگی جواب نمی‌دهد، اما می‌تواند به محتوای شما کمی نیرو محرکه بدهد که مخاطب را تا انتهای مطلب با شما نگه دارد.
چه وقتی مقدمه‌ مقاله هیچ اهمیتی ندارد؟
? استراتژی برای شروع مقاله با یک مقدمه‌ی هیجان‌انگیز را با هم مرور کردیم. اگر چیزی جا مانده، که به نظر شما می‌رسد یا همیشه در نوشته‌هایتان از آن استفاده می‌کنید، آن را در بخش «دیدگاه‌ها» با ما در میان بگذارید.
اما به عنوان یک قانون کلی، یادتان باشد که خط اول مقاله‌ی شما بعد از «عنوان مقاله» بیشترین اهیمت را دارد. خط دوم مقاله بعد از اولین خط، بیشترین اهمیت را دارد و به همین ترتیب تا آخرین خط مقاله.
هر جایی که در مقاله‌ای به خطوطی برمی‌خورید که به نظرتان جالب هستند، آنها را به صورت جداگانه در فایلی نگه دارید، تا اگر روزی در مقاله‌ی دیگری به بن‌بست خوردید و هیچ ایده‌ای به ذهنتان نرسید، بتوانید از آنها الهام بگیرید.
البته، به احتمال زیادی روزی فرا خواهد رسید که شما به هیچ‌کدام از این استراتژی‌ها نیازی ندارید، چون مخاطبان وفاداری دارید که قلم شما را دوست دارند و می‌خواهند هر چه شما می‌نویسید،‌ بخوانند. در واقع بیشتر مشتاق هستند بدانند که چه حرف جدیدی برای گفتن دارید، نه اینکه آن را چطور بیان می‌کنید.
تا وقتی که به آن نقطه می‌رسید، که امیدوارم خیلی زود فرا برسد، سعی کنید از این استراتژی‌ها استفاده کنید تا در همان خط‌های اول مقاله‌تان مخاطب را طوری به دام بیندازید که تا آخرین خط با شما همراه باشد و در نهایت به مخاطب وفادار شما تبدیل شود!
برگرفته از: goodcontentcompany

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی شغلی که زندگیست
شغلی را انتخاب کن که عاشق آن هستی، آن‌وقت حتی یک روز هم در زندگیت مجبور نخواهی بود کار کنی

20000تومان



راه‌ انداختن یک استارتاپ با حداقل بودجه‌ی ممکن شخصیت کاری شما را شکل می‌دهد. راه‌های زیادی برای تامین مالی ‌ایده‌ی شما وجود دارد اما هیچ‌کدام به خوبی راه‌انداختن کسب‌وکاری نیست که برای راه‌اندازی، نیاز به بودجه‌ای اندک داشته باشد تا شما را وادار به نوآوری کند. بودجه‌ی محدود به شما این فرصت را می‌دهد تا ماهیچه‌های خلاقیت خودتان را ورزیده کنید و ماموریت خود را از روش‌های خلاقانه به اطلاع تمام دنیا برسانید. به جای اینکه بر تبلیغات قدیمی ‌بنری یا مقالات تبلیغی گوگل، برای ‌انداختن نورافکن روی کسب‌وکارتان تکیه کنید، این هفت استراتژی بازاریابی را به خدمت بگیرید.

?. «چرا»ی اساسی خود را با دیگران در میان بگذارید

«شغل شما چیست؟» این سوال ساده‌ای است که تقریبا در هر جلسه‌ی معارفه‌ای از شما پرسیده می‌شود. اگر به سرعت جواب دهید «من کارآفرین هستم.» که کمی ‌آبکی و مبهم است، یا بگویید «یک کسب‌کار کوچک را اداره می‌کنم.» که افراد را یاد یک دفتر کار فیزیکی می‌اندازد، در واقع خودتان را از تبلیغ کسب‌وکارتان در حین گفتگو محروم کرده‌اید.
به جای آن، روایتی از راه‌اندازی کسب‌وکارتان برای دیگران تعریف کنید که شما را از سایر کسب‌وکارهای مشابه متمایز می‌کند. آیا شما با هر فروش در کارتان مبلغی را صرف هدف خاصی می‌کنید؟ اگر اینطور است به این موضوع اشاره کنید. آیا درست وقتی در زندگی‌تان با مشکل خاصی روبه‌رو شده‌اید ‌ایده‌ی این کسب‌وکار به سرتان زده است؟ اشاره به آن اتفاق ممکن است برای کسانی که آن را می‌شنوند الهام‌بخش باشد.
در میان گذاشتن «چرا»ی اصلی در کنار داستان به وجود آمدن استارتاپ شما، کسب‌وکارتان را برای دیگران به یادماندنی‌تر خواهد کرد، به علاوه‌ی اینکه چنین موضوعی مردم را در محافل بیشتر جذب خواهد کرد.

?. به فروش اکتفا نکنید بلکه مردم را در کسب‌وکارتان درگیر کنید
در برخورد با دیگران غریزه‌تان به عنوان یک کارآفرین ممکن است شما را تنها به فروش هدایت کند. در حالی که هیچ عیبی وجود ندارد که گهگاه به محصول و خدمات‌تان ببالید، مهم است که شرکت‌تان را در بحث‌های مرتبط دخیل کنید، مباحثی که ممکن است مستقیما هم به کسب‌وکار شما مربوط نباشند.
خیلی ساده است که با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، هدف‌های بازاریابی خود را بدون اینکه به نظر برسد فقط مشغول تبلیغات هستید با کسب‌وکارتان درگیر کنید. برخی شرکت‌ها ممکن است پیام‌های تشویق‌کننده در مورد غذاهایی که مردم عکس آنها را همرسان می‌کنند بگذارند. خرده‌فروش‌های لوازم ورزشی ممکن است مقاله‌ی مربوط به برد اخیر یک تیم بسکتبال محلی را «بازنشر» کنند. با نشان دادن حمایت خودتان از جامعه‌تان یا دنبال‌کنندگان آنلاین‌تان می‌توانید اعتماد به برند خود را در میان مردم ایجاد کنید.

تبلیغات

وقتی چنین رویکردی را اتخاذ می‌کنید افراد گروهِ هدفِ کالا و خدمات شما، اگر پس از این نیازی به این محصولات پیدا کنند به یاد مهربانی شما افتاده به سراغ کسب‌وکار شما می‌آیند. اشتراک گذاشتن محتوای مربوط به دیگران الزاما از دست رفتن توجه مخاطبان از شما را به دنبال نخواهد داشت، شما می‌توانید از Start a Fire برای ساخت آدرس‌های اینترنتی (URLs) آماده برای اشتراک‌گذاری استفاده کنید. با استفده از این ابزار می‌توانید نشانه‌ی هر وبسایتی را به صفحه‌ی خودتان اضافه کنید، تا هر زمان که فردی بر لینکی که شما پست کرده‌اید کلیک کند، علاوه بر مشاهده‌ی محتوای شما محتوای بیشتری را که شما پیشنهاد داده‌اید نیز ملاحظه کند.
?. جایگاه ویژه‌ی خود را بیابید و در صنعت خودتان صاحب اعتبار شوید

بودجه‌ی کم استارتاپ شما نمی‌تواند عامل بازدارنده در راه ساختن بازار ویژه‌ی کسب‌وکار شما باشد. وقتی دیدگاهی از درون کسب‌وکارتان برای آنهایی که خارج از آن هستند فراهم می‌کنید می‌توانید فرهنگ کسب‌وکار خود را شکل دهید. می‌توانید با داشتن یک بلاگ به فردی ناوارد در زمینه‌ی کارتان این شانس را بدهید که به درکی تازه از کسب‌وکار شما برسد. ارائه‌ی یک وبینار یا پادکست می‌تواند به بینندگان یا شنوندگان این احساس را القا کند که آنها هم در کسب‌وکار شما صاحب نظر هستند.
سخنرانی در یک مرکز رشد استارتاپ‌های نوپا (incubator)، نمایشگاه‌های صنایع یا مراسم مرتبط با گروه‌های هدف، شما را در نقش یک آموزگار وارد صحنه می‌کند و به شما امکان می‌دهد ‌ایده‌های بزرگ و مهم‌تان را با مخاطبانی آماده در میان بگذارید. همایش کسب‌وکارهای کوچک که شما هر سال در آن شرکت می‌کنید احتمالا به تعداد بیشتری از افرادی که نطق اصلی مراسم را بر عهده بگیرند احتیاج دارند، چرا شما آن یک نفر نباشید که به جای نگاه کردن حرف می‌زند؟‌ ایجاد شبکه‌های ارتباطی و به اشتراک گذاردن تخصص‌تان با سایرین می‌تواند توانایی شما را به جامعه‌تان اثبات کند. آدم‌های مختلفی از روزنامه‌نگاران گرفته تا کسانی که مشتاق کارآفرینی هستند، می‌توانند به دیده شدن کسب‌وکار شما کمک کنند.
از طریق فروم‌های اختصاصی مرتبط با استارتاپ‌ها، کارآفرینی یا صنایع خاص خودتان، دانش و تخصص خود را در اختیار تازه‌کاران کسب‌وکار‌های کوچک ارائه دهید، جایی که در آن بسیاری از مشتاقان کارآفرینی از متخصصین سوال می‌پرسند.
?. به مردم کمک کنید محتوای شما را بیابند

اگر استارتاپ شما متناسب با قرن بیست و یکم پایه‌گذاری شده باشد، پس به نوعی در دنیای آنلاین حضور دارد. در حقیقت ممکن است با داشتن فقط یک وبسایت، نوعی از صفحات اجتماعی، یک بلاگ و حتی وبسایتی که هنوز لانچ نشده خودتان را راضی کرده باشید. اما به صرف داشتن محتوایی آنلاین نمی‌توانید مطمئن باشید که مخاطبان هدف به راحتی محتوای شما را پیدا خواهند کرد.
باید در هر پستی که منتشر می‌کنید از واژه‌های کلیدی که مرتبط با جایگاه اختصاصی شما باشد استفاده کنید، مثلا از «کیف بزرگ چرم مصنوعی» به جای «کیف دستی» استفاده کنید تا رتبه‌ی خود را در گوگل بالا ببرید. همچنین می‌توانید برای جذب قدرتمندتر مخاطبان شبکه‌های اجتماعی از چنین کلمات کلیدی‌ای که بسیار مورد جستجو قرار می‌گیرند استفاده کنید.
می‌توانید کاربران توئیتری را که محتوایی با کلمات کلیدی ویژه‌ی کار شما منتشر کرده‌اند با Socedo (یک ابزار خودکارساز شبکه‌های اجتماعی) بیابید و به مرور زمان با آنها مرتبط شوید.
در مرحله‌ی بعد با به کارگیری برخی تکنیک‌های سئو در وبسایت‌تان به مردم کمک کنید تا محتوای شما را پیدا کنند. صفحات خود را با عبارت‌هایی منحصر به کسب‌وکار خودتان نام‌گذاری کنید تا از سایر صفحات متمایز شوند. سرعت بارگذاری سایت را با حذف

92