اين، براي، يک، زندگي، فرزندتان

دخترشان يک خواننده‌ي با استعدادِ اپراست تا اينکه او را به ديدن نمايش شبح اپرا بردند. اشتياق جکي به آواز خواندن، با استعداد فوق‌العاده‌اش در هم آميخت و رشد کرد و همه‌ي اينها از يک انتخاب براي ديدن نمايش اپرا آغاز شد.
تبليغات

خود را با دنياي فرزندتان وفق بدهيد

به تمام چيزهايي که فرزندتان مي‌گويد گوش بدهيد تا درمورد علايق‌اش اطلاعات کسب کنيد. کودکان پيوسته درباره‌ي چيزهايي که برايشان جالب است صحبت مي‌کنند. حتي اگر آن موضوعات براي شما جذابيتي ندارد يا حوصله‌ي گوش دادن نداريد، اين کار را بکنيد. حدس مي‌زنم من از بيشترِ مادرها درباره‌ي ماشين‌هاي مسابقه‌اي بيشتر مي‌دانم!
به حرف‌هاي فرزندتان درباره‌ي چيزهايي که دوست ندارد گوش بدهيد. اگر بگويد به ورزش يا موسيقي علاقه‌اي ندارد اطلاعات ارزشمندي به شما داده‌است. همچنين به نشانه‌هايي که خودتان مي‌فهميد توجه کنيد. کودکي که از تمرين موسيقي بيزار است احتمالا خيلي به نواختنِ ساز علاقه‌مند نيست.
پسرم، کاي، از نواختن ساکسيفنش نفرت داشت و سرانجام نواختنش را متوقف کرد. اما عاشق موسيقي است. حالا علاقه‌اش به موسيقي را از طريق دي‌جينگ (DJing) نشان مي‌دهد. او يک صفحه‌ي ميکس دارد و ساعت‌ها به ميکس کردن آهنگ‌ها و نواختن موزيک‌ مي‌پردازد. نيازي نيست که از او بخواهيد تا اين کار را انجام بدهد. اين کار را دوست دارد و انجامش مي‌دهد.
اشتياق و استعداد فرزندتان را تشويق کنيد

بارها داستان‌هايي درباره‌ي والديني شنيده‌ايم که علاقه و استعداد فرزندشان را به اين خاطر که آن را مناسب پيشرفتش نديده‌اند از بين برده‌اند. از آن دسته والديني نباشيد که روياي فرزندش را نابود مي‌کند.
حتي اگر ايده و علاقه‌اش خيلي غير واقعي به نظر برسد، بگذاريد دنبال عشق و علاقه‌اش برود. شما که نمي‌دانيد که چه آينده‌اي در انتظار اوست و دنيا برايش چه برنامه‌اي دارد. پسر بزرگترم، کاي، چندين سال بود که مي‌خواست يک بازيکن بيسبال حرفه‌اي بشود. استعداد داشت اما استعدادش کافي نبود. ما به تشويق‌اش ادامه داديم اما در نهايت خودش فهميد که اين رويايش تحقق نمي‌يابد.
امروز او همچنان به ورزش علاقه نشان مي‌دهد و مي‌خواهد در آينده يک جراح ارتوپد شود و باز هم بايد ببينيم که دنيا برايش چه برنامه‌اي دارد.
از رها کردن چيزي نترسيد

ممکن است فرزندتان فعاليت‌هاي متنوعي را براي مدتي امتحان کند و بعد به اين نتيجه برسد که به آن علاقه ندارد. حتي اگر فرزندتان در يک فعاليت بسيار ماهر و با استعداد است، هيچ ايرادي ندارد که او اين فعاليت را رها کند. مگر آن که متوجه شويد به عادت ناخوشايند شروع و رها کردن هر فعاليت بدون دليل خاص دچار شده است. پرداختن به فعاليت‌هاي مختلف و در نهايت پي‌بردن به اينکه آن فعاليت، مناسب‌اش نيست هيچ ايرادي ندارد.
به فرزندتان بگوييد که بايد اين فعاليت يا اين ترم را به اتمام برساند و سپس مي‌تواند آن را رها کند. اين کار به فرزندتان مي‌آموزد که بايد نسبت به فعاليتي که خودش شروع مي‌کند، تعهد داشته باشد و سرمايه‌اي را هدر ندهد. بايد فعاليتي را که خودش شروع کرده است بدون هرگونه سؤال يا فشار به ديگران به اتمام برساند.
به فرزندتان اجازه بدهيد رهبر خود باشد

وقتي که صحبت انتخابِ فعاليت مورد علاقه و استعداد کودک مي‌شود، بهتر است که شما فقط نقش راهنمايي و هدايت او را بر عهده داشته باشيد و بر اساس آنچه که مي‌بينيد و از فرزندتان مي‌شنويد، به او پيشنهادهايي بدهيد. مي‌توانيد علاقه و استعداد فرزندتان را تشويق کنيد و او را با فعاليت‌هاي گوناگوني آشنا کنيد و اينکه فرزندتان مايل به ادامه دادن آن فعاليت در بلند مدت باشد، به خودش مربوط است.
هر کدام از فرزندانتان فردي بي‌همتا با آفرينشي بي‌نقص از سوي خدا هستند. مجموعه‌ي علايق و استعدادهاي مخصوص به خودشان را دارند که در نهايت رشد خواهد کرد و در نوع خودش مانند نعمتي خواهد بود که به اين دنيا داده شده است. فرزندتان تا زماني که به چيزي دست پيدا نکند که اورا از بقيه متمايز کند، زندگي شاد و لذت بخش همراه با هدف نخواهد داشت.
کمک کردن به فرزندانمان براي دست‌يابي به علاقه و چيزي که در آن استعداد دارند، برايشان نعمت خواهد بود.
بر گرفته از: Themomiverse.com

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع پرورش و تربيت فرزندان
تربيت کودک را بايد بيست سال پيش از تولدش آغاز كرد

5000تومان



ريسک‌هاي مالي، جلسات متعدد و قرار ملاقات‌هاي مهم، بخشي از برنامه‌ي کاري يک کارآفرين است. به همين دليل زندگي به سبک و سياق کارآفرينان، فرازونشيب‌هاي بسياري دارد و از جايي به بعد حفظ تعادل ميان زندگي و کار براي آنها تبديل به چالش بزرگي مي‌شود و فقط عده‌‌ي اندکي قادرند اين تعادل را حفظ کنند. از آنجا که هميشه احتمال وقوع رويدادهاي غيرمنتظره وجود دارد،‌ پس نمي‌توان انتظار داشت رابطه‌ي ميان زندگي و کار، يک رابطه‌ي کاملا متعادل و متوازن باشد. راهکارهايي که در اين مقاله ارائه مي‌شود به شما در افزايش تعادل بين کار و زندگي کمک خواهد کرد. پس پيشنهاد مي‌کنيم با ادامه اين مقاله همراه ما باشيد.

?. اولويت‌بندي

وظايف و مسئوليت شما در زندگي چيست؟ آنها را بنويسيد و بر اساس اولويتي که براي شما دارند مرتب‌شان کنيد. خانواده، دوستان، شغل، تفريحات و هر چيز ديگري را از مهم‌ترين تا کم‌اهميت‌ترين مورد يادداشت کنيد.
اولويت‌هاي اصلي زندگي شما چه چيزهايي هستند؟ براي پاسخ به اين سوال بايد کاملا با خودتان صادق باشيد. مثلا اگر به تازگي با شخصي آشنا شده‌ايد، و رابطه‌اي ميان شما در حال شکل‌گيري است. با اينکه رابطه‌ي جديد براي شما حائز اهميت است اما چون هنوز از کيفيت اين رابطه مطمئن نيستيد نبايد اولويتي بالاتر از شغل خود براي آن در نظر بگيريد. با رتبه‌بندي اولويت‌هاي خود، براي مسائل مهم کاري و شخصي، وقت کافي خواهيد داشت.
________________________________________
: ماتريس آيزنهاور، ابزاري کارآمد براي اولويت‌بندي کارها
________________________________________

?. برنامه‌ريزي

همه‌ي ما روزانه چندين بار شبکه‌هاي مجازي را چک مي‌کنيم، بدون اينکه متوجه گذر زمان باشيم، اين چرخه‌ي باطل زمان زيادي از وقت ما را به خود اختصاص مي‌دهد. اگر قدر لحظات زندگي را ندانيم، اتلاف وقت تبديل به امري عادي و بي‌اهميت مي‌شود. برنامه‌ريزي دقيق، اولين قدم براي از بين بردن اين چرخه‌ي باطل است. وقتي براي زمان خود برنامه‌ريزي داشته باشيم به افزايش بازدهي و بهره‌وري کار خود کمک مي‌کنيم و براي انجام کارهاي شخصي و بودن در جمع خانواده فرصت کافي خواهيم داشت. صاحبان مشاغلي که تا ديروقت کار مي‌‌کنند و از عدم تعادل در کار و زندگي خود شاکي هستند، مي‌توانند با يک زمان‌بندي فشرده، تعادل از دست رفته را به کار و زندگي خود بازگردانند.
________________________________________
: يک تکنيک ساده براي مديريت زمان
________________________________________
تبليغات

?. هنر «نه» گفتن

بله! به عقيده‌ي روانشناسان، نه گفتن و رد درخواست ديگران يک هنر است. اگر بخواهيم همه را از خود راضي نگه داريم، زمان زيادي را از دست خواهيم داد و از آن اولويت‌هايي که تعيين کرده‌ايم، فاصله مي‌گيريم. به جاي ترس و احساس گناه به خاطر رد درخواست ديگران، وقت خود را صرف تمرکز بر روي اولويت‌هاي خود بکنيد. اگرچه در ابتدا نه گفتن بسيار دشوار است اما وقتي تاثير آن را روي بازدهي کار خود مي‌بينيد و از تعادل ايجاد شده در کار و زندگي خود لذت مي‌بريد ديگر نه گفتن مشکل نخواهد بود.
________________________________________
: چطور بدون عذاب وجدان نه بگوييم؟
________________________________________
?. پذيرش واقعيت

به جلسه‌اي از پيش تعيين نشده دعوت مي‌شويد يا براي شرکت در يک رويداد اجتماعي، در آخرين دقايق برنامه‌هاي خود را کنسل مي‌کنيد. اين اتفاقات غيرمنتظره اجتناب‌ناپذيرند و به راحتي تعادل ايجاد شده ميان کار و زندگي را بر هم مي‌زنند. همانطور که پيش‌تر گفته شد، ايجاد رابطه‌اي کاملا متعادل ميان کار وزندگي امکان‌پذير نيست. پس بهتر است اين واقعيت را بپذيريد. شايد فکر کنيد اگر يک کارمند اداري با ساعت کاري مشخصي بوديد ديگر براي مديريت زمان خود نگراني نداشتيد، و رابطه‌ي ميان کار و زندگي شما، کاملا متعادل و بي‌عيب و نقص بود اما بايد بدانيد که مرغ همسايه هميشه غاز نيست و احتمالا کارمندي نيز به دليل عدم رضايت از موقعيت شغلي خود در آرزوي جايگاه شما است.
________________________________________
: چطور هم به کار برسيم هم به زندگي؟
________________________________________
?. مسائل کاري را پشت در خانه بگذاريد

به جاي اينکه ساعت‌ها در جمع خانواده باشيد و همزمان هر ?? دقيقه ايميل خود را چک کنيد و يا به مسائل مربوط به کار رسيدگي کنيد، بهتر است دو ساعت مفيد و به دور از هر دغدغه‌ي شغلي، وقت خود را با خانواده بگذرانيد. سعي کنيد مسائل مربوط به کار را پشت در خانه بگذاريد، البته هميشه اين امر امکان‌پذير نيست، به هر حال وقتي تصميم گرفتيد يک کارآفرين باشيد بايد تمام مشکلات آن را تمام و کمال بپذيريد. اما زماني که احساس کرديد مي‌توانيد از دغدغه‌هاي شغلي خود دور باشيد، از فرصت به دست آمده نهايت استفاده را ببريد.
کيفيت زمان، نه مقدار آن، نقش زيادي در ايجاد تعادل ميان کار و زندگي شما ايفا مي‌کند. مي‌توانيد با استفاده از راهکارهايي که عنوان شد بهره‌وري خود را در يک بازه‌ي زماني مشخص افزايش دهيد، و متعاقبا از افزايش تعادلي که در زندگي و کار شما ايجاد مي‌شود لذت ببريد.
برگرفته از: entrepreneur.com

اين کتاب پرطرفدار را از دست ندهيد
کتاب الکترونيکي

کتاب الکترونيکي مديريت زمان به روش اساتيد هاروارد
تغيير را در زندگي خود احساس کنيد: در زمان کمتر، چندبرابر بيشتر کار کنيد

15000تومان



خُلق و خوي افراد، نحوه‌ي برخورد و رفتارهاي کلامي و غيرکلامي تاثير به‌سزايي روي اعضاي تيم و محيط کار شما دارد. کارولين وِب، نويسنده‌ي کتاب «چطور يک روز کاري خوب داشته باشيم»، مي‌گويد: در هر لحظه‌اي ذهن انسان در حال بررسي محيط است تا بتواند چيزهاي ناخوشايندي را که بايد از آنها پرهيز کند و چيزهاي خوشايندي را که بهتر است به سمت‌شان برود، تشخيص دهد. با استفاده از همين موضوع، ما ? رفتار تاثيرگذار را به شما معرفي مي‌کنيم تا بتوانيد بهترين تاثير را روي تيم‌تان بگذاريد.
وِب عقيده دارد آن چيزهايي که سعي مي‌کنيم خيلي عملي از آنها دوري مي‌کنيم ما را در حالت «دفاعي» قرار مي‌دهند و موارد مثبتي که به دنبال‌شان هستيم جرقه‌ي آن چيزي هستند که او حالت «اکتشافي» مي‌نامد. مطالعات عصب‌شناسي نشان مي‌دهد که عکس‌العمل‌هاي دفاعي با بخش تفکر سريع مغز ما مديريت مي‌شود که مسئول عکس‌العمل‌هاي جنگ يا گريز هستند. اين در حالي است که حالت اکتشافي با بخش کُندتر مغز ما که حساب‌شده‌تر فکر مي‌کند مديريت مي‌شود. هرچند لازم نيست درک علمي چنداني داشته باشيم تا به عنوان يک مدير متوجه اين موضوع بشويم که بهتر است تلاش کنيم اعضاي تيم‌مان تا حد امکان در محدوده‌ي اکتشافي قرار بگيرند و به محدوده‌ي دفاعي وارد نشوند، اما اگه اين دو مکانيزم عملکرد مغز برايتان جالب هستند، ديدن اين «ويدئو» را از دست ندهيد.
اين دو مثال متضاد را در نظر بگيريد:
تصور کنيد سر کار رفته‌ايد و در راهرو با چهره‌ي عبوس رئيس مواجه شده‌ايد که لحظه‌اي به شما اخم مي‌کند و به راهش ادامه مي‌دهد.
عکس‌العمل شما به اين موقعيت چيست؟ سردرگم؟ بي‌دفاع؟ شايد.
چند ساعت بعد در همان روزِ کاري بايد اطلاعات به‌روز مربوط به يک موضوع را به همين رئيس خاص بدهيد. وارد اتاق مي‌شويد و با اين حال که چهره‌ي او ديگر به عبوسي چند ساعت پيش نيست، زبان بدن و حالت‌هاي چهره‌اش حس بي‌حوصلگي و نارضايتي را بازتاب مي‌دهند. در حالي که داريد اطلاعات را در اختيار او مي‌گذاريد چند نکته را تند تند مي‌نويسد و در پاسخ به مشکلي که مطرح کرده‌ايد خيلي مختصر و مفيد مي‌گويد که «بايد اين موضوع را حل کني.» وقتي هم که حرف شما تمام مي‌شود او فقط مي‌گويد «بسيار خب.» که شما برداشت مي‌کنيد معني‌اش اين است که بايد آنجا را ترک کنيد.

حالا چه حسي داريد؟ احتمالا هر دويِ اين ارتباط‌هاي غيرکلامي با هم ترکيب شدند و در نتيجه شما از اينکه بيش از آن کنار رئيس‌تان بمانيد نگران شديد. رفتار او باعث جرقه‌ي يک عکس‌العمل تدافعي در ذهن شما شد. آنچه در ذهن شما مي‌گذرد حالتي منفي‌انگارانه و ترسيده دارد. چه اشتباهي از من سر زد؟ به دردسر افتادم؟ چرا با من ارتباط برقرار نمي‌کند؟
ساعت را به عقب برگردانيد و دو موقعيت را در شرايطي کاملا متفاوت تصور کنيد. پاي خود را که از در به داخل مي‌گذاريد رئيس‌تان با لبخند و ارتباط چشمي مستقيم و يک «صبح بخير!» گرم به استقبال شما مي‌آيد و در ادامه مي‌گويد «بي‌صبرانه منتظر جلسه‌ي امروز بعد از ظهر هستم. کاري از من براي اينکه آماده بشوي بر مي‌آيد؟». سپس رئيس‌تان موقع جلسه‌ي ارائه‌ي اطلاعات، سوال‌هاي فکر شده‌اي مي‌پرسد و با ذهني باز به دنبال اين است که براي افزايش نوآوري شما کمکي برساند و براي شفافيت اطلاعاتي که به او داده‌ايد از شما تشکر مي‌کند.

تبليغات

چنين ارتباط‌هاي غيرکلامي‌اي کاملا مثبت هستند، حس خوبي را منتقل مي‌کنند و باعث جرقه‌ي افکاري مثبت در شما، در رابطه با کار و در مراحل بعدي فعاليت‌تان مي‌شوند؛ شما در حالت اکتشافي قرار مي‌گيرد که خيلي حالت خوبي است.
? رفتار تاثيرگذار براي بالا بردن عملکرد تيم
کاربرد عملي آخرين دستاوردهاي عصب‌شناسي و مثال‌هاي کتاب وِب که به طرز شگفت‌آوري عملي و تاثيرگذارند براي مديران و رهبران در تمامي سطوح، اهميت زيادي دارند. ما به عنوان مدير، مسئول شکل دادن و ساختن محيطي هستيم که از خلاقيت و تفکر حل مسئله حمايت کند و باعث شود که ترسي در دل نداشته باشيم.
?. پيش از اينکه روز کاري‌تان را آغاز کنيد طرز برخوردتان را تنظيم کنيد. چندين سال پيش يکي از مشتريانم را زير نظر داشتم که عادت داشت هر روز صبح پيش از ورود به محل کار ?? دقيقه در پارکينگ داخل ماشين‌اش بنشيند. وقتي از او پرسيدم چه کار مي‌کند، پاسخ داد که «خودم را براي روز کاري آماده مي‌کنم.» حرف او خيلي براي‌ام جالب بود!
با پرسيدن سوالات بيشتر متوجه شدم چند دقيقه نشستن در محيطي آرام به او کمک مي‌کند بتواند استرس ترافيک صبحگاهي را از خود دور کند و بر تاثيرات مثبتي تمرکز کند که مي‌تواند در طول روز بر اعضاي تيمش بگذارد. با اين روش وقتي که وارد محيط کار مي‌شود اهداف روزانه‌ي خود را مرور کرده و براي خود اين تعهد را ايجاد کرده است که به جاي اينکه باعث به تعويق افتادن کارها شود به تيمش کمک کند؛ نيازي به گفتن نيست که اعضاي تيم عاشق او بودند و همواره با گرفتن نتايج عالي به رويکرد او پاسخ مي‌دادند.
?. هر برخوردي را به يک موفقيت تبديل کنيد. يک بار يکي از مربيانم اين موضوع را با من در ميان گذاشت که راز موفقيت او اين است که در لحظه باقي مي‌ماند و متعهد است که در هر موقعيتي موفق شود که کاري درست انجام دهد. اگر لازم بود با يک مشتري خشمگين مواجه شود اين براي‌اش فرصتي بود تا اوضاع را به نحو مثبتي تغيير دهد. اگر بنا بود که به کارمندي بازخورد بدهد، اين شانسي براي به کار گرفتن مهارت‌هاي مربي‌گري‌اش به حساب مي‌آمد. اگر بايد با اين موقعيت مواجه مي‌شد که کم‌ بودن نتايج فروشِ ماه گذشته را توضيح دهد، اين فرصتي بود تا براي بهبود مستمر برنامه‌اي بيابد و آن را بازتاب دهد. شما هم مراحل پيشرفت خود را با داشتن روزي که پر از پيروزي‌هاي کوچک است تصور کنيد!
?. استقلال را آزادانه قسمت کنيد. کمک به افراد براي اينکه جهت انجام کارها و کنترل سرنوشت خود حس توانمند شدن کنند پشتيبان حرکت به سوي حالت اکتشافي است. مديري که به کنترل مسائل خُرد مي‌پردازد شخصيتي است که همه‌ي ما عميقا از آن بيزاريم چون با اين رويکرد خود هر گونه حس استقلال را از بين مي‌برد. هر چه بيشتر بتوانيد به اعضاي تيم‌تان ساده بگيريد و نشان دهيد که به آنها اعتماد داريد آنها بيشتر حس مي‌کنند که مسئول سرنوشت‌شان هستند.
?. در مورد اشتباه‌ها و خطاهايي که گروه انجام مي‌دهد، به عنوان فرصتي براي يادگيري و اتحاد بيشتر گفتگو کنيد. با وجود اينکه اين توصيه اين نگراني را ايجاد مي‌کند که بيش از حد مثبت‌انديشانه باشد، به هر حال افراد و تيم‌ها اشتباهاتي مي‌کنند که نحوه‌ي برخورد ما نسبت به اين اشتباهات روي رفتارهاي آينده‌ي گروه تاثير مي‌گذارد.

طبعا هيچ مديري علاقه ندارد که تيمش اشتباه کند اما مديران تاثيرگذار به افراد و گروه‌ها کمک مي‌کنند که به دنبال درس‌هايي باشند که بايد از خطاي سر زده بياموزند. مي‌توانيد موقع وقوع اشتباه کمي نااميد به نظر برسيد، اما به افراد کمک کنيد که تمرکز خود را از نکات منفي برداشته و روي توليد ايده براي تقويت عملکرد تيم در آينده بگذارند. وقتي فردي يا گروهي شکست مي‌خورد يا در کاري ناموفق است، خطي باريک بين فرهنگ مسئوليت‌پذيري و فرهنگ ترس و نگراني وجود دارد. حواس‌تان باشد که از اين خط عبور نکنيد و فضا را به ترس آلوده نکنيد.
?. نسبت به تاثيراتي که بر ديگران داريد حساسيت به خرج دهيد. چندين سال پيش، از اينکه فهميدم تعداد قابل توجهي از کارمندانم از من مي‌ترسند خيلي ناراحت شدم. در

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *