مقالات

این، برای، یک، بچه‌ها، اینکه

دانلود پایان نامه

باشد.»
??. زیاد از فونت‌ها و رنگ‌های فانتزی استفاده نکنید
رانجل می‌گوید: «در عین اینکه قرار نیست زیاده‌روی کنید، خیلی محتاطانه برای اینکه رزومه‌تان از لحاظ ظاهری تفاوت‌هایی با دریایِ مدارک ارسالیِ سایر افراد داشته باشد، از رنگ استفاده کنید. به عنوان نمونه یک حاشیه‌ی آبیِ سیر می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد.»
او می‌گوید: «جلوه‌های بصری‌ می‌توانند چشم فرد استخدام‌کننده را به سمت مدرکی که شما ارسال کرده‌اید جلب کنند و آن را در مقابل بسیاری از مدارک سیاه و سفیدی که دریافت کرده‌اند، برجسته سازد. ولی بدانید که استفاده‌ی رنگ در رزومه‌تان در بعضی از فضاهای کاری قابل قبول است.»
??. در صورت نیاز، بیشتر از یک صفحه رزومه بنویسید

از میزان مناسب فضا برای تجربه‌تان استفاده کنید. رانجل می‌گوید: «اگر بیش از ?? سال مشغول به کار بوده‌اید، فکر نکنید که مجبورید اطلاعات مربوط به دستاوردهای¬‌تان را کوتاه کنید تا فضای رزومه‌ی یک صفحه‌ای را حفظ کنید. از چیزهایی که نیاز دارید استفاده کنید، ولی در صورت عدم نیاز رزومه را طولانی نکنید.»
??. به رزومه‌تان یک نامه‌ی تکمیلی درخواست کار ضمیمه کنید
عده‌ای از کارشناسان منابع انسانی می‌گویند در صورتی که داوطلبی نامه‌ی معرفی یا همان نامه‌ی تکمیلی (cover letter) ارائه نداده باشد، حتی رزومه را نخواهند خواند. بنابراین، برخلاف اینکه کارفرما خیلی ضمنی می‌گوید که نیازی به نامه‌ی تکمیلی نیست، شما یک نامه بنویسید.
??. رزومه‌ای متمایز بنویسید
در دنیای کاری امروز این امر، اصلی مهم به حساب می‌آید. اگر شبیه بیشتر مردم هستید احتمالا به شغل رویایی‌تان مشغول نیستید. برای اینکه رزومه‌ی شما توسط کارفرما خوانده شود، باید ?? نکته‌ای را در بالا گرفته شد در نظر داشته باشید، حتی باید بدانید برای استخدام شدن به چیزی بیش از آن نیاز دارید.برای مثال اینکه چطور به سؤال‌های دشوار پاسخ بدهید و اینکه چگونه برای مصاحبه‌ی کاری لباس بپوشید.
احتمالا این جوک قدیمی را شندیده‌اید که می‌گوید دو مرد وسط یک جنگل دور آتش نشسته‌اند که ناگهان یک خرس بزرگ پیدایش می‌شود و یکی از آنها شروع می‌کند به پوشیدن کفش‌های ورزشی‌اش. دوستش نگاهی به او می‌کند و می‌گوید: «چرا اینکارو می‌کنی؟ نمی‌تونی از خرس جلو بزنی!» و پاسخ فرد دیگر این است که «کی گفته می‌خوام از خرس جلو بزنم؟»
جلو زدن از خرس
مشکل اینجاست که اکثر این توصیه‌ها به همین راحتی باعث ایجاد تفاوتی عمده نمی‌شوند. نه به این دلیل که نکته‌های نامناسب و نادرستی هستند، بلکه چون در دسترس همه هستند. در نتیجه، همه‌ی رزومه¬‌هایی که برای شرکت‌ها، از جمله شرکت من ارسال می‌شود باید حرفه‌ای باشند وگرنه از موانعی که قبل از من وجود دارند عبور نمی‌کنند، خیلی از مصاحبه‌شونده‌ها هم کاملا آماده ظاهر می‌شوند. اینها دلایل خوبی است که تلاش کنید از خرس جلو بزنید. به عنوان نمونه، شرکت من یک‌بار به دنبال استخدام متخصص بازاریابیِ موتورهای جستجو بود. آن زمان رزومه¬‌های واجد شرایط زیادی دریافت کردیم، از جمله رزومه‌ی فردی به نام آندرا.
آندرا می¬‌دانست باید کاری بیش از یک مصاحبه¬‌ی ساده انجام بدهد، بنابراین از نوعی تبلیغات هدفمند فیس‌بوک استفاده کرد و کل کارکنان شرکت ما را هدف گرفت. به عبارت دیگر، هر وقت کارکنان می‌رفتند سراغ فیس‌¬بوک، تصویری از وی به همرا توضیح کوتاهی از او دریافت می‌کردند درباره‌ی اینکه چرا باید او را استخدام کنیم. او از ابزار تجاری‌اش برای نشان دادن خود و ایجاد ارتباط با ما استفاده می‌کرد. این بهترین رزومه¬‌ای بود که می‌¬توانست برای یک موقعیت شغلی در واحد بازاریابی دیجیتال بفرستد.
خارج شدن از مسیر قدیمی
خبر خوبی که می‌توانم به شما بدهم این است که لازم نیست به اندازه¬‌ی آندرا باهوش باشید. باید فقط کاری کمی بیشتر از نفر بعدیِ خود انجام دهید. همچنین باور کنید قدم گذاشتن در مسیری خارج از روند معمول و عادی دشوار است.

برای مثال، هر وقت با جوان‌ها صحبت می¬‌کنم نکته¬‌ای که در ادامه می‌گویم را برای رسیدن به شغلی در شرکت خودم به آنها توصیه می‌کنم:
من تقریبا هر روز ??? ایمیلِ کاری و ??? ایمیل شخصی دریافت می‌¬کنم. اما در طول هفته تنها سه ایمیل به صفحه‌ی لینکدین من ارسال می‌شود. به آنها می‌¬گویم اگر کسی به من یا مدیر استعدادیابی شرکت ایمیلی از طریق لینکدین ارسال کند مطمئناً آن را می‌خوانیم. ولی با اینکه این موضوع را به صدها جوان گفته¬‌ام، هرگز از این طریق رزومه‌¬ای دریافت نکرده‌-ام.
این موضوع هیچ ربطی به هوش و ذکاوت آنها ندارد. تنها دلیلش این است که چنین کاری برای افراد عجیب به نظر می‌رسد. روان‌شناسان این امر را «دلیل‌تراشی» (rationalization) می¬‌نامند که یک‌جور مکانیزم دفاعی است که تقریبا به¬ طور ناخودآگاه رخ می‌¬دهد، چون هیچ‌کدام از ما رد شدن یا شرمنده شدن را دوست نداریم.
به این ترتیب، در جهان اطلاعات‌محور امروز لازم است که گامی فراتر از سنت‌ها بردارید: ریسک کنید. اجازه ندهید که نتیجه‌ای نامطلوب متوقف‌تان کند، در این صورت است که احتمالا به آن جایی می‌رسید که می‌خواسته‌اید.
برگرفته از: businessinsider.com inc.com



همه‌ی پدرومادرها دلشان می‌خواهد بچه‌هایشان دنبال دردسر نگردند، خوب درس بخوانند و وقتی بزرگ شدند کارهای فوق‌العاده‌ای انجام دهند. اما چطور به عنوان والدین به این آرزوی‌مان برسیم؟ اگر چه برای بزرگ کردن یک بچه‌ی موفق دستورالعمل معینی وجود ندارد اما تحقیقات روانشناسی به عوامل معدودی اشاره دارند که پیش‌بینی می‌کنند در این راه موفق می‌شوید.

جای تعجب ندارد که اکثر این عوامل به پدر و مادر بستگی دارد. در ادامه به ویژگی‌هایی می‌پردازیم که پدران و مادران کودکان موفق در آن اشتراک دارند:
?. بچه‌ها را به انجام کارهای روزمره‌ی خانه وادار می‌کنند

جولی لیثکات-هیمز (Julie Lythcott-Haims)، مشاور اسبق سال اولی‌های دانشکده استنفورد و نویسنده‌ی کتاب «چگونه یک انسان بالغ تربیت کنیم» حین یکی از برنامه‌های سخنرانی تدتاک (TED Talks) می‌گوید: «اگر بچه‌ها ظرف نمی‌شویند به این معناست که شخص دیگری دارد این کار را برایشان انجام می‌دهد.»
او اضافه می‌کند: «و اینگونه است که بچه‌ها شانه خالی کردن از انجام کارها را می‌آموزند؛ و از اینکه یاد بگیرند کار را باید انجام داد و هر یک از ما در بهبود نتیجه‌ی نهایی باید سهمی داشته باشیم باز می‌مانند.»

لیثکات-هیمز اعتقاد دارد بچه‌هایی که کارهای خانه را انجام می‌دهند در آینده به عنوان نیروی کاری شناخته می‌شوند که قادرند به خوبی با دیگران همکاری کند و به این دلیل که شخصا تقلا کردن را تجربه کرده‌اند از همدلی بالاتری برخوردار هستند و می‌توانند به طور مستقل وظایفی را عهده‌دار شوند.
این محقق سخن خود را به پشتوانه‌ی بلندمدت‌ترین «مطالعه‌ی طولی» انجام شده تا به امروز توسط دانشگاه هاروارد بیان می‌کند. مطالعه‌ی طولی نوعی تحقیق است که در آن موارد مورد مطالعه، طی زمانی طولانی به دفعات مورد بررسی قرار می‌گیرند.
لیثکات-هیمز می‌گوید:
تبلیغات

«با وادار کردن بچه‌ها به انجام کارهای خانه – مثل بیرون بردن زباله و شستن لباس‌های خودشان – آنها متوجه می‌شوند که برای اینکه بخشی از زندگی باشم باید کارهای مربوط به زندگی را انجام دهم.»
?. مهارت‌های اجتماعی را به بچه‌هایشان یاد می‌دهند

محققان دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه دوک بیش از ??? کودک مناطق مختلف آمریکا را از سنین مهدکودک تا ?? سالگی دنبال کردند و بین مهارت‌های اجتماعی سنین مهدکودک و موفقیت‌ آنها در دو دهه‌ی بعد، به عنوان یک بزرگسال، رابطه‌ی همبستگی معناداری یافتند.
این مطالعه‌ که ?? سال به طول انجامید نشان می‌دهد کودکانی که از شایستگی اجتماعی بالاتری برخوردار بودند، یعنی می‌توانستند بدون دریافت راهنمایی با همسالان خود همکاری کنند، به دیگران کمک کنند، احساسات دیگران را درک کنند و مشکلات را به تنهایی حل و فصل کنند، نسبت به کودکانی که مهارت‌های اجتماعی محدودی داشتند، با احتمال بسیار بیشتری تا سن ?? سالگی یک مدرک دانشگاهی و کاری تمام‌وقت داشتند.
درمورد کسانی که مهارت‌های اجتماعی محدودی داشتند احتمال بیشتری وجود داشت که دستگیر شوند، میگساری کنند و برای سکونت در اقامتگاه‌های عمومی ثبت‌نام کنند.
کریستین شوبرت (Kristin Schubert)، مدیر برنامه‌ی موسسه‌ی ارتقای سلامت روبرت وود جانسون که تأمین مالی انتشار این تحقیق را بر عهده داشته می‌گوید: «این مطالعه نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین کارهایی که برای آماده کردن کودکان جهت داشتن آینده‌ای سالم می‌توانیم انجام دهیم، کمک به آنها برای پرورش مهارت‌های اجتماعی و احساسی‌شان است.»
«داشتن یا نداشتن این مهارت‌ها از سنین پایین مشخص می‌کنند که یک کودک در آینده به دانشگاه راه می‌یابد یا به زندان و آیا جایی مشغول به کار می‌شود یا گرفتار اعتیاد خواهد شد.»
?. پدر و مادران بچه‌های موفق از آنها انتظارات بالایی دارند

پروفسور نیل هَلفُن (Neal Halfon) و همکارانش از دانشگاه کالیفرنیای لوس‌آنجلس، با استفاده از داده‌های به دست آمده از ?،??? کودک متولد سال ????، دریافتند انتظاری که والدین از فرزندانشان دارند بر پیشرفت آنها اثر بسیار عمده‌ای می‌گذارد.
او می‌گوید: «به نظر می‌رسد بدون دخالتِ تفاوتِ موجود‌ در درآمد و سایر دارایی‌ها، والدینی که رفتن به دانشگاه را در آینده‌ی فرزندانشان می‌بینند، به نوعی آنها را برای رسیدن به این هدف مدیریت می‌کنند.»
یافته‌های این سنجشِ استاندار‌دشده نشان می‌دهد: والدین ??? از بچه‌هایی که بدترین عملکرد را داشتند از آنها انتظار داشتند که در آینده به دانشگاه بروند، در حالی که از ??? از بچه‌هایی که بهترین عملکرد را داشتند انتظار می‌رفته در آینده به دانشگاه راه پیدا کنند.
این یافته با یافته‌ی مهم دیگری در روانشناسی به نام «اثر پیگمالیون» مطابقت دارد، که بیان می‌کند «آنچه فردی از دیگری انتظار دارد می‌تواند به عنوان یک پیشگویی خودکامبخش به حقیقت بپیوندد.»
در مورد بچه‌ها این مسئله به این شکل خود را نشان می‌دهد که آنها مطابق با انتظارات والدین خود عمل خواهند کرد.
?. پدران و مادرانِ بچه‌های موفق رابطه‌ی سالمی با هم دارند

بر اساس مطالعه‌ی دانشگاه ایلینویز بچه‌ها در خانواده‌های پرتنش، در مقایسه با خانواده‌هایی که افراد در آنها با یکدیگر کنار می‌آیند، فارغ از اینکه والدین در کنار هم زندگی کنند یا طلاق گرفته‌ باشند، پیشرفت کمتری از خود نشان می‌دهند. رابرت هیوز (Robert Hughes)، پروفسور این دانشگاه همچنین اشاره می‌کند که برخی مطالعات نشان داده‌اند بچه‌ها در خانواده‌های تک‌والدِ بدون درگیری، بهتر پیشرفت می‌کنند تا کودکانی که در کنار هر دو والد زندگی پرتنشی را سپری می‌کنند.
تعارضات قبل از طلاق بر کودکان تاثیر منفی دارند در حالی که تعارض‌های پس از طلاق بر روی سازگاری کودکان اثر شدیدی برجای می‌گذارند.
در یک مطالعه معلوم شد پس از طلاق چنانچه پدرِ فاقد حق حضانت، در ارتباط مکرر با فرزندانش باشد مادام که در این رابطه تعارضی بین والدین وجود نداشته باشد، کودکان پیشرفت بهتری از خود نشان می‌دهند. اما زمانی که بین والدین تعارض وجود داشته باشد، دیدار مکرر پدر با فرزندان به سازگاری پایین‌تر فرزندان منجر می‌شود.
در مطالعه‌ی دیگری بیست و چند ساله‌هایی که در کودکی تجربه جدایی والدینشان را داشتند با گذشت ده سال هنوز درباره‌ی طلاق والدینشان ابراز درد و ناراحتی می‌کردند و از این میان آنهایی که گزارش داده بودند میان والدینشان میزان بالایی از درگیری در جریان بوده، با احتمال بسیار بیشتری امکان داشت احساس فقدان و افسوس را تجربه کنند.
?. پدران و مادرانِ بچه‌های موفق مدارک تحصیلی بالاتری دارند

تحقیقی که در سال ???? توسط ساندرا تنگ (Sandra Tang) روانشناس دانشگاه میشیگان انجام شد مشخص کرد مادرانی که دبیرستان یا دانشگاه را به پایان رسانده‌اند، با احتمال بیشتری بچه‌هایی تربیت می‌کنند که تحصیلات خود را به پایان برسانند. با بررسی نمونه‌ی حاصل از یک گروه ??،??? نفری از کودکان که بین سال‌های ???? تا ???? وارد مهدکودک شده بودند مشخص شد کودکانی که از مادران نوجوان (?? سال و جوان‌تر) متولد می‌شوند، نسبت به سایر همتایان خود احتمال کمتری دارد که دبیرستان را تمام کنند یا به دانشگاه بروند.
اشتیاق به موفقیت در والدین تا حدودی در موفقیت فرزندانشان دخیل است. در یک مطالعه‌ی بلندمدت درباره ??? نفر از اهالی مناطق نیمه‌روستایی نیویورک، اریک دوبو (Eric Dubow)، روانشناس دانشگاه بولینگ گرین استیت (Bowling Green State) متوجه شد سطح تحصیلات والدین زمانی که فرزندشان ? سال دارد به طور معناداری موفقیت تحصیلی و شغلی کودکشان در ?? سال بعد را پیش‌بینی می‌کند.
?. در مراحل اولیه به بچه‌ها ریاضیات را آموزش می‌دهند

نتایج فراتحلیل انجام شده در سال ???? با اطلاعات حاصل از ??،??? کودک پیش‌دبستانی از امریکا، کانادا و انگستان نشان می‌دهد یاد دادنِ زودهنگام مهارت‌های ریاضی به کودکان می‌تواند در آینده به مزیت بزرگی برای آنها تبدیل شود.
گِرِگ دانکِن (Greg Duncan) محقق دانشگاه نورث‌وسترن (Northwestern) و یکی از نویسندگان این مقاله در مطلبی مطبوعاتی می‌گوید: «یکی از معماهایی که در این تحقیق حل شد، اهمیت فوق‌العاده‌ی داشتنِ مهارت‌های اولیه‌ی ریاضی بود. از جمله شروع کردن آموزش‌های مدرسه با شناخت اعداد، ترتیب اعداد و سایر مفاهیم ابتدایی ریاضی.»
او اضافه می‌کند: «تسلط بر مهارت‌های ابتدایی ریاضی نه تنها موفقیت‌های فرد را در ریاضیات بلکه در زمینه خواندن نیز پیش‌بینی می‌کند.»
?. با فرزندشان رابطه برقرار می‌کنند

تحقیقی که در سال ???? روی ??? فرد متولد شده در مناطق محروم انجام شد نشان می‌دهد کودکانی که در سه سال اول عمر از «مراقبت حساس» برخوردار بودند نه تنها در امتحانات تحصیلیِ زمان کودکی موفق‌تر عمل کردند بلکه روابط سالم‌تر و موفقیت‌های تحصیلی بیشتری در دهه‌ی سوم عمرشان داشتند.
چنانچه در سای‌بلاگ (PsyBlog) آمده است، والدینی مراقبان حساس هستند که «به علامت‌هایی که کودک از خود بروز می‌دهد به سرعت و به درستی پاسخ می‌دهند» و «پایگاه امن»ی برای کودک خود فراهم می‌کنند تا با تکیه بر آن دنیا را کشف کند.
لی رِیبی (Lee Raby)، روانشناس دانشگاه مینه‌سوتا و از نویسندگان این مقاله در مصاحبه‌ای می‌گوید: «مطالب گفته شده نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در رابطه‌ی اولیه میان والدین و فرزندان منجر به نتایج درازمدتی می‌شود که در طی زندگی فرد بر روی هم انباشته می‌گردد.»
?. کمتر استرس دارند

بر اساس تحقیق بریجید شولت (Brigid Schulte) که در روزنامه‌ی واشنگتن‌پُست به آن اشاره شده است، ساعاتی که مادر با فرزندان خود بین سنین ? تا ?? سالگی سپری می‌کند چندان پیش‌بینی‌کننده‌ی رفتار، بهزیستی و موفقیت‌های کودک نیست. جالب اینجاست که شیوه‌ی «مادرانگیِ فشرده» یا «مراقبت هلکوپتری» می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشد.
کِی نُمِگوچی (Kei Nomaguchi)، جامعه‌شناس از دانشگاه بولینگ گرین استیت و از نویسندگان این مقاله به روزنامه‌ی پُست می‌گوید: «استرس مادران، به خصوص استرس ناشی از تلاش برای برقرار کردن تعادل بین انجام کار و یافتن زمانی برای گذراندن با بچه‌ها، در حقیقت ممکن است اثر منفی روی بچه‌ها داشته باشد.»
سرایت احساسات – این مسئله را پدیده‌ای روان‌شناختی توضیح می‌دهد که به موجب آن مثل گرفتن سرماخوردگی از دیگری، مردم به احساسات یکدیگر دچار می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد اگر دوست شما خوشحال باشد، شادی او بر روی شما هم اثر می‌گذارد و اگر ناراحت باشد، این دلتنگی به شما هم منتقل خواهد شد. همین‌طور اگر پدر و مادری درمانده و تحلیل‌رفته باشند، حالت روانی آنها نیز می‌تواند به بچه‌ها منتقل شود.
?. برای تلاش فرزندشان ارزش قائل‌اند نه برای اجتناب از شکست

اگر بدانیم بچه‌ها درباره‌ی منشأ موفقیت خود چگونه فکر می‌کنند، می‌توانیم موفقیت آنها را پیش‌بینی کنیم. کَرول دوک (Carol Dweck)، روانشناس دانشگاه استنفورد پس از چند دهه‌ توانست کشف کند که کودکان (و بزرگسالان) درباره‌ی موفقیت به دو‌ شیوه فکر می‌کنند.
ماریا پاپووا (Maria Popova) در سایت همیشه عالی Brain Pickings این دو شیوه‌ی تفکر را به صورت زیر شرح می‌دهد:
در «نگرش ایستا» اینطور فرض می‌شود که شخصیت، هوش و خلاقیت ما مواردی از پیش تعیین‌شده و ثابت هستند که ما به هیچ روشی قادر نیستیم آنها را تغییر دهیم، در این نگرش، موفقیت راهی برای اثبات‌ هوش ذاتی فرد است. چرا که موفقیت می‌تواند برآوردی از میزان استعداد ذاتی او را در مقایسه با یک استاندارد ثابت به فرد ارائه ‌کند. در نگرش ایستا، فرد تلاش‌ شدید برای موفقیت و اجتناب از شکست به هر قیمت را به عنوان راهی برای حفظ احساس باهوش یا ماهر بودنِ خود انتخاب می‌کند.
اما در مقابل، فرد با داشتن «نگرش رشد» با چالش‌ها شکوفا می‌شود و شکست‌ها را نه به عنوان نشانه‌ای برای هوش کم، بلکه تخته‌ی پرشی می‌بیند که مشوق او برای رشد و گسترش توانایی‌های حال حاضر اوست.
در هسته‌ی این دو نگرش، تمایز اصلی این است که درباره‌ی تاثیر اراده‌‌ی خودتان بر شکل دادن به توانایی‌هایتان چه نظری دارید. این دو دیدگاه همچنین اثر قدرتمندی بر کودکان به جای می‌گذارند، اگر به کودکی گفته شود چون بچه‌ی باهوشی است در امتحان عالی عمل کرده است، این جمله نگرش

92