اين، براي، يا، يک، ايده

پياده‌سازي، بستگي به توانايي سازمان براي انتخاب برترين ايده‌ها و عمل کردن براساس آنها دارد. به علاوه، سازمان بايد جريان کاري منظمي داشته باشد، به طوري که کارکنان سازمان، به خوبي از نقش خود در مراحلِ مختلف فرآيند ايده پردازي آگاهي داشته باشند. اگر سازماني بخواهد ايده پردازي را شروع کند، طراحي فرآيند مناسبي براي ايده پردازي (يعني مشخص کردن دقيقِ نقش‌ها و مسئوليت‌ها) اهميت زيادي خواهد داشت. افرادي که براي نقش‌هاي مختلف، انتخاب مي‌شوند بايد آمادگي پذيرش ايده‌هاي جديد را داشته باشند؛ ايده‌هايي که لزوما در داخل سازمان خلق نشده‌اند. حتي ممکن است بتوان به اين افراد براساس عملکردشان در پياده‌سازي رويکردهاي جديد، پاداش هم داد.
تکنيک‌هاي مؤثر در ايده پردازي
?. تکنيک اسکمپر
SCAMPER روشي براي ايده پردازي است که توسط باب اِبري (Bob Eberie) طراحي شده و قدرت اراده را در ايده پردازي به عنوان محرک اصلي در نظر مي‌گيرد. در واقع اين روش،‌ چک‌ليست شناخته شده‌اي را شامل مي‌شود که به فرد کمک مي‌کند ايده‌هايش را براي بهبود محصولات موجود يا توليد يک محصول کاملا جديد ثبت کند. چک‌ليست تکنيک اسکمپر موارد زير را در بر مي‌گيرد:
حرف S که از كلمه‌ي substitution به معني جانشين‌سازي گرفته شده است.
حرف C که از كلمه combine به معني تركيب كردن آمده است.
حرف A که از كلمه‌ي adapt به معنيِ سازگاري و تعديل كردن مي‌آيد.
حرف M که به كلمه‌ي magnify به معني بزرگ سازي اشاره دارد.
حرف P که از كلمه‌ي put to other uses به معني استفاده در ساير موارد وام گرفته شده است.
حرف E که از كلمه‌ي elimination به معني حذف كردن گرفته شده است.
حرف R که از كلمه‌ي reverse به معني معكوس‌سازي مي‌آيد.

?. طوفان فکري

در اين فرآيند راه حل‌هاي بسياري براي مشکلِ مشخصي، پيشنهاد مي‌شود. اينجا تأکيد روي تعداد ايده‌هاست نه درستي يا غلطي آنها. يعني همه‌ي افراد، بدون ترس از انتقاد، آزادانه نظرشان را بيان مي‌کنند و ايده‌هايشان با آغوش باز پذيرفته مي‌شوند. در واقع، در يک جلسه‌ي طوفان فکري،‌ ايده هرچه نامتعارف‌تر،‌ بهتر! چرا که کم کردن شاخ و برگ ايده‌‌هاي بزرگ يا عجيب و غريب، ساده‌تر از تبديل ايده‌‌اي کوچک به راه‌حلي مؤثر است.
خيلي وقت‌ها چند ايده‌ي کوچک با هم ترکيب مي‌شوند تا ايده‌ي خوبي به دست بيايد. به اين کار هم مي‌گويند : ?=?+? !
اگرچه طوفان فکري را مي‌توان يک نفره هم ترتيب داد (آدم‌هايي که با خودشان حرف مي‌زنند را نديده‌ايد؟!) اما معمولا بر پا کردن چنين طوفاني، کاري گروهي است که با حضور جمعي متشکل از ? تا ?? نفر انجام مي‌شود.
?. ليست‌سازي
تهيه ليست يک روش کاملا تحليلي است که در آن با شناسايي نقاط قوت،‌ خصوصيت‌هاي مختلف محصول يا خدمت ارائه شده را فهرست مي‌کنيم. مثلا براي اينکه بفهميم چطور مي‌توانيم يک محصول را بهتر کنيم،‌ قطعات آن را از هم جدا مي‌کنيم،‌ ويژگي‌هاي فيزيکي هر قطعه را يادداشت مي‌کنيم و تمام کارکردهاي هر قطعه را بررسي مي‌کنيم تا ببينيم تغيير در هر يک از اينها چه تأثير مثبت يا منفي در عملکرد محصول دارد.
?. نقشه‌ ذهني
نقشه‌ي ذهني تکنيکي گرافيکي است که براي ترسيمِ ارتباط موجود ميان قسمت‌هاي مختلف اطلاعات گردآوري شده يا ايده‌ها به کار مي‌رود. در اين تکنيک، هر داده يا ايده روي کاغذ نوشته شده و بعد با خط يا منحني به ايده يا داده‌ي قبل يا بعد از خودش وصل مي‌شود. به اين ترتيب، شبکه‌اي از روابط به وجود مي‌آيد. اين تکنيک اولين بار توسط محققي بريتانيايي به نام توني بوزان (Tony Buzan) در کتابي با عنوان «از کله‌ات استفاده کن» که در سال ???? منتشر شده است، در عالم ايده پردازي پيدايش شد. از نقشه‌‌هاي ذهني در طوفان‌هاي فکري و در برنامه‌ريزي براي پروژه‌ها استفاده مي‌شود. همچنين اين تکينک در حل مسئله و يادداشت‌برداري نيز کاربرد دارد. مثل همه‌ي تکنيک‌هاي ديگري که از نقشه‌کشي استفاده مي‌کنند، تکنيک نقشه‌ي ذهني هم به دنبال طبقه بندي اطلاعات است تا بتواند مفاهيم و ايده‌ها را با ديگران به اشتراک بگذارد.
براي تهيه‌ي نقشه‌‌ي ذهني، اول بايد عبارت يا کلمه‌اي را در وسط صفحه بنويسيم. بعد، بايد هرچيزي که در رابطه با آن کلمه يا عبارت به ذهن‌مان مي‌رسد در گوشه و کنار همان صفحه، بدون هيچ ترتيب مشخصي يادداشت کنيم. دست آخر هم بايد سعي کنيم ارتباط ميانِ تمام آن عبارت‌ها يا کلمات را با هم پيدا کنيم. مثل کاري که در شکل زير انجام شده است:

?. تصويرسازي و محرک‌هاي تصويري
تصويرسازي يعني براي فهميدن يک مسئله،‌آن را به صورت بصري يا تصويري بررسي کنيم. در اين روش، شما ديگر مجبور نيستيد به خود مشکل فکر کنيد، بلکه روي بخشِ کاملا متفاوتي (يعني تصوير يا تصاوير) متمرکز مي‌شويد. اما نکته اينجاست که همينطور که به تصوير نگاه مي‌کنيد،‌ ضميرناخودآگاه شما کماکان به مسئله‌ي اصلي فکر مي‌کند. بدين ترتيب،‌ از طريق کشف و شهود، ناگهان راه‌حل‌هاي زياد و متنوعي به ذهن‌تان مي‌رسد که بايد به سرعت آنها را يادداشت کنيد.
يکي از بهترين تکنيک‌ها براي اينکه ذهن بتواند بين ايده‌ها و نکته‌ها رابطه برقرار کند، استفاده ازمحرک‌هاي تصويري است. اين محرک‌ها باعث مي‌شوند احساسات، عواطف و غرايز فرد که در طوفان فکري و در مواجهه با چالش‌هاي ابتکاري خيلي به کار مي‌آيند، بيدار شوند.
نحوه‌ي کار به اين صورت است که تسهيل‌کننده (همان فردي که مسئول اجراي تکنيک است) تعدادي عکس از پيش تهيه شده را بين شرکت‌کنندگان پخش مي‌کند. بعد از آنها مي‌خواهد به عکسي که در اختيار دارند، نگاه کنند و هر چه دل تنگشان مي‌خواهد را بنويسند. برايان ماتيمور (Bryan Mattimore) معتقد است که تصوير بايد از لحاظ بصري جذاب باشد،‌ به چندين موضوع در آن اشاره شده باشد و انوع مختلفي از ارتباطات را به نمايش گذارد. در مرحله‌ي بعدي،‌ شرکت‌کنندگان، تيم‌هاي دونفره تشکيل مي‌دهند و درباره‌ي ايده‌هايي که به ذهن‌شان رسيده، حرف مي‌زنند تا مسئله‌ي مورد بحث در طوفان فکريِ مختصر و مفيدي، بررسي شود. در نهايت هم،‌ اين گروه‌هاي دو نفره، ايده‌هاي منتخب را با ديگران به اشتراک مي‌گذارند.
ماتيمور مي‌گويد که محرک‌هاي بصري بهتر است به ويژگي‌هاي مسئله‌ي مورد بحث اشاره کنند. مثلا اگر مشکل مورد نظر به صنايع توليدي مربوط است،‌ بهتر است از تصاوير صنعتي استفاده شود. اما حتما بايد در ميان اين عکس‌ها، تصاوير تصادفي هم بگنجانيد،‌ چون ممکن است اين نوع تصاوير، جرقه‌ي مبتکرانه‌ترين راه‌حل‌ها باشند.
?. استوري‌بورد
ممکن است قبلا در مورد کاربرد اين تکنيک در سينما مطالبي شنيده باشيد. نقش استوري‌بورد در ايده پردازي هم تفاوت چنداني با کاربرد آن در سينما ندارد؛ يعني قرار است به کمک آن، داستانِ تصويري براي رسيدن به ايده‌ي مطلوب را خلق کنيم. استوري‌بوردها به افراد خلاق امکان مي‌دهند تا اطلاعاتي را که در طول تحقيق به دست آورده‌اند به ديگران ارائه دهند. براي استفاده از اين تکنيک،‌ بايد مراحل و اطلاعات مختلفِ مربوط به هر ايده را روي برگه‌ها يا کارت‌هاي جداگانه‌اي نمايش دهيد و آنها را روي تخته،‌ پنل يا هر سطح ديگري که مي‌‌پسنديد در کنار هم قرار دهيد. همينطور ممکن است به جاي استفاده از کارت، صِرفا به کشيدن قاب و کادري اکتفا کنيد. مهم اين است که تصاوير قابل درک، روابط بين ايده‌هاي مختلف کاملا مشخص و براي بيننده قابل فهم باشند. چيزي شبيه به اين:

?. نقش‌بازي
بله، درست خوانديد،‌ نقش‌بازي! در اين روش ايده را «بازي» مي‌کنيم. در اين روش، هر يک از افراد، نقشِ يکي از اعضا يا اجزاي دخيل در ايده را برعهده مي‌گيرد و درست مثل يک تئاتر آن نقش را بازي مي‌کند؛ هم فال است و هم تماشا. هم لذت مي‌بريد و هم افراد از لاک دفاعي بيرون مي‌آيند و ذهن‌شان بازتر مي‌شود. اين کار باعث مي‌شود،‌ تا هر لحظه انتظار ايده‌ي محشري را داشته باشيد.
?. تحليل ريخت‌شناسي

اين تکنيک از شناخت ساختاري جنبه‌هاي مختلف مسئله و مطالعه‌ي روابط بين آنها استفاده مي‌کند. مثلا فرض کنيد مسئله، تهيه‌ي تي‌شرت باشد. در اينجا سه جنبه‌ي مهم داريم: جنس،‌ رنگ،‌ سايز. هرکدام از اين ابعاد، در حالت معمولي، ممکن است چند حالت يا خصيصه داشته باشند. مثلا ممکن است تي‌شرت‌ها در ? رنگ آبي، سبز و قرمز موجود باشند. حالا با فرض اينکه ? جنس مختلف و ? سايز داشته باشيم،‌ ?×?×? ترکيب مختلف براي چنين مسئله‌اي امکان‌پذير خواهد بود. براي پيشرفت کار، ممکن است به اين نتيجه برسيم که بايد يکي از اين ويژگي‌ها را تغيير داد يا ترکيب‌هاي جديدي به وجود آورد.
?. پيوندهاي اجباري
اين يک تکنيک بسيار ساده است: ايده‌هاي کاملا متفاوت را به هم ربط مي‌دهيم تا يک ايده‌ي جديد به دست بياوريم. شايد نتيجه‌ي کار خيلي منحصربفرد و خاص نباشد، اما معمولا جالب و هيجان‌انگيز است. خيلي از محصولاتي که امروز از آنها استفاده مي‌کنيم، نتيجه‌ي پيوندهاي اجباري هستند. مثلا،‌ ساعتي که ماشين‌حساب هم هست؛ کفشي که چراغ مي‌زند؛ ناخن‌گيري که دربازکن هم دارد و غيره. کمتر پيش مي‌آيد که نتيجه‌ي اين روش به کشف‌هاي جديد يا محصولات انقلابي منجر شود اما معمولا محصولات به دست آمده، بازار خوبي دارند.
??. روياپردازي

با اينکه خيلي‌ها قبول ندارند،‌ اما رؤياپردازي يکي از بهترين روش‌ها براي رسيدن به ايده‌هاي عالي است. خود کلمه‌ي «رؤياپردازي» اجازه مي‌دهد، خيلي راحت و بازيگوشانه فکر کنيم. با اين روش، رابطه‌اي عاطفي بين فرد و مسئله برقرار مي‌شود که دستيابي به ايده‌اي فوق‌العاده را آسان مي‌کند. وقتي در زمينه‌ي ايده پردازي از رؤياپردازي حرف مي‌زنيم، منظور خيال‌بافيِ مفيد در راستاي يک هدف مشخص است. خيلي از مخترعان از همين رؤياپردازي به ايده‌هاي ناب رسيده‌اند. بهترين مثالش؟ اختراع هواپيما! اگر برادران رايت به رؤيايشان اجازه‌ي پرواز نداده بودند،‌ انسان‌ها هنوز گاري‌سوار بودند!
________________________________________
: ?? ويژگي رفتاري افراد بسيار خلاق
________________________________________
??. افکارنويسي
اين روش هم خيلي ساده است. از شرکت‌کنندگان بخواهيد به جاي اعلامِ ايده‌هايشان، آنها را بنويسند. چند دقيقه‌اي براي اين کار وقت در نظر بگيريد و بعد هرکس بايد نوشته‌هايش را به فرد ديگري بدهد. اين فرد، نوشته را مي‌‌خواند و خودش هم به آنها چندتايي اضافه مي‌کند. دوباره بعد از چند دقيقه برگه‌ها رد و بدل مي‌شوند. بعد از مثلا ?? دقيقه‌، يک نفر برگه‌ها را جمع مي‌کند و در همان جلسه، درباره‌ي آنها بحث مي‌کنيد.
??. تفکر معکوس

از خود کلمه‌ي «تفکر معکوس» معلوم است که اين روش با روش‌هاي منطقي و عادي فرق دارد. يعني، به جاي فکر کردن درباره‌ي مسئله بايد به ايده‌هاي مخالف فکر کنيم! مثلا به جاي «چطور دنبال‌کننده‌هايم را بيشتر کنم؟»،‌ مسئله‌ي «چطور کاري کنم که اصلا هيچ دنبال‌کننده‌اي نداشته باشم؟»‌ را حل کنيد! خواهيد ديد که براي بيشتر افراد ايده پردازي منفي ساده‌تر است چون بيشتر حال مي‌دهد! اما زياد هم وقت‌تان را سر تفکر معکوس نگذاريد. ??-?? ايده‌ي معکوس، کافي است. بعد از پايان جلسه، هم مي‌توانيد همچنان در همان فضايِ معکوس به ايده پردازي ادامه دهيد و هم، مي‌توانيد براي محکم‌کاري، دوباره مسئله را معکوس کنيد. مثلا «من ديگر هيچ‌کدام از اکانت‌هاي شبکه‌هاي اجتماعيم را به روز نمي‌کنم» به «از حالا به بعد هميشه اکانت‌هايم را در تمام شبکه‌هاي اجتماعي به روز نگه مي‌دارم» تغيير مي‌کند.
??. زير سئوال بردن مفروضات
در بيشتر کسب‌وکارها اصولي نانوشته اما تأثيرگذار وجود دارد که همه براي انجام کارها به اين اصول مراجعه مي‌کنند. متأسفانه، کسي هم متوجه نيست که زيرسئوال بردن اين مفروضات در هر قدم، يعني باز کردن در به روي ايده‌ها و امکانات جديد!
ماتيمور درباره‌ي زيرسئوال بردن مفروضات مي‌گويد: «شرکت‌کنندگان بايد براي چالشِ خلاقانه چارچوبي درنظر بگيرند. بعد بايد ?? الي ?? مفروض (چه صحيح و چه غلط) تهيه کنند. در قدم بعدي بايد از ميان آنها چند مفروض را انتخاب کرده و به عنوان محرکي براي خلق ايده‌ي جديد يا آغاز تفکر استفاده کنند.»
??. معاشرت اجتماعي
اگر قرار باشد کارکنان فقط با همکاران و دوستان‌شان معاشرت داشته باشند،‌ بعد از مدتي يک بُعدي مي‌شوند و تنها از يک زاويه به مسائل نگاه مي‌کنند. پس به آنها امکان بدهيد با افرادي در محيط‌هاي کاري ديگر معاشرت کنند، مثلا آنها را تشويق کنيد تا در لينکدين عضو شده و درگفتگوهاي سودمندِ آن شرکت کنند. اين کار ديدگاه‌شان را به روز مي‌کند و شايد به جرقه‌هاي ذهنيِ تازه منجر شود. معاشرت اجتماعي در حوزه‌ي ايده پردازي، ممکن است حتي به گفتگوهايي منجر شود که هيچ ارتباطي با مشکل موجود نداشته باشند.
________________________________________
: چگونه با ديگران ارتباط برقرار کنيم؛ آشنايي با ?? نکته واقعا کاربردي
________________________________________
??. تشريک مساعي

همانطور که از عنوان پيداست، در تکنيک تشريک مساعي دو يا چند نفر دست در دست هم مي‌دهند تا به هدف خاصي برسند. طراحان معمولا به اين شکل عمل مي‌کنند و به ايده‌هاي خلاقانه‌ي خود، در تشريک مساعي با سايرين و گروه همکاران، پر و بال مي‌دهند.
اينکه بايد از کدام تکنيک استفاده کنيد را مي‌توانيد با در نظر گرفتن نوع مسئله‌ي مورد نظر، نگرش مديران و کارکنان به موضوع و امکانات در دسترس، مشخص کنيد. در هر صورت فراموش نکنيد، هرچه فرآيند ايده پردازي آزادانه‌تر و «طبيعي‌تر» دنبال شود، ايده‌ي بهتري به دست خواهد آمد.
برگرفته از: cleverism.com

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع يادگيري، هوش و تقويت حافظه
هيچ‌وقت براي يادگرفتن دير نيست

7000تومان



اينکه ياد بگيريم ديگران را چگونه متقاعد کنيم، خيلي‌ جاها به کارمان مي‌آيد. يک وقت لازم است رئيس‌تان را با زبان متقاعد کنيد که روي فلان پروژه سرمايه‌گذاري کند، گاهي هم پيش مي‌آيد که با زبان خوش از يک بچه مهدکودکي بخواهيد قبل از خواب مسواک بزند يا کسي که قصد خودکشي دارد را از لب سکوي مترو به عقب فرابخوانيد. اگر بدانيد چطور اين زبان را در کام خود بچرخانيد که حرف‌هايتان متقاعد‌کننده باشد، خرتان از پل خواهد گذشت. پس بي‌معطلي با ما باشيد با ?? راز افرادي که متقاعد کردن ديگران را خوب بلدند.
________________________________________
: روشهاي متقاعد کردن ديگران؛ چگونه فردي با نفوذ باشيم؟
________________________________________
اصولا به کسي مي‌گويند آدم خوش ‌سر و زبان که قادر باشد با چهار کلام حرف زدن آدم‌هاي ديگر را متقاعد کند کاري که او مي‌خواهد را انجام دهند. سلاح مخفي اين افراد «فرو کردن خود در دل ديگران» است. با همين زبان ?? سانتي‌متري‌شان کاري مي‌کنند که نه تنها شيفته‌ي نظراتشان بشويد، بلکه کشته و مرده‌ي خودشان هم بشويد. لابد مي‌پرسيد رازشان چيست؟
مخاطب خودشان را مي‌شناسند
آدم خوش‌ سر و زبان مخاطب خودش را مثل کف دستش مي‌شناسد و از اين شناخت براي صحبت کردن به زبان او استفاده مي‌کند. اگر بداند طرفش خجالتي است با لحني آرام سر صحبت را باز مي‌کند و اگر بداند مخاطبش پر جنب و جوش و قاطي پاتي است، پرحرارت سخن مي‌راند. موقع گفتگو هر کسي قلق خودش را دارد و به کار گيري ظرافت در اين راه باعث خواهد شد حرف‌‌هايتان راهي به گوش ديگران پيدا کند.
با آدم‌ها اتصال برقرار مي‌کنند

اگر مردم بدانند شما چه جور آدمي هستيد، امکان اينکه حرفي را ازتان قبول کنند و شما بتوانيد آنها را متقاعد کنيد، خيلي بيشتر است. تحقيقاتي در همين زمينه در دانشگاه استنفورد برگزار شد و از دانشجويان خواسته شد تا در سر کلاس با يکديگر به توافقاتي برسند. ابتدا، بدون ارائه هيچ‌گونه دستورالعملي، دانشجويان موفق شدند در ?? درصد از مذاکرات به توافق برسند. اما پس از اينکه به دانشجويان گفته شد قبل از هر گونه مذاکره،‌ پيش‌زمينه‌اي از شخصيت خود را به طرف مقابل ارائه دهيد، اين ميزان به ?? درصد افزايش پيدا کرد.

نکته‌ي کليدي در اينجا اين است که از گير افتادن در پس و پيش بحث خودداري کنيد. کسي که داريد باهاش صحبت مي‌کنيد يک آدميزاد است، نه يک حريف يا سيبل تيراندازي. فارغ از اينکه محتواي گفتگوي‌تان تا چه حد متقاعدکننده باشد، اگر نتوانيد با طرف مقابل‌ يک رابطه‌ي آدميزادي تشکيل بدهيد، حرفتان هيچ اثري در او نخواهد داشت.
سعي نمي‌کنند حرفشان را زورکي به کرسي بنشانند
آدم‌هايي که راز متقاعد کردن ديگران و اصول تاثيرگذاري را خوب مي‌دانند، اهل زورتپان کردن نظراتشان در حلق ديگران نيستند، در عوض با آرامش و اعتماد به نفس، پرده از روي ايده‌هايشان برمي‌دارند. حرفي که قرار باشد به زور داد و قال به کرسي بنشيند مفت نمي‌ارزد. شيوه‌ي «الان حالي‌ات مي‌کنم حق با کيه» در بهترين حالت باعث جيم شدن طرف مقابل خواهد شد.
آدم خوش سر و زبان در گفتگو زياده‌خواه نيست. حواسش هست که براي حفظ جايگاه فتيله‌‌ي خود را بالا نکشد، چرا که مي‌داند زيرک بودن در اين است که در دراز مدت قلب آدم‌ها را تسخير کني، نه اينکه با بحث کردن فتيله‌پيچشان کني. اگر در بحثي بوديد که بالا گرفت، سعي کنيد اعتماد به نفس خودتان را حفظ کنيد اما آرامش‌تان را از دست ندهيد. عجول نباشيد و لجاجت را کنار بگذاريد. مطمئن باشيد که اگر ايده‌تان واقعا خوب است، کافي‌ است به ديگران وقت بدهيد تا آن‌ را به درستي درک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *