اين، براي، يا، هميشه، بايد

که هر ايده‌ي خوبي که در طول روز به ذهن‌تان مي‌رسد، تا آخر شب به يادتان خواهد ماند. فرقي نمي‌کند که دفترچه‌‌ي يادداشتي داريد يا تخته‌‌‌اي سفيد، يا اينکه از اپليکيشن‌هايي مانند «اِوِرنوت» (Evernote) استفاده مي‌کنيد. ايده‌هاي‌تان را يادداشت کنيد.
??. داشتن اهداف بزرگ‌تر در ذهن‌تان کمک مي‌کند روزتان را به پايان برسانيد
گارباگلي مي‌نويسد: «به پيروزي واقعي بينديشيد. روي اهدافتان تمرکز کنيد، نه روي وظايف‌تان. هميشه هدف را مد نظر داشته باشيد.»
برگرفته از: levo.com

اين کتاب پرطرفدار را از دست ندهيد
کتاب الکترونيکي

کتاب الکترونيکي مديريت زمان به روش اساتيد هاروارد
تغيير را در زندگي خود احساس کنيد: در زمان کمتر، چندبرابر بيشتر کار کنيد

15000تومان



طبيعت انسان به خودي خود ميل به پيشرفت يا تغيير مثبت دارد. همه‌ي ما دوست داريم بخشي از زندگي‌مان را که از آن رضايت نداريم بهبود ببخشيم. بعضي از ما به دنبال بهبود وضعيت مالي، روابط، سلامتي يا وضعيت تحصيلي خود هستيم يا دوست داريم کنترل عواطف‌مان را بيشتر به دست بگيريم، استقلال‌مان را به دست آوريم و صبورتر شويم. اما چرا اين .پيشرفت‌ها و تغييرها اينقدر آهسته پيش مي‌روند؟ در اين مقاله شما ?? دليل که مانع پيشرفت مي‌شوند را مي‌خوانيد

دليل اصلي اين اتفاق، پرسيدن سؤال بالاست. در واقع هر زماني که چيزي جلوي موفقيت ما را مي‌گيرد، ما شانه‌ها را بالا مي‌اندازيم، آه مي‌کشيم و مي‌گوييم: «قسمت اينطور است و کاري از دست من بر نمي‌آيد.» در حالي‌ که هميشه مشکل از خود ماست، از کارهايي است که انجام مي‌دهيم يا انجام نمي‌دهيم و اين هيچ ربطي با سرنوشت و قسمت ما ندارد. پس بياييد هرگاه بر سر راه‌مان با مانعي روبه‌رو شديم از خود بپرسيم دليل وجود چنين مانعي چيست و زماني که آن را شناسايي کرديم بفهميم چگونه مي‌توانيم آن را از سر راه برداريم. در آخر پس از اينکه به راه حلي قطعي رسيديم اقدام کنيم و آن مانع را از بين ببريم.

به اين ترتيب مي‌توانيد از اين نقشه‌ي سه مرحله‌اي براي مواجه شدن با موانع موفقيت‌تان استفاده کنيد:
?. موانع را شناسايي کنيد.

?. قدم‌هايي را که بايد براي رفع آن مانع برداريد مشخص کنيد.
?. دست به کار شويد و نقشه را عملي کنيد!
بزرگ‌ترين موانعي که سرعت شما را در مسير موفقيت کم مي‌کنند موارد زير هستند. خوب به آنها فکر کنيد و تا مي‌توانيد آنها را در خود پيدا کنيد.
تبليغات

?. به جاي اينکه تنظيمات خودتان را پياده کنيد، زندگي‌تان را روي حالت پيش‌فرض مي‌گذاريد
هميشه اينجوري است که ما معمولا در مقابل اتفاقاتي که مي‌افتد به صورت خودکار واکنش نشان مي‌دهيم و هيچ برنامه و فکري پشت رفتارمان نداريم. زماني که هيچ فکري پشت عمل‌مان نباشد و خودکار واکنش نشان دهيم هيچ پيشرفتي هم وجود نخواهد داشت. راه‌حل هم اين است که قبل از هر اقدامي چشمان‌مان را باز کنيم، آگاهانه مسائل مختلف را بررسي کنيم و از خود بپرسيم اين قدم چگونه مي‌تواند باعث پيشرفت من در مسير شود، آيا چيزي را تغيير مي‌دهد يا هيچ تأثيري در زندگي من نخواهد داشت.
________________________________________
: با پراکندگي ذهني چه کنيم؟
________________________________________
?. به جاي اينکه به بزرگسال درون‌ توجه کنيد، صداي کودک درون‌تان را مي‌شنويد

ما هميشه به طور مداوم دو نداي متفاوت در سرمان مي‌شنويم. يکي از آنها به ما مي‌گويد که مي‌توانيم زندگي‌مان را بهبود ببخشيم و در مسير پيشرفت حرکت کنيم. اين صداي خود واقعي ما، بزرگسال درون و خِرد دروني ماست. متأسفانه بيشتر اوقات صداي الهام‌بخش خِرد دروني ما در داد و بيدادِ کودک درون‌مان غرق مي‌شود، که پر است از خاطرات کودکي ما. کودک درون ما شبيه گربه‌ي ترسويي است که از هر کار جديدي مي‌ترسد و دشمن تغيير و تنوع است. ما عادت داريم کنترل زندگي‌مان را به اين گربه‌ي ترسو واگذار کنيم، در حالي‌ که براي موفق شدن بايد به صداي بزرگسال درون‌مان هم گوش دهيم و شجاعانه از اقدامات و راه‌هاي جديد استقبال کنيم.
?. به جاي برنامه‌ريزي بهانه مي‌تراشيد
موفقيت هيچ‌گاه تصادفي اتفاق نمي‌افتد، بلکه هميشه نتيجه‌ي اقداماتي است که خودمان انجام مي‌دهيم. بايد بدانيم تا زماني که مسئوليت کارهاي‌مان را به عهده مي‌گيريم قدرتمنديم، اما با انکار کردن اشتباهات و نواقص کارمان و توجيه کردن رفتار کودکانه‌ي‌مان خودمان را ضعيف جلوه داده و محکوم به شکست و متوسط بودن مي‌شويم. به ياد داشته باشيد، هيچ‌گاه با يک گوشه ايستادن، غر زدن و شکايت کردن از نامساعد بودنِ شرايط به جايي نمي‌رسيد، بلکه با اقدام کردن در راستاي ايده‌هاي جديدتان است که پيشرفت مي‌کنيد.
?. از اشتباه کردن مي‌ترسيد

زماني که بچه بوديم هميشه از اشتباه کردن، مورد انتقاد واقع شدن، سرکوب شدنِ احساسات‌مان، احمق جلوه کردن، شکستن قوانين و تنبيه شدن مي‌ترسيديم، چون وقتي اشتباه مي‌کرديم و حق با ما نبود، ممکن بود مسخره، تحقير و سرزنش شويم. اگر در بزرگسالي از وجود اين ترس‌هاي‌ کودکي آگاه نباشيم، به شدت مستعد اين خواهيم بود که تحت تأثيرشان قرار بگيريم. مرتباً به خود يادآور شويد که ديگر يک کودک نيستيد و عزم‌تان را جزم کنيد تا آگاهانه و شجاعانه رفتار کنيد.
________________________________________
: چطور بر ترس‌هايمان غلبه کنيم؟
________________________________________
?. از قدرت دروني خودتان مي‌ترسيد
همه‌ي ما مي‌دانيم که قدرت دروني بزرگي داريم. اين را از کارهايي که انسان‌هاي بزرگ انجام داده‌اند دريافته‌ايم. همه‌ي ما طبيعت يکساني داريم. اگر ديگران قادر به انجام کارهاي بزرگ هستند ما هم هستيم، اما به دلايلي از بروز اين قدرت ترس داريم. مارين ويليامسون (Marianne Williamson) سخنران معروف، در اين‌باره مي‌گويد:
«عميق‌ترين ترسي که در وجود هر انساني وجود دارد، ترس از ناتواني و نقص نيست، ترس از اين است که قدرتي نامتناهي در وجودش حس مي‌کند؛ اين روشنايي است که ما را بيشتر از هر چيز ديگري مي‌ترساند، نه تاريکي. هميشه در ذهن‌تان از خود مي‌پرسيد مگر من چه کسي‌ام که پولدار و مشهور و بااستعداد و در عين حال زيبا باشم؟ سؤال اين است که چرا نباشيد؟ شما آفريده‌ي خدا هستيد. شما با دست کم گرفتن خود هيچ خدمتي به کسي نمي‌کنيد. به هيچ وجه پذيرفته نيست که براي اينکه ديگران احساس بدي در کنارتان نداشته باشند خودتان را پايين بياوريد. ما به اين دنيا آمده‌ايم تا زيبايي‌هاي پروردگار را که در درون ما وجود دارد، جلوه‌گر کنيم و زماني که اين کار را انجام داديم به طور ناخودآگاه به ديگران هم براي تابيدن و شکوفا شدن الهام بخشيده‌ايم. به محض اينکه از ترس‌هاي‌مان رهايي بيابيم، حضورمان به صورت ناخودآگاه باعث ايجاد احساس رهايي در ديگران مي‌شود.»
اگر براي‌تان اين سؤال مطرح شده است که دليل اين همه ترس چيست، اين دلايل شايد شما را قانع کند:
اگر قدرت نامتناهي درون‌مان را به رسميت بشناسيم بايد مسئوليت آن را بپذيريم و ديگر نمي‌توانيم براي شکست‌هاي‌مان بهانه‌تراشي کنيم و ديگران را براي اشتباهات خودمان مقصر بدانيم.
از سخت کار کردن مي‌ترسيم و ترجيح مي‌دهيم که بيهوده و بي‌هدف بچرخيم.
ممکن است ترس ما از اين باشد که ديگران انتظارات زيادي داشته باشند يا حتي از ما سوء‌استفاده کنند.
ممکن است دوستان‌مان به موفقيت‌هاي‌ ما حسادت کرده و حتي کم‌کم ترک‌مان کنند.
?. اعتماد به نفس نداريد
غالبا در کودکي اين را ملکه‌ي ذهن ما مي‌کنند که نمي‌توانيم از خودمان مراقبت کنيم. در کودکي عادت داشته‌ايم براي فراهم کردن غذا، امنيت و مايحتاج‌مان به پدر و مادر تکيه کنيم. آنها به ما مي‌گفتند بايد چه کار کنيم، چه زماني به مدرسه يا پيش دکتر برويم، چه زماني بخوابيم، بازي کنيم و درس بخوانيم. در کودکي اين را ياد گرفته‌ايم که نمي‌توانيم براي خودمان تصميم بگيريم و اين ديگران هستند که بايد از ما مراقبت کنند. اگر دقت نداشته باشيم، بازمانده‌ي آن باورهايي که در کودکي داشته‌ايم همراه ما خواهد ماند و در بزرگسالي همچنان به دنبال کمک گرفتن از ديگران خواهيم بود و هيچ اعتمادي به توانايي‌هاي خودمان نخواهيم داشت.
________________________________________
: فيلم آموزشي : ? روش براي افزايش اعتماد به نفس
________________________________________
?. به دنبال چيزهايي مي‌رويد که مي‌خواهيد، نه آنچه نياز داريد
به عنوان يک مثال ساده، اگر فقط هر چيزي که دوست داريم، مانند تنقلات و شريني‌جات، را بخوريم، مواد مورد نياز به بدن نمي‌رسند و اين امر برنامه‌هاي‌مان را براي داشتن بدني سالم از بين مي‌برد.
?. تصميمات نادرست مي‌گيريد

براي مثال تصميم مي‌گيريد که به جاي درس خواندن در دوران امتحانات، مهماني بگيريد يا در جواني وقتي که سخت مشغول کار کردن هستيد پول‌تان را به جاي پس‌انداز، صرف خريدن ماشين گران‌قيمت مي‌کنيد. مثال ديگر خانواده‌هايي هستند که گاهي براي فرزندان‌شان بيش از حد نياز هزينه مي‌کنند و زير بار قرض‌هاي سنگين مي‌روند. تصميم‌هاي اشتباه موقعيت ما را به خطر مي‌اندازند و باعث مي‌شوند در آينده نتوانيم موقعيت‌هاي اضطراري را کنترل کنيم.
________________________________________
: ? مرحله براي يک تصميم‌گيري درست و حسابي
________________________________________
?. به گذشته‌ اجازه مي‌دهيد کنترل آينده‌ را در دست بگيرد
پدر و مادر سارا زماني که او سه سال داشت از هم طلاق گرفتند و مادر سارا مجبور بود براي درآوردن هزينه‌هاي اوليه‌ي خود و دخترش دو شيفت کار کند. او به دليل کار زياد نمي‌توانست وقت زيادي براي راهنمايي کردن او و صحبت کردن با دخترش اختصاص دهد. اکنون سارا بسيار سردرگم است و زندگي چندان موفقي ندارد. «هيچ‌کاري نمي‌توانم انجام بدهم. هيچ‌کس هيچ‌وقت به من نگفته بايد چه کار کنم و من الان هيچ تصوري ندارم که زندگي‌ام چه خواهد شد.» سارا با اين کار دارد به گذشته‌اش اجازه مي‌دهد که آينده‌اش را کنترل کند. اين کاملا درست است که هيچ‌کس نمي‌تواند گذشته‌اش را تغيير دهد، اما چيزي که مي‌توانيم تغيير دهيم زاويه‌ي ديدمان به آن است. سارا هميشه مي‌توانست به جاي اينکه نبودن مادر و راهنمايي‌هايش را در زندگي ببيند، بيشتر متوجه اين مي‌شد که مادرش تا چه حد روي پاي خودش ايستاده و در نبود پدر سارا تا چه حد پرتلاش است. او مي‌توانست درس‌هاي زيادي از فداکاري‌ها، ازخودگذشتگي‌ها و پشتکار مادرش بگيرد. به جاي اينکه به گذشته‌ي خود برچسب غم‌انگيز و افسرده‌کننده بزند، مي‌توانست آن را براي خود الهام‌بخشِ اين بداند که چگونه مي‌توان در زندگي در سخت‌ترين شرايط هم با عشق و تلاش ادامه داد. به‌علاوه‌ي آن، سارا ديگر کودک نيست. چه چيزي مانع او مي‌شود که به کتابخانه يا کتابفروشي برود و راهنمايي‌هايي را که لازم دارد با کتاب خواندن بياموزد؟ او با کتاب خواندن مي‌تواند بزرگ‌ترين راهنمايي‌ها و درس‌هاي زندگي را از انسان‌هاي بزرگ ياد بگيرد.
??. نگرش اشتباهي به زندگي داريد
بسيار عجيب است که هنوز بسياري از مردم فکر مي‌کنند دليل مشکلات‌شان شرايط و آدم‌هاي ديگر است و تحت هيچ شرايطي به اين فکر نمي‌کنند که طرز فکر و نگرش خودشان است که باعث بروز اين مشکلات در زندگي‌شان مي‌شود. ???? سال پيش، اپيکتتوس، فيلسوف يوناني اين درس را به شاگردانش مي‌داد که «امور به خودي خود تشويش‌برانگيز نيستند، بلکه نحوه‌ي مواجهه‌ي ما است که آنها را تشويش‌زا مي‌کند». درست در همان زمان، مارکوس آرليوس مي‌گفت: «اگر گمان مي‌بريد امور بيروني موجب رنجش و آزارتان شده‌اند، بدانيد که هيچ‌چيز جز خود شما نمي‌تواند باعث آشفتگي‌تان شود. با قدرت تمام آثار آشفتگي‌هاي بيروني را از بين ببريد». به جاي اينکه از زمان حال‌تان شکايت کنيد، از آن لذت ببريد و با تغيير زاويه‌ي ديدتان به خود و ديگران بگوييد «فرقي نمي‌کند چه اتفاقي براي من بيفتد، من از زندگي‌ام لذت خواهم برد.»
________________________________________
: چطور افکار منفي را در ? قدم از خود دور کنيم؟
________________________________________
??. براي خشنودي‌هاي آني، موفقيت‌هاي بزرگِ آتي را عقب مي‌اندازيد
خيلي احمقانه است که کسي آينده، موفقيت و رضايت و غرور ناشي از آن را که مي‌تواند با تلاش کنوني به دست بياورد ناديده بگيرد تا صرفاً لذت‌هاي موقتِ زمان حال را دريابد. اما طبيعت مغز ما به گونه‌اي است که لذت آني را به سختي‌اي که نتيجه‌اش را بلافاصله دريافت نمي‌کند ترجيح مي‌دهد. به همين دليل است که تعلل در انجام کارها تا اين حد همه‌گير است. چيزي که همه‌ي ما بايد بدانيم اين است که تعلل، به تعويق انداختن زندگي است، در حالي که به تعويق انداختن زندگي معنايي ندارد. حال ما مي‌توانيم هميشه با گرفتن تصميمات خودآگاه براي تلاش، بر اين طبيعت‌مان غلبه کنيم. هرچه نباشد، پاداشي که در قبال موفقيت کسب مي‌کنيم بسيار بزرگ‌تر از لذت آنيِ مهماني رفتن، تلويزيون نگاه کردن و بازي کردن است.
??. تمايلي به پرداخت بهاي چيزي که مي‌خواهيد، نداريد

هيچ‌کدام از ما مشکلي با پرداختن بهاي بليت کنسرت، سينما و يا بليت هواپيما براي سفرمان نداريم، اما جالب است که دوست نداريم بهاي رسيدن‌ به موفقيت را بپردازيم! هر چيز باارزشي قيمتي دارد و ما هيچ‌گاه به آن نمي‌رسيم مگر اينکه بهايش را بپردازيم. اگر قرار است تلاشي را به سمت موفقيت آغاز کنيد، از ابتدا با خودتان تصميم بگيريد که با اشتياق حاضريد تمام بهايي را که براي رسيدن به آن لازم است بپردازيد. اگر اين تصميم را نگيريد و در ميانه‌ي کار دلسرد شويد، کوچک‌ترين تلاش‌تان هم بي‌ارزش است و همينطور زماني که به پاي آن مي‌گذاريد به هدر خواهد رفت.
??. از مشکلات‌ فرار مي‌کنيد
مشکل اصلي بر سر راه شما خود موانع نيستند، بلکه فرار کردن شما از آن موانع است. با خودتان فکر کنيد، دليل اينکه اکنون در جايگاهي که دوست داريد نايستاده‌ايد، چيست؟ موانع هميشه بر سر راه شما هستند، پس بديهي است که بايد آنها را حل کرده و از سر راه برداريد تا بتوانيد به پله‌هاي بعدي برسيد.
??. انعطاف‌ نداريد
مسيري که به سمت موفقيت مي‌رود هيچ‌گاه هموار نيست. دست‌اندازهايي که سر راه قرار دارند ممکن است باعث زمين خوردن، لنگيدن و يا جهش شما بشوند. مردان و زنان موفق در مقابل اين دست‌اندازها انعطاف‌ به خرج مي‌دهند. آنها مي‌دانند که پس از هر زمين خوردن بايد دوباره ايستاد و با نگرش مثبت قدرت خود را باز يافت. کتاب‌هايي وجود دارند که مي‌توانند شما را در افزايش انعطاف‌پذيري‌تان ياري کنند.
________________________________________
: چطور شکست را به پيروزي تبديل کنيم؟
________________________________________
??. به جاي تقويت کردن نقاط قوت‌‌ بر نقاط ضعف‌ تمرکز داريد
اينکه بخواهيد نقاط ضعف خودتان را از بين ببريد يا بهبود ببخشيد امري پسنديده‌ است، اما بزرگ‌ترين دستاوردها را هميشه نقاط قوت شما به دست خواهند آورد.
??. زود تسليم مي‌شويد

اينکه پشت سر هم کاري را که نتيجه‌اي ندارد تکرار کنيد، بسيار احمقانه است. اما از سوي ديگر، آيا احمقانه نيست که فقط بعد از کمي تلاش زود تسليم شويد؟ موانع راه، براي اين نيست که فرار کنيد و عقب بنشينيد، براي اين است که ياد بگيريد و تجربه کسب کنيد. هميشه انتظار موانعي را بر سر راه‌تان داشته باشيد، چون کاملا طبيعي و بخشي از زندگي هستند. از طريق اين موانع ما ياد مي‌گيريم کدام راه‌ها به نتيجه مي‌رسند و کدام‌ها نمي‌رسند، ياد مي‌گيريم چه کارهايي را انجام دهيم و از کدام‌ کارها دوري کنيم. فراموش نکنيد که موانع موقتي هستند و شکست به حساب نمي‌آيند.
________________________________________
: چطور پشتکار خود را زياد کنيم؟
________________________________________
??. به جاي گوش دادن هميشه صحبت مي‌کنيد
هيچ‌گاه با حرف زدن و تکرار چيزهايي که بلديم چيز جديدي ياد نمي‌گيريم. بايد بگذاريم ديگران صحبت کنند و با گوش دادن به آنها مسير يادگيري را براي خودمان باز بگذاريم. قبل از اينکه شروع به صحبت کنيد هميشه از خودتان بپرسيد: چرا الان بايد صحبت کنم؟
??. احساس درماندگي و بيچارگي مي‌کنيد
هرگاه احساس درماندگي کرديد، به کمک فرد ديگري برويد. کمک کردن به ديگران حواس‌تان را از مشکلات خودتان پرت مي‌کند، متوجه‌تان مي‌کند که مشکلات بدتري هم وجود دارد و باعث مي‌شود احساس قدرت بيشتري داشته باشيد. به ياد داشته باشيد هرگاه به ديگران کمک کنيد در واقع به خودتان هم کمک کرده‌ايد.
??. قدم‌هاي اشتباهي براي موفقيت برمي‌داريد
بدون شک همه‌ي ما متوجه اهميت پيشرفت و ترقي هستيم. قدم‌هاي به سمت موفقيت پل‌هايي هستند از جايگاهي که در حال حاضر هستيم به سمت جايگاهي که دوست داريم در آن باشيم و هر قدمي که برمي‌داريم اين مسير را کوتاه‌تر مي‌کند. با وجود اين بايد حواس‌مان باشد که از اقدامات بيهوده و بدون هدف اجتناب کنيم. حرکت را با پيشرفت اشتباه نگيريد. يک اسب گهواره‌اي هم هميشه در حرکت است اما هيچ‌گاه قدمي به سمت جلو برنمي‌دارد.
________________________________________
: پنج سوالي که به شما کمک مي‌کنند هدف واقعي زندگي‌تان را کشف کنيد
________________________________________
??. منفعل هستيد
دليل ديگر اهميت پيشرفت اين است که نقطه‌ي مقابل پيشرفت، پسرفت است و ما بايد يکي از اين دو را انتخاب کنيم. دنيا هميشه در حال حرکت است و هيچ چيزي در زندگي به معناي درجا زدن وجود ندارد؛ ما يا در حال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *