اولين جمله‌اي که پدر و مادرها مي‌گويند اين است: «هزاربار به او تذکر داده‌ام». اما چرا کودک پس از هزار بار گفتن باز هم همان کار اشتباه را تکرار مي‌کند؟ اشکال کار کجاست؟
اشکال کار دقيقا اينجاست که اگر هزار بار به کودک بگوييد «دروغ نگو» و فقط يک بار خودتان دروغ بگوييد، او نه از گفته‌ي شما که از رفتار شما تقليد خواهد کرد. بنابراين قبل از تربيت‌کردن کودک، اول بايد مراقب رفتار خودتان باشيد.
?. هرگز از کودک نخواهيد به‌خاطر شما دروغ بگويد
رفتار اشتباه: «بگو مامان خونه نيست».

پدرومادرها مدام کودکان را تشويق مي‌کنند که صادق و راستگو باشند. بااين‌حال، هنگامي‌که دل‌شان نمي‌خواهد کسي را ملاقات کنند يا با او تلفني صحبت کنند، از کودک انتظار دارند دروغ بگويد. اين کار باعث مي‌شود تمام رشته‌هايتان پنبه شود و هر چه در اين‌باره به او آموخته‌ايد بي‌فايده باشد.
چه کار بايد بکنيد؟ هنگامي‌که به کودک مي‌گوييد تلفن را جواب بدهد از او بخواهيد حقيقت را بگويد. مثلا از او بخواهيد بگويد: «مادرم الان نمي‌تواند با شما صحبت کند. بعدا خودش با شما تماس تماس خواهد گرفت». يا اگر کسي در مي‌زند و واقعا نمي‌توانيد او را ملاقات کنيد، از کودک بخواهيد در چنين مواردي بگويد: «لطفا بيرون منتظر بمانيد، من نمي‌توانم بدون اجازه‌ي والدين کسي را به داخل منزل راهنمايي کنم».
________________________________________
: چگونه مي‌توان دروغگويي در کودکان را متوقف کرد؟
________________________________________
تبليغات

?. هرگز فرزندان‌تان را با يکديگر مقايسه نکنيد
رفتار اشتباه: «چرا نمي‌تواني شبيه خواهرت باشي؟»
مقايسه‌ي فرزندان با يکديگر يکي از بزرگ‌ترين اشتباهات پدرومادر است. با اين کار از يک‌سو به کودکان نشان مي‌دهيد که بين آنها فرق مي‌گذاريد و از سوي ديگر، ممکن است رقابت ناسالمي بين آنها شکل بگيرد که تا سال‌ها بعد ادامه داشته باشد. کودکان شما با يکديگر تفاوت دارند و در هيچ شرايطي انتظار نداشته باشيد شبيه به هم رفتار کنند.
معمولا فرزند اول از نظر باهوش‌بودن يا حرف‌شنوبودن به‌عنوان نوعي معيار رفتاري براي فرزندان ديگر درنظر گرفته مي‌شود. اين کار کاملا اشتباه است، زيرا فرزندان پس از او نيز احتمالا داراي استعدادها و مهارت‌هاي ديگري هستند که مي‌توانيد آنها را تحسين کنيد. به‌طور کلي انتظار نداشته باشيد کودک‌تان شبيه هيچ‌يک از اعضاي خانواده باشد. اگر از رفتار يک فرزند به‌عنوان معيار براي رفتار ساير فرزندان استفاده مي‌کنيد، نتيجه‌ي مطلوبي نخواهيد گرفت.
________________________________________
: ? راه‌ براي استعداديابي در کودکان
________________________________________
?. اجازه ندهيد کودک از وجودش احساس گناه کند

رفتار اشتباه: «قبل از اينکه تو به دنيا بيايي، زندگي خيلي آسان‌تر بود».
چطور مي‌توانيد به يک کودک چنين چيزي بگوييد؟ اين جمله ممکن است حقيقت داشته باشد، زيرا با تولد هر فرزند، زندگي خانواده‌ها از برخي جهات دشوارتر مي‌شود، اما شما نبايد هرگز اين جمله را به کودکان‌تان بگوييد. شما کسي هستيد که آنها را به اين دنيا آورده‌ايد، بنابراين بايد مسئوليت آنها را بپذيريد و پدرومادر خوبي براي آنها باشيد.
هنگامي‌که احساس خستگي مي‌کنيد يا بچه‌ها مشکلي به‌وجود آورده‌اند، به‌جاي اينکه کاري کنيد که احساس گناه کنند، از کلمات محبت‌آميز براي صحبت با آنها استفاده کنيد. مثلا بگوييد: «مامان به چند دقيقه سکوت و آرامش نياز دارد» يا «چند دقيقه به من زمان بدهيد تا درباره‌ي مشکل پيش‌آمده فکر کنم.» در اين صورت کودکان متوجه مي‌شوند که از نظر شما، آنها منبع تمام مشکلات نيستند.
________________________________________
: چگونه مشکلات را حل کنيم
________________________________________
?. کاري نکنيد کودک درباره‌ي چيزي احساس گناه کند
رفتار اشتباه: «تو خيلي خودخواه هستي».
به‌ياد داشته باشيد کودکان از همان نخستين روزهاي تولد، هر چيزي را که از رفتار و اعمال شما مي‌فهمند ياد مي‌گيرند. اگر با کودک رفتار همدلانه داشته باشيد و احساسات او را درک کنيد، او نيز همين رفتارها را در پيش خواهد گرفت.
اجازه دهيد کودکان ببينند و درک کنند که چه کارهاي خوبي براي ديگران انجام مي‌دهيد، زيرا احتمالا از اعمال شما تقليد خواهند کرد. به‌عنوان مثال، کمک به افراد مسن يا کمک به همسايگان را به آنها نشان دهيد. از کلمات مؤدبانه استفاده کنيد. اگر با ديگران به‌خوبي رفتار مي‌کنند، آنها را تحسين کنيد.
?. نگذاريد کودک رفتار حق‌به‌جانب داشته باشد
رفتارهاي اشتباه:
«وقتي کسي حواسش نيست، از فرصت استفاده کن و برو اول صف بايست.»
«فقط به خودت فکر کن. نمي‌خواهد نگران ديگران باشي.»
«تو در همه‌حال حق داري.»
معمولا نگرش حق‌به‌جانب از همان اوايلِ کودکي شروع مي‌شود. اگر به کودکان‌تان بگوييد که در همه‌حال حق با آنهاست، بعدها اين موضوع سبب نااميدي، خشونت و بي‌ادبي‌شان خواهد شد.
بچه‌ها را تشويق کنيد که در صف‌ها نوبت را رعايت کنند و منتظر بمانند. به آنها بگوييد: «اگر مي‌خواهيد جلوي صف باشيد، بايد زودتر از ديگران به آنجا برسيد». کودکان نبايد احساس کنند که چون بچه‌هاي شما هستند براي همه‌چيز حق دارند.
يکي از بهترين نمونه‌ها در اين مورد، داستان تاجر ثروتمندي است که يک بار در سال بچه‌هايش را براي کار در آشپزخانه مي‌برد. پس از آن‌که فرزندانش بزرگ شدند، به شهروندان بسيار خوبي تبديل شدند که به ديگران اهميت مي‌دادند و هرگز از موقعيتي که داشتند سوءاستفاده نکردند.
________________________________________
: آموزش آداب معاشرت به کودکان؛ ارائه نکات و روش‌هاي موثر در اين زمينه
________________________________________
?. به کار يا رفتار زشت کودک نخنديد و او را تشويق نکنيد
رفتار اشتباه: «مي‌بيني چقدر ناز است؟» (در حالي‌که کار بدي انجام داده است)
يا «او هميشه مي‌داند که چه مي‌خواهد. هرگز جواب نه را قبول نمي‌کند.»
تشويق يا توجيه رفتارهاي بد کودک، سبب مي‌شود بي‌ادب بار بيايد. اين کودک در نوجواني مدام با اطرافيانش درگيرِ خشونت است و در بزرگسالي نيز کسي تمايل ندارد با او هم‌کلام شود و همه از او دوري مي‌کنند.
والدين بايد حس خنديدن يا عذرخواهي کردن در چنين موقعيت‌هايي را در خود کنترل کنند. به‌جاي آن، بايد سريع کودک را از موقعيت خارج کنند، کاري را که از او انتظار دارند برايش تکرار کنند و منتظر بمانند تا کودک قبل از آنکه به او اجازه دهند برگردد، آرام شود.
?. مکالمه‌ي تلفني يا پيام دادن به ديگران را به کودک ترجيح ندهيد

رفتار اشتباه: «نمي‌بيني که دارم با تلفن صحبت مي‌کنم؟»
والديني که کودکان‌شان را به‌دليل مکالمه‌ي تلفني ناديده مي‌گيرند، بايد کمي هم به پيامدهاي جدي اين کار فکر کنند. اگر هنگامي‌که کودک به شما نياز دارد، مدام درحال صحبت با تلفن يا ارسال پيام باشيد، کودک احساس خواهد کرد که به‌اندازه‌ي يک دستگاه کوچک ارزش ندارد و احتمالا طوري رفتار خواهد کرد که توجه همه را به خودش جلب کند و شايد کمي بي‌ادبانه رفتار کند.
هنگام شام يا هنگامي‌که داريد با فرزندتان وقت مي‌گذرانيد، تلفن را روي پيغام‌گير بگذاريد يا اينکه به شخص بگوييد بعدا با او تماس مي‌گيريد. مجبور نيستيد پيام‌هاي متني را نيز بلافاصله پاسخ بدهيد، آنها مي‌توانند منتظر بمانند تا فرزند دلبند شما راحت بخوابد يا لحظه‌هاي آرامي را در اتاقش سپري کند.
رفتار کودک آيينه‌ي تمام‌نماي رفتار خود ماست. کودکان دلبندمان را خوب تربيت کنيم.
________________________________________
در ادامه بخوانيد: آيا سن والدين روي تربيت فرزندان تأثيرگذار است؟
________________________________________

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع پرورش و تربيت فرزندان
تربيت کودک را بايد بيست سال پيش از تولدش آغاز كرد

5000تومان



تقريبا همه‌ي افراد در هر سن‌و‌سال و موقعيت اجتماعي‌، دوست دارند مورد احترام واقع شوند و جايگاه‌شان به‌عنوان يک انسان محترم حفظ شود. به‌عنوان مثال زماني که در مقام رهبري قرار مي‌گيريد، لازم است افرادي که با آنها کار مي‌کنيد، به شما احترام بگذارند. اما احترام خودبه‌خود ايجاد نمي‌شود. احترام به‌دست آوردني است و براي همين لازم است، رفتار مناسبي داشته باشيد تا ديگران براي شما احترام قائل شوند. شايد تيم کاري شما به عادت‌هاي کاري‌تان، هوش‌تان يا توانايي شما براي بستن قرارداد احترام بگذارند، اما چيزهاي بيشتري براي احترام‌گذاشتن وجود دارد. اگر به‌عنوان يک فرد احترام لازم را دريافت کنيد، برنده هستيد. درادامه نکاتي براي کسب احترام بيشتر آورده شده است. با ما همراه باشيد.

:
?? راه براي اينکه در محل کار به شما احترام بگذارند
چگونه شخصيت قوي داشته باشيم؟
طلبکاري اجتماعي، پيامدهاي منفي و راه‌هايي براي پيشگيري و کنترل آن
?. مهربان باشيد
هميشه با هرکسي که در طول روز مي‌بينيد، از همسر و فرزندان‌تان گرفته تا همکار يا حسابدارِ فروشگاه مؤدبانه رفتار کنيد. گفتن اين حرف از انجام آن راحت‌تر است، به‌خصوص اگر روز بدي را گذرانده باشيد. اما اگر مي‌خواهيد محترمانه با شما رفتار شود، بايد با همه درست رفتار کنيد و مهربان بودن را از ياد نبريد.

به ديگران همان‌طور احترام بگذاريد که دوست داريد به شما احترام بگذارند. مي‌توانيد کارهايي انجام دهيد که همراه با ادب و نزاکت باشد. به‌عنوان مثال مي‌توانيد درب کافي‌شاپ را براي نفر کناري خود باز کنيد يا در فروشگاه اجازه بدهيد شخصي جلو‌تر از شما راه برود. درهرجايي که امکان دارد لبخند زدن را فراموش نکنيد و از کلمه‌ي لطفا يا متشکرم استفاده کنيد.

?. محترمانه رفتار کنيد
رفتارهاي غير‌محترمانه مانند چشم‌غره‌‌رفتن، استفاده‌ي بيش‌از‌حد از تلفن‌همراه را کنار بگذاريد و براي درمان پرحرفي خود چاره‌اي بينديشيد. اين کارها نه‌ تنها نشانه‌ي بي‌احترامي به فردي است که با او ارتباط داريد، بلکه مانع از برقراري ارتباط بيشتر و حل مسئله نيز خواهد شد. همچنين ممکن است نوعي شکاف هميشگي بين شما به وجود آورد. به‌جاي آن، سعي کنيد مؤدبانه به ديگران گوش دهيد. هر فردي اين حق را دارد که به حرف‌هايش گوش بدهند. حتي اگر هيچ‌وقت با ايده يا نظر کسي موافق نيستيد، باز هم مي‌توانيد به حرف او گوش دهيد. اين را درنظر بگيريد که اگر خودتان حرفي براي گفتن داشته باشيد، دوست داريد چطور با شما رفتار شود، به‌خصوص اگر مسئله‌اي وجود داشته باشد.
?. خوب گوش کنيد
گوش‌کردن فرايندي فعال است و به هيچ‌وجه منفعل نيست. گوش‌دادن به اين معني است که شما افکار و عقايدتان را از ذهن‌تان خارج مي‌کنيد و واقعا به چيزهايي که ديگران مي‌خواهند به شما منتقل کنند، گوش مي‌دهيد. اغلب در گفت‌و‌گوهاي امروزي، نظرات يک فرد سبب مي‌شود افکار شنونده تحريک شود و او هم داستان خود را در روند مشابهي مطرح مي‌کند. به‌جاي اينکه نظر خودتان را بگوييد، با مطرح‌کردن چند سؤال گوينده را تشويق کنيد تا چيزهاي بيشتري به شما بگويد. زماني که مهارت گوش دادن مؤثر را تمرين مي‌کنيد، به ديگران کمک مي‌کنيد تا احساس کنند، مهم هستند.
?. مفيد باشيد

تبليغات

افرادي که هميشه آماده‌ي کمک‌کردن به ديگران هستند يا در موقعيت‌هاي لازم به ديگران گوش مي‌دهند يا به دنبال فرصتي براي کمک‌کردن هستند، احترام بيشتري دريافت مي‌کنند. به‌دنبال فرصت‌هايي براي کمک‌کردن باشيد، حتي اگر قبلا اين موقعيت‌ها را ناديده مي‌گرفتيد. مسئوليت پذيري بيشتري داشته باشيد. منتظر نمانيد تا کسي درخواست کمک کند آنگاه ياري‌اش کنيد، اگر مي‌بينيد کسي کمک لازم دارد، کمکش کنيد. ببينيد که چندبار در روز مي‌توانيد براي ديگران مفيد واقع شويد.
?. بهانه‌تراشي نکنيد
فعاليت‌هاي شما به‌جز در بعضي موارد پيش‌بيني نشده، براساس انتخاب‌هايتان صورت مي‌گيرد و دليلي براي بهانه‌تراشي وجود ندارد. کارتان را انجام دهيد. اگر معمولا ديرتر از موعد به جايي که بايد مي‌رسيد، احتمالا به اين دليل است که در مديريت زمان خود مشکل داريد. درصورتي که کاري را به اتمام نرسانده‌ايد به احتمال زياد به اين دليل است که روي آن تمرکز نکرده‌ايد يا به نظرتان انجام آن کار غيرضروري بوده است. اشتباهات خود را بپذيريد و به‌جاي اينکه در آن اشتباه باقي بمانيد، به‌دنبال فرصتي باشيد که آن اشتباه را کنار بگذاريد و کار را به شکل بهتري انجام دهيد.
?. خشم را کنار بگذاريد
عصبانيت و ناراحتي به هيچ‌کس جز خودتان آسيب نمي‌زند. بيشتر از چند لحظه خشم را در خودتان نگه نداريد (مي‌توانيد از راه هاي کنترل خشم استفاده کنيد)، کار خود را جبران کنيد يا از آن بگذريد. در حالت خشم باقي نمانيد. توجه داشته باشيد که استرس سبب ايجاد هيجان مي‌شود و مي‌تواند در سلامتي شما مشکل ايجاد کند. هيچ‌کس ايده‌آل نيست و هرکسي مشکلاتي دارد. به خودتان و ديگران اجازه دهيد تا حال بهتري داشته ‌باشيد. تمرکز روي اهداف جديدِ مثبت، بخشيدن ديگران و نيز فراموش کردن کينه و کدورت را تمرين کنيد.
?. مشتاق تغيير باشيد
لجبازي شما را به‌جايي نمي‌رساند. قبول کنيد که تغيير جزئي از روند تکامل است. مهارت‌هاي رشد فردي را در خودتان تقويت کنيد. براي مثال به يادگيري مهارت‌هاي جديد بپردازيد، فعاليت‌هاي جديد را امتحان کنيد و به‌خصوص رفتارهاي غيرارادي خود را بررسي کنيد و به خاطر اين سعي و تلاش در مسير بهترشدن خودتان را تحسين کنيد.
________________________________________
در ادامه بخوانيد: ?? نکته براي اينکه شخص معتبري به نظر برسيم
________________________________________



در طول ?? سال گذشته تقريبا همه‌چيز در بازار کسب‌وکار دگرگون شده است. در سيستم‌هاي قديمي افراد تنها اجراکننده‌ي دستورات مافوق خود بودند و خلاقيت و مسئوليت پذيري به اندازه‌ي امروز معني نداشت. در اين سيستم‌ها از کارمندان خواسته مي‌شد افکار و ذهن خود را بيرون از محل کار بگذارند، در طول انجام کار چيزي نگويند و تنها چهل ساعت کاردرهفته‌ي موظفي خود را انجام دهند. ولي در نقطه‌اي از اين مسير اشتباه، اتفاق ديگري رخ داد؛ برخي از سازمان‌ها و پيشگامان کسب‌وکارهاي بزرگ تصميم گرفتند هوشمندانه‌تر عمل کنند. آنها متوجه شده‌اند که به جاي اجاره‌کردن کارمندان خود به مدت چهل ساعت در هفته، بهتر است قلب و مغز آنها را هم به کار گرفت.

در دنياي نوين کسب‌وکار، مسئوليت پذيري کارمندان تنها کليد موفقيت است. در اين دنياي نوين از کارمندان خواسته مي‌شود مسئوليت‌پذير باشند و تمام استعداد خود را به کار ببندند تا به‌ نحو احسنت از عهده‌ي انجام امور برآيند.
حال پرسش اين است که شما به عنوان يک کارفرما چگونه مي‌توانيد افراد زيرمجموعه‌ي خود را طوري ترغيب کنيد که اولاً مسئوليت‌پذير باشند و ثانيا وظايف خود را به بهترين شکل ممکن انجام دهند. من براي پاسخ به اين پرسش هفت نکته‌ي کاربردي يافته‌ام که در اين مقاله به شما خواهم‌ آموخت.
?. به افراد خود کمک کنيد به نگرش صحيحي از مفهوم عملکرد عالي دست يابند
بيشتر افراد حتي به درستي نمي‌دانند که «عالي» دقيقا به چه معناست. نهايت تصور آنها از انجام يک کار به بهترين شکل ممکن اين است که کاري را به اتمام برسانند و خود را متقاعد کنند که همين کافي است. براي توصيف چنين افرادي تنها مي‌توان از واژه‌ي شايسته يا خوب استفاده کرد؛ آنها از صفت عالي فاصله زيادي دارند. جيم کالينز، نويسنده‌ي کتاب «از خوب به عالي» (Good to Great) به اين نکته اشاره مي‌کند که چنين برداشتي از عالي‌ بودن بسيار خطرناک است. به عقيده‌ي او، «خوب‌ بودن دشمن عالي‌ بودن است.»
پس به افراد خود نشان دهيد که ديدگاه شما نسبت به عالي‌ بودن بسيار فراتر از خوب‌ بودن است. يا خودتان اين نگرش را به آنها انتقال دهيد و يا با کمک هم چنين ديدگاهي را ايجاد کنيد.

?. انتظار داشته باشيد عالي باشند

اين گزاره شايد در نگاه اول چندان پيچيده به نظر نرسد، ولي بسياري از مديران و رهبران در عمل درست عکس اين گزاره عمل مي‌کنند. هرگاه يک مدير دائما در حال سرکشي به افراد زيرمجموعه‌ي خود باشد و بر ريزترين جزييات عملکرد آنها نظارت ‌کند، در حقيقت در حال انتقال اين پيام است که «من توقع ندارم شما بتوانيد کار خود را به‌ نحو احسنت انجام دهيد و براي جلوگيري از بروز خطا، خود بايد بر تمام امور نظارت کنم».
هوشيار باشيد. همانگونه که استرلينگ در کتاب خود، «اثر پيگماليون در مديريت»، بيان مي‌کند، پنهان کردن انتظارتان در قبال ديگران بسيار دشوار است (اثر پيگماليون: انتظار ديگران از عملکرد شخصي). اگر شما در ذهن خود تنها احتمال ‌دهيد که ديگران نسبت به مسئوليت خود بي‌اعتنا هستند و قصد دارند به اصطلاح سروته‌کار را به هم بياورند، آنها اين باور دروني شما را حس کرده و بر همين اساس عمل مي‌کنند.
تبليغات

پس از ديگران انتظار بالا داشته باشيد و همزمان اين انتظار را بروز دهيد. از يک سو از افرادتان توقع داشته باشيد که عالي باشند و از سوي ديگر ياد بگيريد که اين انتظار را چگونه بيان کنيد. براي آشنايي با نحوه‌ي بيان انتظارات خود به بخش بعدي مقاله رجوع کنيد.
?. براي کارمندان‌تان يک الگوي عملي باشيد

يک ضرب‌المثل آلماني مي‌گويد، «هرگاه راه مي‌رويد و سخن مي‌گوييد، ديگران به حرف‌هاي شما گوش مي‌دهند (دوصد گفته چون نيم‌ کردار نيست).» به عبارت ديگر اگر به عنوان مدير يک مجموعه، در عمل و