مقالات

این، برای، زندگی، خوشحالی، یک

دانلود پایان نامه

عنوان کسی که از کم‌کاری تیروئید رنج می‌برم وقتی که به شدت خسته‌ام و به یک فنجان بزرگ اسپرسو دوبل نیاز دارم، بهتر است برای رفع خستگی چه بنوشم؟ او پاسخ داد: «بدون شک چای ماته. ماته گیاهی است که در آمریکای جنوبی رشد می‌کند. این نوع چای از چای سیاه و قهوه مغذی‌تر است، کافئین دارد و به جای اینکه فرد را عصبی کند به او انرژی کافی می‌دهد.»
________________________________________
: عوارض کمبود ویتامین D و راههای درمان آن
________________________________________
تمرینات مرتبط با انرژی را انجام دهید

برای رفع خستگی و افزایش انرژی به انجام یوگا، تای چی، چی گونگ و ریکی (Reiki) بپردازید. حرکات آهسته در یوگا، تای چی و چی گونگ، انرژی را در مسیر درست هدایت می‌کند و ریکی، در باز شدن کانال‌های انرژی، به شما کمک خواهد کرد. این ورزش‌ها و هنرهای رزمی با کاهش استرس و ایجاد تعادل در میزان انرژی بدن، سوخت‌وساز را افزایش می‌دهند، خستگی را از بین می‌برند و به کاهش وزن کمک می‌کنند.
برگرفته از: verywell.com



وقتی رهبری افرادی را بر عهده دارید، باید انتظارش را داشته باشید که علاوه بر تصمیمات و چرایی اتخاذ آنها، درباره‌ی خودِ شخصیت‌تان نیز مورد سوال واقع شوید. اگر نمی‌خواهید با نظرات دیگران غافل‌گیر شوید، لازم است خودتان برای تحلیل شخصیت‌تان زمانی را کنار بگذارید. بهترین راهی که برای این کار سراغ دارم این است که خالصانه درون‌ خود را ارزیابی کنید. در این مقاله ?? سوال مهمی را با شما در میان می‌گذارم که رهبران برای درون‌نگری، دستیابی به خودآگاهی و متعاقب آن بالا بردن هوش هیجانی‌شان از خود می‌پرسند تا به رهبرانی بی‌نظیر تبدیل شوند.

اگر بخواهیم رهبری برجسته و عمیقا قابل اعتماد باشیم، درون‌نگری نقشی حیاتی برای ما دارد، زیرا بدون داشتن درجات بالایی از هوش هیجانی نمی‌توانیم رهبران درجه یکی باشیم؛ از طرفی می‌دانیم هوش هیجانیِ واقعی در وهله‌ی اول نتیجه‌ی خودآگاهی است. مشکل اینجا است که تعداد بسیار کمی از رهبران وقت کافی صرف درون‌نگری می‌کنند همچنین تعداد بسیار کمی از آنها زحمت پرسیدن سوالاتی را به خود می‌دهند که گاهی ناراحت‌کننده و آشکارساز هستند، سوالاتی که به آنها کمک می‌کند تا خود حقیقی‌شان را بشناسند.

ما در دنیایی سرشار از انعکاس زندگی می‌کنیم، این موضوع دیدن خودمان در تصویر و ایده‌ای که دیگران از ما در ذهن دارند را به کاری بسیار ساده تبدیل می‌کند. اما اینکه بایستیم، با خودمان خلوت کنیم و سوالاتی از خود بپرسیم که ما را در موقعیت ناراحت‌کننده‌ای قرار می‌دهند نیاز به شجاعتی خالصانه خواهد داشت. اما به هر صورت رهبران برجسته و تاثیرگذار آنهایی هستند که برای شناخت خودشان وقت صرف کرده‌ باشند.
رهبران برجسته به قدرت درونی خود برای تحقق بخشیدن به رویاهای‌شان ایمان دارند چرا که می‌دانند کدام رویا از آنِ آنها است و کدام به وسیله‌ی اجتماع یا موارد دیگر به آنها تحمیل شده است. آنها می‌دانند چه کسی هستند، به چه چیزی باور دارند و به همان درجه از اهمیت بر این نکته نیز واقف‌اند که هیچ چیز حتی باورهای‌شان چیز‌های ثابتی نیستند.

این افراد از این موارد آگاهی دارند زیرا رهبر برجسته، رهبری در حال تغییر و تحول، انسانی در حال رشد و فردی است که خود را زیر سوال می‌برد. اما رهبران برجسته از خود چه سوالاتی می‌پرسند؟
پیش از اینکه به خواندن ادامه دهید، باید به شما هشدار جدی بدهم که اگر برای این سوالات وقت صرف کنید و به آنها پاسخ‌هایی صادقانه و برآمده از عمق وجودتان بدهید، زندگی و سبک رهبری شما تغییر خواهد کرد. تنها در صورتی به خواندن ادامه دهید که قصد دارید رهبری برجسته و تاثیرگذار باشید. یادتان باشد که به شما در این‌باره اخطار داده شده است!
?. فارغ از عناوینی که در اختیار دارید، چه کسی هستید؟

تبلیغات

زمانی که هویت خود یا دیگران را با شغل، عنوان یا دستاوردهایشان تعیین می‌کنید، بدیهی است که این کار اگر منصب بالایی داشته باشید برایتان خوشایند به نظر بیاید. اما زمانی که این موارد بیرونی کنار گذاشته شوند، ممکن است نفس را از سینه‌ی شما خارج کنند و به شما احساس بی‌ارزش بودن بدهند. پس به این فکر کنید که شما حقیقتا چه کسی هستید؟
?. چه چیزی بیشترین اهمیت را برای شما دارد؟
اگر صادقانه به این سوال پاسخ ندهید، در مواجهه با زمان‌هایی که برای انتخاب گزینه‌ای که با عقاید شما همخوانی ندارد، تحت فشار هستید به شدت در معرض سقوط از آنچه مایه‌ی افتخار و آسودگی وجدان‌تان است قرار می‌گیرید. اگر ندانید چه چیزی حقیقتا بیشترین اهمیت را برای‌تان دارد، در چنان شرایطی کورکورانه به دنبال حقیقت خود خواهید گشت. این موقعیت‌های انتخاب کورکورانه‌، نقطه‌ی سقوط بسیاری از رهبران برجسته‌ی دنیا بوده است.
?. برای چه چیزی تا آخرین نفس خواهید جنگید؟
شاید همین‌طور که سوالات را می‌خوانید متوجه شده باشید که سوالات به یکدیگر وابسته هستند. زمانی که می‌دانیم بدون عناوین بیرونی واقعا چه کسی هستیم، و می‌دانیم چه چیز حقیقتا بیشترین اهمیت را برای‌مان دارد؛ متوجه می‌شویم بسیاری چیز‌هایی که به خاطرش جنگیده‌ایم مسائل نامربوطی بوده‌اند. در عین حال می‌فهمیم چه چیزی حقیقتا ارزش جنگیدن را دارد و ما برای چه چیزی حاضریم تمام تلاش خود را تا آخرین نفس به کار ببریم.
?. اگر قرار به کنار گذاشتن چیزی باشد، رها کردن یا از دست دادن چه چیزی برای شما سخت‌تر از همه خواهد بود؟

رهبری با فشار عجین است. فشار با خود استرس به همراه می‌آورد و به دنبال آن نیاز به رها شدن از این استرس حس می‌شود. متاسفانه اغلب اوقات ما برای فرونشاندن استرس به دنبال چیز‌هایی در دنیای بیرون از خودمان هستیم (الکل، مواد مخدر، داروها، ورزش بیش از اندازه، خرج کردن بیش از حد و…)، مواردی که هزینه‌های گزاف بلندمدتی مثل اعتیاد خواهند داشت.
?. چه عقیده‌ای داشتید که با التهاب زیاد به آن باور داشته‌اید و بعد متوجه شدید در قضاوت یا درک موضوع دچار خطا شده بودید؟
یک رهبرِ دارای هوش هیجانی بالا، رهبری است که دائم در تغییر و تحول است. تشخیص آنچه پیش از این بدان باور داشته‌ایم و هم اکنون آن را اشتباه می‌دانیم، به ما شکلی کمیاب از واقع‌بینی و عینیت را درباره‌ی آنچه در حال حاضر به آن اعتقاد داریم می‌دهد.
?. در لحظات خلوت با خودتان پنهانی چه چیز یا چه کسی را مقصر شکست‌ها و تقلّاهای‌تان می‌دانید؟
شاید این سوال ساده به نظر برسد، زیرا همه‌ی ما می‌دانیم که جواب درست این است: «من مسئول زندگی‌ام هستم.» اما این سوال درباره‌ی آن احساس و عقیده‌ی پنهانی است که به آن اذعان نداریم. اگر به این سوال صادقانه و «بدون اینکه خودتان را قضاوت کنید» پاسخ دهید، ممکن است به مسئله‌ای که هنوز لازم است روشن کنید، دست یابید تا بتوانید برای تغییر و تحول و تبدیل شدن به یک رهبر به مسیرتان ادامه دهید.
?. اگر همین فردا فوت می‌کردید، کسانی که شما را دوست ندارند درباره‌تان چه می‌گفتند؟
این سوال به ما کمک می‌کند از انگیزه‌های احساسی ناخودآگاهمان با خبر شویم. اغلب در عین حال که پرقدرت، سازمان‌یافته و تحت کنترل به نظر می‌رسیم، انگیزه‌ی‌ ناخودآگاهِ مبتنی بر ترسی هنوز در پس اعمال‌مان وجود دارد. این انگیزه‌ی نهفته با پرسیدن این سوال به سطح خودآگاهی ما راه پیدا می‌کند. این‌گونه می‌توانیم دلایل کارهایی که انجام می‌دهیم را بهتر بفهمیم و خود را تحت کنترل بیشتری داشته باشیم.
?. چه موقعیت دردناکی در گذشته وجود داشته که هم‌اکنون بابت آنها شکرگزارید؟
رهبرانی که هوش هیجانی بالایی دارند می‌دانند و این باور را پذیرفته‌اند که هیچ اتفاقی «معنایی» فراتر از آنچه ما به آن اختصاص می‌دهیم ندارد. با پاسخی که به این سوال می‌دهید ذهن خود را برای دادن چهارچوبی دوباره و سالم به اتفاقات تربیت می‌کنید، همچنین به این اطمینان می‌رسید که مسئولیت زندگی خودتان و پاسخی که به اتفاقات می‌دهید را بر عهده دارید.
?. اگر همین فردا زندگی شما تمام می‌شد، دوست داشتید چه میراثی از خود بر جای بگذارید؟

تمرکز کردن بر نتایج حاصله و رسیدن به اهداف برای هر کسی در جایگاه رهبری آسان است. رهبرانِ دارای هوش هیجانی بالا فهمیده‌اند چیزی که واقعا مهم است نه تیک خوردن کنار لیست اهداف، بلکه تغییری است که ما به وجود آورده‌ایم. با پاسخ دادن به این سوال مطمئن می‌شویم اهداف‌مان با هسته‌ی وجودی انسانی که هستیم در یک راستا قرار دارد.
??. آیا این (کار، زندگی، نگرش) میراثی است که از خود بر جای خواهید گذاشت؟
به قول «یودا» رهبر بزرگ فیلم جنگ ستارگان: «یا بله یا خیر، هیچ شایدی در میان نیست.»
??. اگر این چیزی نیست که بخواهید میراث شما باشد، در ?? ساعت آینده چه کاری برای آن خواهید کرد؟
اگر همه چیز مطابق با چیزی پیش می‌رود که می‌خواهید از خود بر جای بگذارید، چه آثار و نشانه‌ای از میراث شما باقی خواهد ماند؟ دیگران چگونه خواهند فهمید که این میراث، میراث شماست؟ اگر مسائل آنگونه نیست که بخواهید به عنوان میراث شما باقی بماند این سوال که «در ?? ساعت آینده چه کاری درباره‌ی آن انجام خواهید داد» شما را به عنوان رهبری با هوش هیجانی بالا نسبت به اعمال‌تان مسئول و پاسخگو نگه می‌دارد.
برای اینکه رهبر برجسته‌ای باشید به هوش هیجانی بالایی نیاز دارید و برای رسیدن به آن لازم است از خود سوا‌ل‌های سختی بپرسید. اما یادتان باشد در این مسیر کنجکاو بمانید.
برگرفته از: Entrepreneur

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



وقتی به خوشحالی فکر می‌‌کنیم، معمولا یاد چیزهایی می‌افتیم که باعث لذت‌های زودگذر ما می‌شوند، مثل وقتی‌ که کتاب مورد علاقه‌مان را می‌خوانیم یا مانند زمانی‌ که یک روز آرام را در یک ساحل آفتابی سپری می‌کنیم. درست است که اینها همگی لذت‌ها‌یی هستند که باعث خوشحالی می‌شوند اما تمام این خوشحالی‌ها موقتی هستند. مطالعات اخیر نشان داده ‌است خوشحالی واقعی یا حس رضایت در زندگی، با این موارد کمی متفاوت است.

Martin Seligman روانشناس دانشگاه پنسیلوانیا روی صدها تن از مردم عادی درباره‌ی آنچه که حس خوشحالی را به‌وجود می‌آورد تحقیق کرد و بر این اساس افراد را در سه دسته‌ی متفاوت از لحاظ نحوه‌ی خوشحالی طبقه بندی کرد:
افرادی که به دنبال لذت‌جویی در زندگی هستند: این افراد خوشحالی را در لذت جست‌وجو می‌کنند، آنها کسانی هستند که به‌ خوبی بلدند در لحظه زندگی کنند و همیشه سعی می‌کنند برای خود لذت‌های موقتی ایجاد کنند و با این لذت‌ها خوشحال باشند. این افراد غالبا با عنوان «طرفدار هیجان‌‌» شناخته می‌شوند.
افرادی که بیشتر به دنبال ایجاد خوشحالی با کارکردن هستند: این افراد خوشحالی را با سخت کارکردن درک می‌کنند. اینها کسانی هستند که طوری در کارشان غرق می‌شوند که بیشتر زمان زندگی‌شان صرف کارکردن می‌شود و خوشحالی را در تعامل کامل با کار و زندگی‌شان تجربه می‌کنند.
افرادی که به دنبال مفهوم شادی با درک معنای واقعی زندگی هستند: این افراد اغلب در جست‌وجوی زندگی معنادار هستند، برای رسیدن به باورهای‌شان در زندگی تلاش می‌کنند و اعتقاد دارند که شادی واقعی زمانی به‌دست می‌آید که شما به معنای واقعی زندگی پی ببرید و این به شما انگیزه می‌دهد تا کیفیت زندگی‌تان را بالا ببرید.
سلیگمن از این بررسی به یک نتیجه رسید؛ کسانی‌ که به دنبال لذت‌جویی در زندگی هستند معمولا خوشحالی‌های کوچک و موقتی را تجربه می‌کنند ولی کسانی‌ که در جست‌وجوی معنای واقعی زندگی تلاش می‌کنند و همین‌طور آنهایی‌ که خوشحالی را با کارکردن به‌دست می‌آورند چون به مفاهیم عمیق‌تری در روند زندگی‌شان دست پیدا می‌کنند حس خوشحالی‌شان عمیق‌تر است و دوام طولانی‌تری دارد. اگرچه پژوهش سلیگمن فقط یک موضوع مطالعاتی است اما نشان می‌دهد وقتی شما روی زندگی‌تان یا کارتان متمرکز می‌شوید و برای‌شان انرژی می‌گذارید می‌توانید تأثیر بزرگی روی میزان و کیفیت خوشحالی در روند زندگی‌تان داشته باشید.
کسانی‌ که بیشتر خودشان را درگیر کار می‌کنند و افرادی که به دنبال معنای زندگی هستند در برخی موارد مهم مشترک هستند، هردو‌ گروه‌ افرادی مشتاق و با انگیزه هستند، آنها از نقاط قوت‌شان برای بهترکردن خود و دنیای اطراف‌شان بهره می‌برند. در واقع افراد شاد تلاش می‌کنند آگاهانه، خوشحال و پرانرژی باشند. اگر شما هم می‌خواهید جا پای این انسان‌ها بگذارید بهتر است بیاموزید که در زندگی سرگرمی‌های‌تان را دنبال کنید و آنها را در مجموعه کارهایی که برای‌تان اولویت دارد قرار دهید. با ما و این مقاله همراه باشید تا به شما بگوییم افراد خوشحال چگونه شادمانی را برای خود به‌وجود می‌آورند.

?. شادی‌هایتان را خودتان به‌وجود بیاورید
دست روی دست نگذارید و منتظر نباشید تا خوشحالی خودش بیاید. هر ثانیه و دقیقه‌ای که شما در انتظار خوشحالی تلف کنید، مدت زمانی است که شما می‌توانستید برای به‌وجود آوردن خوشحالی از آن استفاده کنید. افراد خوشحال در واقع خوش‌شانس‌ترین افراد هستند، آنها نه ثروتمندترین افراد هستند و نه کسانی هستند که به دنبال بهترین‌ها باشند، افراد خوشحال فقط کسانی هستند که به معنای واقعی برای خوشحالی تلاش می‌کنند و این شانس آنها در زندگی است چون مفهوم به‌دست آوردن خوشحالی را درک کرده‌اند. اگر شما هم می‌خواهید خوشحالی زندگی‌تان را خودتان بسازید باید در درجه‌ی اول بخواهید که واقعا خوشحال باشید و خوشحالی را در زندگی‌تان یک اولویت قرار دهید. ما معمولا سخت کار می‌کنیم چون می‌خواهیم در دنیای امروز و در رقابت با دیگران شکست نخوریم. اما متأسفانه اغلب این کار را طوری انجام می‌دهیم که این رسیدن به پیروزی و عدم شکست به قیمت از دست دادن خوشحالی‌های زندگی‌مان تمام می‌شود.
________________________________________
: ?? راه برای شاد زیستن
________________________________________
?. اطراف خود را پر از آدم‌های مثبت کنید

تبلیغات

خوشحالی مسری است، با پرکردن زندگی‌تان از افراد خوشحال، اعتمادبه‌نفس خود را بالا ببرید و خلاقیت‌تان را تحریک کنید این یعنی شما با تمام قدرت در حال پیشروی به سمت خوشحالی هستید. سمت افراد منفی نروید. این افراد که مدام آیه‌ی یأس می خوانند و ناله می‌کنند و خواستار جلب توجه دیگران و تحریک کردن حس ترحم اطرافیان‌شان هستند، در واقع سعی می‌کنند با انتقال احساسات منفی خود به اطرافیان‌شان، خودشان احساس بهتری پیدا کنند. بودن با این افراد مثل این می‌ماند که شما در یک بعدازظهر دل‌انگیز با دوست‌تان روی نیمکت پارک بنشینید اما دوست‌تان یک فرد سیگاری باشد و شما نه، او سیگارش را روشن می‌کند و از آن لذت می‌برد و شما که سیگاری نیستید مجبورید دود سیگار او را استنشاق کنید.
________________________________________
: چرا باید مثبت‌اندیش باشیم؟
________________________________________
?. به اندازه‌ی کافی بخوابید

من بیش از یک سال است که در آرزوی یک ساعت خواب خوب هستم و واقعا نمی‌توانم با کلمات بیان کنم که خواب کافی برای بهبود خلق و خوی شما چقدر مهم است. خواب خوب به شما در داشتن تمرکز کافی کمک می‌کند و همین‌طور میزان صبر و تحمل‌تان در برابر مسائل روزمره را افزایش می‌دهد. وقتی می‌خوابید در واقع مغز شما عین روز اول دوباره شارژ می‌شود و پروتئین‌های سمی که در طی روز با فعالیت نرمال عصب‌های بدن ساخته می‌شوند و در مغز انباشته شده‌اند، پاکسازی می‌شوند و زمانی‌ که شما حس می‌کنید باید بیدار شوید در واقع زنگ بیدارباش بعد از این پاکسازی و آمادگی مغز برای فعالیت روزانه نواخته شده است. به همین دلیل زمانی‌ که شما نتوانید خواب کافی را تجربه کنید، انرژی شما، تمرکزتان و سطح هوشیاری و حافظه‌ی شما همگی کاهش پیدا می‌کند. با محرومیت از خواب مفید سطح هورمون‌های استرس‌زا حتی بدون وجود عوامل استرس‌زا افزایش پیدا ‌می‌کند. افراد خوشحال خواب را در اولویت قرار می‌دهند چون باعث می‌شود حس بهتری داشته باشند، افراد شاد می‌دانند چقدر حس بدی پیدا خواهند کرد اگر از خواب مناسب محروم شوند.
________________________________________
: خواب کافی برای بدن چند ساعت است؟
________________________________________
?. سعی کنید همیشه در لحظه زندگی کنید
تا زمانی‌ که یاد نگیرید در زمان حال زندگی کنید نمی‌توانید به پتانسیل بالا برای زندگی برسید. زندگی‌ کردن در زمان حال و همین لحظه‌‌ای که اکنون در آن هستیم هنر بزرگی است و لازمه‌ی دست یافتن به آن توجه به این نکته است که بدانید هر چقدر هم که شما درباره‌ی اتفاقات گذشته یا عملکردتان درباره‌ی مسائل مختلف احساس گناه کنید باز هم قادر نیستید گذشته را تغییر بدهید. این غیرممکن است اگر مدام به جای «زمان حال» در زمان دیگری سیر کنید و بتوانید واقعا شاد باشید؛ چون «حال» را از دست می‌دهید و به این ترتیب قادر نخواهید بود واقعا همه چیز را در اطراف‌تان درک کنید. برای کمک به خودتان و برای زندگی در زمان حال باید دو کار انجام دهید:
گذشته‌تان را با هر کیفیتی که بوده است بپذیرید. چون اگر نتوانید با گذشته آشتی کنید هرگز اتفاقات ناراحت‌کننده‌ی گذشته شما را ترک نخواهند کرد و زمان حال و آینده هم که روزی به گذشته تبدیل خواهند شد خراب می‌شوند.
بپذیرید تضمینی برای آنچه در

92