مقالات

این، برای، دیگران، یک، خواهید

دانلود پایان نامه

برای تغییر شرایط‌مان تلاش کنیم. مشکل از وقتی شروع می‌شود که زیستن، لذت بردن و شاد بودن را مشروط به دستیابی به آن شرایط می‌کنیم. اغلب آدم‌ها، دوران کودکی را بهترین دوران عمر خود می‌دانند در صورتی که از خیلی جهات در حال حاضر وضعیت بهتری از دوران کودکی دارند. علتش این است که ما در کودکی برای زندگی کردن شرط و شروط نداشتیم. هرقدر که برای شادی، لذت و آرامش شرط و شروط کمتری قائل باشیم، آنها را بیشتر تجربه خواهیم کرد.
«مردم به همان اندازه خوشبخت هستند که تصمیم گرفته‌اند خوشبخت باشند.»
– آبراهام لینکلن
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

________________________________________
: چگونه در زمان حال زندگی کنیم؟
________________________________________
?. گوهر ذاتی خود را آشکار کنید
بزرگ‌ترین هنر ما شاید کشف و عرضه‌ی آن موهبت یگانه‌ای باشد که در درون‌مان قرار دارد. علی‌رغم هر باور منفی و محدودکننده‌ای که ممکن است از کودکی در ذهن‌مان کاشته باشند، هر یک از ما موجودی منحصربه‌فرد هستیم با قابلیت‌ها و استعدادهایی منحصربه‌فرد.
«جایی هست که جز تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را پُر کند. کاری هست که جز تو هیچ‌کس قادر به انجامش نیست.»
– افلاطون
اشتراک‌گذاری در Facebook

اشتراک‌گذاری در Twitter

شکوفایی و ظهور این نبوغ طبیعی و این گوهر ذاتی یکی از بزرگ‌ترین منابع شادمانی و خوشبختی است. با تبدیل شدن به آنچه برای آن سرشته شده‌ایم، شادمانی عمیق و پایدار را تجربه می‌کنیم. بزرگ‌ترین خدمتی که در حق خود و دیگران می‌توانیم انجام بدهیم این است که گوهر ذاتی خود را بشناسیم و در راه شکوفایی و عرضه‌ی آن به جهان گام برداریم. در این صورت به مقام پادشاهی سرزمین وجود خویش دست خواهیم یافت، چنانکه حافظ نیز گفته است:
تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای
ورنه خود از تخمه‌ جمشید و فریدون باشی
تهیه شده برای: chetor.com

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع رازهای موفقیت
موفقیت چیزی جز رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها نیست

7000تومان



گاهی اوقات در زندگی به‌شدت احساس ناامیدی می‌کنیم. دلیل بسیاری از این ناامیدی‌های زندگی، این است که به‌جای اینکه از «خودمان» انتظارات زیادی داشته باشیم، از «دیگران» انتظار داریم. روابط ما را همین انتظارات شکل می‌دهند. از خودتان انتظارات زیادی داشته باشید و برای برآورده کردن آنها تلاش کنید؛ خواهید دید چه احساس ارزشمند و چه رضایت دل‌نشینی به سراغ‌تان می‌آید. دیگر زمان آن فرا رسیده است که به خودتان متکی باشید و تا آنجا که می‌توانید به دیگران وابسته نباشید.
چه دلیلی برای ناامیدی وجود دارد وقتی‌ که روی خودتان حساب باز می‌کنید؟ آزاد باشید و این آزادی را به دیگران نیز هدیه دهید. از این 7 اصل زیر کمک بگیرید و به‌سوی موفقیت و خوشبختی پیش بروید.

1. خودآگاه باشید
خودآگاهی را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: «خودآگاهی یعنی توانایی درک درست احساسات». خود آگاه بودن یعنی اینکه بدانیم در شرایط مختلف چه احساسی داریم و آن را در هر وضعیت به‌خصوص، پیش‌بینی کنیم.
اما زمانی که خودآگاهی ندارید، واکنش‌های شدیدی خواهید داشت، عصبانی خواهید بود یا ترس بر شما چیره خواهد شد. دیگران از انتظارات شما آگاه نیستند، نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند، احساسات شما را پیش‌بینی کنند، آنها را برانگیزند و آماده مواجهه با واکنش شما باشند! اگر این واقعیت را باور نداشته باشید، دوستان و اطرافیان خود را دلسرد خواهید کرد. تا زمانی که شروع به صحبت نکنید، دیگران نمی‌دانند که چه احساسی دارید. باید درست با دیگران ارتباط برقرار کنید و اگر بتوانید احساسات و افکار خود را با دیگران در میان بگذارید، به‌ سرعت راه موفقیت را طی خواهید کرد.
________________________________________
: ?? ویژگی رفتاری انسانهای موفق
________________________________________
2. از خودتان قدردانی کنید؛ ولی نه بیش از حد!
اگر همیشه از عملکردتان راضی باشید و از خودتان قدردانی کنید، راه پیشرفت را بر خودتان می‌بندید. همچنین، رابطه‌ی خودتان را با دوستان و نزدیکان‌تان به خطر می‌اندازید. به خودتان متعهد باشید و افکار، احساسات و ایده‌هایتان را پیش خودتان نگه دارید. برای اینکه احساسی لذت‌بخش داشته باشید، نیازی به تأیید دیگران ندارید.
از طرفی، قرار نیست زندگی کنید تا انتظارات دیگران را برآورده کنید. هرچقدر که بیشتر خود و تصمیمات‌تان را تأیید کنید، کمتر به تأیید دیگران نیاز خواهید داشت. شهامت داشته باشید و خودتان باشید، اهداف خودتان را بدون مقایسه‌ی خودتان با دیگران، دنبال کنید.
برای موفقیت، هیچ‌گاه نباید موفقیت دیگران را ضعف پیشروی خود تلقی کنید.
3. برای خودتان ارزش قائل باشید

سعی نکنید آن‌گونه باشید که دیگران می‌خواهند؛ چراکه خود واقعی‌تان را گم می‌کنید. شاید برای برخی افراد ارزشمند نباشید، اما هیچ‌وقت تردید نداشته باشید که برای برخی دیگر، غیرقابل جایگزین خواهید بود. به‌جای اینکه اسیر افرادی شوید که شما را پس می‌زنند، ارزش خود را در همراه شدن با کسانی که قدردان حضور شما هستند نشان دهید.
فراموش نکنید که مهم نیست چقدر خوب هستید. همیشه افرادی هستند که از شما خوش‌شان نمی‌آید. اصلا هم برای‌شان مهم نیست که شما چقدر خوب و سخت‌کوش هستید. زمانی که واقعا ارزش خود را درک کردید، دیگر هیچ‌وقت برای دستیابی به یک جایگاه با دیگری رقابت نخواهید کرد. هنگامی که بحث درباره‌ی موفقیت شماست، مذاکره نخواهید کرد! یا موفق هستید و یا نیستید!
________________________________________
: چطور با خودتان مهربان‌تر باشید؛ ?? نکته طلایی
________________________________________
?. از دیگران بی‌نیاز باشید
یاد بگیرید که با دستاوردها، وظایف و مسئولیت‌های خودتان زندگی کنید. منتظر نباشید که دیگران تغییر کنند. تلاش نکنید که دیگران را کنترل کنید. بر روی تغییراتی که برای رسیدن به سطح مطلوب موفقیت و اعتمادبه‌نفس نیاز دارید تمرکز کنید.
اگر منتظر تغییر شخصی دیگر باشید، انگار که فرمان زندگی خود را به‌دست او داده‌اید. منتظر نباشید که شخصی غیر از خودتان، شما را به آن سطح از موفقیتی که می‌خواهید برساند. این امر مثل زندانی تیره و تار است که خودتان و دیگران را در آن اسیر خواهید کرد. از غیر بی‌نیاز باشید. از احساسات‌تان و هرگونه انتظارات غیرواقعی که از دیگران دارید آگاه باشید.
هر چقدر بیشتر شایسته و توانمند باشید، به دیگران کمتر نیاز خواهید داشت و راحت‌تر با آنها تعامل خواهید داشت.
تبلیغات

________________________________________
: ?? ویژگی رفتاری آدم‌های اصیل
________________________________________
?. عزت نفس داشته باشید
انسان‌هایی که واقعا قدرتمند هستند هیچ‌گاه نیاز ندارند که توضیح دهند که چرا شایسته‌ی احترام‌ هستند؛ بلکه خیلی راحت کسانی را که به آنها احترام نمی‌گذارند همراهی نمی‌کنند. دیگران تنها به همان اندازه‌ای که برای خود احترام قائل هستید به شما احترام خواهند گذاشت. آزادی شخصی، اعتمادبه‌نفس و موفقیت، با پیشرفت و یادگیری فردی نتیجه می‌شوند. این را بپذیرید که برخی اوقات بهترین چیزی که می‌توانید بگویید «نه» است. مرزهایی مشخص برای عزت نفس خود در نظر داشته باشید.
اگر از دیگران انتظار احترام داشته باشید رنج خواهید کشید. به آنچه هستید ایمان داشته باشید و در همین راستا پیش بروید. هیچ‌گاه انجام کاری را که خودتان از پس آن بر می‌آیید از دیگران درخواست نکنید. زمانی که شرافت نفس را تمرین می‌کنید، به خودتان این شانس را می‌دهید که خوشحال و موفق باشید.
________________________________________
: عزت نفس چیست؛ چرا باید عزت نفس داشته باشیم؟
________________________________________
?. خودتان را بپذیرید
همه‌ی ما انسانیم. با وجود همه‌ی کمبودهایی که داریم، باید خودمان را بپذیریم. زمانی که خودتان را بپذیرید، متوجه می‌شوید که دیگران هم مثل شما یک انسان هستند. دیگر از آنها انتظار نخواهید داشت که همانند آنچه تصور می‌کردید باشند. دیگر با کوتاهی آنها عصبانی نخواهید شد.
بر روی پیشرفت فردی خود متمرکز باشید. بدون در نظر گرفتن همه کمبودهایی که وجود دارد، به دنبال راه‌هایی باشید که زندگی شما را غنی، هیجان‌انگیز، تکمیل و شاداب خواهند کرد. زندگی کردن با این رویکرد، نیاز شما به کنترل کردن دیگران را کاهش خواهد داد. درنتیجه، به شخصی سالم‌تر برای تعامل و کار تبدیل خواهید شد. بعد از اینکه دست از انتظارات بالای خود از دیگران برداشتید، شروع به قدردانی از آنها خواهید کرد و برای رسیدن به اهداف‌تان به خودتان تکیه می‌کنید.
7. خودتان را دوست داشته باشید

زندگی چالش‌برانگیز است، چراکه هر چیزی و هر کسی در اطراف شما زودگذر خواهد بود. زندگی را همیشه روبه‌راه نخواهید! توانایی‌های خود را در آغوش بگیرید و از خصوصیات چالش‌برانگیز خود آگاه باشید. شخصیت شما همواره باید در حال رشد باشد. این پیچیدگی شماست که شما را برای دیگران جالب و الهام‌بخش می‌کند.
زندگی کردن برای خوشحال کردن دیگران، خوددوستی نیست؛ بلکه خود را کوچک و خُرد کردن است. برای شخص پست و حقیر، هیچ راهی برای موفقیت وجود ندارد.
در زندگی، با توانایی پیروزی در سختی‌ها و ناامنی‌ها سنجیده می‌شوید، نه با دوری کردن از آنها. زمانی که از خود آگاه هستید، خود را به‌عنوان کاری می‌بینید که در حال پیشرفت است. این نوع تواضع و فروتنی درکی عمیق‌تر از دیگران و انسانیت آنها به شما خواهد داد. اگر به همان نسبتی که بر روی رشد خود و اینکه چگونه با تغییر خود موفق خواهید بود، تمرکز کنید، حس کنترل و اعتمادبه‌نفس‌تان به نحو چشمگیری افزایش پیدا می‌کند. موفقیت فقط به معنی خوب بودن نیست. باید زمانی که حس می‌کنید به چالش کشیده شده‌اید، به خودتان بیشترین تعهد را داشته باشید.
هر آنچه که گفتیم، به «خودتان» خلاصه می‌شود. چراکه شما تنها شخصی هستید که می‌تواند این توانایی‌ها را پیشرفت دهد. به‌ندرت پیش می‌آید که دیگر افراد یا وضعیت‌ها، همان کسی یا چیزی باشند که شما می‌خواهید. بهترین‌ها را آرزو کنید و خود را از دلبستگی به کمال رها کنید.
برگرفته از: entrepreneur

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع رازهای موفقیت
موفقیت چیزی جز رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها نیست

7000تومان



رهبری یک تیم یا شرکت امری چالش‌برانگیز است. یک رهبر باید کارکنان‌ را مدیریت کند، برای‌شان الهام‌بخش باشد و به توسعه‌ی فردی‌شان کمک کند. خبر بد اینکه هیچ نسخه‌ی واحدی برای موفقیت در رهبری وجود ندارد. نمی‌توان گفت اگر فلان کار را بکنید یا فلان تاکتیک را در پیش‌ بگیرید، قطعا رهبر موفقی می‌شوید. ولی خب، یک‌سری فوت‌و‌فن‌های کوزه‌گری هم وجود دارد که توجه به آنها خالی از لطف نیست. در واقع یک رهبر زیرک می‌تواند با توجه به شرایط تیمش، از برخی راهکارها بهره‌ بگیرد. خبر خوب اینکه ما انبوهی از کتاب‌های مربوط به رهبری را مطالعه کردیم، راهکارهایی که امتحان‌شان را پس داده‌اند انتخاب کردیم و در ادامه‌ی همین مطلب قرار دادیم. پس با ما باشید تا با ? اصل کلیدی مدیریتی از بهترین کتاب‌های یک دهه‌ی گذشته آشنا شوید.
________________________________________
: رهبری چیست؛ تعریف رهبری از دید ?? مدیر برجسته دنیا
________________________________________
?. هدف را واضح بیان کنید سپس آزادی عمل بدهید
سبک رهبری بعضی از مدیران بزرگ، مستبدانه است. برخی از آنها نمونه‌ی بارز یک رهبر ظالم هستند، برخی هم تا آنجا پیش رفته‌اند که لقب دیکتاتور را از آن خود کرده‌اند. نمونه‌‌اش همین آقای استیو جابز خودمان. شاید فکر کنید چون آقای جابز و کمپانی اپلش این چنین موفق هستند، دیکتاتور بودن یک اصل کلیدی است. با همه‌ی احترامی که برای ایشان قائلم باید بگویم نه! آن هم یک نه‌ی قوی و محکم، از آنهایی که هیچ تبصره‌ای به «آری» تبدیل‌شان نمی‌کند.
کتابی هست به نام «In Search of Excellence» خیلی جدید نیست، ولی چیزهای زیادی برای گفتن دارد. در این کتاب دو مشاور علت عظمت شرکت‌های بزرگ را بررسی کرده‌اند. آنها می‌گویند راز موفقیت این سازمان‌ها چیزی دقیقا خلاف رهبری مستبدانه است؛ آزادی عمل. در واقع در بسیاری از این شرکت‌ها این رهبر نیست که تصمیم می‌گیرد، بلکه فرد متخصصی است که کار به او سپرده شده است. رهبر فقط می‌گوید من می‌خواهم به فلان هدف برسم. دیگر این متخصص است که باید با خلاقیت خودش راه رسیدن به هدف را پیدا کند. نکته‌ی ظریف این نوع از رهبری، اعتمادی است که رهبر به متخصصانش دارد.
ال.دیوید مارکت (L. David Marquet) فرمانده‌ی سابق دریایی، در کتابش با نام «Turn the Ship Around» همین مفهوم را تحت عنوان سیستم «رهبر-رهبر» معرفی می‌کند.
در واقع به جای داشتن تیمی وابسته که اعضای آن نیازمند تعیین تکلیف از سوی شما هستند، می‌توانید افرادتان را به نحوی تشویق کنید که گزینه‌های ممکن را بررسی کنند، یکی را انتخاب کنند و درباره‌ی آن به شما گزارش بدهند. به این ترتیب که صحبت خود را با جمله‌ی «من قصد دارم» آغاز می‌کنند و آنگاه نقش شما تنها این است که با گفتن «همین کار را بکن» تأییدشان کنید. ولی در نهایت، مسئول و مبتکر روش انجام کار، همان کارمند است.
مؤثرترین سازمان‌ها، از غول‌های چند ملیتی مانند آمازون گرفته تا شرکت‌های کوچک تازه‌تأسیس، همگی همین رویه‌ی اعتماد به کارکنان و آزادی عمل را در پیش گرفته‌اند.
________________________________________
: چگونه برای کارمندان هدف گذاری کنیم؟
________________________________________
?. عملگرا باشید

جلسات شرکت شما چگونه‌اند؟ آیا در نهایت به اقدام مشخصی منجر می‌شوند؟ یا صرفا با چانه‌زنی و بحث بی‌مورد تلف می‌شوند؟ اکثر جلسات این‌گونه‌اند. افراد ساعت‌ها با شور و حرارت بحث می‌کنند و در پایان بدون اینکه تصمیمی واقعی بگیرند، بحث خود را خاتمه می‌دهند. این دقیقا همان فرهنگی است که باید عوض شود. مسئولیت این تغییر نیز بر عهده‌ی رهبر است.
پیترز و واترمن به این موضوع پی‌برده‌اند که در شرکت‌های موفق هم رهبران و هم کارکنان، ???? توجه خود را بر «انجام دادن کارها» معطوف کرده‌اند. در واقع وقت خود را برای بحث در مورد اینکه چرا کارها انجام نمی‌شوند، هدر نمی‌دهند. بلکه تمرکز اصلی‌شان عملگرایی و ارائه‌ی نتایج است. ممکن است بپرسید چگونه چنین فضای کاری‌ای را به وجود بیاوریم؟
پاسخ این است که اولا خود شما به عنوان رهبر، باید الگوی سایر افراد باشید. به این ترتیب که فهرست کارهایی را که «واقعا باید انجام شوند» تعیین کنید.
در کتاب «Getting Things Done» آقای دیوید آلن (David Allen) نکات ظریفی را مطرح می‌کند. مثلا می‌گوید فقط تاریخ‌های مهم را روی تقویم خود علامت بزنید، مثل قرارهای قطعی. مثلا نوبت ویزیت دکتر یا ضرب‌الاجل تحویل کار. می‌گوید وظایف روزمره را در تقویم ننویسید. این کارها را در فهرست دیگری یادداشت کنید. او اسم این فهرست را «اقدام بعدی» گذاشته و می‌گوید کارهای روزمره را در این فهرست بنویسید. چیزهایی مثل ایمیل زدن به فلان مشتری یا آماده شدن برای فلان کار مثل بررسی عملکرد معاونان. او می‌گوید این کارهای روزمره باید یکی پس از دیگری و فورا انجام شوند. به این ترتیب، هم بازده‌ی کاری خودتان بیشتر می‌شود و هم اعضای تیم‌تان می‌دانند در هر لحظه باید چه کاری انجام بدهند. این هم یعنی افزایش بهره‌وری.
تبلیغات

________________________________________
: ? راهکار موثر برای مدیریت جلسات
________________________________________
?. ارزش‌گذاری‌های الهام‌بخش را فراموش نکنید
یکی از الهام‌‌بخش‌ترین چیزها برای اعضای یک تیم، ارزش‌هایی است که رهبرشان بر اساس آن زندگی می‌کند. بعضا دیده شده ارزش‌های رهبر می‌تواند کل شرکت را متحول کند. آقای چارلز داهیگ (Charles Duhigg) در کتاب «The Power of Habit» همین موضوع را مطرح می‌کند. او می‌گوید شرکت آلومینیوم آلکوا مثال خیلی خوبی در این زمینه است. این شرکت در اواخر دهه‌ی هشتاد دچار مشکلات زیادی شده بود. برای رهایی از بحران، پل اونیل به عنوان مدیرعامل جدید استخدام شد.
این آقای اونیل به ایمنی کارکنان اعتقاد زیادی داشت. بلافاصله پس از شروع کار اعلامیه‌ای صادر کرد و گفت ایمنی کارکنان باید در صدر اولویت‌های شرکت قرار بگیرد. مقصود او به حداقل رساندن حوادث کار بود. هرچند سهامداران چندان به این امر اعتقادی نداشتند، ولی آقای اونیل آنها را وادار کرد همه‌ی فرایندها را مجددا ارزیابی کنند و ایمن‌‌سازی انجام بدهند.
نتیجه؟
شرکت به مکانی ایمن‌تر و سودآورتر تبدیل شد. به این ترتیب، اعلام اصول و ارزش‌های شخصی رهبر موجب شد افراد بر آنچه واقعا مهم است، تمرکز کنند.
?. برای رسیدن به رهبری سطح ? تلاش کنید

کارکنان مهم‌ترین منبع حیاتی هر کسب و کار هستند. تا آنجا که اهمیت‌شان حتی از رهبر گروه هم فراتر می‌رود. در واقع بهترین رهبر هم کسی است که خودش را در مرکز امور نداند.
آقای جیم کالینز (Jim Collins) یک مشاور مدیریتی برجسته است. او کتابی دارد به نام «Good to Great». آقای کالینز در این کتاب از مفهوم رهبری سطح ? حرف می‌زند. او می‌گوید این مفهوم، یک

92