مقالات

این، برای، باید، یک، یا

دانلود پایان نامه

و می‌توانید کیفیتِ کار برون‌سپاری‌شده را زیر نظر داشته باشید.
?. تولید محتوا
تولید محتوایی که باکیفیت و دارای ارزش افزوده و بهینه‌سازی‌شده باشد، مهارتی کلیدی است.
در فضای آنلاین کنونی، برای اداره‌ی کسب‌وکار موفق، تواناییِ تولید محتوایی که باکیفیت و دارای ارزش افزوده و برای جستجوگرها بهینه‌سازی‌شده باشد، مهارتی کلیدی است. محتوا با خود ترافیک می‌آورد، اعتماد ایجاد می‌کند، مشتری‌های جدید را به سمتِ شما هدایت می‌کند.
تولید محتوا اغلب به معنی نوشتنِ مقاله‌ها و پست‌های وبلاگ است که البته فرآیند وقت‌گیری است. پادکست‌های صوتی و ویدئوها هم بسیار موثر هستند، اما زمان و پول و انرژی‌ای که باید صرف آنها کرد، بسیار بیشتر است.
این مهم را در ذهن داشته باشید و ارزشِ محتوا را نادیده نگیرید. محتوا محرک اصلیِ ترافیک به سمت وب‌سایت است. باید یک تقویم نگارشی (editorial calendar) برای خود درست کنید، به برنامه‌ی زمانیِ انتشار وفادار بمانید، محتوای باارزشی تولید کنید که به پرسش‌های جامعه‌ی هدفِ شما پاسخ دهد.
محتوای ارزشمند، برای شما اعتبار ایجاد می‌کند. مصرف‌کننده‌ها به کسب‌وکارهایی که محتوای ارزشمند فراهم می‌کند، بیشتر اعتماد می‌کنند. یکی از استراتژی‌های مهمی که باید در نظر داشته باشید، جذب بازدیدکننده به سمت خبرنامه و فهرست ایمیلی است.
?. تخصص در حوزه‌ی موردنظر
برای ایجاد اعتماد در مخاطب، باید نشان دهید که در حوزه‌ی کاری خود دارای آگاهی و تجربه هستید.
آیا در زمینه‌ای که می‌خواهید کسب‌وکار راه بیاندازید، دانش و آگاهی دارید؟ اگر ندارید، در انتخاب‌تان تجدید نظر کنید.
برای ایجاد اعتماد در مخاطب، باید نشان دهید که در حوزه‌ی کاریِ خود دارای آگاهی و تجربه هستید.
این بدین معنی نیست که باید همه‌ی ریزه‌کاری‌های حوزه‌ی موردنظر را بدانید، چرا که بسیاری از کارآفرین‌ها هم کار خود را با درکی اندک اما کافی از موضوع آغاز کرده‌اند. اما اگر در آن حوزه رشد سریعی داشته‌اند، به این خاطر بوده که روی رشدشان سرمایه‌گذاری کرده و در آن زمینه به یادگیری با ولع روی آورده‌اند.
علاوه بر این، اگر برای یک پروژه اشتیاق فراوان داشته باشید، احتمال بیشتری دارد که در درازمدت آن را دنبال کنید. کسب‌و‌کار نیاز به پشتکار دارد و اگر پروژه‌ای باشد که برایتان اهمیتی ندارد، احتمال کمتری دارد که به انجامِ آن متعهد بمانید. تخصص در حوزه‌ی موردنظر به شما کمک خواهد کرد که در حیطه‌ی خودتان قدرتمند شوید.
?. تبلیغات پولی
محتوا می‌تواند ترافیک فراوانی به سمت وب‌سایت هدایت کند، اما تبلیغات هم بسیار ارزشمند است.
اگر چه محتوا می‌تواند ترافیک طبیعیِ فراوانی را به سمت وب‌سایت هدایت کند، اما ترافیک پولی هم بسیار ارزشمند است.
بیشتر پلت‌فرم‌های تبلیغاتی، امکان هدف‌گذاری و فیلترینگ گسترده‌ای را عرضه می‌کنند که با استفاده از آنها می‌توانید بهتر به مشتری هدف خود دسترسی پیدا کنید. با استفاده از این قابلیت‌ها، می‌توانید تاثیر صفحه‌های فرود (Landing Page) و همین‌طور پیشنهادهای مربوط به محصول یا سرویس را امتحان کنید.
اما به خاطر داشته باشید تبلیغات راهکاری نیست که انجام دهید و بعد هم فراموشش کنید. ایجاد تبلیغات اثرگذار و پالایش هدف، ممکن است چالش‌برانگیز باشد، مگر آنکه در این زمینه تجربه‌ی قبلی داشته باشید. وقتی برای کِشاندن افراد به سمتِ وب‌سایتتان پول خرج می‌کنید، نرخ بهینه‌سازیِ تبدیل (conversion optimization) بسیار اهمیت پیدا می‌کند.
با آزمون و خطای تبلیغ، چیزهایی زیادی یاد می‌گیرید، اما در این فرآیند، ناگزیر مقداری پول هم از دست می‌‌دهید. اگر درباره‌ی انجام تبلیغات پولی چندان مطمئن نیستید یا نمی‌دانید چگونه این کار را انجام دهید یا بودجه‌ی زیادی ندارید، یا باید صبر کنید تا یاد بگیرید و یا متخصصی را به کار بگیرید که در طراحی کمپین‌های اثرگذار کمک‌تان کند.
سخن پایانی
اگر می‌خواهید کسب‌و‌کاری آنلاین راه بیاندازید، باید چیزهای مختلفی را تجربه کنید. جدا از اینکه چه کاری را شروع می‌کنید، حتی اگر کسب‌وکارتان آنلاین هم نباشد، چندوظیفه‌ای بودن، اجتناب‌ناپذیر است.
کلید اصلی، متمرکز ماندن روی کارهای مهم‌تر است. کارهایی که به کسب‌وکارتان کمک می‌کنند تا رشد کند. همین‌طور که سودتان افزایش پیدا می‌کند، می‌توانید کارها را به دیگران محول کنید و در نهایت به نقطه‌ای برسید که بتوانید برای انجام کارها، افرادی را استخدام کنید. برخی کار‌ها را هم می‌توان برون‌سپاری کرد.
تصویرهایی که در این نوشته می‌بینید، همگی مربوط به سریال سیلیکون ولی هستند. این سریال درباره‌ی چند جوان متخصص است که استارتاپی راه می‌اندازند؛ ولی در مسیر رشد این استارتاپ با مسئله‌های فراوانی روبه‌رو می‌شوند که باید با کمک یکدیگر آنها را حل کنند. تماشای این سریال کمدی و در عین حال آموزنده را به همه‌ی کسانی که به استارتاپ و کارآفرینی و مفاهیمی از این دست علاقه دارند، پیشنهاد می‌کنم.
برگرفته از: Entrepreneur

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی تدوین طرح کسب‌ و کار به روش اساتید هاروارد
ایده خود را به پول تبدیل کنید

8000تومان



رهبران برای آنکه کارمندان را علاقه‌مند و پرانگیزه نگه‌ دارند و محیط کاری لذت‌بخش و راضی‌کننده‌ای درست کنند تحت فشار زیادی هستند. اما گاهی در این اقدامات زیاده‌روی می‌شود و این مسئله به نتایج اصلی کسب‌وکار صدمه می‌زند. گاهی رهبران آنقدر نرم می‌شوند و آنقدر نگران خوشحال کردن دیگران هستند که فراموش می‌کنند باید به کارمندان‌شان کمک کنند تا کارآمد و مفید باشند. اگر می‌خواهید بدانید از آن دسته مدیرانی هستید که دچار این اشتباه می‌شوند و شیوه مدیریتی شما ضعیف است یا نه، در این مقاله با ما همراه باشید.

به طور کلی چهار سبک اصلی رهبری وجود دارد: دیپلمات،‌ عمل‌گرا، آرمانگرا و مباشر. در هر یک از این چهار سبک امکان کارآمدی یا ناکارایی وجود دارد، اما یکی از این سبک‌ها با بیشترین خطرِ آسان‌گیری همراه است: سبک دیپلمات.
دیپلمات‌ها به دنبال هماهنگی بین افراد هستند. اینگونه رهبران مهربان،‌ اجتماعی و بخشنده‌اند و معمولا پیوندهای فردی محکمی با کارکنان خود برقرار می‌کنند. آنها اغلب به توانایی حل معضلات به روشی مسالمت‌آمیز و اجتناب از اختلاف مشهورند. می‌گویند کار برای دیپلمات‌ها لذت‌بخش‌تر و اجتماعی‌تر از سایر سبک‌های رهبری است. دیپلمات‌ها تمرکز کمتری بر به چالش‌ کشیدن کارکنان خود دارند و در عوض سعی می‌کنند افرادشان را در موقعیت‌هایی قرار بدهند که از نقاط قوت خود استفاده کرده و حتما به موفقیت دست یابند. برای دیپلمات‌ها، اقدامات سنتی برای بالا بردن رضایت کارکنان معمولا بسیار اهمیت دارد.
کار کردن برای کسی که از سبک رهبری دیپلمات پیروی می‌کند می‌تواند تجربه‌ی بسیار لذت‌بخشی باشد، اما اگر خصوصیات سبک رهبری دیپلمات با سبک رهبری شما همخوانی دارد،‌ باید مراقب باشید که زیاده‌روی نکنید. این ? نشانه به شما می‌گویند که سبک رهبری‌تان زیادی آسان‌گیرانه است یا نه:
?. یک گفتگوی ? دقیقه‌ای ?? دقیقه طول می‌کشد

تصور کنید که بازخوردی سازنده و بسیار دقیق به یکی از کارکنان‌تان می‌دهید. مثلا، «این گزارش خیلی طولانیه،‌ ???? کلمه‌شو کم کن». این از آن نوع بازخوردهایی است که به جوابی به جز «باشه متوجه شدم، الان انجامش میدم.» نیاز ندارد. حالا تصور کنید که گفتگو درباره‌ی این بازخورد که باید در عرض ? دقیقه تمام شود به مکالمه‌ای طولانی با آن کارمند،‌ درباره‌ی اینکه چرا اشتباه کرده‌ است، این مسئله چه احساسی به او می‌دهد و اینکه چطور این مشکل به طریقی تقصیر شماست، تبدیل شود.
آیا تا به حال چنین اتفاقی برای‌تان افتاده است؟ اگر جواب‌تان مثبت است یعنی که دارید زیادی آسان‌گیر می‌شوید. تشویق کارکنان به گفتگو خوب است و اینکه در حرف زدن راحت باشید، عالی است. اما اگر کارکنان‌تان به این نتیجه برسند که می‌توانند با حرف زدن خود را از شر انتقاد و مسئولیت خلاص کنند مشکل‌آفرین است.
گاهی کارکنان لازم است فقط بگویند «متأسفم، خراب کردم. همین حالا درستش می‌کنم». این به معنای آن نیست که محیط کار شما دیکتاتوری شده است، اتفاقا اغلب اوقات این یعنی که شما عملیاتی اثربخش و پاسخگو دارید. بعضی گفتگوها نباید بیشتر از ? دقیقه طول بکشند. بنابراین،‌ اگر می‌بینید که دائما گفتگوهای ? ‌دقیقه‌ای‌تان به جلسات روان‌درمانی ?? دقیقه‌ای تبدیل می‌شوند،‌ حواس‌تان باشد که دارید از یک مدیر قابل دسترسی به مدیری راضی‌شونده تبدیل می‌شوید.
تبلیغات

________________________________________
: انواع قدرت در رهبری و کاربرد آن برای مدیران
________________________________________
?. جلسات شما از موضوع بحث خارج می‌شود و زیادی طول می‌کشد

تا به حال در جلساتی بوده‌اید که یکی دو نفر کل گفتگو را به دست می‌گیرند؟ آنها با صدایی بلندتر از سایر حضار – از جمله شما- صحبت می‌کنند. تنها چیزی که می‌شنوید افکار، عقاید و موافقت و مخالفت آنهاست. در چنین جلساتی،‌ کارکنانِ ساکت‌تر کاملا از دور خارج می‌شوند. تازه اگر هم بخواهید سعی کنید سایرین را هم به گفتگو بکشید،‌ این افراد دوباره خودشان را وسط می‌اندازند و رشته‌ی کلام را به دست می‌گیرند.
جلسه،‌ در شکل ایده‌آلش، ابزاری برای ایجاد ارزش افزوده است تا همه‌ی کسانی که دعوت شده‌اند صحبت کنند. مگر به خاطر همین آنها را به جلسه دعوت نکرده‌اید؟ پس اگر دیدید که با کنترل پرحرف‌ها مشکل دارید و آنها به جایگاه و مقام شما (چه صریح و چه به صورت ضمنی) احترام نمی‌گذارند،‌ بدانید که در مدیریت خود به قدر کافی قدرتمند و قاطع نبوده‌اید.
البته افراد باید بتوانند صحبت کنند. گفتگوی داغ می‌تواند نشانه‌ای از سلامت تیم باشد، اما همیشه باید کسی در اتاق باشد که قدرت کنترل مسیر گفتگو،‌ حفظ زمان و حرفه‌ای بودن آن را داشته باشد.
________________________________________
: ? نکته برای اینکه جلسه‌های کاری‌تان را بهتر رهبری کنید
________________________________________
?. دائما در حالی میانجی‌گری میان کارکنان‌تان هستید

اینکه رهبری به طور مداوم به میان درگیری‌های کارکنان کشیده شود، آزاردهنده است. در حالت ایده‌آل، کارکنان مثل افراد بالغ مشکلات‌شان را خودشان حل می‌کنند و میانجی‌گری رئیس را فقط برای موقعیت‌های خیلی جدی کنار می‌گذارند. اما اگر مدیر یک تیم یا بخش از سازمان زیادی سازگار باشد،‌ کارکنان به سرعت به این نتیجه می‌رسند که بهتر است مشکلات‌شان را پیش رئیس ببرند تا به جای آنها مسئله را حل و فصل کند. درست مثل بازی‌هایی که بچه‌ّها می‌کنند: «مامان، این منو زد!»
وقتی رهبر به «بی‌شوخی» بودن معروف است، به ندرت کسی او را اینطور به بازی می‌گیرد. اما اگر مدیر به چشم کارکنان زیادی راضی‌شونده یا سازگار باشد، این بازی‌ها زیاد برایش اتفاق می‌افتند.
________________________________________
: چطور هوش هیجانی خود را برای رهبری افزایش دهیم؟
________________________________________
?. بارها با یک مشکل واحد برخورد می‌کنید

روی کره زمین سازمانی وجود ندارد که کارکنانش اشتباه نکنند. هر که خربزه‌ی کسب‌وکار را می‌خورد باید پای لرز اشتباه هم بنشیند. اما اگر دیدید کارمندی یک اشتباه را بارها و بارها تکرار می‌کند، یعنی پیام شما را برای لزوم بهبود خود دریافت نکرده است؛ این هم به نوبه‌ی خود یعنی کارمندان فکر می‌کنند مدیرشان آنقدر مهربان و آسان‌گیر است که آنها دچار عواقب تنبیهی نخواهند شد.
البته منظور این نیست که مدیر باید از آن طرف بام بیفتد و کاری کند که کارمندان مدام به ریسک کار‌های‌شان فکر کنند و ترس از اخراج آنها را فلج کند. این هم به همان اندازه بد است. یک رهبر کارآمد درک می‌کند که خطا غیرقابل اجتناب است، اما یک اشتباه واحد نباید بارها و بارها تکرار شود. کارمندی که خطاهایش را جدی نمی‌گیرد و با جدیت در پی بهبود نیست باید بداند که عواقب کارش چیزی بیشتر از یک نگاه چپ چپِ مدیر خواهد بود.
?. کارکنان‌تان چیزهای جدید یاد نمی‌گیرند

این یکی از بزرگترین آزمون‌های رهبری است: آیا افراد چیزهای جدید یاد می‌گیرند؟ چون اگر اینطور نیست،‌ یعنی که آنها در پی رشد و توسعه نیستند و این ممکن است به خاطر زیادی آسان‌گیرانه بودن سبک مدیریتی شما باشد.
حصول اطمینان از یادگیری افراد کار سختی نیست. ماهی یک بار از اعضاء تیم‌تان بپرسید: «این ماه چی یاد گرفتی که ماه پیش بلد نبودی؟» اگر جوابی نداشتند این بار بپرسید: «خب،‌ ماه دیگه دوست داری چی یاد بگیری؟» یا «سال آینده می‌خوای چه مهارتی رو در خودت پرورش بدی که بتونی به اهدافت برسی؟»
به افراد خود اهداف سختی بدهید که آنها را به چالش بکشد و از محدوده‌ی امن‌شان خارج کند. به آنها نشان بدهید که فکر می‌کنید از عهده‌ی آن چالش برخواهند آمد. جالب اینجا است که اگر از رهبران بپرسید: «شاخص‌ترین هدفی که در زندگی به آن رسیده‌اید چه بوده؟ سخت بوده یا آسان؟» همیشه پاسخ‌شان «سخت» است. با این حال،‌ همین مدیران اهداف زیادی آسانی برای کارمندان‌شان تعریف می‌کنند که دستیابی به آنها آسان و واقع‌گرایانه است و بعد می‌پرسند چرا آنها «بزرگ» نمی‌شوند.
بهترین هدف‌ها آنهایی نیستند که کاملا در محدوده‌ی آسایش شما قرار داشته باشند. بهترین اهداف، مغز شما را فعال کرده و اکثر فعالیت‌های ذهنی، شما را در جهت مثبت هدایت می‌کنند. این‌ها اهدافی هستند که ?? تا ?? درصد خارج از محدوده‌ی آسایش شما قرار دارند. باید بتوانید بعد از دسترسی به این اهداف به عقب نگاه کنید و بگویید: «راستش اصلا مطمئن نبودم بتونم همچین کاری انجام بدم. همینجوری رفتم جلو، ولی کلی چیز یاد گرفتم.»
________________________________________
: ? راهکار برای ایجاد فرهنگ نوآوری در سازمان‌ها
________________________________________
نتیجه‌گیری
شما به عنوان یک رهبر هرگز نباید از تمرکز روی انگیزه‌بخشی و درگیر کردن کارکنان خود دست بکشید. در عین حال باید اطمینان حاصل کنید که تمام پیوندهای عاطفی عمیقی که با کارکنان خود ساخته‌اید و چالش‌هایی که به وجود آورده‌اید، به نتایجی استثنائی و به درد بخور تبدیل شوند. به علائم هشداردهنده توجه کنید. با کارکنان «قاطی» شوید، اما هیچ‌وقت زیادی آسان‌گیر نباشید تا به موفقیت‌های بزرگی برسید.
برگرفته از: forbes.com

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



یکی از بزرگ‌ترین اهداف هر انسان در زندگی، داشتن شغلی مناسب است. شغلی که از طریق آن هم چرخ زندگی بچرخد و هم باعث آرامش و رضایت خاطر فرد شود. هیچ کارمندی دلش نمی‌خواهد دو یا سه ماه پس از آنکه شغلی را به‌دست آورد (آن‌ هم در شرایط امروزی که پیدا کردن شغل مناسب ساده نیست) از خودش بپرسد: «واقعا من اینجا چه می‌کنم؟»

:
وقتی در یک شغل کسل‌کننده گیر افتاده‌ایم چه کنیم؟
معرفی ? شغل جالب آزمونگری محصول در دنیا
ایده گردشگری؛ ?? فرصت شغلی که در صنعت گردشگری انتظارتان را می‌کشند
متأسفانه بسیاری از افراد جویای کار به‌ویژه جوانان، به‌جای آنکه در جست‌وجوی شغل مناسبی باشند، بیشتر به فکر دریافت پیشنهاد شغلی هستند و معمولا بدون توجه به مناسب بودن شغل، به‌سرعت آن را می‌پذیرند. انتخاب شغل نامناسب اشتباهی بسیار رایج است که افراد را چند ماه پس از شروع کار دلسرد می‌کند.
آیا راهی برای جلوگیری از این اشتباه وجود دارد؟
پاسخ مثبت است. خوشبختانه نشانه‌های هشداردهنده‌ای وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند چشم‌تان را باز کنید و حقایق شغل جدید را ببینید. بنابراین اگر با هر یک از نشانه‌های زیر مواجه شدید بلافاصله آن پیشنهاد شغلی را رد کنید.
________________________________________
: آشنایی با عوامل فرسودگی شغلی کارمندان و مسئولیت سازمان در قبال آن
________________________________________

?. فهرست مسئولیت‌ها حالت افزایشی دارد (اما حقوق ثابت است)

فرض کنید برای مصاحبه استخدامی، وظایف و شرح شغل را مطالعه کرده‌اید و اکنون آماده هستید تا به مصاحبه‌کننده توضیح دهید که چگونه صلاحیت‌هایتان با آن وظایف مطابقت دارند، اما هنگامی‌که به صحبت‌های مصاحبه‌کننده در رابطه با سِمت شغلی موردنظرتان گوش می‌دهید، متوجه می‌شوید مسئولیت‌ها تمامی ندارد. قرار است بعدها نیز کارهای اضافی‌ای به شما محول شود که ظاهرا هیچ ارتباطی با کار اصلی ندارند (به‌عنوان مثال، متقاضی شغل منشی‌گری شرکت هستید و مصاحبه‌کننده به شما می‌گوید هر زمانی که نیاز باشد باید پرداخت قبوض منزل شخصی کارفرما را نیز شما انجام دهید) اما حقوق و دستمزد برخلاف مسئولیت‌ها افزایش نمی‌یابد.
اگرچه بیشتر مشاغل طوری هستند که فرد جویای کار باید انتظار شنیدن جمله‌ی «در صورت لزوم ممکن است این وظیفه را هم بعدها به شما محول کنیم» را داشته باشد، اما این وظایف حتما باید قبل از پذیرش شغل به‌طور دقیق برای‌تان توضیح داده شود. آیا این وظایفی که بعدها به شما محول خواهد شد، فرصتی برای کسب مهارت‌های جدید است؟ یا یک فهرست تمام‌نشدنی است که نشان می‌دهد هرگاه نیاز بود باید وظایف مختلفی را که دیگران انجام نمی‌دهند شما انجام بدهید؟ اگر برای انجام این کارهای اضافی به یک موقعیت شغلی کاملا متفاوت

92