اولویت بندی موانع ساختاری – مدیریتی در حمایت مالی در ورزش

مروری بر پیشینه پژوهش

2-18-1 مروری بر تحقیقات انجام شده در داخل کشور

تحقیقات زیادی در زمینه حمایت مالی ورزشی در داخل کشور انجام نشده است هرچند تحقیقات انجام شده قابل توجه و با ارزش هستند که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می­شود.

(الهي و همكارانش،1386) در بررسي موانع توسعه جذب درآمد حاصل از حمايت مالي در صنعت فوتبال ايران موانعی را مورد شناسايي قرار داد كه عبارتند: 1. موانعي كه ريشه در ساختار اقتصادي كل كشور دارند. 2. موانعي كه مرتبط با صنعت فوتبال كشور بودند. 3. موانعي كه مربوط به هماهنگي بين بخشي و بين سازماني بودند.

احساني و همكارانش، (1387) نيز در بررسي علل عدم حمايت اسپانسرها از ورزش بانوان شهر اصفهان عنوان كردند شركت­ها به دليل عدم اطمينان از سرمايه گذاري در بخش ورزش بانوان، عدم دسترسي به اهداف خود و انتقال ضعیف پیام تجاري شركت حاضر به سرمايه گذاري در اين صنعت نمي باشند.

الهی (1387) در رساله دکتری خود با عنوان ” موانع و راهکارهای توسعه اقتصادی صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران ” توسعه سرمایه­گذاری و حمایت مالی ورزشی را به عنوان یکی از مولفه­های اصلی توسعه اقتصادی صنعت فوتبال معرفی می­کند. و موانع آن را بدین گونه ارائه می­کند.

  1. فقدان نظام باز اقتصادی، درون گرایی و عدم آزاد سازی بازار در اقتصاد کل کشور.
  2. مالکیت دولتی بسیاری از شرکت­های تجاری و صنعتی.
  3. مقدار پایین سرمایه­گذاری مستقیم خارجی (FDI) در اقتصاد کشور.
  4. وجود مشکلات قانونی در موضوع حقوق مالکیت معنوی و کپی رایت در کشور.
  5. محیط نا­مطمئن اقتصادی و ریسک بالای سرمایه­گذاری اقتصادی در صنعت فوتبال کشور.
  6. ناشناخته بودن و اعتبار کم علامت تجاری (نشان[1]) باشگاه­ها و لیگ حرفه­ایی در سطح ملی و بین المللی.
  7. کمبود آژانس­های تخصصی بازاریابی ورزشی.
  8. بهره­گیری اندک از متخصصین بازاریابی در نهادهای ذیربط صنعت فوتبال برای جذب حامیان مالی .
  9. عدم تدوین طرح­های استراتژیک و عملیاتی بازاریابی در سطوح مختلف فوتبال.
  10. عدم شفاف سازی اطلاعات مالی و اقتصادی باشگاه­ها، سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال.
  11. رعایت اندک اصول ارتباطی مناسب و برانگیزاننده نهادهای ذیربط صنعت فوتبال با حامیان مالی موجود و بالقوه
  12. برنامه ریزی نامناسب زمانی مسابقات فوتبال
  13. وجود مشکلاتی در زمینه کمیت و کیفیت پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال
  14. عدم پخش تلویزیونی تعداد مناسبی از مسابقات فوتبال لیگ حرفه­ای ایران برای سایر کشورها
  15. شرایط نا­مناسب استادیوم­های محل برگزاری مسابقات برای تحقق اهداف تبلیغاتی شرکت­های حامی مالی.

عامری وهمکاران (1388) در پژوهشی با عنوان موانع جذب حامیان مالی در صنعت ورزش آذربایجان غربی موانع پیش روی حامیان مالی را به چهار دسته تقسیم کرده است.

1- موانع مربوط به جامعه

(عدم حمایت جراید و روزنامه­ها، عدم پوشش رسانه­ای، عدم معافیت­های مالیاتی).

2- موانع درونی شرکت­ها

(وقت گیر بودن، مشکلات ارزشیابی اثر بخشی، عدم اطمینان ازسرمایه­گذاری).

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

3- موانع مربوط به مدیریت ورزش

(كمبود متخصصين بازاريابي ورزشي، عدم بهره گيري از مديران متخصص، ا­نتقال ضعيف پيام تجاري، عدم وجود استانداردهاي مالي و كاري، نبود اماكن و تجهيزات پيشرفته­­ي تبليغات).

4-موانع مربوط به تیم­ها

(عدم محبوبيت تيم­ها، عدم استفاده از بازيكنان و مربيان مشهور).

(جماعت و احسانی،1390) در پژوهشی با عنوان اهداف مستقیم و غیر مستقیم حمایت مالی از ورزش در ایران. اهداف مستقیم شرکت­ها در حمایت مالی را افزایش فروش ذکر کردند. در حالي كه اهداف غيرمستقيم؛ اگرچه در نهايت به افزايش فروش ختم مي­شود، بيشتر بر ايجاد آگاهي و خلق تصوير مطلوب از نشان شركت تمركز دارد.

یزدانی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان تحلیل عاملی موانع حمایت ورزشی شرکت­ها (خصوصی و دولتی) در استان خراسان شمالیپی بردند که موانع حمایت ورزشی شرکت­ها در استان خراسان شمالی به ترتیب سه عامل مدیریتی-تبلیغاتی، اقتصادی- اجتماعی،و ارتباطی – محیطی تشکیل می­دادند.

آزادان و همکاران(1391) در پژوهشی با عنوان بررسي راهكارهاي جذب اسپانسرها در فوتبال حرفه­اي ايران پی بردند که شش عامل (ساختاری- مدیریتی، شرایط تبلیغاتی، مشوق­های حمایتی،بسترسازی حرفه­ای رسانه­ها و خصوصی سازی رسانه­ها) را به عنوان راهکارهای جذب اسپانسر در فوتبال حرفه­ای ایران آشکار ساخت.

حسینی و همکاران در تحقیق خود که در سال 1391 به انجام رسید به بررسی دیدگاه مدیران شرکت های خصوصی درباره حمایت مالی از ورزش به عنوان ابزار بازاریابی پرداختند. آنان با بررسی دیدگاه مدیران ارشد 60 شرکت بزرگ که تا به حال در ورزش سرمایه گذاری نکرده بودند پی بردند که عدم آگاهی مناسب در مورد تاثیرات ورزش بر افزایش محبوبیت شرکت ها، سبب عدم سرمایه گذاری آنان در ورزش شده است.

امیری و همکاران در سال 1391 در تحقیق خود که با هدف  تبیین و اولویت بندی موانع فرا روی خصوصی سازی و مشارکت بخش خصوصی در توسعه ورزش انجام گرفت، پی بردند که از ديدگاه مديران اجرايي، رقابت غيرمستقيم دولت با بخش خصوصي، مقاومت مديران نسبت به كاهش تصدي دولت به سبب وابستگي شان به بخش دولتي، فقدان امنيت سرمايه گذاري در كشور و استفادة دولت از ورزش به عنوان يك ابزار سياسي در زمرة مهمترين موانع مديريتي، فرهنگي – اجتماعي، اقتصادي و سياسي – حقوقي فرا روي خصوصي سازي ورزش در كشور هستند.

بنار و همکاران (1391) در تحقیق به طراحی مدل؛ ملاک های انتخاب حمایت ورزشی در لیگ برتر کشور ایران پرداختند. آنان پس از بررسی نظر مدیران شرکت های حامی در ورزش پی بردند که ماهیت رشته ورزشی بیشترین تاثیر را بر نظر و ایجاد علاقه در بین مدیران شرکت های حامی را دارد.

مردای و همکاران (1392) که با هدف بررسی موانع اقتصادی اثرگذار بر جذب سرمایه گذاری خارجی در صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت پی بردند که موانعی بر پیش روی سرمایه گذاری خارجی جهت سرمایه گذاری می باشد که آنان این موانع را به سه دستة كلي تقسيم كردند: دستة اول موانعي اند كه ريشه در ساختار اقتصادي كشور دارند؛ دستة دوم موانعي كه ريشه در ساختار صنعت ورزش كشور دارند؛ دستة سوم موانعي كه ريشه در ساختار نهادهاي فوتبال دارند. آنان اعلام نمودند که این موانع تاثیر فراونی بر عدم جذب حامیان مالی خارجی را دارد.

امیرتاش و مظفری(1393) در تحقیق خود که با هدف بررسی شرایط و لزوم ورود باشگاه های فوتبال حرفه ای لیگ برتر به بازار سرمایه انجام گرفت پی بردند که باشگاه های فوتبال حرفه ای لیگ برتر تغییرات لازم را در زمینه ساختار مالی و اداری خود برای ورود به بازار سرمایه ایجاد کنند.

[1] Brand