دانلود پایان نامه

• جان هاگستاد (2008)در پژوهش خود با عنوان”تاثیر نظریه انتخاب بر وابستگی روانی”توانست به نتیجه برسد که آموزش مفاهیم نظریه انتخاب در 20 جلسه در برانگیختن کنترل درونی ،انتخاب و هویت ،مسؤولیت به طور معناداری موثر بوده است.
• پترسون وهمکاران(2008) در پژوهشی با عنوان “اثربخشی واقعیت درمانی وآموزش نظریه انتخاب بر مفهوم خود در میان دانشجویان تایوانی” نشان دادند که آموزش این تئوری می تواند به طور معناداری بر افزایش مفهوم خود موثر باشد.گرچه در این میان به تفاوت های فرهنگی نیز اشاره می کنند.
در حوزه تمایز یافتگی
• پژوهش سوزرین (2008) تحت عنوان “تمایزیافتگی پیش گویی منحصر به فرد:اضطراب و افسردگی” بین 146 دانشجو و از طریق پرسشنامه DSI .NEO و به صورت تصادفی انجام شد.یافته ها نشان داد تمایز یافتگی با عوامل شخصیتی در رابطه است و هرچه قدر تمایز یافتگی فرد پایین باشد اضطراب و افسردگی بالا تر می رود.
• پژوهش چانگ و گیل (2008) تحت عنوان ” عملکرد خانواده و تمایز یافتگی:یک بررسی میان فرهنگی” که قصد دارد متغیرهای درجه تمایز یافتگی و عملکرد خانواده را در دو فرهنگ متفاوت کره ای و امریکایی-اروپایی بررسی کند.یافته های اصلی تحقیق بیان می دارد که تمایز یافتگی در کشورهای امریکایی-اروپایی بسیار بیشتر از کره است ولی عملکرد خانواده در کره بیشتر است. این مسأله نشان می دهدکه درمانگران خانواده باید در درمان به مسائل بین فرهنگی توجه کنند.
• پژوهش اپل و همکاران (2007) تحت عنوان “تاثیر مفهوم تمایز یافتگی بوئن در پیش بینی پریشانی روان شناختی افراد 62 سال و بالاتر” نشان داد که سطح تمایز یافتگی افراد با سطوح سازگاری و علائم روان شناختی رابطه مستقیم و معنی داری دارد.که البته این طرح کلی تمام زندگی فرد بوده است.
• پژوهش کروز (2007)تحت عنوان “رابطه بین تمایز یافتگی و سطوح اعتماد ،شرم و گناه در روابط صمیمانه”به بررسی رابطه چهار مولفه تمایز یافتگی با سه سطح اعتماد بر روی 116 نفر(91 زن،25 مرد) پرداخته و نشان داده است که هرچه تمایز یافتگی بالاتر باشد سطوح اعتماد بالاتر و شرم ،گناه پایین تر می آید. در نهایت تلفیق این سه متغیر ها می تواند بر روی روابط صمیمانه موثر باشد.
• پژوهش پلگ وهمکاران (2006) تحت عنوان “تمایز یافتگی مادر واضطراب جدایی کودک ، سازگاری در کودکستان ” بر روی 38 کودک و 38 مادر به صورت خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. تمام کودکان ،فرزندان ژنتیکی خانواده بودند و در کنار والدین بزرگ می شدند.تحقیقات نشان داد تمایز یافتگی مادر با اضطراب جدایی کودک همبستگی منفی دارد یعنی هرچه قدر تمایز مادر کمتر باشد ،سطح اضطراب جدایی کودک بیشتر است.این مسأله بیشتر از همه در مولفه چسبندگی عاطفی نشان داده شده است.در واقع می توان نتیجه گرفت میزان تمایز یافتگی مادر میتواند سطح اضطراب ،سازگاری و مشکلات روان شناختی کودک را پیش بینی کند.
• پژوهش مک کولوگ (2005) تحت عنوان”هویت نژادی،تمایز یافتگی و رضایت زناشویی در امریکای لاتین” بر روی 210 زوج لاتین تبار مقیم ایالات متحده به صورت تصادفی انجام شده است.نتایج نشان داد که تمایز یافتگی،ارتباط مستقیم و معنی داری بر رضایت زناشویی دارد.البته بالا بودن معیارهویت نژادی نیز از یافته ها حمایت می کند.این تحقیق نشام می دهد که هویت نژادی( قومی) می تواند بر تمایز یافتگی و نوع مطلوب رضایت زناشویی موثر باشد. اینکه این زوجین در خانواده و فرهنگ شان چه مقدار از تمایز یافتگی مطلوب است مطمئنا بر سازگاری و رضایت زناشویی موثر است.
• پژوهش کیم (2005) تحت عنوان “تمایز یافتگی،درک تعارضات خانوادگی و ارزش های فر هنگی بین دانشجویان امریکایی-آسیایی” به بررسی تاثیر مستقیم و غیر مستقیم تمایز یافتگی بر درک تعارضات خانوادگی پرداخته است.بدین منظور 200 نفر از میان جمعیت دانشجویان امریکایی-آسیایی کالج تصادفی انتخاب شدند .نتایج نشان داد هرچه شاخص تمایز یافتگی بالاترباشد تعارضات زناشویی پایین تر است.اما در میان جمعیت آسیایی ارزش های خانوادگی-فرهنگی موثر بوده است.
• پژوهش پاپکو (2004) تحت عنوان “تمایز یافتگی وسنجش اضطراب در بزرگسالان ” بر روی 334 دانش آموز دختر و پسر 12-13 سال انجام شده است.یافته ها نشان داد سطح بالای تمایز یافتگی همبستگی منفی با سطوح اضطراب دارد.محقق تاکید می کند که اضطراب آغاز اختلالات مزمن و عمکرد شناختی معیوب است
• پژوهش گاش و کنستانتین (2003) تحت عنوان” بررسی فرد گرایی،جمع گرایی و تمایز یافتگی در زنان دانشجو امریکایی-افریقایی” که بر روی 123 زن دانشجوی امریکایی-افریقایی انجام شد؛نشان داد که ارزش های افریقایی هویت فرد را در هویت جمعی می بیند و افزایش فرد گرایی با افزایش مولفه موقعیت من ،جمع گرایی با کاهش مولفه واکنش عاطفی همراه است
• نتایج پژوهش پوپکو (2002) تحت عنوان ” نظریه بوئن:پژوهشی بر تمایز یافتگی،اضطراب اجتماعی و علائم روان شناختی” نشان داد که تمایز یافتگی با اضطراب اجتماعی وعلائم روان شناختی رابطه منفی معناداری دارد بدین معنا که هرچه تمایز یافتگی پایین تر باشد علائم روان شناختی و اضطراب اجتماعی بالا تر می رود.
• نتایج پژوهش جاکوز (2002) تحت عنوان “رابطه بین تمایز یافتگی و تغییر توا نایی رهبری از طریق تمرکز بر هوش هیجانی ” بیان می دارد که تمایز یافتگی با توانایی رهبری رابطه مستقیم و معنادار دارد. ویژگی رهبری ابتدا از خانواده اصلی گرفته شده، با محیط تلفیق می شود .در واقع سطوح تمایز یافتگی می تواند پیش بینی کننده توانایی رهبری باشد، هوش هیجانی پلی میان این دو است..نتایج پژوهش به صورت بسیار جالب نشان می دهد که رهبری موثر و هوش هیجانی دارای ریشه های عمیق تا خانواده اصلی است.