دانلود پایان نامه

ارکان تعهد به ضرر ثالث

منظور از ارکان، آن چیزی است که مقوّم این نوع تعهد است و در صورتی که یکی از آنها محقق نباشد یا اساساً تعهدی ایجاد نشده یا در صورت ایجاد، ماهیت تعهد، تبدیل به تعهد یا معاملۀ دیگری خواهد شد. بنابراین جهت شناسایی این نوع تعهد، ضروری است ارکان آن مورد بررسی قرار گیرد.

ارکان تعهد به فعل ثالث یا تعهد به ضرر ثالث عبارتند از: الف. ایجاد تعهد از سوی متعهد به نام خود باشد نه به نام ثالثه، ب. ایجاد تعهد برای خود متعهد باشد نه برای ثالث و ج. همچنین تعهد متعهد از نوع تعهد به انجام کار باشد.

2-4-1- ایجاد تعهد به وسیله متعهد

یکی از ارکان ایجاد تعهد به ضرر ثالث این است که متعهد به اسم خودش تعهد کرده و تعهد او به اسم ثالثی که تعهدی برای او شود فرض نمی گردد. از اینجاست که تفاوت بین متعهد به ضرر ثالث و وکالت و عمل فضولی مشخص می شود. در وکالت، وکیل به نام اصیل عمل می کند و بنابراین تأثیر عقد نیز به سوی اصیل منصرف می شود نه وکیل. همچنین در عمل فضولی، شخص فضول به اسم بهترین عمل و برای مصلحت اصیل عمل می کند و پس از تنفیذ مالک، اوست که به قرارداد ملزم و پایبند می شود نه فضول.  اما در تعهد به ضرر ثالث متعهد به نام خودش عمل می کند و اثر عقد نیز به سوی او منصرف می شود(السنهوری: پیشین، ج1، 557).

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-4-2- ایجاد تعهد برای متعهد

متعهد به فعل و ضرر ثالث، تعهد را برای خودش ایجاد می کند نه شخص ثالث. از آنجایی که طرفین متعاملین می توانند عقدی منعقد نمایند و تعهدی برای ثالث را ضمن آن بیاورند و یا اینکه تعهد به فعل ثالث را یکی از دو عوض اصلی عقد قرار دهند، بنابراین با توجه به مادۀ 768 و 196 قانون مدنی، طرفین باید قصد و ارادۀ تعهد به فعل ثالث را داشته باشند. در تعهد به ضرر ثالث، شخص متعهد خودش را به انجام تعهد ملزم می کند نه اینکه با انعقاد تعهد با متعهد له شخص ثالث را ملزم کند. بنابراین زمانی که متعهد تعهدی را به اسم خودش منعقد نماید ولی الزام ثالث را در آن تعهد اراده کند عقد به دلیل جابه جایی و انتقال متعهد باطل است، زیرا ممکن نیست که قانونا بتوان شخص دیگری را که به موجب عقد طرف عقد نبوده ملتزم نمود. التزام ثالث به موجب عقد متعهد ایجاد نمی شود بلکه به انعقاد عقد دیگری با تنفیذ بعدی ثالث نیاز خواهد بود. در اینجا مشخص می شود که تعهد به ضرر ثالث با قاعدۀ «عدم تاثیر عقد نسبت به شخص ثالث» مطابقت دارد. بنابراین نتیجه می شود که تعهد به ضرر ثالث، ثالث را ملزم نمی کند بلکه فقط متعاقدین به موجب آن ملزم می شوند. قصد متعهد در الزام کردن خودش گاهی به صورت صریح و گاهی به صورت ضمنی ایجاد می شود. زمانی که قصد او صریح باشد دیگر نیاز به الفاظ شکلی که تعهد از آن تعبیر شود، نیست و لفظی که مقصود و معنی الزام را برساند کافی است. گاهی نیز قصد متعهد به صورت ضمنی بیان می شود و شرایط جزئی را در تعهد ایجاد می نماید. اگر ثالث تعهد را اجازه نکرد بدین معناست که متعهد خودش را به انجام تعهد ملزم کرده است. زمانی که متعهد تعهدی را برای ثالثی ایجاد کرده باشد و به صراحت قصد الزام خودش را ذکر نکرده باشد، لازم است که این قصد از آن عقد به صورت ضمنی تفهیم شود. زیرا اگر قصد او به الزام ثالث باشد، عقد باطل است و بکار بردن آن قصد بهتر از مهمل گذاردن آن است. هرگاه در قصد متعاقدین شک شود که آیا منظور آنها ایجاد التزام بر شخص ثالث یا التزام متعهد می باشد، اگر فرض شود که قصد متعهد در عقد الزام بر ثالث بوده، بنابراین عقد نیز باطل خواهد شد( کاتوزیان: پیشین، 176-177).

2-4-3- نوع تعهد متعهد

تعهد متعهد از قبیل تعهد به انجام کار است، یعنی تعهد او بنا به مورد راضی کردن ثالث به قبول یا انجام تعهد است. بنابراین تعهد متعهد، فقط «راضی کردن ثالث» است نه اینکه متعهد تعهد کند که خود فعل مورد تعهد را انجام دهد. حداکثر چیزی که او تعهد می کند این است که انجام فعل را از سوی ثالث پس از قبول وی تضمین نماید. با این رکن، تعهد به ضرر ثالث از قراردادهایی که موضوع آنها انتقال عین یا منافع مال، نقل یا ضم ذمه به ذمه، دادن مال به دیگری و غیره می باشد، متمایز می گردد( محمدی: 1386، 274).