ارزیابی ارتباط بین احساس پیوستگی و نارسایی هیجانی با شادکامی

فرضیه دوم: ابعاد احساس پیوستگی قادر به پیش بینی شادکامی دانش­آموزان می باشد.

همانطور که درجدول 4-4 مشاهده می­شود ضریب همبستگی چندگانه برابر با 33/0 = R و ضریب تعیین به­دست­آمده برابر با 11 /0=R2 می­باشد. این امر بیانگر این است که ابعاد احساس پیوستگی جمعاً حدود 11 درصد از تغییرات شادکامی را پیش­بینی می­کنند. همچنین، با توجه به سطح معناداری و بتا می­توان پی برد که بعدهای کنترل پذیری و قابل درک بودن درسطح 05/0 p≤ به طور مثبت دارای قدرت پیش بینی معنادار برای متغیر شادکامی می­باشد.

این یافته با یافته­های پژوهش گلدمن (1995)، پلانت و لی (2002) و شریف و آقایوسفی (1389) به طور نسبی همسو می­باشد.

در تبیین این یافته می­توان گفت که کنترل­پذیری، احساس دارا بودن منابع مورد نیاز برای حل مشکل و مبارزه با استرس ها را منعکس می­کند و همچنین بیانگر کنترل و تسلط بر فرایندهای زندگی می­باشد و سبب می­شود که فرد زندگی را خوب، معقولانه و مطابق با انتظارش تصور کند، در این صورت فرد از زندگی کردن احساس مطبوع و دلپذیر دارد و با تسلی خاطر و اعتماد به نفس به انجام فعالیت­ها می­پردازد و نسبت به زندگی احساسات مثبت خواهد داشت. بنابراین در این صورت فرد با شور و نشاط بیشتری زندگی خواهد کرد، بنابراین می­توان گفت که کنترل پذیری نیز می­تواند شادکامی را در دانش­آموزان پیش بینی کند. همچنین در تبیین این یافته که قابل درک بودن شادکامی را پیش بینی می­کند، می­توان گفت، فردی که به خوبی حس قابلیت درک و فهم در او پرورش یافته است رویدادها را به گونه ای برداشت می کند که در آینده قابل تفسیر و پیش بینی یا به عنوان رویدادی دارای نظم و سازمان دهی و توضیح پذیر می داند حتی هنگامی که آنها غیر قابل پیش بینی هستند (آنتونوسکی، 1987). به عبارت دیگر فرد با حس قوی قابلیت درک و فهم قادر است تا رویدادهای در جهان اطراف خود را منطقی و معقول سازد و بنابراین بهتر با چالشهای پیش رویش مواجه می شود و بر آنها غلبه می کند، از این لحاظ این افراد از بهداشت و سلامت روان بالایی برخوردار خواهند بود و ثبات خلقی و هیجانی و آرامش بیشتری خواهند داشت، با توجه به تعاریف و مفاهیم زیربنایی شادکامی که افراد شادکام از هیجانات منفی، از جمله افسردگی و اضطراب دوری می­کنند و به دنبال کسب روابط مثبت و صمیمانه با دیگران هستند (آرگیل و همکاران، 1995) قابل توجیه است که بیان کرد پرورش حس درک و فهم در دانش­آموزان شادکامی آنها را پیش­بینی خواهد کرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

فرضیه سوم: ابعاد نارسایی هیجانی قادر به پیش بینی شادکامی دانش­آموزان می باشد.

همانطور که درجدول 4-5 مشاهده می­شود ضریب همبستگی چندگانه برابر با 46/0 = R و ضریب تعیین به­دست­آمده برابر با 21 /0=R2 می­باشد. این امر بیانگر این است که ابعاد نارسایی هیجانی جمعاً حدود 21 درصد از تغییرات شادکامی را پیش­بینی می­کنند. همچنین، با توجه به سطح معناداری و بتا می­توان پی برد که بعد ناتوانی در شناسایی هیجانات درسطح 05/0 p≤ به طور منفی دارای قدرت پیش بینی معنادار برای متغیر شادکامی می­باشد.

این یافته با یافته­های پژوهش پالمر و همکاران (2002)، سالمینن و همکاران (2002)، ماتبلد و همکاران (2007) و واینری و همکاران (1985) به طور نسبی همسو می­باشد.

در تبیین این یافته می­توان ناتوانی در شناسایی هیجانات به عنوان یکی از علایم مشکلات هیجانی؛ مانع تفکر انتزاعی و باعث کاهش یادآوری رؤیاها، دشواری در تمایز بین حالت‌های هیجانی و حس‌های بدنی، فقدان جلوه‌های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خودآگاهی می‌شود (تیلور و بگبی، 2000) و سبب می­شود فرد در بازشناسی هیجان‌ها و توصیف احساس‌های خود مشکل داشته­باشد و از قدرت تجسم محدودی برخوردار باشد. در این شرایط این امکان وجود دارد که فرد دچار مشکلات روانشناختی شود همچنانکه پژوهش لی و همکاران (2007) نشان داد که میان ناتوانی در شناسایی هیجانات و مشکلات مختلف روانی رابطه مثبت وجود دارد. وقتی مشکلات روانشناختی برای فرد بوجود می­آید، مقدار ارزش مثبتي كه يك فرد براي خود قايل مي شود، کاهش می­یابد. با کاهش ارزش­های مثبت روحیه نشاط و سرزندگی در فرد کم­رنگ خواهد شد، بنابراین قابل توجیه است که گفته شود ناتوانی در شناسایی هیجانات، شادکامی را به صورت منفی پیش­بینی می­کند. همچنین در تبیین این یافته که نارسایی هیجانی، شادکامی را به صورت منفی پیش­بینی می­کند، می­توان گفت که نارسایی هیجانی سبب آشفتگی در کنش‌های عاطفی و شناختی می­شود و اینکه افراد مبتلا به نارسایی هیجانی در بازشناسی، آشکارسازی، پردازش و تنظیم هیجان‌ها با دشواری‌هایی مواجه‌اند که این مشکل در شناسایی و تنظیم هیجانات سبب می­شود فرد از لحاظ خلقی و رفتاری با تنش روبرو گردد همچنانچه که شاهقلیان و همکاران (1386) نشان دادند، نارسایی هیجانی با سلامت عمومی پایین رابطه مثبت دارد. بنابراین نارسایی هیجانی زمینه اختلالات روانی، هیجانات منفی و اضطراب در فرد بوجود می­آورد، در صورتی که سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از: هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب (امیدیان، 1386). به عبارت دیگر می­توان گفت که نارسایی هیجانی شادکامی را به صورت منفی پیش­بینی می­کند.

 

بالا