ارزیابی ارتباط احساس پیوستگی با شادکامی

این یافته با یافته­های پژوهش پالمر و همکاران (2002)، سالمینن و همکاران (2002)، ماتبلد و همکاران (2007) و واینری و همکاران (1985)، دراگست و همکاران (2009)، شریف و آقایوسفی (1389) همخوانی دارد.

در تبیین این یافته می­توان گفت احساس پيوستگي باعث مي­شود فرد تحريكات دروني و بيروني دريافت شده را در زندگي سازمان­يافته­تر، قابل پيش­بيني­تر و توضيح پذيرتر درك نمايد. احساس پيوستگي باعث مي­شود فرد بتواند هيجانات و رويدادهايي كه در زندگي متحمل مي­شود را بهتر درك كرده و آنها را قبول نمايد. لذا احساس پيوستگي منجر به ايجاد اعتماد به نفس در اين افراد شده و در نتيجه نشاط و آرامش آنها را بالا مي­برد. همچنانچه که شواهد پژوهشي بیانگر این است افرادي كه احساس پيوستگي بيشتري دارند، از لحاظ جسماني سالمتر و استرس و اضطراب كمتري تجربه می­کنند و در زندگی از نشاط بالاتری برخوردار هستند (جوکاما، 2007، بیدرمن و فاران، 2005). از این رو احساس پیوستگی می­تواند شادکامی را به صورت قوی پیش بینی کند. همچنن افراد با احساس پیوستگی بالا زندگی را از لحاظ احساسی معقول و قابل درک می­دانند و نگاه مثبتی نسبت به مشکلات و نیازهای  زندگی دارند، بنابراین در این صورت چالش­های زندگی به جای اینکه باری بر دوش فرد باشند خوشایند هستند که فرد ترجیح می دهد بیشتر با آنها مواجه شود. به عبارت دیگر فردی با حس بالای هدفمندی مشتاق خواهد بود با چالش­ها دست و پنجه نرم کند و در رویدادها با تجربیات در جستجوی معنی و هدف است و برای تسلط بر آنها با متانت و بزرگ منشی بهترین کار را انجام خواهد داد (آنتونوسکی 1987) لذا در این صورت فرد نیز از زندگی کردن لذت خواهد برد و در نتیجه ارزش­های مثبت و نشاط بیشتری را تجربه خواهد نمود. نارسایی هیجانی به معنی درماندگی است و مانع تنظیم هیجانات شده و از این طریق سازگاری موفقیت‌آمیز را مشکل می‌سازد، بنابراین بیشتر زندگی را با تنش مواجه می­سازد، لذا قدرت پیش­بینی کمتری برای شادکامی دارد.

 

5-3 محدوديت‏هاي تحقيق

5-3-1 محدوديت­هاي در اختيار محقق:

1- نتايج اين پژوهش محدود به دانش­آموزان دوره دوم متوسطه منطقه درودزن مي‏باشد، لذا در تعميم نتايج حاصل به ساير شهرها و مقاطع تحصیلی بايد احتياط نمود.

  • محدوديت در تفسير و تعميم نتايج به دليل محدود بودن ابزار مورد استفاده (پرسشنامه)

 

5-3-2 محدوديت­هاي خارج از اختيار محقق:

  • عدم همکاري مناسب از سوي برخي از آزمودنی ها که جزء نمونه آماري پژوهش بودند.
  • عدم کنترل تفاوت­هاي اجتماعی و فرهنگي آزمودنی­ها
  • طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و طرح های همبستگی محدودیت هایی دارند و با استفاده از آنها نمی توان استنباط علی نمود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

5-4 پیشنهادات کاربردی:

  • با توجه به رابطه مثبت بین احساس پیوستگی با شادکامی پیشنهاد می­گردد که با برگزاری کارگاه­ها و دوره­های آموزشی معلمان را با راهکارهای تقویت احساس پیوستگی در دانش­آموزان آشنا کنند تا معلمان با ارائه این راهکارها در مدارس زمینه بهداشت روان و شادکامی دانش­آموزان را فراهم کنند.
  • با توجه به رابطه منفی بین نارسایی هیجانی با شادکامی پیشنهاد می­گردد که با آموزش­های روانشناختی در مدارس و کلینیک­های روان­شناختی مشکلات دانش­آموزان دارای نشانه­های نارسایی هیجانی را کاهش و از این طریق زمینه شادکامی و بهداشت روان آنها را افزایش داد.
  • با توجه به نتایج پژوهش حاضر ضرورت آموزش راه­های شاد زیستن و توجه به روانشناسی مثبت­نگر در دانش­آموزان و معلمان توصیه می­گردد.