ارتباط مقاومت عاطفی و مقاومت شناختی کارکنان

ادراك سیاست سازمانی و مقاومت در برابر تغییر

به کنشهاي منفی یا مثبتی که جزئی از شغل محسوب نمیشوند و سازمان آنها را رسماً مجاز نمیداند (رفتارهاي نامصوب)[1]، و چه بسا براي اهداف سازمان یا منافع دیگران در سازمان زیانبار باشند، رفتارهاي سیاسی گفته میشود. رفتارهاي سیاسی ذاتاً در پی کسب ادراك سیاست سازمانی، , منافع شخصی انجام میشوند . محصول تفسیر سیاسی عدهاي از اعضاي سازمان از رفتارهاي دیگران، رویدادهاي سازمان و محیط کاري است؛ کسانی که خود نیز اهل سیاست بازي اند . (هادوی نژاد و همکاران، 1388، ص 128)

2-2-21 ادراك سیاست سازمانی و مقاومت شناختی کارکنان در برابر تغییر

با علم به اینکه ادراك فرآیندي است که در آن افراد به منظور معنابخشی به محیط پیرامون خود، به

سازماندهی و تفسیر دریافتهاي حسی خود اقدام میکنند و اینکه تفسیر محرکهاي محیطی جز در پرتو طرحوارهها صورت نمیپذیرد، کسی که ادراك سیاست سازمانی بالایی دارد، تحت تأثیر طرحواره هایش به این نتیجه رسیده است که رفتارها، رویدادها و محیط سازمانی پیش روي او بسیار سیاست زده است؛ به این معنا که در نظر چنین فردي، قافله منفعت طلبی اعضاي سازمان شتابان طی طریق میکند، به نحوي که هر یک از اعضا به شدت در پی منافع شخصی خود ره میپوید. در چارچوب نگاه سیاسی به مقوله تغییر، منشأ هرگونه تغییري در سازمان، تلاش براي کسب منافع شخصی یا گروهی است؛ گو اینکه تغییر ماهیتی منفعت طلبانه و سودجویانه دارد بر پایۀ چنین اندیشهاي، اساساً سازمان با منابع محدود و کمیاب مواجه است، و همۀ افراد و گروهها در پی رقابت بر سر این منابع دائماً با یکدیگر در حال منازعه اند. (همان)

بر این اساس کسی که ادراك سیاست سازمانی بالایی دارد، منافع خود را از منابع محدود سازمان در اثر اعمال تغییر در خطر میبیند، زیرا بر حسب تعریف پیشگفته از ادراك سیاست سازمانی، تفسیر او از محرکهاي محیطی تفسیري سیاسی است و چنین میپندارد که عاملان تغییر در پی منافع شخصی یا گروهی خود عمل میکنند و این به معناي کاسته شدن از سهم وي از منابع محدود سازمان است؛ به همین سبب، چنین فردي از اعمال تغییر اکراه دارد و نسبت به آن بیمیل است؛ در نتیجه مقاومت شناختی او بیشتر از کسی خواهد بود که ادراك سیاست سازمانی کمتري دارد. (همان، ص 130)

2-2-22 ادراك سیاست سازمانی و مقاومت هیجانی کارکنان در برابر تغییر:

پژوهشها از رابطه مثبت معنادار بین ادراك سیاست سازمانی و فشار روانی توسط کارکنان حکایت دارند.فشار روانی، واکنشی هیجانی از قبیل ترس یا اضطراب است و زمانی پدید میآید که فرد با موقعیت تهدید ک کنندهاي براي وضعیت فیزیکی یا روانشناختی خود مواجهه میشود و نمیتواند از عهده مدیریت آن برآید.

وقتی کارکنان محیط کاري را سیاسی ادراك میکنند، منافع خود را از ناحیه دیگر بازیگران فعال سیاسی در خطر میبینند، و در نتیجه این تهدید میتواند موجب ایجاد فشار روانی در آنها شود. فشار روانی با خود تحلیل رفتگی [2] را به دنبال دارد؛ وضعیتی که در آن فرد احساسات مثبت خود را از دست می دهد و دچار آمیزهاي از نگرشهاي منفی میشود از جمله پیامدهاي تحلیل رفتگی، ناکامی است. هریس، جیمز و بونتانوم(2005) در پژوهش خود نشان دادند که به طور کلی رابطه مثبت معناداري بین ادراك سیاست سازمانی و فشارهاي شغلی [3] که کارکنان تحمل میکنند وجود دارد. فشارهاي شغلی، واکنشهاي روانشناختی کارکنان به عوامل موجد فشار روانی هستند، که از جمله آنها میتوان به اضطراب، تنش و ناکامی اشاره کرد. (همان، ص 131)

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-2-23 ادراك سیاست سازمانی و مقاومت رفتاري کارکنان در برابر تغییر

 همانطور که بیان شد ادراك سیاست سازمانی از سوي کارکنان، رابطه مثبتی با ناکامی ایشان دارد. ناکامی میتواند با خود پیامدهاي رفتاري خاصی به دنبال داشته باشد: تثبیت [4] ، رفتار پرخاشگرانه[5]، رفتار واپسگرایانه[6]، دلیل تراشی [7] و بیتفاوتی[8] بر اساس پدیده رفتاري تثبیت، فرد رفتارهایی را که از سر عادت انجام میداده است ثابت نگه میدارد و از پذیرش رفتارهاي جدید دوري میگزیند. یکی از عوارضتثبیت، امتناع لجوجانه از پذیرش تغییر است. گاه ناکامی به صورت رفتار پرخاشگرانه  ظهور مییابد؛ در چنین حالتی فرد ناکام یا مستقیماً اعمال ک کننده تغییر را مورد غضب خود قرار میدهد، یا اگر نتوانست به کسانی پرخاش میکند که از اهانت به ایشان واهمه­اي ندارد.

از دیگر پیامدهاي ناکامی، رفتارهاي واپسگرایانه است؛ این رفتارها به صورت رفتارهاي بچگانه مثل مشت کوبیدن روي میز بروز مییابند .برخی اوقات ممکن است دلیل­تراشی  ، پیامد دیگر ناکامی باشد، به این ترتیب که فرد از این جهت که تغییر اعمال شده است و او نتوانسته مانع آن شود، عذر و بهانه میآورد. گاه نیز ممکن است فرد ناکام به این نتیجه برسد که مقاومت او، تغییري به همراه نخواهد داشت؛ لذا سر تسلیم فرود میآورد و بیتفاوتی میکند. شکی نیست که از میان پیامدهاي رفتاري ناکامی، تثبیت و رفتار پرخاشگرانه صبغۀ مقاومت آلود دارند؛ همچنین رفتاري مانند بیتفاوتی، خالی از مقاومت است.  (هادوی نژاد و همکاران، 1388، ص 132)

[1] non-sanctioned behaviors

[2] burnout

[3] job strains

[4] Fixation

[5] aggressive behaviors

[6] regressive behaviors

[7] rationalization

[8] apathy