مقالات

، کعب، کعبالاحبار، اهلکتاب، ابوهریره

دانلود پایان نامه

آوردند.
از جمله افراد گروه سوم عبداللهبنسلام است که او فردی یهودی بوده، و زیادی اطلاعات خود نسبت به دین قبلیش را از جمله افتخارات خود میداند. علمای رجالی و امیرالمومنین( وثاقت او را تصدیق نکردهاند.
با بررسی مجموع روایات رسیده در مورد ابوهریره میتوان گفت او شخصیت لازم برای اعتماد و اخذ حدیث را نداشته است؛ چرا که هدف اصلی از اسلام آوردن او سیر کردنِ شکمش بوده است، که ریشهای از تفکر و تعقل در آن دیده نمیشود. او فردی منفعت طلب بود که نماز را پشت حضرت علی( میخواند و غذا را بر سر سفره معاویه. به نظر چند عامل اساسی، اسباب طرد ابوهریره از ردیف راویان ثقه را فراهم آورد که عبارتند از:
در مورد زیدبنثابت اینطور میتوان گفت که او یهودیزادهای است که در بین مسلمانان جا باز کرد؛ او با جلبِ اعتماد مردمِ کم سوادِ مسلمان، خود را تبدیل به مرجعی برای پاسخگویی به سوالات ایشان نمود برخی صحابه به امثال زید اعتماد کرده و نصیحتهای پیامبر( مبنی بر عدم مراجعه به اهلکتاب را از یاد بردند و سوالات دینی خود را از آنها جویا میشدند و جوابی را که میشنیدند، حق فرض میکردند.
عبداللّهبنعمروبنعاص هم ذیل همین گروه بررسی شد. او با آنکه مسلمان شده بود تفکری یهودی داشت، این یهودی بودن در مجموع روایات به جا مانده از او آشکار است. او به مجموعه اطلاعات خود که از کتب اهلکتاب داشت بسیار میبالید. عملکرد او بعد از پیامبر( نشان از علاقمندی او به مباحث اهلکتاب و گسترش آن می باشد.
شواهد و قرائن دال بر ارتباطات با اهل کتاب از منابع اهل سنت
شواهد مراجعات صحابه به اهل کتاب و تأثیر گذاری تازهمسلمانان از مسند احمد، موطأ مالک، صحاح سته
در این فصل به بررسی شواهد موجود در کتابهای اهل سنت خواهیم پرداخت و سعی در مقایسه این شواهد با ادعای علمای معاصر اهل سنت را داریم. چند محور برای انتخاب شواهد مد نظر بوده است اول آنکه شاهد مدنظر، شامل پرسش یا گفتگویی باشد، دوم اینکه این سوال یا گفتگو بین یک صحابی پیامبر( با یکی از اهلکتاب یا بین دو تن از سابقینِ اهلکتاب صورت گرفته باشد، و سوم اینکه، این گفتگو به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با اعتقادات مسلمانان در ارتباط باشد؛ بعد از پیدا کردن شواهد سعی به بررسی محتوای سوال و دسته بندی آن داشتهایم، با این کار تشخیص درجهی اهمیت روایات به سهولت قابل اندازهگیری خواهد بود.
ابتدا به بررسی کتابهای اصلی اهلسنت یعنی همان صحاح سته به علاوه موطأ مالک و مسند حنبل میپردازیم؛ کتابها بر اساس سال وفات نویسند، به شرح ذیل است:
موطأ مالک (179ق) بیست و دو شاهد؛ مسند احمدبنحنبل (241ق) یک شاهد؛ صحیح بخاری (256ق) شاهدی نداشت؛ صحیح مسلم (261ق)یک شاهد؛ سنن ابن ماجه (273ق) شاهدی نداشت؛ سنن ترمذی (279ق) یک شاهد؛ سنن نسایی(405ق) شاهدی نداشت.
که بر اساس محتوای سوالات مطرح شده آنها را در دستههای ذیل جای دادیم.
. سوالات حاوی حکم از اهلکتاب
. سوالات تفسیری از اهلکتاب
. سوالات صحابه از اهلکتاب
سوالاتی حاوی حکم از اهلکتاب
این گروه، مجموع شواهدی را شامل میشود که در بردارندهی حکمی شرعی، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم است، این سوالات از افرادی چون ابوهریره،274عمروبنعاص275و زیدبنثابت که در فصل قبل به آنها اشاره شد، پرسیده شده است. در ادامه سوالات بر اساس نام افراد فوق عنوانبندی می شود.
کعبالاحبار
شواهدی که بر پرسیدن سوال از کعبالاحبار دلالت میکند.
مالک در کتاب خود از همسفری عدهای از صحابه با کعبالاحبار نقل میکند که در آن سفر، مقداری گوشت شکار مییابند، کعب بدون اینکه مورد پرسش قرار بگیرد فتوا به خوردن آن میدهد؛ صحابه نیز بدون کمترین مخالفتی به فتوای او عمل میکنند اما به محض رسیدن به مدینه شرح ما وقع را برای عمربنخطاب بیان کرده و عمر در تأیید کعب به صحابه میگوید که من او را تا برگشتنتان به مدینه بر شما امیر کردم.276
فتوای کعب به صحابه و تأیید آن توسط خلیفهی مسلمانان، آنهم در امور عملی، قابل تأمل است. آیا در این دوره بیم اختلاط از بین رفته است؟ بخصوص زمانی که مفتی، دلیلی برای دستور العمل خود ذکر نمیکند.
در جایی دیگر میخوانیم ابیبصرهغفاری277 سوالی را از ابوهریره پرسیده ولی در جواب ابوهریره شک میکند، برای برطرف کردن شک خود، سوال را در مجلسی از عبداللهبنسلام میپرسد که از قضا کعبالاحبار هم در آنجا حضور دارد؛ مجلس به گونهای میشود که عبداللهبنسلام، کعب را دروغگو خطاب میکند، اما با خواندن تورات برای عبداللهبنسلام او به اشتباه خود پیبرده و کعب را راستگو میخواند.278
نکته حائز اهمیت در گزارش فوق، بعد از مراجعهی یک صحابی به اهلکتاب، اینجاست که در محضر او اختلاف را با باز کردن تورات حل میکنند و کمترین اعتراضی از جانب او در ادامه ماجرا ثبت نشده است؛ چیزی که موافقان مراجعه به اهلکتاب، خلاف آن را ادعا کردهاند. چگونه اهلکتاب جرأت پیدا کرده و در بین مسلمانان کتاب خود را معیار حل اختلافات قرار دادهاند؟ بیش از آن حیرت از مالک است که بدون کمترین نقدی این مطالب را درکتاب خود آورده است.
ابوهریره
در این قسمت نمونهای از اقوال ابوهریره میآید.
از ابوهریره پرسیدند بعد از نماز واجب چه نمازی افضل است؟ و بعد از روزه ماه مبارک رمضان چه روزهای فضیلت دارد؟ او گفت: بعد از نماز واجب، نمازی که در دل شب خوانده میشود، و بعد از روزه در ماه رمضان، روزهای که در محرم گرفته میشود، افضل است.279
در روایتی دیگر ابوهریره دربارهی لباس نمازگزار مورد سوال قرار میگیرد و نسبت به این سوال، عملکرد خودش هم مورد پرسش قرار میگیرد.280
آیا این نوعی گرفتن دستور عملی نیست؟ آیا گرفتن دستور از شخصی چون ابوهریره جای شگفتی ندارد؟
در موارد متعدد ابوهریره و ابنعباس در مورد مردی که همسرش را قبل از ازداواج سه طلاقه کرده است مورد سوال قرار میگیرند، در یکی از این گزارشها با کمال تعجب شاهد هستیم، ابوهریره نظر خود را به صورت کامل میگوید و ابنعباس به گفتن جملهی «نظر من هم همین است» اکتفا میکند.
با دقت به محتوای سوالات مطرح شده میتوان فهمید، که سوال حکمی را در بر دارد.
در ادامه سوالی با مضمون سه طلاقه کردن از عمروبنعاص پرسیده میشود، شخص بدون اعتراضی پاسخ خود را دریافت میکند. در جایی دیگر این سوال را شخصی از زیدبنثابت میپرسد و پاسخ میگیرد. 281لازم به تذکر است این افراد در ارتباط عمیق با کعبالاحبار بودند.
حکم دیگری که از ابوهریره و ابنعباس پرسیده میشود در مورد زن بارداری است که همسرش از دنیا رفته است، و هر کدام جداگانه فتوای خود را اعلام میکنند؛ از قضا ابوهریره جواب را کامل تر از ابنعباس میدهد.282
در گزارشی دیگر ابوهریره با این کلمات مورد خطاب قرار میگیرد، آیا ولد زنا در اموری که انجام میدهد از جانب خدا مستحق دریافت پاداش میشود؟ او در پاسخ میگوید بله ولد زنا در مقابل آن پاداش دریافت میکند.283
فارغ از درست یا اشتباه بودن جوابِ سوال، باید دید چگونه شرایطی در آن زمان حاکم بوده است که فرد معلومالحالی چون ابوهریره مخاطب چنین سوال مهمی قرار گرفته است؟
زید بن ثابت
مالک در کتاب خود داستان مردی را گزارش میدهد که متاعی را اختلاس کرده بود و تصمیم بر قطع دست او داشتند؛ به دنبال زیدبنثابت فرستاده و در این مورد از او پرسیدند، زید گفت: در اختلاس، قطع دست نیست.284
سوال دیگری که مالک آن را گزارش داده در مورد روابط زناشویست که از زیدبنثابت پرسیده شده است، البته زید از پاسخ دادن امتناع میکند و از حجاج285میخواهد که پاسخ را او بدهد اما حجاج خود را مشتاق شنیدن کلام زید نشان داده و از او طلب فتوا میکند و در انتها کلام زید را تصدیق میکند.286
از این قبیل دنبال او فرستادنها گزارش دیگری در مستدرک وجود دارد که در قسمت دیگر منابع اهلسنت آورده خواهد شد.
عبدالله عمرو بن عاص
برخی سوالات که از عبداللهبنعمروبنعاص پرسیدند به شرح ذیل است.
مردی از مهاجرین از عبداللهبنعمروبنعاص در مورد وقت نماز سوال میکند که آیا میشود وقت آب خوردن شتران، نماز بخواند؟ عبدالله در پاسخ، مرد را از این کار منع میکند و میگوید وقت چریدن آنها نماز بخوان.287
در جایی از کتاب مالک میخوانیم که عطاءبنیسار288 از عبداللهبنعمروبنعاص و کعبالاحبار در مورد شکیات نماز میپرسد و آن دو یک پاسخ میدهند.289
دقت در سوالات و نوع آنها، بیانگر رد دلایل موافقان مراجعه به اهل کتاب خواهد بود.
سوالات تفسیری از اهلکتاب
اما برخی سوالات صحابه از اهلکتاب در حوزهی تفسیر جای میگیرند.
در سنن ترمذی با مراجعهی ابنعباس با کعب روبرو هستیم. گزارشی در این کتاب وجود دارد که بر رفع اشکال قرائتِ قرآنیِ ابنعباس به وسیلهی کعبالاحبار دلالت میکند. ابنعباس بر سرِ قرائت آیهای با عمروبنعاص اختلاف کرده و برای حل اختلاف خود، به نزد کعب میروند؛ در ادامهی روایت از حل ماجرا چیزی نگفته اما نکتهای که ترمذی اشاره کرده حائز اهمیت است او در انتها به استناد قول نبیاکرم ، متذکر خلاف بودنِ مراجعهی ایشان به اهلکتاب میشود.
…کعب مشکل آن دو را حل کرد در حالی که در نزد او روایتی بود از پیامبر به این معنا که نیازی به گفتار کعب ندارد.290
مراجعه به اهلکتاب برای اصلاح قرائت قرآن به ذائقه ترمذی هم خوش نیامده است، اما باید دید اصلاح قرائت قرآن از نظر موافقان مراجعه به اهلکتاب، چگونه است؟ آیا آن را جزء موارد جزئی میپندارند؟
اما شاهدی جالب از ابوهریره، کعبالاحبار و عبداللهبنسلام که هر سه در گسترش اسرائیلیات نقشی اساسی بازی کردند، وجود دارد؛ در این گزارش کعب برای ابوهریره حدیثی از رسولخدا( مطرح کرده و اقدام به خواندن تورات میکند، پس از خواندن تورات به این نتیجه میرسد که رسول الله( راست میگوید؛ سپس ابوهریره همان گفتارِ کعب را برای عبداللهبنسلام نقل میکند، عبدالله، کعب را دروغگو خطاب کرده تا اینکه عین گفتار کعب را از تورات برای او قرائت میکنند، تازه اینجا عبدالله به اشتباه خود پیبرده و گفتار کعب را تصدیق میکند. 291
این روایت در قسمت تفسیر آورده شده است، زیرا از ظاهر آن بر میآید که کعبالاحبار مشغول تفسیر سخن پیامبر با تورات است، و سخن پیامبر از اصلیترین منابع تفسیری محسوب میشود. نکته جالب آنکه کعبالاحبار و عبداللهبنسلام تا عبارات تورات را نخواندند سخن پیامبر( را نپذیرفتند.
هر کدام از این صحنههای رویارویی با تورات و اخذ فصلالخطاب از آن و قرینهیابیهایی که از تورات شده است، به راحتی میتواند فرضیههای خوشبینانه را دچار چالش کند.
مالک در کتاب موطأ، کعبالاحبار را در حالی ترسیم میکند که خودش مشغول سوال سازی در ذهن مردی ناشناس است، وی علت دستور الهی بر خلع کفش حضرت موسی(را جنس کفش او دانسته و از او میپرسد، آیا میدانی جنس کفش او چه بوده؟ بعد از اظهار عدم آگاهی مرد، میگوید، از جنس پوست خر مرده.292
آیا نمیتوان این سوال را جزء سوالات تفسیری دانست؟ آیا واقعا منظور خدا از درآوردن کفش به حضرت موسی ( این بوده که جنس کفشش از جنس پوست یک حیوان مردار بوده و برای همین باید آن را بیرون میآورده است؟
سوالات صحابه از اهلکتاب دربارهی بلاد
کعبالاحبار
در کتاب مالک آمده است، کعبالاحبار بدون درخواست قبلی شروع به نصیحت کردن خلیفهی دوم کرده، و او را از رفتن به عراق منصرف میکند، خلیفه هم بدون کوچکترین اعتراضی حرف کعب را پذیرفته و از رفتن به عراق منصرف میشود.293
در نقل سیفبنعمر آمده است. زمان شیوع طاعون، عمر از اطرافیان خواست تا دربارهی شهرها او را راهنمایی کنند، کعب سخن فوق را دربارهی عراق در پاسخِ مشورت خواهی عمر مطرح کرد.294
آنچه تا کنون گفته شد، حاصل جمعآوری مصادیق مراجعه به اهلکتاب در صحاح سته به علاوه موطأ مالک، مسند احمدبنحنبل بود که البته برخی از این کتابها چون صحیح بخاری، سنن نسایی، سنن ابن ماجه و ابوداود خالی از این شواهد بودند.
همانگونه که مشاهده کردید، سوالاتی وجود دارد که به صراحت حکمی یا تفسیریی را در بر دارد از جمله سوال در مورد وقت پرپایی نماز یا لباس نمازگزار و یا معلوم کردن جنس کفش حضرت موسی( که توسط تازه مسلمانان اهلکتاب پاسخ داده شده است.
به راحتی نوع سوالات پرسیده شده، قابل دستهبندی و درجهی اهمیت آنها قابل مشاهده است. در آخر سوال اصلی اینجاست که آیا در حوزهی دین مطالبی مهمتر از تفسیر و احکام هم وجود دارد؟
قسمت عمدهی شواهد مراجعات، از کتاب موطأ مالک بدست آمده و ویژگی منحصر به فرد این کتاب این است که توسط مالکبنانس رئیس فرقه مالکیه جمعآوری شده و ذیل اکثر روایات فتوای خودش را نیز آورده است؛ در واقع مراجعات صحابه به اهلکتاب در برخی از موارد مبنی و معیار فتوای او قرار گرفته است.295 آیا موافقان این مراجعات با خواندن این کتاب باز هم بر گفتار خود پافشاری دارند که سوالات و مراجعات جزئی بوده چه به لحاظ حجم و چه به لحاظ محتوا یا برای استشهاد؟
استخراج شواهد از دیگر کتب اهلسنت
در ادامه برای تکمیل شواهد، دیگر کتابهای اهل سنت را بررسی کرده تا پژوهش دقیقتر و مستندتر انجام شود. کتابهای که در آنها شاهدی یافتیم، عبارتند از:
المصنف عبد الرزاق(المتوفى: 211هـ ق)؛ جامع البیان(224 310 هـ ق)؛ تاریخ طبری(224 310 هـ ق)؛ معجم البلدان(المتوفى: 626هـ ق)؛ مستدرک نیشابوری حاکم(متوفی 405 هـ ق)؛ حلیه الاولیاء(متوفی 430 هـ ق)؛ مختصر تاریخ دمشق(المتوفى: 571هـ ق)؛ اسدالغابه(المتوفى: 630هـ ق)؛ التسهیل الی علوم التنزیل(المتوفى: 741هـ ق)؛ تذکره الحفاظ(المتوفى: 748هـ ق)؛ البدایه و النهایه ابنکثیر(700 774 هـ ق)؛ تاریخ مکه(المتوفى: 854هـ ق)؛ تاریخ مدینه(المتوفى: 854هـ ق)؛ الدر المنثور(المتوفى: 911هـ ق).
لازم به ذکر است که برخی از کتابها، مورد بررسی قرار گرفت، اما شواهد لازم در آنها یافت نشد؛ از جمله:
مجمعالزواید(المتوفى: 807 هـ ق)؛ المنتظم(المتوفى: 597هـ ق)؛ معرفهالصحابهلأبی نعیم(متوفى: 430هـ ق)؛ بهجه المجالس(المتوفى: 463هـ ق).296
در ادامه سعی شد، شواهدِ مرتبطِ بدست آمده، در 13 دسته گنجانده شوند.
. سوالات تفسیری از اهلکتاب
. سوالات حاوی افعال و اعمال
. سوالات حاوی مسائل فکری و اعتقادی
. رفع اختلاف قرائت قرآن، توسط رأی اهلکتاب
. شواهد در توصیف پیامبر(و امت ایشان
6. انذار و نصیحتهای درخواستی عمر از کعب
7. نقلهای مستقل و بدون مقدمهی کعب
8. اعطاء برخی مقامات از جانب کعب
9. غیبگویی های کعب نسبت به عمر و تأیید او
10. اعلم مردم از دیدگاه کعب
11. آموزههای کعبالاحبار برای صحابه
12. بزرگداشت شهرهای خاص توسط کعب
13. نمونههایی از داستان سرائیهای کعب297
سوالات تفسیری از اهلکتاب
مجموعه سوالاتی که به تفسیر آیهای از قرآن پرداخته در این قسمت، از دیگر منابع اهلسنت میآید.
کعبالاحبار
در مورد آیه (56 نساء) کعبالاحبار گفته است، من تفسیری از این آیه دارم که مربوط به قبل از اسلام است. عمر در پاسخ به او میگوید: بگو، اما زمانی سخن تو را تصدیق می کنم که با سخن پیامبر تطبیق کند. کعب گفت: پوست آنها را یکصد و بیست بار در هر ساعت تغییر خواهیم داد. عمر گفت: من همین سخن را از رسول اکرم شنیدم.298
همانطور که مشاهده میکنید کعب برای مخاطب سوال ایجاد کرده و زمانیکه کنجکاوی طرف مقابل را برانگیخت، اقدام به پاسخگویی میکند و در کمال شگفتی و تعجب پاسخ او شامل تفسیر آیهای از قرآن است آن هم از منبعی، مربوط به قبل از اسلام. از این موارد کم نیستند.299 البته در این مورد معیار بودن کلام پیامبر( برای تأیید سخن کعب مشاهده میشود.
گاهی مراجعات به جایی میرسد که شاهد گزارشهایی از همسر پیامبر(، به کعبالاحبار برای رسیدن به جوابِ سوالی تفسیری در مورد اسرافیل میشویم.300
گزارشی وجود دارد از معاویه که جویای مفهوم آیهی (إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ(301 از کعبالاحبار است.302 در مراجعهای دیگر، دربارهی کلمهی “قصیر” از کعب پرسش میکند.303 و همینطور او معنای کلمهی “ذالقرنین”304 را از اومیپرسد.305
در گزارشی دیگر، معاویه علت پرسش چنین سوالاتی را از کعب با صراحت، علم زیاد او بیان میکند.306
سیوطی در تفسیر خود گزارش میدهد ابنعباس برای فهم تفسیر آیهی نور به نزد کعبالاحبار رفته و از او سوال میپرسد.307 سپس سیوطی به نقل اقوال گوناگون پرداخته، اما مانند ترمذی ( که در صفحات قبل گذشت) عکس العمل نشان نمی دهد.308
در نقلی دیگر که بین عطاءبنیسار309 و کعبالاحبار در مورد تفسیر آیهای از قرآن گزارش شده است میخوانیم:
کعب گفت: اگر کسی شرب خمر کرده باشد و بمیرد، در آخرت از آن شراب نوشانده نخواهد شد اگر چه داخل بهشت شود. عطاءبنیسار گفت: اما خداوند فرموده، برای آنها در بهشت هر چه طلب کنند هست؛ کعب گفت: آن شخص چنین مواردی را فراموش کرده و طلب نمیکند.310
با وجود چنین روایتی آیا باز هم موافقان مراجعه به اهلکتاب، میتوانند ادعا کنند سوالات از آنها، نگران کننده نبوده است؟
ابنعباس
در منابع مورد بررسی سوالاتی موجود است که ابنعباس از کعبالاحبارمیپرسد؛ در فصل دوم از محال بودن انتساب چنین اتهامی به ابنعباس صحبت شد و کلام بزرگان را در این خصوص مطرح کردیم به هر حال چنین روایاتی که

92