آگوست 11

پایان نامه با موضوع تبلور باغ ایرانی در زندگی شهری

 چکیده

زندگی ایرانی همواره با طبیعت ارتباطی عمیق داشته است، تا آنجا که تصورات پادشاهان از بهشت که بر اساس تشابیه کتب آسمانی[1] در ذهن آنان شکل گرفته بود به صورت فضایی محصور برای محل زندگی آنان در قالب باغ ایرانی تجلی یافت.

کیفیاتی همچون هوای خوش و خنک (در حاشیه کویر) ، حضور آب، صدای آب، تلألو آسمان در آب و … در کنار مسائلی چون محرمیت، شفافیت، وحدت در کثرت و … موجود در معماری ایرانی به تجربه آمد و با گذشت زمان کیفیاتی که در باغ وجود داشت به خانه ی ایرانی وارد شد. در خانه ی ایرانی، حوض به نشانه ی حضور آب و حیاط به منظور حضور طبیعت شکل گرفته است و تلفیق طبیعت با زندگی ایرانی به باغ های پادشاهان محدود نمی گردد.

تهران روزگاری امتداد سبز دامنه ی البرز و محل تمرکز باغ ها و مسیل رود ها و قنات ها بوده است. متأسفانه امروز تنها پاره-پاره هایی از این باغات باقی مانده و رودخانه ها به محل تخلیه فاضلاب و قنات ها به جوی هایی کثیف و پر از لجن مبدل شده اند. در گذشته تهران از هفت دره ی وسیع و اصلی تشکیل می شد که در محوریت هر کدام از آن ها رودی جریان داشت و از هر یک از این رودخانه ها، شاخه های کوچکتری انشعاب می یافت که از لابه لای پستی بلندی های طبیعی تهران عبور می کرد. با گذشت زمان در حاشیه این رودخانه ها، مراکز و مجتمع های زیستی شکل گرفت. بعدها ایرانیان قنات هایی ساختند، که به مرور زمان بافتی متراکم در امتداد حرکت آن ها به وجود آمد چرا که آبرسانی به وسیله قنات ها انجام می گرفت.

هم اکنون در تهران این بافت ها به بافت هایی به غایت متراکم مبدل شده اند با خط القعری که خیابانی باریک است و اثری از فضاهای سبز شهری حتی در حیاط خانه ها، دیده نمی شود. تلاشی باید آغاز گردد تا چنین بافت هایی که زندگی در آن ها معنی خود را باخته است به بافت هایی تبدیل گردند که انسان هایی که در سطوح پایین جامعه بسر می برند بتوانند در فضایی که زندگی از کیفیت بالاتری برخوردار است زندگی کنند تا سطح زندگی در جامعه و سطح فرهنگ و… ارتقاء یابد. محله هایی همچون محله حسن آباد که چنین شرایطی دارند در تهران فراوان اند بنابراین ایده های این پروژه به صورت الگو ارائه می شوند. به بیانی دیگر محله حسن آباد به عنوان الگویی برای ارتقاء کیفیت زندگی و تغییر سیمای شهری تهران طراحی می گردد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید

آگوست 7

پایان نامه تفاوت بین جنسیت کارکنان درزمینۀ سبک‌های تفکر و پذیرش تغییر

. الگوهای تفکر

محققین زیادی درزمینۀ تفکر تحقیق و مطالعه نموده‌اند که در اینجا دو نوع الگوی سبک‌های تفکر هریسون و برامسون و سبک‌های تفکر استرنبرگ آورده شده است:

۲- ۵- ۱٫ الگوی سبک‌های تفکر هریسون و برامسون

هریسون و برامسون (۲۰۰۲) سبک‌های تفکر را در پنج گروه دسته‌بندی کرده‌اند: ۱٫ ترکیبی[۱] ۲٫ ایده آلیسم[۲] ۳٫ پراگماتیسم[۳] ۴٫ آنالیسم[۴] ۵٫ رئالیسم[۵]. البته این بدان معنی نیست که هر شخص فقط دریکی از این گروه‌ها قرار می‌گیرد. هر شخص مستقل فکر می‌کند، اما این پنج سبک ترجیحات او را نشان می‌دهد، افراد با سبک ویژه‌ی خودشان درباره‌ی چیزهایی که انجام می‌دهند فکر می‌کنند. هر سبک شامل یک مجموعه راهبردهایی است که با توجه به موقعیت، به کار گرفته می‌شوند. اکثر مردم در یک موقعیت یک خط‌مشی را به کار می‌گیرند اما درصد کمی از افراد به‌طور همزمان از سبک‌های ترکیبی و خط‌مشی‌های دیگر استفاده می‌کنند. هریسون و برامسون با استفاده از آزمون INQ افراد را در این ۵ سبک طبقه‌بندی کرده‌اند:

۲- ۵- ۱- ۱٫ سبک ترکیبی

افراد دارای این سبک مستعد و آماده چالش و بحث کردن می‌باشند. آن‌ها از بحث کردن لذت می‌برند. هریسون و برامسون هنگامی‌که از یک سبک ترکیبی صحبت می‌کنند آن را به‌صورت دیالکتیک عنوان می‌نمایند. در این سبک افراد در برخورد با وقایع جاری، آنچه در ذهنشان وجود دارد و آن را قبول دارند، تز می‌نامند و آنچه را که به‌تازگی با آن برخورده‌اند و به‌راحتی نمی‌توان آن را قبول کرد، آنتی‌تز می‌نامند که از برخورد آن‌ها سنتز یا ترکیب حاصل می‌شود. یک شخص دارای سبک ترکیبی یا سنتز بین بحث‌های ذهنی و شناختی ارزش‌گذاری می‌کند و عقاید جدید را شکل می‌دهد. این گروه تفکر را دوست دارند و معتقدند که اولین قدم خلاقیت، بحث آزاد است (هریسون و برامسون، ۲۰۰۲).

۲- ۵- ۱- ۲٫  سبک ایده آلیسم

ایده آلیست ها در نقطه مقابل افراد ترکیبی هستند. آن‌ها از تعارض پرهیز می‌کنند و سعی در سازگاری دارند. یکی از خط‌مشی‌های آن‌ها تمرکز بر کل است. آن‌ها میل دارند که طراحان بزرگی باشند و اعتقاددارند که دنیا می‌تواند بهتر از این باشد. ایده آلیست ها درباره آینده و طرح‌ها بیشتر فکر می‌کنند، انسان‌دوست و باعاطفه هستند و همچنین شنوندگان خوبی هستند. آن‌ها در جمع‌آوری اطلاعات نیز عملکرد خوبی دارند و در موضع یک مدیر همیشه به دنبال روش و موقعیت ایده آل می‌باشند (هریسون و برامسون، ۲۰۰۲).

۲- ۵- ۱- ۳٫  سبک پراگماتیسم

آن‌ها اغلب خوش‌طبع هستند و با نظرات دیگران سریع موافقت می‌کنند. برخلاف ایده آلیست ها در مقابل تعارض‌ها کمرو نیستند، اما رغبت چندانی به آن ندارند، ولی تعارض را مفید می‌دانند. آن‌ها بارش مغزی و تجربه را برای خلاقیت مفید می‌دانند. افراد این سبک نسبت به سایر سبک‌ها دارای خلاقیت و نوآوری بیشتری هستند. در پروژه‌ها از برنامه‌های کوتاه‌مدت استفاده می‌کنند، زیرا معتقدند که پروژه‌های بزرگ هم باید قدم‌به‌قدم جلو برود. بزرگ‌ترین مزیت آن‌ها قوه‌ی خلاقیت و توانایی برای سازگاری با تغییرات است ولی اشکال آنان در این است که کارها را بدون برنامه و جهت‌گیری انجام می‌دهند (هریسون و برامسون، ۲۰۰۲).

۲- ۵- ۱- ۴٫ سبک آنالیسم

افراد خونسرد، ساعی و مشتاق در درس با اشکالاتی در خواندن، آن‌ها به چیزها به‌صورت منطقی نگاه می‌کنند و اطلاعات و حقایق را در مرکز قرار می‌دهند. آن‌ها معتقدند که تنها یک‌راه صحیح برای انجام دادن کارها وجود دارد. بدون عاطفه، نظم گرا، بدون هیچ احساس شوخی و برای تصمیم‌گیری حتماً باید مقدار زیادی اطلاعات جمع‌آوری کنند. یکی از خط‌مشی‌های مهم آن‌ها محافظه‌کاری است. در برخورد با مشکلات آن را به اجزای تشکیل‌دهنده تجزیه می‌کنند. آن‌ها کارهایی را که باید انجام دهند، یادداشت می‌کنند و از آن‌ها در زمان مناسب استفاده می‌کنند (هریسون و برامسون، ۲۰۰۲).

۲- ۵-۱- ۵٫  سبک رئالیسم

قوی و باشخصیت، رک گو، لزوماً مهاجم نیستند. خط‌مشی اصلی آن‌ها کشفیات تجربی است. با اتکا به حواس خود دنیا را می‌شناسند. آن‌ها دوست دارند که تصویر روشن از هدفی که می‌خواهند به آن برسند، داشته باشند و مشکلات پیچیده را به اجزای ساده‌تر تقسیم کنند. هریسون و برامسون (۱۹۹۷) در تحقیقات خود به این نکته اشاره‌کرده‌اند که بیشتر افراد رئالیست، مادرها و پرستارها بوده‌اند. آن‌ها افرادی با عقاید محکم هستند، در برابر ابهام تحمل کمی دارند و حقایق صریح را ترجیح می‌دهند و خط‌مشی آن‌ها اهداف کوتاه‌مدت و روشن است. البته افراد یک سبک تفکر ندارند، بعضی یک سبک تفکر را ترجیح می‌دهند و بعضی دو سبک تفکر را. از ترکیب پنج سبک ذکرشده سبک‌های متفاوتی به وجود می‌آید مانند ایده آلیست- آنالیست و یا پراگماتیست-رئالیست و غیره. یکی از فواید دانستن سبک‌های تفکر استفاده از آن‌ها برای متقاعد کردن افراد و آماده کردن آن‌ها برای پذیرش عقاید دیگران است. با شناخت سبک تفکر افراد در هنگام بحث و ارائه دلیل، می‌توان از راه موردقبول آن‌ها وارد شد. رئالیست‌ها به حقایق، آنالیست ها به دادن اطلاعات وسیع، ایده آلیست ها به بیان اهداف بالا و از پیش تعیین‌شده و پراگماتیست ها به بیان کردن سود حاصله از طرح در کوتاه‌مدت اهمیت می‌دهند، تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرند، اما افراد با سبک ترکیبی (سنتزی) را سخت می‌توان متقاعد کرد، حتی گاهی اوقات غیرممکن است، زیرا آن‌ها همیشه به دنبال دلیل دیگری می‌گردند. به‌طورکلی آگاهی از سبک تفکر و شناخت افراد می‌تواند به فهمیدن این موضوع کمک کند که آن‌ها به دنبال چه هستند (هریسون و برامسون ۲۰۰۲).

۲- ۵- ۲٫ الگوی سبک تفکر استرنبرگ

۲- ۵- ۲- ۱٫ ضرورت نظریه خودگردانی ذهنی

نظریه خودگردانی ذهنی استرنبرگ بر این اصل مبتنی است که نوع و شکل حکومتی که ما در جهان داریم، تصادفی نیست، بلکه بازتاب بیرونی افکاری است که در اذهان مردم وجود دارد. آن‌ها راه‌کارهایی را جهت سازمان‌دهی افکار ارائه می‌دهند؛ بنابراین، همه حکومت‌ها آیینه اذهان ما هستند. موازنه‌هایی بین سازمان فرد و ساختار جامعه وجود دارد. همان‌طور که جامعه نیاز به اداره کردن دارد، ما نیز باید خودمان را اداره کنیم. ما باید مانند حکومت بر اساس اولویت‌ها تصمیم‌گیری کنیم و منابعی را بدان اختصاص دهیم و نسبت به تغییرات جهان پاسخگو باشیم (استرنبرگ، ۱۹۹۷). از میان نظریه‌های مختلف سبک‌های عقلانی، نظریه خودگردانی ذهنی استرنبرگ (۱۹۹۷) موجب تحقیقات زیادی در زمینه‌های علمی و فرهنگی شده است. هیگینز و ژانگ در تئوری خودگردانی ذهنی استرنبرگ عنوان می‌کند، همان‌طور که راه‌های بی‌شماری برای اداره کردن جامعه وجود دارد، مردم نیز راه‌های متفاوتی برای استفاده از توانایی‌هایشان دارند. بر اساس این نظریه ۱۳ سبک تفکر وجود دارد که می‌توان آن‌ها را در ۵ بعد تقسیم کرد. کارکردها، شکل‌ها، سطوح، حوزه‌ها و گرایش‌ها. (هیگینز[۶] و ژانگ، ۲۰۰۹)

۲- ۵- ۲- ۲٫  ابعاد خودگردانی ذهنی

۲- ۵- ۲- ۲- ۱٫ کارکردها

درمجموع، حکومت‌ها دارای سه نوع کارکرد[۷] هستند؛ قانون گذارانه، اجرایی و قضایی.

۱- سبک تفکر قانون گذارانه: افرادی که دارای سبک تفکر قانون گذارانه هستند، مایل‌اند کارها را به شیوه‌ای که ترجیح می‌دهند انجام دهند و خود تصمیم بگیرند که چه‌کاری را انجام دهند و چگونه آن را به انجام برسانند. افراد قانون‌گذار دوست دارند، قوانین را خود وضع کنند و به مسائلی بپردازند که قبلاً طرح‌ریزی و سازمان‌دهی نشده باشد. آن‌ها ابداع کردن، تدوین کردن و برنامه‌ریزی کارها را دوست دارند. به‌طورکلی، این افراد مایل‌اند که قوانین را خودشان ایجاد کنند. افراد قانون‌گذار از اینکه کارها را به طریقی که خودشان مایل‌اند و تصمیم می‌گیرند انجام می‌دهند لذت می‌برند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به مسائلی بپردازند که ساختاری نباشند و مهم‌تر اینکه خودشان توانایی ایجاد ساختار برای مسائل خود را دارند. این افراد تمایل دارند به فعالیت‌هایی مانند ارائه مقالات بدیع، طراحی پروژه‌های نوین، ایجاد برنامه‌های آموزشی و شغلی پیشرفته و اختراع چیزهای نو بپردازند. نوع مشاغلی که این افراد ترجیح می‌دهند و به آنان فرصت می‌دهد تا قانون‌گذار بودن خود را بهتر به نمایش بگذارند، مشاغلی از قبیل نویسندگی خلاق، دانشمندی، هنرپیشگی، مجسمه‌سازی، اختراع، سهامداری، سیاست‌گذاری، معماری، طراحی پروژه‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت‌های جدید آموزشی است. آن‌ها قانون‌گذارند و می‌خواهند که اداره امور بنا به شیوه‌ی خودشان صورت بپذیرد، زیرا افراد قانون‌گذار نه‌تنها قادر به خلق ایده‌های بدیع هستند، بلکه به آن مبحث علاقه بیشتری دارند (هیگینز و ژانگ، ۲۰۰۹). در محیط مدارس اغلب سبک تفکر قانون گذارانه موردتوجه قرار نمی‌گیرد؛ بنابراین شخصی که می‌خواهد یک‌رشته علمی را دنبال کند مجبور است نمودارها، فرمول‌ها و وقایع را حفظ نماید، درحالی‌که دانشمندان هرگز چیزی را حفظ نمی‌کنند (توانگر مرودستی، ۱۳۸۳)

۲- سبک تفکر اجرایی: افراد با سبک تفکر اجرایی مایل‌اند از مقررات پیروی کنند و کارهایی را به عهده بگیرند که از قبل طرح‌ریزی و سازمان‌دهی شده است. آن‌ها مایل‌اند نقش خود را به‌جای خلق ساختارهای نو، در درون ساختارهای موجود ایجاد نمایند. اساساً افراد سبک اجرایی، تکمیل‌کننده هستند؛ آن‌ها به‌طورکلی تمایل زیادی به دریافت راهنمایی برای انجام آنچه که قرار است انجام بدهند و چگونگی انجام آن دارند. این افراد مایل‌اند از قوانین پیروی کنند و اغلب انواع تشریفات اداری را که افراد قانون‌گذار از آن گریزان‌اند به‌راحتی تحمل کنند. افراد سبک اجرایی گرایش به مشاغلی و فعالیت‌هایی دارند که کاملاً با آنچه که افراد قانون‌گذار جذب آن‌ها می‌شوند متفاوت‌اند. ازجمله فعالیت‌های موردعلاقه آنان می‌توان به حل مسائل ریاضی، به‌کارگیری ضوابط موجود در حل مسائل، سخنرانی و تدریس بر اساس نظر دیگران و پافشاری بر اجرای مقررات، اشاره کرد. بعضی از مشاغل مناسب برای افراد اجرایی عبارت‌اند از: وکالت، نیروی انتظامی، اجرای طرح‌های از پیش تعیین‌شده، تبعیت از طرح‌های متفاوت و مشاوره مدیریتی. این سبک در محیط آموزشی و بسیاری از حرفه‌های دیگر مورد استقبال قرار می‌گیرد، زیرا افراد مجری آنچه را که به آن‌ها گفته می‌شود، انجام می‌دهند و غالباً انجام کار با خوش‌رویی همراه است. آن‌ها دستورات و فرامین را دنبال می‌کنند و خود بر اساس شیوه‌ای که سازمان آن‌ها را ارزیابی می‌کند، مورد ارزیابی قرار می‌دهند (استرنبرگ، ۱۹۹۷)

۳- سبک تفکر قضایی: افرادی که دارای سبک تفکر قضایی هستند، مایل‌اند قوانین و برنامه‌ها را ارزیابی کنند. آن‌ها اموری را ترجیح می‌دهند که در آن عقاید و امور موجود تحلیل و ارزیابی شود. آن‌ها مایل‌اند هم ساختار و هم محتوا را مورد قضاوت و ارزیابی قرار بدهند. بعضی از فعالیت‌هایی را که افراد قضاوت گر ترجیح می‌دهند عبارت‌اند از: نوشتن مقالات انتقادآمیز، نقدنویسی، اظهارنظر و عقیده، قضاوت درباره افراد و ارزیابی کارهایشان و ارزیابی برنامه‌ها است. به‌عنوان‌مثال، یک نقد ادبی به‌احتمال‌زیاد نوشته یک فرد قضایی است درحالی‌که خود نوشته احتمالاً کار یک فرد قانون‌گذار است. بعضی از حرفه‌هایی که می‌تواند مشخصاً مناسب افراد قضاوت گر باشد عبارت‌اند از: قضاوت، نقدنویسی، ارزیابی برنامه‌ها، بازرسی، مسئول پذیرش داوطلبان، تدوین‌کننده قراردادها یا تسهیلات، تجزیه‌وتحلیل سیستم آموزشی و مشاوره (استرنبرگ، ۱۹۹۷). ازجمله کارهایی که این‌گونه افراد دوست دارند انجام دهند عبارت است از: نوشتن مقاله‌های انتقادی، اظهارنظر درباره‌ی امور، داوری کردن در مورد مردم و کارهای آنان و ارزشیابی از برنامه‌ها و پروژه‌ها (سیف، ۱۳۸۷)

[۱]– Synthesis

[۲]– Idealism

[۳]– Pragmatism

[۴]– Analysis

[۵]– Realism

[۶]– Higgins

[۷]– Functionality

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

آگوست 6

پایان نامه میزان رابطه بین سن کارکنان درزمینۀ سبک‌های تفکر و پذیرش تغییر

.  ابعاد خودگردانی ذهنی

۲- ۵- ۲- ۲- ۱٫ کارکردها

درمجموع، حکومت‌ها دارای سه نوع کارکرد[۱] هستند؛ قانون گذارانه، اجرایی و قضایی.

۱- سبک تفکر قانون گذارانه: افرادی که دارای سبک تفکر قانون گذارانه هستند، مایل‌اند کارها را به شیوه‌ای که ترجیح می‌دهند انجام دهند و خود تصمیم بگیرند که چه‌کاری را انجام دهند و چگونه آن را به انجام برسانند. افراد قانون‌گذار دوست دارند، قوانین را خود وضع کنند و به مسائلی بپردازند که قبلاً طرح‌ریزی و سازمان‌دهی نشده باشد. آن‌ها ابداع کردن، تدوین کردن و برنامه‌ریزی کارها را دوست دارند. به‌طورکلی، این افراد مایل‌اند که قوانین را خودشان ایجاد کنند. افراد قانون‌گذار از اینکه کارها را به طریقی که خودشان مایل‌اند و تصمیم می‌گیرند انجام می‌دهند لذت می‌برند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به مسائلی بپردازند که ساختاری نباشند و مهم‌تر اینکه خودشان توانایی ایجاد ساختار برای مسائل خود را دارند. این افراد تمایل دارند به فعالیت‌هایی مانند ارائه مقالات بدیع، طراحی پروژه‌های نوین، ایجاد برنامه‌های آموزشی و شغلی پیشرفته و اختراع چیزهای نو بپردازند. نوع مشاغلی که این افراد ترجیح می‌دهند و به آنان فرصت می‌دهد تا قانون‌گذار بودن خود را بهتر به نمایش بگذارند، مشاغلی از قبیل نویسندگی خلاق، دانشمندی، هنرپیشگی، مجسمه‌سازی، اختراع، سهامداری، سیاست‌گذاری، معماری، طراحی پروژه‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت‌های جدید آموزشی است. آن‌ها قانون‌گذارند و می‌خواهند که اداره امور بنا به شیوه‌ی خودشان صورت بپذیرد، زیرا افراد قانون‌گذار نه‌تنها قادر به خلق ایده‌های بدیع هستند، بلکه به آن مبحث علاقه بیشتری دارند (هیگینز و ژانگ، ۲۰۰۹). در محیط مدارس اغلب سبک تفکر قانون گذارانه موردتوجه قرار نمی‌گیرد؛ بنابراین شخصی که می‌خواهد یک‌رشته علمی را دنبال کند مجبور است نمودارها، فرمول‌ها و وقایع را حفظ نماید، درحالی‌که دانشمندان هرگز چیزی را حفظ نمی‌کنند (توانگر مرودستی، ۱۳۸۳)

۲- سبک تفکر اجرایی: افراد با سبک تفکر اجرایی مایل‌اند از مقررات پیروی کنند و کارهایی را به عهده بگیرند که از قبل طرح‌ریزی و سازمان‌دهی شده است. آن‌ها مایل‌اند نقش خود را به‌جای خلق ساختارهای نو، در درون ساختارهای موجود ایجاد نمایند. اساساً افراد سبک اجرایی، تکمیل‌کننده هستند؛ آن‌ها به‌طورکلی تمایل زیادی به دریافت راهنمایی برای انجام آنچه که قرار است انجام بدهند و چگونگی انجام آن دارند. این افراد مایل‌اند از قوانین پیروی کنند و اغلب انواع تشریفات اداری را که افراد قانون‌گذار از آن گریزان‌اند به‌راحتی تحمل کنند. افراد سبک اجرایی گرایش به مشاغلی و فعالیت‌هایی دارند که کاملاً با آنچه که افراد قانون‌گذار جذب آن‌ها می‌شوند متفاوت‌اند. ازجمله فعالیت‌های موردعلاقه آنان می‌توان به حل مسائل ریاضی، به‌کارگیری ضوابط موجود در حل مسائل، سخنرانی و تدریس بر اساس نظر دیگران و پافشاری بر اجرای مقررات، اشاره کرد. بعضی از مشاغل مناسب برای افراد اجرایی عبارت‌اند از: وکالت، نیروی انتظامی، اجرای طرح‌های از پیش تعیین‌شده، تبعیت از طرح‌های متفاوت و مشاوره مدیریتی. این سبک در محیط آموزشی و بسیاری از حرفه‌های دیگر مورد استقبال قرار می‌گیرد، زیرا افراد مجری آنچه را که به آن‌ها گفته می‌شود، انجام می‌دهند و غالباً انجام کار با خوش‌رویی همراه است. آن‌ها دستورات و فرامین را دنبال می‌کنند و خود بر اساس شیوه‌ای که سازمان آن‌ها را ارزیابی می‌کند، مورد ارزیابی قرار می‌دهند (استرنبرگ، ۱۹۹۷)

۳- سبک تفکر قضایی: افرادی که دارای سبک تفکر قضایی هستند، مایل‌اند قوانین و برنامه‌ها را ارزیابی کنند. آن‌ها اموری را ترجیح می‌دهند که در آن عقاید و امور موجود تحلیل و ارزیابی شود. آن‌ها مایل‌اند هم ساختار و هم محتوا را مورد قضاوت و ارزیابی قرار بدهند. بعضی از فعالیت‌هایی را که افراد قضاوت گر ترجیح می‌دهند عبارت‌اند از: نوشتن مقالات انتقادآمیز، نقدنویسی، اظهارنظر و عقیده، قضاوت درباره افراد و ارزیابی کارهایشان و ارزیابی برنامه‌ها است. به‌عنوان‌مثال، یک نقد ادبی به‌احتمال‌زیاد نوشته یک فرد قضایی است درحالی‌که خود نوشته احتمالاً کار یک فرد قانون‌گذار است. بعضی از حرفه‌هایی که می‌تواند مشخصاً مناسب افراد قضاوت گر باشد عبارت‌اند از: قضاوت، نقدنویسی، ارزیابی برنامه‌ها، بازرسی، مسئول پذیرش داوطلبان، تدوین‌کننده قراردادها یا تسهیلات، تجزیه‌وتحلیل سیستم آموزشی و مشاوره (استرنبرگ، ۱۹۹۷). ازجمله کارهایی که این‌گونه افراد دوست دارند انجام دهند عبارت است از: نوشتن مقاله‌های انتقادی، اظهارنظر درباره‌ی امور، داوری کردن در مورد مردم و کارهای آنان و ارزشیابی از برنامه‌ها و پروژه‌ها (سیف، ۱۳۸۷)

۲- ۵- ۲- ۲- ۲٫ شکل‌ها

نظریه خودگردانی ذهنی به چهار شکل[۲] متجلی می‌شود: ۱- پادشاهی یا مونارشی یا تک‌قطبی ۲- سلسله مراتبی ۳- الیگارشی یا جرگه سالاری ۴- آنارشی یا هرج‌ومرج طلبی. هر یک از این چهار شکل، جهان و مسائل مربوط به آن را به شیوه‌ی متفاوتی در نظر می‌گیرند.

۱- سبک تفکر مونارشی یا پادشاهی: شخص دارای سبک تفکر پادشاهی، فردی بااراده و مصمم است. این فرد به کسی اجازه نمی‌دهد که در حل مسائل و مشکلات در کار او دخالت کند. شخص دارای سبک پادشاهی تصور می‌کند، در انجام یک کار، دیگران ممکن است ذهنیات خود را به او القاء کنند. افرادی که دارای سبک غالب پادشاهی هستند، با یک هدف، محرک یا نیاز در یک‌زمان برانگیخته می‌شوند. این افراد تک‌محور بوده و دنبال آن چیزی هستند که ملکه ذهنشان شده است و مایل‌اند چیزها را در حیطه مسائل خودشان ببینند. افراد سبک پادشاهی اغلب در پی حل مسائل خود بوده و با سرعت موانع را پشت سر گذاشته و به‌پیش می‌تازند. آن‌ها می‌توانند تعیین‌کننده و بعضاً سرنوشت‌ساز  باشند. افراد سبک تفکر سلسله مراتبی اغلب با سلسله‌ای از هدف‌ها و با این آگاهی که تمام آن‌ها به‌طور برابری قابل حصول نبوده و بعضی از اهمیت بیشتری برخوردارند ترغیب می‌شوند؛ بنابراین، آن‌ها تنظیم‌کننده اولویت‌ها هستند و بر همین اساس منابع و امکانات خود را به‌طور دقیقی توزیع می‌نمایند؛ افراد سبک سلسله مراتبی مایل‌اند در حل مشکلات و تصمیم‌گیری‌هایشان به‌طور سازمان‌یافته و سیستمی عمل نمایند (ژانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۶).

۲- سبک تفکر سلسله مراتبی: فردی که دارای سبک تفکر سلسله مراتبی است، هدف‌ها را به‌صورت سلسله مراتبی تنظیم می‌کند و نیاز به اولویت‌بندی هدف‌ها را درک می‌کند. این افراد بیشتر پیچیدگی‌ها را می‌پذیرند و نیاز به بررسی همه‌جانبه مسائل را تشخیص می‌دهند، به‌دقت اولویت‌ها را مشخص می‌سازند. افراد سبک سلسله مراتبی مایل‌اند خودشان را با سازمان‌ها وفق دهند، چون نیاز به اولویت‌ها را احساس می‌کنند. بااین‌حال، آن‌ها مایل‌اند کارشان را مطابق میل خودسازمان‌دهی کنند، نه بر اساس اولویت‌های سازمانشان. درنتیجه، این افراد بسیار انعطاف‌پذیر هستند (استرنبرگ، ۱۹۹۷).

۳- سبک تفکر الیگارشی یا جرگه سالاری: در فرد دارای سبک تفکر جرگه سالاری یا الیگارشی افراد متعددی به‌طور یکسان در قدرت سهیم‌اند. افراد جرگه سالار بیشتر تحت تأثیر اهدافی می‌باشند که درک یکسانی از اهمیت آن‌ها دارند. آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های خود با این مشکل مواجه هستند که به کدام‌یک از هدف‌ها باید اولویت بیشتری قائل داد. به همین دلیل، در تشخیص منابع نیز دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها ممکن است توانایی انجام عالی یک کاری را داشته باشند ولی این توانایی در رابطه با تخصیص مناسب منابع صدق نمی‌کند. به عبارتی، می‌توان گفت یک شخص جرگه سالار یک فرد بینابینی است از یک فرد سلسله مراتبی و یک شخص فرد سالار؛ زیرا مانند یک فرد تک‌محور ذاتاً در پی تنظیم اولویت‌هایش نیست و مانند یک فرد سلسله مراتبی قابل‌تشخیص نیست. شخص جرگه سالار مانند شخص سلسله مراتبی علاقه دارد، امور را در همان زمان تعیین‌شده انجام دهد، اما برخلاف یک شخص سلسله مراتبی ممکن است در مواردی برانگیخته شوند. آن‌ها غالباً در مورد هدف‌هایی که از اهمیت یکسانی برخوردار هستند، احساس می‌کنند که ازنظر زمانی و سایر منابع تحت‌فشار قرار دارند. اغلب، آن‌ها مطمئن نیستند که چه‌کاری را در ابتدا باید شروع کنند یا چه زمانی را صرف انجام یک کار کنند. البته درهرحال تا حدودی اولویت‌های سازمان، آنان را در کارشان هدایت می‌کند (استرنبرگ، ۱۹۹۷).

۴- سبک تفکر آنارشی یا هرج‌ومرج طلب: افراد سبک هرج‌ومرج طلب اغلب تحت تأثیر و تحریک مجموعه زیادی از هدف‌ها و نیازها قرار می‌گیرند که معمولاً تشخیص آن برای دیگران و خودشان مشکل است. آن‌ها آن‌قدر که به بی‌نظمی تمایل دارند به نظم تمایل ندارند و اغلب سیستم موجود را نمی‌پذیرند و آن را مورد سؤال قرار می‌دهند، گاهی با دلایل قابل‌قبول و منطقی و گاهی نیز بدون دلیل روشن (استرنبرگ، ۱۹۹۷). علاوه بر این، افراد دارای سبک تفکر هرج‌ومرج طلبی مایل‌اند که با مسائل بدون هدف و تصادفی برخورد نمایند (ژانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۶). به نظر می‌رسد شخص هرج‌ومرج طلب، از طریق تنوع نیازها و هدف‌هایی که طبقه‌بندی اولویت‌های آن مشکل است، برانگیخته می‌شوند. افراد هرج‌ومرج طلب مسائل را به‌صورت یک امر تصادفی در نظر می‌گیرند. آن‌ها سیستم‌ها را به‌طورجدی دوری می‌گزینند و با آنچه سیستم‌ها ارائه می‌دهند، مقابله می‌کنند. نکته بااهمیت این است که افراد هرج‌ومرج طلب اغلب قدرت خلاقیت زیادی دارند. خلاقیت این افراد ممکن است نسبت به دیگران بیشتر باشد، زیرا این افراد از هر موضوعی جزئیاتی را در نظر می‌گیرند و غالباً اجزاء متنوع و اطلاعات و عقاید را به شیوه‌ای خلاق در کنار هم قرار می‌دهند. آن‌ها به حیطه وسیعی از آن چیزی که موردتوجه‌شان قرار دارد نظر دارند و این امر سبب می‌شود که راه‌حل‌هایی را برای مسائل پیدا کنند که به نظر دیگران نمی‌رسد (استرنبرگ، ۱۹۹۷).

[۱]– Functionality

[۲]– Shape

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

آگوست 2

پایان نامه درباره خلاقیت‏:

2-5-5. انواع خلاقیت‏:

در سازمان ‏های امروزین انواع خلاقیت‏ ها مورد نیاز است‏. البته به خاطر داشته باشید که خلاقیت و هوش یکی نیست‏. به‏طور کلی می‏توان چهار نوع خلاقیت را برای مدیران درنظر گرفت‏: (رشیدی نیک‏، 1370). خلاقیت عملی‏، خلاقیت ذهنی‏، خلاقیت هنری‏، وخلاقیت غیرکلامی و تخیلی‏، اکنون به توضیح هر یک از این انواع خلاقیت‏ها می‏پردازیم‏. (الوانی‏، 1371).

خلاقیت عملی‏:

امروزه بیشتر به مهندسانی نیاز داریم که به جای دانش فنی صرف دارای فکری خلّاق باشند‏. کارخانۀ جنرال الکتریک یکی از بخش‏های خود را تماماً برای پژوهش و تحقیق دربارۀ نوعی پلاستیک که به اندازۀ فولاد مقاوم و سخت باشد‏، بسیج نموده است‏. موتور ماشینی که تمام قسمت‏های آن از پلاستیک ساخته شده باشد ، یکی از امکانات قابل تصوّر در آینده است‏.

آیا در بخشی که در آن کار می‏کنید می‏توان از مواد جدید استفاده کرد‏؟ آیا می‏توان لوله ‏هایی ساخت که در مقابل یخ ‏زدگی در زمستان مقاوم باشند‏؟ آیا می‏توان از باربند های قابل تغییر در سقف ماشین‏ها استفاده کرد‏؟ زمینۀ شغلی شما هر چه باشد، می‏توانید در آن به اختراع و نوآوری بپردازید و از این رهگذر درآمد سرشاری به دست آورید‏.

امروزه مدیران موفق بسیاری هستند که علت توفیقشان تفکر به صورت غیرسنتی است‏. به اطراف خود نگاه کنید‏. آیا می‏توان به جای دستمال کاغذی از کالای جایگزینی استفاده کرد‏؟ آیا می‏توان برای جلوگیری از ناراحتی معده‏، داروها را از طریق پوست جذب بدن نمود‏؟ این‏گونه تفکر روشی است که در آنچه عملاً وجود دارد و به کار می‏رود‏، تردید می‏کنید و به فکر جایگزینی بهتری برای آن می‏افتید‏.

خلاقیت ذهنی‏:

به جرأت می‏توان گفت امروزه هر مدیری نیازمند به ذهنی خلّاق است‏، ذهنی که بتواند او را به ایده‏های جدید رهنمون کند‏. برای موفقیت در تمامی زمینه‏های مدیریت باید از خلاقیت ذهنی بهره گرفت‏. به عنوان مثال در ارتباطات باید به طرق جدید بیاندیشیم‏. آیا نمی‏توان نشانه‏ها و علایم جدید وضع کرد که انتقال اطلاعات را سهل‏تر و ساده‏تر سازد‏؟ برای آموختن زبان‏های بیگانه و شناخت فرهنگ ملل دیگر چه راه ‏هایی وجود دارد‏؟ از اعصار کهن تاکنون تغییر و تحول عمده‏ای در زبان و خط رخ نداده است‏. آیا تاکنون زمان آن فرا نرسیده است که همان تحولی که ریاضیات جدید را به وجود آورد در سایر زمینه ‏ها نیز ایجاد گردد‏.

خلاقیت هنری‏:

مهم نیست که در چه سازمانی به مدیریت اشتغال دارید در چه زمینه ‏ای کار می‏کنید‏، هنر به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی آدمی در کار و حرفۀ شما جایگاهی والا دارد‏. آیا تا به حال به این نکته اندیشیده‏اید که از ابیات لطیف و عرفانی حافظ‏، مولانا یا خیّام چگونه می‏توان در سازمان استفاده کرد‏. موسیقی‏، شعر ونقاشی وسایر هنرها ریشه در روح انسان دارند و باعث تلطیف روان او می‏شوند‏. جنبه‏ های مختلف هنری را می‏توان در کار تبلور داد و به‏گونه ‏ای مؤثر از آن‏ها بهره گرفت‏. خلاقیت هنری تنها در بسته ‏بندی و نقاشی سالن ‏ها و معماری ساختمان به کار نمی‏آید‏، بلکه در طراحی صنعتی و فنی نیز کاربرد دارد‏. یکی از کارخانه‏هایی که به ساخت موتورهای مولد نیرو اشتغال دارد،از نظر هنری تلاش بسیار کرده است تا شکل و ابعاد موتورها از زیبایی و توازن برخوردار باشد و بتواند در ذهن خریدار تصویر زیبا و دلنشینی را از یک مولد پرقدرت تداعی کند‏.

خلاقیت غیرکلامی و تخیلی‏:

اگر بزرگسالان نیز می‏توانستند مانند کودکان به تخیلات آزاد بپردازند و اندیشه خود را در دنیای خیالات به جولان و پرواز درآورند، شاید دنیا به‏گونه‏ای دیگر توسعه می‏یافت‏. در سازمان گاهی لازم است انسان خود را از قید و بند تفکر سنتی و استدلال رها سازد و به خیال‏پردازی مشغول شود‏. اگر سقف خانه‏ها را از شیشه‏هایی بسازیم که عایق حرارت و برودت هستند‏، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد‏؟ آیا استفاده از رنگ‏های متنوع قوس و قزح در رنگ‏آمیزی سالن‏های کار به جای رنگ‏های یکنواخت روحیه‏ساز باشد‏؟ امروزه سازمان‏ها به خیال‏پردازی علمی و خلاق نیاز دارند تا بتوانند در عرصه رقابت پیشتاز باشند‏.

در خلاقیت تخیلی‏، ذهن انسان طیران می‏یابد‏، به دنیای ناشناخته‏ها پرواز می‏کند‏، به شکار نظریه‏های نو می‏پردازد‏، فرضیه‏های جدیدی را مطرح می‏سازد و الگوهای بدیعی را ارائه می‏کند‏.

محرکهای خلاقیت:

برخی بر این تصوّرند که هر کسی که مراحل فرآیند خلاقیت که پیش از این توضیح داده شد، را طی کند می‏تواند فرد خلّاقی باشد‏. ولی تجارب اجتماعی نشان می‏دهد که بعضی از افراد در سازمان‏ها خلّاق‏تر از دیگران هستند‏. چرا‏؟ شاید یکی از علت‏ها این باشد که سازمان‏ها می‏توانند مشوق یا بازدارنده خلاقیت افراد باشند‏. به هر حال‏، راه‏ های عمده‏ای که می‏تواند محرک خلاقیت باشد ، عبارتند از‏: (رضائیان‏، 1374).

فضای خلّاق‏:

یکی از راه‏های مهم ظهور نوآوری‏، به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است‏، بدین معنی که مدیریت باید همیشه آماده شنیدن ایده‏های جدید از هر کس در سازمان باشد‏. درواقع سازمان باید در جستجوی این‏گونه فکر ها باشد و تنها منتظر ارائه اندیشه جدید نماند‏. برای این که خلاقیت به وقوع بپیوندد‏، باید چنان نگرشی وجود داشته باشد تا از پیشنهاد هایی که مبتنی بر تغییر شرایط موجودند‏، استقبال کند‏. یک نگاه سرد یا بهت‏ زدۀ رئیس به زیردستی که پیشنهاد ارائه کرده است، به وی می‏فهماند که دیگر از این نوع پیشنهاد ها ندهد‏. جدای از این که نظر مدیریت در زبان و ظاهر درباره خلاقیت چیست‏؟ ـ طرفداری می‏کند یا مخالف ـ ملاک اصلی برای پیشنهاد دهنده‏، آن چیزی است که مدیر در عمل انجام می‏دهد‏، نه سخن او ـ افرادی که از جانب رؤسای خود به خاطر پیشنهادات دفع می‏شوند ، فوراً می‏فهمند که بهتر است افکارشان را نزد خودشان نگه دارند‏.

این‏ بدان معنا نیست که هر فکر خلّاقی باید مورد قبول قرار گیرد و توسط سازمان به کار گرفته شود‏، بلکه بدین معنی است که‏، هر فکری باید به‏طور جدّی مورد دقت و تحلیل قرار گیرد‏. و در صورت به کار گرفته نشدن‏، دلیل ردّ آن به دقت برای پیشنهاد دهنده‏، تشریح گردد‏. اظهاراتی نظیر‏: «هرگز عملی نیست‏.» و یا «ما این فکر را ده سال پیش آزمایش کردیم و موفق نبود‏.»‏، کافی نیست‏. این‏گونه اظهارات دلیل بر آن است که مدیریت به‏طور جدّی به پیشنهاد توجه نکرده است‏.

 

دادن وقت برای خلاقیت‏:

موضوعات انحرافی (غیراصلی) محیط کار‏، اغلب مدیران و کارکنان رااز خلّاق بودن باز می‏دارد‏. برخورد با مسائل فوری و فوتی ممکن است بیشتر وقت روزانه فرد را بگیرد‏؛ اغلب فرصتی که باقی می‏ماند‏، یا اندک است‏، یا هیچ فرصتی برای تفکر خلّاق نمی‏ماند‏. برای مبارزه با این مسئله بعضی از شرکت ‏ها در هر روز‏، مدت زمانی را برای اندیشیدن و خلاقیت افراد کنار می‏گذارند‏. در هر روز ساعتی فرصت داشتن‏، برای تمرکز بر روی مسائل و ارائه راه‏حل برای آن‏ها‏، به مدیران امکان می‏دهد تا به تفحص افکار جدید بپردازد‏. مادامی که مدیران در دفترشان به تفکر و تدبر مشغولند‏، باید سعی شود تا چیزی موجب گسستگی افکارشان نشود و کسی مزاحمشان نگردد‏. بعضی از شرکت‏ ها برای این منظور‏، دفتر مخصوصی را به هر یک از کارکنان که شایستگی لازم را دارند‏، اختصاص می‏دهند‏، این دفتر به‏گونه‏ای طراحی شده که مزاحمت‏ها به حداقل برسد‏. همه سازمان‏ها از این روش پیروی نمی‏کنند‏، سازمانی ممکن است وقت یا جایی را برای خلاقیت اختصاص ندهد ولی افراد را به برنامه‏ریزی در کار خود برای یافتن فرصت جهت تفکر خلّاق تشویق کند‏.

برقراری سیستم پیشنهادات‏:

یکی از روش‏ های ترغیب خلاقیت‏، برقراری سیستم دریافت پیشنهادات است‏. بدین ترتیب روشی برای ارائه پیشنهادات فراهم می‏شود‏. برای مثال‏، صندوق پیشنهادات را می‏توان در هر واحدی قرار داد‏، فرم مخصوص دریافت نظرات و پیشنهادات را تهیه کرد و جایزه‏ای نقدی یا تقدیرنامه ‏ای برای پیشنهادات مفید و سازنده درنظر گرفت‏، ولی دادن پاداش کافی نیست‏. کارکنان باید اعتقاد پیدا کنند که مدیریت واقعاً به ایده‏های آنان نیاز دارد و لازمۀ ایجاد چنین اعتقادی در کارکنان این است که مدیر هر پیشنهادی را به‏طور جدّی مورد بررسی قرار دهد و اگر فکری پذیرفته نشد ، علّت آن را برای صاحب فکر و پیشنهاد دهندۀ آن توضیح دهد‏.

ایجاد واحد مخصوص خلاقیت‏:

گاهی گروه خاصی از کارکنان برای نوآوری و خلاقیت استخدام می‏شوند و در بعضی از سازمان‏ها این گروه را واحد “پژوهش و توسعه” می‏نامند‏. این‏گونه واحد ها وقتشان را صرف یافتن ایده‏های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول می‏کنند و گاهی پژوهش محض انجام می‏دهند‏. این‏گونه پژوهش ها برای پیشرفت دانش‏، بدون تلاش برای یافتن کاربرد فوری آن صورت می‏گیرد‏. البته بعد ها این اندیشه‏ های محض می‏تواند جنبه کاربردی داشته باشد‏. ولی امروزه پژوهش های کاربردی ، بیشتر معمول و مورد توجه است‏.

آموزش‏:

یکی دیگر از عوامل کمک‏کنندۀ پرورش و بروز خلاقیت و نوآوری، آموزش است‏. تافلر مهم ‏ترین فعالیت وراه رویارویی با تحولات عظیم در زندگی آینده را برای پذیرش تغییر‏، آموزش می‏داند‏. آموزش مؤثر و پرمایه به افراد کمک می‏کند تا آن ها بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارایی بیشتری کار کنند‏.

بدیهی است که افراد هر چقدر دانش و آموزش بهتر در مورد کار خود برخوردار باشند‏، فرآیند یادگیری آن‏ ها بهتر است و به ارائه اندیشه ها و نظرات مفیدتری برای بهبود کار می‏پردازند‏. مدیران باید بدانند که یکی از هدف‏ های مهم در آموزش در محیط پرتلاطم و متغیر کنونی‏، آموختن شیوه‏های خلاقیت و نوآوری است‏. مسلماً اولین عاملی که باعث توسعه خلاقیت خواهد شد‏، آموزش است‏. در سال 1970 شرکتی در خارج قرار شد سیستم تولید را کامپیوتری کند‏. بیش از 15 سال از شروع کامپیوتر نمی‏گذشت و در سطح شرکت فقط دو دستگاه کامپیوتر وجود داشت‏. اولین اقدام مدیران این شرکت آموزش یک دوره 6 ماهه در زمینۀ کامپیوتر و سایر روش‏ ها و اطلاعات مدیریتی بود‏. بعداً در این شرکت خلاقیت ‏های جدیدی ایجاد شد که مطمئناً این آموزش‏ها در آن نقش اساسی داشت‏.

به اعتقاد من اگر خلاقیت هم ‏زمان با آموزش نباشد، اجرای آن تقریباً محال و غیرممکن است‏. در کشور ما متأسفانه همه احساس می‏کنند که همه چیز را می‏دانند و همین ضعف باعث شده است که به آموزش و پژوهش ها، بهای کمتری داده شود‏. شرکت ‏هایی که امروزه در دنیا حرف اول را می‏زنند، بودجه زیادی را به مسئله پژوهش و توسعه اختصاص داده‏اند‏.

بدون شک با تغییرات تکنولوژیکی فراوانی که در جوامع بشری صورت پذیرفته است‏، امروزه مشاغل موجود در سازمان‏ها نیز تحول یافته ‏اند و انسان ‏های مورد نیاز برای این مشاغل‏، افرادی نیستند که تنها در یک موضوع شغلی دارای مهارت و دانش باشند‏، بلکه جوامع نوین به انسان ‏هایی توسعه یافته نیاز دارند که بتوانند با بینش مناسب‏، مجموعه‏ای از مهارت‏های مختلف را در مشاغل متعدد به کار گیرند‏، انسان‏هایی که با خلاقیت‏، ابتکار‏، دانش و مهارت گسترده‏، ضمن انجام دادن بهینۀ مأموریت‏های شغلی به تحقق اهداف سازمان خود کمک کنند‏.

واقعیت این است که در جهان امروز آنچه بیش از همه دارای اهمیت است‏، نیروی انسانی است‏. به‏طوری که اقتصاد دانان معتقدند آن چه در نهایت خصوصیت روند توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تعیین می‏کند‏، منابع انسانی آن کشور است و نه سرمایه و یا منابع مادی دیگر‏، این منابع انسانی هستند که سرمایه‏ ها را متراکم می‏سازند‏، از منابع طبیعی بهره‏ برداری می‏کنند‏، سازمان‏ های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را به وجود می‏آورند و توسعه ملی را پیش می‏برند‏، کشوری که نتواند مهارت‏ ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره ‏برداری کند‏، قادر نیست هیچ‏ چیز دیگری را توسعه بخشد‏.

بنابراین‏، با توجه به روند مستمر و مداوم تغییر و تحول در شئون مختلف حیات اجتماعی‏، پیشرفت‏ های شگرف و عمیق در علوم و فنون گوناگون‏، پیشرفت تکنولوژی و تأثیرات عمیق آن در عرصه‏های مختلف فعالیت‏ های تولیدی و خدماتی مؤسسات و سازمان‏ها‏، نیاز به آموزش و بهسازی نیروی انسانی شاغل در یک سازمان را افزایش داده و آن را ضروری ساخته است‏. یکی از نویسندگان نقل می‏کند که‏: «دانش بشری هر پنج سال یک‏بار ، دو برابر افزایش می‏یابد و این افزایش همه چیز را در حال تغییر و تحول قرار می‏دهد‏. پس چگونه می‏توان منابع انسانی یک سازمان را با این تغییر و تحولات آشنا نکرد‏؟ بدیهی است در صورت بی ‏توجهی به امر آموزش کارکنان‏، سرنوشت و بقای سازمان به خطر خواهد افتاد‏. به همین علت‏، در کشورهای پیشرفتۀ امروز معمولاً نیروی انسانی حداقل هر سال یک ‏بار به کلاس آموزش می‏روند‏.»

بررسی ‏ها نشان می‏دهد که آموزش کارکنان منجر به حفظ تداوم و بقای سازمان شده است‏. یک بررسی سه ساله در سنگاپور نشان داده است که 17 درصد شرکت‏ های تجاری و صنعتی این کشور ورشکست شده‏اند‏. در حالی که این نسبت در مورد شرکت‏ هایی که برنامه آموزش کارکنان را انجام داده‏اند ، کمتر از 1 درصد بوده است‏.

حیات سازمان تا حدود زیادی بستگی به مهارت ‏ها و آگاهی ‏ها و دانش مختلف کارکنان دارد‏. هر چه افراد آموزش‏دیده تر باشند‏، بهتر می‏توانند در ارتقاء سطح کارایی سازمان سهیم باشند‏. هم چنین کارکنان آموزش‏دیده بیشتر قادرند خود را با فشار های محیطی متغیر‏، هماهنگ سازند‏. بنابراین رشد و بقای سازمان و قابلیت سازگاری سازمان با تغییرات محیطی بستگی به رشد و توسعه کارکنان دارد‏. ویلیام جیمز[1] از دانشگاه هاروارد‏، بررسی کرد که کارکنان با 20 تا 30 درصد توانایی خود کار می‏کنند‏. پژوهش وی نشان داد که اگر کارکنان آموزش ببینند ، به‏طور شایسته برانگیخته شده و 80 تا 90 درصد توانایی ‏ها و صلاحیت ‏های خود را بروز می‏دهند‏.

مسلماً هدف هر فعالیت آموزشی‏، تغییر در رفتار عملی فرد است‏، این تغییر منجر به بهبود مهارت ‏ها می‏گردد و سطح دانش موجود فرد را افزایش می‏دهد‏. به‏طوری که کارگر یا کارمند بتواند شغل فعلی خود را به‏طور مؤثر و کارآمد انجام دهد و آمادگی لازم برای ارتقاء شغلی همراه با مسئولیت‏ های بیشتر را به دست آورد‏. در هر حال‏، اثربخشی کارکرد های هر سازمان در یک سطح رضایت ‏بخش‏، مستلزم آموزش ضمن خدمت کارکنان است‏، لذا سازمان باید فرصت‏ هایی را برای آموزش مستمر کارکنان تدارک بیند‏. برنامه ‏های آموزشی کارکنان در یک سازمان می‏تواند نیاز به نیروی انسانی متخصص درآینده رانیزرفع کند وتضمینی برای حل مشکلات کارکنان باشد‏، برنامه ‏های آموزش و توسعه با توجه به نیاز های سازمان طراحی شده و افرادی را که احتمال دارد در یک یا دو سال آینده متصدی شغل بالاتر گردند‏، آماده می‏سازند‏. طی برنامه ‏های آموزش و توسعه کوشش می‏شود تا برای شرکت‏کنندگان آگاهی علمی و تجربۀ عملی در زمینه ‏های مورد نظر ایجاد شود‏، بینش و طرز فکر آنان نسبت به شغل و سازمان وسعت یابد و اعتماد به نفس و حس مسئولیت‏پذیری در آنان تقویت گردد تا نهایتاً برای تصدی شغل بالاتر حائز شرایط گردد‏.

«بی‏. ام‏. اس» و «جی اوگان» اشاره می‏کنند که سه عامل وجود دارد که فعالیت ‏های آموزشی کارکنان را ضروری ساخته است‏:

پیشرفت تکنولوژی‏:

اتوماسیون و مکانیزه کردن کارخانه برای بقای سازمان ضروری است‏. افزودن بر این‏، آموزش کارکنان برای کسب مهارت نیزاساسی ومهم است‏. مهارت ‏های جدیدی برای کار کردن با ماشین‏آلات جدید‏، فرآنید وتکنیک‏ های جدیدتولید لازمست که این مهم ازطریق آموزش ضمن خدمت حاصل است‏.

پیچیدگی سازمان‏:

با افزایش ماشینی شدن‏، اتوماسیون و توسعۀ تکنولوژی‏، بسیاری از سازمان ‏ها به صورت یک سازمان پیچیده درآمده‏اند‏. در سازمان هایی که می‏خواهند تولید انبوه داشته باشند و این امر‏، منجر به پیچیده شدن مکانیسم‏ های کنترل‏، سلسله‏ مراتب اداری و ساختار سازمانی شده است‏، همچنین هماهنگی و انسجام فعالیت‏ های سازمانی را دشوار ساخته است‏. این پیچیدگی ‏ها‏، نیاز به آموزش و باز آموزی در تمام سطوح‏، از مدیران سطح بالا تا کارگران را ضروری ساخته است‏.

روابط انسانی‏:

رشد و پیچیدگی سازمان‏ها‏، منجر به بروز مشکلات انسانی گوناگونی مانند ازخود بیگانگی‏، مشکلات درون ‏فردی و درون‏ گروهی شده است‏. به همین دلیل‏، آموزش در زمینۀ روابط انسانی برای حل مشکلات انسانی ضرورت می‏یابد‏.

با توجه به عوامل فوق‏، در حقیقت به منظور استفادۀ صحیح از تکنولوژی نوین و هماهنگ نمودن کارکنان با پیشرفت ‏های علمی‏، ضرورت آموزش مداوم آشکار می‏گردد‏. آموزش نمی‏تواند صرفاً به آنچه در ابتدای کار به کارمند یا کارگر آموخته می‏شود محدود گردد و باید امری مداوم و مستمر باشد‏.

بنابراین آموزش و بهسازی منابع انسانی باعث بینش و بصیرت عمیق‏تر‏، دانش و معرفت بالاتر و مهارت بیشتر انسان‏های شاغل در سازمان برای اجرای وظایف محوله می‏شود و در نتیجه موجب نیل به هدف‏ های سازمانی با کارایی و ثمر بخشی بهتر و بیشتر می‏گردد‏. امروزه کمتر سازمانی قادر است بدون آموزش کارکنان خود بهبود و توسعه یابد‏. بر اثر آموزش‏، در فرد دگرگونی و تغییرات بنیادی فکری‏، دانشی‏، و مهارتی ایجاد می‏شود و فرد به سوی ارزش ‏های جدید برتری گرایش پیدا می‏کند‏، فرد آمادگی می‏یابد تا متأثر و متحول شود و از قالب فکری قبلی خود خارج و آماده تغییر گردد‏. درحقیقت شعر حکمت‏آمیز معروف «توانا بود هر که دانا بود» مصداق واقعی همین مطلب است‏.

آموزش همواره به عنوان وسیله‏ای مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مدنظر قرار دارد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی و حاد هر سازمان را تشکیل می‏دهد‏. نظام آموزشی سازمان باید طوری باشد که جدید ترین اطلاعات مربوط به دانش فنی کار‏، مهارت ‏ها و بینش لازم را به کارکنان ارائه دهد تا برای احراز مشاغل مختلف همواره آمادگی کافی را داشته باشد‏. «آموزش ضمن خدمت تنها برای تقویت تخصص و توانایی‏ های کارمند برای انجام دادن شغلی که در حال حاضر به عهده دارد نیست‏، بلکه این آموزش برای آماده کردن کارمند و تعلیم او به منظور احراز مشاغل بالاتر ضرورت دارد‏.»

بنابراین چنان چه کارکنان یک سازمان خوب آموزش ببینند‏، سرپرستان و مدیران به نظارت زیاد در مورد زیر دستان خود نیاز نخواهند داشت و در عین حال می‏توانند آن ‏ها را برای احراز مشاغل بالاتر و پر مسئولیت آماده سازند‏، زیرا کارکنان در پرتو آموزش صحیح است که می‏توانند وظایف خود را به نحو مطلوب انجام دهند‏.

[1] . William Jamsدانلود متن کامل پایان نامه با فرمت ورد

جولای 27

پایان نامه ارشد:تاثیر تداعی برند مبتنی بر تجربه مرتبط با کارکنان بر اعتماد به برند

۱۰ برند از نظر آکر

در میان دانشمندان و صاحب نظران حوزه ی برند، بی گمان آقای دیوید اکر  نام آور ترین و بلکه موثر ترین ایشان می‎‎باشد. مکتبی که آقای دیوید آکر در برند پایه گذاری کرده است را شاید بتوان ” مکتب طراحی ” نامید. زیرا در پی ارایه مراحل و روش تدوین و معماری یک برند پایا و پایدار می‎‎باشد . هرچند که این نگاه در کتاب مهم ایشان ” مدیریت ارزش ویژه برند” و ساختن برند های توانمند” دیده می‎‎شود، اما جای پای این رویکرد در کتابی که با اریک یواخیم اشتالر [۱]به نام ” رهبری برند [۲] نگاشته بسیار پررنگ تر است. (شفیعی و دیگران، ۱۳۸۸، ص۲)

یکی از پایه ای ترین مفاهیم و سازه هایی که در این مکتب توسط خود آکر مطرح می‎‎شود ” ارزش ویژه برند ” است. (شفیعی و دیگران، ۱۳۸۸، ص۳)که از دلایل مهم این شهرت، نقش استراتژیک و مهم ارزش ویژه برند در تصمیمات مدیریتی و ایجاد مزیت رقابتی بر سازمان ها و مشتریان آن ها می‎‎باشد. (اتیلگان [۳]وهمکاران، ۲۰۰۷، ص۱۰۵) ارزش ویژه برند سازمانهارا قادر می‎‎سازد که علاوه بر حفظ سهم بازار خود، مبلغ بیشتری را نیز در ازای برند خود مطالبه نمایند.(لی و بک[۴]، ۲۰۰۹، ص۳۳) بنابر این ارزش ویژه برند باعث سود آوری برند شده و برای سازمان، جریان نقدی ایجاد می‎‎نماید.(بویل[۵] و همکاران، ۲۰۰۸، ص۴۵) یک برند قوی می‎‎تواند با ارزش ترین دارایی[۶] یک موسسه تجاری محسوب می‎‎شود زیرا باعث می‎‎شود سازمان بتواند حاشیه سود بیشتر، کانالهای همکاری بهتر و همچنین مزایای دیگر را بدست آورد . (اولسون[۷]، ۲۰۰۸، ص۱۱۵) برند می‎‎تواند باعث تمایز در قیمت و یا مقدار تقاضای کالاها و خدمات مشابه شود. (رولاس[۸]، ۲۰۰۶، ۷۱)ارزش ویژه برند یک ساختار چند بعدی است که شامل جنبه نگرشی (آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده و تداعی برند ) و جنبه رفتاری ( وفاداری برند ) می‎‎باشد . آکر مفهوم ارزش ویژه برند را با ترکیب جنبه های نگرشی و رفتاری بیان نموده و احتمالا جامع ترین چهارچوب را برای بررسی ارزش ویژه برند ایجاد کرده است. مدل مفهومی آکر رایج ترین مدل پذیرفته شده در زمینه ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری است.

 

 

 

شکل ۲-۲) مدل ارزش ویژه برند، اکر (۱۹۹۱)(بورن مارک[۹]، ۲۰۰۵، ص۵)

 

شکل شماره (۲) پیشایند ها و پیامد های ارزش ویژه برند از دیدگاه آکر را نشان می‎‎دهد. این پیشایند ها عبارتند از وفاداری به برند، آگاهای از برند، تصویر برند، کیفیت ادراک شده و سایر داریی هایبا ارزش برند . آکر معتقد است که ارزش ویژه برند هم برای شرکت و هم برای مشتری ارزش ایجاد می‎‎کند و ارزش ایجاد شده برای مشتری، منجر به افزایش ارزش ایجاد شده برای شرکت می‎‎شود .

تلاش جهت خلق برند

ابعاد ارزش ویژه برند

ارزش ویژه برند

ارزش برای مشتری

ارزش برای شرکت

شکل ۲-۳) پیشایند ها و پیامد های ارزش ویژه برند(بامرتو ویرلی[۱۰]به نقل از گیلانی نیا و همکاران، ۱۳۸۹، ص۱۰۶)

 

 

شکل شماره (۳) تشریح ارزش ویژه نام و نشان تجاری آکر می‎‎باشد:

 

نام و نشان تجاری آکر می باشد:

نام ارزش ویژه برند تجاری

وفاداری به نام تجاری

آگاهی از نام تجاری

کیفیت ادراک شده

پیوند های نام تجاری

دیگر دارایی های اختصاصی نام تجاری

۱٫مزیت رقابتی     

۱٫کمک به پردازش اطلاعات تمایز / جایگاه یابی۲٫ دلیلی برای خرید نام تجاری

۳٫ ایجاد گسترش و احساس مثبت گسترش

۱٫دلیلی برای خرید نام تجاری تمایز / جایگاه یابی قیمت۲٫ قیمت

۳٫ جلب علاقه اعضای کانال توزیع و گسترش

۱٫تکیه گاهی برای دیگر پیوند های نام تجاری۲٫ نشانه ای برای پایداری/ تعهد مورد توجه قرار گرفت

۱٫کاهش هزینه های بازاریابی اهرم تجاری۲٫جذب مشتریان جدید

۳٫ایجاد آگاهی

۴٫اطمینان مجدد

۵٫زمانی برای پاسخ به تهدیدات رقابتی

ایجاد ارزش برای شرکت از طریق افزایش-کاریابی و اثر بخشی برنامه های بازاریابی

-قیمت/ حاشیه سود

-گسترش نام تجاری

– مزیت رقابتی

۱٫فراهم نمودن ارزش برای مشتریان از طریق تقویت:-تغییر/ پردازش اطلاعات

-اطمینان در تصمیم خرید

-رضایت در استفاده نام تجاری

 

 

شکل ۲-۴) مدل تشریحی ارزش ویژه نام و نشان تجاری آکر (رحیمی هلری و همکاران ، ۱۳۸۴، ص ۲۴)

 

۲-۲-۱۰-۱ ارزش ویژه برند

ارزش ویژه برند به روش های مختلف برای اهداف متفاوتی تعریف شده است. ولی تاکنون، هیچ اتفاق نظری مشترک به دست نیامده است. (کلر، ۲۰۰۳، ص۲۰)این مفهوم می‎‎تواند از دید تولید کننده، خرده فروش یا مشتری مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در حای که تولید کنندگان و خرده فروشان به کارکردهای استراتژیک ارزش ویژه برند تمایل دارند، سرمایه گذاران بیشتر به مفهوم مالی تعریف شده علاقه نشان می‎‎دهند.(کاب والگرن [۱۱]و همکاران، ۱۹۹۵، ص۳۰)

تعاریف ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری به موضوع از دیدگاه مشتری نزدیک می‎‎شود، خواه مشتری یک فرد باشد یا سازمان . آن ها ادعا می‎‎کنند برای اینکه برند ارزش داشته باشد باید از جانب مشتریان ارزشمند تلقی شود. به ایت ترتیب، قدرت برند در آنچه مشتریان در طول زمان و تجارب خود نسبت به برند آموخته، احساس کرده، دیده یا شنیده اند نهفته است . (کلر، ۲۰۰۳، ص۱۲)اگر برند هیچ معنا و مفهومی برای مشتری نداشته باشد هیچ یک از تعاریف دیگر معنا دار نخواهد بود.(کلر، ۱۹۹۳، ص۱۰) یکی از جامع ترین و عمومی ترین تعاریف از ارزش ویژه برند عبارت است از :« مجموعه ای از قابلیت ها و دارایی های ضمیمه‎ی یک برند، نام و نشانه ای است که به ارزش ارائه شده توسط یک محصول برای شرکت و مشتریانش افزوده و یا از آن ارزش کسر می‎‎کند». (اکر، ۱۹۹۱، ص۱۵)

مجموعه ای از دارایی ها و تعهدات پیوند یافته با یک برند، آن نام و سمبلی است که موجب افزایش و یا کاهش ارزش حاصل از یک محصول یا خدمت برای یک شرکت و یا مشتریان آن شرکت می‎‎شود .این متغیر به وسیله مقیاس کلی (ترجیح و برتری) و مقیاس چند بعدی ( احساس مثبت نسبت به برند و علاقه دوستان و آشنایان به برند و …) مورد سنجش قرار می‎‎گیرد . (گیلانی نیا و همکاران، ۱۳۸۹، ص۱۱۰)

[۱] Eric Joachim Ashtalr

[۲] Brand Leadership

[۳] Atilgan

[۴] Lee& Back

[۵] Buil

[۶] Assets

[۷] Olson

[۸] Roulac

[۹] Bornmark

[۱۰] Bamert & Wehrli

[۱۱] Cobb- walgren

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

جولای 25

پایان نامه طراحی واحدمند سوییچ فابریک شبکه سوییچ پاکتی با روش های مختلف و مقایسه عملکرد آنها

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تهران جنوب

دانشکده تحصیلات تکمیلی

M.Sc” پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

گرایش: مهندسی برق- مخابرات

عنوان:

طراحی واحدمند سوییچ فابریک شبکه سوییچ پاکتی با روش های مختلف و مقایسه عملکرد آنها

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

ATM انقلابی در زیرساخت مخابرات است که صوت، دیتا و ویدئو را در سرعتهای خیلی زیاد یکپارچه می کند. ATM همچنین نیازمندی های مختلف کیفیت سرویس (QOS) را برای انواع سرویس های مولتی مدیایی فراهم می کند.

تکنیک های سوییچینگ مختلفی برای طراحی شبکه های سوییچ ATM بکار می رود و ما برای طراحی شبکه های سوییچ ATM بصورت واحدمند از قطعات output Buffered واحدمند m*m و ترکیبی از روش های clos و crossbar استفاده کرده ایم. در صورتی که این قطعات علاوه بر m شریان ورودی و m شریان خروجی، دو شریان کنترلی دیگر را نیز حمایت نمایند که یکی بصورت سریال در هر قطعه زمانی وضعیت بافرهای خروجی را به بیرون ارسال و دیگری فرمان ارسال را به m شریان خروجی اعمال نماید با این قطعات می توان سوییچ های با اندازه بزرگ طراحی نمود.

نظر به اینکه هر سلول ورودی به این شبکه های سوییچ می تواند از تعدادی مسیر برای رسیدن به خروجی مورد نظر استفاده نماید تخصیص مسیر مناسب اثر چشمگیری در جلوگیری از تاخیر خواهد داشت. الگوریتمی که می نیمم تاخیر را ایجاد نماید و از ایجاد صف در طبقات مختلف سوییچ جلوگیری نماید در این پروژه مورد طراحی قرار گرفته است و نتایج شبیه سازی شده این روش با روش استفاده از مسیرهای Random مقایسه و بهبود چشمگیر عملکرد این روش نشان داده شده است.

مقدمه

طبیعت واحدمند و توزیع شده اینترنت به افزایش محبوبیت بیش از حد آن کمک می کند که منجر به رشد نمایی در حجم ترافیک و تقاضای بی سابقه برای ظرفیت شبکه هسته گردیده است.

از اینرو فراهم کنندگان شبکه با نیاز فراهم کردن یک شبکه زیرساخت جدید که بتواند رشد ترافیک را در شبکه هسته فراهم کند مواجه شده اند. پیشرفت در خروجی (throughput) فیبر و تکنولوژی های انتقال نوری اپراتورها را قادر کرده است تا ظرفیتهای بسیار بالایی را بکار گیرند در حالیکه پیشرفت در تکنولوژیهای سوییچ / روترپاکتی نسبتاً آهسته تر بوده است از اینرو هنوز قادر به رقابت با سرعت در لینکهای انتقال نیستند.

در حالی که کریرها تجهیزات DWDM و فیبر را به کار می برند تا ظرفیت را افزایش دهند، تکنولوژی های سوییچینگ پاکتی با سرعت بالا (ترابیت) و ظرفیت زیاد مورد نیاز هستند تا ترافیک را در لینکهای با سرعت بالا جمع کنند.

تکنولوژی های سوییچینگ سرعت بالا که در اینجا بررسی می شوند برای سوییچ های ATM و روترهای IP مشترک هستند. اختلاف بین سوییچ های ATM و روترهای IP در کارتهای خط می باشد بنابراین هر دو سیستم می توانند با استفاده از یک سوییچ فابریک مشترک با کارتهای خط مناسب خود ساخته شوند.

چندین معیار طراحی باید هنگام طراحی یک سوییچ پاکتی در نظر گرفته شود. اولاً سوییچ باید تأخیر کم و احتمال cell loss کوچک و ماکزیمم خروجی نزدیک به 100% را فراهم کند. قابلیت پشتیبانی خطوط ورودی سرعت بالا نیز یک معیار مهم برای سرویسهای مولتی مدیا مثل ویدئو کنفرانس می باشد. لازم است Self-routing و کنترل توزیع شده در سوییچ های با مقیاس بزرگ پیاده سازی شود.

در این پروژه ابتدا در فصل اول سیستم های سوییچ ATM، اساس کار و ساختارشان شرح داده می شود و سپس سیستم های روتر IP، فانکشنها و ساختار شان بیان می شود و آنگاه معیارهای طراحی سوییچ ها بررسی می گردد. در فصل دوم اساس و مفاهیم سوییچینگ پاکتی را توضیح می دهیم و دسته بندی معماریهای سوییچ را بیان کرده و تکنیک های سوییچینگ مختلفی که در سوییچ های ATM و روترهای ظرفیت بالا بکار گرفته می شوند را از نظر ساختار، مزایا و محدودیت ها مورد بررسی قرار می دهیم. آنگاه Performance سوییچ های اصلی را بصورت محاسبات ریاضی و نتایج شبیه سازی شده نشان می دهیم.

در فصل سوم و چهارم کارهای انجام شده در زمینه شبکه های سوییچ واحدمند مبتنی بر شبکه های کراس بار و clos و کارایی (Performance) آنها بررسی می شود. از این دو روش می توان جهت طراحی سوییچ های واحدمند استفاده نمود.

در فصل پنجم الگوریتم جدیدی جهت تخصیص مسیر به سلول های رسیده در شبکه های سوییچ ATM واحدمند ارائه می کنیم بطوریکه Performance سوییچ را بهبود بخشد و سپس در فصل ششم نتایج شبیه سازی شده این روش با روش استفاده از مسیرهای Random را مقایسه و بهبود چشمگیر عملکرد این روش را نشان می دهیم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

جولای 18

پایان نامه ارائه مدل شکل‌گیری برند با رویکرد پویایی سیستم

مقدمه

در دنیای پر رقابت فعلی که محصولات مختلف با بکارگیری روش‌های صحیح، امکان موفقیت در بازار را دارند، برای موفقیت باید به دارائی‌های نامشهود شرکت بیش از پیش توجه کرده تا در این عرصه رقابت باقی بمانیم. یکی از مهمترین دارائی‌های نامشهود، برند و جایگاه آن در ذهن مصرف‌کننده می‌باشد (فلور[۱]،۲۰۰۶). برند به عنوان محرک اصلی ارزش شرکت‌ها در قرن بیست و یکم بشمار رفته و از فواید و اهمیت بسیاری برای شرکت و مشتریان برخوردار می‌باشد. برند می‌تواند به عنوان ابزار دفاعی بازاریابی بکار رود که  مشتریان کنونی را‍ حفظ می‌کند و همینطور بعنوان یک ابزار تهاجمی بازاریابی بکار رود که مشتریان جدیدی را بدست آورد(سوینی و سوایت، ۲۰۰۸).. برند یک الزام استراتژیک است که سازمان‌ها را در جهت خلق ارزش بیشتر برای مشتریان و همچنین ایجاد مزیت‌های رقابتی پایدار کمک می‌کند(کلر[۲]،۱۹۹۳).‌ مدیران و پژوهشگران، دنیای آینده بازاریابی را جهان مدیریت برند و فعالیت‌های پیرامون برندسازی نام نهاده‌اند. شاید هیچ سرمایه ای بیش از یک نام قدرتمند، معتبر و ارزش آفرین برای سازمان‌ها کارآمد نباشد(رحیم نیا و فاطمی،۱۳۹۱).

 

۲-۲- برند 

ابتدا به بیان تاریخچه خلق برند و تعریف واژه برند می‌پردازیم.

 

۲-۲-۱-تاریخچه خلق برند  

  برند قدمتی بسیار طولانی دارد. بطوری که برخی آن را به دوره مصر باستان و حتی ادوان کهن‌تر نسبت داده‌اند(کاتلر[۳]،۲۰۰۱). فلسفه غرب در دورانیونان باستان، پایه گذاری شد و همزمان با آن، فلسفه شکل‌گیری برند پا به عرصه وجود نهاد .به عبارت دیگر، بسیاری از مفاهیمی که امروزه در قالب مدیریت برند بکار می‌بریم، توسط اندیشمندان بزرگ دنیای کهن، پایه‌گذاری گردیده است. فیلسوفان پیش از سقراط، پایه‌های اولیه فلسفه برند را بنا نهادند. یکی از برجسته‌ترین این فیلسوفان، هراکلیتوس بود .با این حال، سقراط، در دنیای فلسفه، نام خود را به عنوان آغازگر و پایه گذار فلسفه برند به جهانیان شناساند و پس از وی، افلاطون و ارسطو، مسیری را که او آغاز کرده بود ادامه دادند و تفکرات فلسفی خود را برای تمام متفکران ۲۰۰۰ سال بعد از خود، پایه گذاری نمودند و به این ترتیب برای اولین بار در تاریخ ” فلسفه خلق برند” شکل گرفت و رفته رفته تکامل یافت .هراکلیتوس معتقد بود» که ارتباط پنهان، همیشه مستحکم‌تر و قوی‌تر از ارتباط آشکار است ایجاد برند، در زمره ارتباط‌های پنهان و در عین حال مستحکم و جدایی‌ناپذیر است. هراکلیتوس ما را در مسیر شناسایی و از ابهام درآوردن برخی از اجزاء و مبانی تفکر فلسفی مرتبط با بحث برند قرار می‌دهد. شاید بتوان گفت که بزر گ‌ترین تفکری که هراکلیتوس پایه‌گذاری نمود این بود که جهان به طور مستمر در حال تغییر و تحول است و همه چیز در مسیر جریان تحولات است. هیچ چیز ثابت نیست و همه چیز دائما در حال تغییر و تحول است. زمانی که کمی عمیق‌تر به اعتقادات هراکلیتوس بیاندیشیم، می‌بینیم این مطلب، تمامی مفاهیمی را که در مباحث  بازاریابی و پایه‌گذاری برندها مطرح شده است، در بر می‌گیرد. باورهای هراکلیتوس به این معنا هستند که مدیران بازاریابی و برند، باید سنگ بنای فعالیت‌های خود را بر این فلسفه قرار دهند،که همه چیز در هر زمان در حال تغییر و دگرگونی است.

   هر نوع تشابه یا تظاهر به ثبات صرفاً سراب و خیال‌پردازی است. برند به هیچ وجه از نظر ماهیت از سایر موجودیت‌های جهان، مستثنی نیستند .برعکس، برند ثبات بسیار کم‌تر ی نسبت به موجودیت‌های دیگر دارند چون آنها فقط در ذهن مصرف‌کنندگان فعلی و بالقوه، وجود دارند .زمانی که هراکلیتوس این اندیشه های فلسفی را بیان کرد اصول اولیه بازرگانان هم عصر خود را (۵۰۰سال قبل از میلاد مسیح) به چالش کشاند .آنها براین باور بودند که مدیریت برند به مفهوم خلق، توسعه و حفظ آن است. ‌به عبارت دیگر فرضیه اصلی ذهن آنها این بود که برند مانند اجزاء معماری یک ساختمان هستند و باید آنها را یکی یکی در کنار هم چید تا نهایتاً این ساختمان، شکل گیرد و زمانی که شکل گرفت تا پایان عمر خود به همان حالت باقی می‌ماند. برخی از بازاریابان و مدیران کسب و کارها، امروزه نیز نسبت به برند چنین دیدگاهی دارند. آنها ساده لوحانه بر این باورند که برند در دنیای دگرگون کسب و کار امروز مانند نقاط ثابت و بدون تغییری هستند، اما چنین بنیان فکری برای مدیر بازاریابی که دردنیای امروز فعالیت میکند، مهلک و کشنده است.در دنیای برند، هیچ چیز ثابت نیست. همه چیز درهر لحظه در حال تغییر است. ادراک مصرف کنندگان از برند و موقعیت شما در صحنه رقابت، هر روز متفاوت از روز دیگر است(بطحایی،۱۳۸۵).

[۱] .Floor

[۲].keller

[۳] .Kotler

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

جولای 17

پایان نامه بررسی تاثیر سازگاری در آمادگی سازمان‌ها جهت پذیرش رایانش ابری در ایران

مقدمه

بدون شک، اینترنت اثرات زیادی بر روی زندگی ما داشته است. استفاده رو به رشد سریع از دستگاه های قابل حمل، طوفان انتقال اطلاعات در هر ثانیه می باشد که حتی نحوه انجام کارهای روزمره ما را تغییر داده است. نه تنها در سطح شخصی، پذیرش فناوری از سوی سازمان ها و شرکت ها انقلابی در سراسر جهان است. همانطور که تکنولوژی در سازمان فراگیر می شود، نیاز به مدیریت زیرساخت و معماری اطلاعات به یک موضوع پر هزینه برای سازمان ها تبدیل شده است. از زمان رکود اقتصادی جهانی، سازمان ها به دنبال پیشرفت تکنولوژی ابتکاری جدید به منظور پل ارتباطی بین کاهش هزینه و افزایش بهره هستند.

سازمان ها مجریان اصلی هر بازار هستند؛ راهی که برای افزایش قابلیت رقابت برای سازمان های کوچک و متوسط دربرابر سازمان های بزرگ تر ثابت شده است، استفاده از فن آوری مناسب است[1]. با این که پذیرش فن آوری های نوین به سازمان ها کمک می کند تا مزیت رقابتی کسب کنند، معولا هزینه هطای بالاتری با خود به همراه دارد.

رایانش ابری که روش محاسباتی نوین است، مزیت های فراوانی برای سازمان ها، خصوصا سازمان های کوچک تر دارد. انعطاف پذیری، مقیاس پذیری و هزینه ی کاهش یافته تنها برخی از مزیت های فراوانی هستند که رایانش ابری به سازمان ها پیشنهاد می کند.

سهولت در مقیاس پذیری یکی از ویژگی های بسیار مهم از این فن آوری جدید است. رایانش ابری دارای قابلیت فوق العاده ای برای منافع سازمان ها محسوب می شود، اما پذیرش آن در مقیاس وسیع دارای طیف وسیعی از چطالش هایی است که باید رعایت شود. رایانش ابری سازمان را به اتخاذ فن آوری های جدید بدون هیچ گونه نگرانی در مطورد زیرساخت های مورد نیاز و نگهداری برنامه های کاربردی قادر می سازد.

بیان مسئله

بدون شک امروزه همه کسانی که در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت می کنند با مفهوم رایانش ابری آشنا میباشند. رایانش ابری یا محاسبات ابری مدلی بر پایه شبکه‌هایی همچون اینترنت میباشد، مدلی که سرویسها و منابع را از طریق اینترنت در دسترس قرار میدهد. سازمان ملی استاندارد امریکا یا NIST رایانش ابری را این چنین تعریف می کند: ” مدلی برای ایجاد سهولت در درخواست دسترسی به شبکه به منظور اشتراک گذاردن مجموعه ای از منابع محاسباتی با قابلیت پیکربندی شدن (مانند شبکه ها، سرورها سیستم‌های ذخیره سازی و سرویس ها) که سریعا و با صرف کمترین عملیات مدیریتی و تعامل با فراهم آورنده خدمات، قابل دسترس می باشند[2].

رایانش ابری دارایی مزایایی و معایبی می‌باشد که هر کاربر یا سازمانی را ترغیب به استفاده از سرویسهای آن و یا عدم استفاده از آن را موجب می‌شود. مزایایی چون کاهش هزینه‌ها، عدم وابستگی به زمان و مکان، مقیاس پذیری آسان، مدیریت آسان، بروز‌ رسانی و نگهداری و معایبی مانند امنیت داده و وابستگی به اینترنت می‌باشد[3]. اما چیزی که مشخص است شرکت‌های بزرگ عرضه و توسعه فناوری اطلاعات دنیا در حال گسترش سرویس‌های خود در این زمینه می باشند. بدیهی است که استفاده از سرویس‌های رایانش ابری محدود به کاربران خانگی و یا شرکت‌های کوچک نمی شود بلکه برای سازمان‌ها نیز سود‌مند می‌باشد. سازمان‌ها می‌توانند از سرویس‌هایی نظیر زیر ساخت به عنوان سرویس، بستر به عنوان سرویس، نرم افزار به عنوان سرویس و نرم افزار بعلاوه سرویس” بهره‌ ببرند.

پژوهش‌های صورت گرفته برروی شش مرکز داده بیانگر این است که اکثر سروها تنها از 10-30% توان محاسباتی خود و رایانه‌های رومیزی نیز تنها کمتر از 5% توان خود بهره میبرند. یک از اساسی‌ترین محرک‌های سازمان‌ها به سمت رایانش ابری را می‌توان در تحقیقی که اخیرا توسط گارتنر صورت گرفته است یافت، این تحقیق نشان از صرف حدود دو سوم از بودجه استخدام کارکنان حوزه فناوری اطلاعات سازمان در جهت استخدام کارکنان بخش پشتیبانی و نگهداری می‌دهد[2].

بدون شک استفاده از سرویس‌های مذکور باعث افزایش بهره‌وری سازمانی می‌شود لیکن این سوال مطرح می‌گردد که آیا سازمان‌ها می توانند شرایط استفاده از رایانش ابری را فراهم کنند یا خیر؟ زیرا انتخاب مناسب‌ترین راه‌ با توجه به شرایط حاکم بر سازمان یک اصل حیاتی می‌باشد و قبل از تصمیم گیری جهت استفاده از رایانش ابری باید به این نکته توجه کرد که آیا نیازهای سازمانی با محاسبات ابری جور در می‌آیند یا خیر؟

از آنجا که در سال‌های اخیر در سازمان های ایران نیز توجه زیادی به فناوری اطلاعات و ارتباطات شده است؛ به طوری که سخت افزار، نرم افرار، شبکه و اینترنت بخشی جدا ناپذیر از سازمان‌ها می‌باشند. در این راستا مدل‌ها و چهار چوب‌های متفاوتی برای ارزیابی آمادگی الکترونیکی ارائه شده است ولی استفاده از رایانش ابری در سازمانها نیاز به بررسی‌های جداگانه ای دارد زیرا در استفاده از این تکنولوژی سخت افزار، نرم افزار و ممکن است داده های حیاتی و محرمانه سازمان در خارج از سازمان قرار گیرند. حال با این سوال مواجه می‌شویم که آیا سازمان‌های ایران آمادگی پذیرش رایانش ابری را دارند یا خیر؟ پس جهت استفاده صحیح و بجا و برنامه ریزی شده از این فناوری و ارزیابی آمادگی سازمان‌ها در پذیرش یارانش ابری به منظور بهره‌بردن و استفاده ازآن نیاز به مدل و چهار چوبی جهت ارائه به سازمان‌ها احساس می شود.

هدف اصلی این پژوهش سعی بر استخراج و بررسی معیارها و شاخص‌های تاثیر گذار بر پذیرش رایانش ابری و ارائه مدلی است که سازمان ها قبل از تصمیم گیری و حرکت به سمت رایانش ابری می توانند با استفاده از این مدل میزان آمادگی خود در رابطه با پذیرش رایانش ابری را ارزیابی نمایند.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

جولای 16

پایان نامه چه عوامل درونی و بیرونی و به چه صورت در تعیین معماری برند موثر است

چکیده:

این تحقیق به دنبال استخراج مدلی برای انتخاب و گزینش استراتژی های توسعه برند است . در این تحقیق سعی می شود تا شیوه های مختلف توسعه برند که در حال حاضر توسط موسسات و بنگاه های اقتصادی و غیر اقتصادی استفاده می شود بررسی گردد ، سپس به ارائه مدلی جامع برای انتخاب استراتژی توسعه برند با توجه به استراتژی های بازاریابی در هر مرحله از چرخه عمر بازار ، اهداف برندسازی، نوع برند و سایر پارامترهای تاثیر گذار اقدام می شود . در نهایت مدلی که ارائه خواهد شد ، در صنعت لوازم خانگی و در استان تهران آزمون می گردد و نتایج به دست آمده جهت توسعه مدل و ارائه پیشنهادات استفاده می گردد.

فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق

مقدمه:

امروزه سرمایه اصلی بسیاری از کسب و کارها ، نام های تجاری آن هاست . برای دهه ها ، ارزش یک شرکت برحسب املاک ، سپس دارایی های ملموس ، کارخانه ها و تجهیزاتش اندازه گیری می شد. با این حال ، اخیرا به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی یک شرکت، جایی بیرون از آن، یعنی در ذهن مصرف کنندگان و مشتریان قراردارد.

یک نام تجاری چکیده ای از هویت، اصالت، ویژگی ها و تفاوت هاست. یک نام تجاری این اطلاعات را که در یک کلمه متمرکز شده است، دربرمی گیرد.

نام تجاری نام ونمادی است که:

1- با هدف استقرار دربازار،فروش بیشتر و سهم بازار بالاتر به کار گرفته می شود.

2- نه فقط درصدد ایجاد ارزش برای مشتریان بلکه در تعقیب ایجاد ارزش برای همه افراد ذینفع است.

3- دامنه گسترده ای ازفعالیت ها،شئون و ویژگی های کالا یا بنگاه اقتصادی رادر بر می گیرد.

4- هویت و شخصیت سازمان و کالاست.

5- بخشی از پرداختی مشتری به خاطر وجود آن است.

6- تابعی از کلیه رفتارهای اداری،تجاری، خدماتی ، سیاسی و اجتماعی مؤسسین،مدیران،کارکنان وحتی نمایندگان وفروشندگان مؤسسه است.

7- مجموعه برداشت هایی است که در ذهن افراد ذینفع نسبت به کالا یا سازمان شکل گرفته است.

به بیان دیگر برند، مجموعه ای از تمام ارتباطات و تجاربی است که توسط مشتری یا مصرف کننده نهایی از کالایی دریافت شده و در آنها یک تصویر ذهنی مشخص ایجاد کرده است. این تصویر ذهنی اساسا بر پایه منافع عملیاتی یا احساسی درک شده است.

در بازارهایی که فناوری و مُد ، حکم می کنند که انتخاب ها مرتبا متحول شوند ، نام های تجاری مأمنی برای ثبات و ترسیم یک هویت می شوند و وعده ی فایده هاو راهنمایی هایی معین می دهند.

آی بی ام مترادف ایمنی است ، مرسدس با قابلیت اعتماد و کمال آلمانی ،مک دونالدز با صمیمیت و خدمات.

نام و نشان تجاری دارای چنان اهمیتی شده است که شاید امروزه نتوان محصولی بدون نام و نشان تجاری پیدا کرد. نمک در پاکت های دارای نام و نشان تجاری بسته بندی می شود ، پیچ و مهره دارای برچسب شرکت توزیع کننده است و قطعات یدکی خودرو(شمع ، لاستیک ، فیلتر) دارای برند هستند.

تعریف مسئله

محققان حوزه برند به انواع معماری های برند موجود پرداخته ، مزایا و معایب هر دسته از معماری ها را و در بعضی مواقع شرایط استفاده از هر کدام را بیان کرده اند. اما آن چه از تحقیقات گذشته مشخص است آن است که هیچ کدام از تحقیقات قبلی تلاشی جهت پیوند زدن مفاهیم معماری برند به سایر مفاهیم بازاریابی نکرده اند. به طور مشخص مشکل آن جاست که در مباحث بازاریابی ، مطالبی در حوزه های برند ، برنامه ریزی بازاریابی ، استراتژی های بازاریابی و… به طور جداگانه بیان می شود ، اما تلاشی برای پیوند این مفاهیم با یکدیگر و یکپارچه سازی آن صورت نمی گیرد.این که چرا محققان به این امر توجه نکرده اند شاید به دلیل گستردگی بسیار زیاد مفاهیم بازاریابی باشد . هر کدام از مبانی و مفاهیم بازاریابی دنیایی وسیع از اطلاعات و دانش است که تعمق در این حوزه زمان ، انرژی و هزینه زیادی می برد . یکپارچه سازی مفاهیم و تئوری ها در مرحله بعد خواهد بود. خلأ تئوری یکپارچه بازاریابی تا حدودی حس می شود که این مسئله روی بحث برند و معماری آن نیز تأثیر گذاشته است. مسئله این تحقیق، یافتن راهی برای تعیین معماری برند با توجه به استراتژی های بازاریابی شرکت ، مولفه های تاثیرگذار بر روی برند مانند محدوده برند ، رقابت در درون سبد برند ، هدف از برند ، نوع برند و… می باشد. الگو و مدل پیشنهادی این تحقیق جهت تعیین معماری برند با توجه به اقتضائات ذکر شده تلاشی است برای پیوند زدن مبحث معماری برند با سایر مفاهیم برندینگ و نیز با استراتژی ها بازاریابی .در واقع این تحقیق به دنبال یکپارچه سازی مبحث معماری برند با سایر مفاهیم بازاریابی است.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

جولای 9

پایان نامه ارشد:انواع سیاست جنایی به مفهوم عنصر نظام

پایان نامه بررسی انواع سیاست جنایی به مفهوم عنصر نظام

روش پژوهش

روش پژوهش که در لسان دانشجویان حقوق بیش تر به مفهوم روش جمع آوری داده است، کتابخانه ای ست. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مفهوم روش کتابخانه ای در عصر حاضر بسیار گسترده شده و شامل بهره گیری از اطلاعات فضای مجازی نیز می شود.

ز. سامانه پژوهش

فصل بندی پژوهش به شرح ذیل است :

فصل اول شامل تبیین مفاهیم اساسی پژوهش؛ نظام سیاست جنایی وخانواده ست.

فصل دوم شامل خانواده در نظام سیاست جنایی و توضیح جایگاه واصول جایگاه آن است.

فصل سوم شامل جهت گیری های کلی سیاست جنایی در نظام حقوق خانواده ست.

تحلیل نظام حقوق خانواده با رویکرد سیاست جنایی مستلزم آشنایی با مفاهیم و سیر تاریخی این حوزه از دانش می باشد.از این رو با بیان تاریخچه، تفکیک مفاهیم مشابه و پس از آن معنای مورد نظر در پژوهش حاضر، به این مهم می پردازیم.

مبحث اول: تاریخچه و تبیین سیاست جنایی

ابتدا سیر تاریخی کوتاهی از سیاست جنایی، توسعه و پیشرفت آن به عنوان علمی جدید و میان رشته ای بیان شده، سپس تفکیک میان علم سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی و سیاست جنایی به عنوان جزء و عنصری از نظام مزبور و در پایان تبیین عناصر تشکیل دهنده سیاست جنایی در معنای سوم(جزئی از نظام) در این فصل مطرح می شود.

در باب سیر تحول معنایی اصطلاح«سیاست جنایی» سخن بسیار رفته است. به طور خلاصه می توان گفت واژه فوق ابتدا به مفهوم سیاست کیفری، سپس در معنای سیاست جنایی به مفهوم یکی از عناصر نظام پیشگیری هر جامعه که از نظر کمّی دارای بیشترین میزان بکارگیری است و نهایتاً به مفهوم نظام سیاست جنایی مورد عنایت اندیشمندان علم جنایی قرار گرفت.

همان گونه که بارها گفته شده، اصطلاح سیاست جنایی به فوئر باخ در سال 1803 نسبت داده می شود، با اینحال گرچه وی نخستین مبتکر این اصطلاح به شمار می رود ولی منظور وی از سیاست جنایی«سیاست کیفری» است.

دوندیو دوابر سیاست جنایی را« هنر و فنی می داند که موضوع آن کشف روشهایی است که مبارزه موثر علیه جرم را میسّر می سازد» و در توضیح این تعریف، بیان می دارد که منظور او مفهوم مضیّق سیاست جنایی یعنی«سیاست کیفری» است.[1] اگر چه تعریف مزبور بیش تر بیانگر معنای دوم است. این معنا در توضیح ذیل صریحاً ذکر شده است.

سیاست جنایی از یک سو، با تجزیه و تحلیل و فهم یک امر خاص در جامعه، یعنی پدیده مجرمانه و از سوی دیگر، با عملی ساختن یک استراتژی(راهبرد) به منظور پاسخ به وضعیت های بزهکاری یا انحراف، در ارتباط است.[2]

تا اواسط سده بیستم، مفهوم مضیّق سیاست جنایی، بدون تفکیک میان مفهوم سیاست جنایی و نظام سیاست جنایی مورد توجه اندیشمندان علوم جنایی بود. در این هنگام با همّت مارک آنسل، بر ضرورت عدم تلقی سیاست جنایی تنها در حدّ حقوق و سیاست کیفری تأکید شده و ضمن برجسته کردن ویژگی مضاعف آن یعنی – علم مشاهده و مطالعه و هنر، فن یا استراتژی روش مند واکنش علیه جرم- پیشنهاد کرد سیاست جنایی را، واکنش سازمان یافته و سنجیده جامعه علیه فعالیتهای مجرمانه، منحرفانه یا ضد اجتماعی تلقی کنیم.

نگرش سیستمی به مجموعه سیاست ها با پژوهش های استادان میری دلماس مارتی و کریستین لازرژ، رشد و توسعه یافت. در این قسمت به یک نمونه از تعاریفی که بیانگر نگرش سیستمی به سیاست جنایی است بسنده شده، توضیحات بیش تر در مباحث بعدی ارائه می شود.

«فون لیست در کتاب رساله مفصّل حقوق کیفری آلمان، سیاست جنایی را مجموعه ی منظم اصولی می داند که دولت و جامعه به وسیله آن، مبارزه علیه بزه را سامان می بخشد.» [3]

امروزه سیاست جنایی در سه مفهوم دانش سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی و سیاست جنایی به مفهوم یکی از عناصر نظام سیاست جنایی، به کار می رود. با ذکر نمونه هایی از تعاریف پژوهشگران این حوزه، به تبیین سیاست جنایی به معنای جزئی از نظام پرداخته می شود.

«دانش سیاست جنایی شامل مطالعه اقدام ها و تدبیرهای متنوعی که دولت و جامعه مدنی (از طریق اجزاء مختلف تشکیل دهنده خود) اختصاصاً برای سرکوبی پدیده مجرمانه، پیشگیری از آن، حمایت از بزه دیدگان مستقیم و غیر مستقیم بزهکاری در نظر گرفته و در قالب آیین ها و روش های مختلف، به عنوان پاسخ به وضعیت های پیش جنایی یا ماقبل بزهکاری، جرایم ارتکابی و نیز ترمیم آثار زیان بار جرم از جمله پیشگیری از تکرار جرم اعمال می کنند»[4]

نکات قابل توجه در این تعریف، تفکیک سه مرحله: موقعیت ماقبل بزهکاری، حین ارتکاب جرم و ترمیم آثار پدیده مجرمانه از یکدیگر و قابلیت اعمال سیاست در قبال بزه کار و بزه دیده هر دو است.

کوش، دانشمند فرانسوی سیاست جنایی را به عنوان علمی کاربردی که هدف آن موفقیت عملی در سازمان دهی عقلانی و مؤثّر مبارزه با جرم، تعریف می کند.[5]

سیاست جنایی را می توان از حیث مرجعی که از آن اخذ می شود به سیاسی جنایی علمی یا پوزیتیو[6] و سیاست جنایی ایدئولوژیک یا هنجاری (نرماتیو[7]) تقسیم بندی نمود.[8]

در عبارت فوق منظور نویسنده نظام سیاست جنایی است.

حال که مفاهیم از یکدیگر تفکیک شده و دانش سیاست جنایی نیز تعریف شد به مفهوم سیاست جنایی به عنوان عنصری از نظام سیاست جنایی می پردازیم.

مبحث دوم: ویژگی­های سیاست جنایی در مفهوم عنصر نظام سیاست جنایی

همان گونه که گفته شد یکی از مفاهیم سیاست جنایی، سیاست جنایی به عنوان جزء و عنصری از نظام سیاست جنایی است که در این قسمت با ذکر تعاریفی از پژوهشگران این حوزه به این مفهوم می پرداریم.

«سیاست جنایی از یک سو، با تجزیه و تحلیل و فهم یک امر خاص در جامعه، یعنی پدیده مجرمانه و از سوی دیگر، با عملی ساختن یک استراتژی (راهبرد) به منظور پاسخ به وضعیت های بزهکاری یا انحراف، در ارتباط است»[9]

به عبارت روشن تر کشف و تبیین مسئله و ارائه راه حل مسئله دو فرآیند هستند که برآیند آن ها سیاست جنایی ست.

در توضیح کشف و تبیین مسئله به این مثال توجه کنید: دو شخص که موقتا باید در یک اتاق بسر برند، در مورد باز یا بسته بودن پنجره مشاجره می کنند. شاید در وهله اول به نظر برسد چون پنجره را نمی توان همزمان باز یا بسته، نگه داشت چاره ای جز تماشای مشاجره نیست و باید سعی کنیم یکی از آن ها را راضی کنیم…

در واقع مسئله باز یا بسته بودن پنجره نیست! گرم یا سرد بودن هواست. با تبیین مسئله به این شکل، عملکرد به شکل های دیگری مثل دادن لباس گرم به یکی ازاین دو شخص تغییر می کند. بدین معنی که برای رسیدن به نتایج بهتر و تشخیص مناسب ترین استراتژی(راهبرد) حل مسئله ابتدا باید فهم درستی از ماهیت واقعی مسائل پیدا کرد. مثال مناسب در حوزه حقوق خانواده، بدهکاران مهریه هستند؛ تجربه قضات دادگاه های خانواده بیانگر آن است که زنان اغلب از مهریه، به عنوان ابزار فشاری جهت جدایی و طلاق بهره می گیرند. به عبارت دیگر مسئله، تیره شدن روابط زوجین و نارضایتی زن است. به همین دلیل بسیاری از زنان با رضایت شوهر به طلاق دادن، از حقوق مالی خود- من جمله مهریه- چشم پوشی می کنند بنابراین راهکاری چون بیمه مهریه و یا پرداخت صد و ده سکه نمی تواند مسئله را حل کند.

از سوی دیگر در تعیین وکشف راه حل ها و راهبردهای حل مسئله نیز باید به امکانات و محدودیت های موجود در جامعه و محیطی که قرار است راهبردها در آن پیاده و اعمال شوند توجه داشت. با این توضیح که هر راهبردی قابلیت اعمال در هر جامعه ای را ندارد. چه بسا راهبردی در جامعه ای خاص منجر به پیشگیری از وقوع جرم شده و در جامعه ای دیگر به فزونی ارتکاب جرم بیانجامد. بنابراین در ادامه فرآیند کشف مسئله و تلاش برای حل آن بایستی گفته شود «سیاست جنایی، شناخت ]قابلیت[ وسایل و امکاناتی است که قانون گذار می تواند بر حسب آمادگی و امکانات خاص حکومت متبوع، به منظور جلوگیری از ارتکاب جرایم و حمایت از حقوق طبیعی تابعان خود بیابد»[10]

در واقع هنر طراح سیاست جنایی در این است که از کلیه امکانات و وسایل موجود، ابزارهایی برای اعمال یک سیاست جنایی مطلوب استخراج کند. در این معنا گاهی سبک معماری یک ساختمان، با تشخیص تأثیری که در پیشگیری از جرم دارد، یا رنگ پوشش خانم ها، با توجه به این که در روان شناسی از برخی رنگ ها به عنوان رنگ های خنثی با قوه دافعه یاد می شود، به ترتیب دو ابزار سیاست جنایی در زمینه پیشگیری از جرایم علیه اموال و منافی عفت است.

علاوه بر این سیاست جنایی همان طور که برخی نویسندگان متعرض این نکته شده اند مفهوم استراتژی را نیز به ذهن متبادر می کند؛« سیاست جنایی یک راهبرد (استراتژی) حقوقی و اجتماعی، مبتنی بر گزینه های سیاسی، برای پاسخ دهی همراه با واقع بینی به مسائل ناشی از پیشگیری و سرکوبی پدیده مجرمانه در معنای وسیع آن است»[11]

در تعریف استراتژی باید گفت:«استراتژی عبارت است از بهره گیری از کلیه امکانات به منظور تعیین اولویت اهداف و اجرای آن ها به نحوی که احتمال شکست به حداقل و احتمال موفقیت به حداکثر برسد. استراتژی الگو یا طرحی است که هدف ها، سیاست ها و زنجیرهای عملیاتی یک سازمان را در قالب یک کل به هم پیوسته ترکیب کند»[12].

به عبارت دیگر، استراتژی در سیستم معنا پیدا می کند. سیستم مجموعه ای از استراتژی هاست. از همین روست که نگرش سیستمی به مجموعه سیاست جنایی ها امری اجتناب پذیر است.

سیاست دقیقاَ تفکر را نشانه می گیرد؛ یک مرحله قبل از عمل را، و آن دخالت در اندیشیدن و گزینه های مورد نظر شهروندان است. فرض کنید در یک موقعیت، مجری سیاست جنایی دارای چهار گزینه به این ترتیب است: دور، نزدیک، نزدیک تر و نزدیک ترین. منظور از عبارت «نزدیک ترین» همان نتیجه مورد انتظار سیاست جنایی است و منظور از واژه «دور» ارتکاب بزه می باشد. کارکرد سیاست جنایی کارآمد تنها این نیست که شهروند گزینه دور را برنگزیند؛ بلکه این است که شهروند ابتدا گزینه «نزدیک ترین» را مدنظر قرار داده، و چنانچه امکان انتخاب این گزینه را به هر علّتی نداشته باشد به گزینه های بعدی -نزدیک تر و نزدیک – متمایل شده، از ارتکاب بزه انصراف پیدا کند. بدین معنی که سیاست جنایی از یک روش سلسله مراتبی تبعیت کند.

متن بالا تکه ای از این پایان نامه بود برای دانلود متن کامل با فرمت ورد می توانید روی این لینک کلیک کنید