آگوست 17

بررسی روشهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه مدیران و کارکنان در شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی- دانلود پایان نامه ارشد

عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت :

بررسی روشهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه مدیران و کارکنان در شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی

تکه هایی از متن :

ولی مشکل این است که اگر تنها  هدف و دستیابی به نتایج ، ملاک و معیار ارزشیابی قرار گیرد وسیله نیل به هدف ، منابع هدر رفته و ضایعات احتمالی در شغل ، در سیستم ارزشیابی منعکس نمی‎گردد . بعلاوه ، مشکل دیگر این نوع معیار گذاری این است که اغلب ، عدم موفقیت در نیل به هدف در اثر کوتاهی یا ناتوانایی فرد نیست ، بلکه سبب اصلی ، عوامل خارج از کنترل مستقیم وی مثل ناقص بودن اسباب و وسایل کار ، جو نامساعد کار یا عدم همکاری دیگران با او می‎باشد . سرانجام باید به این نقطه اشاره کرد که اگر نیل به هدف تنها معیار ارزشیابی باشد ، هرگز از کم کیف فعالیتهای کارمند در راه رسیدن به هدف ، اطلاعی بدست نخواهد آمد و مشخص نخواهد شد چرا احیاناً در رسیدن به هدف ناموفق بوده است و در نتیجه ، نمی توان با مشاوره و راهنمایی به او برای بهبود عملکردش کمک کرد [1] .

2- رفتارها :

در بسیاری از موارد نمی توان به سادگی نتایج خاصی را مشخص کرد که بتوان آنرا بعمل افراد نسبت

داد . به ویژه این امر در مورد کسانی صادق است که پست مشاوره دارند ، یا کار کسانی که بصورت تلویحی و غیر مستقیم بعنوان جزئی از تلاش گروه به حساب می آید . در رابطه با مورد دوم ، می توان عملکرد گروه را براحتی ارزشیابی کرد ولی نمیتوان نقشی را که هر یک از اعضای گروه در آن داشته اند ، بصورتی دقیق مشخص نمود [2] .

برای غلبه بر چنین مشکلاتی می توان رفتار یا فعالیت افراد را بعنوان معیاری برای ارزشیابی قرار داد . البته فقط فعالیتهای افراد را ملاک و معیار ارزشیابی قرار دادن خالی از عیب نیست و ممکن است باعث شود تمام هم وغم افراد در انجام دادن همان فعالیتی متمرکز شود که بر اساس آن ارزشیابی می‎شود و از اینکه اصولاً مقصود از این فعالیتها چیست یا به چه دلیل و برای نیل به چه اهدافی انجام می‎گیرد ، غافل بماند . بزرگترین مزیت معیار قرار دادن فعالیتهای افراد برای ارزشیابی ، آگاهی از کم کیف اعمالی است که برای رسیدن به هدف انجام می دهد . با استفاده از این اطلاعاتی که بدست می آید ، مسئولان سازمان در موقعیت مناسـبی قرار می‎گیرند تا برای بهبود عملکرد کارکنان ضعیف ، برنامه های آموزشی سودمندی طراحی نمایند [3].

3- ویژگیها و خصوصیات :

اگر چه ویژگیهای افراد از متداولترین شاخصهایی است که سازمان برای ارزشیابی عملکرد کارکنان

خود بکار می برند ، ولی از همه معیارها ضعیفتر است . زیرا به عملکرد واقعی بهنگام انجام وظائف ، در مقایسه با دو شاخص دیگر فاصله بیشتری دارد . ویژگیهایی چون داشتن یک نگرش خوب ، نشان دادن اطمینان ، هوشیاری ، صمیمی بودن یا داشتن تجربه بسیار زیاد احتمالاً با نتایج کار مثبت رابطه مستقم دارند، ولی این امکان وجود دارد که چنین رابطه ای وجود نداشته باشد [4] .

هر یک از عوامل و معیارهای ارزشیابی دارای مزایا و معایبی است ولی در عمل می توان ترکیبی از آنها را به کار گرفت و در ارزشیابی عوامل سه گانه را مد نظر قرار داد . به عبارت دیگر می توان عملکرد عینی رفتار و صفات و ویژگیهای افراد را تواماً ملاک سنجش قرار داد . البته ویژگیهای شغلی و ماهیت مشاغل مختلف ایجاب می‎کند که گاه یکی از این معیارها بر دیگری تقدم داشته باشد .

 

4- خصوصیات و ویژگیهای معیارهای ارزشیابی : [5]

مشاغل مختلف و متنوع هستند و هر یک از ویژگیهای خاص برخور دارند . ازاین رو هرگز نمی توان مجموعه ای از شاخصهای بخصوصی را تعیین کرد که عمومیت داشته باشند و بتوان از آن برای ارزشیابی هر شغلی استفاده نمود . ولی به طور کلی شاخصهایی که برای ارزشیابی عملکرد بکار برده می‎شوند ، باید خصوصیاتی داشته باشند که از آنها دقت ، صحت و اثر بخشی فرآیند ارزشیابی را افزایش دهد . این خصوصیات عبارتند از :

بتوان به آن اعتماد کرد ، یعنی اندازه گیری شاخص در زمانهای مختلف ، کم و بیش از نتایج یکسانی را عاید سازد . همچنین ، شاخص به گونه ای باشد که اندازه گیری آن بوسیله افراد یا روشهای مختلف ، تاثیری در نتایجی که از آن بدست می آید ، نداشته باشد ( پایائی ) .

تفاوتهایی که از نظر عملکرد میان کارکنان وجود دارد ، تشخیص داده ، آنها را از یکدیگر مجزا نمایند .

متصدی شغل قدرت تاثیر گذاری بر آن داشته باشد . یعنی اینکه شاخصی را انتخاب نماییم که تحت کنترل افراد باشد . بعنوان مثال کمیت کار ، یعنی اگر فرد بخواهد و برای او فرصت و امکانات مناسب وجود داشته باشد ، بتواند در جهت بهتر کردن آن بکوشد .

برای کسانی که به وسیله آن ارزشیابی میشوند ، قابل قبول باشد . این امر که کارکنان باور داشته باشند ، عملکردشان بر اساس شاخصهای درست و منصفانه ای ارزشیابی می‎گردد ، از اهمیت زیاد برخوردار است .

از شاخصهای واقعی ، که ارتباط مستقیم با شغل دارند استفاده می‎شود (روائی ) .

مقیاسهای عملکرد :

ارزشیابی عملکرد نیازمند مقیاسهای عملکرد قابل اطمینان است . شاخصهای مورد استفاده برای ارزشیابی عملکرد کارکنان ، برای اینکه مفید باشند ، باید به آسانی مورد استفاده باشند ، قابل اطمینان و رفتارهای حساسی که عملکرد را تعیین می‎کند ، گزارش کند .

مشاهدات مستقیم و غیر مستقیم :

مشاهدات می‎تواند  بصورت مستقیم یا غیر مستقیم انجام شوند ،  مشاهده  مستقیم  زمانی اتفاق  می افتد که ارزشیاب بطور واقعی عملکرد را می بیند . مشاهده غیر مستقیم زمانی اتفاق میافتد که ارزشیاب تنها جانشین ها را می‎تواند برای عملکرد واقعی ارزشیابی کند . مشاهدات غیر مستقیم معمولاً دارای دقت کمتری هستند ، بدلیل اینکه آنها جانشین ها یا امور ذهنی هستند . از اینرو امور ذهنی بطور دقیق همان عملکرد واقعی نیستند . آنها ممکن است منجر به اشتباهات در ارزشیابی شوند .

مقیاسهای ذهنی در مقابل عینی :

بعد دیگر مقیاسهای عملکرد ، مقیاسهای ذهنی در مقابل مقیاسهای عینی هستند . مقیاسهای عملکرد عینی آن شاخص های عملکرد شغلی هستند که از طرق دیگران قابل اثبات و قابل تائید هستند . معمولاً مقیاسهای عینی کمی هستند . مقیاسهای عملکرد ذهنی ، آن مقیاسهایی هستند که بوسیله دیگران قابل اثبات نیستند . معمولاً چنین مقیاسهایی ، عقاید شخصی ارزشیابان هستند . در شکل زیر میزان دقت و صحت مقیاسهای عینی و ذهنی بیان شده است .

[1]– استیفن پی رابینز ، مبانی رفتار سازمانی ، علی پارسائیان و علی اعرابی ، نشر مرکز پژوهشهای فرهنگی ، 1376 ، ص : 221

[2]– استیفن پی رابینز ،همان مآخذ ، ص : 349

[3]– استیفن پی رابینز ،همان مآخذ ، ص : 221-222

[4]– استیفن پی رابینز ،همان مآخذ ، ص : 349

2 – استیفن پی رابینز ، همان ماخذ ، ص: 349

متن کامل در لینک زیر:

پایان نامه ارشد: بررسی روشهای ارزیابی عملکرد از دیدگاه مدیران و کارکنان در شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی

آگوست 12

پایان نامه ارشد مدیریت:سنجش اجزای بازاریابی اینترنتی یکپارچه و عملکرد تجارت الکترونیک

 متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

 تأثیر بازاریابی اینترنتی بر عملکرد آن لاین شرکت ها

۱-۱-۱-               عناصر اصلی مدیریت ارتباط با مشتری

محتوای استراتژی CRM شامل شش شاخص به هم پیوسته می باشد که توسط اتول[۱] و دونالدسون[۲] در سال ۲۰۰۲ مطرح شدند که عبارتند از( Osarenkoe,Bennani,2007,p 144 )

  1. تاکید روی کیفیت خدمات– خدمات ضعیف، دلیل اصلی شکست کسب و کار می باشد. محصول به تنهایی کافی نمی باشد و کیفیت خدمات به عنوان کلید اصلی موفقیت یک کسب و کار محسوب می شود.
  2. اندازه گیری رضایت مشتری و مدیریت خدمات به مشتری– این موضوع اشاره به درک کردن و مشخص نمودن مزایای مختلفی دارد که قبل از خرید مشتری برای آن وجود دارد. هم چنین باید فاصله بین انتظارات و عملکرد پس از فرآیند خرید مدیریت شود.
  3. سرمایه گذاری روی کارکنان– روابط داخلی نیز به اندازه روابط خارجی مهم هستند. اجرای رابطه گرایی تنها می تواند از افرادی که در سازمان، اهداف و استاندارد های تعریف شده را درک کنند حاصل آید.

 

  1. حفظ گفتگو با مشتریان– ایجاد روابط بلند مدت به عنوان یک موضوع کلیدی در CRM به شمار می رود.شرکت هایی که به ترجیحات تک تک مشتریان گوش فرا می دهند، تمایل بیشتری به حفظ و تبدیل آنها به مشتریان وفادار دارند.

 

  1. تعیین اهداف واقعی و عملکرد قابل حصول– سازمان ها باید تا حد ممکن به نحوه ادراک و برداشت مشتریان از عناصر مختلف پیشنهادی به آنها پی ببرند.

 

  1. مواجهات مبتنی بر روابط– این موضوع به معنی در دسترس بودن هر دو گروه از مشتریان داخلی و خارجی به منظور داشتن رفتاری منعطف و واکنش پذیر می باشد. دو عمل همواره فاصله ای بین آن چه شرکت انجام می دهد و آن چه باید انجام دهد و مطلوب ترین چیزی که باید انجام می داد وجود دارد. با کمک رابطه گرایی می توان با نیازهای هر یک از مشتریان سازگاری پیدا نمود.

 

[۱]-Otoole

[۲] – Donaldson

سوالات یا اهداف پایان نامه :

۱-۱-اهداف تحقیق

هدف کلی: بررسی تأثیر استفاده از اینترنت در بازاریابی بر عملکرد تجاری شرکت ها.

اهداف جزئی:

  1. بررسی رابطه بین اجزای بازاریابی اینترنتی یکپارچه و عملکرد تجارت الکترونیک.
  2. بررسی تاثیر مدیریت دانش(KM ) بر بازاریابی اینترنتی.
  3. بررسی تأثیر مدیریت روابط با مشتری(CRM) بر بازاریابی اینترنتی.
  4. بررسی تأثیر مدیریت زنجیره تأمین (SCM) بر بازاریابی اینترنتی.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : تأثیر بازاریابی اینترنتی بر عملکرد آن لاین شرکت ها  با فرمت ورد

آگوست 12

دانلود پایان نامه ارشد :بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی با عملکرد شغلی سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا

 نظریه های عملکرد شغلی

بالا بردن سطح عملکرد کارکنان یکی از اهداف زیربنایی هر سازمان در جهت تحقق استراتژی ها و راهبردهای آن است. در افزایش سطح عملکرد پرسنل، عواملی همچون انگیزش (شخص، بخواهد که کار را انجام دهد) ، توانایی(بتواند کار را انجام دهد ) و محیط (مواد و وسائل انجام کار را در اختیار داشته باشد ) دخیل اند و فقدان هریک از این عوامل به عملکرد ایشان لطمه خواهد زد ( اسدی ، کریمی ، رضایی ، ۱۳۸۷) .

موری اینسورت و نیویل اسمیت[۱] عملکرد ر ا تابع وضوح نقش ، شایستگی، محیط ، ارزشها، تناسب ترجیحی و پاداش می دانند. در معادله اینسورت و اسمیت عوامل عملکرد معادله مایر با عنوان شایستگی (به جای توانائی ) و تناسب ترجیحی (به جای انگیزش ) آمده است ( خاکپور ، یمنی ، پرداختچی ، ۱۳۸۷ ، ص ۵۶۶) .

همچنین روجلبرگ ( ۲۰۰۷ ) ، عملکرد را فعالیت هایی تعریف کرده است که به طور معمول بخشی از شغل و فعالیت های فرد است و باید آن را انجام دهد  ( ذاکر فرد ، همکاران ، ۱۳۹۰ ، صص ۱۵ ) .

برنادین ( ۱۹۹۵) معتقد است که ” عملکرد را باید به عنوان نتایج کاری تعریف کرد زیرا که نتایج قوی ترین رابطه را با اهداف راهبردی سازمان ، رضایت مشتریان و مشارکت اقتصادی برقرار می کنند .”

کمپل[۲] نیز بر این باور است که در عملکرد ، رفتار وجود دارد و باید از نتایج متمایز باشد زیرا که برخی از عوامل سیستم ها می توانند نتایج را از بین ببرند . صاحب نظران سازمان عملکرد را به دو بعد عملکر زمینه ای و عملکرد وظیفه ای یا فنی تقسیم کرده اند ( رحیم نیا ، مرتضوی ، دلارام ، ۱۳۹۰ ، ص ۶۹ ) .

بورمن[۳] و ماتاویدلو [۴]بین عملکرد وظیفه ای و عملکرد زمینه ای تمایز قائل شدند ( براتی ، عریضی ، نوری ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۲ ) .

[۱]– Insort & Smith

[۲] – Campbel

[۳] – W . C. Borman

[۴] – Borman, W. C، and Motowidlo.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

تبین ارتباط بین مولفه های هوش هیجانی و عملکرد شغلی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

تبین ارتباط بین مولفه های مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

پیش بینی عملکرد شغلی از روی مولفه های هوش هیجانی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

پیش بینی  عملکرد شغلی تحت مولفه های مهارت ارتباطی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی با عملکرد شغلی سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا

آگوست 11

پایان نامه درباره:بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :بررسی رابطه بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی با عملکرد شغلی سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا

مهارتهای ارتباطی

ارتباط، عالی‌ترین دستاورد بشر است و انسان به دلیل اجتماعی‌بودن به تعامل و بودن با دیگران نیاز دارد؛ بنابراین با توجه به تعریف ارتباط که در آن تفهیم، تفاهم و تسهیم دخیل است افراد باید توانایی صحیح درک، انتقال و تداوم ارتباط را کسب کنند و این همان مهارتی است که به دو صورت کلامی و غیرکلامی موجب ارتباط موثر و موفق میان افراد می‌شود. این دو ارتباط ازهم قابل تفکیک نیست؛ چرا که در حین برقراری ارتباط استفاده از زبان کلامی و زبان بدن همزمان اتفاق می‌افتد. اگر به گفت‌وگوی خود با فردی دقت کنید متوجه خواهید شد در حین ارتباط کلامی بخش عمده پیام ما از طریق ژست‌ها، حرکات بدن و نحوه نگاه‌کردن منتقل می‌شود ( بهبهانی ، ۱۳۹۲) .

برای برقراری ارتباط به تعبیری حداقل باید دو انسان وجود داشته باشند تا موضوع خاصی را به کمک ابزار یا وسایل ویژه ای به اطلاع یکدیگر برسانند . از این قضیه به عنوان فرایند ارتباطات نام می برند  ( سرمد ، ۱۳۹۰ ،ص ۱۴۶ ) .

اگر چرخه ارتباط را محدود و مختصر کنیم و به رابطه بین فردی برسیم، دو فرد با یکدیگر در حال گفتگو هستند، آن که حرف می زند فرستنده، و آن که گوش می دهد گیرنده و آنچه بین آن دو رد و بدل می شود پیام نامیده می شود. در این رابطه بین فردی، از آنجا که نوع ارتباط افقی است جایگاه گیرنده و فرستنده قابل تغییر است. به سخن دیگر منبع می تواند به مخاطب یا به عکس، مخاطب می تواند به منبع تبدیل شود.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

تبین ارتباط بین مولفه های هوش هیجانی و عملکرد شغلی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

تبین ارتباط بین مولفه های مهارت های ارتباطی با عملکرد شغلی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

پیش بینی عملکرد شغلی از روی مولفه های هوش هیجانی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا .

پیش بینی  عملکرد شغلی تحت مولفه های مهارت ارتباطی در بین سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی با عملکرد شغلی سرپرستان خط اول شرکت تولیدی لاستیک دنا

آگوست 11

پایان نامه ارشد:ارائه نوع یادگیری ، سبک رهبری و فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی نقش نوع یادگیری ، سبک رهبری  و فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی  کارکنان دانشگاه ارومیه

۱ فرضیه  اصلی

بررسی نقش نوع یادگیری ،سبک رهبری وفرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی .

۱-۵-۲ فرضیه فرعی

۱- سبک رهبری بر رویکرد یادگیری کارکنان تاثیر  دارد.

۲- سبک رهبری برفرهنگ یادگیری سازمانی کارکنان تاثیر  دارد.

۳- رویکرد یادگیری بر فرهنگ  یادگیری سازمانی کارکنان تاثیر دارد.

۴- رویکرد یادگیری بر عملکرد شغلی کارکنان تاثیر  دارد.

۵- فرهنگ یادگیری  سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان تاثیر  دارد.

۶-رویکرد یادگیری به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  سبک های رهبری و فرهنگ یادگیری سازمانی مؤثر است.

۷-فرهنگ یادگیری سازمانی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  سبک های رهبری و عملکرد شغلی مؤثر است

۸-فرهنگ یادگیری  سازمانی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  رویکرد یادگیری و عملکرد شغلی مؤثر است..

۹-سبک رهبری، رویکرد یادگیری و فرهنگ یادگیری سازمانی در قالب یگ الگوی ساختاری توان تبیین و پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان را دارند.

۱-۶-تعاریف  متغیرها

۱-۶-۱  تعریف نظری ومفهومی متغیر ها :   

فرهنگ یادگیری سازمانی : فرهنگ یادگیری سازمانی می تواند به عنوان ادغام آموزش و فرهنگ سازمانی تفسیر شده است.

فرهنگ سازمانی به عنوان مفهوم جامعی است که اعتقادات ،ایدئولوژی ،سنت ،هنجار ،رسوم ،دانش وفناوری را در بر می گیرد.فرهنگ سازمانی یک عامل اصلی است که رفتار سازمانی واعضای آن را تحت تاثیر قرار می دهد.(رضایی دولت ابادی وهمکاران ،۱۳۹۰،ص ۲) .

عملکرد شغلی : موتویدلو، بورمن و اشمیت[۱] (۱۹۹۷) بیان نمودند که بعنوان یک ساختار ،عملکرد شغلی  رفتاری است دارای یک مولفه قابل سنجش،  رفتاری که می توان آنرا از بعد مثبت یا منقی بودن بر روی اثربخشی فردی یا سازمانی ارزیابی نمود (موتویدلو، بورمن و اشمیت،۱۹۹۷،به نقل از مومن زاده ۱۳۹۳).

رویکرد یادگیری: رویکردهای یادگیری، فعالیت ها ی ، ذهنی ای هستند که فراگیران در هنگام مطالعه به  کار می برند تا بتوانند به  طور مؤثرتری در دریافت، سازمان دهی، یا به  خاطر آوردن اطلاعات از آ نها استفاده نمایند.(نجات وهمکاران ،۱۳۹۰، ص ۲۳)

سبک رهبری:به ساختار نیاز اساسی رهبر بر میگردد در وضعیت های بین شخصی مختلف رفتاررا بر می انگیزد .در حقیقت ، سبک رهبری عبارت است از خصوصیات شخصیتی است؛یک نوع پایداری از رفتار رهبر را توضیح می دهد.(هوی ومیسکل،۱۳۸۲،ص۵۴۱).

[۱] Schmit

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف پژوهشی

۱-۴-۱ هدف کلی

هدف کلی این پژوهش عبارت است از بررسی نقش نوع یادگیری ،سبک رهبری و فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه.

  • اهداف جزیی

۱ – بررسی تاثیر سبک رهبری بر رویکرد یادگیری کارکنان .

۲ – بررسی تاثیر  سبک رهبری بر  فرهنگ یادگیری  سازمانی کارکنان .

۳ – بررسی تاثیر رویکرد یادگیری بر فرهنگ یاد گیری  سازمانی کارکنان .

۴ – بررسی تاثیر  رویکرد یادگیری بر عملکرد شغلی کارکنان .

۵ – بررسی تاثیر  فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان .

۶ –  بررسی تاثیر رویکرد یادگیری به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  سبک های رهبری و فرهنگ  یادگیری سازمانی .

۷ – بررسی تاثیر  فرهنگ  یادگیری سازمانی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  سبک های رهبری و عملکرد شغلی.

۸ – بررسی تاثیر  فرهنگ یادگیری سازمانی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین  رویکرد یادگیری و عملکرد شغلی.

۹ – بررسی تاثیر  سبک رهبری، رویکرد یادگیری و فرهنگ یادگیری سازمانی در قالب یگ الگوی ساختاری در  تبیین و پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان .

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : بررسی نقش نوع یادگیری ، سبک رهبری  و فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی  کارکنان دانشگاه ارومیه  با فرمت ورد

آگوست 6

سبک تصمیم گیری از دیدگاه دفت

انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه دفت:

(ریچارد ال دفت، ١٩٩٨ ) از پنج سبک تصمیم گیری به شرح زیر نام می برد:

الف- سبک قاطعیت:

در این سبک، فرد به اطلاعات محدود ومشخص اکتفا می کند ودر پی راه حل منحصر به فردبر می آید .

ب- سبک انعطاف پذیر :

در این سبک، به اطلاعات محدود ومشخصی اکتفا ولی راه حل های متعددی ارائه می شود .دراین سبک سرعت بسیار زیاد است وکانون توجه پیوسته تغییر می کند .

ج –سبک مبتنی بر سلسله مراتب اختیارات :

در این سبک، بیشترین اطلاعات جمع آوری وراه حل های زیادی ارائه می شود.در اجرای این سبک کنترل شدیدی اعمال می گردد وسعی می شود برای رسیدن به بهترین راه حل ازاطلاعاتی استفاده شود که از نظر کیفیت غنی باشد.

د- سبک یکپارچه :

دراین سبک اطلاعات زیادی جمع آوری می شود ولی بااستفاده از آن ها، راه حل های متعددی ارائه می گردد. هدف از این سبک حداکثررسانیدن سود وتاکیدآن برنوآوری وخلاقیت می باشد .

-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رابینز:

بر اساس تحقیقات رابینز( ٢٠٠۵ )در مورد سبکهای تصمیم،  چهار دیدگاه فردی متفاوت در تصمیم گیری نشان داده شده است. چارچوب اصلی مدل بر این شناخت استوار است که افراد در دو بعد متفاوتند .

*بعد اول شیوه تفکر= بعضی از افراد منطقی و عقلایی هستند.آن ها اطلاعات را به صورت به هم پیوسته وجزء به جزءپردازش می کنند. در مقابل، بعضی از افراد احساسی و خلاق هستند.آن ها موضوعات را به عنوان یک کل درک می کنند.

بعد دوم درجه تحمل ابهام افراد=بعضی افراد نیاز بالایی به اطلاعات ساختاری دارند درشیوه هایی که ابهام را حداقل می کند. در حالی که دیگران می توانند حجم زیادی از مطالب را در زمان مشابه پردازش کنند. وقتی این دو بعد بر روی نمودار می آید چهار سبک تصمیم گیری را شکل می دهد که عبارتنداز: دستوری ، تحلیلی،  مفهومی، رفتاری

 

 مفهومی            تحلیلی
 

رفتاری

 

 

دستوری

 

 

 

شهودی                                                      شیوه  تفکر                                             عقلای

افراد، سبک دستوری را هنگامی به کار می برندکه درجه تحمل ابهام پایین داشته باشند. آن ها کارآمدومنطقی هستند اما کارایی آن ها نتیجه را به تصمیماتی که باحداقل اطلاعات و باجایگزین های کم در دسترس مربوط می کند در نوع دستوری تصمیماتی سریع اتخاذمی شود.سبک تحلیلی نسبت به سبک دستوری از درجه ابهام بیشتری بر خوردار است.مدیران تحلیلی به بهترین وجه اختصاصی شده اند بعنوان تصمیم گیران بادقت، با توانایی سازگاری و روبرو شدن با شرایط ناخواسته و جدید افرادباسبک مفهومی تمایل به استفاده از داده ها از منابع چندگانه و توجه به جایگزین های زیاددارند تمرکز دارند.تمرکز آن ها بر بلند مدت است و دریافتن راه حل های خلاقانه در مشکلات بسیار خوب عمل می کنند. طبقه آخر یعنی سبک رفتاری مختص تصمیم گیرانی است که توجه زیادی به افراد در سازمان و توسعه آن ها دارند.آن ها دقت میکنند تا با زیردستانشان خوب باشند و آمادگی پذیرش پیشنهادات از جانب دیگران را دارند.آن ها بر کوتاه مدت تمرکزدارند و از داده هادر تصمیم گیری استفاده می کنند.این نوع از مدیران سعی میکنند از تعارض دوری کنند و به دنبال مورد قبول قرارگرفتن هستند.اگر چه این چهار طبقه محدود هستند ولی بیشتر مدیران ویژگی هایی دارند که دارای بیش از یک سبک هستند. بعضی از مدیران، بیشتر به طورمختصر بر سبک غالبشان تکیه می کنند. بنابر این بیشتر مدیران انعطافپذیر می توانند بر حسب شرایط تغییر یابند.هوش مساوی و دسترسی مشابه به اطلاعات می توانند دیدگاههای متفاوتی از تصمیمات و انتخاب های نهایی داشته باشند و مفید باشد.این امر همچنین می تواند به مادر فهم اینکه چگونه افراد با فرهنگهای متفاوت ممکن است دارای یک مشکل تصمیم باشند، کمک کند.

تحقیق دیگری که بر پایه تحقیق رابینز توسط رو و بولگاریدز (۱۹۹۲)انجام شده، مدل تکمیلی سبک تصمیم را ارائه داد که به طور خلاصه در جدول نمایش داده شده است:

تمایل به موفقیتچشم انداز وسیع داشتن

خلاق بودن

مبتکر ایده های بشردوستانه-هنرمندانه

آینده نگر

 

لذت از حل مسالهخواستار بهترین جواب

خواستار کنترل

استفاده نسبتًا زیاد از داده ها

لذت از تنوع

نوآور بودن

استفاده از تجزیه وتحلیل های با دقت

حمایت گرا بودنعقیده گرا بودن

تجربه گرا بودن

ارتباطات آسان

استفاده از داده های محدود

نتیجه گرا بودنتهاجمی بودن

سرعت عمل

استفاده از قوانین

استفاده از شهود

شفاهی بودن

نیاز به ساختار

اجتماعی/افراد                  ارزشگرا بودن                       تکنیکی/شغل

مدل تکمیلی سبک تصمیم گیری( رو و بولگاریدز،۱۹۹۲)

بررسی های صورت گرفته بر روی تحقیقاتی که اکثر قریب به اتفاق آن ها در خارج از کشور انجام گرفته، نشان می دهد که محققان برای شناسایی سبک تصمیم گیری افراد بیشتر از۲مدل استفاده کرده اند.یکی مدلی که توسط رو ( ١٩٨١ ) بیان شده ودیگری سبک اسکات وبروس(۱۹۹۵) همان گونه که اسکات وبروس نیزذکرکرده اند، بیشتر تحقیقات صورت گرفته درگذشته، به نیازهای وظیفه تصمیم گیری ونیز شرایط محیط پرداخته اند واز توجه به تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری غافل مانده اند .در صورتی که امروزه تصمیم گیری به عنوان یکی از رفتارهای ویژه وخاص وجوهره مدیریت به شمار می رود وطبیعی است که باید بیش از پیش تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری مدنظر قرار گیرد .به بیان دیگر، با توجه به رفتاری که هر فرد در زمان مواجه شدن با شرایط تصمیم گیری ازخود نشان می دهد، می توان سبک تصمیم گیری وی را تشخیص داد .البته دراینجا ذکردو نکته بسیار حائز اهمیت است.افراد غالباًیک نوع سبک تصمیم گیری منحصر بفرد دارند لیکن این امر در تمامی موارد عمومیت ندارد.دوم اینکه علاوه بررفتارهای فردی که در نوع سبک تصمیم گیری، تاثیر بسزایی دارد، به طور کلی شرایط موجود در زمان ومکان تصمیم گیری نیز بر نوع سبک اثر گذار است.از طرفی با توجه به نگاه جدید دانشمندان علم مدیریت به تاثیر احساس وادراک در نحوه رفتارافراد ودر طرف مقابل نگاه اقتصادی به انسان درخصوص عقلایی بودن تمامی رفتارها، بررسی تاثیر هرکدام از این رفتارها بر ابعاد گوناگون عملکرد و متغیر های شغلی دارای اهمیت است.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

آگوست 6

پایان نامه سنجش میزان عملکرد برند در شرکت های مورد مطالعه

) ابعاد بازار گرایی

به اعتقاد نارور و اسلاتر[۱] بازارگرایی قلب تپنده مدیریت و استراتژی بازاریابی مدرن است و کسب و کاری که بازارگرایی را افزایش دهد، عملکرد بازارش را بهبود خواهد بخشید. بازارگرایی فرهنگی، سازمانی است که با حداکثر کارایی واثربخشی، رفتارهای لازم جهت خلق ارزش برتر برای مشتریان و در نتیجه  عملکرد برتر مستمر برای کسب و کار را فراهم می کند. نارور و اسلاتر(۱۳۹۰) سه جزء رفتاری[۲] مشتری گرایی[۳]، رقیب گرایی[۴] وهماهنگی بین وظیفه ای[۵] ودومعیار تصمیم[۶]– تمرکز بلند مدت[۷] وسود آوری[۸] می دانند. به اعتقاد کوهلی وجاورسکی[۹] (۱۹۹۰)« بازارگرایی ایجاد هوشمندی در سراسر سازمان در ارتباط با نیازهای فعلی و آتی مشتری، نشر هوشمندی در بین بخش های سازمان و پاسخ گویی سراسری به آن هوشمندی است» بازارگرایی نه تنها برای خارج از سازمان، بلکه در داخل سازمان (Lings,2004).

نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین المللی و جهانی هم مورد توجه است (Cadogan & Diamatopoulos,1995). اولین مطالعه‌ی تجربی در زمینه‌ی بازار محوری مربوط به قبل از سال ۱۹۸۹ می باشد که توسط نارور واسلی تر انجام گرفته است. نارور واسلی تر ابتدا در این مطالعه، گرایش بازار را مشتمل بر پنج عامل معرفی کردند که عبارتند از:. (Haugland et al. , 2007)

۱- مشتری محوری

۲- رقیب محوری

۳- هماهنگی بین وظیفه ای

۴- تاکید بر سود

۵- افق بلند مدت

اما بعد از انجام مطالعه، دو عامل تاکید بر سود و افق بلند مدت را به دلیل سطوح پایین آلفای کرانباخ حذف کردند و در مطالعات بعدی خود نیز به آن نپرداختند.

در ذیل به شرح اجزای بازار محوری ذکر شده توسط نارور و اسلا تر پرداخته می شود.

۱) مشتری گرایی- برای چندین دهه، تمرکز بر مشتری بعنوان اساس بازاریابی تعریف شده است ودشپانده و فارلس در سال۱۹۹۸ آن را به عنوان جزء اصلی بازار محوری بحساب آورده اند. (Theoharakis et al,2008)  تأکید نارور و اسلاتر در مورد مشتری محوری یعنی درک کافی از خریداران هدف به طوریکه مستمراً به خلق ارزش های برتر برای آنها پرداخته شود، پذیرش زیادی دارد. این مفهوم به وسیله ی مؤلفه‎هایی مانند اهمیت رابطه با مشتریان، اهمیت ارزش مشتری، درک نیازهای مشتری، رضایت مشتری و اهمیت خدمات پس از فروش اندازه گیری شده است. مشتری گرایی یعنی اینکه نیاز مشتریان درک گردد و ارزشی بیشتراز آنچه می خواهند برایشان ایجاد شود وشرکت بطور مداوم و فعالانه به بررسی و شناسایی نیازهای مشتریان پردخته وآن را برآورده سازد (Shin,2012). این معیارها بر پایه‌ی ادراک مهندسان فروش در مورد این متغیرها در درون شرکتشان، اندازه گیری می شوند. همچنین تایلور و دیگر همکارانش معتقدند که القای بازار محوری در نیروی فروش می تواند خیلی ارزشمند باشد و همانطور که رقابت افزایش می‎یابد، سیستم های فروش مشتری محور بیشتری برای بقاء در بازارهای رقابتی نیاز است و این در حالی است که رقبای بیشتری هم در حال ورود به این بازار هستند (Taylor et al,2008) کنسواگرا و استبان نیز، مشتری محوری را عبارت از فعالیت های مورد نیاز جهت جمع آوری و انتشار اطلاعات در مورد مشتریان دانسته اند (Consuegra et al,2007). سینگ و رانچود معتقدند که مدیران بایستی به مشتری محوری بپردازند، آنها باید بکوشند تا به طرق زیر فرهنگ مشتری محوری را توسعه دهند، برای مثال همه‌ی کسب و کارها را درباره‌ی مشتریان عمده آگاه نگه دارند، خطوط تولید را بوسیله تحقیقات بازاریابی، هدایت کنند، جهت تعدیل محصولات برای تناسب آنها با نیازهای هر مشتری  سرعت عمل داشته باشند، نیازهای مصرف کنندگان نهایی را شناسایی کنند و بصورت مکرر با دیگر بخش ها تعامل داشته باشند. ضمناً آنها تاکید بر رضایت مشتری را امری حیاتی دانسته و بر این عقیده اند که بایستی با فراهم آوردن محصولاتی مطابق با اصول عرف و کیفیت بالای خدمات پس از فروش، به سطح بالایی از رضایت مشتری نایل شد، این امر بر این حقیقت تاکید می کند که شرکت ها بهتر است در زمینه ی روابط با مشتریان خود، تحقیق و بررسی بیشتری نمایند نسبت به اینکه آشکارا بر رقبا تمرکز کنند که این قضیه می تواند به وسیله‌ی ارزیابی محصولات مورد ترجیح مشتری و صحبت با مصرف کنندگان نهایی، نمایندگان و توزیع کنندگان اجرا شود. (Sin et al,2004) نارور واسلاتر همچنین ضمن اینکه معتقدند مشتری محوری قلب بازار محوری است، تاکید می کنند که خلق ارزش بیشتر برای مشتریان مستلزم درک مستمر زنجیره‌ی ارزش خریدار می باشد. همچنین آنها بیان می کنند که در یک کسب و کار بازار محور کارکنان وقت قابل ملاحظه ای را با مشتریان صرف می کنند. از سوی دیگر مشتری محوری به شرکت در ساخت محصولاتی که مورد توجه و نیاز مشتری است، کمک خواهد کرد. اخیراً مطالعه ای در اروپا انجام شده است که نشان می دهد تمرکز بر مشتری در اروپای زمان حاضر نسبت به اروپای زمان قدیم اهمیت کمتری دارد. در حالیکه نوآوری سازمانی در اروپای جدید جهت ایجاد خدمات مشتری و عملکرد مالی، اهمیت بیشتری دارد. در ضمن مرور این مطالعه، ارتباطات جالبی در بین برخی از متغیرهای مورد مطالعه بدست داده است. مطابق این مقاله مشتری محوری، شرکت را به منظور تخصیص منابع به مشتریان جاری هدایت می کند، در حالیکه نوآوری سازمانی به شکل دهی مجدد کنش گرایانه[۱۰] منابع به منظور تعیین مشتریان آینده و نیازهای آنها، منجر می شود. در این مطالعه فرضیه سازی شده است که مشتریانی که به آنها بهتر خدمت رسانی شده عملکرد مالی کوتاه مدت را رهنمون می کنند، در حالی که ایجاد محصولات مختلف، ارتباط مستقیم بیشتری با مزیت های رقابتی قابل حصول در درازمدت دارد. یافته ها با این بحث که مقیاس های بازار محوری، خدمت رسانی به مشتری را تاکید می کنند، سازگار می باشد (Theoharakis et al,2008). کریستین سن و باور [۱۱]، در این مورد بیان داشته اند که گوش دادن با دقت به مشتریان، نتایجی را فقط در حول و حوش تغییرات تدریجی محصول فراهم می آورد. در حالیکه اکثراً  بهبودهای اساسی است که ممکن است به جذب مشتریان جدید  بیانجامد. آن ها نتیجه گیری کردند که شرکت های پیشتاز ( رهبر بازار ) اغلب برای تکرار موفقیت ابتدائی خود در بازار شکست می خورند و این نه به علت عدم شایستگی تکنولوژیک، بلکه به علت تلاش بی شائبه‌ی کورکورانه در مورد برآوردن خواسته های مشتریان موجودشان است. ریشه ی اساسی چنین بحثی این است که تصمیمات تخصیص منابع که بر قابلیت شرکت برای نوآوری اثر می گذارد، اغلب بر پایه‌ی نیازهای مشتریان جاری، نسبت به مشتریان آینده شکل می گیرد. با این وجود نارور واسلاتر بین شرکت‎هایی که بازار محور می شوند و شرکت هایی که در آنها مشتری مقدم شمرده می شود، تفاوت قائلند، آنها معتقدند که کسب وکارهای بازار محورمتعهد به دانستن و درک نیازهای اظهار شده و اظهار نشده (پنهان) مشتریان هستند. در حالی که از شرکت های بسیار موفق، انتظار می رود که قادر باشند، هم برخواسته از بازار باشند (از بازار الهام بگیرند)، وهم اینکه بازارها را هدایت کنند.  در روشی مشابه برای اخذ استدلالاتی در مورد مشتری محوری در این مطالعه، دانیلز[۱۲] در سال ۲۰۰۳ بیان داشت که اتصال به مشتریان، منجر به درک بهتر نیازهای مشتریان، تناسب بیشتر (نزدیک تر) محصولات و خدمات، رضایت بالاتر مشتری، تخمین آسانتر تقاضا و روابط نزدیکتر می شود. با این وجود اتصال سست با مشتریان، به شرکت‌ها اجازه می دهد که برای جستجوی فرصت های گسترده و پی بردن به تهدیدات وسیع، انعطاف پذیر باقی بمانند. منطق موجود در پشت این قضیه، مرتبط با پارادایم شومپیتری هاست، که در آن رقابت بر پایه‌ی نوآوری منجر به ایجاد تباهی (نابودی) شایستگی های موجود می باشد. در اروپای جدید بهبود شایستگی های موجود همیشه بحرانی است، شرکت های موجود در این کشورها مجبورند که شایستگی‎های جدید خود را دائماً گسترش و توسعه دهند تا در اقتصادهای مبتنی بر بازار جدید، بتوانند رقابت کننده باشند. در چنین شرایطی شرکت ها مجبورند، هم به مشتریان خدمت ارائه دهند و هم اینکه محصولات جدید ایجاد کنند، ایجاد مشتری، به وسیله‌ی توسعه‌ی محصولات جدید منحصر به فرد، دست یافتنی است و با این وجود ادبیات توسعه‌ی محصول جدید، نوعاً در ارتباط با مزیت محصول است که بوسیله‌ی منحصر به فرد بودن و نوآور بودن محصول، بدون توجه همزمان بر عملکرد خدمات، تعریف می شود. همچنین مشتری محوری منجر به بهبود عملکرد خدمات به مشتری می شود، بهبود عملکرد خدمت به مشتری، عملکرد مالی بالاتر را رهنمون می کند، سطوح بالای خدمت به مشتری منجر می شود به نرخهای بالاتر حفظ مشتری که  نتیجه اش حجم فروش بیشتر و سهم بازار بالاتر می باشد. مزایایی که مشتری را دلشاد می‎کنند، اما به آسانی قابل کپی برداری هستند، یک منبع مزیت رقابتی پایدار نمی باشند (Theoharakis et al,2008). ارائه‌ی خدمت به مشتری، منبع سود مالی کوتاه مدت نسبت به رقابت است که یک منبع بلند مدت می باشد. به عبارت دیگر عملکرد خدمات فقط می تواند مشتریان وفادار و دلشادتر خلق کند که این امر در بازار به ندرت پیدا می شود. برای مثال مزایایی از قبیل کاهش قیمت، به آسانی قابل کپی برداری هستند، اگرچه برخی ادعا می کنند که این کار همیشه برای مزایایی از قبیل خدمات پاسخگوی بیشتر و سریع تر، قابل اعمال نیست. به علاوه نویسندگان خاطر نشان کرده اند که نوآوری سازمانی یا نوآوری محصول به عنوان واسطه رابطه بین بازار محوری و عملکرد سازمانی فهمیده شده است. بنابراین سازمان‎هایی که فرایندهای درونی نوآورانه دارند، مستمراً راههای جدیدی برای ارائه‌ی خدمات کارآتر و اثر بخش تر به مشتریان و خلق مشتریان جدید، از طریق ارائه‌ی محصولات مختلف و متنوع، توسعه می دهند. مشتری محوری با نوآوری مرتبط می باشد، ولی این در حالی است که انتظار می رود مشتری محوری مستقیماً با محصولات متمایز مرتبط نباشد، نوآوری سازمانی باید به طور کامل واسطه‌ی رابطه ی مشتری محوری و تمایز محصول  باشد. تمایزات محصول عنصر مرکزی آمیخته‌ی بازاریابی است که به طور وسیع به وسیله‌ی آن دسته از بازاری هایی که تمایز در محصول و ارائه پیشنهاد فروش منحصر به فرد را بوجود می آورند و منجر به عملکرد برتر مالی می شوند، جستجو  می شود. علاوه بر این کپی برداری از محصولات متمایز، برای رقبا سخت تر است که در این امر منجر به یک مزیت رقابتی پایدار می شود. همچنین، نویسندگان دو متغیر کنترل را نیز در این مدل به کار برده اند که عبارتند از اندازه ی شرکت و کیفیت فنی محصول. اندازه ی شرکت تحت عنوان تعداد کارکنان که شرکت را برای نوآوری توانمند می‎سازد، تعریف می شود. در حالی که تکنولوژی محوری ممکن است به عنوان اولویت های اضافی برای نوآوری سازمانی باشد. کیفیت فنی محصولات و خدمات شرکت در مقایسه با رقبای اصلی آنها به عنوان یک معیار نماینده برای این نوع جهت گیری ها مورد استفاده قرار می دهیم (Theoharakis et al,2008). با توجه به مطالعات دشپانده، پلهام و ویلسون مشتری محوری مشتمل بر دو اصل زیر است: (Singh et al,2004)

۱- درک صحیح مشتری

۲- تمرکز بر رضایت مشتری. دیویس در سال۲۰۰۰ مشتری محوری را شامل دو قسمت: ۱) تجزیه و تحلیل مشتری و۲)  پاسخگوئی به مشتری دانسته و ثابت می کند که مشتری محوری و هر یک از ابعاد آن با عملکرد شرکت رابطه‌ی مثبت دارند. باید دانست که در بعد مشتری محوری موارد زیر می تواند مطرح شود: ( Tse et al,2003)

۱- تعهد مشتریان

۲- خلق ارزش برای مشتریان

۳- درک نیازهای مشتریان

۴- سنجش رضایت مشتریان

۵- خدمات پس از فروش

۲) رقیب محوری – دیویس در سال۲۰۰۰ براساس تعاریف نارورواسلی تر و بالاکریشنان [۱۳]، رقیب محوری را به عنوان شناسایی نقاط قوت و ضعف، توانایی ها و استراتژی های رقبا، به نحوی که بتوان در مقابل فعالیت های آنها واکنش نشان داد، تعریف کرده است. همچنین زیورب و گاتیگنون[۱۴]نیز در دیدگاهی نسبتاً مشابه رقیب محوری را، اشاره به توانایی و درخواست برای شناسایی، تجزیه و پاسخگویی به اعمال رقبا  دانست. آن ها معتقدند که شرکت هایی که رقیب محوری را توسعه می دهند، قادر می شوند که به طور موثر نقاط قوت و ضعف های رقبایشان را تجزیه و تحلیل نموده و به آن ها پاسخ دهند. گزینه های خاصی که برای سنجش رقیب محوری به کارمی روند، شامل استفاده از پایگاه داده ها برای رقابت، زمان واقعی پاسخ به رقابت، جمع آوری اطلاعات در مورد سهم بازار رقبا، و تحقیق در مورد استراتژی های رقبا می‎شود  (Taylor et al,2008) کانسواگرا و استبان، معتقدند که رقیب محوری به تلاش برای جمع آوری و انتشار اطلاعات در مورد رقبای یک شرکت بازار محور، اشاره می کند (Consuegra et al,2007).

نارور واسلی تر معتقدند رقیب محوری برگرفته از موقعیت شرکت در ارتباط با رقبای کلیدی اش می باشد. دو پرسش تک سوالی می تواند این سازه را اندازه بگیرد. پاسخ دهندگان، قیمت ها و تکنولوژی را  در رابطه با پیشنهادات قیمت یا تکنولوژی به کار گرفته شده توسط رقبای کلیدی ارزیابی می کنند. این دو سوال آگاهی از شایستگی ها و استراتژی های رقبا را منعکس می نماید. (Haugland et al,2007)  سینگ و رانچود در مطالعه‌ی خود به این نتیجه رسیدند که رقیب محوری باید به عنوان بخشی از یک فعالیت کلی، بدون صرف منابع اضافی باشد  اگر شرکتها می خواهند، کاملاً رقیب محور باشند، آنها باید آماده باشند که در ابتدای کار، کمی ضرر را در درآمدهای خود متحمل شوند. یافته ها همچنین برای شرکتهایی که رقیب محوری متوسط به بالا را دارند، فوایدی را نشان می دهد. به روشنی مشخص است که قبل از اینکه استراتژی رقیب محوری اتخاذ شود، نیاز است که تجزیه و تحلیل هزینه – منفعت بوسیله ‌ی مدیران انجام بگیرد. (برای مثال ارزیابی کیفیت محصولات و خدمات موجود،  جمع آوری اطلاعات صنعت از طریق وسایل غیر رسمی، جستجوی فرصت هایی برای دستیابی به مزیت های رقابتی، و گذاشتن افرادی بعنوان بازاریاب که در غالب گروه های توسعه‌ی محصول مشغول باشند. ) و بایستی توجه شود که سود آوری این‎ها در بلند مدت بدست می آید. (Singh et al,2004) موفقیت در بازار نه فقط به شناسایی نیازهای مشتریان و پاسخ به آنها وابسته است، بلکه به توانایی ما در اطمینان از اینکه قضاوت مشتریان از پاسخ ها، بهتر و برتر از رقیبان است نیز وابسته می باشد. هر شرکت، اعم از اینکه رهبر بازار باشد، یا برتری طلب یا تمرکز دهنده، باید یک خط مشی بازاریابی رقابتی داشته باشد. خط مشی ای که بتواند در مقابل رقبا، جایگاه شرکت را مستحکم کند. همچنین شرکت باید همواره خط مشی خود را با شرایط دائماً در حال تغییر محیط رقابتی همساز نماید. شرکت رقیب محور، شرکتی است که اعمال و فعالیت های خود را شدیداً تحت تاثیر کنش ها و واکنش های رقبا تنظیم می کند. در چنین وضعیتی، شرکت رقیب محور، وقت خود را بیشتر صرف پی گیری حرکات رقبا و مقوله‌ی مهم بازار می کند و می کوشد خط مشی هایی را بیابد که بتواند بر ضد ایشان به کار بندد. در چنین حالتی شرکت به بازاریابان خودآموزش می دهد تا همیشه در حال آماده باش به سر برند و مراقب نقاط ضعف احتمالی خود باشند و نقاط ضعف رقبا را نیز از نظر دور ندارند.

در بعد رقیب محوری، موارد زیر باید مد نظر قرار گیرد : (Tse et al , 2003)

ـ میزانی که اطلاعات مربوط به رقبا توسط عوامل فروش جمع آوری شده اند، و در بین سایر واحدها پخش می‌شوند.

[۱] Narver & Slater

[۲] Behavioral component

[۳] Customer orientation

[۴] Competitor orientation

[۵]  Inter-functional coordination

[۶]  Decision criteria

[۷]  Long-term focus

[۸] Profitability

[۹] Kohli and Jaworski

[۱۰] Proactive

[۱۱] Christensen and Bower

[۱۲] Daneels

[۱۳]  Balakrishnan

[۱۴] Xuereb and  Gatignon

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

جولای 27

پایان نامه تاثیر آرم برند بر روی تعهد مشتری و عملکرد شرکت

اهداف تحقیق:

بازار امروز پر سر و صدا بوده و نشانهای تجاری باید بتوانند از مزیت های آگاهی بخش برند بهره ببرند.در این مطالعه نشان داده خواهد شد که تمرکز بر مدیریت آرم تجاری به عنوان خلاصه ای از آنچه که آن آرم تجاری ارائه میدهد ،ابزاری ارزشمند برای عمیق کردن رابطه ی مشتری با نشان تجاری بوده و این خود سبب افزایش عملکرد شرکت خواهد شد.در این تحقیق این موضوع  برندهایی که از علامت ها به عنوان آرم استفاده میکنند در مقایسه با برندهایی که تنها شامل نام میباشند، در فراهم کردن مزایای توضیحی شناختی آرم ، مزایای کارکردی ارتباطی آرم و تصویر برند ،موثر تر میباشند.

شناخت یک نشان تجاری را از روی آرم آن توسط  مشتریان فقط به این معنی نیست که آنها منابعی را برای وفادار ماندن به نشان تجاری سرمایه گذاری میکنند.

دراین تحقیق نشان داده خواهد شد که:

  • اثر آرم تجاری بر تعهد مشتری زمانی زیادتر خواهد شد که از نماد و علایم به عنوان آرم استفاده نماید.
  • ازدیدگاه مشتری ها آرم تجاری نشان دهنده ی معنای آن نشان است و بنابراین به عنوان اطلاعات خلاصه شده ای درباره ی تلاشی برای بازاریابی نشان تجاری است.
  • آرم برند بر روی تعهد مشتری و عملکرد شرکت تاثیر گذار است.
  • آرم تجاری به تعهد نشان تجاری مشتریان و عملکرد شرکت مربوط میشود.

۶-۱)چهارچوب نظری:

برند مفهومی بیش از یک کالا یا یک خدمت است.امروزه بسیاری از کالا و خدمات مخصوصا در بانکداری تفاوت قابل ملاحضه ای ندارند و این برند ها هستند که تمایز اساسی را حاصل میآورند.تصورات حاصل شده از برند،مزایای عملکردی آرم های برند و مزایای توضیحی-شناختی که از آرم برند حاصل میشود میتواند بر روی تعهد مشتری و عملکرد بانک موثر باشد.در این میان تحقیقاتی صورت گرفته که در نوع آرم های تجاری نیز تفاوت هایی قائل شده اند.آنهایی که از علایم محض برای آرم تجاری استفاده کرده اند ،آنهایی که از اسامی محض برای آرم تجاری استفاده کرده اند و یا ترکیبی از این دو.ایجاد یک نگرش مثبت از آرم تجاری بانک میتواند بر نگرش مصرف کننده ها و هویت بانک اثر گذار بوده و باید در نظر داشت که یک نگرش مثبت در راستای یک تجربه ی مثبت بانکداری حاصل میآید.

مزایای آگاهی بخش برند شامل مزایای توضیحی-شناختی،مزایای عملکردی و تصویر برند بوده و از پارامتر های مهم تحقیق میباشد.به طوری که آگاهی از نام و نشان و مشارکت با آن بر کیفیت ادراکی مشتری ها اثر گذار بوده و این موضوع نیز منجر به ایجاد وفاداری میگردد و وفاداری مشتری هم سبب افزایش عملکرد بانک میگردد.

البته که این موضوع امروزه سبب بوجود آمدن گرایشی در بانکداری به نام بانکداری اختصاصی گردیده است.

در این تحقیق از دو مقاله به عنوان مبنای کار استفاده گردیده است که به قرار زیر است:

  • The role of brand logos in firm performance

  1. Whan Park, Andreas B. Eisingerich, Gratiana Pol, Jason Whan Park

بررسی رابطه ی بین تصور از عناصر معنی بخش برند و شناخت برند بر اساس مدل ارزش ویزه ی برند مبتنی بر مشتری(مطالعه موردی بانک ملت) – علی دیواندری – محمد حقیقی- اشکان الهیاری

 

باتوجه به اینکه ما در زمینه بانگداری گسترش برند را شاهد نمیباشیم – پارامتر گسترش برند از مدل حذف گردید و همچنین به جای پارامتر گرایشات زیبایی شناسانه از پارامتر تصویر برند استفاده گردیده است.

 

 

۷-۱)مدل مفهومی تحقیق

مزایای توضیحی-شاختی

مزایای عملکردی

تصویر یرند

نوع آرم (علائم در مقابل اسامی)

خصیصه های برندمطلوبیت

منحصر به فرد بودن

ارزش های آرم برند

تعهد مشتری

عملکرد

آشنایی با برندصحبت ها ونقل قول های آشکار

تبلیغات

رشد درآمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

جولای 27

پایان نامه بررسی مزایای عملکردی آرم برند بر ارزش های آرم برند

نام گذاری محصول و انتخاب برند

تکنیکی است که درآن سازمان در خصوص انتخاب نام محصولات خود اندیشیده و براساس دستاوردهای تحقیقات بازار بهترین و مناسبترین نام را با هدف تاثیرگذاری بر مشتریان هدف خود انتخاب میکند . مفهوم نام گذاری محصول بسیار شبیه فر آیند تصمیم گیری برای نام شرکت و سازمان است . نام گذاری بخش حیاتی فرآیند مدیریت برند است و دربرگیرنده کلیه فعالیت های بازاریابی است که تصویر برند از جمله جایگاه سازی، طرح و نشان ، بسته بندی و سایر ویژگی های محصول را تحت تاثیر قرار می دهد . فرآیند نام گذاری محصول ممکن است ماهها به طول انجامد . برخی از گام های کلیدی این فرآیند عبارتند از:

  • مشخص کردن اهداف برندگذاری
  • توسعه نام محصول
  • ارزیابی نام ها ازطریق بررسی بازار هدف و گروه های کانون
  • انتخاب نام نهایی محصول و درنهایت ثبت حقوق مالکیت برند

۲-۴ ویژگی های یک نام تجاری

یک نام تجاری باید: کوتاه باشد ، ساده باشد، به راحتی قابل تلفظ و بیان باشد، بتوان آن را به خاطر سپرد، فقط به یک طریق قابل تلفظ باشد، منفی و ناهنجار نباشد، ضد ارزش ایجاد نکند ، قابل معرفی در رسانه ها باشد قابل چاپ روی بسته باشد، با شرایط جاری هماهنگ باشد ،بتوان از آن LOGO یا علامت تجاری ساخت و سودمندی فرآورده را بیان کند ، در زبان های دیگر معنی بدی نداشته باشد، کیفیت فرآورده را بیان کند.

نام تجاری می تواند القا کننده مفاهیم زیر باشد: هرنام تجاری القاکننده مفاهیم متفاوتی می تواند باشد به بیان دیگر هویت هایی که در اثر یک برند به محصول بخشیده می شود را می توان به صورت زیر عنوان کرد:

  • ویژگی های کالا یا خدمت(ساخت عالی، قیمت بالا ، عملکرد خوب و …)
  • مزایا(دوام ، سبکی ، سنگینی ، سرعت و ….)
  • فواید(ایمنی، شهرت، اعتبار و…)
  • فرهنگ( فرهنگ کشور یا شخص سازنده )
  • شخصیت (تجسم شخصیت سازنده یا تولیدکننده)
  • جایگاه استفاده کننده (طبقه اجتماعی و … )

۲-۵  ویژگی های برند های موفق

بسیاری از برندها در طی دوران حیاط خود تبدیل به اسطوره و یا یک عنصر منحصر به فرد می شوند که علاوه بر اینکه برای همیشه در ذهنها باقی می مانند در قلبهای استفاده کنندگان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشند . به جهت دستیابی به چنین موقعیتی صاحبان برند و مدیران بازاریابی شرکتها، روشهای متعددی را بکار میگیرند که خصوصیات و ویژگی هایی را برای برند ایجاد می نماید در زیر برخی از ویژگی های برندهای موفق در بازارهای بین المللی آورده شده است.

  • باعث افزایش وفاداری و کاهش انتقادات و شکایات مصرف کننده می شود.
  • حاشیه سود را در سراسر زنجیره تأمین زیاد می کند.
  • تقاضای آن در مقابل افزایش قیمت بدون کشش و در برابر کاهش قیمت با کشش است.
  • تجار و عوامل اقتصادی آن را پشتیبانی می کنند.
  • ارتباطات بازاریابی را افزایش می دهد.
  • فرصت های LICENING را فراهم می کند.
  • باعث افزایش و تنوع برندهای خودی می شود.
  • در ساختار قیمت تمام خود، ارزش افزوده بیشتری تولید می کند.
  • چشم انداز موفقی را در آینده نوید می دهد.
  • مشکل تحویل و نوبت ندارد .
  • با مصرف کننده به خوبی ارتباط برقرار می کند

۲-۶ رفتار مصرف کننده در برابر نام تجاری

شناخت رفتارهای متفاوتی که یک مصرف کننده در قبال یک نام تجاری بروز می دهد بسیار مهم و اساسی می باشد به طورکلی یک مصرف کننده رفتارهای زیر را در برابر یک نام تجاری انجام می دهد:

  • آگاهی دارد و آن را می شناسد.
  • مقاومت نمی کند، اصرار هم نمی کند.
  • ترجیح می دهد و انتخاب می کند.
  • وفادار است و آن را عوض نمی کند
  •  متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

    برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

    متن کامل

جولای 27

پایان نامه نوع آرم برند(علایم در مقابل اسامی) بر مزایای عملکردی برند

برنامه های وفاداری و احساس تعهد

تحقیقات بیان کردند تاثیر مشارکت مشتریان را در برنامه های وفاداری حمایت سازمان بر وفاداری مشتریان.تحقیقات نشان دادند که مشتریانی که در تعاملات اجتماعی با دیگر مشتریان دارند بوسیله مشارکت در اجتماعات برند ،اغلب وفاداری شدیدتری را نسبت به حمایت از برند نشان می دهندنسبت به برنامه های وفاداری غیر گروهی .برای پی بردن به این موضوع باید سولات زیر را دنبال کنیم:

-ایا درک انها از احساس تعهد می تواند بر وفاداری اعضا نسبت به حمایت از سازمان تاثیر بگذارد؟

-برنامه های بازاریابی می تواند بر اساس احساس تعهدی که اعضا احساس می کنندتمایز قائل شود.مشتریان وفاداری بیشتری نسبت به برنامه های گروهی دارند تا برنامه های مالی.

-برنامه های گروهی که ارتباطات احساسی قوی تری ایجاد می کنند ،وفداران به انها حساسیت کمتری نسبت به رقبا نشان می دهند. مطالعات نشان می دهد کسانی که دربرنامه های وفاداری گروهی شرکت می کنند ،وفاداری بیشتری در حمایت از سازمان دارند.بنابراین برنامه های وفاداری سازمان به عنوان ابزاری برای توسعه وفاداری سازمان ها بکار می رود.با عضویت در اوردن مشتریان در برنامه های وفاداری ،انها از مزایایی

مانند تخفیف های پولی وهمچنین سود های غیر مالی مانند توانایی پیوستن به کلوپ های مشتریان ،دریافت اخبار سازمان و …بهره ببرندو محققان نشان دادند که شرکت مشتریان در برنامه ها ی وفادار ی به انگیزش های مالی وابسته نمی باشد و از سود های غیر قابل لمس لذت میبرند مانند بهبود وضعیت و خود شایستگی البته این روش برا ی همه سازمان ها مناسب نمی باشد .بنابراین بسیاری از سازمان ها مخصوصا آنهایی که محصولاتی با در گیری پایین و خدمات ی ارائه می دهند که استفاده از انها به صورت عادت در امده است،ممکن است استفاده از این برنامه مناسب نباشد. نتایج نشان دادند که ۷۰ درصد مشتریان وفادار سازمان در برنامه های وفاداری سازمان ها شرکت داشتند. ایا برنامه ها ی وفاداری همان وفاداری مشتریان می باشد؟ایا عضویت برنامه های وفاداری وفاداری مشتریان را افزایش می دهد؟جواب به این پرسش ها وابسته به اثر بخشی برنامه های وفاداری می باشد.بعضی از محققان رابطه مثبتی میان برنامه های فاداری و وفاداری مشتریان پیدا کردند و بعضی معتقدند این رابطه ترکیبی می باشد. محققان معتقدند برای اثربخش تر کردن برنامه های وفاداری می توان ازعوامل زیر کمک گرفت:

زمان اعطا،راحتی استفاده از برنامه ،فراهم کردن داده ها ی مفید،اعطای جایزه ،سازگاری برنامه های پاداشی با برند و توانایی اعضا برای در یافت ارزش .

در واقع وفاداری بالاتر مشتریان،باعث افزایش سهم بازار و توانایی بالاتر شرکت برا ی افزایش قیمت ها در مقابل رقبا ،کاهش هزینه های بازاریابی و به طور موثری سطوح داد و ستد را افزایش می دهد.به علاوه وفاداری تبلیغات شفاهی را افزایش می دهد و با استراتژی های رقبا مقابله می کند و سود های بالاتری را بدست می اورد.وفاداری عاملی است که اکثر سازما ن ها از ان به عنوان یک شاخص موفقیت می نگرند . امروزه شرکت هایی با عملکرد برتر در صنایع مختلف در حال حرکت به سمت حفظ مشتریان وجلب وفاداری آنها میباشند، زیرا اغلب بازارها در مرحله بلوغ خود قرار دارند، رقابت در حال افزایش و هزینه های جذب مشتریان جدید نیز به شدت افزایش یافته است. حفظ مشتری وجلب وفاداری آن، برای ادامه کسب و کار امری حیاتی تلقی می شود. در این میان صنعت بانکداری نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین بانکها نیز می بایست برای بهبود وفاداری مشتریان خود بدنبال استراتژیهای گوناگون مدیریتی باشند.امروزه مدیران بانک ها برای جلوگیری از گرایش یافتن مشتری به سمت رقبا بیش از هر زمانی میبایست در پی درک خواسته و نیازهای مشتریا ن باشند، تا بهتر بتوانند نیازهای آنها را برآورده کنند و روابط بلندمدت تجاری با آنها برقرار نمایند. لذا هر رویکردی که بهتر بتواند این مسائل را محقق گرداند بیشتر مورد توجه خواهد بود. بازاریابی رابطه مند به عنوان رویکردی جدید در تحقیق و عمل ثابت کرده که یکی از موفق ترین رویکردها میباشد. همچنین اثبات مزایای متفاوتی که بازاریابی رابطه مند برای سازما ن ها به بار آورده،موجب گرایش بی سابقه به این رویکر د شده است . سازمان ها در ایران نیز باید بتدریج ضرورت توجه به مشتری را درک کنند و در جهت شناخت و تامین رضایت بخش نیاز ها و خواسته های مشتری حرکت کنند و بیش از بیش بدنبال وفادار سازی مشتریان باشند. با توجه به ظهور بانکهای خصوصی در کنار بانک های دولتی و افزایش شدت رقابت میان آنها، بازاریابی رابطه مند را میتوان تدبیری برای حل این معضل بانک ها دانست. با استفاده از این رویکرد ضمن ایجاد رابطه بلندمدت با مشتری ، میتوان فعالیت هایی را که از دید مشتری مهم و ارزش زا میباشند را شناسایی، تقویت و بهبود بخشید و مشتریان بیشتری را جذب و به سازمان وفادار ساخت.بدین ترتیب سازمان ها ضمن بهره برداری از مزایای وفاداری مشتر ی میتواند موقعیت خود را در این بازار رقابتی بهبود بخشد. در راستای همین هدف بانک های ایرانی همواره سعی بر ارائه راهکارها و برنامه هایی برای ایجاد و حفظ روابط بلند مدت با مشتریان و در نهایت وفادارسازی آنها داشته اند. اما برنامه ریزی در این زمینه مستلزم شناخت بانک ا ز نقاط قوت تاثیر بنیان های بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان و ضعف خود در زمینه ایجاد رابطه با مشتری و وفادا رسازی آنها و همچنین بررسی میزان اهمیتی اقدامات انجام شده از نظر مشتریا ن میباشد

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل