آگوست 12

پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارش گلدستون

مسأله غزه  در حوزه حقوق بین الملل بشر نیزقا بل طرح و تأمل است . متون بین المللی تنها پس از جنگ جهانی دوم نگاشته شده اند و در واقع بیش تر بیانگر آرمانها  و آرزوهای بشری هستند تا  قواعدی برای  حمایت از ارزش های ریشه دار جامعه بین المللی. شورای حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل در دوازدهمین جلسه فوق العاده خود[۱]ودر پارگراف ۲ از بند «الف”،مسئولیت  رژیم اشغالگر دررعایت حقوق بین الملل را یادآور شده است.

کشورهای عربی با پیشنهاد متن یک قطعنامه به مجمع عمومی ،در قالب این مجمع از رژیم اشغالگر قدس و فلسطینی ها می خواهند که تحقیقات معتبری در خصوص این جنگ آغاز شود.در این قطعنامه ،گزارش گلدستون که از سوی شورای حقوق بشر مامور شده بود با ۱۱۴ رای موافق ۱۸ رای مخالف و همچنین ۴۴رای ممتنع از جمله فرانسه ،تاید شد.و به این ترتیب مبنای حقوقی گزارش گلدستون مورد تصدیق جامعه جهانی قرار گرفت.بنا به نظر برخی از تحلیلگران،این گزارش از چنان اهمیتی یرخوردار است که بیش تر به یک« تحقیق »،رسیدگی و یا یک« حکم بازداشت» شباهت دارد.در این گزارش،گلدستون  صراحتا به ارتکاب جنایات جنگی توسط اشغالگران صهیونیستی و امکان وقوع «جنایت علیه بشریت» اشاره می کند.[۲]

گزارش گلدستون به طور غیر مستقیم و از نگاهی حقوقی، فنی و ایدوئولوژیک به  مساله جنگ غزه می پردازد.برای اولین بار یک سند رسمی بین المللی توانسته است اتهامات کیفری به رژیم اشغالگر قدس وارد کند.با این حال مشگل این گزارش این است که جسارت اشاره به مواد ۳۹،۴۱ یا ۴۲ منشور ملل متحد را به خود نمی دهد و تنها با توجه به ماده ۴۰ منشور،قضیه را به اتخاذ تدابیری برای پایان دادن به مخاصمه از سوی طرفین ،به گونه ای که شورای امنیت مطلوب می داند ختم می  کند.با این حال نباید از نظر دور داشت که این گزارش با اذعان به شدت اعمال ارتکابی،پیشنهاد می دهد که دبیر کل بر اساس ماده ۹۹ منشور ملل متحد، مورد را به شورای امنیت گزارش دهد. ضمن این که پیشنهاد گلدستون مبنی بر ارسال رسمی گزارش از سوی شورای حقوق بشر به دادستان دیوان، گواه توجه وی به اهمیت این گزارش به عنوان مجموعه ای از ادله و همچنین ترسیم خط مشی طرح اتهام علیه رژیم صهیونیستی در برابر دیوان بین المللی کیفری است.[۳]

 

بند دهم- شورای حقوق بشر و پدیده جهانی شدن

می دانیم که جهانی شدن پایانی بر کار دولتها است. یعنی حکومتهایی که برحاکیمت و قدرت خود متکی بوده و ایجاد کننده موانع گوناگون در برابر توسعه اقتصادی دنیا هستند. در واقع حکومتهای ملی با توجه به سیاست های کهنه و شکل منظم و خاص سیاسی خود با توسعه جهانی شدن ناسازگار می باشند.

رژیم حقوق بشر جهانی نیز توجه قابل  ملاحظه ای به علوم اجتماعی و تحولات ناشی از جهانی شدن دارد. مشارکت دولت ها در رژیم حقوق بشر جهانی و اینکه تا چه حد این رژیم  بر ساختارهای سازمانی ملی و سیاست گذاری های کشورها تاثیر می گذارد حائز اهمیت است. چراکه موسسات ملی حقوق بشر یکی از نهاد های حقوق بشری هستند که می توانند شکاف موجود در عرصه حمایت و ارتقاء حقوق بشر را پر کنند. در گذشته نیز این موسسات ملی حامیان قوی نهاد های حقوق بشری مانند کمیسیون حقوق بشر و بازوی کمکی بازرسان آن بودند. ایجاد این موسسات ملی خود نیز به عواملی مانند توسعه اقتصادی و سیاسی و عناصر فرهنگی و هنجارها و نرم های نظام بین الملل  وابسته است.[۴]

موسسات ملی حقوق بشر با ایجاد سیستم های قضایی مستقل و تصویب قوانین کافی و تقویت حمایت های فردی،تشویق دولت ها به تصویب معاهدات حقوق بشری و مشارکت در سازمانهای غیر دولتی و کنفرانس های بین المللی  قطعا بهتر خواهد توانست به توسعه حقوق بشر کمک کنند.

بند یازدهم – معایب شورای حقوق بشر

در دومین جلسه UPR روندی ظهور کرد ، کشورهای کوچکتر کمتر به گفتگوهای متقابل با کشورهای دیگر به غیر از منطقه خودشان تمایل داشتند.کشورهای آفریقایی به استثنای مراکش ،مصر ،الجزایر و تا اندازه ای هم تونس فقط مایل به گفتگوهای متقابل با سایر کشورهای آفریقایی بودند.این مساله بطور مشابه برای کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای حوزه کارائیب و گروه آسیا نیز مصداق داشت.ودر این بین فقط کشورهای اتحادیه اروپا تمایل داشتند بطور مساوی با سایر کشورهای دنیا گفتگوهای تعاملی داشته باشند.و این حاکی از آن است که کشورهای یک منطقه تمایلی به اتفاقات حقوق بشری سایر مناطق ندارند.در بررسی دوره ای وضعیت هر کشور تحت اصول همکاری دولت ها در حقوق بین الملل دولت ها هیچگونه الزامی در پاسخ به پرسشهای مطروحه ندارند.[۵]

اعضای شورای امنیت و سازمانهای غیر دولتی و ناظران ،بی درنگ به واقعیت بی رحم دیپلماسی چندجانبه اشاره کرده اند.شورای جدید برخی از معایب کمیسیون سابق را به ارث برده است و هنوز هم در ایجاد  حقوق انتزاعی و واقعی ملموس برای قربانیان نقض حقوق بشر ناموفق بوده است.حق شرطهای فوری کشورهای غربی بطور ملموس در هرجلسه شورا احساس می شود.بطور مثال: ادا و اصول کشورهای غربی وقتی که ایران سوئد را به خاطر نقض حقوق زنان محکوم می کند و یا وقتی که کوبا در مورد اهمیت استقلال  جامعه مدنی صحبت می کند امری غیر معمول نیست. با تکرار حوادثی از این دست ،آمریکا شورا را متهم به جانبداری و سیاست بازی می کند و خواستار خروج از شورای حقوق بشر می باشد.[۶]

حضور سازمانهای غیر دولتی در جلسات uprاز جمله مواردی است که مورد اعتراض کشورها واقع شده است،بسیاری خواستار محدودیت حضور سازمانهای غیر دولتی در جلسات upr بودند.تا جائییکه رئیس شورا دستور داد که سازمانهای غیر دولتی باید در ارائه گزارشات خود به مفاد قطعنامه ۱/۵ پای بند باشند و کلیه مدارک مربوطه باید کاملا مستدل و روشن باشد.[۷]

این امر فقط مختص سازمانهای غیر دولتی نبود و سازمانهای دولتی هم به آن مبتلا بودندوبطور مثال نفوذ ناروای سازمان های دولتی مانند کنفرانس اسلامی به رهبری پاکستان و گروه آفریقا به رهبری مصر در شورای حقو ق بشر ،اغلب حامیان خود  را ترغیب می کردند که بر اساس همبستگی و دوستی و یا منافع ملی خود به جای اصول اساسی حقوق بشر رای دهند.[۸]

انتخاب ماه می ۲۰۸ برای ورود اعضای جدید به شورای حقوق بشر حاکی از آن بود که  تقسیم کرسی ها بدون تغییر باقی ماند.تقسیم کرسی ها در امتداد همان خطوط منطقه ای و اجتماعی و اقتصادی کمیسیون سابق بود.[۹]

در جلسه دهم شورا در ماه مارس ۲۰۰۹ وقتی دو کشور جمهوری دموکراتیک کنگو و ترکمنستان ناقضین فاحش حقوق بشر شناخته شدند، توانستند با تاکتیک های رویه ای غیر مستقیم و با دشمنی آشکار به رای خاص کشورهای در حال توسعه از بررسی های دقیق شورا شانه خالی کنند.[۱۰]

یکی از دیگر از نکات منفی سند تاسیسی شورای حقوق بشر ابقاء وضعیت حقوق بشر کشوری در کنار UPR است. بر این اساس شورای حقوق بشر وظیفه ایجاد ماموریت‌های جدید و یا تمدید وضعیت‌های کشوری گذشته و یا توقف آنها را عهده‌دار است.

باید توجّه داشت که در قطعنامه برپایی شورای حقوق بشر ساز و کار روشنی برای سنجش اندازه پایبندی یک کشور به حقوق بشر پیش‏بینی نشده است و از این‏رو کشورهایعضو سازمان ملل هریک باید بر پایه دیدگاههای ویژه خود وضع حقوق بشری کشورهای نامزد عضویّت را بررسی کند و بر پایه همین دیدگاه نیز رأی دهد.پیش‏بینی نشدن معیارهای روشن برای سنجش وضع حقوق بشری نامزدان عضویّت، ناشی از اختلاف نظر کشورهای در حال توسعه و توسعه‏یافته بر سر تعیین وتعریف معیارها بود.در سایه همین کاستی در قطعنامه بود که سازمانهای حقوق بشری بین المللی همچون عفو بین الملل و دیده‏بان حقوق بشر مجموعه اطلاعاتی را بر پایه معیارهایی که خود مهم می‏دانستند درباره کشورهای نامزد عضویّت فراهم آوردند تا اعضای سازمان ملل با بررسی این اطّلاعات به کشوری که شایسته‏تر برای عضویّت است رأی دهند.برای نمونه دیده‏بان حقوق بشر پایگاهی اینترنتی طرّاحی کرد و پیشینه حقوق بشی کشورهای نامزد در ابر پایه معیارهای پنجگانه زیر در آن قرار داد:

۱-گزارشهای دیده‏بان حقوق بشر درباره رفتارهای نامناسب هریک از کشورهای نامزد عضویّت در شورا، در زمینه حقوق بشر:

۲–گفته‏ها و تعهّدات اعلام شده از سوی دولت نامزد و بیانیه‏های آن که به هنگام تصویب قطعنامه برپایی شورا در مجمع عمومی منتشر شده بود:

۳-اینکه آیا کشور نامزد، پیمانهای حقوق بین الملل بشر را تصویب کرده است یا نه:

۴-اینکه آیا دولت نامزد تاکنون از بازرسان حقوق بشر سازمان ملل برای دیدار از کشور خود دعوت رسمی کرده است یا نه؛

۵- اینکه وضع رأی‏دهی دولت نامزد به ۱۰ قطعنامه آخر پیرامون حقوق بشر در مجمع عمومی چگونه بوده است و اگر کشور نامزد به تازگی عضو کمیسیون حقوق بشر بوده، وضع رأی‏دهی‏اش درباره ۱۶ قطعنامه آ·ر مربوط به حقوق بشر در مجمع عمومی چگونه بوده است. [۱۱]

نقض گسترده حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین و عدم همکاری لازم و مستمر با UPR می‌تواند منجر به پیشنهاد صدور قطعنامه کشوری و متعاقبا تعیین گزارشگر ویژه کشوری شود.
یکی از تهدیدهای عمده شورای حقوق بشر، در انزوا قرار گرفتن کشورهای هدف در فرآیند تصمیم سازی بین‌المللی است که با هدف جلوگیری از مشارکت این گونه کشورها در راستای زمینه سازی برای اجرای تهدید استراتژیک صورت و از طریق اقداماتی همچون، معیار‌گذاری برای عضویت در شورای حقوق بشر و پیش‌بینی تعلیق عضویت کشورهای عضو شورای صورت خواهد پذیرفت.

در نهایت رئیس شورای حقوق بشر در گزارش خود به مجمع عمومی، پایان فرایند بررسی دوره ای جهانی (Universal Periodic Review) انجام شده در خصوص وضعیت حقوق بشر در کشورهای عضو ملل متحد در سال گذشته فرصت ارزشمندی برای ارزیابی عملکرد و اثرگذاری خود قلمداد نمود. نکته مثبت دیگر این فرایند مشارکت نهادهای ملی حقوق بشری بود که سهم عمده ای در بهبود وضعیت های مورد نظر بر عهده داشتند. وی همچنین از آیین های ویژه شورا از جمله گزارشگران و کارگروه ها به عنوان چشم و گوش نظام حقوق بشر یاد می کند و آنان را دارای نقشی کلیدی در حمایت و ترویج حقوق و آزادی های بنیادین می داند. نمایندگان دولت ها نیز در مجمع عمومی اعلام کردند که در طول عمر پنج ساله خود شورای حقوق بشر توسعه چشمگیری یافته و در توسعه هنجارها و استاندارهای حقوق بشری مشارکت داشته است. با این حال، نهاد مزبور باید از سیاسی کاری ها اجتناب ورزیده و مسیر خود را در راه بررسی وضعیت های حقوق بشری در سراسر دنیا ادامه دهد.[۱۲]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

آگوست 7

پایان نامه ارشد با موضوع حقوق وآزادی‌های فردی در تحقیقات مقدماتی

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی حقوق وآزادی‌های فردی در تحقیقات مقدماتی

ضابطین دادگستری

ضابطین دادگستری مراجع دیگری هستند که به موجب قانون، تحت نظارت مقامات قضایی به طور محدود تحقیقات­مقدماتی را انجام می‌دهند، ضابط در لغت به معنای فراهم آورنده، نگاهدارنده، پلیس، پاسبان اداره شهربانی و غیره آمده است[۱]، مطابق ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ «ضابطین دادگستری مامورانی هستند که تحت نظارت مقام قضایی در کشف جرم، بازجویی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم، جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ اوراق، و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام می‌نماید.»

در قانون یاد شده ضابطین دادگستری شامل افراد زیر است.

«۱ـ نیروی انتظامی ۲ـ روسا و معاونین زندان نسبت به امور مربوط زندانیان، ۳ـ مامورین نیروی مقاومت بسیج که به موجب قوانین خاص و در محدوده وظایف محوله ضابط­دادگستری محسوب می‌شوند.۴ـ سایر نیروهای مسلح در مواردی که شورای امنیت ملی تمام یا برخی از وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی را به آنان محول کند. ۵ـ مقامات و مامورینی که به موجب قوانین خاص در حدود وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می‌شوند.»

عملکرد ضابطین دادگستری بر حسب این که جرم ارتکابی مشهود وغیرمشهود باشد، در تحقیقات مقدماتی، متفاوت است، آنها در جرایم غیرمشهود مکلفند به محض اطلاع از وقوع جرم مراتب را جهت اطلاع، کسب تکلیف، اخذ راهنمایی و دستور لازم به مقام قضایی صالح خیر دهد. اما در جرایم مشهود، تا حضور مقام قضایی و یا رسیدن دستور و راهنمایی خاص، تمامی اقدامات لازم را به منظور حفظ و آلات و ادوات، آثار و علایم و دلایل جرم و جلوگیری از فرار متهم، تحقیقات مقدماتی را انجام وبلافاصله به اطلاع مقام قضایی می‌رسانند و حتی حق دستگیری متهم به مدت ۲۴ ساعت را دارند.[۲]

علاوه بر جرایم مشهود وغیر مشهود، در موارد اعطای نمایندگی از طرف مقام قضایی، نیز ضابطین مکلف به انجام تحقیقات مقدماتی می‌باشند. در این موارد اعطای نمایندگی باید صریح و شفاف بوده و قلمرو محدود و معینی داشته باشد. دادن نمایندگی مطلق و بدون قید شرط ممنوع است و باید از آن اجتناب کرد، ضابطین دادگستری نیز از حدود اختیاراتی که در نمایندگی به آن تفویض شده است، و یا جزو اختیارات قانونی آنان می‌باشد نباید تخطی نماید[۳]. تفویض نمایندگی در صورتی وجهه قانونی دارد که مداخله مقام قضایی برای انجام آن ضرورت نداشته باشد. ماده ۲۰ قانون آیین دادرستی کیفری ۱۳۷۸ در این خصوص مقرر می‌دارد: «ضابطین دادگستری مکلف‌اند در اسرع وقت، در مدتی که مقام قضایی تعیین می‌نماید نسبت به انجام دستورات و تکمیل پرونده اقدام کنند، چنان‌چه به هر علت اجرای دستور و یا تکمیل مسیر نگردد موظفند در پایان هر ماه گزارش آن را با ذکر علت به مقام قضایی ذی‌ربط ارسال نمایند متخلف از این امر به مجازات مقرر در ماده (۱۶) این قانون محکوم خواهدشد.»

ماده ۲۷ قانون یاد شده، در مرحله رسیدگی نیز ارجاع تحقیقات به ضابطین دادگستری را ممکن دانسته مقرر می‌دارد: «رییس یا دادرس هر شعبه مکلف است تحقیقات لازم را شخصاً انجام دهد و این امر مانع از آن نیست که با لحاظ موازین شرعی و مقررات قانونی پاره‌ای از تحقیقات تصمیمات به دستور و زیر نظر قاضی دادگاه وسیله قضات تحقیق یا ضابطین دادگستری به عمل آید.»

فصل دوم‌: مبانی حقوق و آزادی های فردی در تحقیقات مقدماتی

این فصل  متشکل از دو مبحث است که مبحث نخست به مبانی نظری اختصاص دارد و در مبحث دوم، مبانی حقوقی و فقهی حقوق و آزادی های خرد در تحقیقات مقدماتی مورد بررسی قرار می­گیرد.

مبحث نخست: مبانی نظری

حقوق دفاعی متهم امروزه در اسناد بین المللی حقوق بشری و قوانین داخلی کشورها ذکر شده اند و اغلب کشورها خود را ملزم به رعایت آن می دانند. و هر چند در عمل موارد نقض آن فراوان است‌، حداقل در مقام نظر، مخالفت کمتری دارند. از منظر حقوق طبیعی‌، هنجارهای حقوقی بر پایه مبانی شکل می­گیرند و اراده حکومت صرفاً نقش اعلامی در این باره دارد. بنابراین برای علت ایجاد کننده هنجار حقوقی ناگزیر باید در مبانی آن کنکاش کرده این قرائت از حقوق طبیعی طرفداران جدی ندارد و در خصوص شکل گیری قواعد حقوقی بیشتر دیدگاه تحققی حاکم است. که اراده حکومت را نه تنها منبع که مبنای هنجار حقوقی نیز می­داند.[۴] بنابر‌این ضرورت بررسی مبانی منتفی شده است زیرا حداقل برای توجیه هنجارهای حقوقی و یافتن علل مشروعیت آن باید به مبانی پرداخت. از جهت عملی نیز تحلیل مبانی، ماهیت حقوقی و آزادی های فردی را روشن تر خواهد کرد و با آن دست اندرکاران عدالت کیفری پای بندی بیشتری به آنها نشان خواهد داد. بنابراین مبانی حقوق دفاعی همان ریشه ها و پایه های موجه ساز حقوق دفاعی اند که در زیر می آید.

گفتار نخست: کرامت ذاتی انسان

از بین نظریه های موجه ساز حق های بنیادین بشر از قبیل حقوق طبیعی، قراردادگرایی‌، حق الاهی  و… شاید متقن­ترین آنها نظریه ای است که بر حیثیت و کرامت ذاتی آدمیان تأکید می کند. بر مبنای این نظریه‌، انسان دارای کرامت ذاتی است. مراد از کرامت ذاتی انسان همان غایت پنداشتن هر انسان درخویشتن خویش است. هرانسانی باید هدف و غایت تلقی شود و به هیچ روی نمی­توان برای رسیدن به یک هدف (هر چند هدف انسانی) انسان دیگر را وسیله قرار داد.

نظر به اینکه در طول تاریخ اصل غایت (به تعبیر کانت) همیشه مورد توجه نبوده و چه بسیار مواردی بوده اند که انسان ها به عنوان غایت نگریسته نشده و مورد استفاده ابزاری قرار گرفته اند، بهترین شیوه برای حفظ کرامت ذاتی تأسیس نهادی به نام حق است.[۵] از این منظر‌، حق ها خود وسیله حفظ ارزش برتر (‌موقعیت غایی) آدمیان اند و خادم آن تلقی می شوند.

درباره صدق گزاره «‌انسان دارای کرامت ذاتی است» باید گفت که اصل غایت بودن انسان را باید ایده‌ای پیشینی تلقی کرد و گزاره فوق را یک گزاره پیشینی ضرورتاً صادق فرض گرفت[۶] زیرا‌، انکار این اصل به نتایج غیر قابل دفاع از قبیل برده­داری، تبعیض و ترجیح بلامرجع یک انسان بر انسانی دیگر می‌انجامد که همه ما به نحو بدیهی بر رد آنها پافشاری می­کنیم. وانگهی، فرق انسان با موجودات دیگر آگاهی انسان به وجود خویشتن (‌خودآگاهی‌) و اختیار (‌قدرت انتخاب‌) است؛ به نحوی که‌، این دو ویژگی بی بدیل را می توان گوهر انسانی او ذکر کرد و انسانیت انسان را استوار بر آن دانست.

انسان واجد شرایط این دو ویژگی قادر به برنامه ریزی و تعیین مسیر زندگی و سرنوشت آینده خود است و گوهر انسانی او از این طریق فعلیت می یابد و کرامت ذاتی اش تجلی پیدا می کند‌. به تعبیر دیگر، فاعلیت اخلاقی انسان- که بر خودآگاهی و اختیار مبتنی است‌– روی دیگر سکه کرامت ذاتی است و شاید بتوان گفت که مبنای آن است.‌[۷] انسان به علت داشتن کرامت ذاتی بهرمند از برخی حقهای بنیادین است که در اسناد حقوق بشری منطقه ای و بین المللی بازتاب یافته اند؛ حق هایی مانند منع برده داری‌، منع شکنجه‌، منع رفتار و مجازات های غیر انسانی یا بی­رحمانه، منع سلب خودسرانه حیات افراد، جلوگیری از زندان و بازداشت خودسرانه افراد‌، فرض بی گناهی و….

بر مبنای این نظریه موجه ساز‌، وجود هر یک از این نهادها که با عنوان حق شناسایی شده است‌، ارتباط مستقیم با کرامت ذاتی آدمیان دارد؛ به نحوی که‌، سلب هر یک از آنها به نادیده گرفتن کرامت ذاتی انسان ها و نقض فاعلیت اخلاقی آنان منجر خواهد شد. طبق این نظریه‌، نظر به اینکه همه انسان ها دارای کرامت ذاتی اند و همه آنان غایت در خویشتن تلقی می شوند‌، به لحاظ ارزشی با یکدیگر برابر بوده و به نحو یکسان از این حقوق بهرمند اند و نباید ترجیح بلا مرجحی در بهره مندی از حق های بنیادین وجود داشته باشد.

بر مبنای این تحلیل‌، حق بهره مندی از حقوق دفاعی از جمله رعایت حریم خصوصی‌، اصل برائت‌، مصونیت مخابرات و… همه حقوق ناشی از کرامت انسان است و از آن جا که همه به نحو یکسان از کرامت ذاتی بهرمند اند، بهره ای برابر از این حق دارند، نقض فرض بی گناهی و حریم منازل و ارتباطات خصوصی همانا تعرض به کرامت ذاتی انسان و تجاوز به گوهر انسانی اوست.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

سوالات

۱-حق متهم به رعایت حریم اماکن و ارتباطات خصوصی وی در تحقیقات مقدماتی بر چه پایه ای استوار است؟

۲- نظام کیفری ایران نسبت به رعایت و قلمرو حقوق مذکور چه رویکردی دارد؟

۳- نقض حقوق و آزادیهای فردی ناظر به اماکن و ارتباطات خصوصی متهم در تحقیقات مقدماتی چه ضمانت اجرایی دارد؟

۴- ضوابط و تشریفات قانونی بازرسی حریم امکان و ارتباطات خصوصی متهم کدامند؟

اهداف و کاربرد ها

مهمترین اهداف پایان نامه  کاربردی بودن آن در تمامی پروند های کیفری و حقوقی است  و از دیگر اهداف آن می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

۱- تبیین و تحلیل مبانی حقوق و آزادی فردی ناظر به اماکن و ارتباطات خصوصی در تحقیقات مقدماتی

۲- بررسی قلمرو و ابعاد حق حریم امکان خصوصی و مرسولات‌، مکالمات، ارتباطات اینترنتی و تحلیل رویکرد نظام بین المللی به اصل مصونیت حریم مزبور و جایگاه آن در نظام کیفری ایران

۳- بیان معایب و محاسن قوانین نظام کیفری ایران در خصوص حقوق و آزادی های فردی  در تحقیقات مقدماتی و ارائه راهکارهای حقوقی جهت رفع آن

۴- تبیین و تحلیل ضمانت اجرای حقوق و آزادی های فردی در تحقیقات مقدماتی در نظام کیفری ایران به ویژه اعتبار دلایل تحصیلی و محکومیت ها.

۵- تبیین جرم انگاری نقض حقوق مزبور و شناسایی خلا های قانونی جرم انگاری  در حوزه اماکن و ارتباطات خصوصی و چگونگی رفع آنها بر اساس قوانین موجود

۶- بررسی آثارغیر کیفری نقض حقوق و آزادی فردی متهم

برآمد این تحقیق نه تنها توسط حقوقدانان و قضات به ویژه ضابطان قضایی و مقامات قضایی دادسرا مورد استفاده قرار می‌گیرد بلکه ‌می‌تواند سازمان های دولتی درگیر در تحقیقات مقدماتی وآنهایی که حسب وظایف قانونی با حریم خصوصی افراد ارتباط دارند، در انجام وظایف خود یاری دهد.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان : بررسی حقوق وآزادی‌های فردی در تحقیقات مقدماتی  با فرمت ورد

جولای 29

پایان نامه شناسایی چند حالت گفتاری در زبان فارسی با استفاده از ویژگیهای نوای گفتار به کمک شبکههای عصبی

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران جنوب
دانشکده تحصیلات تکمیلی
“M.Sc” پایاننامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
مهندسی برق ‐ الکترونیک
عنوان :
شناسایی چند حالت گفتاری در زبان فارسی با استفاده از ویژگیهای نوای گفتار به
کمک شبکههای عصبی
استاد راهنما :
دکتر غرویان
استاد مشاور :
دکتر شیخان
نگارش:
علیرضا ناظریه

 

 

چکیده
در سالهای اخیر، شناخت حالات گفتار انسانی بعلت تنوع کاربردهای آن، موجب افزایش استفاده از
چنین تکنولوژی شده است. در این تحقیق ابتدا تعریفی از حالت ارائه شده، سپس به برخی مشکلات
موجود در این کار که تشخیص را سختتر میکند پرداخته و راهحلهای متفاوت ارائه شده در این زمینه
معرفی میشود. بعد از آن به الگوریتمها و روشهای ارائه شده در زمینه بازشناسی حالت در گفتار
پرداخته و چند نمونه از تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته ارائه شده است. همچنین به برخی مزایا
و معایب هر روش و اینکه هر کدام از این روشها برای چه شرایطی مفیدترند نیز، اشاره خواهد شد. در
نهایت برخی کاربردهای آن نیز مورد بررسی قرار میگیرد. در این تحقیق از شبکه های عصبیARTMAP 
فازی برای شناسایی چهار حالت عادی، خشم، شادی، و پرسشی و با استفاده از 52 ویژگی استفاده شده
است. نتایج نشان میدهد که شبکههای عصبی میتوانند بهعنوان یک دستهبندی کننده خوب برای
شناسایی حالت گفتار استفاده شوند. نتایج این روشها زمانی بهتر خواهد بود که حالت گفتار ذکر شده
دارای تفاوتهای قابل توجهی نسبت به سایر حالات باشد.
بر این اساس دقت شناسایی حالت برای حالت عادی 87/76%، برای حالت سوالی 51/74%، حالت شادی 76/13%، و حالت خشم 93/65% به دست آمد.

مقدمه
چارلز داروین نخستین کتاب درباره بیان احساسات انسان و حیوان را در قرن نوزدهم نگاشت. پس از این
اثر مهم روانشناسان و متخصصان هوش مصنوعی به تدریج به جمعآوری دانش و اطلاعات در این زمینه
پرداختند. این مسئله موج جدیدی از توجه روانشناسان و متخصصان هوش مصنوعی را برانگیخته است.
که بعضی از دلایل آن عبارتند از:
پیشرفت فناوری در ثبت، ذخیره و تحلیل اطلاعات صوتی و تصویری، بالا رفتن سطح فناوری ارتباط
انسان و رایانه از نقطه و کلیک به حس و عاطفه و نرمافزارهای زندهوار مخصوص کمک به انسان و
های شرکت سونی که قادر به AIBO ، های شرکت تایگر FURBI روباتهای حیوان شکل خانگی از قبیل
درک و بیان احساسات میباشند. به تازگی زمینههای تحقیقاتی جدیدی در هوش مصنوعی تحت عنوان
محاسبه عاطفی ایجاد شده است. درحوزه رمزگشایی و توصیف و به تصویر کشیدن حالات در گفتار،
تاکنون روانشناسان به آزمایشات تجربی بسیاری دست زده و فرضیههایی ارائه دادهاند. از طرف دیگر
محققان هوش مصنوعی نیز در شاخههای زیر تحقیقات ارزندهای انجام دادهاند:
ساخت و ترکیب حالات گفتار، بازشناسی حالات گفتار و استفاده از نرمافزارهایی برای رمزگشایی و بیان

حالات استفاده میشوند. هدف، تحقیق و کاوش در راههای استفاده از بازشناسی حالات گفتار است که
درتجارت، یک کاربرد بالقوه آن، میتواند تشخیص حالت گفتاری، در یک مکالمه تلفنی و ایجاد فیدبک
به یک اپراتور یا سرپرست، به منظور نمایش باشد. کاربرد دیگر آن ذخیره پیامهای صوتی طبق حالت بیان
شده توسط تماس گیرنده میباشد. کاربردی دیگر از آن، استفاده از محتوای حالت احساسی مکالمات،
جهت ارزیابی عملکرد اپراتور است.
شناسایی خودکارحالت گفتار، با توجه با حالات صورت، حرکات بدن و یا ویژگیهای گفتار یکی از
روشهای بازشناسی حالت گفتار میباشد. بخصوص در زمینه سیستمهای امنیتی علاقهمندیهای بسیاری
مشاهده شده است.
حال باید دید، منظور از حالت در گفتار چیست؟ اگر تاکنون در چند سخنرانی شرکت کرده باشید
خواهید دید که برخی از سخنرانیها جذاب و برخی خستهکننده میباشند. این مشکل علاوه بر موضوع
سخنرانی به نحوه بیان سخنران نیز بستگی دارد. اگر سخنران گفتاری یکنواخت داشته باشد همانند یک
روبات خواهد بود، که باعث خوابآلودگی شنونده میشود. بنابراین سخنرانان حرفهای با تغییر آهنگ
گفتار خویش و با حرکات به موقع دست، سر و بدن خویش، با تاکید روی برخی کلمات، بیان برخی
جملات با تعجب برخی با افسوس و… حال و هوای سخنرانی را تغییر میدهند. این تغییرات در نحوه
بیان جملات و کلمات را “حالت در گفتار” گویند. بعبارت دیگر ادای جملات به هر شکلی غیر از حالت
عادی و یکنواخت بعنوان یک حالت شناخته میشود. حالات مختلف از قبیل: خشم، تنفر، ترس، شادی،
غم، هیجان، آرامش، کسالت، افسردگی و … میباشند. حتی در برخی از مواقع در مورد میزان یک حالت
بحث میشود، مثلا شاد با خیلی شاد در نظر گرفته میشود. اضافه کردن حالت عادی به این حالتها
معقول بنظر میرسد تا هر کدام از این حالتها درک شوند. یعنی برای در نظر گرفتن یک حالت جدید
یک سری تغییرات باید نسبت به یک مبدا وجود داشته باشد و در اینگونه کارها مبنا حالت عادی و بدون
حالت میباشد. این طبقهبندی بعنوان اساس مقایسه استفاده میشود. امروزه آمار عمومی از یک عبارت
بعنوان اساس کار است، اگر چه سعی در استفاده از ویژگیهای ذاتی موجود را دارند.
برای اطمینان از تشخیص صحیح، معقول است که تعداد و نوع حالتهای قابل تشخیص محدود و
متناسب با نیاز در آن کاربرد خاص باشد(برای طبقهبندی مناسب). هنوز بصورت فنی هیچ استاندارد
مشخصی برای تشخیص و طبقهبندی حالتهای گفتار موجود نیست. اغلب تمیز دادن، میان یک مجموعه
تعریف شده از حالتهای گفتار مجزا است، و برای تعداد و اسامی آنها ایدهء یکسانی موجود نیست. از
طرفی این تحقیقات در هر زبان و لهجهای خاص خود میباشد و چنانچه برای سایر زبانها استفاده شود،
دقت بازشناسی کاهش مییابد. مثلا نمیتوان سیستمی که برای زبان انگلیسی طراحی شده است را برای
زبان فارسی بکار برد. زیرا پایگاه دادهای که برای زبان انگلیسی طراحی شده ویژگیهای خاص خود را
دارد که برای زبان فارسی متفاوت است و کاربردی ندارد. البته ممکن است الگوریتم کاری آنها مشابه
باشد.
افراد با استفاده از اطلاعات حالت یا عاطفی راحتتر با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. و اهمیت آن در
برخی مواقع بیش از اطلاعات کلامی میباشد. با افزایش اهمیت اطلاعات غیر کلامی در زمینه رابطه
انسان با ماشین، مدتی است که این امر بعنوان موضوع تحقیقی در حوزه مهندسی مورد بحث و بررسی
قرار گرفته است. اگر رایانهای بتواند هیجانات و حالات انسانی را بهخوبی خود انسانها درک کند رابطه
فوق بهبود خواهد داشت.
برای مثال، رابطه میان انسان و رایانه را میتوان به گونهای ترتیب داد که واکنشهایی که در برابر کاربران
نشان میدهند، برحسب حالات عاطفی کاربر باشد. برای آگاهی از اینکه در یک عبارت چه نوع حالتی
نهفته است، ترکیبی از فونتیکها (آواشناسیها)، و فیزیولوژی تکنولوژی بازشناسی حالت میتواند مبنایی
برای یک مدل صوتی(گفتار) آماده سازد، که بتواند کیفیت بازشناسی و سنتز گفتار را بهبود دهد.
برخی کاربردهای مهم دیگر برای تکنولوژی بازشناسی حالات شامل سیستم گفتگوی اتوماتیک در مراکز
تلفن و برخی استفادههای ویژه برای افراد ناتوان و پیر نیز میتوان نام برد. امروزه تحقیق حالت در گفتار
بطور عمده بر نمونههای تک زبانه متمرکز شده و کمتر در زمینه چند زبانه کار شده است. نوای گفتار یک
نمایشگر اولیه اطلاعات حالت گوینده است.
راهحلهای بازشناسی حالت بستگی به حالتهایی دارد که دستگاه میخواهد بازشناسی نماید. همچنین
علاقهمندی به کاربرد تکنولوژیهای بازشناسی حالت برای سیستمهای پاسخگویی صوتی متقابل،
مخصوصا برای مراکز تلفن میباشد. این سیستمها محاورهای و از این رو جملات معمولا کوتاه هستند.
برای طبیعیتر بودن مسئله، مسیرتحقیق بازشناسی حالت از آنالیز گفتار ناآگاهانه گرفته میشود. حرکت
بعدی، معمولاً تلاش برای افزایش عملکرد سیستمهای رابط ماشین و انسان مانند خدمات تلفنی کنترل
صوتی است.
از مشکلات حالات ناآگاهانه در مقایسه با گفتارحقیقی برچسبزنی آنها است ، زیر ا دانستن حالات
حقیقی بطور قطعی غیر ممکن میشود.
مقایسه عملکرد بازشناسی حالت بدلیل نبود پایگاه داده مشترک سخت است. نتایج دستههای حالت پایه
مشترک، وابستگی به گوینده، حرفهای یا مردمان عادی، سن فرد گوینده، محیط ضبط صدا، یا نوع
جملات و (کلمات یا عبارات) را در پایگاه داده باید در نظر گرفت. مشکل میتوان گفت که کدام سیستم
در کل بهتر است. عملکرد بازشناسی حالت تا حد زیادی وابسته به این است که چگونه میتوان ویژگی –
های مناسب مستقل از گوینده، زبان و متن را استخراج کرد.
برای بازشناسی از شبکههای هوشمند استفاده میشود که از آن جمله شبکههای عصبی مصنوعی، مدل-
های مارکوف مخفی، مدلهای مخلوطکننده گوسی، درختهای تصمیمگیری، ماشینهای بردار پشتیبان،
آنالیز تفکیککننده خطی، آنالیز تفکیککننده درجه دوم و … میباشد.
در ادامه نتایج چند تحقیق که از روشهای مختلف برای منظورهای متفاوت استفاده کرده است، بررسی
شده و برخی نکات دیگر در آنها مطرح خواهد شد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

جولای 28

دانلود پایان نامه تاثیر قابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت

مقدمه:

در این فصل به تعریف متغیر های عملیاتی ، ادبیات تحقیق ، پیشینه داخلی و خارجی بر اساس مقالات ومنابع مرتبط با موضوع به طور مفصل پرداخته می شود .

۲-۲ ادبیات تحقیق :

۲-۲-۱ نوآوری سازمانی :

سازمانها برای بقاء خود در دنیای متلاطم و متغیر امروز به اندیشه های نو و نظرات جدید نیاز دارند. افزایش تهدیدها از یک سو و استفاده از فرصتها از سوی دیگر در محیط متشنج و غیرقابل پیش بینی، سازمانها را با جزر و مدهای شدید روبرو می­سازند و آنها را به سوی تغییرونوآوری به چالش می­کشاند.

نوآوری با واژه هایی مانند خلاقیت، اختراع و تغییر ارتباط مستقیم دارد اما با آنها هم معنی و مترادف نیست.
خلاقیت (creation) پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالیکه نوآوری(innovation) به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوآوری وابسته به خلاقیت است. اختراع(invention) به معنی ایده یا ساخت تکنولوژی جدید است و خلق محصول، خدمت یا فرآیندی جدید در هر سازمان را نوآوری می نامند. اختراع بیشتر حالت اتفاقی دارد در حالی که نوآوری یک فرایند است. اختراعات بندرت به وجود می آید ولی هر اختراع معمولاًٌ به چندین نوآوری منجر می­شود. تغییر سازمانی(organizational change) یعنی پذیرفتن یک عقیده یا نظر (ایده) یا رفتار جدید به وسیله یک سازمان، اما نوآوری سازمانی(organizational) (innovation) عبارت از پذیرفتن یک عقیده یا رفتاری که برای صنعت بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی  دارد. نوآوری سازمانی می تواند در بخش نیروی انسانی، مطالعات رفتاری و روانشناختی کارکنان و شناخت ارزشها و تواناییهای آنان یا در بخش فنی و تکنولوژی، تجهیزات، مدرنیزه و فنون جدید و یا در بخش ساختار که شامل مجموعه قواعد، روشها، هنجارها و ضوابط می باشد، روی دهد. پرداختن مدیران به نوآوری، چه به صورت مستقیم یعنی پیاده کردن ایده های نو در زمینه­های اداری، فنی و تخصصی توسط خود آنان و چه به صورت غیرمستقیم یعنی استقبال و حمایت از نوآوریها در سازمان، فضایی به وجود می آورد که در آن روحیه انجام کارهای یکنواخت و تکراری رفته رفته به رفتاری نوآورانه در سطح سازمان تبدیل می گردد.

نوآوری یک نظام مدیریتی است که بر رسالت سازمان تاکید دارد، به دنبال فرصتهای استثنایی است و تعیین می‌کند که آیا مناسب مسیر استراتژیک سازمان است یاخیر، معیارهای موفقیت را معلوم می‌کند و نیز به دنبال فرصتهای جدید است. دراکر براین باور است که نوآوری موفق مستلزم کارسخت متمرکز وهدفمنداست. نوآوری یک عامل اساسی درایجاد رقابت درسطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می‌شود ،موفقیت آینده را دربردارد و همانند موتوری است که به شرکتها اجازه می‌دهد دراقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردارشوند. پورتر و استرن (Porter & Stern) بیان کردند که شرکتهابایستی بتوانند جریانی ازمحصولات و فرایندهای جدید را ایجاد کرده، تا ازتکنولوژی بیشتری استفاده کنند و در عین حال در جهت ماندگاری و دوام خود گامی به پیش نهند. دراکر با تاکید فراوان اظهار داشته که هرسازمانی نیاز به یک توانایی و مهارت اساسی دارد و آن نوآوری است. نوآوری یک ماجرای چند‌وجهی است. ماراولاکیس (Maravelakis) نوآوریهای سازمانی را براساس محصول، فرایند و نوآوریهای اجرایی بررسی کرده است. پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمین? نوآوری، برنوآوری محصول درشرکتهای تولیدی تاکید دارند. ازدیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری دربازار اتفاق می‌افتد. ایجاد معیارهـای بازاریابی نوآورانه برای کمک به شرکتها در انتقال عقاید و محصولات خوب به سمت فروش و درآمد و عایدی مناسب‌، لازم و ضروری است. تغییر قوانین و مقررات مربوط به نوآوری استراتژیک، عامل کلیدی موفقیت بسیاری ازمدیران بازار بوده است. به علاوه ، شرکتها باید تلاش کنند تا فرهنگ مناسب، سـاختار، محرکها، سیستمها وفرایندهای منـاسبی را که منجر به تسهیل نوآوری می‌شـوند پدید آورند. گفتــنی است که نــوآوری الزامـا منجر به فروش بیشتر شرکت نمی‌شود. (Yeh-yun &Yi-chiy,2007:116)

متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف نیز تفکیک شده است. معمولا” محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کرده اند، اما حقیقتا” بسیاری از تحقیقات انجام گرفته درحوزه های مختلف مرتبط با نوآوری، تعاریف و طبقه بندی متفاوتی از نوآوری را ارائه داده اند. فرایند نوآوری به صورت نوآوری رادیکالی یا افزایشی، نوآوریهای تقلیدی یا کاملا”جدید، بهبودی یا انقلابی، تکنولوژیک یا سازمانی و بسیار انواع دیگر تعریف شده است. بطور کلی دو فاکتور مهم در تعیین نوع نوآوری وجود دارد:

  1. درجه جدید بودن نوآوری
  2. جدید بودن در محصول، خدمت، فرایند و یا غیر از این موارد. (احمدی ، نصیری واحد ، ماهنامه تدبیر، شماره  ۱۸۶)

ما اکنون در عصری قرار داریم که مهم ترین ویژگی آن عدم اطمینان ، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فراینده تکنولوژیکی است.موفقیت سازمانی تحت این شرایط تغییر در فعالیت های سازمانی و بویژه رهبری و اداره ی سازمانهای هزاره سوم را ضروری می­سازند (مهدوی زاده، ضرغامی، ۲۰۱۰). امروزه مهم ترین دغدغه اکثر سازمان ها، تدوین و پیاده سازی استراتژی­هایی است که موفقیت و بقای آن را در شرایط متحول و پیچیده ی محیطی، تعیین نماید (امینی، خباز، ۱۳۸۸). در سازمان های پژوهشی حفظ مزیت رقابتی منوط به نوآوری است (اعرابی، موسوی، ۱۳۸۸). بنابراین می توان گفت با توجه به اینکه اکثریات سازمان های هزاره سوم پژوهش  و با شتاب روزافزون تحولات و دگرگونی­ها در دنیای کنونی که عصر ارتباطات و اطلاعات است و بدیل بی ثباتی و تعییر پذیری و نیز غیر قابل پیش بینی بوده ، این تغییرات آنچه که سازمان های عصر حاضر به شدت به آن نیازمنند تا بتوانند در بازارهای پویا و پیچیده امروزی جایگاهی داشته باشند و برای خود کسب مزیت رقابتی نمایند به توان تولید محصولات و خدمات جدیدی منحصر به فرد و قابل رقابت در بازارهای امروزی است و این میسر نمی شود مگر با نوآوری و خلاقیت مدیران و نیز تاثیر مدیران بر پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان خود بکوشند ،پرواضح است استراتژی کسب و کار هر سازمان که جهت دهنده در این زمینه می باشد قشر مهمی در رسیدن سازمان به وضع مطلوب در بین رقبا دارد و چنانچه بیان شد خلاقیت و نوآوری نیز نقش اثرگذاری بر بهبود وضع سازمان و حقظ و بقاء بلند آن و ایجاد مزیات رقابتی برای سازمان دارد. بر این اساس چگونگی نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری و هماهنگ کردن آن با اهداف سازمانی جهت تدوین و به خصوص اجرای استراتژی های موثر در سازمان، مسئله ای حائز اهمیت است (مهدوی، ضرغامی، ۲۰۱۰) هرت فوکس معتقد است که «فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسئله ای را به طور مفید و بدیع حل کند، اریک فروم نیز معتقد است «خلاقیت و توانایی دیدن (آگه شدن) و پاسخ دادن است». به این ترتیب به نظر می رسد کایزر تعریف عمومی تری نسبت به خلاقیت بدین شرح ارائه کرده است، «خلاقیت عبارت است از بکارگیری توانیی های ذهنی، برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید» (رضائیان، ۱۳۸۶).

نوآوری نشان دهنده­ی موفقیت آمیز عقاید است که در تصمیم گیری سازمان یک موضوع جدید به شمار می رود تا محصولات را بهره ور سازد (Johnnessen,pamapour,1992,Lumpkin,olsen,2001). در نتیجه با در نظر گرفتن تمرکز ها بروی چیزهای نو و جدید، موجب سریع تر شدن عملکردها می­شود (Myers,Tueker,1989,elark,He nderson,chonday&tellis,1989). نوآوری اشاره به تغییرات اصلی در علم و تکنولوژی که نشای شده از کشف چیزهای جدید است به عبارت دیگر، نوآوری، پیشرفت­های اصلی در علم و تکنولوژی به شمار می روند (Garcia,colantohe,2002) ، در متون بازاریابی، نوآوری، نوآوری در بازاریابی به عنوان یک نوع از نوآوری سود به شمار می­رود (Grewak tansuhoj,2001) در متون تجاری آکادمیک ، نوآوری بازاریابی یک مسئله مهم به شمار می رود (Augusto,Coelho,2009).بحث بر روی اثر نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت همچنان ادامه دارد،که از یک سو بیان کننده اثر مثبت نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت است (آرمبراستر و همکاران، ۲۰۰۸؛ مول و بیرکینشاو، ۲۰۰۹) و اینکه یک منبع ضروری برای مزیت رقابتی سازمان محسوب می شود (هامل، ۲۰۰۹) و دیگر اینکه وجود آن یک اثر ضعیف بر روی عملکرد سازمانی می گذارد (کاپلی و نیومارک، ۲۰۰۱). در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده ترین های آنها بوسیله او ای سی دی (۲۰۰۵) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین ۴ نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است: نوآوری محصول، نوآوری فرایند، نوآوری بازاریابی، و نوآوری سازمانی. نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است.

محققان نوآوری به اهمیت نوآوری سازمانی برای عملکرد اشاره کرده اند، البته تا کنون مطالعات تجربی کافی برای شرح کامل این رابطه انجام نشده است (دامن پور و آراویند، چاپ ۲۸- ۲۹). اگرچه که ادبیات این مسئله تفاوتهایی را نشان می دهد، بیشتر مطالعات از اثر سودمند نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت حمایت می کنند. برای مثال، مازانتی و همکاران (۲۰۰۶) از یک تحلیل کمی برای تشریح همبستگی معنی دار و مثبت بین عملکرد شرکت و نوآوری سازمانی استفاده کردند، و نتیجه گرفتند که شرکتهایی که عملکرد بهتر دارند، به طور گسترده تری در تغییرات سازمانی مشارکت دارند. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که فعالیت­های بخصوصی از نوآوری سازمانی از قبیل سیستم­های مدیریت کیفیت (اوسترمن، ۱۹۹۴؛ پردورمو- اورتیز و همکاران، ۲۰۰۹؛ پراجوگو و سوهاۀ ۲۰۰۶) و روش های مدیریتی با عملکرد بالا (کارولی و ون رین، ۲۰۰۱؛ گرینان، ۲۰۰۳؛ اوسترمن، ۱۹۹۴)، اثر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند. مطالعات متعددی روی رابطه بین نوآوری تکنولوژیکی و عملکرد شرکت تمرکز کرده است (دامن پور و ایوان، ۱۹۸۴؛ دامن پور و همکاران، ۱۹۸۹؛ اورتگا، ۲۰۰۹). بیشتر مطالعات تجربی تحلیل کرده اند که چگونه عملکرد نوآوری تکنولوژیکی –نوآوری بعنوان برون داد- یا فعالیت­های تکنولوژیکی برای نوآوری- نوآوری بعنوان درون داد- بر عملکرد شرکت تاثیر می­گذارد (جیمنز جیمنز و سانز وال، ۲۰۱۱؛ مارتینز- سانچز، ولا- جیمنز، پیرز- پیرز، و د- لوییس- کارنیکر، ۲۰۰۹). یک گروه کوچکتر از مطالعات بر مبنای دیدگاه منبع محور روی تحلیل قابلیت نوآوری- نوآوری بعنوان قابلیت سازمانی- و اثرش روی عملکرد شرکت تمرکز کرده­اند (کالانتون و همکاران، ۲۰۰۲؛ گارسیا- مورالیس، ماتیاس- رچه، و هورتادو- تورس، ۲۰۰۸؛ اورتگا، ۲۰۰۹؛ سای، ۲۰۰۴؛ یانگ و همکاران، ۲۰۰۹). هدف نوآوری محصول پاسخ به تقاضای مشتری برای محصولات جدید یا تمایلات مدیران برای در دست گرفتن بازارهای جدید می باشد (دامن پور، ۲۰۱۰). نوآوری محصول، به طور طبیعی سازمان را برای متمایز کردن محصولاتش (پیتر، ۱۹۸۵) و تغییراتی که سازمان ترجیح می دهد با دنیای بیرون داشته باشد توانا می­کند (بسانت، لامینگ، نوک، و فیلیپ، ۲۰۰۵). بهمین شکل، از دیدگاه منبع محور، قابلیت نوآوری محصول می تواند بعنوان لزومی برای ایجاد مزیت رقابتی و حفظ پایداری آن (بارنی، رایت، و کچن، ۲۰۰۱؛ پراهالاد و هامل، ۱۹۹۰) به خاطر دشواری ذاتی تقلید از چنین محصولاتی بحساب بیاید (گونزالز- آلوارز و نیتو- آنتولین، ۲۰۰۵)، و بنابراین، یک اثر مثبت روی عملکرد شرکت داشته باشد. با وجود این، اثر قابلیت نوآوری فرایند روی عملکرد شرکت بوسیله دخالت ایجاد قابلیت نوآوری محصول انجام می­شود. نوآوری فرایند برای کاهش هزینه عملیاتی یا برای کاهش زمان انجام کار دنبال می شود (دامن پور، ۲۰۱۰)، که تغییراتی در روشی که سازمان محصولات را تولید می­کند و انتقال می دهد ایجاد می کند (بسانت و همکاران، ۲۰۰۵). بنابراین، نوآوری فرایند یک تمرکز داخلی برای ایجاد کارایی دارد (مارتینز- روس،۲۰۰۰)، که کار شرکت­ها را برای دنبال کردن استراتژی­های رهبری هزینه تسهیل می کند (پورتر، ۱۹۸۵). بنابراین، برای اثر گذاری بر عملکرد شرکت، این قابلیت ها باید توسعه قابلیت نوآوری محصول را حمایت کنند. به این روش، یک توسعه سازگار از قابلیت نوآوری محصول و فرایند بدست می آید، که منتج به بهبود در عملکرد شرکت می شود. مطالعات قبلی تشریح کرده بودند که اثر اضافی انواع نوآوری از عملکرد شرکت حمایت می کند (دامن پور و همکارانف ۲۰۰۹). از دیدگاه منبع محور، همبستگی های هم افزایی بین هر دو نوع قابلیت نوآوری وجود دارد که به شرکت اجازه می دهد که مزیت رقابتی را منجر به بهبود در عملکرد شرکت می شود بدست بیاورد. هامل و پراهالد (۱۹۸۹) در مورد نوآوری استراتژیک چنین می نویسد«توانا ساختن یک شرکت برای ایجاد فضای صنعتی جدید و تسهیل خلق بازارهای جدید».

مارکیدز نوآوری استراتژیک را به منزله یک روش کاملا متفاوت رقابت در یک صنعت می داند که از طریق شکستن قوانین بازی و اندیشیدن به روش ها پدیدار می­شود. یک عنصر اصلی که از نظر او عبارت است از “مفهوم سازی مجدد آنچه کسب و کار در مورد آن است و اینکه  کدام روش منجر به راه متفاوت بازی کردن مسابقه به طور صحیح در صنعت می شود(۲۰۰۰). کرسنکی و خیلکیز در مورد استفاده از خلاقیت و نوآوری برای شکستن قوانین به منظور کسب مزیت های رقابتی صحبت می کند.تاچمن (۱۹۹۷) تشریح می کند که توانایی اداره مردن جریان های از هم گسیخته به همان اندازه جریان های همگرا و نحوی نو آوری منجر به بازارهای جدید و بازنوبسی قوانین صنعت می گردد. هامل (۱۹۹۸) بیان می­دارد که نوآوری استراتژیک ظرفیتی برای تصور مجدد مدل موجود صنعت است. به روشی که ارزش های جدیدی را برای مشتریان ایجاد می کند و ثروت و دارایی جدید را برای همه ذینفعان از طریق اختراع یک محصول یا خدمت تعریف مجدد فضای بازار یا طراحی مجدد مرزهای صنعت تولید می کند. او همچنین این نکته را متذکر می شود که مزیت رقابتی  کلیدی از نوآوری در مل تجاری ناشی می شود. هدف نوآوری مدل تجاری این است که یک گوناگونی استراتژیکی بزرگتری را در بازار و محیط رقابتی ایجاد کند.

چرتیو و مارکیدز (۲۰۰۴) نوآو ری استراتژیکی را چنین تعریف می کنند “نوآوری در مدل تجاری که منجر به یک روش جدید بازی کردن مسابقه می شود و نوآوران استراتژیک به منزله شرکت های حمله کننده که مدل های تجاری متفاوت را به کار می گیرند می باشند.”

جهت گیری نوآوری استراتژیک به عنوان:

  • یک چارچوب از ابعاد به هم وابسته محتوا، مفهوم و فرآیند.
  • تسهیل کنند کاربرد خلاقیت و نوآروی برای مدیریت استراتژیک
  • به منظور متعدد ساختن تمایز استراتژیک و مزیت رقابتی
  • از طریق تعریف مجدد مدل تجاری طراحی مجدد مرزهای بازار ایجاد بازارهای جدید و بهبود ارزش برای مشتریان و خود شرکت
  •  متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

    برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

    پایان نامه

    متن کامل

جولای 27

پایان نامه بیان تاثیر تنوع طلبی مشتری بر محبوبیت برند

– مقدمه

افزایش رقابت جهانی، قدرت تقلید محصولات و خدمات، وجود مصرف­کنندگان پیچیده و آگاه، قدرت خرده­فروشان ، اثربخشی هزینه رسانه ها و بسیاری مسائل دیگر باعث شده شرکت­ها برای فروش محصولات خود به مبحث برندینگ توجه کنند. در واقع برند ارزش ویژه ای را برای محصول، خدمت از طریق متمایز کردن آن نسبت به رقبا و همچنین ارزش افزوده­ای برای آن­ها ایجاد می­کند (ایوبی یزدی،۱۳۸۸). از سوی دیگر امروزه سرمایه گذاری بر روی روابط مصرف کننده با برند به موضوع بسیار مهمی برای شرکت هایی که به دنبال بقا و سود مستمر با مشتری بوده اند تبدیل شده است. در نتیجه کلیه عوامل و مفاهیمی که شناخت آنها بتواند به رابطه بهتر بین مصرف کننده و نامهای تجاری کمک کند، می تواند این رابطه را بهبود بخشد.یکی از این مفاهیم نوین مفهوم  محبوبیت برند نزد مشتری ( یا وابستگی عاطفی به برند یا عشق به برند) است که به عنوان یکی از مهمترین حوزه های تحقیقات بازار و مصرف کننده در سالیان اخیر تبدیل شده است، به طوریکه در تحقیقات مصرف کننده، محبوبیت برند و عشق به  آن به عنوان یکی از عناصر اصلی روابط مصرف کنندگان با علامت های تجاری محسوب شده است (آهوویا، ۱۹۹۳). به معنای واقعی تر عشق به نام تجاری به عنوان درجه ای از دلبستگی عاطفی پرشور مصرف کننده راضی برای یک نام تجاری خاص تعریف شده است.

مطالب این فصل در پنج بخش ارائه شده است . در بخش اول تببین مفاهیم برند، مدیریت برند، شخصیت برند، و … ارائه شده است. در بخش دوم به مفاهیم مرتبط برند و مصرف کننده، نقش برند در استحکام این رابطه، مفهوم قدرت برند و ….پرداخته شده است، در بخش سوم مفهوم محبوبیت برند،  عوامل موثر بر محبوبیت برند و … مورد بررسی قرار گرفته  و در بخش چهارم مروری بر تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع این تحقیق انجام گرفته است.در نهایت در بخش پنجم چارچوب نظری تحقیق و مبنای استخراج فرضیه های تحقیق ارائه شده است.

 

 

 

 

۲-۲- مبانی نظری

۲- ۲-۱- برند و برند سازی

۲-۲-۱-۱- برند

انجمن بازاریابی آمریکا واژه برند[۱]  را اینگونه تعریف می نماید: «یک نام، واژه، سمبل، یا طرح یا ترکیبی از آنهاکه هدف آن شناساندن محصولات و یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به مشتریان و همچنین تمایز محصولات آن ها از سایر رقبا می‌باشد. یک برند، به یک محصول یا خدمت ابعادی را اضافه می‌کند تا آن محصول یا خدمت از سایرین متمایز گردد. این تمایزها می‌تواند کارکردی منطقی یا ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد” (جانسون[۲]،۲۰۰۷).همچنین ایجاد یک حس راحتی و آسایش به عنوان نقش یک نشان تجاری برنامه ریزی شده است، چرا که نشان تجاری شخصیت ، سبک زندگی ، آرمان‌ها و رفتار مشتریان را مشخص می کند . در واقع نشان تجاری تعیین کننده منشاء و مرجع تولید کننده محصول ( کالا/ خدمت)، تخصیص دهنده مسئولیت‌ها به تولید کننده محصول ، پدید آورنده تعهد و تقلیل دهنده هزینه های جستجو می باشد، به علاوه کیفیت محصول را به نمایش می گذارد. (جلال زاده و اختیاری، ۱۳۸۸).

تعریفی عمیقتر از برند می‌گوید برند یک حرکت ذهنی و روحی است که باید در ذهن مصرف کنندگان، خریداران، سهامداران، کارکنان و کاربران قرار گیرد.  برندها دارای ماهیت اجتماعی هستند و آن برندی موفق است که افراد اجتماع نسبت به آن حس تعلق و مالکیت داشته باشند و آن برند را از آن خود بدانند . در بسیاری از بازارها، برند هویت ویژ ه ای برای یک محصول می آفریند و آنها را به گروه خاصی از جامعه پیوند می دهد.در دنیای امروز و با گسترش اطلاع رسانی هر حرکت و تصمیم گیری سازمان توسط برند آن سازمان مورد ارزیابی قرار می گیرد ( گنجی نیا و فومنی،۱۳۸۸ : ۲).

همانطور که مشاهده می‏شود، در تمام این تعاریف، به یک ویژگی به طور مشترک اشاره شده ‏است و این ویژگی آنست که برند برای فروشندگان، نوعی دارائی است که توسط آن می‏توانند به عنوان ارزشی متفاوت در ذهن مشتریان نفوذ کنند، به عبارت دیگر در ذهن مشتری تمایزی را نسبت به محصول یا خدمت مورد نظر ایجاد کند.

برندهای دارای انواعی می باشند:

  • برند انفرادی[۳] :یک شرکت ممکن است براساس سیاستی تصمیم بگیرد. برندهای مشخصی را برای هر یک از محصولات خود اقتباس کند.
  • برند خصوصی : برند خصوصی به یک سری از محصولات خاص محدود می شود. اصطلاح برند فامیلی رجوع می کند به یک نام تجاری که یک شرکت برای یک سری از انواع محصولاتش اقتباس می کند.
  • برند شرکتی[۴]: ممکن است برای همه محصولات اسم شرکت یا تولیدکننده گذاشته شود. وقتی یک شرکت تولید کننده محصولات متعددی دارا می باشد از این نوع برند شرکتی استفاده می شود.
  • ترکیبی از همه : محصولات اسامی خودشان را دارند و برند شرکتی مشخص می کند که شرکت همه محصولات را تولید می کند. (کاتلر و آرمسترانگ ، ۱۳۸۴: ۳۷۹)

 

منافع کارکردی، رایج‌ترین مبنا در مورد ارزش است که بر ویژگی‌های محصول مبتنی بوده  و ارائه‌کننده  مطلوبیت کارکردی به  مشتری است و مستقیماً مربوط می‌شود به کارکردهایی که توسط محصول برای مشتریان انجام می‌شود. منافع احساسی عبارتند از احساساتی مثبت که مشتری در مورد برند دارد و به تجربه کردن و استفاده از برند مربوط می‌شود. بیشترین منافع کارکردی، دارای احساس مشابه یا مجموعه‌ای از احساسات هستند. منافع ناشی از ابراز وجود، بر درک مفهوم از خود و آرزوهای فردی متمرکز است و ارائه‌کننده مسیری است که شخص در آن، تصویر خود را اعلام می‌کند.

۲-۲-۱-۲- مدیریت برند

مدیریت برند از مهمترین اقدامات در حوزه بازاریابی است که در سال‌های اخیر نقش مهمی را در فضای کسب و کار ایفا کرده است. مدیریت برند داشتن استراتژی برای برند می باشد. برای مدیریت کردن یک برند، داشتن استراتژی یک ضرورت محسوب می‌شود. استراتژی‌های برند،  عنصری ضروری و نیروی محرکه ای تعیین کننده برای برنامه های بازاریابی شرکت‌ها محسوب می‌شوند (میشل[۵]،۲۰۰۲) .

[۱] Brand‌

[۲] Janson

[۳] Personal brand

[۴] Company Brand

[۵] Michel

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

جولای 26

پایان نامه بررسی فرآیندهای مدیـریت دانش، نقش تعدیلگر

) آثار و  اهمیت آموزش:

می توان بواسطه آموزش و مهارت های بهتر، ارزش سرمایه گذاری های بیشتر آموزش و تعهد کارکنان و کیفیت خدمات را افزایش ، و کمبود مهارت را کاهش داد(Smith, Stokes, & Wilson, 2014). همچنین       می تواند تاثیر مثبتی بر رضایت شغلی(Castle, 2010) و تاثیر منفی بر ترک خدمت کارکنان داشته باشد(Noel, Pearce, & Metcalf, 2000). کرگر[۱] عقیده دارد که سازمان هایی که بر آموزش و توسعه سرمایه گذاری می کنند، موفق تر هستند تا سازمان هایی که به این امور کمتر توجه می نمایند؛ به علاوه اینکه منابع انسانی در حال تبدیل شدن به یک منبع مهم ایجاد و حفظ مزیت رقابتی در جهانی است که به سمت اقتصاد دانش بنیان[۲] حرکت می نماید(Pena & Villasalero, 2010). بر این اساس،  آلتینای پیشنهاد می کنند سازمان های خدماتی به منابع دانش بنیان نامشهود – مثل سرمایه انسانی- برای کسب ثبات مزیت رقابتی نیاز دارند تا بتوانند در محیطی که نیازها و انتظارات مشتریانشان بطور مداوم در حال تغییر است، بتوانند در عرصه رقابت باقی بمانند(Ubeda-García et al., 2013).

در نتیجه، بسیار ضروری است که بطور عمیق تری در ارتباط بین سیاست های آموزشی و نتایج متبلور در کسب و کار، نگاه و توجه شود؛ چرا که نتایج حاصل از تحقیقات، نشان دهنده تاثیر مثبت آموزش بر اثربخشی و رقابت پذیری است. در این بعد، مطالعات تجربی ای که در دهۀ ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ انجام گرفتند، تلاش نمودند تا این ارتباط موجود بین آموزش و نتایج کسب و کار را به نمایش بکشند(Arthur, 1992, 1994; Boselie, Dietz, & Boon, 2005; Combs et al., 2006; Delery & Doty, 1996).

آموزش امری حیاتی و لازم برای تمام سازمان ها است که در پی آن شاهد کاهش زمان فراگیری به منظور انجام کار برابر استاندارد قابل قبول، افزایش کمی و کیفی بازده کار و شغل مورد تصدی کارآموز و تامین نیازهای نیروی انسانی خواهیم بود. عواملی که آموزش کارکنان را ضروری ساخته عبارتند از: بهره وری منابع انسانی و سازمان، شتاب فزاینده علوم بشری در تمام زمینه ها، پیشرفت روز افزون فنآوری، پیچیدگی سازمان به دلیل ماشینی شدن، تغییر شغل یا جابه جای شغلی، روابط و مشکلات انسانی، ارتقاء و ترفیع کارکنان، اصلاح عملکرد شغلی، نیازهای تخصصی و حرفه ای منابع انسانی و کارکنان جدیدالورود(بهیان، سلیمی، و طالبی، ۱۳۸۴).(بهیان, سلیمی, & طالبی, ۱۳۸۴).

 

 

۳ دستۀ کلی از مزایا را به عنوان آثار مثبت آموزش برای سازمان ها عبارتند از(سیدجوادین, ۱۳۸۸):

  • برای سازمان:
  • به سـودآوری منجـر می شود، یا به بهبود نـگرش مثبت در رابطه با سـودآوری منتهی می گردد.
  • دانش، مهارت و توانایی های شغلی را در تمام رده های سازمانی بهبود می بخشد.
  • روحیه کارکنان را بهبود می بخشد.
  • به افراد کمک می کند تا اهداف سازمانی را بشناسند.
  • به ایجاد تصویر ذهنی بهتری از سازمان کمک می کند.
  • صداقت، صراحت و اعتماد را تقویت می کند.
  • رابطه بین مافوق و مادون و مدیریت و نیروی کار را بهبود می بخشد.
  • توسعه سازمانی را گسترش می دهد.
  • از کارآموزان و هنرجویان بازخورد می گیرد.
  • امکان تنظیم دستورالعمل های شغلی را میسر می سازد.
  • به درک و اجرای سیاست های سازمانی کمک می کند.
  • تدارک اطلاعات در رابطه با نیازهای آینده را موجب می شود.
  • حل مساله و تصمیم گیری را اثربخش تر می سازد.
  • پیشرفت سازمانی را از درون میسر می کند.
  • افزایش بهره وری و کیفیت فراگیر را موجب می شود.
  • به افـزایش مهارت های رهبری، انگیـزش، ارتباطات، وفـاداری، طرز تلقی و دیگر ویژگی ها منجر می گردد.
  • افزایش بهره وری و کیفیت فراگیر را موجب می شود.
  • هزینه مشاوران خارجی را کاهش می دهد.

 

 

  • برای افراد:
  • به فرد کمک می کند تا مسائل را اثربخش تر و تصمیمات را مناسب تر اخذ نماید.
  • متغیرهای انگیزشی، مقبول بودن، رضایت مندی، پیشرفت، رشد و مسئولیت در فرد بطور مبنایی به عمل در می آید.
  • خودباوری و اعتماد به نفس را تقویت و دستیابی به آنها را ممکن می سازد.
  • به فرد کمک می کند تا بر فشار روانی، تنش، تعارض و یأس غلبه کند.
  • رضایت شغلی و مقبولیت شغلی را افزایش می دهد.
  • فرد را به سوی اهداف شخصی هدایت می کند و همگام با آن مهارت های نسبی افراد و تاثیر متقابل آنها را بهبود می بخشد.
  • نیازهای شخصی کارآموز و مربی را تامین می کند.
  • مسیر رشد را برای کارآموز و هنرجو هموار می کند و آینده را برایش ترسیم می نماید.
  • توانایی یادگیری را در فرد افزایش و ترس از انجام وظایف در فرد کاهش داده می شود.
  • مهارت های گفتاری، شنیداری و رفتاری در فرد تقویت می شود.
  • برای مدیریت منابع انسانی در محور ارتباط بین افراد، گروه ها و سیاست های سازمانی:
  • ارتباط بین گروه ها و افراد را بهبود می بخشد.
  • توجیه و آشنا سازی کارکنان جدید و آنهایی را که به شغل جدیدی منصوب شده اند، ساده می سازد.
  • اطلاعات مناسبی را برای اجرای قوانین استخدامی و ایجاد فرصت های برابر فراهم می کند.
  • اطلاعاتی را در رابطه با قوانی حکومتی، استخدامی، کارگری و اداری فراهم می نماید.
  • مهارت ارتباطی بین افراد را بهبود می بخشد.
  • اجرای سیاست ها و مقررات سازمانی را ساده می کند.
  • روحیه گروهی را بهبود می بخشد و همبستگی بین اعضای گروه را موجب می شود.
  • سازمان را به مکان مناسبی برای کار و زندگی تبدیل می کند.

[۱] Kraiger

[۲] knowledge-based economy

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل

جولای 18

پایان نامه شامل ویژگی های اندازه گیری عملکرد (تسهیل در تصمیم گیری، قابلیت پاسخگویی)

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق

منظور از عملیاتی کردن ، قابل مشاهده ساختن یک نظریه یا متغیر و پیش بینی روش های اندازه گیری آن است (خاکی،۱۳۸۷،ص۱۷۸). تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق به شرح زیر است :

۱-۸-۱) ویژگی های نظام اندازه گیری عملکرد –  نظام اندازه گیری عملکرد یک ابزار ضروری برای پاسخ به سوالاتی در مورد بهره وری در قالب عباراتی شامل کارآیی ، اثر بخشی و قابلیت پاسخگویی است. اندازه گیری عملکرد یکی از مهم ترین دستور کارهای مدیریت است. زیرا کلید دستیابی به بهبود مستمر در توانایی ارزیابی و سنجش مداوم عملکرد شرکت است. اندازه گیری عملکرد را می توان در قالب اندازه گیری سه عامل بهره وری ، اثر بخشی و کیفیت (کیفیت ارائه کالاها و خدمات به مردم و مشتریان) نیز بیان نمود. بهره وری به صورت کمی نشان دادن خروجی ها و ورودی ها به شکل نسبت است که معمولاً صورت نسبت ، خروجی ها و مخرج آن ورودی ها می باشد. اثر بخشی عبارت از تعیین روابط بین خروجی های یک شرکت و اهدافی که شرکت سعی در تکمیل آن دارد می باشد.کیفیت نیز خروجی ها یا فرآیندی که طی آن یک خروجی تکمیل می شود را مورد آزمایش قرار می دهد و با ویژگی هایی مانند دقت ، عدم نقص و درجه پیچیدگی نشان داده می شود(منصوری،۱۳۷۸،ص۱۶۲). در این تحقیق این متغیر بر اساس دو ویژگی وکاربرد نظام اندازه گیری عملکرد که عبارتند از، تسهیل در تصمیم گیری و قابلیت پاسخگویی، اندازه گیری می شود. برای دستیابی به اطلاعات در مورد این متغیر از سنجه هایی جهت بررسی ویژگی های کلیدی نظام اندازه گیری عملکرد شرکت در قالب تسهیل در تصمیم گیری و قابلیت پاسخگویی استفاده گردیده است.

۱-۸-۱-۱) تسهیل در تصمیم گیری – اطلاعات به دست آمده از نظام اندازه گیری عملکرد و نیز تحلیل این اطلاعات در روند تصمیم گیری شرکت ها به کار گرفته می شود. نیاز به تسهیل در تصمیم گیری ها درخصوص اطلاعات مدیریتی می باشند که به نیاز داشتن به اطلاعات حسابداری در برنامه ریزی و تصمیم گیری اشاره دارد. دراین تحقیق برای اندازه گیری این متغیر از میزان استفاده از نظام اندازه گیری عملکرد در تصمیم گیری های مدیریتی ، کیفیت و ظرفیت تصمیم گیری در شرکت ،تجزیه و تحلیل عملکردهای برنامه ریزی شده و نظارت بر پیشرفت اهداف از پیش تعیین شده و همچنین تنظیم و اصلاح برنامه ها استفاده می شود.

۱-۸-۱-۲) قابلیت پاسخگویی تحقیقات حاکی از شواهد تحلیلی و تجربی درخصوص نیاز به پاسخگویی به ذینفعان و مدیران می باشند که به نیاز داشتن به اطلاعات حسابداری برای نمایش اسناد و ارتقای ارزش های سازمانی اشاره دارد. برای اندازه گیری این متغیر از بررسی عملکرد مالی شرکت و مقایسه دستاوردهای شرکت در برابر بودجه و اهدافش از لحاظ کمی استفاده می شود.

۱-۸-۲) کاربردی نمودن تصمیمات استراتژیک استراتژی در اصطلاح عام برنامه و دورنمایی از اهداف آینده است که یک موجودیت در جهت نیل به آن اهداف، این استراتژی را تدوین و پیگیری می کند.اما در علم مدیریت، تدوین استراتژی همانا یکی از وظایف خطیرمدیریتی است که مبنای تصمیم گیری های حیاتی مدیران ارشد برای حفظ بقای سازمان یا شرکت و تعالی آن می باشد. چه بسا که مدیریت موفق ، حاصل تدوین درست استراتژی و اجرای موفقیت آمیز آن است. به بیان دیگراستراتژی یک برنامه واحد، همه جانبه و تلفیقی است که محاسن یا نقاط اصلی شرکت را با عوامل و تغییرات محیط مربوط می سازد و به نحوی طراحی شده است که با اجرای صحیح آن از دستیابی به اهداف شرکت اطمینان حاصل می شود (ویلیام،۱۳۸۶، ص۱۴).کاربردی نمودن تصمیمات استراتژیک اشاره به میزان نفوذ یک واحد اجرایی بر اولویت های استراتژیک یک شرکت و استفاده از منابع آن شرکت اطلاق می گردد. واحدهای اجرایی به عنوان بازیگران مهم درون شرکت می باشند که اغلب منافع متضادی را در عرصه های مهم تصمیمات استراتژیک دنبال می کنند. این سوال که تا چه حد یک عملکرد مشخص قادر است بر کاربردی نمودن تصمیم گیری استراتژیک تأثیر داشته باشد پیامدهای بزرگی را برای مسیر استراتژیک شرکت و حرکت به سوی چالش های موجود در بازار درپی خواهد داشت. برای مثال عملکرد واحد تحقیق و توسعه ممکن است تاکیدی استراتژیک بر پیچیدگی و کیفیت محصول داشته باشد درحالی که واحد عملیات ممکن است از تمرکز بر هزینه ی تولید و بهره وری حمایت کند(Artz et al., 2012, p447). در این تحقیق برای اندازه گیری این متغیر میزان نفوذ نظام اندازه گیری عملکرد شرکت بر هشت حوزه ی تصمیم گیری استراتژیک ازجمله جهت دهی به استراتژی کل شرکت، تولید محصولات جدید،توسعه بازارهای جغرافیایی،تصمیمات مربوط به بودجه بندی،رضایتمندی مشتریان،قیمت گذاری ، انتخاب شرکای استراتژیک کسب و کار در نظر گرفته می شود.

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

جولای 13

پایان نامه متدولوژی مسیریابی سیستم اتوبوسرانی سریع السیر (BRT)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تهران جنوب

دانشکده تحصیلات تکمیلی

“M.Sc.” پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

مهندسی عمران – برنامه ریزی حمل و نقل

عنوان:

متدولوژی مسیریابی سیستم اتوبوسرانی سریع السیر (BRT) براساس به کارگیری الگوریتم های فرایابنده (متاهیوریستیک)

چکیده

نبود دسترسی مناسب و عدم انطباق با مسیر اکثر مسافرین به عنوان دو مشکل سیستم حمل و نقل اتوبوسرانی محسوب میگردد به طوری که با تأثیر مستقیم بر کارایی مجموعه سیستم حمل و نقل همگانی به ویژه در کشورهای در حال توسعه که سامانه اتوبوسرانی مهم ترین قسمت این سیستم حمل و نقل درون شهری می باشد؛ هزینه های اضافی فراوانی را نیز در زمینه های تراکم ترافیکی، اثرات زیست محیطی و به تبع آن آلودگی هوا، اتلاف زمان طولانی در مسیر سفر افراد، افزایش مصرف سوخت، استهلاک وسایل نقلیه و… برای حوزه مدیریت شهری در بر خواهد داشت. آنچه در این بین برای رفع این مسائل و ارتقاء کمی و کیفی سیستم های حمل و نقل همگانی، حائز اهمیت می باشد، رویکرد مدیریت تقاضای سفر خواهد بود که البته در نهایت می تواند در افزایش مطلوبیت این بخش نیز نقش بسزایی داشته باشد. در این راستا، اولویت دهی به اجرا و احداث سامانه سریع اتوبوسرانی از جمله تجارب موفق در سایر کشورها است.

یکی از بسترهای مهم مطالعاتی برای پیاده سازی این سیستم، تعیین مسیر مورد استفاده است که رکن اصلی هر سیستم حمل و نقل را تشکیل می دهد. در واقع می توان گفت مسیریابی، اولین گام قبل از هر گونه تصمیم گیری های بعدی در خصوص اجزای دیگر یک سیستم (به ویژه سیستم های سریع) می باشد، ضمن آنکه اهمیت این موضوع به واسطه کارکرد عملیاتی و اجرایی مجموعه و نیز مسائل موبوط به هزینه ساخت و بهره برداری دو چندان خواهد گردید. روش پیشنهادی این مطالعه با هدف تعیین مسیرهای بهینه (و نه شبکه خطوط) برای سیستم سریع اتوبوسرانی است که با رعایت ملاحظات و محدودیت های شبکه معابر موجود، کمینه سازی زمان سفر کل سیستم را در نظر داشته است و با توجه به مزایا و معایب رو شهای گوناگون، روشی جدید را ارایه نموده که تلفیقی از رویکردهای سنتی با شیوه ای نوین مبتنی بر الگوریتم های فرایابنده بوده و کاستی های روش های موجود را پوشش می دهد. گفتنی است این پژوهش در خصوص تعیین ناوگان، برنامه ریزی زمانبندی حرکت، سنجش ارزیاب یهای مربوط به اثرات اجرایی شدن مسیر مورد نظر و… دخالتی نمی کند و وسعت دید مطالعات شامل ارایه امتداد واحد بدون توجه به اثر متقابل مسیرها می باشد.

روش مذکور بر روی شبکه منطقه 16 شهر تهران پیاده سازی گردیده و نتایج مطلوبی بدست آمد.

مقدمه

یکی از مسائلی که کاربران سیستم حمل و نقل اتوبوسرانی با آن مواجه هستند، کیفیت نسبتاً پایین سرویس دهی و خدمات این بخش است. از سویی با توجه به آنکه این سیستم نوع غالب حمل و نقل همگانی در شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه بوده و به دلیل درآمد کم اغلب مردم این شهرها، تنها شیوه حمل و نقل است که با مبنای استطاعت مردم مورد استفاده قرار می گیرد؛ بنابراین وجود و کاربرد آن برای استفاده کننده امری اجتناب ناپذیر است. در نقطه مقابل با رشد سریع جمعیت شهرها و گسترش محدوده  آنها به مناطق حومه و نیز افزایش نیاز به سطوح خدمات متناسب با این تقاضا، لاجرم توسعه تسهیلات موجود و شاید ایجاد شبکه ها و سیستم های جدید و کارآمد را ایجاب نماید.

سیستم های سریع السیر اتوبوسرانی از شیوه های نوین حمل و نقل همگانی است که با سرمایه گذاری کم در زیرساخت های مورد نیاز (در مقایسه با هزینه های اولیه سایر سیستم های حمل و نقل همگانی)، تجهیزات، توسعه های عملکردی و فناوری می تواند بستری را برای این سیستم فراهم نماید به گونه ای که عملکرد مجموعه اتوبوسرانی به کیفیت مطلوب و در جهت ترغیب به استفاده بیشتر کاربران برسد. قابلیت بالا، هزینه عملیاتی و نگهداری کمتر و نیز انعطاف پذیری، این سیستم را به وسیله ای در ردیف مترو و قطار سبک شهری در شهرهای بزرگ دنیا مبدل نموده که برخلاف اتوبوس های معمولی با ظرفیت و راحتی خود، جذابیت آن را دو چندان ساخته است. بکارگیری سیستم های حمل و نقل هوشمند به منظور بهبود و تسریع عملکرد اتوبوس، استفاده از تکنولوژی های جدید در سیستم رانش اتوبوس و سوخت های جایگزین، سرویس های مرتب و مستمر، ایستگاه های مجهز و راحت، جملگی باعث راحتی و سرعت بیشتر، مصرف سوخت و آلودگی کمتر و از همه مهمتر استفاده بیشتر از حمل و نقل همگانی می گردد. مهم ترین زیرساخت لازم برای راه اندازی سیستم سریع اتوبوسرانی، مسیرهایی با ویژگی های خاص و متناسب چنین مجموعه ای است. بر این مبنا هدف تحقیق حاضر، ارایه روشی مؤثر جهت مسیریابی این سیستم با استفاده از روشهای فرایابنده می باشد که با اعمال و تلفیق کلیۀ معیارهای مطالعات گذشته، شیوه ای نوین را بکار گرفته است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید

ژوئن 30

پایان نامه پایان نامه بررسی تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی

چکیده

  هدف کلی در این تحقیق بررسی  تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی بود.

پژوهش حاضر، یک روش پس رویدادی (علی ـ مقایسه‏ای) بود. پژوهشگر با توجه به متغیر وابسته به بررسی علل احتمالی وقوع آن پرداخته  است . ابزار سنجش مهارتهای روانی – حرکتی آزمون لینکلن- ازرتسکی و برای اندازه گیری میزان  رفتارهای  سازگاری اجتماعی کودک از پرسشنامه رفتار سازشی که توسط احمدی در دانشگاه  تربیت مدرس ساخته شده  استفاده گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه  دانش آموزان کلاسهای  سال اول و دوم  و سوم ابتدایی  شهرستان خوی می باشد و  حجم نمونه که با تحقیق 320 دختر و پسر بوده است که 160 نفر از آنها دارای تجربه  پیش دبستانی و 160 نفر فاقد این تجربه بودند که  به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای  و خوشه ای انتخاب شده اند.

تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزار SPSS انجام پذیرفته  است و نتایج تحقیق نشان داده است  که:

تجربه آموزش پیش دبستانی  برافزایش مهارت روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی کودکان تاثیر مثبت داشته است و همچنین مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی بین دختران و پسران آموزش دیده و آموزش ندیده تقریبا در یک سطح بودند. دختران و پسرانی که در دوره پیش دبستانی آموزش کامل دیده باشند (طبق آمار جهانی) موفقیت و درصد پیشرفت و ادامه دادن تحصیل را افزایش می دهد و همچنانکه طبق آمار جهانی که هر سال یک بار آمار گرفته می شود دانشمندان و متخصصان از دوره پیش دبستانی شروع کرده اند. به طور خلاصه آماده سازی ذهن افراد در بهترین شرایط درک آماده سازی می شود.

 

کلید واژه ها : پیش دبستانی – آموزش – یادگیری – مهارتهای روانی حرکتی – سازگاری اجتماعی

 

 

 

 

مقدمه

موفقیت کودکان در مدرسه تا حدودی به رویدادهایی بستگی دارد که آنها قبل از ورود به مدرسه تجربه کرده‏اند. آمادگی کودکان برای ورد به مدرسه و موفقیت بعدی آنها در تحصیل، با جنبه‏های مختلف رشد آنها مرتبط است. عواملی از قبیل رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و چگونگی یادگیری در تعیین موفقیت آنها در مدرسه نقش دارند.

در گذشته، عقیده بسیاری بر این بود که ورود کودکان به دبستان، آغاز یادگیری و شکوفایی آنها در همه ابعاد رشد است. اما امروزه در پرتو تلاش صاحب‏نظران مختلف، مسیر تفکر و برنامه‏ریزی به سمت بارور کردن آموزش‏های پیش از دبستان، به عنوان پیش‏نیاز ورود کودکان به مدرسه، تغییر کرده است. بی‏شک پیشرفت در ابعاد گوناگون رشد در سنین بالاتر و حتی مرحله زمینه‏سازی برای اصلاح اعمال و حرکات مختلف کودکان با توجه به پژوهشهای اخیر (برای مثال ویلیامز1، 1983؛ به نقل از مفیدی، 1375)، نوعی دگرگونی اندیشه را در زمینه رشد جسمی و حرکتی کودکان در سالهای اولیه کودکی به وجود آورده است. در دو سه دهه اخیر نیز در بسیاری از موسسه‏های آموزشی و تربیتی (به ویژه در جامعه ما) تمایل و گرایش زیادی در چرخش تاکید از مهارتهای حرکتی و جسمی به سمت زمینه‏های رشد شناختی و ذهنی کودکان حس شده است (مفیدی، 1375). هر چند مهارتهای حرکتی و شناختی لازم و ملزوم یکدیگرند و در برخی از دیدگاههای رشد مهارتهای حرکتی زیربناء و لازمه مهارتهای شناختی هستند.

با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن حاضر و تبلور این نکته که شکوفایی یک کشور از بستر آموزش و پرورش برمی خیزد، نیاز به گسترش دوره پیش از دبستان، بیش از گذشته خود را نمایان می سازد. بنابراین لازم است که برنامه کیفی و کمی مناسب و در خور نیازهای جسمی و روانی برای کودکان پیش‏دبستانی، با توجه به ویژگیهای این دوره از رشد، تهیه و تدارک دیده شود. اما پیش نیاز برنامه‏ریزی و سرمایه‏گذاری در این زمینه، انجام پژوهشهایی است از روش شناسی و مبنای نظری درستی برخوردار باشند تا با توجه به نتایج حاصله، تا حدودی نیازهای جامعه در این زمینه برطرف شود و گام‏هایی هر چند جزئی در زمینه بهبود وضعیت آموزشی و تربیتی برداشته شود.

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

1-1- بیان مسئله

درخصوص آموزش پیش دبستانی، دیدگاههای مختلف و گاه متعارضی ارائه شده است. از یک سو افرادی نظیر الکایند[1]، 1987؛ سیگل[2]، 1987؛ کانینگ[3] و لیون[4]، 1991؛ به نقل از لفرانسیوس[5]، 1996) معتقدند که نباید کودکان را بی محابا به سمت آموزش های پیش دبستانی بکشانیم و جو حاکم بر بسیاری از برنامه های پیش دبستانی ممکن است کودکان را آنطور که باید و شاید به سوی پیشرفت رهنمون نسازد. دلیلی که برای تدارک برنامه پیش دبستانی وجود دارد این است که در حین آموزش های پیش از دبستان، کودکان تجاربی را می آموزند که ممکن است در خانه نتوانند از اثرات مثبت چنین تجاربی برخوردار باشند. اما کانینگ و لیون (1991؛ به نقل از لفرانسیوس، 1996) بر این باورند که افسانه تجارب اولیه[6] به این امر منجر شده که ما نقش بزرگسالان را در محیط‏های پیش دبستانی که باید فرصتی مناسب برای کودکان فراهم کنند را نادیده بگیریم. از سوی دیگر بسیاری از صاحبنظران (مثل دومان[7]، 1984؛ رسکولا[8]، 1991؛ پاندی[9]، 1991؛ به نقل از لفرانسیوس، 1996 معتقدند که تجارب پیش دبستانی تاثیر مثبتی بر رشد کودکان خواهد گذاشت.

همچنان که ملاحظه می شود عده ای بر تاثیر این قبیل آموزشها تاکید کرده اند و برخی این تاثیرات را زیر سوال برده اند و با شک و تردید به آن نگاه کرده اند. این سرگردانی در بین نظرات  له و علیه  نقش آموزش پیش دبستانی ، تصمیم سازان کلان تربیتی را در زمینه رشد و گسترش آموزش پیش دبستانی و برنامه ریزان آن  را دچار ابهام و گیجی می سازد و این ابهام و تعلیق و گیجی از ویژگیهای  روانی برخورد با یک مسئله یا موقعیت مسئله دارد و تعادل شناختی پژوهشگر را بر هم می زند به سوی تعادل ارتقایی سوق می دهد که تکلیف برنامه ریزان آموزشی چیست؟ آیا توسعه آموزش پیش دبستانی که مستلزم هزینه های سنگین اقتصادی و صرف منابع مالی و انسانی است  دارای توجیه عقلانی و منطقی است ؟ یا باید به راه دیگری رفت و راه و روش دیگری را پبش گرفت؟

پژوهشگر می خواهد با این پژوهش ، گامی در حل این تعارض بردارد و برنامه ریزان آموزشی و تصمیم سازان (مدیران) را در اتخاذ استراتژی های تربیتی مدد رساند.

علاوه بر این پژوهشهای انجام شده، تاکنون متغیرهای مهارتهای روانی ـ حرکتی و سازگاری اجتماعی را یکجا مورد بررسی قرار نداده‏اند. بلکه هر کدام را در ارتباط با متغیرهای دیگری که مناسب و ضروری تشخیص داده‏اند مورد ملاحظه قرار داده‏اند. بنابر این و با توجه به خلائی که در این زمینه وجود دارد پژوهشگر به دنبال پاسخ به این سوال است  که آیا آموزش پیش دبستانی  بر یاگیری مهارتهای روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی موثر است.

 

1-2- ضرورت و اهداف تحقیق

همانطور که گفته شد درخصوص تاثیر برنامه های آموزش پیش از دبستان، نظرات مختلفی ارائه شده است. با توجه به اینکه در کشور ایران و نظام آموزشی آن چند سالی است برنامه آموزش پیش دبستانی مطرح شده است ضرورت انجام پژوهشهایی که به بررسی ابعاد گوناگون رشد و تحول کودک بپردازند بیش از پیش اهمیت خود را نمایان می سازد.

در یک سو رفع این ابهام در چارچوب نظری که آیا واقعا آموزش پیش دبستانی در رشد روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی کودکان تاثیر دارد یانه  و از سوی دیگر یاری رساندن به والدین که آیا فرستادن کودکانشان به دوره های پیش دبستانی مسبوق به یک چارچوب نظری و مبنی بر پژوهش است، یا از روی یک عادت و سنت کور.

 و همچنین کمک به تصمیم سازان و مسولان آموزشی و پرورشی شود که آیا توسعه و گسترش آموزش و پرورش پیش دبستانی توجیه علمی و عقلانی و پژوهشی دارد یا نه؟ زیرا هر تصمیمی باید مسبوق به تحقیق باشد.

و بلاخره  چون و چرایی در مورد تغییرات ساختاری و محتوایی آموزش پیش دبستانی و برنامه های تربیت مربیان پیش دبستانی و انتخاب جایگزین های دیگر.

نتایج این پژوهش شاید بتواند راهگشای معلمان، والدین و مسئولین آموزش پیش از دبستان قرار بگیرد زیرا این سه گروه ارتباط جدی‏تر و مستقیم‏تری با کودکان دارند..

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش پیش دبستانی بر مهارتهای روانی ـ حرکتی و سازگاری اجتماعی، طراحی شده است.

 

1-3- اهداف تحقیق

الف)هدف کلی پژوهش:

بررسی میزان تاثیر آموزش پیش‏دبستانی بر مهارتهای روانی ـ حرکتی و ساز گاری اجتماعی  دانش‏آموزان دوره ابتدایی .

ب )اهداف جزئی پژوهش :

بررسی تفاوت مهارتهای روانی – حرکتی کودکان آموزش دیده و آموزش ندیده در مراکز پیش دبستانی .

بررسی تفاوت سازگاری اجتماعی کودکان آموزش دیده و آموزش ندیده در مراکز پیش دبستانی .

بررسی میزان تاثیر آموزش پیش دبستانی بر مهارتهای روانی- حرکتی دختران و پسران دوره ابتدایی.

بررسی تفاوت مهارتهای روانی- حرکتی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را نگذرانده اند .

 بررسی میزان تاثیر آموزش پیش دبستانی بر سازگاری اجتماعی دختران و پسران دوره ابتدایی.

بررسی تفاوت  سازگاری اجتماعی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را نگذرانده اند .

 

1-4- سوالات پژوهش

 1- آیا بین مهارتهای روانی – حرکتی کودکان آموزش دیده و آموزش ندیده در مراکز پیش دبستانی تفاوت معناداری وجود دارد؟

2- آیا بین میانگین نمرات سازگاری اجتماعی کودکان آموزش دیده و آموزش ندیده در مراکز پیش دبستانی تفاوت معناداری وجود دارد؟

3-آیا بین مهارتهای روانی- حرکتی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را گذرانده اند  تفاوت معنادار وجود دارد؟

4-آیابین مهارتهای روانی- حرکتی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟

5-آیا بین میانگین نمرات سازگاری اجتماعی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را گذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟

6-بین میانگین نمرات سازگاری اجتماعی دختران و پسرانی که  آموزش پیش دبستانی را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 28

دانلود پایان نامه مهندسی فناوری اطلاعات: ارائه مدلی برای برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای پردازش ابری روی منابع سازمان

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

دانشگاه علوم و فنون مازندران

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد

رشته : فناوری اطلاعات – گرایش مهندسی فناوری اطلاعات

عنوان / موضوع:

ارائه مدلی برای برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای پردازش ابری روی منابع سازمان: مطالعه موردی درشرکت پست جمهوری اسلامی ایران

استاد راهنما:

دکتر بابک شیرازی

استاد مشاور:

مهندس حامد فضل اله تبار

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده:

در رابطه با سازمان هایی که قبلا برنامه ریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی را به صورت کوتاه مدت و بلند مدت انجام داده اند، تحلیل شکاف بین استراتژی های سازمان و تکنولوژی های روز و سیستم های اطلاعاتی از قبل طراحی شده ،نیاز مند باز نگری در روند برنامه ریزی استراتژیک می باشد،که مقاصد آتی، وضعیت فعلی سازمان و ارزیابی میزان شکاف بین آن دو و تدوین نقشه راه یا تعیین مسیر مناسب جهت حرکت از وضعیت فعلی به سوی وضعیت مقصد(آتی) را شامل می شود .

در رابطه با تکنولوژی های روز ،در این تحقیق به بررسی شرایط و ویژگی های مرتبط با سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان مبتنی بر ابر ، که به تازگی وارد دنیای تحقیقات آکادمیک گردیده اند، پرداخته ایم و راه های به کارگیری تکنولوژی رایانش ابری در سیستم های اطلاعاتی سازمان را مورد بررسی قرار داده ایم،یعنی از یک طرف جنبه تکنولوژی CloudERP را مورد ارزیابی قرار داده ایم و از سوی دیگر وضعیت برنامه ریزی استراتژیک سازمان ها درجهت استفاده از تکنولوژی های روز را واکاوی نموده ایم.

تا آنجا که در رابطه با ارائه نقشه تعالی سازمان ها، مدل کارت امتیازی متوازن(BSC ) ارائه شده توسط شرکت مبنا را اساس طراحی کارت امتیازی جدیدی مبتنی بر تحلیل شکاف بین وضعیت فعلی سازمان و وضعیت مطلوب در رابطه با استفاده از تکنولوژی های روز(به عنوان مثال رایانش ابری) قرار داده ایم. این تحلیل شکاف از طریق مدل ارئه شده ما، صورت می گیرد، و خروجی آن طراحی کارت امتیازی جدیدی مطابق با تکنولوژی روز باشد. برای رسیدن به اهداف تعیین شده یک مدل Y مانند؛ ارائه می شود و مبنای انتقال به وضعیت آینده آن نیز متدولوژی EAP و تحلیل استراتژیک نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید از چهار وجه استراتژیکی، سازمانی، مدیریتی و عملیاتی می باشد .

فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق

1- مقدمه

در این بخش به شرح کلیات تحقیق پرداخته می شود تا ایجاد ذهنیتی درست از موضوع تحقیق و چارچوب مورد نظر ، اهمیت آن و روش تحقیق ایجاد شود. از این رو در ادامه ، ابتدا به توجیه ضرورت انجام تحقیق خواهیم پرداخت سپس به بیان مسئله تحقیق می پردازیم و اهداف پیش رو را مشخص خواهیم کرد . معرفی روش پژوهش و تکنیک های اجرایی (مدل مفهومی تحقیق ) بخش بعدی این فصل خواهد بود و نهایتاَ به شرح مراحلی که در فصول آتی طی خواهیم کرد می پردازیم.

2- ضرورت و اهمیت موضوع

سیستم های سازمانی بواسطه طبیعتی که در آنها نهفته است، منطق خاص خود را بر استراتژیها، سازمان و فرهنگ آن حاکم می کنند . با وجود اینکه ممکن است در برخی موارد ، مجز ا بودن برخی از واحدها ی سازمانی مقبول مدیران باشد، اما ا ین سیستم ها، سازمان را به سمت یکپارچگی هر چه بیشتر از لحاظ اطلاعاتی سوق می دهند . از سوی دیگر این سیستم ها، اجرای فرایندهای عمومی را به سازمان دیکته می کنند، درحالیکه ممکن است اجرای برخی از فرایندها بصورت خاص برای سازمان، مزیت های رقابتی خاصی ایجاد کرده باشد.

اگر سازمانی بدون توجه داشتن به الزامات سازمانی و تجاری اقدام به پیاده سازی سیستم های سازمانی نماید، رویای یکپارچگی اطلاعات برای آن تبدیل به کابوسی دردناک خواهد شد . ممکن است منطق سیستم با منطق کسب وکار سازمان در تعارض باشد که این موضوع منجر به صرف هزینه و زمان زیاد و از دست رفتن مزایای رقابتی سازمان شده و یا اینکه تبدیل به وزنه ای سنگین بر پای سازمان برا ی حرکت آن به سمت جلو گردد . با وجود مزایای متعددی که پیاده سازی سیستم های سازمانی به همراه دارند ، اما ریسک پیاده سازی آنها نیز بالاست و مدیرانی که تصمیم به اجرای چنین سیستمی در سازمان خود دارند، باید توجه داشته باشند که شیفتگی نسبت به مزیتهای این سیستم ها مانع از توجه به مخاطرات همراه آنها نشود.

درنتیجه هر سازمان نیازمند پیاده سازی سیستمهای سازمانی بر اساس شرایط خاص خود خواهد بود، که مبنای انجام آن، داشتن برنامه ریزی مدون در جهت اهداف کسب و کار می باشد .

برای انجام این برنامه ریزی، باید پیشینه و شرایط تکامل برنامه ریزی را در نظر بگیریم. در روند تکامل برنامه ریزی استراتژیک ، پس از پیدایش ابعاد مختلف برنامه ریزی در همه زمینه ها، نیاز به برنامه ریزی در جهت سازمان دهی فعالیت های مرتبط با فناوری اطلاعات احساس شد، متعاقب با آن ، مبحث برنامه ریزی سیستم های اطلاعاتی و به دنبال آن برنامه ریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی شکل گرفت. در این نوع برنامه ریزی به تدوین آرمان ها ، اهداف بلند مدت و کوتاه مدت ، نقاط قوت و ضعف ، فرصت ها و تهدید های سازمان در زمینه فناوری اطلاعات پرداخته می شود. از این طریق می توان تصویر روشنی از جهت گیری سازمان در زمینه فناوری اطلاعات کسب کرد ونیز می توان سیستم های اطلاعاتی را به گونه ای توسعه داد، تا اهداف سازمان را به طور کامل برآورده نمایند.این برنامه ریزی تمامی جنبه های فناوری اطلاعات شامل سخت افزار،نرم افزار ،نیروی انسانی و ارتباطات را در بر می گیرد.

در زمان فعلی و با درنظر گرفتن آینده فناوری های مرتبط با سیستم های توزیع شده، و برای دستیابی به سیستم های سازمانی مبتنی بر تکنولوژی های روز، باید شرایط پیاده سازی سیستم های سازمانی مبتنی بر ابر، و برنامه های استراتژیک سازمان ها را که قابلیت اجرایی دارند، تواما مورد بررسی و پژوهش قرار داد.

3- هدف از تحقیق

استفاده از ERP در ظرف مدت این چند سال به طور ریشه ای دچار تغییرات شده است و امروزه ERP می تواند برای هر نوع شرکتی در هر شاخه کاری راه حل ارائه دهد.ERP ابری به منظور گسترش و کنترل برنامه ریزی منابع سازمانی راهی ساده است که سازمان ها دیگر نیاز به تحمل هزینه های مربوط به سرور های اضافی و دیگر هزینه های وابسته به آن نیستند. نرم افزار به عنوان سرویس (Software as a Service) در حال حاضر یکی از رایج ترین و نیرومند ترین نوع از سرویس های رایانش ابری می باشد . ERP با استفاده از Saas ،سازمان های کوچکتر با بودجه محدود را قادر می سازد تا بتوانند با دسترسی به این فناوری راهی برای مدیریت مالی ،انعطاف پذیری بالا در مقابل تغییرات،مقیاس پذیری بیشتر،کارایی بالاتر و قابلیت دسترسی بهتر و از طرفی نگهداری کمتر پیدا کنند[1] .

برای بررسی شرایط لازم جهت انتقال سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان به تکنولوژی رایانش ابری ، از ابزار برنامه ریزی استراتژیک استفاده می نماییم و به همین دلیل،یکی از نتایج کلی این پژوهش ارائه مدلی جهت سهولت استخراج استراتژی های جدید بر اساس انطباق تکنولوژی های روز بر منابع سازمان می باشد .

همچنین لازمه این گونه تحقیقات وجود یک مطالعه موردی می باشد،که برای این منظور ساختار فناوری اطلاعات شرکت پست مد نظر قرار گرفته است،که اصلاح ساختار استراتژیک این شرکت(در رابطه با تکنولوژی های جدید) به عنوان یکی از شرکت های تابعه وزارت فناوری اطلاعات ایران، می تواند قدمی موثر در کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری از منابع سازمان باشد . با بررسی های آینده بر روی توسعه این پژوهش ، دستیابی به استانداردی جهت سازمان های مشابه در ایران، محقق خواهد شد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید