می 10

دانلود پایان نامه :مقایسه ی شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران …

گرایش :بالینی

عنوان : مقایسه ی شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار5تا 12 ساله شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ

Continue reading

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای دانلود پایان نامه :مقایسه ی شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران … بسته هستند
می 9

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد:تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

گرایش : تربیتی

عنوان : تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

Continue reading

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد:تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان بسته هستند
می 9

دانلود پایان نامه ارشد:اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

گرایش :بالینی

عنوان : اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

Continue reading

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای دانلود پایان نامه ارشد:اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی بسته هستند
ژانویه 2

پایان نامه رابطۀ بین رشد زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی در کودکان

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

Continue reading

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای پایان نامه رابطۀ بین رشد زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی در کودکان بسته هستند
سپتامبر 19

پایان نامه ارشد:تأثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
« فهرست مطالب »
عنوان :                                                                                     صفحه :
فصل اول : کلیات و طرح تحقیق
 عنوان
مقدمه
بیان مسأله
اهمیت و ضرورت تحقیق
سوالات و فرضیات تحقیق
اهداف تحقیق
تعریف نظری عملیاتی اصطلاحات
فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق
 بازی
تعریف بازی
اهداف بازی
طبقه بندی بازی
طبقه بندی پیاژه
بازیهای حسی – حرکتی
بازیهای نمادین
بازیهای با قاعده
بازی ازنظر چگونگی اجرا
انواع بازی
عوامل موثر در بازی
رابطه جنسیت و بازیهای کودکان
رابطه سن و بازیهایکودکان
رابطه هوش و بازیهای کودکان
تأثیر همبازیها بر بازیها
نقش اطرافیان در بازیهای کودکان
تأثیر موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده بر بازیهای کودکان
تأثیر محیط زندگی بر بازیهای کودکان
نقش فضای بازی در بازیهای کودکان
تاثیر تلویزیون بر بازیهای کودکان
اسباب بازی
اسباب بازی چیست؟
تاثیر نوع اسباب بازی در بازیهای کودکان
انواع اسباب بازی
ویژگیهای اصولی و کلی یک اسباب بازی مطلوب
نمونه هایی از اسبا بازیها
عروسکها
قطعه های خانه سازی
نقاشی
کتاب
تعریف اضطراب
علائم اضطراب
ترس
راه های مبارزه با ترس در کودکان
نگرانی
چگونگی ادراک درد در کودکان
معیارهای سنجش درد
بستری شدن
آمادگی برای بستری شدن
عکس العمل کودکان به بیماری و بستری شدن
عکس العمل و نقش والدین به بیماری و بستری شدن
عوارض بستری شدن
نکات مثبت بستری شدن
محیط بیمارستان
نقش پرستاران در کاهش اضطراب کودکان بیمار و والدینشان
کودک بستری و بازی
بازی درمانی
وسائل بازی مناسب
مروری بر مطالعات انجام شده
فصل سوم : روش تحقیق
 روش تحقیق
روش اجرا
جامعه آماری
نمونه تحقیق و روش نمونه گیری
روش جمع آوری اطلاعات
فصل چهارم » تجزیه و تحلیل داده ها
 آمار توصیفی
آمار استنباطی
فرضیه اول پژوهش
فرضیه دوم پژوهش
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
 نتیجه گیری
محدودیتهای تحقیق
پیشنهادی برای به کارگیری یافته ها
پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی
منابع
 منابع فارسی
منابع لایتن
ضمایم
 ضمایم شماره 1 ، ابزار خودسنجی ترس های بالینی کودک
ضمیمه شماره 2 ، اضطراب تصویری
ضمیمه شماره 3 ، مقیاس سنجش درد در کودکان
 
فهرست نمودارها
 نمودار 1 . 4 ) توزیع درصد سن کودکان
نمودار 2 . 4 ) توزیع درصد نوع جنسیت نمونه آماری
نمودار 3 . 4 ) درصد سطح تحصیلات پدران کودکان نمونه آماری
نمودار 4 . 4 ) درصد سطح تحصیلات مادران کودکان نمونه آماری
فهرست جداول
 جدول 1 . 4 ) فراوانی، درصد و درصد تراکمی سن کودکان
جدول 2 . 4 ) فراوانی و درصد نوع جنسیت کودکان
جدول 3 . 4 ) فراوانی، درصد و درصد تراکمی سطح تحصیلات پدران
جدول 4 . 4 ) فراوانی، درصد و درصد تراکمی سطح تحصیلات مادران
جدول 5 . 4 ) آمار توصیفی میزان اضطراب کودکان به تفکیک پیش آزمون و پس آزمون
جدول 6 . 4 ) نتایج آزمون آماری t – test
جدول 7 . 4 ) نتایج آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون
دول 8 . 4 ) آمار توصیفی میزان درد کودکان به تفکیک پیش آزمون و پس آزمون
جدول 9 . 4 ) نتایج آماری t – test
جدول 10 . 4 ) نتایج آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون
 
فصل اول
کلیات و طرح تحقیق
( تأثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان)
 
مقدمه
 شش سال اولیه زندگی کودک سالهای «حساس» هستند زیرا میزان رشد در این سالها نسبت به مراحل دیگر رشد، سرعت بسیار بیشتری دارد. پرورش کامل استعدادهای کودک، بویژه در این سالها نیاز به محیطی محرک و برانگیزنده دارد. منظور از «محیطی محرک را برانگیزنده» محیطی است که برای کودک فرصتهای فراهم می آورد تا کودک با آزمایشها، اشیاء و مکانهای متنوع روبرو شدن، کسب تجربه نماید. برای کودک فرصتهایی ایجاد می کند تا کودک با بزرگترها، گروه های دیگر و همردیفان خود مواجه شود و به تعامل معنی دار و غنی با آنها بپردازد و محیطی است عاطفی و حمایتی کودک را تأمین نماید (کول، 1991، ترجمه مفیدی ،1380)
«انسان در تمام مراحل زندگی خود دارای نیازهائی است که بایستی حداقل به طور نسبی برآورده شوند، زیرا که ارضای باعث می گردد انسان روند تکاملی خود را به گونه طبیعی تر سپری کند. کودک در هر یک از مراحل مختلف زندگی خود تا بزرگسالی، نیاز به تحرک جسمی و فعالیت مغزی دارد، که تا حد زیادی می توان آن را بوسیله بازیهای دوران کودکی تأمین نمود». (کریمی، 1368).
گاه والدین دانسته یا ندانسته از بازی، تنها برای آرام کردن کودک خود استفاده می کنند، در صورتی که بازیهای دوران کودکی هم در تکوین شخصیت فردای فرزندشان موثر است، هم اینکه ذهن او را در مورد مسائلی که پیش خواهد آمد، باز می کند و باعث می شود کودک با درک بهتری به سوی زندگی حقیقی که فراتر از بازی ها و رویاهای اوست گام بردارد. کودک در بازیهایش به مسائلی دست پیدا می کند که شاید اگر بارها توسط والدین آنها تأکید شود، نمی تواند آن ها را هضم و درک کند. در صورتی که اجرای آن ها همراه با همسالانش اثر بیشتری بروی خواهد گذاشت. (منصور، 1377). کودک بخشی از اوقات خود را در شبانه روز صرف بازی می کند، بنابراین با تفریح و سرگرمی، در واقع آمادگی لازم را برای مواجه شدن با زندگی و ناسازگاریهای آن پیدا کرده و در جمیع ابعاد نیز تکامل می یابد.
بازی، فرصتهایی را برای کودک فراهم می کند تا او مهارتهای حرکتی درشت و ظریفش را رشد دهد و سلامت جسمی اش را تأمین کند. بازی به کودک کمک می کند تا قدرت تخیل و خلاقیت خود را رشد دهد، محیطی را برای کودک مهیا می کند تا به تمرین مهارتهای اجتماعی خود بپردازد. بازی همچون مفری است که کودک از طریق آن عواطف و هیجانهایش را ابراز می کند، بازی به کودک کمک می کند تا نظامهای ارزشی را درک کند. (شریدان، ترجمه توکلی، 1382)».
بازی فرصت بی همتایی برای بزرگسالان نیز فراهم می کند تا دنیا را از دیدگاه کودک درک کنند، و از آنجا که بازی برای کودکان مهالیتی بسیار لذت بخش است کودکان را ترغیب می کند تا آرام باشند، حالت دفاعی را که ممکن است داشته باشند کاهش دهند و احساسات خود را بی پرده بیان کنند. بازی همچنین به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی مفیدی بدست آورند و رویکردهای جدید و کارآمد حل مسئله را آزمایش کنند. (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
بازی کودک آموزش و درس نیست، بلکه گونه ای آزمایش کردن فرهنگ است. به بیانی دیگر، کودک خود را از بازی به فرهنگ جامعه و قوم خود نزدیک می کند.
کودک شیرخوار از راه جنب و جوشهای «حسی حرکتی» خود را با محیط زیستی تازه، سازگار می سازد و سپس در خردسالی می کوشد با وسیلۀ بازی، رشد و تکامل جسمی و عقلی خود را تدمین سازد و در اجتماع بزرگسالان جایی برای خود باز کند. (انگجی، 1384).
از آن جایی که آینده هر کشور و اجتماعی به کودکان جامعه بستگی دارد، بنابراین توجه به کودکان و مسائل مربوط به آنان باید در اولویت قرار بگیرد. یکی از مسائلی که ممکن است کودک در دوران زندگیش با آن مواجه شود، بستری شدن[1] در بیمارستان است.
بستری شدن در بیمارستان بر کودکان یک بحران اجتماعی شدن و سازگاری با محیط جدید است، آن هم در شرایطی که نه تنها از سلامت جسمی برخوردار نیست بلکه در معرض برخورد با عواما ناشناخته و خطر آخرین قرار دارد. (سمی یانلو، 1379).
بستری شدن هرگز نمی تواند تأثیر در زندگی کودک باشد. کودکان وقتی به بیمارستان می آیند با صداها، بوها، نورها، و شرایط مختلف روبرو می شوند و تأثیرات منفی در بیمارستان بر روی کودک باعث میشود که او از پذیرش اقدامات درمانی اجتناب ورزد.
اگر فقط به معالجه کودکان که دارای بیماری فرمن هستند و یا به دفعات مکرر و طولانی در بیمارستان بستری می باشند اقدام گردد ولی احتیاجات فیزیکی، عاطفی و ذهنی آنان تحریک نشود، ممکن است در روند تکامل کودک خللی وارد شود.
بنابراین در پذیرش کودک در بیمارستان علاوه بر مراقبتهای جسمی باید حمایت روانی و عاطفی نیز مورد توجه باشد.
بیان مسأله
بازی در همه مراحل زندگی سهم عمده ای در رشد بدنی و روانی ایفا می کند. بازی به خودی خود آنقدر برای کودکان طبیعی است که اگر آنان را از انجام دادن بازی منع کنند رشدشان با اختلال مواجه شده و دچار افسرگی می شوند.
بازی نه تنها می تواند به کودک برای رفع برخی از نیازها کمک کند، بلکه فرصتی به وجود می آورد تا کودک بتواند از نظر روانی نیز ارضا گردد. او از طریق فشارهای درونی خود را تخلیه می نماید. (طباطبائی نیا، 1366).
بازی شغل کودک است و راهی است برای کسب تجربه، به خصوص در مورد مسائل پر اضطراب زندگی و استرس های مختلف از جمله بیمار شدن. (سالاری، 1380).
براساس اصول 4و 7 مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد (1959)، پرورش کودک در محیطی سالم و مراقبت و حمایت خاص از او و همچنین تهیه امکانات کامل از جمله بازی و تفریح از طرف جامعه و مقاماا اجتماعی، از حقوق مسلم کودکان می باشد. (عبادی 1366).
«یونیسف[2] و سازمان بهداشت[3] جهانی نیز توجه به سلامت کودک را جزء شاخص های بهداشتی جوامع ذکر کرده اند. » (دل پیشه، 1370) «گرانت[4] (1990) عقیده دارد حمایت از سلامت همه جانبه کودکان یکی از بهترین راه های سرمایه گذاری برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی می باشد که برای دستیابی به این هدف لازم است به سلامت کودکان و نهایتاً آن چه که این سلامتی را تضمین می کند (تغذیه، محبت و .. ) توجه شود.» (قنبری، 1384).
از آن جا که کودکان آینده سازان جامعۀ خویش هستند، بنابراین توجه به سلامت بدنی و روانی آنان از اهمیت شایانی برخوردار است. کودک به عنوان یک شخص دارای نیازهای بدنی، روانی و اجتماعی می باشد. این نیازها در سطحی متناسب باسن و سال و تلاش واقعی کودک و خانواده، بطور طبیعی بررسی و ارضاء شوند. لیکن هرگونه تغییر و یا بیماری، سلامتی کودک را به مخاطره انداخته و در نتیجه حالت نامتعادل[5] و غیر عادی ایجاد می کند که باعث عدم ارضای نیازهای کودکان می شود.
در این گونه مواقع وظیفۀ مراقبین، پرستاران و سایر بهداشتی است که برای حفظ تعادل محیط بیرونی و درونی کودک مداخله کرده و نیازهای او را فراهم نمایند تا روند تکاملی او به هیچ وجه مختل یا متوقف نشود. از جمله این مارد زمانی است که کودک به علت بیماری در بیمارستان بستری می شود. «کودکان بسیار آسیب پذیرند و میزان ابتلای آنان ئ در نتیجه میزان بستری شدن آنان نیز چشمگیر می باشد.» (زید شهری، 1384)
بستری شدن کودک در بیمارستان سبب اضطراب ناشی از جدایی از والدین، ترس از محیط جدید، ترس از ناتوانی ها، و ترس از ادامه زندگی می شود. در حقیقت این فرایند برای کودک و والدینتش یک بحران موقعیتی[6] است.
طبق تحقیقات انجام شده طی سال 1387 در تهران، تعداد کل کودکان سنین متفاوت مراجعه کننده به مراکز درمانی شهرداری تجریش، طالقانی و مهراد در طی این سال 256627 هزار نفر بوده است که از این تعداد 5/0 درصد بستری شده اند.
واقعیت این است که بیمارستان به عنوان یک محیط تنش زا تلقی شده و پذیرش در بیمارستان با شیوه های معمول سبب ایجاد اضطراب شدید در بیمارستان می شود.
به طور کلی که در بیمارستان بستری می شود، صرف نظر از نوع و شدت بیماری، همین عامل تنش زای بستری شدن در بیمارستان در قدم اول، ضربه هولناکی را به بیمار وارد می کند و همین اضطراب ایجاد شده موجب تشدید بیماری و نیز کندی روند بهبودی در بیمار می گرد. به گفته سیلیگمن[7]، هرچه اضطراب کودکان بیشتر باشد، میزان استفاده آنان از خدمات پزشکی بیشتر و مدت اقامت آنها در بیمارستان طولانی تر خواهد شد؛ که این امر از یک طرف هزینه زیادی را متحمل سیستم بهداشتی و خانواده کودک کرده و از طرف دیگر به علت اقامت طولانی کودک در بیمارستان، عوارض بستری شدن و بیماریهای عفونی کودک و خانواده وی را تهدید می کنند (ممی یانلو، ص 4 ، 1379).
بنابراین باتوجه به مطالب فوق، یافتن راهی برای سازگاری[8] موثر و منطقی کودکان و والدینشان، ضروری به نظر می رسد. بازی یک وسیله مهم و قابل تعدیل با مشکلات کودک در محیط بیمارستان که به برآورده شدن نیازهای کودک و خانواده کمک می کند. مراقبین بهداشتی می توانند از بازی برای کمک به تکامل شناختی، مهارتهای حل مسئله، مهارتهای اجتماعی و بیان احساسات، ترس ها و عواطف کودک استفاده کنند. کمبود امکانات و وجود مشکلات عدیده در ممالک در حال توسعه موجب شده است که موضوع بازی به خصوص در کودکان موجب بی مهری، کم توجهی و والدین، مراقبین و کسانی که با بچه ها سرو کار دارند، قرار گیرند (شریدان، 1382). با توجه به نقش بازی و اسباب بازی در سلامت بدنی و روان شناختی کودک و نادیده انگاشتن این امر مهم در بیمارستانها، پژوهشگر بر آن شد تا درباره بازی ها و اسباب بازیها و تأثیر آن در بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستانهای کودکان شهر تهران، (یعنی زمانی که کودک از خانواده دور می شود و همچنین مسأله انطباق کودکان با محیط بیمارستان) مباحثی را مطرح کند.
این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که : آیا بازیها و اسباب بازیها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان می شود؟
اهمیت و ضرورت این تحقیق
  بازی فعالیتی طبیعی برای کودکان به شمار می آورد و از بدون تولد نشانه های آن دیده می شود و تا بزرگسالی ادامه می یابد. او از طریق بازی، طریق مقابله با شرایط زندگی را می آموزد و یاد می گیرد که در چه مواقعی چه کاری را باید انجام دهد. او از طریق بازی، طریقه مقابله با شرایط زندگی را می آموزد و یاد می گیرد که در چه مواقعی باید از مقررات پیروی کند و یا با دیگران همکاری کند و یا برای مدتی بجنگند و یا مصالحه کند.
— « بازی، انگیزشی برای کنجکاوی و ابزاری برای کشف مسائل است» ( اسمیت، 1998 ). بازی کردن راهی برای احساسات است؛ چرا که به کودک این امکان را می دهد تا هیجانات منفی چون خشم و عصبانیت خود را ابراز کند. بازی برای کودک همانند هوایی است که تنفس می کند.
مارلو عقیده دارد که یکی از طرق سازگاری کودکان با مساله بستری شدن، همانا بازی است، که بدین طریق هم می توان او را ارشاد کرد هم تکامل ذهنی و رشد جسمی و عاطفی وی را تحریک کرد. هاروای هم معتقد است، بازی باعث کاهش تنش های ناشی از فشار محیطی، ایجاد احساس راحتی و آرامش در فرد بازی کننده می شود. در بازی، کودک در دنیای خودش یاد می گیرد که چگونه با مشکلات محیطی سازمانی برای رسیدن به هدفها برخورد نماید، چگونه خود را آماده سازد و به چه صورت موقعیتها را شرح دهد. بازی یکی از روشهایی است که از طریق آن می توان تأثیرات بیماری و بستری شدن و عوارض ناشی از جدایی از والدین و وارد شدن به محیط ناآشنا و اقدامات درمانی را کاهش داد.
« بورن و گیبونز[9] به نقل از اریکسون[10] می گویند، کودک ضمن بازی نگرانی ها، ناکامیها و به طور کلی رضایت و عدم رضایت خود را نشان می دهد و با توجه به اهمیت و نقشی که بازی وارد می توان بدین وسیله نارضایتی ها و ناکاملیهای کودک را تسکین داد » (کریمی، 1368).
از این رو با توجه به اینکه اثرهای سوء بستری شدن در بیمارستان بر بم و روان کودک در این سنین و با امید به اینکه مراقبان، پرستاران و والدین با توجه به اهمیت بازی، آن را به عنوان مقیاس اندازه گیری و ارزیابی مشکلات انتخاب نموده و تدابیر لازم را اتخاذ و به بهبودی کودک سرعت بخشند و در بازگرداندن سلامتی و ادامه زندگی گذشته اش یاری اش نمایند، زمینه انجام دادن این پژوهش فراهم آمده است.
سوال اصلی تحقیق
  آیا بازی ها و اسباب بازی ها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان های کودکان می شوند؟
سؤالات فرعی تحقیق
 — آیا بین بازی و اسباب بازی و میزان اضطراب کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه مثبت وجود دارد؟
— آیا بین بازی و اسباب بازی و میزان درد کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه معنادار وجود دارد؟
— آیا بین ترسهای بالینی و میزان درد کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه وجود دارد؟
— آیا بین ترسهای بالینی و میزان اضطراب کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه وجود دارد؟
فرضیه اصلی تحقیق
  بازی ها و اسباب ها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستانهای کودکان می شوند.
فرضیه تحقیق
  اسباب بازی موجب کاهش میزان اضطراب ناشی از درد کودکان بستری در بیمارستان می شود.
اهداف تحقیق
  بررسی تأثیر بازی ها و اسباب بازی ها در بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان های کودکان شهر تهران.
کمک به آشنایی کارکنان، مراقبان، والدین و … با تأثیر بازی در بهبودی و تندرستی کودکان بستری شده.
 
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
تعداد صفحه :199
قیمت : 2500تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای پایان نامه ارشد:تأثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان بسته هستند
سپتامبر 14

پایان نامه:بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی …

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
چکیده:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و والدین آموزش پذیر می باشد. ابزارهای این پژوهش شامل سه نوع پرسشنامه است که شامل: پرسشنامه عزت نفس و پرسشنامه سلامت روانی و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی می باشد و پرسشنامه عزت نفس شامل سه مقیاس عملکرد تحصیلی و ارزیابی اجتماعی و ارزیابی ظاهری می باشد و پرسشنامه سلامت روانی 7 ماده آن برای نشانه های جسمانی و 7 ماده دیگر آن علایم اضطراب و 7 ماده دیگر آن اختلال در کنش اجتماعی و 7 ماده دیگر علایم افسردگی را می سنجد. پرسشنامه بهزیستی روانشناختی که 19 ماده آن برای رضایت از زندگی و 13 ماده آن برای معنویت و 19 ماده آن برای شادی و خوش بینی و 8 ماده آن مربوط به رشد و بالندگی و 8 ماده برای ارتباط مثبت با دیگران و 10 ماده آن برای خود مختاری می باشد. بر اساس نتایج تحقیق مشاهده شد که نمره سلامت روانی در والدین دانش آموزان مرزی بیشتر از دانش آموزان عادی است بدین معنی که والدین کودکان مرزی از سلامت روانی بیشتری برخوردارند و همچنین از لحاظ عزت نفس بین والدین دانش آموزان عادی و مرزی مشاهده نشد و مشحص شد که نمره بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی بیشتر از والدین دانش آموزان مرزی می باشد بدین معنی بهزیستی روانشناختی بیشتری دارند.
 
کلید واژه ها:عزت نفس،سلامت روانی، بهزیستی روانشناختی
 
فهرست مطالب
 
عنوان                                                                                             صفحه
فصل اول کلیات تحقیق
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 1
بیان مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 4
اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………… 9
اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………… 12
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها و متغیرها………………………………………………………………………………………………. 13
فصل دوم ادبیات و پیشنیه تحقیق
مبانی نظری و یافته های پژوهشی………………………………………………………………………………………………………………. 17
عزت نفس در قرآن مجید……………………………………………………………………………………………………………………….. 19
عزت نفس کلی…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 20
عزت نفس اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………….. 21
عزت نفس تحصیلی……………………………………………………………………………………………………………………………….. 21
مولفه های عزت نفس…………………………………………………………………………………………………………………………….. 21
ماهیت عزت نفس………………………………………………………………………………………………………………………………….. 22
نظریات مرتبط با عزت نفس…………………………………………………………………………………………………………………….. 23
سلامت روان…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
تعریف سلامت روانی……………………………………………………………………………………………………………………………… 29
تعریف بهداشت روانی در فرهنگهای مختلف……………………………………………………………………………………………… 31
اصول بهداشت روانی……………………………………………………………………………………………………………………………… 33
خصوصیات افراد دارای سلامت روانی………………………………………………………………………………………………………. 35
عوامل موثر درتامین سلامت روانی……………………………………………………………………………………………………………. 37
نقش خانواده درتامین سلامت روانی………………………………………………………………………………………………………….. 37
نظریات مرتبط با سلامت روانی………………………………………………………………………………………………………………… 38
بهزیستی روانشناختی………………………………………………………………………………………………………………………………. 44
عقب ماندگی ذهنی ………………………………………………………………………………………………………………………………. 48
عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر……………………………………………………………………………………………………………… 49
ویژگیهای کودک استثنایی……………………………………………………………………………………………………………………… 49
نیازهای والدین کودکان استثنایی………………………………………………………………………………………………………………. 50
احساسات والدین کودکان استثنایی…………………………………………………………………………………………………………… 50
پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع………………………………………………………………………………………………….. 62
فصل سوم فرایند پژوهش
روش پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 73
جامعه آماری ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 73
نمونه و روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………………………….. 73
ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 73
پرسشنامه بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………………………………………………. 74
پرسشنامه عزت نفس………………………………………………………………………………………………………………………………. 75
پرسشنامه سلامت روانی………………………………………………………………………………………………………………………….. 75
روشهای تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………… 79
فصل چهارم یافته های پژوهش
تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………………………………………. 81
بررسی جمعیت شناختی  آزمودنیها……………………………………………………………………………………………………………. 81
بررسی حجم نمونه به تفکیک محل سکونت………………………………………………………………………………………………. 81
بررسی حجم نمونه به تفکیک سن…………………………………………………………………………………………………………….. 82
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان تحصیلات…………………………………………………………………………………………… 83
بررسی حجم نمونه به تفکیک نوع شغل…………………………………………………………………………………………………….. 84
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان درآمد………………………………………………………………………………………………… 85
بررسی متغیرهای اصلی فرضیات تحقیق……………………………………………………………………………………………………… 86
فرضیه اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 91
فرضیه دوم……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 92
فرضیه سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………… 93
فرضیه چهارم………………………………………………………………………………………………………………………………………… 94
فرضیه  پنجم…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 95
فرضیه ششم……………………………………………………………………………………………………………………………………………96
فصل پنجم نتیجه گیری
خلاصه یافته های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………… 102
بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………… 103
محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….. 107
پیشنهادهای تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………….  108
فهرست منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………………… 109
 
 
فهرست جداول
 
عنوان                                                                                                             صفحه
جدول4-1-1 توزیع پاسخگویان به تفکیک جنسیت ……………………………………………………………………………………. 81
جدول4-1-2 توزیع پاسخگویان به تفکیک محل سکونت…………………………………………………………………………….. 81
جدول4-1-3 توزیع پاسخگویان به تفکیک سن………………………………………………………………………………………….. 82
جدول4-1-4 توزیع پاسخگویان به تفکیک میزان تحصیلات…………………………………………………………………………. 83
جدول4-1-5 توزیع پاسخگویان به تفکیک نوع شغل…………………………………………………………………………………… 84
جدول4-1-6 توزیع پاسخگویان به تفکیک میزان درآمد………………………………………………………………………………. 85
جدول4-2-1 میانگین و انحراف معیاردر خرده مقیاس بهزیستی روانشناختی……………………………………………………… 86
جدول4-2-2 میانگین و انحراف معیاردر خرده مقیاس بهزیستی روانشناختی در بین والدین عادی…………………………. 87
جدول4-2-3 میانگین و انحراف معیاردر خرده مقیاس بهزیستی روانشناختی در بین والدین مرزی…………………………. 88
جدول4-2-4 میانگین و انحراف معیاردرمقیاس عزت نفس به تفکیک والدین دانش آموزان عادی ومرزی…………….. 89
جدول4-2- 5 میانگین و انحراف معیاردرمقیاس سلامت روانی به تفکیک والدین دانش آموزان عادی ومرزی……….. 90
جدول4-3-1 نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین عزت نفس با بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی ومرزی….. 91
جدول4-3-2 نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی ومرزی. 92
جدول4-3-3 بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی ومرزی………………………………………………….. 93
جدول4-3-4 عزت نفس در بین والدین دانش آموزان عادی ومرزی………………………………………………………………. 94
جدول4-3-5 سلامت روانی در بین والدین دانش آموزان عادی ومرزی…………………………………………………………… 95
جدول4-3-6 نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سن و بهزیستی روانشناختی……………………………………….. 96
جدول4-3-6-1 نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر میزان درآمد و بهزیستی روانشناختی……………………….. 97
جدول4-3-6-2 نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر میزان تحصیلات و بهزیستی روانشناختی………………….. 98
جدول 4-4 بهزیستی روانشناختی به تفکیک جنس والدین…………………………………………………………………………….. 99
جدول 4-5 بهزیستی روانشناختی به تفکیک محل سکونت………………………………………………………………………….. 100
 

مقدمه:

یکی از طبیعی ترین گروههایی که می تواند نیازهای انسان را ارضا کند خانواده است. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان و تربیت آن ها، برقراری ارتباطات سالم اعضا با هم و کمک به، استقلال کودکان است، حتی اگر کودک کم توان ذهنی1، نابینا2 ، یا ناشنوا  3باشد. کم توان ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید.
تولد و حضور کودکی با کم توانی ذهنی در هر خانواده ای می تواند رویدادی نامطلوب و چالش زا تلقی شود که احتمالا تنیدگی، سرخوردگی، احساس غم و نومیدی را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدین کودکان دارای مشکلات هوشی، به احتمال بیشتری با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و هیجانی که غالبا ماهیت محدود کننده، مخرب و فراگیر دارند، مواجه می شوند. در چنین موقعیتی گر چه همه اعضای خانواده و کارکرد آن، آسیب می بیند فرض بر این است که مشکلات مربوط به مراقبت از فرزند مشکل دار، والدین، به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت روانی قرار می دهد بررسیها نشان داده اند که والدین دارای فرزند کم توان ذهنی، در مقایسه باوالدین کودکان عادی، سطح سلامت عمومی  پایین تر و اضطراب بیشتر احساس شرم و خجالت بیشتر و سطح بهزیستی روانشناختی پایین تری دارند (میکائیلی ،1388).
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روشهای صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند.
هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده  بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها  می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، 1376).
در طول یک قرن گذشته بسیاری از روانشناسان اتفاق نظر دارند که انسان نیازمند به عزت نفس است. در ادبیات روانشناختی مطالب مفصلی درباره عزت نفس وجود دارد و تا امروز تحقیقات و مطالعات زیادی درباره عزت نفس و ارتباط آن با متغیرهای متعدد دیگر انجام گرفته است که بیشتر تحقیقات این مطلب مهم و اساسی را تایید می کنند که عزت نفس بالا از عوامل مثبت و موثر در بهداشت روانی و عزت نفس پایین از عوامل مستعد کننده ناراحتی های روانی می باشد. عزت نفس عبارت است: از احساس ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار احساسات، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. همه افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی  دارند، نیازمند عزت نفس هستند. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند.آنها می توانند با اطمینان، مشکلات مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند(کلمز 1375).
کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی 50 تا75 هستند و از نظر سنی در محدوده 6-12 در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان  ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاههای استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروه های مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران  سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،1386).
تقریباً 60 سال پیش سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان  حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف کرد(سازمان بهداشت جهانی،2001 و 2004). جاهودا(1958) از نداشتن بیمار روانی به عنوان معیار سلامت روانی انتقاد و به جای آن معیارهای چندگانه را برای سلامت روانی ارائه کرد. متاسفانه تا مدتها پیشرفت قابل ملاحظه ای در کاربرد این دیدگاه های در قلمروهای علمی و عملی مشاهده نشد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی1را نیز در بر می گیرد. اغلب روانپزشکان، روان شناسان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته گر چه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی(نه صرفا نبود بیماری) فراهم ساخته ولی کافی نیست. البته الگوهای جدید سلامت نیز به طور عمده بر ویژگیهای منفی تاکید دارند و در آنها ابزارهای اندازه گیری سلامت اغلب با مشکلات بدنی(تحرک2، درد3، خستگی و اختلالات خواب)، مشکلات روانی (افسردگی4، اضطراب5 و نگرانی) و مشکلات اجتماعی(ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی، مشکلات زناشویی) سروکار دارند. در دهه گذشته ریف6 و همکارانش(1926) 6 الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی روانشناختی از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران(برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری(احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی) ، زندگی هدفمند ( داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی(احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط(توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را بر اساس مطالعه متون بهداشت  روانی ارائه کرد و  اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد.
از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش  آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه1 ناکامی و محرومیت2 انکار واقعیت یا کتمان حقیقت3 اضطراب و نگرانی باشد میلانی فر(1347).
این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی  روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند.
  بیان مسأله:
حضور کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد و سلامت روانی خانواده به خصوص والدین را تحت الشعاع قرار می‌دهد، کودک بر اثر تعارض‌های شدید میان اعضای خانواده، کل خانواده را درگیر بحران می‌کند. ممکن است روابط خانوادگی، افزایش فشارهای ناخواسته جسمی، هیجانی و مالی ضعیف شود کودک عقب مانده ذهنی می‌تواند ضایعات و اثرات جبران ناپذیری بر وضعیت بهداشت روانی خانواده وارد کند از جمله ایجاد تشدید اختلافاتی زناشویی،‌ جدایی، تحمل بار سنگین اقتصادی، افسردگی، ناامیدی، اضطراب، خجالت و خشم1 و بسیاری از مسایل دیگر(بردن2، 1980). مراقبت مداوم از کودک عقب مانده ذهنی اغلب برای والدین استرس‌زا می‌باشد زیرا این دشواری های کودکان به طور اجتناب ناپذیری بر زندگی آنها اثر می‌گذارد(کرنیک3 و همکاران، 1983). تحقیقات نشان داده است که والدین کودکان عقب مانده ذهنی عموما در خطر مشکلات زندگی خانوادگی و دشواری‌های عاطفی قرار دارند(بکمن4، 1991 سینگر واوروین 1989).
به طور کلی خانواده کودک معلول به لحاظ داشتن کودکی متفاوت با سایر کودکان با مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش و تربیت آنها روبه روست. این مسایل همگی بر والدین فشارهایی وارد می‌کنند که سبب بر هم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده می‌شوند و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. عزت نفس یکی از مهمترین عوامل تحول و شکل‌گیری شخصیت است و نقش بنیادین در سلامت روانی دارد به گونه‌ای که عزت نفس پایین و شکل‌گیری احساس خود کم بینی در والدین زمینه‌های آسیب روانی را فراهم می‌نماید( ولی زاده و همکاران و 1387).
عزت نفس5 مفهوم روانشناختی بسیار عام و در عین حال بسیار مهم است اما به طور کلی می توان عزت نفس را احساس ارزشمندی شخص تعریف نمود. احساسات و افکار مردم درباره خودشان اغلب بر احساس تجارب روزانه تغییر پذیر است و به طور موقت بر احساس فرد تاثیر می گذارند. البته عزت نفس، بنیادی تر از آن است که  افت و خیزهای معمول می توان نوسانات گذرایی بر نحوه احساستشان نسبت به خود ایجاد کند، ولی این تاثیرات بسیار محدودند، بر عکس آنهایی که عزت نفس پایینی دارند افت و خیزهای معمول می تواند زندگی آنها را دگرگون کند. عزت نفس معمولاً به عنوان ارزیابی شخص از ارزشمندی خویش تعریف می‌شود افرادی که عزت نفس بالایی دارند خودپذیرا و خود ارزشمند هستند. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی از خود می‌دانند به طوری که فرض می شود عزت نفس تا حدودی با ثبات است. عزت نفس یا همان احترام به خود یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می‌دهد و به طور حتم روی جنبه‌های شخصی انسان اثر می‌گذارد و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه‌های شخصیت به صورت ناهماهنگ خواهد شد و حتی ممکن است باعث پدیدآیی بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری1، ترس و… شود(بیابانگرد،‌).
عزت نفس بالا بستگی به شکل‌دهی ارزشها و استانداردهای خود والدین دارد همچنین به رفتار سالم بستگی دارد، زمانی که افراد از سلامتی کامل برخوردار باشند ولی عزت نفس بالایی نداشته باشند در رفتار خود عزت نفس پایین نشان می‌دهند(شاطرلو،1386).
سلامت روانی یکی از مباحث مهمی است که در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر می‌باشد. سازمان بهداشت جهانی2(2004) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، 1386).
با توجه به فراوانی کودکان عقب مانده ذهنی که هم بر جامعه و هم بر خانواده بار مالی و بخصوص بار عاطفی و روانی به دنبال دارند و از سوی دیگر این کودکان طبق اصل 130 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارایی حقوق هستند ازجمله  اینکه دولت موظف است برای این کودکان در حد توان خدمات آموزش و رفاهی فراهم سازد. این در حالی است که یک کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ای  ساختار خانواده را تحت تاثیر قرار داده و سلامت روان اعضای بخصوص والدین را تحت الشعاع قرار می دهد بخصوص که کارکردهای روانشناختی خانواده را مختل می سازد که بهترین این کار کردها عبارتند از:
الف) ابراز کردن: والدین و تک تک فرزندان باید اجازه  ابراز احساس افکار و نظرات داشته باشند.
ب) اتحاد: خانواده باید یک سیستم متحد و هماهنگ باشد.
ج) ساختار و سازمان: خانواده باید دارایی چارچوب، ساختار و سازمان باشد.
د) معنویت و مذهب: خانواده باید ارزشهای مذهبی خود را به اعضای عرضه بدارد.
و) کنترل: خانواده باید اعضای خود را کنترل نماید(آلن  1 2001).
هدف سلامت روان فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف آن به وجود آمدن عواملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماری‌های شدید روانی و به طور کلی هدف سازمان روان پیشگیری است(شاملو 1382). وجود کودک معلول می‌تواند ضایعات واثرات جبران ناپذیری بروضعیت سلامت روانی و والدین داشته باشد و آدلر در نظام روانشناختی فردی بیان کرده است که احساس حقارت از طریق تجربه به قدرت شخصی بر انسان تسلط پیدا می‌کند با این وجود آغاز مفهوم منبع کنترل به عنوان یک سازه روان شناختی به دو دهه قبل بر می‌گردد(ادوارد1، 1977).
آموزش‌های روان شناختی شامل آموزش مهارتهای زندگی و آموزش ابراز وجود درمانهای روان شناختی مانند رفتار درمانی و انواع فنون روان درمان و توان بخشی مانند مشکلات ادراکی و شناختی از جمله مداخله‌های روان شناختی تلقی می شوند همچنین مداخله‌های روان شناختی شامل هر گونه اقداماتی است که روان شناسان و مشاوران به منظور پیشگیری درمان و کاهش مشکلات روان شناختی افراد بکار می برند. هدف نهایی این مداخله‌ها کمک به افراد برای درک بهتر خود و جهان پیرامون، افزایش قابلیت و توانمندی سازگاری و ارتقای سلامت روانی است(یوسفی 1387).
به منظور کاهش مشکلات در رابطه با بروز نقایص جسمی و ذهنی معمولاً در هر جامعه به دو اقدام اساسی می پردازند: قدم اول سعی و کوشش هرچه بیشتر در امر پیشگیری از معلولیت و جلوگیری از بروز نقایص ذهنی و جسمی یا در اختیار گذاردن راه حلهای و رهنمود های لازم ازطریق کتب و مقالات و برنامه های رادیویی، تلویزیونی و غیره بر جامعه و سازمانهای ذیصلاح تا درصد بروز اینگونه عوارض را تا حد امکان کاهش دهند. اقدام اساسی دوم ایجاد امکانات لازم رفاهی و توانبخش مناسب جهت ارائه خدمات به کودکان معلول خانواده  آنهاست.
از آنجا که وجود کودک معلول زمینه ای برای برای تغییر رفتار اعضای خانواده فراهم می کند، داشتن کودکی معلول در حکم ضربه روانی قابل توجه، موجب بروز احساسات و عکس العمل های  متضاد و تشدید نیازهای و  ایجاد نیازهای جدید، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف می شود وبهداشت روانی، تعامل روانی، اجتماعی و روابط والدین، کودک را تحت تاثیر قرار می دهد.
یکی از مفاهیم اصلی مدل سلامت بهزیستی است. مدل سلامت سه نوع بهزیستی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی را با هم ترکیب کرده ومفهوم جامع و کامل از بهزیستی را هم که جنبه عاطفی(بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کاربردی(بهزیستی روانشناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد به وجود آورده اند. سلامت روانی دارای 13 نشانه است که 2 نشانه مرتبط با بهزیستی هیجانی 5 نشانه مرتبط با بهزیستی اجتماعی و 6 نشانه مرتبط با بهزیستی روانشناختی است. بهزیستی روانشناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. ودارای مولفه های 1- خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیرامون فرد و …)2- رشد شخصی(داشتن رشد مداوم و …)3- روابط مثبت با دیگران(داشتن روابط گرم و …)4- هدفمندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی)5-پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و …) 6- تسلط بر محیط (توانایی انتخاب و ایجاد محیطی مناسب و…) می باشد. همچنین والدینی که دارایی عزت نفس بالایی می باشند سلامت روانی بهتر بهزیستی روانشناختی بهتری نسبت به والدینی دارند که دارای عزت نفس پایین می باشد. با توجه به مطالعات در ایران و این که در استان سیستان و بلوچستان مشابه این تحقیق انجام نگرفته لذا لزوم انجام چنین تحقیقی در استان ضروری به نظر می رسد و خصوصاً  در آینده نیز می توان از نتایج  این تحقیق نیز در مراکز مشاوره، آموزشگاههای استثنایی و مدارس عادی، سازمان بهزیستی، کلینیک های سلامت روان جهت خدمت رسانی استفاده کرد. با توجه به موضوع تحقیق، سئوال اصلی تحقیق را چنین طرح می کنیم: آیا بین بهزیستی روانشناختی با عزت نفس و سلامت روانی در والدین کودکان عادی و مرزی رابطه ای وجود دارد؟
 
 
اهمیت و ضرورت پژوهش:
خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی عزت نفس می باشد. فقدان عزت نفس یا احساس مقاومت در تماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).
به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، عزت نفس افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی و عزت نفس ارتباط علی متقابل وجود دارد.
تامین بهداشت همه افراد جامعه از مهم ترین مسایل اساسی هر کشور است، این امر در سه جنبه جسمانی، روانی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار می گیرد، در صورتی که بعد روانی بهداشت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از بی توجهی به آن در ابعاد فردی و اجتماعی، خانوادگی و انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء و غیر قابل جبران رادر پی خواهد گذاشت( نوابی نژاد،1376).
بدیهی است که بیماری روانی مخصوص یک قشر یا یک منطقه خاص نبوده و تمامی طبقات جامعه را در بر می گیرد و هیچ انسانی از فشار روانی و اجتماعی مصون نیست و به طور کلی باید گفت وجود یک بیماری روانی به کار و اقتصاد خانواده لطمه  وارد می کند، در آمد سرانه را کاهش می دهد و رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب می کند و با تخریب وضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد واجتماع تاثیر عمیق و سوء بر جای می گذارد. به همین دلیل بهداشت روان در اغلب کشورها در راس برنامه برنامه ملی و بهداشت همگانی قرار دارد(میلانی فر، 1385).
حضور یک کودک استثنایی در خانواده فشار روانی زیادی بر والدین و اعضای خانواده وارد می کند و می تواند سلامت روان آنان را به مخاطره اندازد.
بسیار حائز اهمیت است که والدین کودکان دارای نیازهای ویژه با نوع احساسات خود در برخورد با کودکان آشنا شوند. برای سازش با کودک خود نیاز دارند که احساس نسبتاً  خوبی در مورد خود پیدا کنند. زندگی،  ازدواج وکار والدین این گونه کودکان ایجاب می کند تا حدی رضایتمندی را احساس کنند، ممکن است با توجه به این واقعیت که کودکی ناتوان دارند احساس غم وناراحتی کنند، اما نیازی نیست که کل زندگی آنها را هاله ای از غم فرا گیرد(مفیدی، 1376).
اسکینر1 اظهار می دارد که سلامت روانی و انسان سالم به معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی بامشکل روبرو شود ازطریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم پندارد و بداند که رفتار او تابعی ازمحیط می باشد و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که  از تایید ات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب از دیدگاه اسکنیر این باشد که انسان بایستی از علم، به برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. بنابراین فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتری از اصول  علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.
رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت  زمان تغییر می کنند.
واکنش همه والدین در مقابل معلولیت فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین این گونه کودکان در مقابل معولیت های فرزندشان به نحوی واکنش نامطلوب ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی  در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.
     نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به عزت نفس و سلامت روانی و همچنین بهزیستی روانشناختی و همچنین خود شکوفایی والدین گام بردارد.
علاوه براین نتایجی این نوع تحقیقات می تواند راهگشایی باشد برای پژوهشگران و دانشجویان روانشناسی که در این زمینه به تحقیق خواهند پرداخت.
 

اهداف پژوهش:

هدف کلی پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روان شناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی می باشد.
اهداف جزئی:
1- تعیین رابطه بین عزت نفس با بهزیستی روانشناختی در بین والدین کودکان عادی و مرزی.
2- تعیین رابطه بین سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی در بین والدین کودکان عادی و مرزی.
3- مقایسه  بهزیستی روانشناختی در بین والدین کودکان عادی و مرزی.
4- مقایسه عزت نفس در بین والدین کودکان عادی و مرزی.
5- مقایسه سلامت روان در بین والدین کودکان عادی و مرزی.
6- مقایسه بهزیستی روانشناختی با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی پاسخگویان مانند: جنس، سن، میزان تحصیلات و غیره.

سئوالات تحقیق:

1-آیا بین عزت نفس و بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و مرزی رابطه وجود دارد؟
2-آیا بین سلامت روانی و  بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و مرزی رابطه وجود دارد؟
3- آیا تفاوت معنی داری بین بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی با مرزی وجود دارد؟
4- آیا عزت نفس در بین  والدین کودکان عادی با مرزی متفاوت است؟
5- آیا سلامت روان در بین والدین کودکان عادی با مرزی متفاوت است؟
6- آیا بین بهزیستی روانشناختی با توجه به متغیرهای زمینه ای در بین والدین کودکان عادی با مرزی رابطه وجود دارد ؟
 
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
تعداد صفحه :129
قیمت : 2500تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

Category: روانشناسی و علوم تربیتی | دیدگاه‌ها برای پایان نامه:بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی … بسته هستند