ژوئن 25

پایان نامه بررسی تاثیر تدوین و پیاده سازی فرایند بکارگیری قبض انبار الکترونیکی قابل معامله و تضمین سپاری بمنظور معامله یا تامین مالی

فصل اول

کلیات پژوهش

 

مقدمه

بی شک امروزه و با توجه به مطرح شدن مسائلی چون سازمان های الکترونیکی که مفاهیم الکترونیکی متعددی در همه امور مانند، شهر الکترونیک، دولت الکترونیک، شهروند الکترونیک، تجارت الکترونیک، گمرک الکترونیک ، بانکداری الکترونیک، سلامت الکترونیک و … را ایجاد کرده اند، وابستگی سازمان ها، کارکنان و مراجعه کنندگان به ابزاری با نام فناوری اطلاعات افزایشی چشم گیر یافته است، چنانچه که اگر به هر ترتیبی از این ابزاراستفاده نشده و یا درروند استفاده ازاین تکنولوژی خللی ایجاد شود، انواع و اقسام تعاملات سازمانی وکلان دستخوش نقصان و خطر خواهند شد.

لذا این امر ضرورت جدی گرفته شدن موضوعی به نام حاکمیت فناوری اطلاعات در سازمان ها را دو چندان کرده است. امروزه فناوری اطلاعات یک عامل تسهیل کننده اصلی در فعالیتهای کسب وکار سازمان ها است. هزینه‌های فناوری اطلاعات این مدل را تایید می‌کند که تقریبا ۵۵ درصد از سرمایه های سازمان های امروزی مبتنی برفناوری اطلاعات است.از این رو به کارگیری فناوری اطلاعات،یک مزیت سازمانی است وبه منظورکسب موفقیت، سازمانها لازم است به گونه موثر دراستفاده از فرصت ها و تهدیدهای مربوط به آن، مدیریت شوند.

یکی ازالگوهای پیاده سازی راهبری فناوری اطلاعات در سازمان ، الگوی سه مرحله ای است. هدف در این الگوی سه مرحله ای پیاده سازی حاکمیت سازمانی است . حاکمیت فناوری اطلاعات به معنای ایجاد یک ساز و کاراجرایی و با پشتوانه است که ابعاد مختلف کسب و کار و اداره سازمان را با توجه به رویه های سازمانی مناسب و مستدل حاکم می کند. این الگو در مرحله اول بر رویه ها و فرایند های عملیاتی متعارف تاکید می کند. مرحله دوم آنها را بسط و توسعه داده و غنی می کند و همان گونه که بر سازمان به عنوان یک کل تمرکز می کند، بر مشتریان، تامین کنندگان و دیگر شرکا نیز متمرکز می شود و در نهایت در مرحله سوم عملکرد های خوب را به خارج از سازمان توسعه می دهد.(1393سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات)

دنیای رقابت که مبنای آن را حاکمیت فناوری اطلاعات می باشد به تناسب سرعت در ارائه و ظهور فناوری های نوین شکل یافته و در حال تغییر است . سرعت بعنوان ضریب تاثیر گذار بر رقابت ایجاب می کند که سازمان ها خود را در برابر رقبایشان و نیز سازمان های نوآور که دست به خلاقیت، ابتکار عمل یا کارآفرینی می زنند، بصورت کامل تجهیز نمایند. سازمان هایی موفق خواهند بود که بتوانند در صحنه رقابت و در برابر تغییراتی که به سرعت رخ می دهد، واکنش مناسب از خود نشان دهند. این سازمان ها باید بتوانند به سرعت محصولات جدیدی تولید و به بازار عرضه کنند. نیروی کار باید از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشد و بتواند بسرعت خود را با شرایط در حال تغییر سازگار نماید. (پارسائیان و اعرابی،1391)

بیان مسئله

پدیده حاکمیت فناوری اطلاعات و بکارگیری قابلیت های بیان شده در جامعه کنونی و تعمیم آن بر روندهای عملیاتی و اجرایی در بنگاههای اقتصادی و تاثیر سهولت و تسهیل در انجام فرایندهای اجرایی که بعنوان یکی از شاخصهای جلب رضایت و تکریم اربابان رجوع و مشتریان از ابزار های موثر در حفظ و توسعه فعالیت و الزام آور می باشد .

در این تحقیق در خصوص رابطه میان تدوین و پیاده سازی فرایند بکارگیری قبض انبار الکترونیکی قابل معامله و تضمین سپاری بمنظور معامله یا تامین مالی ، تاثیر نتایج آن بر ارتقا فعالیت (شاخص های عملیاتی و مالی) فرض شده است شرکت انبارهای عمومی و خدمات گمرکی ایران آمادگی برای انجام چنین پروژه ای را بعنوان تحول بنیادی دارد که این تحقیق بدنبال پاسخ به این سوال است که آیا بکارگیری قبض انبار الکترونیکی در ارتقا فعالیت برای شرکت سهامی عام انبارهای عمومی وخدمات گمرکی ایران تاثیر دارد.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه بررسی تاثیر تعارض در محیط کار بر فرسودگی شغلی با توجه به نقش جو سازمانی

چکیده

فرسودگی شغلی یکی از عوامل اساسی در کاهش کار یا از دست رفتن نیروی انسانی و ایجاد عوارض جسمی و روانی می­باشد. در نتیجه هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی تاثیر تعارض در محیط کار بر فرسودگی شغلی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری جو سازمانی در گمرک شهرستان مهران می­باشد. جامعه آماری در این تحقیق کارکنان اداره گمرک در شهرستان مهران بوده و حجم نمونه برای جامعه مورد نظر برابر با 142 نفر می­باشد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که برای روایی آن از روایی سازه و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. همچنین در این تحقیق برای گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه­ای و میدانی بکار گرفته شده است. تحقیق حاضر بر اساس هدف یک تحقیق کاربردی و بر اساس چگونگی به­دست آوردن داده­های مورد نیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی می­باشد. برای تجزیه و تحلیل داده­های پرسشنامه در بخش آمار توصیفی، از شاخص­های آماری نظیر فراوانی، جداول و نمودارها و در بخش آمار استنباطی از آزمون­های کولموگوروف-اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و مدل­سازی معادلات ساختاری موجود در بسته­های نرم­افزاری SPSSو LISRELاستفاده شده است.نتایج حاکی از آن است که تعارض در محیط کار تأثیر معناداری (ضریب معناداری 92/4) بر فرسودگی شغلی دارد که این تأثیر به صورت مستقیم می­باشد. این در حالی است که تعارض در محیط کار به طور غیرمستقیم و از طریق جو سازمانی (ضریب معناداری 51/10) تأثیر بیشتری بر فرسودگی شغلی دارد.

 

واژگان کلیدی: تعارض در محیط کار، جو سازمانی و فرسودگی شغلی

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

1-1- مقدمه

یکی از پیامدهای فوری استرس و فشارهای روانی، پدیده فرسودگی شغلی است.فرسودگی شغلی، از جمله خطرات شغلی است که در سال­های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. فرسودگی شغلی سندرومی روانی متشکل از خستگی عاطفی (احساس تخلیه توان روحی)، مسخ شخصیت (واکنش منفی، عاری از احساس و توام با بی­اعتنایی مفرط نسبت به گیرندگان خدمات) و کاهش احساس موفقت فردی (کاهش احساس شایستگی و موفقیت در حرفه) است (امینی و همکاران، 1391).

به نظر می­آید فرسودگی شغلی با فشارهای روانی ارتباط داشته باشد. فشارهای روانی وقتی رخ می­دهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواسته­های محیطی با توانایی فرد برای پاسخ دادن به آن­ها وجود داشته باشد. هر چه مطالبات و خواسته­های محیطی افزایش یابد و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آن­ها کاهش یابد، فشار روانی ایجاد می­شود که باعث تجربه منفی در فرد و فرسودگی شغلی می­گردد (احمدی، 1381). فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می­گردد که به وسیله کارکنان ارائه می­گردد (ساعتچی، 1382).

 

1-2- تعریف موضوع و بیان مسئله

در عصر حاضر سازمان­ها مختلف با تشکیلات کوچک و بزرگ شدیداً در زندگی افراد نفوذ کرده و بسیاری از مردم نیز بخش مهمی از وقت خود را در آن­ها سپری می­کنند (راشدی و همکاران، 1391). تعارض جزء لاینفک زنگی انسان و امری کاملاً طبیعی است و در طول تاریخ همواره با زندگی انسان همراه بوده است. داستان­ها و تمثیلات قرآن کریم و بیان عناوین خیر و شر، حق و باطل، عدل و ظلم، نور و ظلمت و نیز داستان­هایی چون موسی و فرعون، یوسف و برادارن، اصحاب کهف و …. همه نشانگر وجود تعارض می­باشد (شاهرکنی، 1380). اگرچه انسان و تعارض همچون دو برادر (هم­زاد) با هم زاییده شده و رشد یافته­اند اما با همه قدمتی که تعارض در زندگی بشر دارد، تنها در چند دهه اخیر به صورت علمی مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. در این میان سازمان محیط باروری برای پرورش و رشد انواع تعارضات و عدم توافقات است. وجود افرادی مختلف با ویژگی­های شخصیتی، نیازها، باورها، ارزش­ها، انتظارات و ادراکات متفاوت، سبب وجود اجتناب ناپذیر تعارض در سازمان­ها گشته است. از سوی دیگر، ساختار حاکم بر سازمان­ها و وجود سیستم­های خشک و انعطاف ناپذیر اداری، آن­ها را مستعد انواع تنش، تعارض و ناسازگاری کارده است. این تعارضات به صورت­های مختلفی چون رقابت، مجادله، مخالفت، مشاجره، منازعه و کشمکش بین افراد و گروه­ها رخ می­دهد. هرچند بسیاری از افراد، وجود تعارض، تضاد و اختلاف را به عنوان یک پدیده منفی تلقی می­کنند، اما کنترل دقیق و نظارت صحیح بر تعارض باعث می­شود تعارض به پدیده­ای سازنده و مثبت تبدیل گردد (حقیقی، 1388).

از طرفی نوع رابطه­ای که انسان­های داخل یک سازمان دارند، ویژگی­ها و جو آن سازمان را به وجود می‌آورد. جو سازمانی به ادراکات عمومی کارکنان از محیط کارشان برمی­گردد که تحت تاثیر سازمان رسمی و غیررسمی، شخصیت و نیازهای اعضا و رهبری سازمان حاصل می­شود (میرکمالی، 1387). جو سازمانی، اصطلاح وسیعی است که به ادراک کارکنان از محیط عمومی کار در سازمان رسمی، غیررسمی، شخصیت افراد و رهبری سازمان است (کریمی و همکاران، 1389). سازمان­ها برای انجام دادن امور سازمانی خود، علاوه بر معیارهای سازمانی و قانونی نیاز به مجموعه­ای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی دارند که آنان را در رفتار و اعمال اداری یاری دهد و نوعی هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی و عمومی میسر سازد. معمولا اعضای سازمان ارزش­های را که در ارتباط با زندگی سازمانی آن­ها است، می‌پذیرند. سازمان­ها مجبورند که محیطی از اخلاق و ارزش­ها در سازمان ایجاد کنند. درک نوع رفتار قابل قبول عامل مهمی در جو سازمانی است (دایان[1]، 2010).

همچنین، از ویژگی­های یک سازمان سالم آن است که سلامت جسمی و روانی کارکنان آن به همان اندازه مورد توجه و علاقه مدیریت سازمان قرار گیرد که تولید و بهره­وری مورد تأکید قرار گرفته است. در یک جامعه سالم، مسئولیت سازمان­های تولیدی منحصر به تولید هرچه بیشتر کالاها و خدمات سودآور نیست و مدیران سازمان­های چنین جوامعی می­دانند که تولید بیشتر نتیجه و محصول مدیریت اثربخش است که این مهم نیز بدون توجه و اعتقاد به سلامت روانی کارکنان حاضر نمی­شود. پس اگر این اعتقاد را مطرح می‌سازیم که یکی از وظایف هر مدیر لایق، دورنگر و کاردان، تامین بهداشت روانی کارکنان در سازمان می‌باشد، سخنی دور از انتظار نگفته­ایم. شاسیته است که مدیران سازمان­ها به این وظیفه با احساس مسئولیت و تعمق بیشتری توجه کرده و علاقه خود را نسبت به فراگیری مفاهیم اولیه آن و کاربرد اصول و مفاهیم بهداشت روانی در محیط کار، نشان دهند. بهداشت روانی در محیط کار، یعنی پیشگیری از بروز پریشانی‌های روانی و اختلال­های رفتاری در کارکنان (به دلیل عوامل بیماری­زا در محیط کار) و سالم­سازی محیط و فضای روانی کار(ساعتچی، 1380). یکی از مفاهیمی که در سال­های اخیر توجه روانشناسان صنعتی سازمانی سازمانی را به خود معطوف ساخته. از پا درآمدن، از رمق افتادن، سستی و رخوت متصدی شغل است که اصطلاحاً به آن فرسودگی شغلی گفته می­شود (ماسلاچ و لیتر[2]، 1997). فرسودگی شغلی عبارت است از کاهش قدرت سازگاری فرد بر اثر عوامل فشارزا و بروز نشانگان خستگی جسمی و هیجانی (ماسلچ و جکسون[3]، 1981). در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می­آید. فشارهای روانی وقتی رخ می­دهد که بین مطالبات و خواسته­های محیطی با توانایی فرد برای پاسخ دادن به آن­ها تعادل وجود نداشته باشد. هرچه مطالبات و خواسته­های محیطی افزایش و فرد توانایی لازم برای پاسخ دادن به آن­ها را نداشته باشد فشارهای روانی برخاسته از آن سبب بروز فرسودگی شغلی در وی می­شود (فاربر[4]، 2013). از آنجا که فرسودگی شغلی نیز موجب کاهش کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان و ارباب رجوع و به دنبال آن نارضایتی از خدمات می­شود، شناخت و پیشگیری از فرسودگی شغلی در ارتقاء بهداشت روانی افراد و افزایش سطح کیفیت خدمات ارائه شده، نقش بسزایی خواهد داشت (شرمن و همکاران[5]، 2014). فرسودگی شغلی در جوامع امروزی شیوع زیادی پیدا کرده و تمام ابعاد زندگی را در برمی­گیرد و از یک طرف موجب افزایش اعتیاد، طلاق، ترک شغل و بیماری­های جسمی و روانی و از طرف دیگر موجب کاهش نیروی مولد کاری و ضربه به اقتصاد کشور می­شود. این پدیده جامعه را در همه ابعاد با خطر مواجه می­کند (هنرپیشه و غروی، 1392). افرادی که دچار فرسودگی شغلی هستند نه­تنها خود دچار مشکل­اند بلکه برای دیگران نیز مشکل ایجاد کرده و سلامت روان و کارایی آن­ها را به خطر می­اندازد. نکته قابل توجه اینکه افرادی که به طور افراطی کار می­کنند و اضافه­کاری­های متعدد دارند و یا روزهای تعطیل نیز کار می­کنند، غالباً بیشتر مستعد فرسودگی هستند (ساعتچی، 1382). علائم و نشانه­های فرسودگی شامل خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش عملکرد فردی در رابطه با همکاران و بیماران است. افراد مبتلا به فرسودگی شغلی اغلب از سردرد، اختلال خواب، خلق تحریک­پذیر، ناموفق بودن در زندگی زناشویی، اضطراب، افسردگی، فشار خون بالا و …. رنج می­برند (مک­کیو[6]، 2006). عامل اصلی فرسودگی شغلی، تحمل فشار روانی ناشی از کار به مدت طولانی همراه با کار زیاد است. علاقه نداشتن به کار، ناهماهنگی تخصص با حرفه­ای که فرد در آن مشغول به فعالیت است، خارج از ظرفیت و استعداد بودن مشاغل و غیره، افراد را به سوی فرسودگی شغلی سوق می­دهد (فرج­پور، 1392). نکته مهم در ارتباط با فرسودگی شغلی هزینه­های مستقیم و غیرمستقیم آن است. فرسودگی شغلی باعث غیبت کارکنان از محل کار، کاهش کیفیت کار، تعارضات بین فردی با همکاران، مشکلات جسمی-روانی، تغییر شکل و سرانجام ترک خدمت می­شود. ترک خدمت هزینه­های زیادی برای سازمان به دنبال دارد. براساس اطلاعات موجود در اتحادیه اروپا همه ساله 20 میلیون یورو به مخارج ناشی از استرس و فرسودگی شغلی اختصاص داده می­شود. در ایالات متحده این هزینه به 350 میلیون دلار در هر سال می­رسد (امیری و همکاران، 1390).

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه:بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر کارایی سرمایه فکری در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده:

پیشرفت تکنولوژی در دهه‌های اخیر، باعث تحول عظیمی در همه جنبه‌های زندگی بشر و منجر به حرکت به سمت اقتصاد دانش‌محور شده‌ است. با گسترش شرکت‌ها و تئوری نمایندگی، موضوع حاکمیت شرکتی به یکی از جنبه‌های اساسی تجارت تبدیل شده که روز به روز توجه بیشتری را به خود جلب می‌کند. یکی از روش‌های حاکمیت شرکتی تعیین نوع ساختار مالکیت و ترکیب بهینه ‌آن است. ساختار مالکیت و ترکیبات مختلف سهامدارن، تاثیرات مختلفی را بر عملکرد شرکت‌ها دارد. امروزه سهم سرمایه فکری به‌دلیل تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می‌تواند نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده داشته باشد. هدف از اجرای تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین ساختار مالکیت بر کارایی‌ سرمایه فکری در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بین سال‌های ۸۷ تا ۹۲ می‌‌باشد. اطلاعات لازم از جامعه آماری با استفاده از صورت‌های مالی‌ شرکت‌ها و گزارش‌های آماری مختلف منتشر شده توسط سازمان بورس به دست آمده است. برای انتخاب نمونه آماری از روش حذف سیستماتیک استفاده شده که تعداد ۸۸ شرکت از شرکت‌های بورس اوراق بهادار به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی می‌‌باشد. نتایج تحقیق رابطه معناداری را بین ساختار مالکیت و کارایی سرمایه فکری نشان می‌‌دهد. به این ترتیب که بین مالکیت نهادی و سرمایه فکری رابطه معکوس‌ و معنا‌داری وجود دارد. همچنین این رابطه بین مالکیت شرکتی و سرمایه فکری نیز بر قرار است و در نهایت بین مالکیت انفرادی و سرمایه فکری نیز رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.

واژه‌های کلیدی: ساختار مالکیت، سرمایه فکری، بورس اوراق بهادار تهران

فصل اولکلیات

 

1-1 مقدمه

بخشی از تحولات مهم در حسابداری در سایه تشکیل شرکت‌های بزرگ و جدایی مالکیت از مدیریت شرکت‌ها اتفاق افتاده است. در گذشته مالکان همان مدیران واحد تجاری بودند و هیچ‌گونه تضاد منافع بین مالکیت و مدیریت مطرح نبود، به طور‌‌یکه مالکان خود بر تمامی عملیات شرکت کنترل داشتند. ساختار مالکیت١، یکی از مکانیسم‌های حاکمیت شرکتی است. حاکمیت شرکتی یکی از مولفه‌های اصلی و مهم رشد می‌باشد. امروزه سهم سرمایه فکری٢به‌دلیل تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می‌تواند نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده داشته باشد. ظهور عصر اطلاعات و اقتصاد دانش محور، سازمان‌ها را از تاکید بر منابع مالی‌ و پولی‌ به سمت دارایی‌های نامشهود کشانده است. اما اساسا این دارایی‌ها، منابع قابل توجهی‌ برای جریان نقدی آتی شرکت‌ها دارند. ناتوانی‌ در گزارشگری سرمایه فکری نشان دهنده ضعف حسابداری متداول وسنتی‌ است. البته ارزش گذاری آن‌ها در معاملات تجاری مشکل بوده و با روش‌های موجود به سادگی‌ امکان پذیر نیست. اینکه آیا بین ساختار  مالکیت و سرمایه فکری رابطه معناداری وجود دارد یا خیر، موضوع اصلی این پژوهش می‌باشد.

۱ بیان مساله

پیشرفت تکنولوژی در دهه‌های اخیر، باعث تحول عظیمی در همه جنبه‌های زندگی بشر و منجر به حرکت به سمت اقتصاد دانش‌محور شده‌ است. با گسترش شرکت‌ها و تئوری نمایندگی، موضوع حاکمیت شرکتی به یکی از جنبه‌های اساسی تجارت تبدیل شده که روز به روز توجه بیشتری را به خود جلب می‌کند. وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی مناسب می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا توجه سرمایه‌گذاران را جلب کنند و ‌آن‌ها را برای سرمایه‌گذاری تشویق کنند و به این ترتیب اجرای چنین سیاست‌هایی می‌تواند به دستیابی به عملکرد بهتر کمک کند. یکی از روش‌های حاکمیت شرکتی تعیین نوع ساختار مالکیت و ترکیب بهینه ‌آن است. تحقیقانی که توسط بونین و همکاران انجام شد، نشان‌دهنده این است که ساختار مالکیت و ترکیبات مختلف سهامدارن، تاثیرات مختلفی را بر عملکرد شرکت‌ها دارد. امروزه سهم سرمایه فکری به‌دلیل تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می‌تواند نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده داشته باشد. سطوح مختلف ساختار مالکیت نیز با توجه به تصمیم‌گیری‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری می‌توانند بر سرمایه فکری شرکت‌ها تاثیرگذار باشند. با توجه به اهمیت موضوع دانش در دهه اخیر و با توجه به تغییر در دنیای اقتصاد و حرکت ازسمت اقتصاد صنعتی‌ به اقتصاد دانش محور، شناسایی، ارزش گذاری و مدیریت سرمایه فکری به امری بسیار مهم و حیاتی برای شرکت‌ها تبدیل شده است. در این پژوهش به بررسی این پرسش می‌پردازیم که آیا بین ساختار مالکیت و سرمایه فکری رابطه معناداری وجود دارد؟

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

رپایان نامه بررسی تاثیر عوامل محبوبیت برند بر وفاداری مشتری وتبلیغات دهان به دهان شواهدی از برندهای بیسکویت در ایران

چکیدهتبلیغات شفاهی از ارکان مهم فعالیتهای بازاریابی در دنیای رقابتی امروز محسوب می شود این مهم نه تنها در جذب مشتری نقش اساسی دارد، بلکه سهم مهمی در حفظ و وفادار ساختن مشتریان ایفا می کند . تبلیغات شفاهی هم چنین از نظر هزینه های تبلیغاتی جزء کم هزینه ترین ابزارهای پیشبرد فروش محسوب می شود . مطالعات نشان می دهد محبوبیت برند یکی از مهمترین حوزه های تحقیقات بازار است، و در حوزه تحقیقات مصرف کننده، به عنوان یکی از عناصر اصلی روابط مصرف کنندگان با علامت های تجاری محسوب می شود. هدف این تحقیق بررسی تاثیر عوامل محبوبیت برند بر وفاداری مشتری وتبلیغات دهان به دهان در  برندهای بیسکویت ایرانی بوده است. تحقیق دارای 4 فرضیه اصلی و4 فرضیه فرعی برای هر سه برند بوده است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه  مناطق 2 و 4 شهرستان تبریز بوده، و نمونه گیری به روش خوشه ای تصادفی  و حجم نمونه 384 نفر بوده است.  برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد با 28 سوال استفاده شده ، و برای آزمون فرضیه ها از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که از کل فرضیه های تحقیق ، در مورد برند شیرین عسل،  7 فرضیه تایید و یک فرضیه رد، و در مورد دو برند گرجی و مینو، 4فرضیه تایید و 4 فرضیه رد شده است. در این میان بیشترین شدت تاثیر مربوط به تاثیر تبلیغات دهان به دهان” بر وفاداری به برند گرجی” و کمترین شدت تاثیر مربوط به محبوبیت برند شیرین عسل” بر وفاداری به این برند”  بوده است.

فصل اول

کلیات تحقیق

1-1- مقدمه

در دهه ای که گذشت ، به طور واضحی مشخص شد  که دنیا از یک اقتصاد صنعتی که ماشین آلات عنصر اصلی آن به شمار می رفت، به سمت یک اقتصاد مبتنی بر انسان که مشتری در مرکز ثقل آن قرار دارد، حرکت کرده ( حقیقی و اکبری، 1390). در محیط بازار بسیار رقابتی کنونی، که کالاها و خدمات به تنهایی برای جذب یک بازار جدید و یا حتی نگهداری بازارها و مشتریان فعلی کافی نیست، اعتقاد بر این است که جنبه عاطفی و احساسی محصولات ، تمایز کلیدی در انتخاب نهایی محصول و قیمتی که مصرف کنندگان حاضر به پرداخت هستند، خواهد بود ( گوب[1]،2001) و تاکید اصلی بر روی توسعه و ترفیع کالاهایی با علامت تجاری است که نیازهای احساسی و عاطفی مصرف کنندگان را برآورده سازد (هوانگ[2]، 2008).

در این راستا مبحث نوین عشق به برند یا محبوبیت برند به عنوان یکی از مهمترین حوزه های تحقیقات بازار و مصرف کننده در سالیان اخیر تبدیل شده است، به طوریکه در تحقیقات مصرف کننده، عشق و علاقه به برند به عنوان یکی از عناصر اصلی روابط مصرف کنندگان با علامت های تجاری محسوب می شود (آهوویا[3]، 1993). عشق و علاقه به نام تجاری به عنوان درجه ای از دلبستگی عاطفی پرشور مصرف کننده راضی برای یک نام تجاری خاص تعریف شده است. آهوویا به عنوان یکی از محققان پیشرو در پایه گذاری این مفهوم عشق به برند را شامل اشتیاق برای نام تجاری، دلبستگی به نام تجاری، ارزیابی مثبت از نام تجاری، احساسات مثبت در پاسخ به این نام تجاری، و اعلامیه های عشق برای نام تجاری توسط مصرف کننده تعریف نموده است (آهوویا ، 2005). نکته مهم آنست که مفهوم عشق اشتیاق بسیار وسیع و وصف نشدنی است و موارد مشابه لزوما عشق و محبوبیت برند برای مصرف کننده نخواهد بود ( شیمپ و الیور[4]  ، 1999). این اشتیاق سبب وفاداری متعهدانه و تکرار خرید در مدت طولانی رابطه برند و مشتری می گردد و ضامن حیات کسب و کار در بازار و تمایز بر رقبا خواهد بود (پارک و همکاران[5]، 2005).

در راستای مطالب اشاره شده ، در این تحقیق مهمترین رویکرد محقق بررسی مبحث علاقه به برندکه فراتر از رضایت از برند است، با سنجش متغیرهایی چون تصویر برند،  مفهوم خود اجتماعی افراد، تنوع طلبی،  تبلیغات شفاهی و دیگر متغیرهای مرتبط بوده است، تا از این راه اطلاعات کاربردی حاصل شود که برای مدیران، کارشناسان بازار و تولید، و توزیع کنندگان این سه برند در حوزه صنایع غذایی در جهت افزایش میزان مشتریان علاقمند و ماندگار و در نتیجه افزایش سهم بازار و حتی شیوه های نوین  برای صادرات محصول به دیگر کشورها موثر و مفید باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

 

ژوئن 25

پایان نامه بررسی تاثیر کیفیت ارتباط میان شرکتهای صادرکننده و خریداران خارجی بر عملکرد صادرات شرکتها

فصل اول

      ( کلیات تحقیق)

1-1) مقدمه

امروزه افزایش رقابت در مقیاس جهانی به افزایش تعداد شرکت­هایی منجر شده است که فرصت­ها را در بازارهای بین المللی جستجو می­کنند تا به اهداف­شان نائل آیند و جایگاه بازار و بقای­شان را حفظ نمایند (دعایی و حسینی رباط، 1389، ص 62). جهانی شدن، فرآیند گام به گام توسعه­ی تجارت بین الملل است که به موجب آن یک شرکت به طور افزایشی، درگیر عملیات تجارت بین المللی، از طریق محصولات خاص در بازارهای منتخب می­شود (کالافسکی[1]، 2009، ص 48). در این میان، صادرات را می­توان نقطه­ی شروعی برای جهانی شدن پنداشت (رحیم نیا و صادقیان، 1390، ص 121). صادرات به صورت ارتباط و کارکردن با بازارهای حرفه ای و حرفه ای های بازار در آن سوی مرزها تعریف می­گردد (کالافسکی، 2009، ص 48) و در طول دو دهه پیش، همگام با رشد اقتصاد جهانی به عنوان یکی از فعالیت­های اقتصادی که نسبت به دیگر فعالیت­ها رشد بیشتری دارد، مورد توجه قرار گرفته است. در حقیقت صادرات به عنوان یک فعالیت تجاری ضروری برای اقتصاد ملی به شمار می­رود. صادرات در سطح شرکت نیز به عنوان امکانی برای فروش بیشتر، سودآوری بیشتر، استفاده از اقتصاد مقیاس برای کاهش هزینه­های توسعه­ی محصول، افزایش استاندارد زندگی برای مشتریان و بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان تلقی می­شود (لی و هبته-جورجیس[2]، 2004، ص 101). صادرات باعث می­شود که سطوح استخدام، توسعه­ی صنعتی و رفاه ملی افزایش یابد. هم­چنین موجب بهبود عملکرد شرکت­ها، افزایش سودآوری، افزایش حجم فروش و گسترش سهم بازار برای آن­ها می­شود (کوکسال[3]، 2008، ص 417).

روابط بازرگانی بین الملل ابعاد مختلفی را دربرمی­گیرد که اثربخشی شرکت­ها را در بازار بین المللی به ویژه بازار صادرات تحت تأثیر قرار می دهد  .با توجه به شرایط بازار پیچیده و دست­خوش تغییرات مداوم و پی در پی، کسب سریع اطلاعات درخصوص بازار و مشتریان اغلب رمز موفقیت در بازارهای بین المللی است. تحت شرایط متلاطم، احتمال بیشتری وجود دارد که محصولات شرکت متناسب با نیازهای مشتریان و محصولات رقبا نباشد و درنتیجه اثربخشی اقدامات شرکت کاهش می­یابد (دعایی و حسینی رباط، 1389، ص 62). تحقیقات نشان می­دهند که امروزه  دغدغه اصلی شرکت­های بین المللی بهبود عملکرد صادراتی می­باشد (قاسمی و همکاران، 1388، ص 76).

 

1-2) بیان مساله

در طول دو دهه گذشته، صادرات به عنوان یکی از فعالیت­هایی که رشد اقتصادی را تسریع می­بخشند، شناخته شده است. صادرات نقش یک عامل کلیدی را در دست­یابی به مزیت رقابتی در بازار پرتلاطم امروزی، برای شرکت­ها ایفا می­کند و این برتری­ها در نتیجه­ی بهبود موقعیت مالی، افزایش بهره گیری از ظرفیت­های تولیدی، استفاده از تکنولوژی­های برتر و دستیابی به عملکرد مطلوب و مورد انتظار، ایجاد می- گردد (اورال[4]، 2009، ص 140).

انگیزه­ها یا منافع صادرات همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. نظریه­ی استوارت میل درخصوص منافع صادرات، با وجودی ­که در قرن 19 میلادی عنوان شد، هنوز هم تازگی خود را حفظ نموده است. استوارت میل با نقل قول از ریکاردو عنوان می­کند که یک کشور از طریق صادرات می­تواند کالاهایی را وارد نماید که خود قادر به تولید آن­ها نیست. منابع و امکانات در مکان­ها و بخش­هایی به­کار گرفته می­شوند که از کارآیی و بهره وری بیشتری برخوردار باشند، روش­های تولیدی مناسب­تری به­کار گرفته شوند و بهره وری افزایش یابد و درنتیجه تولید جهانی به میزان حداکثر خود توسعه می­یابد. بنابراین، صادرات موجب افزایش درآمد و اشتغال شده و با فراهم سازی امکان بهره گیری از صرفه جویی­های مقیاس، بهره­گیری از تکنولوژی­های پیشرفته، امکان تخصیص بهینه منابع و افزایش رقابت در تولید محصولات، می­تواند موجبات افزایش بهره­وری را فراهم سازد. در حقیقت صادرات امکان استفاده از امکانات جهانی برای رشد تولیدات داخلی را مهیا کرده و از این طریق، از محدودیت­های بازار داخلی رهایی یافته و با توسعه­ی مقیاس تولید به منظور صادرات بیشتر به بازارهای خارجی، زمینه­ی دست­یابی به رشد و توسعه­ی اقتصادی را فراهم می­آورد. (طیبی و همکاران، 1387، ص 87)

با توجه به اهمیت فزاینده صادرات در دنیای متلاطم امروزی، اکثر شرکت­ها به فکر صادر نمودن کالاهای خویش به خارج از بازارهای داخلی افتاده­اند و هم­چنین ارتباط بین فعالیت­های صادراتی و عملکرد به موضوع بسیار پراهمیتی در تدوین و اجرای استراتژی­ها و نیز عرصه­ی تجارت بین المللی برای شرکت­ها مبدل شده است. (اورال، 2009، ص 146) در واقع درجه یا مقیاسی که شرکت به اهداف صادراتی خود نایل آمده است را عملکرد صادراتی آن می­نامند که این مقیاس شامل: میزان و حجم فروش، سود حاصل از صادرات، رشد فروش و ورود به بازارهای جدید می­باشد (وظیفه دوست و زرین نگار، 1387، ص 8).

از طرف دیگر ازجمله عواملی که عملکرد صادرات شرکت­ها را تحت تاثیر قرار می­دهد، ارتباط میان شرکت­ها با مشتریان خارجی خویش می­باشد. ادغام فلسفه­ی ارتباطات و بازاریابی در نگرش بازاریابی مدرن، اهمیت فزاینده­ی ارتباطات را در فرآیند بازاریابی به روشنی مشخص می­نماید. به منظور دستیابی به تجارت و بازاریابی موفق، مدیریت، توسعه و ارزیابی ارتباطات امری بسیار ضروری می­نماید. در ادبیات مربوط به ارتباطات، تقابل و دوطرفه بودن انگیزش برای ارتباط، یکی از پراهمیت­ترین عوامل موثر بر چگونگی ارتباط می­باشد (کراسبی[5] و همکاران، 1990، ص 68) و کیفیت این ارتباطات نشان دهنده­ی نوعی ارزیابی از شدت و نوع رابطه، نیازها و انتظارات طرفین درگیر در ارتباط از یکدیگر می­باشد که ارزیابی مذکور براساس برخوردها و وقایع موفق و ناموفق پیشین انجام خواهد گرفت (لارسون و لاجرز[6]، 1998، ص 2). مبحث کیفیت ارتباطات جایگاهی بسیار پراهمیت را دارای می باشد، به دلیل اینکه تعیین کننده­ی شدت و استحکام یک رابطه است. برخلاف ارتباطات در یک بازار داخلی، توسعه­ی روابط در بازارهای خارجی تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله: فرهنگ ناهمگون، عوامل اقتصادی متفاوت و دیگر عوامل عمده­ی محیطی قرار می­گیرد. تعیین رابطه میان صادرکنندگان و خریداران خارجی ایشان، بسیار ضروری می باشد زیرا فعالیت­های تجاری با برقراری ارتباط بین دو طرف معامله ایجاد می شود (اورال، 2009، ص 146).

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه رابطه ابعاد ماهیت شغل بر میزان خلاقیت کارکنان شرکتهای بیمه

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

پایان نامه برای دریافت درجه کار شناسی ارشد

رشته  : مدیریت بازرگانی  گرایش: بیمه

 

عنوان:

رابطه ابعاد ماهیت شغل بر میزان خلاقیت کارکنان شرکتهای بیمه استان گیلان

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر حسین گنجی نیا

اساتید داور:

سرکارخانم دکتر نرگس دل افروز

جناب آقای دکتر محمدرضا آزاده دل

 

نیمسال دوم تحصیلی 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

هدف اصلی این پژوهش سنجش رابطه بین ماهیت شغل (متغیر مستقل اصلی) و میزان خلاقیت (متغیر وابسته) کارکنان بیمه استان گیلان بود. سؤالات پژوهش با درنظر گرفتن خلاقیت و ابعاد ماهیت شغل (چالش های شغلی، ارزش کار، فرصت های شغلی، ابزار شغلی، خوداستقلالی، بازخورد) مطرح و مورد بررسی قرار گفت. روش پژوهش کاربردی و از نوع همبستگی بوده و به منظور تعیین روابط بین متغیرها از پرسشنامه استاندارد بیکر و رندسیپ استفاده گردید. جامعه آماری مشتمل بر 150 نفر از کارکنان بیمه استان گیلان (بطور خاص مدیریت و کارکنان ادارات مرکزی شرکت بیمه ایران) است که در سال 1393، تعداد 108 نفر از آن ها بعنوان نمونه انتخاب شدند.

نتایج حاصل از پژوهش فرضیه اصلی را مورد تأیید قرار داد؛ یعنی بین ماهیت شغل و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

نتایج حاصل از پژوهش درباره فرضیه های فرعی به این قرار است :

که بین چالش های شغلی و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ، بین ارزش کار و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ، بین فرصت های شغلی و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ، بین ابزار شغلی و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ،  بین خود استقلالی و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد  و  بین بازخورد و میزان خلاقیت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

 

کلید واژه ها: ماهیت شغل، خلاقیت، کارکنان بیمه استان گیلان

 

فصل اول

کلیات / طرح تحقیق

 

 

1- 1 – مقدمه

همه سازمان ها برای رشد و بقای خود نیازمند اندیشه های نو و بدیع می باشند. افکار و نظریات جدید خون تازه ای به کالبد سازمان تزریق کرده و آن را از فنا و نابودی می رهاند. حیات جهان بسیار متغیر و پرتلاطم امروز ما نیازمند نوآوری و خلاقیت می باشد. دراین عرصه، اهمیت نیروی انسانی به وضوح قابل مشاهده است. زیرا اگر این نیرو که در واقع منبع اصلی مولد انرژی در سازمان است با بی توجهی روبرو شده و یا سرکوب شود، سازمان هر روز ضعیف تر شده و چرخ های آن یکی پس از دیگری از حرکت بازخواهد ایستاد. بنابراین عامل کلیدی و آن چه که هم اکنون درجهان در کانون توجه سازمان و جوامع بشری قرار دارد، این منبع عظیم نیروی انسانی است و مهارت مدیران در شناسایی رفتار و شخصیت افراد و برخورد مناسب با آن، که همان مهارت انسانی و ارتباطی محسوب می شود، در ایجاد فضای مناسب ظهور خلاقیت و پرورش نیروی انسانی خلاق،  دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. ( شریعت، جلالی جواران، 1388، 42 )

با توجه به اهمیت روز افزون نیروی انسانی به عنوان یک سرمایه با ارزش سازمانی و لزوم کسب توانمندی های لازم برای بهتر انجام دادن شیوه های عملکرد در سازمان، لازم است که در جهت بروز استعداد های بالقوه  خود در سازمان شرایطی را فراهم کرد تا شیوه های تازه و بدیع بیافرینند و روش های کاراتر با بهره وری بیشتر ایجاد کنند. پایداری و تداوم فعالیت سازمان ها درگرو ایجاد مزیت رقابتی قرار گرفته است. برای دستیابی به این مزیت نسبی باید در مقایسه با رقبا بتوان محصولات وخدمات با کیفیت را با قیمت های قابل رقابت تولید و ارائه نمود و با خلاقیت و نوآوری به دامنه محصولات و خدمات افزود تا رضایتمندی مشتریان حاصل شود. بر پایه این فرض اساسی اعتقاد بر این است که خلاقیت زمانی تحقق خواهد یافت که سازمان ها از نیروی انسانی با دانش و با انگیزه و در یک کلام توانمند برخوردار باشند. ( ابطحی،1377)

دراین فصل پس از بیان مسئله تحقیق، اهمیت موضوع را مورد بررسی قرار داده و فرضیه های تحقیق را مطرح می نماییم. در چهارچوب نظری با معرفی متغیر های تحقیق و روابط بین آنها و با نگاهی گذرا بر پیشینه تحقیق سعی می کنیم مبنای منطقی لازم برای تدوین فرضیه های آزمون پذیر را فراهم و درنهایت متغیرهای مورد نظر را تعریف و قلمرو تحقیق را مشخص می نماییم.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه بررسی تاثیر مدیریت سرمایه فکری بر عملکرد مالی سرپرستی بانک ها و بیمه

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مدیریت سرمایه فکری بر عملکرد مالی سرپرستی بانک ها وبیمه های استان گیلان است. طرح تحقیق توصیفی – همبستگی و جامعه آماری تحقیق ، بانک ها و بیمه های استان گیلان است که بر اساس آمار جمع آوری شده تعداد 29 بانک و 18 بیمه ( 47 سازمان) در سطح استان فعالیت دارند و نمونه گیری در بین تمام سرپرستی های  بانک ها و بیمه های استان گیلان انجام شد.  جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه  استاندارد (1998)  bontis و به صورت میدانی مورد استفاده واقع گردید. برای تحلیل داده ها از تکنیک های آماری رگرسیون با نرم افزارSPSS.19 برای آزمون فرضیه های تحقیق  استفاده شد.

بررسی فرضیه های تحقیق نشان می دهد که  متغیر سرمایه انسانی بیشترین تاثیر را بر مدیریت سرمایه های فکری دارد .همچنین تاثیر مدیریت سرمایه فکری  و ابعاد آن بر عملکرد مالی سرپرستی بانک ها وبیمه های استان گیلان مثبت و معنادار می باشد ، نتایج آزمون فرضیه ها با توجه به متغیرهای تعدیلگر اندازه و سابقه فعالیت نشان می دهند که متغیر تعدیلگر سابقه فعالیت های مختلف رابطه بین مدیریت سرمایه فکری بر عملکرد مالی سرپرستی بانک ها و بیمه ها را در استان گیلان تعدیل می نماید ولی این فرضیه ها در مورد متغیر تعدیلگر اندازه های مختلف مورد تایید نمی باشند .

 

 واژگان کلیدی : سرمایه فکری،  سرمایه انسانی،  سرمایه ساختاری،  سرمایه ارتباطی،  عملکرد مالی.

 فصل اول : کلیات تحقیق

 

1-1-مقدمه

جهان امروز جهانی متکی بر سازمان ها، به عنوان نهادهایی برای رفع نیاز انسان مدرن، در عرصه های گوناگون است. بنابراین امروزه زندگی انسان به نحوی جدا نشدنی با شیوه فعالیت سازمان ها گره خورده است، به نحوی که هر جامعه ای که در آن سازمان ها به شکلی شایسته تر وظابف خود را به انجام می رسانند سطح رفاه بهتری را برای مردم خود تامین می کنند .

از عرصه های مهم در ادامه حیات جوامع امروزی، عرصه اقتصادی است. اقتصاد نیز مانند بقیه حیطه های زندگی مدرن برای اجرای کارکردهای خود وابسته به سازمان هاست، بازارهای مالی از بخش های مهم در عرصه اقتصاد دنیای نوین بوده (مظلومی و همکاران، 1392،ص2) و دو صنعت بانکداری و بیمه از صنایع پیشرو و پر اهمیت در بازارهای­مالی هستند که بررسی عملکرد­مالی آن­ها مهم­ترین هدف­تحقیق حاضر است .

عملکرد یک سازمان میزان موفقیت یک سازمان در خلق ارزش برای قسمت های مختلف بازار است . زیرا تمام تلاش های یک سازمان درتمامی حوزه ها بایستی در عملکرد آن مشخص باشد و اغلب سازمان ها با استفاده از ابزارها و مکانیزم های گوناگون سعی در بهبود عملکرد خود دارند، به این منظور سنجش وضعیت عملکرد از مقوله های مهم و مورد توجه سازمان ها است(,2007,P.1066  Lin & Kuo ). به طور کلی عملکرد سازمانی به عنوان شاخصی است که میزان دستیابی یک شرکت به اهداف خود را مورد سنجش قرار می دهند(Wagner.et al.,2012,P.3) ، بنابراین سازمان ها برای بررسی وضعیت خود نیاز به سنجش عملکرد مالی و غیر مالی خود دارند ( آذر و دانشور،1386،ص124)

جوشی،کاهیل وسیدو[1] در سال 2013 در تحقیقی مطرح نمودند که یکی از شیوه های ارتقای عملکرد مالی سازمان ها توجه به سرمایه فکری است .et al.,2013.P.269) Joshi) ، سرمایه فکری نوعی سرمایه است که به عنوان دارایی نامشهود یک سازمان شناخته و ادعا می شود که یک دارایی ارزشمند در سازمان می باشد  (Srivihok,2008).

سرمایه فکری متشکل از مواردی چون دانش،اطلاعات ،مالکیت معنوی وتجربه است که می توان از آنها برای ثروت آفرینی بهره گرفت. سرمایه فکری در نمایی وسیع تر ومقبول متشکل از سه محور انسانی ،ساختاری وارتباطی است. سرمایه انسانی را می توان مشتمل بر مواردی چون دانش،تحصیلات،مهارت ونوآوری وتوان حل مساله دانست. سرمایه ساختاری شامل تمامی ذخائر غیر انسانی دانش در شرکت ها است. ونهایتا سرمایه ارتباطی در دانش نهفته در کانال های بازاریابی و ارتباط با مشتریان واقع است (قربانی و همکاران، 1389). در این فصل، بیان مسئله، اهمیت تحقیق و فرضیه ها، چارچوب نظری، تعاریف مفهومی و عملیاتی؛ و نیز قلمرو تحقیق مورد بررسی قرار می گیرند.

1–2 بیان مسأله

امروزه سازمان ها و مدیران برای سازگاری با تغییرات و تحوّلات جهانی مجبورند راه های نوینی برای اقدامات خود بیابند تا بتوانند در صحنه رقابت داخلی و جهانی باقی بمانند(فیضی،1386) و نسبت به رقبا از عملکرد بهتری برخوردار باشند برای عملکرد مقیاسهای متعدّدی وجود داشته ولی در گذشته بیشتر از مقیاس های مالی استفاده می شد، از دهه ی 1980 بسیاری از پژوهشگران مقیاس های مالی و مبتنی بر عملکرد را مورد تأکید قرار داده اند(رهنورد ، 1387). عملکرد سازمانی نتایج قابل اندازه گیری ، تصمیمات و اقدامات سازمانی است که نشان دهنده میزان موفّقیّت در دستاوردهای کسب شده  است(Tangen,2004). . با بررسی عملکرد شرکت های ایرانی می توان شاهد روند پرنوسان و بحث انگیز رشد و نرخ بازده سرمایه گذاری طی 10 سال گذشته بود و این در حالی است که کارشناسان ، پتانسیل شرکت های حاضر در بازار سرمایه ای ایران را از لحاظ عملکرد بهتر، بیش از این می دانند (یوسفی،1389).

سنجش عملکرد شرکت ها درواقع قوی ترین و ضروری ترین سیستم های مدیریتی در مدیریت سازمان های مدرن هستند و آگاهی از اینکه عملکرد سازمان تا چه حد در جهت رسیدن به اهداف بوده و موقعیت سازمان در محیط­پیچیده و پویای امروز کجاست،­برای سازمان­ها اهمیت فراوانی دارد(حسن­زاده و زارع،1387،ص­9)­.

با توجه به این که سازمان ها با محیطی روبه رو هستند که مشخصه آن افزایش پیچیدگی و جهانی شدن و پویایی است لذا سازمان ها برای استمرار و استقرار خود با چالش های نوینی مواجه هستند که برون رفت از این چالش ها مستلزم توجه بیشتر به توسعه و تقویت مهارت ها و توانایی های درونی است که این کار از طریق مبانی دانش سازمانی و سرمایه فکری صورت می گیرد که سازمان ها از آنها برای رسیدن به عملکرد بهتر در دنیای کسب وکار استفاده می کنند. دانش و سرمایه های فکری به عنوان استراتژی های پایدار برای حصول و نگهداری مزیت رقابتی سازمان ها تشخیص داده شده است (پهلوانیان، 1391 ) .

امروزه سرمایه فکری اعم از دانش، تجربه، مهارت شخصی، روابط خوب و توانایی فناوری، منبع مهم مزیت رقابتی و عامل کلیدی سود آوری شرکت محسوب می شود. دو عامل مهم که موجب افزایش کیفیت عملکرد شرکت ها طی دو دهه گذشته شده است، جهانی شدن و فزونی تغییرات فناوری است. در این محیط ، سرمایه فکری و دارایی های نامشهود عوامل مهم موفقیت هستند. در رقابت اقتصادی جدید، دارایی های مبتنی بر دانش فراهم کننده یک مزیت رقابتی ذاتی هستند ( مجتهدزاده و همکاران ، 1389 ، ص 110 ) . امروزه جنبه نامشهود اقتصاد بر پایه سرمایه های فکری بنیان نهاده شده و ماده نخستین و اصلی آن، دانش و اطلاعات است. سازمان ها برای مشارکت در بازارهای امروزین، در هر شکل و نوع به اطلاعات و دانش برای بهبود عملکرد خود نیازمندند (خاوند کار و همکاران، 1387 ).

با توجه به این که دارایی های دانشی در سازمان های دانش محور زیادی، به عنوان منابع اولیه مزیت رقابتی به حساب می آیند(Lev,2001).محیط کسب وکار مبتنی بر دانش، نیازمند رویکردی است که دارائی ها ناملموس جدید سازمانی مثل دانش و شایستگی های منابع انسانی، نوآوری، روابط با مشتری، فرهنگ سازمانی، نظام ها، ساختار سازمانی وغیره را در برگیرد. دراین میان، نظریه سرمایه فکری توجه روزافزون محققان دانشگاهی و دست اندرکاران سازمانی را به خود جلب کرده است. از طرف دیگر در اقتصاد دانش محور حال حاضر، سرمایه فکری بخش مهمی از ارزش شرکت ها محسوب می شود. توانایی برای مدیریت و کنترل سرمایه فکری مستلزم این است که شرکت ها بتوانند سرمایه فکری را شناسایی، اندازه گیری و گزارش کنند. ( Meer-Kooistra et al.,2001,P.459)

سرمایه انسانی را می توان مهمترین دارایی های سازمان تلقی کرد. بنابراین انتظار می رود سازمان هایی که

از سرمایه فکری و انسانی بالاتری برخوردارند عملکرد مالی آن ها نیز بالاترباشد. سرمایه فکری سرمایه ای فراتر از دارایی های فیزیکی و دارایی های مشهود است. امروزه سهم سرمایه فکری به دلیل تولید دانش و اطلاعات و در نتیجه تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می تواند نقش مهمی در خلق ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی داشته باشد. به همین دلیل در سطح بنگاه های اقتصادی نیز عملکرد مالی سازمان ها می تواند تحت تأثیر دارایی های فکری و سرمایه انسانی قرار گیرد(روشنی اصل و همکاران، 1392،ص2).

تحقیق حاضردر دو حوزه بیمه و بانک جهت بررسی تاثیر سرمایه های فکری بر عملکرد مالی صورت گرفته است . صنعت بیمه به عنوان یک بخش خدماتی، نقشی جبران کننده و محافظتی در اقتصاد هر کشوری دارد؛ به طوری که عملیات موفقیت آمیز این صنعت، انگیزه و محرکی برای دیگر صنایع و توسعه آن اقتصاد ایجاد می کند؛ بنابراین برای نایل شدن به این امر در هر اقتصادی، شرکت های بیمه نیز مانند هر شرکت دیگری باید عملکردی قوی و موفقیت آمیز در انجام رسالت، اهداف و استراتژی های خود داشته باشند. سازمان های بیمه ای برای بقاء و نیل به اهداف خود باید از تغییرات محیطی آگاه شوند و هماهنگی های لازم را به عمل آورند که کنترل، وسیله این آگاهی است؛ به عبارت دیگربه کمک مدیریت و ارزیابی عملکرد، مدیریت می تواند نسبت به نحوه تحقق اهداف و انجام عملیات آگاهی یافته و قدرت پیگیری و در صورت لزوم سنجش و اصلاح آن ها را پیدا کند، صنعت بیمه، بیش از هر صنعت دیگری ممکن است ازطریق ارتباط دادن ارزیابی عملکرد با نتایج و بروندادها، سود و منفعت کسب کند؛ زیرا بنیاد صنعت بیمه براین اساس است که فاصله زمانی میان اخذ تصمیمات عادی و نتایج مورد نظر، طولانی و دارای تأخیرزیاد است (حسن زاده و زارع،1387،ص 9).

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت

چکیده :

این مطالعه رابطه بین نوآوری سازمانی و قابلیت های نوآوری تکنولوژیکی را ارزیابی می­کند، و اثر آنها را بر عملکرد شرکت با استفاده از یک چارچوب نظری با دیدگاه منبع محور تحلیل می کند. این تحقیق یک گواه تجربی از یک تحقیق بر روی 87 شرکت صنعتی مواد غذایی استان گیلان و مدل سازی یک سیستم از توابع ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی می­باشد که میزان آلفا کرونباخ حدود 91/0 بوده و نتایج بدست آمده تایید کردند که نوآوری سازمانی از توسعه قابلیت های نوآوری تکنولوژیکی حمایت می­کند و نیز اینکه هم نوآوری سازمانی و هم قابلیت­های تکنولوژیکی برای محصولات و فرایندها می­توانند منجر به عملکرد عالی شرکت بشوند.

 

فصل اول

(کلیات تحقیق)

1-1 مقدمه

نوآوری سازمانی (OI[1]) مقدمه روش­های سازمانی برای مدیریت کسب و کار در محل کار و یا در رابطه بین یک شرکت و عوامل خارجی است (اوسی دی، 2005). نوآوری سازمانی در حال حاضر یکی از مهمترین منابع مزیت رقابتی برای سازمانهاست و این بخاطر ماهیت وابسته به زمینه[2] آن است (هامل، 2006، 2007، 2009). با وجود این، نوآوری سازمانی زیاد درک نشده است (هامل، 2006: 82).

موارد مفهومی و روش شناختی کمی هستند که در مورد کنترل نوآوری سازمانی صحبت می­کنند (آرمبراستر، بیکفالوی، کینکل، ولی، 2008: 645). تعداد مطالعات بر روی توسعه نوآوری سازمانی (آرمبراستر و همکاران، 2008؛ بیرکینشاو، هامل، و مول، 2008؛ هامل، 2006، 2007، 2009) و عواملی که این توسعه را تقویت می­کنند (باتیستی و استونمن، 2010؛ بیرکینشاو و مول، 2006؛ مول و بیرکینشاو، 2009) در سالهای اخیر افزایش یافته است. با وجود این، مطالعات کمی روی نتایج نوآوری سازمانی انجام شده است (دامن پور و آراویند، 2011)، و همانها هم دیدگاه محدودی دارند (مول و بیرکینشاو، 2009: 1270). مطالعه حاضر در مورد این فرضیه از طریق آنالیز موارد زیر صحبت می­کند: (1) اثر نوآوری سازمانی بر روی ایجاد محصول تکنولوژیکی وقابلیت­نوآوری در فرایند (IC)؛ (2) اثر نوآوری سازمانی وقابلیت­نوآوری تکنولوژیکی روی عملکرد شرکت (FP[3]).

1-2 بیان مساله

در بازار رقابتی کنونی شرکت های تولیدی به دنبال حد اکثر کردن سودآوری خود هستند . برای شرکت ها این سود آوری از طریق افزایش عملکرد بوجود می­آید. اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم­گیری در سازمان هاست  همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به انداره­گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می­شده لذا آنها سعی داشتند تا عملکرد سازمان­های خود را به واسطه اندازه ها و سنجه های مختلف ارزیابی نمایند . ابعاد سنتی اندازه­ها که در تصمیم گیری مدیریتی برای اندازه گیری عملکرد سازمان به کار می روند ، ابعاد مالی این اندازه ها هستند که در واقع به گفته کاپلان در سال 1984 اندازه­های مالی که به واسطه سیستم­های حسابداری سنتی به وجود آمدند یک تصویر ناقص از عملیات و عملکرد سازمان را ارائه می­کنند. با توجه به اینکه شاخص­های مالی عمدتا جوابگوی ارزیابی عملکرد سازمان نبودند و همچنین قابلیت ارزیابی کل سازمان را نداشتندتعیین مدل مناسب برای سنجش میزان عملکرد سازمان به عنوان یکی از اصول اساسی در سازمان­ها جهت رشد و پیش رفت قلمداد می گردد.(ایران زاده ، برقی،1388)

همچنین گراهام و اندرسن در سال (1989) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه­سازی موسساتی استفاده می­کنند تا یک هدف خودمحور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می­کند، کاهش سود است وندراجون و همکارانش در یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می­دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می­باشد(varndarojon et al ,1993) در حالی که سایرین (مثل آکر وجاکوبسون  در سال  1985، ون کاترمن و همکارانش با این مخالف هستند . برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.(venkatraman et al , 1986)) .

همچنین اهمیت موضوع درباره مطالعاتی است که اهداف مدیران را تعیین و مورد آزمایش قرار می­دهد . مطالعاتی که برای مدت طولانی انجام می­گیرند، دارای رویکردی هستند که یک رابطه منفی را بین سهام بازار و سود پیدا می­کنند. گراهام و اندرسن در سال (1989)، داده ها و اطلاعات را در باره 24 موسسه و شرکت در صنعت در حال چرخش بودند را مورد مطالعه قرار داد، شرکت هایی که در طی  رشد دوره های مربوط به دوره سهام است ، رشد خود را از دست داده اند . یو و تشوگل در یافتند که یک سهام بازار در بدست آوردن سهام کمک نکرده­اند و ایجاد  ثبات در فروش موسسه نمی­کنند. Tschoegel, 1990), (Yu

شاخص مورد بحث عملکرد میزان سود آوری شرکت می باشد ، بنابر این در تحقیق پیش رو سعی داریم با استفاده از نوآوری که به طرق مختلف روی سازمان و شرکت ها اثر می­گذارد،عملکرد آن شرکت ها را افزایش دهیم.

سزار کامیسون و آنا ویلار لوپز[4] در سال 2014 در تحقیقی که در کشور اسپانیا بر روی 144 شرکت صنعتی مطرح کردند برای افزایش عملکرد می توان از نوآوری سازمانی استفاده کرد. از این رو بر اساس این مقاله سعی در یافتن میزان تاثر نوآوری سازمانی بر روی عملکرد شرکت های تولیدی استان داریم .

در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده­ترین­های آنها بوسیله       او ای سی دی[5](2005) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین 4 نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است:

نوآوری محصول – نوآوری فرآیند – نوآوری بازاریابی – نوآوری سازمانی

نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است. این مقاله روی همه انواع شناخته شده آنها بوسیله او ای سی دی (2005) به جز نوآوری سازمانی تمرکز می کند .

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه نقش و تاثیر تامین مالی پروژه محور در مشارکت عمومی خصوصی و توسعه اقتصاد کشور و بررسی عوامل موثر در مشارکت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تهران مرکزی

دانشکده مدیریت – گروه بازرگانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد ( M.A)

گرایش ” :   مالی 

عنوان :

نقش و تاثیر تامین مالی پروژه محور در مشارکت عمومی خصوصی و توسعه اقتصاد کشور و بررسی عوامل موثر در مشارکت عمومی خصوصی

استاد راهنما :

دکترفریدون رهنمای رودپشتی

استاد مشاور :

دکترموسی احمدی

تابستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

فصل اول

 

 

فصل اول- کلیات تحقیق(پروپازال)

1-1-  مقدمه

اجرای پروژه های مختلف زیرساختی از جمله عوامل مهم و حیاتی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها به شمار می رود. از آنجایی که دولت ها به دنبال ارائه خدمات کاراتر و با کیفیت بالاترمی باشند، لذا همواره تدابیر ویژه ای را در جهت تسهیل و تسریع در اجرای پروژه های مذکور بکار می بندند. با توجه به ساختار بخش های عمومی کشورها و مشکلات و آسیب های موجود، شاهد طولانی شدن و اجرای ناکارآمد پروژه های زیرساختی در بخشهای مختلف به دلایلی همچون رویکردهای بروکراتیک و دولتی هستیم که به نوبه خود موجب کاهش کیفیت ارائه خدمات نیز می شود.  از سوی دیگر بودجه و منابع مالی دولت ها نیز کفاف سرمایه گذاری دراین بخش ها را بطور کامل نمی دهد. این درحالیست که پتانسیل و ظرفیت های موجود کشورها نیاز به بهره گیری از تخصص و نوآوری بخش خصوصی در خصوص اجرای پروژ ه های زیرساختی را بیش از پیش نمایان می سازد.

تجارب کشورهای مختلف جهان حاکی ازاین است که عواملی همچون محدودیت منابع مالی و بودجه ای دولت ها برای تامین مالی پروژه های بزرگ و همچنین تقاضای زیاد موجود در زمینه سرمایه گذاری در این پروژه ها، کشورها را بر آن داشته تا تمامی تلاش خود را در بهره گیری از مشارکت فعال بخش خصوصی و ایجاد فضای رقابتی مناسب برای فعالیت آن ها بکارببندند که این تلاش ها در قالب مشارکت های عمومی-خصوصی متبلور شده و موجب تسریع در روند توسعه اقتصادی کشورها شده است.

از همین رو اقتصاددانان نهادهای اقتصادی بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و بسیاری از اقتصاددانان دانشگاهی نظریه مدیریت عمومی سنتی[1] را کنار گذارده و برای رفع مشکلات و افزایش ارائه خدمات کشورها از طریق توسعه پروژه های زیرساختی، راه حلهایی را پیشنهاد نمودند. مشارکت های عمومی خصوصی[2] از جمله این راه حل ها بودند. بسیاری از اقتصاددانان با تأکید بر اهمیت رابطه بین بخش عمومی و بخش خصوصی در اقتصادها، تاخیر در تکمیل پروژه های زیر ساختی، کمبود سرمایه گذاری و کیفیت پایین خدمات عمومی درکشورهای خصوصا در حال توسعه را ناشی از سیاست های نامناسب یا مداخله مستقیم دولت در طراحی، ساخت، تامین مالی و پشتیبانی فرض کردند. حاصل این فرض ارائه راهکارهای مشارکت بخش عمومی و بخش خصوصی دراجرای پروژه های زیرساختی بود. مطالعات انجام شده نشان داده که نتیجه مشارکت های عمومی خصوصی عمدتا نتیجه بخش بوده و افزایش مشارکت بخش خصوصی همراه با نظارت بخش خصوصی باعث رشد ارائه خدمات بخش عمومی شده است.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

ژوئن 25

پایان نامه بررسی تاثیر هوش اخلاقی مدیران بر وفاداری مشتریان با تبیین نقش هوشمندی رقابتی

چکیده

هدف این تحقیق « بررسی تاثیر هوش اخلاقی مدیران بر وفاداری مشتریان با تبیین نقش هوشمندی رقابتی ( مطالعه موردی: کارکنان بانکهای دولتی خصوصی شهرستان ایلام)» می­باشد. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی- مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان بانکهای دولتی خصوصیمی‌باشد که تعداد آنها 320 نفر هستند و با توجه به فرمول کوکران 213 نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه توزیع گردید و در نهایت جمع آوری شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده که روایی آن را اساتید متخصص تأیید کرده و  پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 0.811 بدست آمده است که نشانگر تائید پایایی پرسشنامه مورد نظر می­باشد. نهایتاً مجموعه داده­ها به کمک نرم­افزار LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج پژوهش نشان دادند که ابعاد هوش اخلاقی بر وفاداری مشتریان و هوشمندی رقابتی تاثیر مثبت و معناداری دارد .ابعاد هوش اخلاقی عبارتند از درستکاری، مسئولیت پذیری، دلسوزی و بخشش. ابعاد وفاداری نیز شامل رفتاری و نگرشی تعریف شده اند.

 

واژگان کلیدی: هوش اخلاقی، ابعاد هوش اخلاقی، هوشمندی رقابتی، وفاداری مشتریان

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1 مقدمه

امروزه اخلاقیات و مدیریت تنوع از عوامل اصلی عملکرد موفقیت‌آمیز در یک محیط رقابتی است. عدم توجه به اخلاق در مدیریت سازمان می‌تواند معضلات بزرگی برای سازمان‌ها به وجود آورد (اسماعیلی طرزی و همکاران 1391). در این میان قضاوت افراد در مورد اخلاقی بودن و یا غیراخلاقی بودن کارها بر کمیت و کیفیت کار آنان و در نتیجه موفقیت سازمانی تاثیر قابل توجهی دارد. بانکها از جمله سازمان‌هایی است که در هر جامعه از حساسیتی خاص برخوردار است. این حساسیت بیشتر به آن دلیل است که عملیات داخلی آن در معرض دید همگان قرار دارد و مورد قضاوت عامه‌ی مردم است. هم‌چنین بانکهای خصوصیبیش از سایر سازمان‌های با نیروی انسانی در ارتباطند و عهده‌دار تامین و تربیت نیروی انسانی متخصص می‌باشند. بنابران سازمان نیازمند فضایی است که در آن کارکنان ، مدیران و افراد دیگر باید افرادی مسئولیت‌پذیر، دلسوز، درستکار، وفادار، با تعهد و به طور کلی اخلاقی بار آیند و با تکیه بر انرژی درونی خود و با تلاش، از شکست نهراسند و آنرا برای رسیدن به پیروزی بدانند (لینیک و کیل[1] 2005).

این فصل پایه و اساس فصول دیگر می‌باشد لذا ما در این فصل به بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف، فرضیات و سوالات، و در نهایت به ارائه تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها می‌پردازیم.

1-2  بیان مساله

فناوری‌های نوین با سرعتی شتابان در حال پیشرفت هستند. جوامع به صورت عام و بازار عرضه‌ی کالاها و خدمات به صورت خاص با شتابی وصف‌تاپذیر به دنبال فناوری‌هایی هستند که بقای آنها را در دنیای در حال تحول تضمین کند. پیش‌بینی آینده‌ی این رقابت‌ها برای کسی معلوم نیست. سازمان‌ها ظاهرا فقط برای رقابت ایجاد می‌شوند و دیگر زنده بودن به معنای دست‌یابی به وضعیت سودآور مداوم نمی‌باشد(لوبیکا و گبریلا[2] 2014). یکی از عواملی که می‌تواند به این امر کمک کند، یعنی قدرت رقابت‌پذیری یک سازمان را افزایش دهد و آن را از دیگر سازمان‌ها متمایز نماید هوش سازمانی است. هوش سازمانی فرایند افزایش سوددهی سازمان در بازار رقابتی با استفاده‌ی هوشمندانه از داده‌های موجود در فرایند تصمیم‌گیری در سازمان و ابزار قدرتمندی است که در اختیار سازمان‌ها قرار دارد و به آنها در شناخت بهتر مشتریان و تولیدکنندگان کمک شایانی می‌کند(مولنر و استرلکا[3] 2012). هم‌چنین با کمک آن، می‌توان کارایی عملیات داخلی یک سازمان را تعیین کرد (کورتی کا[4]،2012). در طی فرایند، مسایل اخلاقی نیز ظاهر می‌شوند. امروزه اخلاقیات و مدیریت تنوع از عوامل اصلی عملکرد موفقیت‌آمیز در یک محیط رقابتی است. عدم توجه به اخلاق در مدیریت سازمان‌ها می‌تواند معضلات بزرگی برای سازمان‌ها به وجود آورد. در این میان متفاوت افراد در مورد اخلاقی بودن و یا غیراخلاقی بودن کارها بر کمیت و کیفیت کار آنان و در نتیجه موفقیت سازمانی تاثیر قابل توجهی دارد. امروزه سازمان‌ها به صورت فزاینده‌ای خود را درگیر مسئله‌ای می‌بینند که آنرا معمای اخلاقی می‌نامند(شارپ و سینا[5] 2009)؛ یعنی اوضاع و شرایطی شده که باید کارهای خلاف و کارهای درست را تعریف کرد، در چنین شرایطی مدیر باید از نظر اخلاقی جوی سالم برای کارکنان در سازمان به وجود آورد تا آنان بتوانند با تمام توان و بهره‌وری هر چه بیشتر کار کنند. این نیازمند وجود رهبر یا مدیرانی با هوش اخلاقی بالاست. هوش اخلاقی شامل توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها می‌باشد. اخیرا پژوهشگران به هوش اخلاقی مدیران علاقمند شده‌اند؛ زیرا می‌تواند مرز بین نوع‌دوستی و خودپرستی را خوب توصیف کند. توجه به هوش اخلاقی یک ایده آسمانی است که الهام بخش رفتارهای رهبران می‌باشد. نخستین بار اصطلاح هوش اخلاقی توسط بوربا[6] (2005)در روانشناسی وارد شد. وی هوش اخلاقی را ” ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست تعریف می‌کند”. به زعم لینک و کیل[7] (2005) چهار اصل از هوش اخلاقی برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است:

  • درستکاری: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که به آن معتقدیم و آنچه که به ان عمل می‌کنیم. انجام آنچه که می‌دانیم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمان‌ها.
  • مسئولیت‌پذیری: کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آن اعمال، هم‌چنین اشتباهات و شکست‌های خود را نیز می‌پذیرد.
  • دلسوزی: توجه به دیگران که دارای تاثیر متقابل است. اگر نسبت به دیگران مهربان و دلسوز باشیم، آنان نیز موقع نیاز با ما همدردی می‌کنند.
  • بخشش: آگاهی از عیوب و اشتباهات خود و دیگران و بخشیدن خود و دیگران.