می 3

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))- قسمت 3

ی (( هویت بحران زده)) در حال تجربه کردن بحران هویت و اکتشاف هستند ولی تعهدی از آن برایشان حاصل نشده است. فرد دارای (( هویت دنباله رو)) به هویتی متعهد است که حاصل تجربه ی بحرانها و اکتشاف همراه آن نیست و همواره در پی الگویی ست و نهایتاً افراد دارای (( هویت سردرگم)) که تعهدات مستحکم هویتی ندارند و به گونه ای فعال در حال کشف و درک چنین تعهداتی نیستند. به این ترتیب از میان این چهار منزلت هویتی، منزلتهای سردرگم و دنباله رو در کمترین سطخ توسعه یافتگی قرار دارند. دنباله رو در کمترین سطح توسعه یافتگی قرار دارند و نسبتاً نابالغ اند و هویت بحران زده شرایط میانه ای دارد و نشانگر حرکت هایی به سمت منزلت های پخته تری مانند هویت یافتگی است ( هاسنبرگر و همکاران، 2001).

دیدگاه اریک فروم
فروم جامعه شناس و روان کاو آلمانی معتقد است فرق انسان و حیوان ابتدا در نیازهای اختصاصی اوست؛ از این رو شناخت او بدون آشنایی به این نیازها میسر نخواهد بود. این نیازها از نظر فروم به قرار زیر است : نیاز به تعالی، وابستگی، هویت، رجوع به اصل و وسایل راهیابی. او می گوید ( هر انسانی تمایل دارد تا هویت خاصی داشته باشد. از این رو می کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. در عین حال می خواهد فردی ممتاز باشد و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً ممتاز مرتبط م یکند و یا به اصطلاح، خویشتن را با آ نها همانند می سازد تا به واسطه ی امتیاز شخصی که آن فرد یا آن گروهها دارند تا حدی صاحب تشخیص و امتیاز گردد). در حقیقت منظور فروم این است که هر انسانی به احساس خاص و منحصربه فرد بودن نیاز دارد از اینروست که احراز هویت در دوران نوجوانی ضرورتی اساسی به حساب می آید ( شرفی، 1381).

دیدگاه ساختارگرایان
ساختارگرایان نظریه پردازان دیگری بودند که هویت را به عنوان ساختار خود عبارت از یک سازمان پویا، خودساخته و درونی از کشاننده ها، توانایی ها، باورها و تاریخچه ی فردی در نظر
گرفتند. حول این ساختار زمانی است که افراد نسبت به یگانگیشان و شباهتشان به دیگران و نقاط قوت و ضعف خود در رو شهایی که در جهان اتخاذ می کنند آگاهترباشند و رشد کمتر آن زمانی است که افراد درباره ی تمایزشان از دیگران دچار اغتشاش باشند و برای ارزشیابی خودشان بیشتر بر منابع بیرونی تکیه نمایند. ساختارگرایان ویژگی های رفتاری فردی را که هویت روشنی دارند. شامل:
1)خودپنداه ی قوی، 2)روشنی اهداف، 3) آسیب پذیری اندک، 4)پذیرش خود، 5)قدرت تصمیم گیری بدون تزلزل و 6) احساس مسئولیت در برابر زندگی، می دانند ( تبریزی و همکاران، 1385).

دیدگاه معنا درمانی فرانکل
فرانکل تحت تأثیر مبانی فلسفه وجودی، اصالت را به وجود انسان داده و معتقد است ماهیت هر انسانی به دست خودش ساخته می‌شود. انسان همانند اشیای دیگر نیست که هیچ اختیاری از خود نداشته باشد، بلکه ویژگی‌ها و توانایی‌هایی دارد که می‌تواند جوهره وجودی خویش را با وجود تمام محدودیت‌های محیطی و موهبتی شکل دهد.
تصویری که فرانکل از ماهیت انسان ارائه می‌دهد تصویری است سه بعدی. او برخلاف روان‌شناسان دیگر که وجود انسان را متشکل از دو بعد بدن و روان می‌دانند، معتقد است انسان را باید در سه بعد جسم، روان و روح مطالعه کرد. وی متأثر از فرهنگ پوزیتویستی عصر خود که «روان» را بر اساس معیارهای تجربی بررسی می‌کنند، ابتدا انسان را به دو بخش جسمانی و غیر جسمانی و سپس بخش جسمانی را به دو بعد بدنی (تنی) و روانی تقسیم می‌کند و بخش غیر جسمانی را «روح» می‌نامد. از این منظر، انسانیت انسان، حول محور هسته‌ای به نام «روح» بنا شده که روکشی روانی ـ فیزیکی (روانی ـ تنی) دارد.

فرانکل که بارها جنبه روانی را از جنبه روحانی متمایز می‌کند، به بیان تفاوت بین «روح» و «روان» به طور دقیق نپرداخته است، لکن آنچه می‌توان از بیانات او برداشت کرد این است که منظور از بعد روانی، امور و مسائل مربوط به سیستم عصبی بدن که گاه خود آگاه و گاه ناخودآگاه هستند، می‌باشد. اما منظور از بعد روحانی، هسته معنوی و کاملاً غیر مادی وجود انسان است که خاستگاه ناخودآگاه داشته، لکن پدیده‌های مربوط به آن می‌توانند خود آگاه یا ناخودآگاه باشند. در بیانی دیگر، فرانکل ساختار کلی وجود انسان را به دو بخش متمایز تقسیم می‌کند: در یک سو، هستی و در سوی دیگر، رویدادها.
بُعد هستی، اساساً همان روح و امور معنوی است و بُعد رویدادی شامل واقعیت‌های تنی و روانی (فیزیولوژیکی ـ روان‌شناختی) است. مرز میان بُعد «هستی» و بعد «رویدادی» قابل تشخیص است به این ترتیب، «روح»، هسته و مرکز فعالیت‌های معنوی است. این هسته معنوی کاملاً شخصی و تضمین کننده یگانگی و تمامیّت انسان است. سخن گفتن از ماهیت انسان، آنگاه صحیح است که او را به طور یک‌پارچه و کامل در نظر بگیریم و یک‌پارچگی او شامل ابعاد تنی، روانی و معنوی اوست. تن و روان فقط لایه‌ای هستند که محور شخصیت «روح» را احاطه کرده‌اند، و تمامیت شخصیت انسان بدون محور «روح» امکان ندارد.
آنچه نظریه شخصیت فرانکل را از دیگر نظریه‌های شخصیت، متمایز می‌سازد، طرح ساختار سه بعدی انسان و تبیین دقیق ویژگی‌های بعد روحانی اوست. به اعتقاد وی سه عنصر یا عامل اصلی در شکل‌دهی ماهیت انسان عبارت‌اند از: معنویت، آزادی، مسئولیت. از نظر فرانکل معنویت، متضمن ویژگی‌های غیر مادی زندگی است که از جسم یا سایر امور مادی و محسوس کاملاً متمایز است. معنویت به معنای احساس مرتبط بودن با موجودی متعالی و خارج از وجود شخصی است. موجودی که می‌تواند برای زندگی فرد معنا و هدفی فراهم سازد و در سایه آن معنا، به آرامش و آسایش درونی برسد. این موجود متعالی، الزاماً «خدا» نیست. بر این اساس، معنویت مفهومی است فراگیر که دین (ارتباط با خدا) نیز می‌تواند بخشی از آن باشد ( حسنی بافرانی،1389).
براساس نظریه فرانکل درمانجویان در اثر مواجه شدن با هریک از شکل های نیستی، می توانند از معنی برای زیستن آگاه شوند. پیشامدهای ترکیب بندی ژنتیکی منحصر به فرد و میراث خانوادگی شخص، او را از این نظز که چه کسی می تواند بشود محدود می کنند ولی می توانند به شکل گیری هویت وی نیز کمک کنند. در واقع داشتن معنی در زندگی و دنبال کردن اهداف مشخص می تواند باعث کسب هویت موفق در انسان بشود (پروچاسکا و نورکراس، به نقل از سید محمدی، 1391).

دیدگاه واقعیت درمانی گلاسر
واقعیت درمانی آمیزه منحصر به فردی از فلسفه وجودی و روش های رفتاری می باشد. به اعتقاد گلاسر افراد برای رسیدن به هدف های خود باید کنترل کافی بر محیط خویش داشته باشند، به عقیده گلاسر مغز انسان مانند یک ترموستات عمل می کند که می خواهد رفتار خود را برای تغییر دادن محیط اطرافش تنظیم کند. هدف تمام رفتارها ارضا 5 نیاز روان شناختی می باشد. ه نیاز شامل : بقا، قدرت، آزادی، تفریح، عشق و تعلق است. ارضای موفقیت آمیز این نیازها به احساس کنترل منجر می شود. از جمله مولفه های مهم شخصیت سالم در واقعیت درمانی کسب هویت موفق است، هویت موفق، از تجربه ی قدرت تصمیم گیری برای ارضا کردن نیازهایمان شکل می گیرد. هویت ناموفق زمانی ایجاد می شود که والدین به کودک محبت کافی نکرده و باعث شده باشند که او احساس بی ارزشی کند. صرف نظر از اینکه اوایل کودکی ما چقدر ظالمانه یا غیر عادی بوده باشد، دلیل نمی شود که از پذیرفتن مسئولیت رفتار جاری خود شانه خالی کنیم. در واقع تنها راهی که می توانیم از هویت ناموفق اولیه خود فراتر رویم این است که مسئولیت کارهایی را که اکنون انجام می دهیم بپذیریم. بدیهی است که گذشته را نمی توان تغییر داد. گذشته که بخشی از نیستی است خانمه یافته است اما حال و آینده به روی ماه گشوده هستند و اگر مسئولیت اعمال جاری خود را بپذیریم بیشتر تحت کنترل ما قرار می گیرد. افراد آشفته کسانی هستند که هویت ناموفق را حفظ می کنند زیرا مایل نیستند مسئولیت بپذیرند و صادقانه با واقعیت روبرو می شوند (پروچاسکا و نورکراس، به نقل از سید محمدی، 1391).

عوامل موثر بر شکل گیری هویت
مجموع این نظریه پردازان با دیدگاههای مختلفی که دارند در عواملی دارای اشترا ک اند و در فرآیند هویتیابی نوجوان، علاوه بر فرهنگ عمومی جامعه، نهادهای خانواده و مدرسه را به عنوان تعیین کننده ترین نهادهای تشکیل هویت به حساب می آورند. برخی دیگر از اشتراکات آنها را که ازعوامل مؤثردرهویتیابی فرد است، می توان به شرح زیر خلاصه نمود:

1. عوامل شناختی: رشدشناختی تأثیر مهمی بر شکل گیری هویت دارد. وقتی که فرد در دوره ی نوجوانی به مرحله ی تفکر عملیات صوری می رسد امکان بسیار بهتری به دست می آورد که هویت آتی خود را ترسیم کند و به مسائل آن بیاندیشد.

2. عوامل مربوط به والدین: نوع ارتباط نوجوان با والدین در چگونگی شکل گیری هویت آنان مؤثر است. نوجوانان در حال پراکندگی هویت غالباً کسانی هستند که از جانب والدین خود به فراموشی سپرده و یا طرد شد ه اند. در تحقیقی که توسط آدامز و جونز در سال 1983 انجام شد معلوم گردید که جوانانی که در مراحل بالای هویتی قرار داشتند، والدینشان استقلال را تشویق و کنترل کمی بر آنان اعمال می کردند، والدین جوانانی با هویت سردرگم شیوه های فرزندپروری غیرثابتی را اعمال می کردند و جوانانی با هویت دنباله رو، والدینشان کنترل زیادی بر آ نها اعمال می کردند و استقلال را کمتر تشویق می نمودند.

3. عوامل اقتصادی: تحقیقاتی که توسط بایرن 26 در سال 1994 انجام شد، نشان داد که شرایط بد اقتصادی در ارتباط غیرمستقیم با کاهش فاکتورهای روانشناختی مثبت و کاهش سطوح رشد هویت بوده است. تنگنای اقتصادی در ارتباط منفی با رشد هویت و رشد هویت در ارتباط مثبت با سازگاری مثبت روا نشناختی است. این نکته معین می کند که ارتباط غیرمستقیمی بین فقر و سلامت روانی وجود دارد که به واسطه ی رشد هویت است.

4. عوامل مربوط به مدرسه: موفقیت های تحصیلی در طول سالهای مدرسه و ورود نوجوان در دانشگاه معمولاً عامل مؤثری در شکل گیری هویت است. زیرا راههای زندگی آینده ی او را هموارتر می سازد و از نظر حرفه ای نیز اطمینان بیشتری برای او ایجاد می کند. نیز اطمینان بیشتری برای او ایجاد می کند.

5. نقش مذهب: عقاید مذهبی جوانان، معمولاً در سنین 12 تا 18 سالگی، شکل مجرد و مجزایی به خود می گیرد. مثلاً خداوند بیشتربه عنوان قدرت انتزاعی تصورمی شود تا همچون موجودی انسان گونه وپدرمانند. نظرات مذهبی نیز سهلگیرانه تر میشود. اریکسون مذهب را به عنوان نهاد ارزشمندی می داند که

در طول تاریخ نقش مهمی را در نیازهای روانشناختی و خصوصا در ارضای (( اعتماد بشر)) ایفا کرده است. از نظر وی استحکام (( اعتماد)) در دوران کودکی پایه ی ظرفیت (( ایمان)) در بزرگسالی را فراهم می آورد و عضویت در گروههای اجتماعی، مذهبی و تعلق به اعتقادات، مسالک وایمان مذهبی، مانند سپری درمقابل ازخود بیگانگی عمل می کند.

6. عوامل اجتماعی فرهنگی: شاید بتوان گفت تأثیر زمینه های اجتماعی فرهنگی و چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان از سایر عوامل بیشتراست. عوامل اجتماعی و فرهنگی به عنوان معیارهایی برای هنجارها و ارزشها، اساسی ترین نقش را در هویتیابی غیرشخصی فرد ایفا می کنند.
7. عامل تفاو تهای جنسیتی: انتظارات بزر گسالان از نقش اجتماعی برای دختران و پسران متفاوت است. این مسئله بر ماهیت و رشدهویت آ نها در هنگام نوجوانی تأثیر می گذارد. برای پسران مستقل شدن در زندگیِ خانوادگی و انتخاب یک شغل در دستیابی به هویت ضروری است و در دختران سه الگوی سنی و نقش قالبی (منتظر ازدواج میماند)، کسب نقش و موفقیت در آن و دوبعدی (نسبت به خانواده و کار متعهد است. رایج ترین انتظارات اند.

8. عامل سن: عامل دیگری که در شکل گیری هویت تأثیر می گذارد سن نوجوان است. هرچه به طرف سا لهای آخر دبیرستان و سپس دانشگاه نزدیک می شویم تعداد افرادی که به کسب هویت میرسند افزایش می یابد.
هریک از این عوامل منجر به دستیابی نوعی از هویت مانند هویت فردی، هویت اجتماعی، هویت فرهنگی، هویت ملی یا قومی وهویت دینی یا مذهبی می شوند که هرکدام کارکرد و خاصیت ویژه ای را در زندگی فرد ایفا می نمایند.

سبک های هویت
برزونسکی و کاک با بررسی زیربناهای شناختی اجتماعی وضعیت سبک های هویت ، سه سبک اطلاعاتی ، هنجاری و سردرگم اجتنابی را فرض نمود این سبک ها در واقع شیوه های شناختی اجتماعی برای پردازش اطلاعات مرتبط با خود هستند (بروزنسکی و کاک ، 2000).

سبک اطلاعاتی :
ظاهراً سازگارانه ترین سبک می باشد و سازوکار کنار آمدن برای اداره موقعیت های روزانه است . افراد با سبک هویت اطلاعاتی، به صورت فعال و آگاهانه به جستجوی اطلاعات و ارزیابی آنها می پردازند و سپس اطلاعات مناسب را مورد استفاده قرار می دهند. جهت گیری هویت اطلاعاتی با تعمق درباره خود، تلاش های مقابله ای مسئله مدار، سبک معرفتی منطقی، احساس نیاز به شناخت، پیچیدگی شناختی، تصمیم گیری هدفمند، وظیفه شناسی، پذیرش و هویت موفق رابطه مثبت نشان می دهد (بروزنسکی و کاک، 2000).

سبک هنجاری :
بر پا یه تقلید و پیروی از افراد مهم در زندگی فرد بنا شده است و شامل یک دیدگاه بس ته ذهنی و خودپنداری ثابت و سرکوب کننده اکتشاف است . این روش بسیار نزدیک به وضعیت تفویض اختیار مارسیا است . نوجوانان با سبک هویت هنجاری، نسبت به موضوعات هویتی و تصمیم گیری ها به هم نوایی با انتظارات و دستورات افراد مهم و گروه های مرجع می پردازند. آن ها به طور خودکار، ارزش ها و عقاید را بدون ارزیابی آگاهانه می پذیرند و درونی می کنند؛ تحمل کمی برای مواجه شدن با موقعیت های جدید و مبهم دارند و نیاز بالایی برای بسته نگه داشتن ساختار خود نشان میدهند (برزونسکی، 1992).

سبک سردرگم اجتنابی:
نماد برخورد طفره آمیز در مشکلات است . راهبردهای متمرکز بر هیجان که با سطح پایینی از تعهد و اعتما د به نفس و نیز بی ثباتی خودپنداری همراه می باشد. افراد با سبک هویت سردرگم اجتنابی، تعلّل و درنگ می کنند و تا حدممکن سعی در اجتناب از پرداختن به موضوعات هویت و تصمیم گیری دارند (بروزنسکی و کاک، 2000). به نظر برزونسکی درموقعیت های تصمیم گیری، آن ها ضمن اطمینان کمی که به توانایی شناختی خود دارند، معمولاً پیش از تصمیم گیری، احساس ترس و اضطراب نیز دارند و در تصمیم گیری معمولاً از راهبردهای تصمیم گیری نامناسب مانند اجتناب کردن، بهانه آوردن و دلیل تراشی استفاده می کنند (حجازی و فرتاش، 1385). همانطور که مطرح شد یکی از عوامل موثر در شکل گیری هویت و حل موفقیت آمیز بحران هویت نقش مذهب و دین در آن است در ادامه به ادبیات موجود در دین و معنویت می پردازیم.

معنویت و روان درمانی
معنویت بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل می دهد و تاثیر مهمی بر سلامت و بهزیستی آنان دارد. در نتیجه باید انتظار داشت که معنویت بخش مهمی از مشاوره و روان درمانی نیز به شمار آید، زیرا در حقیقت مشاوره و روان درمانی رشته های مفهومی دارند (وست،1950، ترجمه شهیدی، 1383).
یونگ یکی از روانشناسان مطرحی است که به وجود نیاز معنوی یا مذهبی در انسان تاکید دارد و علت ران رنجوری بیماران را می توان در داشتن مشکل مذهبی و روحی آنان جستجو کرد و در این زمینه به تجربیات ماوراء الطبیعه نیز اعتقاد دارد و آنها را یک تجربه عمدتا درمانی تلقی می کند. و اما تمامی آنچه که بعنوان یک پدیده یا تجربه معنوی در چاچوب روابط درمانی قرار می گیرد، توسط الیزابت مینتز مورد بررسی قرار گرفته است. این محقق معتقد است که نیروهای فرافردی تنها توصیه مناسب برای رویداد هایی هستند که در دوران درمانی اتفاق می افتند. علاوه بر این، او معتقد است که استفاده ی وی از کلمه ی فرافردی، نشان دهنده ی شناخت نیرو های انرژی زای جهان هستی است که ممکن است در دیدگاه معنوی یا مذهبی دیده شود.

امروزه در درمان بسیاری از مشکلات روان شناختی و جسمی همه روزه به شمار افرادی که اعتقاد دارند معنویت راه درمان روان رنجوری ها و درماندگی های روحی آنها می باشد، همچنین متخصصینی که برای درمان بیماری های روانی و بهداشت روان بر باور ها و رفتار های معنوی متمرکز می شوند افزوده می شود. همین امر نیز باعث شده است که سازمان بهداشت جهانی انسان را موجودی زیستی روانی اجتماعی و معنوی تعریف کند.(معلمی، 1389).

معنا درمانی
یکی از راهبرد های درمانی رایج برای کاهش ناامیدی در زندگی بسیاری از بیماران، رویکرد معنا درمانی است. معنا درمانی روشی از رویکرد وجودی است که زمینه ی فلسفی و نظری عالی برای کار گروهی را فراهم می آورد. کارگروهی معنا درمانی می تواند ساختار مفهومی را برای کمک به مراجعان جهت چالش یافتن معنی در زندگی شان آماده کند. اصول و روش درمانی فرانکل را لوگوتراپی تشکیل می دهد. لوگوتراپی روشی است که بیمار در جهتی راهنمایی می شود که معنی زندگی خود را بیابد. بنابراین اصل لوگوتراپی تلاش برای یافتن معنی در زندگی است که اساسی ترین نیروی محرکه ی هر فردی در زندگی است. براساس نظر فرانکل دو سطح از معنا وجود دارد:
1-معنای حاضر
2-فرامعنا
فرانکل اعتقاد دارد که وحی محصول موقعیت خاص است نه کل زندگی زیرا فرامعنا در بعد فرا انسانی ما مخفی است. هر کس باید معنای خاص حاضر را کشف کند و فقط خود افراد مبنای خاص حاضر را می دانند. درمانگر خواست مراجع را برای رسیدن به حوزه هایی که معانی در آمها پیدا می شود تسهیل می کند و او را راهنمایی می کند. یکی از اصول لوگوتراپی این

می 3

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))- قسمت 4

است که توجه انسان ها را به این مسئله جلب می کند که انگیزه اصلی و هدف زندگی با گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگی است که به زندگی مفهوم می بخشد(فرانکل،1977، نه نقل از صادقی، 1392).

برخی از موضوعات مهم در جلسات معنا درمامنی عبارتند از: آزادی،مسئولیت مرگ و اشارت آن برای زندگی و جستجوی مستمر برای یافتن معنی، در فرایند درمان، درمان جو با مسائل غایی زندگی به جای مشکلات فوری روبرو می شود. در این رویکرد اعتقاد بر این است که چنانچه زندگی هدفمند و معنادار باشد، هر رخدادی هرچند توانفرسا مانند فشار های شدید و بیماری های مرگ آور نمی تواند انسان را مایوس و منزوی کند. شواهد پژوهشی نیز حاکی از آن مست که مداخلات معنادرمانی و دیگر مداخلات معنادرمانی می تواند در بهبود علایم جسمی-روانی بیماری های مزمنی از جمله سرطان موثر باشد(قادری و همکاران،1390).

هوش معنوی
سازه هوش معنوی یکی از مفاهیمی می باشد که در پرتو توجه و علاقه روان شناسان به حوزه دین و معنویت نزج گرفته است . مفهوم هوش معنوی در ادبیات آکادمیک روان شناسی برای اولین بار در سال 1996 توسط استونز و بعد در سال 199 توسط رابرت امونز مظرح شد. از نظر امونز هوش معنوی عبارت از کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی با هدف تسهیل حل مسائل روزمره و دستیابی به هدف می باشد. به طورکلی می توان پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیت ها و منابع معنوی در زمین ه ها و موقعیت های عملی در نظر گرفت. افراد زمانی هوش معنوی را به کار می برند که بخواهند از ظرفیت ها و منابع معنوی برای تصمیم گیری های مهم و اندیشه در موضوعات وجودی یا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده کنند( امونز ، 2000). استفاده از هوش معنوی در معناهایی که افراد به روابطها و تجربه های زندگی نسبت می دهند و درروشی که افراد به واسطه آن زندگی شان را قابل فهم می کنند، نقش بازی می کند
کاربرد آگاهانه هوش معنوی در زندگی فرد می تواند منجر به افزایش رابطه با خویشتن، دیگران و جهان بزرگتر شود (سیسک، 2002 ). آنچه که موجب شده است تا سازه معنویت به عنوان هوش مفهوم سازی شود آن دسته از مشاهدات و یافته ها بیان کننده این واقعیت هستند که کاربست الگوهای ویژ ه ای از افکار،

هیجان و رفتار (که معمولا در زیر مفهوم دین و معنویت به آنها پرداخته می شو د) در زندگی روزمره می توانند موجب افزایش سازگاری و بهزیستی انسان شوند (دالمن ، 2004).
در تعاریف متفاوتی که از مفهوم هوش وجود دارد بر توان آن برای درک روابط، سازگاری با موقعی ت های جدید، ظرفیت یادگیری و قدرت تفکر انتزاعی تأکید شده است (سهرابی و ناصری،1388).هوش معنوی سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند. در حالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس،معنا، هوشیاری اوج یافته و تعالی در ارتباط است،هوش معنوی مستلزم توانایی هایی است که از چنینموضوعات معنوی برای تطابق و کنش اثربخش و تولید پیامدهای با ارزش استفاده می کند (امونز،2000).

توحید درمانی
توحید درمانی بصورت کنونی یک تاریخچه ی 25 ساله دارد. می توان گفت توحید درمانی ترکیب طبیعی برداشت اسلامی از سرشت و فطرت انسان و نظریه و روش درمانی روان شناسی انسان گرا است. با ایجاد توحید درمانی برای اولین بار نظریه اسلام به عنوان یک نظریه ی روان شناختی جدید و یک شیوه ی روان درمانی شکل گرفته است. گرچه توحید درمانی در بستر تاکید اسلام بر وحدت، به عنوان اصل حاکم بر عالم، پدید آمده، پیشینه پر بار مشترکی با رویکرد های انسان گرا، گشتالتی، وجودی-پدیدار شناختی و شخص محور شناختی دارد. جلالی طهرانی که ارائه دهنده این روش درمانی است، یک پیشینه خانوادگی وابسته به اندیشوران اسلامی را دارد. وی مطالعات روان شناختی خود را در ایران در اوایل دهه 1970 آغاز کرده است. این مطالعات با تجدید حیات چشمگیر تفکر اسلامی در بسیاری از نقاط جهان مصادف بوده است.
هدف توحید درمانی آشکار ساختن درون مایه زندگی،دریافت کلی از هدف و معنا و پدیدار کردن یک انگیزش محوری در زندگی می باشد. یک درون مایه زندگی دینی که بطور واقعی پذیرفته شده، به طور منحصر به فردی وحدا بخش می باشد،زیرا تمام جنبه های زندگی را در برگرفته و از آن فراتر می رود. توحید درمانی این اصل روان شناسی اسلام گرا را که انسان هسته درونی مثبتی دارد و این عقیده اسلامی را که این هسته درونی مرکز عقل است، را می پذیرد.

هدف از درمان بیدار کردن و آشکار ساختن عقل است. درمانی ارائه می شود تا بتوانیم به این مرکز عقل دست یافته و موانع شخصی هر فرد را در راه رسیدن کنار بگذاریم. وقتی مرکز عقل آشکار می شود، فرد را به رفتار های فضیلت آمیزجذ و به منبع همه ی فضیلت ها هدایت می کند (صادقی، 1392).
ابزاری اصلی برای تغییر، رابطه درمانی است. کلید این رابطه درمانی، نگرش مبتنی بر باور احترام و پذیرش است. درمانگر از طریق ارتباط درمانی، حضور درمانی، همدلی و علاقه مندی عمیق شخصی، به مراجع نزدیک می شود. ویژگی اولیه مراحل توحید درمانی، کار کردن بر روی مشکل مطرح شده است. علاوه بر استفاده از روش های کلاسیک همدلی، با استفاده از گروه حمایتی، توجه گسترده تری به مشکل مطرح شده مبذول می گردد. وقتی فشار مشکل مطرح شده رو به کاهش می گذارد، فرد در تماس با مرکز عقل خود قرار میگیرد. مراجع با درک ماهیت رابطه درمانی و ویژگی های درمانگر که به عنوان الگو مشاهده می کند و با عمل بر مبنای انگیزش درونی با استفاده از فضایل، در بر آوردن احتیاجات زندگی اش مبادرت می کند.مراجع این فضایل را عمیقا رضایت بخش می یابد و در صدد راه هایی برای استفاده وسیع تر از آنها بر می آید.
درمان از این تلاش ها حمایت میکند و فرد درمی یابد که این فضایل و نظام معنایی چارچوبی است که در آن فضیلت آشکار می گردد و در سراسر زندگی به کار گرفته می شود. بنابراین، درمان پیوسته در جریان است. فرد در امتداد مسیر رشد،هر چه بیشتر به توحید رسیده تا در نهایت به هدف نهایی، یعنی قرب پروردگار سبحانه و تعالی نایل خواهد گردید(جلال طهرانی،1383).

در فرهنگ اصیل اسلامی به طور ضمن هوش معنوی مورد توجه فراوانی قرار گرفته است.
به طور مثال، جامی(1381) به نقل از صادقی (1392)، بر اساس مطون مذهبی مولفه های ذیل را برای هوش معنوی برشمرده است:
1-مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری
2-تشخیص و دریافت پیام های معنوی از پدیده ها و اتفاقات
3-سوال و دریافت جواب معنوی در مورد منشا و مبدا هستی(مبدا و معاد)

4-تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی
5-تشخیص فضیلت فراروندگی از رنج و خطا و بکارگیری عفو و گذشت در روابط بین فردی
6-تشخیص الگو های معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای الگوی معنوی
7-تشخیص کرامت و ارزش فردی و حفظ و رشد شکوفایی این کرامت
8-تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درون و بیرونی در جهت رشئ بهینه این فرایند معنوی
9- تشخیص معنای زندگی، مرگ و حوادث مربوط به حیات، نشور مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی
10-درک حضور خداوندی در زندگی معمولی
11-درک زیبایی های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر
12-داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشا دانش است نه استدلال و قیاس
13-داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعه شعری را بفهمد
14-هوش معنوی باعث فهم بطون قرآنی می شود و موجب می شود افراد کلام انبیا را راحت تر وبا عمق بیشتر درک نمایند
15-هوش معنوی در فهم داستان های متون مقدس و استنباط معنای نمادین این داستان ها کمک فراوانی می کند
16-هوش معنوی که در قرآن در مورد صاحبان آن صفت الولالباب بکار رفته است، باعث می شود افراد به جوهره حقیقت پی ببرند و از پرده های اوهام عبور نمایند.
هرچند عرفای اسلامی نیز این مولفه را ذکر نموده اند، ولی از آنجا که این مولفه ها به انسان بینش می دهند و باعث افزایش سازگاری او با هستی می شوند، می توان آنها را جزء مولفه های معنوی قلمداد نمود.

عوامل موثر در هوش معنوی که در متون اسلامی تقوا و پرهیزگاری قلمداد شده است، به همراه تمرینات روزمره از قبیل تدبر در خلقت، تدبر در آفاق و انفس، روزه داری، عبادات، خواندن قرآن و تدبر صادقانه در آیات آن می توانند نقش اساسی در تقویت هوش معنوی داشته باشند.

مداخله های معنوی
در کتابی که به تازگی توسط انجمن روان شناختی آمریکا به چاپ رسیده است، نوعی راهبرد معنوی برای استفاده در مشاوره و روان درمانی مطرح می کنند. آنگاه با ذکر جزئیات، فهرست کلی مداخله های ممکن را ارائه و توضیح میدهند. این مداخله ها عبارتند از:
دعا
صرف نظر از هر معنایی که دعا برای درمانگر دارد، دعا برای درمانجو ممکن است معنا های کاملا متفاوتی داشته باشد.
معنای دعا برای مراجع، با هر آنچه که این عمل برای مشاور معنا می دهد، می تواند بسیار متفاوت باشد.
تحقیق رز در سال 1993 نشان داد که موضوع دعا در درمانگری مسئله ساده ای نیست، به این صورت که فقط درمانگر، در درون یا بیرون از جلسه ی درمان، برایدرمانجو دعا کند. دعا را ممکن است درمانگر و بخاطر توفیق کار درمانی یا برای تمرکز بر مراجع و مشکل خاص او، آن هم بخصوص زمانی که کار درمان به بن بست رسیده بکار ببرد.
رز از بی میلی مراجعان برای بحث درباره ی دعا سخن می گوید و با توجه به تجربه های شخصی اظهار می دارد: (( شخصا متوجه شده ام که بیشتر اوقات سخن گفتن خصوصی درباره ی دعا می تواند همراه با خطر باشد و احتمالا در باب مسائل جنسی، باعث شرم و خجالت مراجعان شود، این احتیاط حتی در اجتماعات کلیسایی نیز رعایت می شود )). او توجه ما را به ارزش دعا کردن مراجعان، بخصوص مراجعانی که بصورت عادتی دعا می خوانند، جلب می کند: ((از طریق دعا کردن در فاصله جلسات درمان، مقدار زیادی از درد های روان شناختی عمیقی که مراجعان با آنها دست به گریبانند، در ذهنشان حلاجی می شود)). (صادقی ، 1392).

بحث درباره ی مفاهیم الهیات و کتاب های مقدس
بسیاری از محققین از جمله ریچاردز و برگین (1997) پیشنهاد کرده اند که در جلسه ارزیابی مراجعان، درباره پیشینه و باورهای مذهبی و معنوی آنها پرس و جو کنیم . این روش پیامد های بسیار دارد و یکی از آنها این است که به مراجع بفهمانیم در صورتی که خود او بخواهد،معنویت او بعنوان بخشی از درمان قابل بررسی است. بدین ترتیب درمانگر می تواند نقش ایمان مذهبی یا فقدان آن را در مراجع ارزیابی کند و بفهمند که آیا مراجعه به کتب مقدس به طور بالقوه می تواند به طور بالقوه بخشی از درمان در نظر گرفته شود یا خیر؟ این عمل باعث می شود که درمانگر آشکارا بر اساس چارچوب مرجع مراجع عمل کند.

استفاده از آرامش معنوی و فنون تصویر سازی
استفاده از آرامش و تصویر سازی، بخش ارزشمندی از مهارت های اساسی هر درمانگر التقاتی یا ترکیب گر است.
شواهدی در مورد اثر بخشی این نوع کار درمانی وجود دارد. به عنوان مثال پراپست و همکاران(1992)در ایالات متحده دریافتند که از میان 59 آزمودنی مذهبی که دچار افسردگی بودند کسانی که با استفاده از تصویر سازی مذهبی یا مشاوه مذهبی با کشیش ها تحت درمان شناختی-رفتاری قرار گرفته بودند در مقایسه با گروهی که تحت راهبرد شناختی –رفتاری استاندارد قرار نگرفته بودند یا در فهرست انتظار بودند، پس از20-18 جلسه درمان، افسردگی کمتر و نمره های سازگاری بیشتری داشتند. این تفاوت ها پس از پیگیری های سه ماهه و دو ساله، به این اندازه بارز نبود.

ترغیب مراجعان به بخشایشگری
بخشایشگری یکی از عناصر کلیدی مراقبت مذهبی است.
در سال 1993 انرایت پیشنهاد کرده است که بخشایشگری را از سه جنبه بررسی کنیم: بخشیدن دیگران، بخشیدن خود و پذیرش بخشایشگری .پژوهش های جدید نشان داده است که فراوانی استفاده از بخشایشگری ممکن است با عقاید معنوی درمانگر مربوطه، همبستگی داشته باشد. اما در جهان درمان این نگرانی وجود دارد که در مواردی مراجعان به بخشایشگری زود هنگام تشویق شوند، در صورتی که در حل وفصل خشم و سایر احساسات خود، از حمایت کافی برخوردار نشده باشند. یک رویکرد مسیحی افراطی ممکن است به آسانی بر جست و جوی زودهنگام برای بخشایشگری تکیه کند. همانگونه که ریچاردز و برگین خاطر نشان می کنند)) تلاش برای بخشایشگری زود هنگام، از فرایند شفا دادن جلوگیری می کند و موجب بی اعتنایی و حل نشدن احساساتی چون درد، سوگ، گناه، شرم و خشم شده و در نتیجه مشکلات زیادی را در زندگی آنها بوجود می آورد)).
علی رغم این هشدار ها، ترغیب بع بخشایشگری یکی از پر رواج ترین مداخله های معنوی است که روان درمانگران از آن استفاده می کنند(ریچاردز و برگین، 1997؛ به نقل از صادقی، 1392). و بالاخره، باید گفت برای اینکه بخشایشگری اثر بخش و شفا دهنده باشد،باید توسط مراجع و در وقت مناسب صورت بگیرد، هر چند با این دجود نیز گاهی رنجیدگی و آسیب وارده چنان دعظیم است که بخشش امکان پذیر نیست

کمک به مراجعان برای هماهنگ شدن با ارزش های مذهبی خویش
علی رغم آنچه برخی از درمانگران تصور می کنند،درمان یک فرایند فاقد ارزش نیست. البته نه به این معنا که درمانگران باید ارزش های خود را به مراجعان تحمیل کنند. مطلب پر اهمیت این است که درمانگران درباره ی ارزش هایی که اساس کار آنها را تشکیل می دهد، با خودو مراجعان خود صادق باشند.

خود فاش سازی عقاید و تجربه های معنوی
در مکاتب درمانی انسان گرایی، خود فاش سازی در درمانگران به منظور کمک به مراجع، به شرط اینکه به درستی مورد استفاده قرار گیرد، امری پذیرفته شده است. پژوهش محققان زیادی درباره ارزش خود فاش سازی درمانگر به عنوان راهی برای ترغیب مراجع به این کار اشاره شده است. یک جنبه از شرایط اصلی راجرز برای درمان(1382) مخصوصا همخوانی و تجانس، می تواند شامل خود فلش سازی درمانگر باشد.درمانگر می تواند به طور شهودی، زمان و مکان مناسب برای خود فاش سازی را دریابد وبا این کار برای مراجع سودمند واقع شود.

بهره گیری از متون دینی
طبق نظریه ی ریچاردز و برگین، استفاده از کتاب ها و نوشته های مقدس رایج ترین راه مداخله ی معنوی درمانگران بوده است، هر چند که درباره کاربرد آن بصورت تدبیری برای مداخله ی مستقل، تحقیق اندکی انجام شده است. ریچاردز و برگین به درمانگرانی که تمایل دارند این تدبیر را به کار بگیرند، پیشنهاد می کنند تنها از متونی استفاده کنند که با باور های معنوی مراجعانشان متناسب باشد. رویکرد مزبور شامل این موارد است: نقل نوشته های مقدس برای مراجعان توسط درمانگر، تفسیر این نوشته ها برای مراجعان، اشاره غیر مستقیم به نوشته ها و گفته ها هنگام آشکار سازی یا آموزش مفاهیم مذهبی، ربط دادن داستان های متون مقدس به زندگی روزمره، تشویق کردن مراجعان به خواندن و مطالعه متون مذهبی خارج از جلسات درمان، استفاده کردن از نوشته های مقدس به عنوان ابزاری برای برخورد با باور های غیر منطقی و مختلف مراجعان (صادقی، 1392).

استفاده از شهود یا الهام
در فرهنگ آکسفورد، سال 1389، واژه شهود اینگونه تعریف شده است:(( دریافت و شناخت چیزی توسط ذهن، عقل یا حواس که به طور بی واسطه و بدون مداخله هر گونه فرایند استدلالی صورت می گیرد.)). شهود، معنای متفاوتی دارد شامل هر دو دسته مفاهیم روزمره و متعالی. درنتیجه، می توان آنرا به عنوان پلی بین حیطه های معنوی و فرا فردی در نظر گرفت. در عین حال شهود را می توان بصورت ظرف یا سدی در نظر گرفت که بر اساس آن، بینش های معنوی، بخصوص اگر توسط جنس مونث مطرح شوند را به عنوان ((شهود محض)) نپذیریم. در هر حال شهود یکی از چهار عملکرد روان شناختی انسان است که در کنار تفکر، احساس و هیجانات مطرح شده است (صادقی، 1392).

رویکردهای عمده در روان درمانی
رویکرد روان تحلیل گری
روان‌تحلیل‌گری، یک نظام تحولی است که قبل از نظام‌های تحولی دیگر در گستره پزشکی و با شروع از زاویه درمان‌گری شکل گرفته و براساس روش تک‌بررسی متداول در پزشکی، اولین الگوی تحولی نظام‌دار، زمینه عاطفی انسان را به صورت مراحل متوالی ارائه داده است.
فروید، دانشمند اتریشی و متخصص اعصاب، پس از آزمودن روش‌های خواب‌انگیزی و تلقین که از استادان فرانسوی خویش آموخته بود، برای دستیابی به ریشه اختلالات در بیماران روانی به ابداع یک روش جدید روان‌درمان‌گری که ریشه‌یابی و تشخیص را نیز در خود داشت، دست زد و نام آن را پس از مدت‌ها تردید بین دو اصطلاح “روان‌ترکیب‌گری” و “روان‌تحلیل‌گری” سرانجام به دلیل اهمیت تحلیل، روان‌تحلیل‌گری گذارد. در حقیقت اصل این روش بر جریان روان‌پالایش‌گری مبتنی است و عبارت است از بازآوردن هیجان‌های سرکوب‌شده به سطح هشیاری و آزادسازی آنها از راه پالایش (منصور، 1378).

روان‌تحلیل‌گری فروید بر دو سازه فکری بنیادی در قالب دو غریزه یا گرایش غریزی یا سرانجام دو نوع کشش با مبنای بدنی استوار است. دو غریزه یا کششی که ابتدا آنها را “غریزه جنسی” و “غریزه تخریب” نامید و سپس با گسترش دادن مفاهیم پایه و جامعیت بخشیدن به آنها، اصطلاحات “غریزه زندگی” و “غریزه مرگ” را به عنوان دو کشاننده بزرگ که یکی فرد را به فعالیت و سازندگی و همجوشی فرامی‌خواند و دیگری او را به رکود و نیستی می‌کشاند، برای آنها برگزید. این دو کشش بنیادی در هر فرد به درجات مختلف همسو یا در برابر هم، یعنی درجات مخالف یکدیگر حرکت می‌کنند و جلوه‌ها و سوگیری‌های عاطفی فرد را تحت تاثیر خود می‌گیرند. بنابر اهمیت کشاننده‌ها این نظریه را نظریه کشاننده‌ای نیز می‌نامند (منصور،

می 3

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))- قسمت 5

1378).
به نظر می‌رسد قصد فروید از انتخاب اصطلاح کشاننده یا سائق به جای غریزه، این بود که می‌خواسته خود را از معانی رفتاری و سرشتی که اصطلاح اخیر از جریان‌های روان‌شناختی و فلسفی قرن نوزدهم به ارث برده بوده است، رها کند. مفهوم کشاننده، معرف یکی از چهره‌های اصلی ساخت نظری روان‌تحلیل‌گری است و در چهارراه داده‌های ارگانیک و روانی قرار دارد. برای درک گستره روان‌تحلیل‌گری باید به دو اصل بنیادی ناهشیاری و جنسیت توجه کرد. بنابر اصل اول، فرایندهای روانی به‌خودی‌خود ناهشیارند و بنابر اصل دوم برانگیختگی جنسی، نقش مهمی در شکل‌گیری بیماری‌های عصبی و روانی دارند و بین دو اصل وابستگی قابل ملاحظه‌ای وجود دارد. گذر از ناهشیاری به هشیاری و اشکال متنوع مقاومت که معرف امیال سرکوب‌شده و خواست‌های پنهان‌اند، فروید را بر آن داشته است که کنش‌وری دستگاه روانی را نخست از خلال نظام اول خود مبتنی بر پایگاه‌های ناهشیار، ‌نیمه‌هشیار و هشیار جستجو کرد و سپس به منظور تطبیق بیشتر با چارچوب داده‌های بالینی، نظام دوم خود را که مرکب از سه پایگاه نهاد، من و فرامن است، تدوین کرد و شکل‌گیری شخصیت را براساس آنها ارائه داد (منصور،1378).

رویکرد رفتاری
رفتاردرمانی علم کاربرد اصول ویادگیری مبتنی برتجربه وآزمایش به منظورازبین بردن عادتهای ناسازگارتعریف شده است رفتاردرمانی اززمانهای قدیم بصورت غیرسیستماتیک دربین مردم رایج بود ولی هم اکنون درمراکزمشاوره وروان درمانی بصورت مشاوره فردی،گروهی،زناشویی،خانوادگی کاربرد وسیعی دارد وهمچنین دردرمان مشکلاتی ازقبیل اختلالات هراس،اختلالات جنسی ،اختلالات رفتاری کودکان ،

لکنت زبان وجلوگیری ازبیماریهای قلبی عروقی وفراترازکاربالینی اصول آن درحوزه هایی ازقبیل پزشکی کودکان،مدیریت براسترس ،طب رفتاری،آموزش وپیری پزشکی بکاربسته می شود رفتارمحصول یادگیری است ورفتاربهنجارازطریق تقویت وتقلید آموخته می شود وفراگیران پس ازمطالعه این مقاله و بکاربردن تکنیکهای رفتاردرمانی می توانند گام موثری درآرامش فکری وروحی روانی ،کاهش اضطراب و…خود داشته باشند وبه ضرورت رفتاردرمانی پی ببرند (قاسم زاده، 1370).

رویکرد انسان گرایی
دیدگاه انسان گرایی برروی تجربیات زمان حال و ارزش وجودی کل انسان ،خلاق بودن،آزاد بودن،و همچنین توانا بودن انسان برای حل مشکل خود تاکید می کند . دیدگاه انسان گرایی از دو دیدگاه فلسفی ریشه می گیرد :
اول روان شناسی وجودی ،که رویکردی است برای درک تجـربه های جدیدتر مشخص، وضعیتهای وجودی او و نیاز به تمرین آزادی در یک جهان پر هرج ومرج.
دوم رویکرد پدیدار شناختی است که بر تجربه های خصوصی افراد تاکید می کند . به عبارت دیگر هرفردی دارای دنیای مخصوص خود است و واقعیت برای هرفرد چیزی جزء همین دیدگاه مخصوص او نیست.
شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاکی منطقی و علمی در این باره دغدغه دیرپای انسان بوده است. از این رو طبیعی است که تاریخ اندیشه بشری از تئوریها, آرزوها, توهمات و اسطوره هایی در این زمینه پر باشد. چنانکه ادیان الهی و مکتبهای فکری, فیلسوفان, عارفان و پیشوای ان دینی و اجتماعی, هر کدام به گونه ای, این مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند.
روان شناسان با تمام گونه گونی مکتبها و جامعه شناسان با تفاوت دیدگاه هاشان دراین باره به پژوهش و نگارش پرداخته اند. به همین دلیل حتی اشاره ای کوتاه به همه دیدگاه ها نیازمند نگاشتن کتاب یا کتابهایی حجیم است, از این رو در این مقاله نمی توان انتظار تفصیل یا پردازش به همه نظریه ها را داشت و ناگزیر باید به گزینش و انتخاب رو آورد.

رویکرد درمانی راجرز
آنچه موجب شهرت راجرز شد، رویکرد درمانی وی بود که درمان متمرکز بر شخص نامیده می‌شود. فرانک برونو رویکرد درمانی راجرز را چنین تعریف می‌کند: «درمان متمرکز بر درمانجو (شخص) شیوه‌ای است در یاری دادن اشخاص مبتلا به مشکلات گوناگون که درمانگر در آن، فضایی مملو از پذیرش عاطفی ایجاد می‌کند. این فضا توانایی درمانجو را برای بیان و کشف خود تقویت می‌کند. کانون توجه درمانگر خود درمانجوست نه نشانه‌های بیماری او هسته اصلی رویکرد درمانی راجرز غیر رهنمودی بودن آن است. منظور از روان‌درمانی بی‌رهنمود این است که فرد مراجعه کننده بدون راهنمایی یا با حداقل راهنمایی توسط درمانجو به تعمق در درون خویش بپردازد و مسیر خودشکوفایی خویش را جستجو کند. در چنین رویکردی داوری ارزشی نسبت به فرد مراجعه‌کننده از سوی درمانگر انجام نمی‌شود و تمام تلاش‌ها در جهت تقویت عزت نفس درمانجو انجام می‌شود. در واقع در نگاه راجرز مسوولیت درمان نه به عهده درمانگر بلکه به عهده خود مراجعه‌کننده است (شولتز،1386).

رویکرد شناختی
شناخت‌درمان‌گرها همراه با مراجعان، الگوهای فکری و رفتارهایی را که مانع تحقق اهداف مراجعان می‌شوند، تغییر می‌دهند. در این بین، برقراری یک رابطه درمانی توام با دلسوزی ضروری است. در شناخت‌درمانی توجه زیادی به جزییات و نقش تفکر در تغییرات رفتاری و عاطفی می‌شود. شناخت‌درمان‌گرها در تعیین هدف‌ها به عقاید غلطی توجه می‌کنند که جلوی تحقق هدف‌های مراجعان را می‌گیرند. این نکته در روش‌های سنجش شناخت‌درمانی متجلی است. مراجعان در هنگام سنجش باید شناخت‌ها، احساسات و رفتارهای خود را زیر نظر بگیرند و ثبت نمایند. ویژگی شناخت‌درمانی در این است که درمان‌گر و مراجع با استفاده از چارچوبی که امکان بازخورد و بحث در مورد پیشرفت مراجع را می‌دهد، رابطه توام با همکاری برقرار می‌کنند.

می 3

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))- قسمت 2

هویت در یکی از شرایط و احوال زیر پدید می‏آید:
الف: آن گاه که فرد یا جامعه از تأمین نیازهای بنیادی و اصیل خود باز بماند و راهی برای پاسخگویی در نیابد.
ب: هنگامی که میان اجزاء و ابعادی از شخصیت و معیارها تعارض درگیرد و فرد یا جامعه از حل جامع و ایجاد وفاق میان آنها یا ترجیح و اولویت گذاری ناتوان باشد.
ج: در هنگامه تحولات و تغییرات روحی و یا دگرگونی‏های اجتماعی انتظار ظهور بحران‏ها می‏رود، و از آن جا که در عصر جدید این تحولات در مقیاس وسیعی می‏افتد بحران‏های بیشتری نمایان می‏شود.
همان طور که در سنین رشد و دوره نوجوانی شرایط بروز بحران‏های فکری و عاطفی فراهم‏تر است، به همین دلیل در جامعه‏های در حال گذر این امر به خوبی احساس می‏شود. بنابراین، انواع بحران‏ها می‏تواند به بحران هویت تبدیل شود و این بدترین وضعیتی است که امکان دارد برای جامعه پدید آید.

شناخت درمانی:
شناخت‌درمانی ، یک روش علمی برای درمان افسردگی و سایر اختلالات روانی بوده و مبتنی بر نظریه‌ای ساده است که می‌گوید: این افکار و طرز تلقی شما از محیط پیرامون است که روحیه شما را شکل می‌دهد. شناخت‌درمانی، برای درمان نشانه‌ها و رفتارهای غیرطبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد که به علت شیوه تفکر بیمار در مورد آن‌ها، باقی مانده‌اند. اعمالی که به باقی نگه‌داشتن یک اختلال در یک دوره طولانی کمک می‌کند، در اکثر موارد باعث رفع موقت پریشانی و ناراحتی بیمار شده و این یکی از دلایلی است که باعث می‌شود این طرق ناسازگار تفکر و رفتار غالبا به سختی تغییر یابند. در شناخت‌درمانی، درمان‌گر سعی می‌کند یک یا چند طریق تفکر مختل را که مشخص کننده اختلال است تغییر دهد، مثلا ترس‌های غیرمنطقی بیمار فوبیک یا افکار بدبینانه و بی‌دلیل یک بیمار افسرده. هدف از شناخت درمانی، تغییر دادن مستقیم این طرز تفکرها به امید پدید آمدن بعدی سایر تغییرات است. همچنین، شناخت‌درمانی بر این نظریه مبتنی است که، رفتار ثانوی، وابسته به نحوه تفکر افراد در مورد خودشان و نقششان در دنیاست و رفتارهای غیرانطباقی می‌تواند ناشی از دگرگونی‌های شناختی یا اشتباهات تفکر باشد و شناخت‌درمانی، این دگرگونی‌های شناختی و رفتارهای خودشکنانه ناشی از آن‌ها را اصلاح می‌نماید.
شناخت‌درمانی، توسط “آرون بک” ابداع شد و بر نقش نظام‌های اعتقادی و تفکر، در رفتار و احساس تاکید دارد. کانون شناخت‌درمانی، شناخت عقاید تحریف شده و تغییر تفکر ناسازگارانه به کمک برخی فنون است که شامل فنون رفتاری و عاطفی نیز می‌شود. در جریان این نوع درمان به افکاری که انسان‌ها از آن بی‌خبرند و نظام‌های اعتقادی یا طرحواره‌های شناختی توجه می‌شود. طرحواره‌های شناختی، متشکل از طرز فکر افراد در مورد نیازها و عقاید و مفروضاتشان درباره مردم، رویدادها و محیط است. به طور کلی دو نوع طرحواره شناختی وجود دارد: مثبت(سازگارانه) و منفی(ناسازگارانه). طرحواره‌ای که در یک وضعیت سازگارانه است، در وضعیت دیگر می‌تواند ناسازگارانه باشد.

امروزه، شناخت‌درمانی در زمره یکی از مرسوم‌ترین شیوه‌های درمانی در سطح جهان قرار گرفته است. پژوهش‌های گسترده‌ای به کمک “موسسه ملی سلامت فکر” در دانشگاه‌ها و مراکز درمانی سرتاسر آمریکا صورت گرفته، ثابت کرده است که شناخت‌درمانی به همان اندازه و سرعت استفاده داروهای ضدافسردگی، به درمان افسردگی کمک می‌کند. شناخت‌درمانی نه تنها تاثیر فوری دارد و افسردگی را به سرعت برطرف می‌کند، بلکه با کاستن از فشارهای عصبی و ایجاد امیدواری به آینده فرد را در موقعیتی قرار می‌دهد تا باقی‌‌مانده سال‌های عمر خود را بهتر بگذراند. یکی از اصول مهم شناخت‌درمانی قضیه‌ای به ظاهر مهمل است و آن این‌که نقطه ضعف‌های شما می‌تواند به نقاط قوت شما تبدیل گردد. نواقص شما می‌تواند، اگر آن‌ها را بپذیرید و بر آن‌ها گردن نهید، تبدیل به بزرگترین سرمایه‌های شما شود. به عبارت دیگر این نواقص و اشکالات است که به ما فرصت توجه و مراقبت می‌دهد. به همین دلیل است که گفته می‌شود اشکالات و نواقص ما می‌تواند منبع قدرت و قوت باشد (پروچاسکا، نورکراس، 2007، ترجمه سید محمدی، 1391).

هیجان:
یک نظریه هیجان در درجه اول و پیش از هر چیز باید به سوالاتی از قبیل هیجان چیست؟ هیجان از کجا ناشی می‌شود؟ تاثیر هیجانها چیست؟ آیا هیجان علت یک حالت جسمانی است؟ چه نوع تغییرات فیزیولوژیک با هیجان همراه است؟ تغییرات واضح و آشکار در هیجان کدامها هستند؟ چه نوع تغییرات ذهنی در ارتباط با هیجانات هستند؟ آیا هیجانات ناخودآگاه می‌توانند وجود داشته باشند؟ رابطه احساسات و حالات جسمانی در هیجانات چیست؟ انسان چگونه می‌تواند هیجانات خود را تحت کنترل در آورد؟ تاثیر بلوغ و یادگیری بر هیجانات تا چه میزان است؟ هیجانات چند نوع هستند، آیا اکتسابی‌اند یا ذاتی؟ آیا در ایجاد هیجانات عامل ژنتیکی ثابتی موثر است؟ آیا هیجانات سامان بخش هستند، یا اختلال آور؟ آیا تفاوتهایی بین انواع هیجانها وجود دارد؟ چه رابطه‌ای بین هیجان و انگیزش وجود دارد؟ این سوالات نمونه‌ای از انواع سوالاتی است که غالبا درباره هیجانات مطرح می‌شود و هر نظریه جامع یا باید به هر یک از این سوالات ، هرچند به صورت آزمایشی ، پاسخ دهد و یا مدارک و شواهدی را نشان دهد که برای پاسخ به این سوالات باید در پی آن بود (طهرانی،1385).

هیجانها همیشه مورد توجه کامل انسان بوده است، زیرا در هر تلاش و در هر اقدام مهم بشری ، هیجانات به طریقی دخالت دارند. تقریبا همه فیلسوفان بزرگ از ارسطو گرفته تا اسپینوزا ، از کانت تا دیوئی و از برگسون تا راسل همگی در مورد هیجانها اندیشیده‌اند و در مورد ریشه‌ها ، نمودها ، اثرات و جایگاه آنها در نظام طبیعی زندگی انسان تفکر کرده‌اند و نظریه‌هایی ارائه داده‌اند. حکمای الهی به اهمیت بعضی از هیجانات خاص مرتبط با تجربه مذهبی افراد پی برده‌اند و پرورش این هیجانات را بطور غیرمستقیم در راس برنامه تربیت مذهبی قرار داده‌اند.
پیشرفت روانشناسی بالینی ، روانکاوی ، روان شناسی تطبیقی و رفتارگرایی تاثیرات قابل ملاحظه‌ای در مطالعه رفتار هیجانی و ارائه نظریات هیجانی داشته‌اند. درباره این موضوع بدون اغراق می‌توان گفت که هزاران مقاله و گزارش نوشته شده است. با وجود این هنوز هم تئوری کامل ، جامع و واحدی درباره هیجانات وجود ندارد که با تمامی این زمینه‌ها مناسبت و ارتباط داشته باشد. چهار ویژگی اساسی نظریات هیجان عبارتند از: هماهنگ کنندگی ، پیش بینی کنندگی ، عامل انگیزش برای تحقیق ، تلفیق کنندگی. یک نظریه هیجان نه تنها باید به مسائل مختلفی که مطرح شده است، پاسخی نسبتا منطقی بدهد، بلکه باید بسیاری از موضوعاتی را که تاکنون به عنوان حقیقت پذیرفته‌ایم، هماهنگ و سپس آنها را تبیین آنها را کند. این ویژگی نظریه را به عنوان عامل هماهنگ کننده حقایق قبلی نامگذاری کرده‌اند. چنانچه یک نظریه هیجان بتواند داده‌ها و حقایق قبلی را به شیوه‌ای هماهنگ وحدت بخشد، پیش بینی روابط جدید را می‌توان به منزله ویژگی فوق‌العاده‌ای برای آن به حساب آورد. از سوی دیگر هر نظریه جامعی نارسائیهای علمی را نشان می‌دهد که ناگزیر از برطرف کردن آنها هستیم و این خود می‌تواند انگیزه‌ای برای برخی از مطالعات جدید باشد. این ویژگی نظریه هیجان را عامل انگیزش برای تحقیق می‌نامند و بالاخره یک نظریه هیجان به عنوان یک عامل تلفیق کننده باید بتواند روابط بین زمینه‌های ظاهرا گوناگون را مشخص کند. نقش تلفیق به گونه‌ای با نقش هماهنگ سازنده نظریه تفاوت دارد، زیرا که نقش تلفیق ارتباط دادن زمینه‌های مختلف دانش با یکدیگر است و نه ارتباط دادن حقائق مربوط به یک زمینه دانش.

معنویت:
معنویت بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل می دهد و تاثیر مهمی بر سلامت و بهزیستی آنان دارد. در نتیجه باید انتظار داشت که معنویت بخش مهمی از مشاوره و روان درمانی نیز به شمار آید، زیرا در حقیقت مشاوره و روان درمانی رشته های مفهومی دارند (وست،1950، ترجمه شهیدی، 1383).
یونگ یکی از روانشناسان مطرحی است که به وجود نیاز معنوی یا مذهبی در انسان تاکید دارد و علت ران رنجوری بیماران را می توان در داشتن مشکل مذهبی و روحی آنان جستجو کرد و در این زمینه به تجربیات ماوراء الطبیعه نیز اعتقاد دارد و آنها را یک تجربه عمدتا درمانی تلقی می کند. و اما تمامی آنچه که بعنوان یک پدیده یا تجربه معنوی در چاچوب روابط درمانی قرار می گیرد، توسط الیزابت مینتز مورد بررسی قرار گرفته است. این محقق معتقد است که نیروهای فرافردی تنها توصیه مناسب برای رویداد هایی هستند که در دوران درمانی اتفاق می افتند. علاوه بر این، او معتقد است که استفاده ی وی از کلمه ی فرافردی، نشان دهنده ی شناخت نیرو های انرژی زای جهان هستی است که ممکن است در دیدگاه معنوی یا مذهبی دیده شود.
امروزه در درمان بسیاری از مشکلات روان شناختی و جسمی همه روزه به شمار افرادی که اعتقاد دارند معنویت راه درمان روان رنجوری ها و درماندگی های روحی آنها می باشد، همچنین متخصصینی که برای درمان بیماری های روانی و بهداشت روان بر باور ها و رفتار های معنوی متمرکز می شوند افزوده می شود. همین امر نیز باعث شده است که سازمان بهداشت جهانی انسان را موجودی زیستی روانی اجتماعی و معنوی تعریف کند (معلمی، 1389).

جرم چیست؟
جرم و بزهکاری یکی از پدیده های شوم و ناخوشایند حیات اجتماعی انسانهاست که همواره در همه جوامع بشری وجود داشته است. رفتار مجرمانه به مجموعه رفتارهایی گفته می شود که حاوی نقض قوانین اجتماعی، تعرض به حقوق دیگران، یا بر هم زننده نظم و آرامش جامعه باشد. از نظر قانون مجازات اسلامی جرم عبارت است از نقص قوانین کشور بر اثر عملی که انجام وظیفه یا اعمال حق آن را تجویز نکرده باشد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد (شریفی نیا، 1387؛ به نقل ازچوپانی صوری، 1388).

در جهان امروز علیرغم کنترل و کاهش چشمگیر بیماری های روانی، نابهنجاری های رفتاری و اختلافات خانوادگی جرم و جنایت در حال گسترش است. زندانیان از جمله گروه های اجتماعی هستند که هزینه های مادی و معنوی زیادی صرف آن ها می شود. سپری شدن بخشی از دوران مفید زندگی عده ای از افراد جامعه پشت میله های زندان، منابع جامعه را به شدت به هدر می دهد. به ازای هر روز سپری شدن عمر یک انسان در محیط زندان، یک روز از منابع جامعه به هدر می رود. بر اساس تحقیقات انجام شده، بیش از 75 درصد زندانیان مبتلا به اختلالات روانی بوده و این که اختلال روانی در زندان نسبت به جامعه شیوع بسیار بالاتری دارد( قنبری ، 1385؛ به نقل ازچوپانی صوری، 1388).

زندان و زندانی
زندان همواره به عنوان یک واقعیت تلخ در جوامع بشری حضوری ناخواسته داشته و تاثیراتی را بر روان زندانی می گذارد، زیرا منتقل نمودن فرد به زندان تنها یک انتقال فیزیکی نیست، فرد با ورود به زندان از یک وضعیت اجتماعی معین که درآن جایگاه و نقش خاصی در میان اعضای جامعه برخوردار بوده و از ارزشهای ویژه ای حمایت و دنباله روی می نموده، به وضعیت اجتماعی دیگری پا میگذارد که بسیاری از آن تصورات و ارزش ها را از دست می دهد، زیرا شخصیت گذشته در محیط جدید کاربرد نداشته و از این رو می بایست به دنیا هویت جدیدی باشد که با این موقعیت و شرایط سازگار باشد. بخشی از این هویت از طریق برچسبی که جامعه بر وی می زند شکل می گیرد و بخش دیگر آن را در ارتباط با افرادی که پس از این با آنها ( زندانیان و زندانبان) به سر خواهد بر به دست می آورد. از این رو می توان اذعان نمود که هر چند انتقال فیزیکی شخص به زندان به آسانی صورت می پذیرد، ولی چرخش روحی و روانی از وضعیت گذشته تازه، همیشه آسان نبوده و همانگونه که بررسی ها نشان داده اند، زندانی شدن به ویژه در روزهای اول با افسردگی روانی بصورت بهت زدگی یا در خود فرورفتن، انزواجویی و بی اشتهایی و مانندآن همراه است (خلیل آباد، 1387).

عوامل مرتبط با جرم و زندانی شدن:
از نظر روانشناسان، عوامل زیستی، روانشناختی و عوامل اجتماعی و موقعیتی در تبیین رفتار مجرمانه و زندانی شدن نقش مهمی دارد. مثلا بخشی از علل ارتکاب افراد به رفتارهای بزهکارانه، ناشی از یادگیری رفتار بر اثر مشاهده انجام آن توسط دیگران است به هین علت فرزندان خانواده های بزهکار آمادگی بیشتری برای انجام اعمال مجرمانه دارند ( سادوک و سادوک، 2003). از سوی دیگر پیوندهای عاطفی فرد با خانواده و باورهای دینی مانند اعتقاد به حلال و حرام، ثواب و گناه در برابر خداوند به طور معناداری میل به رفتار مجرمانه را کاهش می دهد (مشکانی، 1381؛ به نقل ازچوپانی صوری، 1388). زندانیان به علت نگرانی ها، دلولپسی ها و مشکلات پیچیده زندان، ذهنیت های خاص و نگرشهای نفی نسبت به خانواده خود داشته و از مشکلات خانوادگی زیادی برخوردارند. کنکاش در ویژگی های شخصیتی و رفتاری زندانیان نشان می دهد که فرآیند رشد و تحول در زندگی روانی بیشتر آن ها با مشکلاتی همراه بوده است. پریشانی های روانی، محرومیت ها، ناکامی های پی درپی، خردمداری و فزون خواهی، پرخاشگری، خصومت و نفرت انباشته شده، نارسایی تربیتی و یادگیری های غلط دوران کودکی، نظام خانواده آشفته، کمبود و نداشتن هویت موفق که پایه اساسی بسیاری از مشکلات زندانیان است از مهم ترین عوامل گرایش به رفتار تبهکارانه و ضد اجتماعی می باشد( افروز، 1384؛ به نقل ازمحمدی، 1389)

هویت
(( انسان باید خود را بشناسد)) جمله ای معروف از سقراط که بیانگر زمینه های تارخی – فلسفی مقوله هویت است. مواجهه با چنین جمله ای در یونان باستان گویای مسائل مهمی است. اولین نکته ای که این جمله را روشن می نماید حیات فراتاریخی مفهومی مانند هویت است، که به علت ماهیت مستقل آن از زمان و تاریخ، توانسته است دارای وجودی مستمر در اعصار باشد.

تعریف هویت
از دیدگاه اریکسون نوجوان برای هویت چنین تعریف شده است: (هویت یعنی حقیقت شی یا شخصی که مشتمل بر صفات جوهری او باشد) هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات هستی وجود و منسوب به ((هو)) است. از نظر لغوی واژه ی هویت به دو معنای ظاهراً متناقض به کار می رود: 1-. همسانی و یک نواختی مطلق 2. تمایز. اگرچه این دو معنا متضادند ولی به دو جنبه ی اصلی هویت جنبه ی اجتماعی و جنبه شخصی و فردی معطوف هستند. ب شتر روانشناسان و نظریه پردازانِ شخصیت پیش از اریکسون، هویت را در ابتدا امری فردی و شخصی می دانستند. از دیدگاه این نظریه پردازان هویت، احساس تمایز، تداوم و استقلال شخصی نامیده می شد (جاکوبسون ، 1998). درادامه به دیدگاه نظریه پردازان بزرگ در باب هویت می پردازیم.

دیدگاه اریکسون
اریکسون به عنوان اولین نظریه پرداز هویت، آن را به صورت یک احساس نسبتاً پایداراز یگانگی خود تعریف می کند. یعنی علیرغم تغییررفتارها، افکار و احساسات، برداشت یک فرد از خود همواره مشابه است. علاوه بر این او می گوید: (( ما چه کسی هستیم؟)) باید با نگرشی که دیگران نسبت به ما دارند نسبتاً همخوان باشد، این مسئله بر اعتقاد اریکسون در اهمیت رابطه بین فرد و جامعه تأکید دارد ( بیابانگرد، 1384). در اینجاست که نخستین تفاوتهای نظریه ی اریکسون با دیگران که هویت را امری فردی میدانستند آغاز می گردد.

از نظر اریکسون، آنچه(( هویت من)) 17 نامیده میشود آن جنبه از ((من)) است که پس از ایجاد بحران روانی اجتماعیِ گذر از کودکی به بزر گسالی به بررسی، انتخاب و وحدت بخشیدن به تصاویرِ خود، با توجه به فضای عقیدتی خاص دوره ی جوانی می پردازد
ساختن هویت خود، در یک زمان با دو گروه از امور درگیر است. از سویی باید با تغییرات فیزیولوژیکی و شناختی خود سازگار شود و از سویی دیگر ناگزیر از سازگاری با نظامهای بیرونی است. از این رو تشکیل هویت در نوجوان شامل سه امر اساسی است1: نوجوان احساس ثبات و تداوم کند؛ یعنی درک کند که در طول زمان همان شخصی است که قبلاً بوده است. 2: افراد جامعه و دیگران او را شخصی با ثبات بشناسند؛ یعنی نوجوان باید بتواندتصویر با ثباتی از خود به محیط ارائه دهد. 3: او باید براساس شواهد عینی و اطلاعات ملموسی که از محیط دریافت م یکند به ثبات شخصیت خود و تداوم آن اطمینان پیدا کند (شهرآرا، 1383).
اریکسون (( وحدت هویت )) و (( بحران هویت )) را تعارض عمده دروان نوجوانی می داند و نوجوانی دوران هویت یابی است و هویت عبارت است از ((یک احساس نسبتا پایدار از یگانگی خود)) ( شهرآرای، 1384). هویت دارای سه کارکرد اساسی است: افزایش توان گزینشی، ایجاد امکان ارتباط با دیگران، نیرو بخشی و انعطاف پذیری انسان (سجادی، 1384).

دیدگاه مارسیا
پس از اریکسون مارسیا در 1996 طرح عقلانی کردن شکل گیری هویت اریکسون را از طریق فرآیند مصاحبه قابل بهره برداری نمود. این فرآیند بر دو چیز متمرکز بود: 1. بحرانی که در آن فرد، امکانات و انتخا بهای دیگر را کشف می کند. 2. عهدی که در آن افراد یک هویت بخصوص را سرمایه گذاری می کنند ( هانسبرگر و همکاران، 2001). مارسیا با انطباق بر دو معیار (( کاوشگری)) و (( تعهد)) و با سه حوزه عملکرد کلی یعنی شغل، ایدئولوژی و ارزشهای بینِ شخصی روشی را برای سنجش (( منزلت های هویتی من)) به وجود آورد.

مارسیا منزلتهای هویتی را اینطور نامگذاری کرد: هویتِ دنباله رو ، هویت سردرگم ، هویت یافتیگی . افراد (( هویت یافته)) بحران اکتشاف را تجربه کردهاند و از این طریق تعهدات راسخ و محکمی برایشان پدید آمده است. افراد دارا

می 3

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))

یکی از مسائل مهم زندانیان و مجرمین مشکلات روانی می باشد. اختلالات روانی یکی از مشکلات بزرگ دنیای امروز است. به طوری که گزارشهـا حـاکی از آن است که یک چهارم از افراد جامعه آمریکا، برخی از انواع مشکلات روانـی را در طـول زنـدگی خود تجربه میکنند. در اغلب موارد وجود اختلالهای روانی در فرد نه تنها از میزان سـازگاری فردی و اجتماعی وی میکاهد، بلکه امنیت و بهداشت روانی خانواده و سایر گروههای اجتماعی را نیز دچار مشکل میکند. در برخی موارد نیز، نوع و شدت مشکل به حدی میرسد که موجبات آزار و تهدید حقوق اعضای دیگر اجتماع را فراهم می آورد و نتیجه آن، درگیری فرد بیمـار بـا قـانون و مراجع کیفری را فراهم می آورد. به عبارت دیگر، فرد بیمار به سبب داشتن اختلال روانی و پیامد آن ارتکاب جرم، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد و نهایتا وارد زندان میشود.
یافته های تحقیقات مختلف نشان داده انـد کـه بین 10 تا 15 درصد از زندانیان دچار اختلال روانی هستند و میزان شیوع اختلال های روانی در نمونه های متشکل از افراد مجرم وزندانی بسیار بالاتر از افراد دیگر جامعه است. (چیلس، میلر و کاکس، 1980).

بوردکین (1993) در پژوهش ملی خود در مورد رعایت حقوق بشر در افراد استرالیایی مبتلا به بیماری های روانی گزارش کرد که بین 30 تا 50 درصد از نوجوانان حاضر در کانونهای اصـلاح تربیت، مبتلا به یکی از مشکلات سلامت روانی هستند. همچنـین یافتـه هـای ایـن پـژوهش نشـان میدهد که میزان شیوع اختلالات روانی در بـین ایـن نوجوانـان 7 برابـر بیشـتر از سـایر نوجوانـان است.
گروهی از متخصصان سلامت روانی در آمریکا نیز با مطالعه 541 نوجوان 13 تا 18 ساله مجرم دریافتند که میزان مشکلات درونی سازی از (جمله افسـردگی، وسـواس، شـکایات جسمانی واسکیزوئید)ومشکلات بیرونی سازی از جمله بیشفعالی، پرخاشگری و بزهکاری) در این نوجوانان دو برابـر سـایر نوجوانـان بـود. از طرفـی مشـاهده شـده اسـت کـه مددجویان مبتلا به مشکلات سلامت روانی نه تنها در زندان بیشتر مرتکب خـلاف مـیشـوند و درنتیجه به طول دوره محکومیت آنان افزوده میشود، بلکه احتمال بیشتری است که قربانی خشـونت، سوءاستفاده و آزار و اذیت سایر مددجویان شوند (اوکنر و همکاران، 2002).
مکشان (1989) مشاهده کرد که مـددجویان مبتلا به مشکلات و بیماریهای روانی پنج برابر سایر مدد جویان بـه کارکنـان زنـدان و مـددجویان دیگر حمله ور میشوند.
از طرفی تاریخچه زندان و مقابله با جرایم نیز نشان داده است که روشهای متکی بـر تنبیـه و مجازات نه تنها نمی تواند از بروز و ارتکاب مجدد جرم جلوگیری کنـد؛ بلکـه در مـواردی نیـز بـر شدت و تعداد این موارد افـزوده اسـت. از ایـن رو، امـروزه اعتقـاد بـر ایـن اسـت کـه اسـتفاده از روشهای بازپروری و تأکید بر توانبخشی روانی مددجویان، بخصوص در آن دسته از مـددجویانی که دچار نواقص شناختی و اختلالات روانی هسـتند، بسـیار مفیـد و مـؤثر اسـت (کریتون و تاول ، 2005). سـوریال و مکنزی [نقل از تاول، 2003)]. تأثیر برنامههـای مداخلـهای متکـی بـر مجـازات و برنامـههـای مداخلهای متکی بر تقویت رفتارهای مثبت را در یک اردوگاه از مددجویان مورد مقایسـه کردنـد و دریافتند که هرچه تأکید بر مجازات در مددجویان بیشتر شود، میـزان ارتکـاب جـرم و محکومیـت مجدد نیز افزایش مییابد. براین اساس طی چند دهـه گذشـته تاکیـد مسـئولان و دسـتانـدرکاران جامعه و زندان بر جایگزینی فعالیتهای تـوانبخشـی و بـازپروری بـه جـای تنبیـه و مجـازات در زندان ها است.

فرندشیپ وهمکاران (2003) کارایی برنامـه هـای شـناختی- رفتـاری را در کـاهش نشـانگان روانشناختی و میزان ارتکاب جرم مجدد در دو گـروه از مـددجویان مـردی کـه دارای دو سـال و بیشتر محکومیت بودند مقایسه کردند. گروه اول یا گروه آزمایشی متشکل از 667 زنـدانی وگـروه دوم یا گروه کنترل متشکل از801نفر از مددجویانی بودند که از نظر چند متغیـر مـرتبط بـا هـدف تحقیق با گروه اول همتاسازی شده بودند. مددجویان گروه آزمایشـی در جلسـات رواندرمـانگری گروهی مبتنی بر فنون شناختی- رفتاری شرکت کردند. نتایج نشان داد که گـروه آزمایشـی و گـروه کنترل هنگام کنترل سایر متغیرها از نظر وضعیت روانشناختی و از نظـر میـزان محکومیـت مجـدد تفاوت معناداری داشتند.
یکی از عمده ترین مشکلاتی که در زندان برای فرد به وجود می آید بحران هویت است. بنا به تعاریف بحران هویت فرد در زندان با یک من آشفته و بهم ریخته رو به رو می شود. من زندانی در مقابل ارزشهای قانون و هنجارهای کشورش است که این عامل باعث بهم ربختگی شدید هویتی در او می شود( جلالی، 1376).
بحران هویت واژه ای است که اولین بار اریکسون ارائه داده است و عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد را بحران هویت نامید ولی اکنون دیگر این تعریف اصلاح شده است. از نگاهی دیگر بحران هویت، اینگونه تعریف شده است: عدم موفقیت فرد در شکل دادن به هویت فردی خود اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی با شرایط فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت نامیده می شود (سیدنژاد، 1381).
اما آن تعریفی که در این پژوهش از بحران هویت و نشانه های آن مدنظر قرار می گیرد عدم توانایی و پاسخ گویی به سوال های اساسی است که انسان ها با آن ها روبرو می شوند و بدون یافتن پاسخ به این سوالات، زندگی ان ها پوچ و بی هدف خواهد شد و در نتیجه از بحرانی تحت عنوان بحران هویت رنج خواهند برد. برای پاسخ گویی به این سوالاتی که ذهن انسان ها را درگیر می کنند، باید ابتدا به باورهای مذهبی اساسی در رابطه با خداوند، هستی و انسان اعتقاد داشت تا بحران هویت کمتری را تجربه کرد زیرا زندگی برای کسانی که دچار بحران هویت هستند بی معنا، پوچ و بی هدف می شود و آنان دچار احساس ناامیدی و گم گشتگی می شوند. در حالیکه باور های مذهبی اساسی می تواند باعث احساس امیدواری، هدفمندی و آرامش در افراد دچار بحران شود (رجایی، 2008).

فرانکل (2000) نیز عنوان کرده است که جستجو برای یافتن معنای زندگی از نیازهای اساسی بشر است که بایستی براورده شود به نظر او هنگامی که فرد نتواند معنای زندگی خودش را دریابد دچار خلا هستی می شود. خلا هستی در واقع شکلی از پوچی منحصر به فرد است. در میان مراجعین بسیاری که با مشکلات روانشناختی روبرو بوده اند و مخصوصا معتادن اعم از مصرف کننده و بهبود یافته، نشانه ای شبیه به خلا هستی دیده شده است که منجربه عدم شکل گیری تلاشهای هدفمند در زندگی و احساس پوچی و نا امیدی و بیچارگی در زندگی افراد می شود و در نهایت به نظر می رسد که این افراد دچار بحران هویت شده اند.
یالوم (1995) در مورد امیداوری بیان می کند،که امید یک عنصر اساسی فرایند درمان است. افراد به هنگام درمان معمولا شرایط مبهمی دارند و در مورد آینده مردد هستند. لذا لازم است تا با توسل به راه های مختلف افراد برای سپری کردن دوره درمان اراده و هدفمندی و امید خود را تا پایان حفظ کنند.
بک (1974) نیز در مورد ناامیدی به تحقیق پرداخته و رابطه تنگاتنگی میان نا امیدی وافسردگی و افکار خودکشی یافته است به گونه ای که مقیاس نا امیدی او به گونه ای پیش بینی کننده خطر خودکشی در افراد است.
متغیر سوم این پژوهش درمانی است که برای اولین بار توسط رجایی (1388) مطرح شده است. این درمان، درمان شناختی- هیجانی معنوی (SCET) نام دارد که درمانی شناختی با رویکرد معنوی است در این درمان علاوه بر توجه به سطوح فیزیولوژیکی و شناختی به سطح معنوی نیز در درمان اختلالات روانشناختی توجه شده است. در سطح شناختی درمان، درمانگر سعی می کند تا تفکرات غیر واقعی و غیر منطقی مراجع را که منجر به پیدایش احساسات ناخوشایند شده است شناسایی کند. در این مرحله از درمان می توان از خطاهای فکری که توسط بک مطرح شده اند و یا باورهای غیر منطقی که توسط الیس عنوان شده اند استفاده کرد.
در سطح فیزیولوژیکی، درمانگر با در نظر گرفتن واکنشهای جسمانی و هیجانی مراجع نظیر تپش قلب و نفس نفس زدن سعی می کند این احساسات ناخوشایند را از طریق آموزش آرامش دهی یا ریلکسیشن کنترل و کاهش دهد و اما در سطح معنوی، ابتدا از مراجع خواسته می شود تا در مورد خودش ودیگران و اینکه در مورد ماهیت انسان چگونه می اندیشد، صحبت کند. اغلب مراجعین تصویر منفی از خود و انسان دارند. احساس پوبی ارزشی و نا امیدی می کنند و هدفی در زندگی ندارند. درمانگر از طریق ارائه باورهای اساسی دینی که 10 مورد هستند و راجع به انسان، هستی و خداوند می باشند سعی در کاهش احساسات ناخوشایند مراجع دارد وبکارگیری این باورها در زندگی می تواند منجربه رشد و تعالی روان در او شود.
لذا از این رو زندانیان بعلت مشکلات اجتماعی .اقتصادی. اعتقادی و مصرف مواد مخدر دچار اختلالات روانی و بحران هویت میباشند که روان درمانی شناختی –هیجانی معنوی میتواند بر بهبود اختلالات روانی و بحران هویت بوجود آمده در زندانیان برای برگشت به زندگی عادی و اجتماع لازم باشد.
چالش بحران هویت هم بعد روان شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی(شرفی، 1380)
در نظریه شناختی-هیجانی معنوی فرض بر این است که راهی از بحران هویت از طریق پاسخ به سوال های اساسی زندگی و باتوجه به باورهای اساسی دینی امکان پذیر است. با عنایت بر آنچه بیان شد سوال این است که آیا درمان شناختی-هیجانی معنوی( SCET )می تواند بر بحران هویت زندانیان تاثیر بگذارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:
تعداد کل زندانیان کشور، ۲۱۰ هزار و ۶۷۲ نفر است. این آمار نسبت به آخرین آمار ارائه شده به سازمان‌های جهانی توسط ایران با کاهش حدود ۷ هزار نفری روبه‌رو شده است. براساس این آمار، استان تهران با ۳۱ هزار و ۹۰۰ زندانی، در صدر لیست استان‌های کشور در این زمینه قرار دارد. پس از استان تهران، خراسان رضوی با ۲۰ هزار و ۱۱۹ زندانی، فارس با ۱۵ هزار و ۵۴۰ زندانی، اصفهان با ۱۴ هزار و ۱۴۷ زندانی، خوزستان با ۱۳ هزار و ۲۸۵ زندانی و کرمان با ۱۱ هزار و ۴۱۹ زندانی در جایگاه‌های بعدی بیشترین تعداد زندانی قرار دارند (پایگاه خبری الف ، 1393.به نقل از سازمان زندانهای کشور)
همانطور که ملاحظه می شود پس از استان تهران، استان خراسان دومین استانی است که بیشترین فراوانی زندانیان را به خود اختصاص داده است. ازجایی که عوامل سبب شناسی هر زندانی نسبت به دیگری تفاوت دارد نمی توان به طور یقین بیان کرد که کل زندانیان با یک مشکل وارد زندان می شوند. همانطور که می دانید یکی از سبب شناسی های بررسی های ورودی زندان، عامل روانی است. که یکی از عوامل مهم روانی که روانشناسی همچون اریکسون و مارسیا به آن ها دامن زده اند و موفقیت فردی را در گروی آن می بینند، هویت می باشد (فرهنگی، 1390). حال اینکه چه تعداد از زندانیان بحران هویت یعنی تعهد را طی کرده اند بسیار سخت خواهد بود. نتایج پژوهش هایی نشان داده است که بین دلبستگی نا ایمن دوسوگرا و هویت زودرس و آشفته رابطه وجود دارد، که ویژگی اینگونه افراد، بی عاطفگی، بی اعتمادی، تاثیر سریع از محیط اطراف خود می باشد (باقری و همکاران، 1388).
شواهد نشان می دهند افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکنند احتمالا در آن ها آشفتگی، بی اعتمادی، خودتنظیمی کمتر، انعطاف پذیری پایین تر خواهیم دید (فرهنگی، 1390).
به طور کلی می توان گفت کسب هویت و تعهد کسب کردن به ارزش ها و رسیدن فرد به وفاداری امری بسیار مهم جهت مقابله با مشکلات زندگی است که آن می تواند جلوی آسیب های اجتماعی از جمله زندان رفتن را بگیرد. حال توجه به بهبود افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکردند و دچار این مشکل هستند امری ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر باتوجه به درمان گروهی شناختی-هیجانی معنوی می خواهیم بحران هویت را کاهش دهیم.
اهداف پژوهش:
هدف های کلی:
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بحران هویت زندانیان
هدف های جزئی:
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی هدفی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پوچی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نا امیدی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عدم اعتماد به نفس زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی ارزشی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نارضایتی از زندگی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر اضطراب زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر غمگینی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پرخاشگری زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عصبانیت زندانیان

فرضیه های پژوهش:
1-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عصبانیت زندانیان می شود.
2-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پرخاشگری زندانیان می شود.
3-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش غمگینی زندانیان می شود.
4-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش اضطراب زندانیان می شود.
5-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نارضایتی زندانیان می شود.
6-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی ارزشی زندانیان می شود.
7-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عدم اعتماد به نفس زندانیان می شود.
8-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نا امیدی زندانیان می شود.
9-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پوچی زندانیان می شود.
10- درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی هدفی زندانیان می شود.
11-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بحران هویت زندانیان می شود.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
تعاریف مفهومی:
1-درمان شناختی-هیجانی معنوی: نظریه شناختی-هیجانی معنوی (SCET) شکل جدیدی از نظریه های شناختی است که در آن بینش های دینی و معنوی در تبیین رفتار انسان و درمان اختلالات روانشناختی استفاده می شود (رجایی، 2010).
2-بحران هویت: به وضعیتی اطلاق می شود که شخص نسبت به ارزش ها و عوامل دیگر تعهد کسب نکرده است و در نهایت به وفاداری نرسیده باشد (فرهنگی، 1390). به طور کلی انسان ها به دنبال یافتن معنای زندگی اند و چنانچه نتوانند پاسخ مناسبی برای سوال های خود بیابند دچار بحران هویت خواهند شد.
تعاریف عملیاتی:
1- درمان شناختی- هیجانی معنوی: در این پژوهش 10 جلسه آموزش حضوری، هر جلسه 90 دقیقه به طول می انجامد، برای رویکرد شناختی-هیجانی معنوی برگزار می شود.
2-بحران هویت: بحران هویت نمره ای است که فرد در پرسشنامه بحران هویت ICQ که در سال 1387 توسط رجایی و همکاران ساخته شده است کسب می کند. در این قسمت نمرات 10 نشانه بحران هویت به تفکیک محاسبه ودر نهایت با یکدیگر جمع میشوند..
معرفی انواع متغیر های پژوهش:
متغیر مستقل: درمان شناختی-هیجانی معنوی
متغیر وابسته: بحران هویت

فصل دوم
پیشینه تحقیق

مروری بر تعاریف اصطلاحات ومفاهیم زندان و هویت
زندان
زندان مکانی است که اشخاص از نظر فیزیکی، محدود و توقیف و معمولاً از آزادی‌های شخصی محروم می‌شوند. زندانها به طور قراردادی، سازمان‌هایی هستند که بخشی از نظام قضائی یک کشور محسوب می‌شوند و به منظور اجرای کیفر حبس، به‌عنوان یک مجازات قانونی که به صورت حکم از سوی دادگاه صادر شده‌است، به دلیل ارتکاب جرم بکار می‌روند. (نجاتیان، 1354).
در بیان عامیانه و در خیلی از کشورها، واژه زندان به‌ عنوان یک مترادف برای بازداشتگاه در حالی که از نظر قانونی این واژه‌ها به دو نهاد بازداشتگاه‌ها ویژه نگهداری اشخاصی هستند که در انتظار محاکمه‌اند و یا هنوز احکام به آنها ابلاغ نشده‌است، برای کمتر از یک سال در صورتی که زندان‌ها میزبان افرادی هستند که دارای محکومیت قطعی می‌باشند.
زندانی
زندانی اطلاق به کسی می شود که دارای محکومیت باشد و این محکومیت بر اساس اعمال و کارهای خلاف قانون کشور مطبوعش هست. حال زمانی که فردی لقب زندانی به خود می گیرد مسایل و مشکلات عدیده ایی گریبانگیرش میشود از جمله نبود حمایت از خانواده- افسردگی- اضطراب و…….

بحران وهویت
هویت‏ بحران‏زده هنگامی مصداق می‏یابد که تعارض و چالش جدی در نگرش فرد میان عناصر اثرگذار و سازنده شخصیت وی پدید آمده باشد، و فرد از ارائه تفسیر جامع از آنها و پاسخ قانع کننده به معنی زندگی ناتوان باشد، و نیز آن گاه که فرد یا جامعه‏ای از تأمین نیازهای ضروری خود و قدرت بر اشباع یا اقناع خود، عاجز باشد، با شخصیت و هویت ‏بحران زده مواجه خواهد شد. بحران درونی و بیرونی در تعامل، تأثیر و تأثر متقابل قرار دارند.

بحران‏های اقتصادی و اجتماعی می‏تواند نگرش فرد را از درون آسیب‏پذیر کند و بحران درونی تولید نماید و از سوی دیگر، ناسازگاری‏های درونی و بازماندگی عقلانی و عاطفی افراد و گروه‏ها می‏تواند بحران‏های اجتماعی بیافریند. بحران‏های مادی و اقتصادی برای ملت‏ها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. بحران‏های عقلانی، عاطفی و معنوی در عرصه روح آدمی بسیار خانمان سوزتر است. همه بحران‏های اجتماعی تا آن جا که شخصیت جامعه و مشروعیت نهادهای اجتماعی را آسیب زده و بحران زده نساخته است، چندان مهم نیست. بحران هویت گاهی در حد فردی و شخصی می‏ماند و گاهی، میان افراد و گروه‏ها شیوع می‏یابد و به بحرانی عام و اجتماعی تبدیل می‏شود.
بنابراین، بحران

مارس 18

ارتباط کمالگرایی با اضطراب شناختی و جسمانی ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز- قسمت 2

حد در مورد احتمال پیشرفت نکردن با اضطراب شدید همراه است. هال و همکاران[18] (1998) اهمیت نگرانی از اظهار وجود را در 199 ورزشکار سطوح دانشگاهی آمریکا بررسی کردند، و نتایجنشان داد که نگرانی از با استعداد به نظر نرسیدن، خوددار نبودن، چاق بودن یا جذاب نبودن، همگی با اضطراب شناختی ارتباط دارند، اما با اضطراب جسمی ارتباط ندارند.

امروزه رقابت ورزشی در جوامعی که با در نظر گرفتن توانایی رقابت کنندگان، دلایل توجیهی رقابت و سطوح مهارتشرکت کنندگان، بشدت انتظارات بلند پروازانه ای از نتایج رقابتهای ورزشی نسبت به دیگر جوامع شرکت کننده در رقابت دارند، از اهمیت بخصوصی برخوردار است. در این نوع جوامع رقابت ورزشی تقاضاهای زیادی را در   ورزشکاران رقابتیایجاد می کند و اغلب اوقات نتایج رقابتهای ورزشی با دقایقی تفاوت در ادراک و مهارت رقابت کنندگان مصمم وقطعی میشود. این نوع شرایط رقابت، استرس بالایی را در افراد شرکت کننده ایجاد می کند و این استرس معمولا ناشی از اضطراب رقابتی ورزشکاران است(اوفناگر[19]، 2005).

اغلب تحقیقات اضطراب رقابتی اساسا” مربوط به تاثیرات زیان بخش اضطراب بر روی عملکرد با ایجاد دیدگاه منفی ای در اغلب افراد درگیر در این مفهوم، می شود. اضطراب به عنوان احساسات ناآرامی و تنش ناشی از تقاضاهای فشارزای محیطی تعریف شده است که با برانگیختگی در ارتباط است و نشان دهنده ادراک ناهماهنگی بین تقاضاهای محیط و توانایی ورزشکار برای انجام دادن آن تقاضاها می باشد (گولد[20]، 2002).

یکی از اهداف اساسی مطالعات حیطه روانشناسی ورزشی به اوج رساندن اجرای ورزشکاران که ممکن است به علت عدم توجه صحیح و کافی ورزشکاران، شکست هایی را در اثر اضطراب شناختی و جسمانی و یا کمالگرایی بیش از حد متحمل شوند و خسارت های جبرا ن ناپذیری را برای خود ، خانواده و جامعه ورزش رزمی به بار آورند .

درورزشهای رزمی، موقعیتهای متعددی وجود دارد که میتواند به عنوان چالش، تهدید ویا حتی خطر تلقی شود. اگردراین گونه رشته های ورزشی فرد ورزشکار ،او درمعرض خطرات ناشی از عملکرد ضعیف ،شکست و حتی آسیب جدی قرارمیگیرند. علاوه بر این با توجه به تحقیق مارتنز[21]وهمکاران(1990) ویژگی مهم دیگر ورزشکاران رزمی این است که از سوی هواداران ،والدین، مربی ودست اندرکاران ورزشی به میزان بیشتری ارزیابی میشوند؛ که احتمالا عاملی برای کمال گرایی این افراد باشد که مسئولیت این ورزشکاران رابرای بروز اشتباهات بیشترمیسازد.به عبارت دیگر،ورزشکارانی که دررشته های رزمی رقابت میکنند، میدانندکه به تنهایی مسئول شکست یا موفقیتهای خود هستند. لذا اگر آنها دنبال موفقیت هستند، باید سطح خود را ازاضطراب شناختی کاهش واعتمادبه نفس خود را افزایش دهند. به طور کلی در این پژوهش سوال اساسی این است که آیا بین کمالگرایی معیارهای شخصی ، نگرانی در مورد اشتباهات ، انتظار والدین ، انتقاد والدین ، تردید نسبت به اعمال و سازماندهی با اضطراب حالت شناختی و جسمانی در ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز ارتباط وجود دارد .

 

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه به دلیل کاهش تفاوت بین رکوردهای ورزشکاران، محققان به دنبال راههایی هستند که برخلاف روشهای غیر اخلاقی مانند دوپینگ، بتوانند بدون عوارض جانبی موجب برتری و بهبود عملکرد ورزشکاران شوند. گاهی حتی مداخله عوامل جزئی نیز می‌تواند با وجود تاثیر کم در موفقیت یا شکست ورزشکاران تعیین کننده باشد از این رو پژوهشگران به دنبال کشف عوامل موثر و مرتبط با اجرای بهینه ورزشکاران هستند.با توجه به اینکه زمان واکنش نسبت به دیگر مهارتهای ورزشی جنبه شناختی بیشتری دارد، بنابراین از بین عوامل اثر گذار، عوامل روانشناسی می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد از بین عوامل روانشناسی یکی از متغیرهایی که با عملکرد ورزشی ارتباط دارد و البته در زندگی عادی اثر گذار است اضطراب می باشد (کشاورز 1388). توانایی کنار آمدن با فشار و اضطراب، بخش جدایی ناپذیر ورزش به خصوص در ورزشکاران رشته های رزمی می باشد .

کمال گرایی توجه روزافزونی را در حیطه های مختلف از ورزش (مثل مطالعه‌‌ی ورزشکاران برگزیده) گرفته تا آسیب شناسی روانی (مثل اختلالت خوردن و افسردگی) به خود جلب کرده است. اما نتایج دارای جنبه های متناقصی است. به عنوان مثال، از یکسو در حیطه ی ورزش بسیاری از محققان کمال گرایی را ویژگی سازگارانه می دانند که به دست یافتن به عملکرد ممتاز کمک می کند [22](گولد، دیفن باخو موفت، 2002) و از سوی دیگر بسیاری، کمال گرایی را ویژگی ناسازگارانه می دانند که نه تنها به عملکرد ورزشکاران کمک نمی کند بلکه مانعی در عملکرد آنان است (فلت[23] و هویت، 2005).

در نتیجه ورزشکاران ممکن است با چیزی مواجه شوند که هویت و فلت آن را “پارادوکس کمال گرایی[24]“نام نهادند. سطوح بالایی از کمال گرایی هم در ورزشکاران نخبه و یادگیرندگان سرآمد دیده می شود و هم در افراد افسرده و آنهایی که نشانه هایی از بی‌اشتهایی و پرخوری عصبی نشان می دهند(اوئنز و اسلاد[25]، 1984).

در خصوص اینکه کمال گرایی در چه نقطه ای ناسازگارانه می شود اطلاعات چندانی در دسترس نیست. پژوهش حاضر به روشن سازی این مسأله کمک می کند. بطور کلی اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر را می توان درباره موارد زیر احساس کرد:

با وجود شیوع رایج کمال گرایی، این ویژگی شخصیتی همچنان یک سازه روانشناختی نسبتاً ناشناخته است و سوالات زیادی درباره علل کمال گرایی و ویژگیهای افرادی که کمال گرایی برای آنها یک مشکل است بدون پاسخ مانده است. لذا انجام تحقیقاتی درخصوص سازه کمال گرایی و ویژگیهای کمال گرایان ضروری به نظر می رسد. علاوه بر این، با تحقیق در خصوص کمال گرایی مثبت و منفی، شناخت بیشتری از نقاط قوت و ضعف کمال گرایان سازگار بدست می آید، این اطلاعات به رشد و پرورش راهبردهای مناسب تر جهت مقابله با کمال گرایی آسیب رسان و تقویت کمال گرایی سالم کمک می کند. همچنین محققان همیشه در پی شناسایی متغیرهای روانشناختی خاصی بوده اند که قادرند عملکرد ورزشکاران را تسهیل کنند. با توجه به تأثیری که کمال گرایی سازگاری و ناسازگار برعملکرد ورزشکاران رزمی دارد، شناخت سازه کمال گرایی و انواع سالم و ناسالم آن به مربیان و والدین کمک می‌کند در اتخاذ رویکردها و تصمیمات مناسب در قبال فراگیران کمال گرا با اطلاعات وسیع تر و کارآمدتری عمل می کنند. والدین، متولیان آموزش ورزش و دولتها بر ورزشکاران سرمایه گذاری زیادی می کنند. باید به هر راه ممکن بازدهی این سرمایه گذاری را به حداکثر رساند. بایستی به ورزشکاران کمک کرد به تمایلات ناسالم کمال گرایانه خود به منظور اجتناب از مشکلات همراه با آن غلبه کنند. انجام این پژوهش با هدف شناخت پایه و اساس کمال گرایی و شاید ارائه راه حلی برای غلبه بر نوع ناسالم آن (در شکل کاهش کمال گرایی منفی) می‌تواند گامی در این راه به حساب آید. همچنین شناخت کمال گرایی رزمی کاران و پیامدهای آن از اهمیت خاصی برخوردار است. باشگاه مکان مناسبی برای بررسی همبسته های کمال گرایی است، زیرا محیطی است که دربرگیرنده مقدار قابل توجهی استرس بوده و از فرد توقعات آشکار و ضمنی فراوانی در عملکرد دارد[26] (استیون و فراست، 1984). افزایش استرس در رزمی کاران با نرخ بالاتر افسردگی[27] (فور، وست فلد و مک کونل 2001) و رفتارها و افکار خودکشی[28] (وستفلد و فیور، 1987) همراه است. محققان معتقدند استرس تجربه شده توسط افراد و آسیبهای روانی منتج از آن با باورهای کمال گرایانه پذیرفته شده توسط آنان ارتباط دارد. لذا شناخت نحوه تأثیر کمال گرایی فراگیران بر عملکرد و سازگاری ورزشی آنان از اهمیت خاصی برخوردار است.با وجود اینکه تحقیقات موجود به روشن تر شدن نقش کمال گرایی و ارتباط اش با سایر متغیرهای روانشناختی کمک کرده است، با این حال سوالات مهمی همچنان بدون پاسخ مانده اند. بعنوان مثال سازگارانه یا ناسازگارانه بودن کمال گرایی همچنان موضوع بحث باقی مانده است. این پرسش که معمولاً بر ارتباط بین کمال گرایی

مارس 18

ارتباط کمالگرایی با اضطراب شناختی و جسمانی ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز- قسمت 3

و عملکرد متمرکز می‌باشد به دقت در تحقیقات نشان داده نشده است. به عبارت دیگر سازوکار تأثیرگذاری مؤلفه های مثبت و منفی کمال گرایی بر عملکرد رزمی کاران در تحقیقات واضح و روشن نیست.همانطور که موبلی، اسلانی و رایس[29] (2005) نشان داده اند بیشتر تحقیقات در زمینه کمال گرایی با بهره گرفتن از نمونه های دانشگاهی آمریکایی انجام گرفته اند. موبلی و همکاران (2005) معتقدند تقسیمات فرهنگی در تحقیقات کمال گرایی با صراحت تعمیم یافته ها به جمعیت های فرای دانشجویان آمریکایی ـ اروپایی را محدود می کند.

مارس 18

ارتباط کمالگرایی با اضطراب شناختی و جسمانی ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز

ارتباط کمالگرایی با اضطراب شناختی و جسمانی ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز

ارتباط کمالگرایی با اضطراب شناختی و جسمانی ورزشکاران رشته های رزمی شهر شیراز

استاد راهنما

دکتر احمد ترکفر

استاد مشاور

دکتر ژاله رفاهی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

 مقدمه

در طول دهه گذشته، رویکرد تنظیم هدف در صنعت، آموزش و ورزش طرفداران زیادی بدست آورده است. ایده زیر بنایی رویکرد این است که ما در مواجهه با اهداف کلی و گسترده‌ای که قصد دستیابی به آنها را داریم، احتمال دارد فشار شدیدی را احساس کنیم، به طوری که ممکن است انگیزه خود را از دست بدهیم و دچار اضطراب شویم. باورهای رایج و احساس کلی به ما می گویند که باید بین ورزش و انگیزش، اضطراب ارتباط مهمی وجود داشته باشد. ورزش معمولا دربر گیرنده رقابتی است که خود باعث ایجاد اضطراب می شود و مشخصه این اضطراب، افزایش انگیزش است. هنگام اضطراب، عملکرد فرد ورزشکاربهتر از شرایط عادی نیست و زمانی که تحت فشار قرار می گیرد، بیشتر مرتکب اشتباه می شود همان طور که جونز[1] (1991) می گوید، در سطوح بالای ورزش (حداقل در بعضی از ورزش ها) تفاوت مهارت های افراد شرکت کننده بسیار اندک است. بنابراین، آنچه باعث برنده یا بازنده شدن ورزشکار می شود، توانایی او برای غلبه بر اضطراب و استرس است.

تحقیقات سواین و جونز[2] (1991) نشان می دهد هر دو نوع اضطراب، قبل از حادثه ورزشی افزایش می یابند و مهم تر این که فراوانی تفکر اضطرابی دقیقا قبل از مسابقه بیشتر
می‌شود. همچنین اعتقاد بر این است که با شروع مسابقه، اضطراب جسمی به سرعت کاهش می‌یابد، اما اضطراب شناختی به نحوه پیشرفت کار بستگی دارد. به همین دلیل، بسیاری از محققان براین فرض هستند که اشتباه عملکرد در ضمن بازی باعث اضطراب شناختی می شود نه جسمی.

کاکس[3] (1998) معتقد بود که اضطراب شناختی با عملکرد ارتباط منفی دارد هر چه اضطراب شناختی افزایش یابد، عملکرد سیر نزولی پیدا می کند. با این حال، در مطالعه سواین و جونز (1991) برخی از ورزشکاران گزارش دادند که برای بهتر بودن عملکرد به مقداری اضطراب شناختی نیاز دارند. با توجه به این که اندازه گیری اضطراب شناختی در طول مدت ورزش غیر ممکن است، فقط می توانیم فراوانی و شدت تفکرات اضطرابی را تخمین بزنیم.

پژوهشهای مختلف ارتباط پیچیده ای را بین اضطراب و اجرای حرکتی و ورزش گزارش کرده اند (تجاری 1379)، اضطراب به ویژه اضطراب شناختی و جسمانی که پیش از رقابت یا حین اجرا بوجود می آید کانون مهمی از تحقیقات روانشناسی بوده است. به طور گسترده ای اعتقاد بر این است که اضطراب و کمالگرایی بر جنبه های مختلف اجرا اعم از ورزشی به خصوص در رشته های رزمی اثر می گذارد.

اگر شخصیت را به عنوان ترکیبی از اعمال، افکار، هیجانات و انگیزش های فرد بدانیم، مؤلفه های سازنده ی شخصیت ممکن است در افراد مختلف، متفاوت باشند. از سوی دیگر، امکان دارد این مؤلفه ها به طرق مختلفی ترکیب شده باشند به طوری که الگوهای شخصیتی گوناگونی را به وجود آورند. بسیاری از محققان معتقدند وجود تفاوتهای فردی و ویژگی های شخصیتی متفاوت، واکنش افراد را نسبت به موقعیت ها و فشارزاها متمایز می گرداند. یکی از این ویژگی های شخصیتی، کمال گرایی[4] است (نجاریان و همکاران، 1378).

کمال گرایی عقیده و باوری است که با مجموعه ای از معیارهای بسیار بالا برای عملکرد، گرایش به قانون همه یا هیچ و رسیدن به نتایجی بی نقص و کامل مشخص می شود (مهرابی زاده، هنرمند، باک نژاد، شهنی ییلاق، 1384). کمال گرایی با انتقاد بیش از حد از خود، نگرانی در مورد برآوردن انتظارهای اجتماعی و تمرکز بر سازمان بندی همراه است (فراست، مارتین، لاهارت و روزنبلات[5] ، 1990، چباک، 1998، به نقل از مشهدی و همکاران، 1382).

در حوزه ورزش، برخی از پژوهشگران کمال گرایی را بهنجار و قهرمان ساز می دانند؛ صفتی که به تحقق عملکرد عالی کمک می کند(گالد [6]وهمکاران، 2002). عده ای دیگر، کمال گرایی را برعکس صفتی نابهنجار توصیف می کنند و معتقد هستند باعث تضعیف عملکرد ورزشی می شود و آن را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد(فلت و هویت، 2005). بخشی از این یافته های متناقض بر حسب ماهیت ابعادی کمال گرایی قابل توجیه و تبیین هستند، اما در این میان سوالی وجود دارد که آیا کمال گرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی چند بعدی با اضطراب رقابتی (شناختی و جسمانی) و تمرکز رزمیکاران ارتباط دارد؟

1-2-بیان مسأله

اصطلاح کمال گرایی به آرزوی شخص جهت دستیابی به معیارهای بالای عملکرد از یک سو و ارزیابی های انتقادی غیرمنطقی از عملکرد خویشتن از سوی دیگر اشاره دارد (فراست، 1990). محققان بسیاری به نقش کمال گرایی در آسیب شناسی روانی تأکید کرده اند و تحقیقات زیادی درباره آن صورت گرفته است (آنتونی[7]،1998) این تحقیقات نشان داده اند که کمال گرایی با اختلالاتی همچون بی اشتهایی عصبی[8]، افسردگی[9]، اختلال وسواس ـ اجباری[10] و اختلال شخصیت وسواسی اجباری و برخوری عصبی ارتباط دارد (شفران، 2002). با این حال همه تحقیقات مؤید نقش آسیب زای کمال گرایی نبوده است.

به اعتقاد هاماچک[11] (1978) تمایز بین کمال گرایان سازگار و ناسازگار اصولاً بر این اساس صورت می گیرد که کمال گرایان ناسازگار دچار خود ـ انتقادی های افراطی می شوند و اشتباهات کوچک را شکست تفسیر می کنند (برنز[12]، 1980) در حالی که کمال گرایان سازگار علیرغم داشتن معیارهای بالا برای عملکردشان، درگیر نگرانی های افراطی درباره دست نیافتن به این معیارها نیستند. برخی محققان تفاوت بین کمال گرایی سازگار و ناسازگار را براساس تلاش فرد در نائل شدن به کمال تعریف کرده اند. کمال گرایان ناسازگار در مقایسه با کمال گرایان سازگار به دلیل تلاش مفرط در بدست آوردن کمال، پیامد منفی بیشتری را تجربه می کنند (ریمی[13]، 2000). محققان دیگر کمال گرایان سازگار را از کمال گرایان ناسازگار با این فرض متمایز می کنند که رفتارهای گروه اول بوسیله تقویت های مثبت برانگیخته می‌شود، در حالی که گروه دوم برای اجتناب از پیامدهای منفی و ترس از امکان شکست (یعنی تقویت منفی[14]) برانگیخته می شوند (اسلاید[15] و اوئنز، 1998). برخی محققان معتقدند که داشتن معیارهای شخصی بالا ممکن است ارتباط ای منحنی شکل با عاطفه داشته باشد بدین صورت که افرادی با معیارهای شخصی در حد متوسط بالا بیشترین احساس مثبت را نشان می‌دهند، در حالی که افرادی که دارای معیارهای شخصی پایین و یا خیلی بالا هستند عاطفه مثبت کمتری را نشان میدهند. باید گفت که هنوز داده های کافی برای این فرضیات در دست نیست (براون، هیبرگ، فراست، ماکریس، جاست و لئونگ[16]، 1999).

به نظر می رسد که انتظارات اعم از کم یا زیاد می تواند با اضطراب ارتباط داشته باشد. در مسابقه­های 2004 اروپا عده زیادی می گفتند که انگلستان باید پاسخگوی انتظارات بسیار بالای مردم برای برنده شدن در مسابقه باشد. ظاهرا این انتظارات باعث شکست انگلستان شد. برعکس، یونان که برای اولین بار برنده مسابقات شد، زیر فشار چنین انتظاراتی نبود. افراد نیز مانند تیم ها تحت تاثیرات انتظارات بالا قرار می گیرند. فشار شدید معلمان، مربیان و خانواده می تواند اضطراب مسابقه را بی‌نهایت افزایش دهد. البته عکس این قضیه نیز می تواند صادق باشد. نتایج تحقیقات هال و کر[17] (1998) نشان دهنده ارتباط قوی بین اضطراب و ایمان به توانایی خویش بود، افرادی که انتظارات پایینی در مورد عملکرد خود داشتند، بیشتر دچار اضطراب بودند.

یکی از مواردی که ما را به عنوان ورزشکار از دیگران متمایز می سازد، شیوه نگران شدن در مورد عملکرد مان است. البته ایجاد انگیزه مستلزم این است که تا حدودی به این موضوع بپردازیم، اما کمالگرایی یا نگرانی بیش از

مارس 17

فروش انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

صنایع پیچ و مهره پایا در سال 1374 با هدف تولید روزه  External  به روش رولینگ شروع به کار نمود. تا آن زمان در داخل کشور رزوه پیچ­ها اکثرا به صورت براده برداری توسط حدیده و یا تراشکاری تولید می ­شد. صنایع پیچ و مهره پایا یکی از پیشگامان تولید رزوه با روش رولنیگ در کشور به شمار می ­آید. عمده فعالیت این مجموعه در زمینه تولید انواع استاد بولت، انکر بولت، پیچ، مهره، واشر، و اجزاء قیدوبستی می­ باشد.
با توجه به تنوع بسیار زیاد پیچ و مهره و عدم توجیه اقتصادی در زمینه تولید اقلام کم مصرف در داخل کشور، تامین نیاز مشتریان برای این گونه درخواست­ها از سال 1385 هدف گذاری شد. درحال حاضر این مجموعه قادر به تولید و تامین انواع پیچ و مهره از سایز 2mm الی 120mm و یا  (1/16 الی  “4 ) می­باشد.

تولید و فروش تخصصی انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

کنترل کیفی محصولات تولیدی در صنایع پیچ و مهره پایا

تمامی فرآیند تولید و یا تامین در مجموعه پایا توسط کارشناسان واحد کنترل کیفی بازرسی شده تا از انطباق محصول با استاندارد مربوطه اطمینان حاصل گردد. جهت اطمینان خاطر مشتریان، قطعات قبل از تحویل، توسط خریدار یا بازرس شخص ثالث نمونه گیری شده و جهت انجام تستهای مربوطه به آزمایشگاه­ های معتبر کشور نظیر آزمایشگاه متالورژی رازی، امیر کبیر، و یا شریف  ارسال می­ گردد.

صنایع پیچ و مهره پایا با بیش از دو دهه فعالیت در زمینه تولید و تامین انواع پیچ و مهره همواره تلاش نموده تا با بکارگیری تیم فنی مهندسی مجرب و تولید با کیفیت  میزان رضایت مشتریان خود را افزایش دهد.

اطلاعات فنی درباره پیچ و مهره ها را می توانید از طریق لینک های زیر ببینید

 

مهره خروسی

واشر

واشر تخت DIN 125

واشر فنری DIN 127

واشر بشقابی DIN 6796

دسامبر 21

بدون نیاز به مترجم و مدیر بازرگانی مذاکرات جهانی انجام دهید

امروزه در بازارهای مالی و رقابتی اهمیت دسترسی به اطلاعات برای آگاهی از رویدادهای بازار در بازه های زمانی گوناگون، انکار ناپذیر است، داشتن اطلاعات و یافتن تصویر ذهنی حقیقی از شرایط بازار بر اساس این اطلاعات، می‌تواند سرمایه‌گذار را در اتخاذ تصمیمات بهینه یاری رساند. با توجه به این شرایط نوین، در سال های اخیر شرکت هایی تحت عنوان شتاب دهنده در سراسر جهان با هدف ارتقاء سطح علمی و رشد فنی کسب و کارها و نیز حمایت از سرمایه گذاری در شرکت های کوچک و بزرگ به وجود آمده اند، شرکت توسعه خدمات هوشمند آسان نیز به عنوان یکی از اولین شرکت های شتاب‌دهنده با هدف افزایش دانش مدیران و فعالان اقتصادی و نیز بازاریابی و بازارسازی کالاها و خدمات ایرانی در آسیا و اروپا پدید آمده است.
شرکت توسعه خدمات هوشمند آسان با نگاهی به ابزار ها و گونه های رایج اطلاع رسانی در بازارهای تجاری و مالی جهان، تشکیل شده است تا اطلاعات بازارهای مختلف ایران و پیش بینی های اقتصادی را در قالب های مورد علاقه و مورد نیاز سرمایه گذاران در اختیار آنها قرار دهد، تا از این طریق بستر ها و زیرساخت های لازم جهت حضور قدرتمند تر شرکت های ایرانی در بازارهای جهانی را فراهم آورد.

پس از برگزاری چندین نشست تجاری و اقتصادی در سطح داخلی و بین المللی، نیازی را تحت عنوان کسب اطلاعات خریداران و فروشندگان عمده در ایران و سایر کشورهای منطقه شناسایی کردیم. ولی تقریبا هیچ بستر مناسب داخلی وجود نداشت. در نتیجه به این فکر افتادیم که برای اولین بار در ایران سرویسی را به منظور تسهیل ورود تولیدکنندگان ایرانی به بازار جهانی فراهم کنیم. با توجه به ظرفیت بالای سایت های B2B برای توسعه صادرات و نیاز تامین کنندگان برای یافتن خریداران بین المللی و مشکلات عدیده معرفی محصول در بازارهای جهانی، خلاء وجود یک سامانه بومی ایرانی احساس می شد.

بدین منظور با همکاری گروهی از برنامه نویسان و مشاوران بازرگانی در نیمه دوم سال 95 از فاز اول سرویس B2B ایرانی رونمایی کردیم. سایت B2B پنج زبانه آسان اکسپو که حاصل بیش از یک سال تحقیق در حوزه بازاریابی و سال ها تجربه متخصصین این حوزه است، یک نمایشگاه دائمی بین المللی در فضای مجازی است که بستر مورد نیاز برای معرفی محصولات ایرانی در سطح بین المللی را در اختیار تامین کنندگان و خریداران قرار می دهد.

خدمات آسان اکسپو:
برگزاری جلسات B2B
کارگزاری فروش محصولات و خدمات
نمایشگاه های آسان
بانک اطلاعاتی جامع خریداران و فروشندگان
بانک اطلاعاتی جامع خدمات بازرگانی خدمات گمرکی، حمل و نقل، استانداردهای بین المللی، بیمه و…
تبادل تکنولوژی
مناقصات و مزایده ها
برگزاری کمپین ها و تبلیغات رسانه ای
ارائه راهکارهای پرداخت های بین المللی

 

صفحه اول:

  • کارگزاری فروش محصولات و خدمات
  • معرفی محصولات به 5 زبان بین المللی
  • بانک اطلاعاتی جامع خدمات بازرگانی
  • برگزاری نشست های تجاری و B2B
  • ارائه راهکار های پرداخت بین المللی
  • امکان دریافت درخواست های خرید بین المللی
  • معرفی محصولات در نمایشگاه های آسان اکسپو
  • برگزاری کمپین های تجاری و تبلیغات رسانه ای
  • سرویس اطلاع رسانی مناقصات داخلی و خارجی

درباره ما:

وب سایت آسان اکسپو با هدف جمع آوری اطلاعات خریداران و فروشندگان عمده در ایران و سایر کشورهای منطقه در قالب یک وب سایت B2B فعالیت خود را آغاز کرده است.

وب سایت 5 زبانه B2B آسان اکسپو حاصل بیش از یک سال تحقیق در حوزه بازاریابی و سال ها تجربه متخصصین این حوزه است، یک نمایشگاه دائمی بین المللی در فضای مجازی است که بستر مورد نیاز برای معرفی محصولات ایرانی در سطح بین المللی را در اختیار فعالان اقتصادی قرار می دهیم.

محصولات:

شما می توانید در این وب سایت محصولات خود را به 5 زبان بین المللی در معرض دید خریداران عمده در اقصی نقاط جهان قرار دهید.

  • امکان درج بیش از 15 محصول در سایت
  • ترجمه مشخصات محصول به 5 زبان بین المللی
  • امکان درج تصاویر، فیلم ، کاتالوگ و گواهی نامه مربوط به هر محصول
  • امکان جستجو محصول در دسته بندی های مرتبط

 

 

فروشندگان:

شما می توانید با ثبت نام در وب سایت آسان و دریافت پنل کاربری اطلاعات شرکت و محصولات خود را در این وب سایت مدیریت کنید و با دیگر کاربران این سایت ارتباط کاری موثر برقرار کنید

  • امکان درج مشخصات شرکت بصورت اختصاصی
  • امکان آپلود فیلم،عکس، رزومه،گواهی نامه ها و کاتالوگ های مربوط به شرکت و محصولات مورد نظر
  • امکان دسترسی به درخواست های خرید
  • امکان ارائه پیشنهادات فروش
  • بهرهمندی از صندوق پیام اختصاصی جهت ارسال و دریافت پیام از دیگر کاربران
  • ترجمه پیام های دریافتی به زبان فارسی
  • ترجمه پیام های ارسالی به زبان کمپانی دریافت کننده پیام

پکیج ها:

در وب سایت آسان اکسپو پکیج های مختلفی برای ثبت نام در نظر گرفته شده است که کاربران می توانند بسته به نیاز خود یکی از آنها را انتخاب نمایند و از امکانات متنوع آنها استفاده نمایند.بدنبال بازار هدف برای صادرات محصولات خود هستید؟
 

 

  • راهی آسان ، مطمئن و سریع برای معرفی و صادرات محصولات شما

آسان اکسپو یک ویترین مجازی برای شماست که می توانید محصولات خود را در سطح بین المللی معرفی کنید

کافیست اینجا کلیک کنید

 

  • بدنبال بازار هدف برای صادرات محصولات خود هستید؟

آسان اکسپو با کسب اطلاعات خریداران و فروشندگان عمده در ایران و سایر کشورهای منطقه ، بستری مناسب برای ورود تولیدکنندگان ایرانی به بازارهای جهانی فراهم کرده است

 

با ما همراه شوید

 

  • بدون نیاز به مترجم و مدیر بازرگانی مذاکرات جهانی انجام دهید

با آسان اکسپو بدون نیاز مترجم به درخواست های خرید بین المللی پاسخ دهید

امکان دسترسی به بانک اطلاعاتی خریداران و فروشندگان بین المللی با زبان دلخواه شما

 

  • نگران فروش محصولاتتان نباشید

با معرفی محصولات خود به 5 زبان در کشورهای هدف و دریافت درخواست های بین المللی دیگر نگران فروش نباشید

فروش خود را افزایش دهید

 

  • خرید و فروش بی واسطه در فضایی امن و آسان تنها با یک کلیک !!

آسان اکسپو یک بازار آنلاین بین المللی است که ارتباط شرکت های ایرانی با تجارت بین الملل را تسهیل می کند

ورود به سایت :


www.asanexpo.com