آگوست 6

دارای بخشهای متعدد است 2) مدایح دینی بلند بدون داشتن تقسیمات فرعی 3) سرودهای کوتاه.
انگدروشنان یکی از سرودهای بلند مانوی که به تقلید از دو زبور مانی سروده شده، دارای بخشهای جداگانهای به نام «هَندام» (اندام، عضو) است. از این نوع منظومهها، چهار مجموعه در دست است. دو مجموعه از آنها به فارسی میانه و دو مجموعه دیگر به نامهای هُویَدَگمان و اَنگَدروشنان به زبان پهلوی اشکانی هستند که قطعاتی از آنها به زبان سغدی نیز در دست است. این عناوین از نخستین کلمات بیت اول این مجموعهها گرفته شده است.
در بررسی متن موجود از لحاظ سنت شعری با توجه به نتایج بزرگان این رشته میتوان گفت امروزه کسی دیگر درباره منظوم بودن اشعار ایرانی دوره میانه تردید ندارد، اما مطابقت آن با قواعد شعری مانند وزن و قافیه و هجابندی هنوز به قطع و یقین شناخته نیست، چون متنهای یاد شده در طول زمان، در اثر استنساخ و رونوشتبرداری دچار کاهش یا افزایش واژهها شده و طبیعی است که وزن شعر با افزایش وکاهش حتی یک واژه به هم میخورد.
شعرهای مانوی در نسخهها غالبا به صورت نثر نوشته شده است، ولی معمولا آخر ابیات را با نقطهای رنگین مشخص کردهاند. غالب سرودهای بلند مانوی به صورت شعر نوشته شده و میان ابیات فاصله سفید است. هر بیتی دارای دو مصرع است و در میان هر مصراع یک یا دو نقطه گذاشته میشود که مصراع را به دو پاره تقسیم میکند.
در آغاز گمان میشد که وزن شعر پهلوی اشکانی و فارسی میانه هجایی است، یعنی تساوی هجاها مبنای وزن است. این نظر مورد انتقاد هنینگ قرار گرفت. وی بر آن بود که وزن این اشعار ضربی یا تکیهای است. از آخرین پژوهشها در اینباره، این نتیجه بدست آمده است که در اشعار پهلوی اشکانی، هر بیت شامل دو مصراع است و هر مصراع نیز معمولا از چند واژه تشکیل میشود که دو کلمه آن اصلی است و تکیه کلمه بر روی هجای آخر آنهاست. این دو کلمه اصلی (همراه کلمات وابسته آنها) دو پایه یا رکن به شمار میروند و هر یک مرکب از دو یا سه یا چهار هجا و به ندرت یک یا پنج یا شش هجا هستند. در وزن این اشعار علاوه بر تعداد هجاهای تکیهدار ضربِ وزن میتواند متفاوت باشد.
در دوره میانه پس از تحولاتی که در دستگاه صرف نام (اسم، صفت و ضمیر) پدید آمد، جنس و شمار مثنی به کلی به فراموشی سپرده شدند و حالت‌های هشتگانه صرفی نیز به تدریج از میان رفت. از این رو، نقش نحوی اسم در جمله و رابطه آن با دیگر اجزای کلام، نه به وسیله پایانههای صرفی، بلکه به محل قرار گرفتن اسم در جمله و حرف اضافهای که با آن به کار میرود بستگی داشت. صفت تنها دارای دو صورت مفرد و جمع و ضمیر نیز تنها از شکل مفرد و جمع برخوردار بود. قید در زبان پهلوی اشکانی نشانه خاصی نداشت و برخی کلمات که در اصل اسم یا صفت بودند و یا عبارات حرف اضافهای را به عنوان قید به کار می‌بردند.
در زبان‌های ایرانی میانه غربی دستگاه صرف فعل فرو ریخت و همه صورتهای فعلی از ماده مضارع یا ماده ماضی ساخته شدند.
ماده مضارع (بازمانده ماده مضارع ایرانی باستان) برای ساختن مضارع اخباری، مضارع التزامی، مضارع تمنایی، وجه امری، اسم مصدر و صفت فاعلی و ماده ماضی (بازمانده صفت مفعولی ایرانی باستان) برای ساختن ماضی ساده، ماضی نقلی، ماضی بعید، ماضی شرطی، صفت مفعولی و مصدر به کار می‌رفت. صرف‌های ثانوی از میان رفتند و تنها بازمانده برخی از آنها در تعدادی از مادههای فعلی باقی ماند. زمان آینده، شمار مثنی و باب ناگذر در ایرانی میانه غربی وجود نداشت.
فعل‌های موجود در زبان پهلوی اشکانی را می‌توان به انواع زیر تقسیم کرد:
مادههای مضارع –s دار: بازمانده مادههای آغازی ایرانی باستان بودند.
مادههای مضارع جعلی: مادههای مضارعی که از اسم یا صفت ساخته می‌شدند.
مادههای مضارع سببی: با پسوندهای –En یا –An ساخته می‌شدند.
ماده ماضی که با افزودن پسوند –ta * ایرانی باستان (پسوند صفت مفعولی) به ماده مضارع ساخته می‌شد.
ماده ماضی جعلی: با افزودن پسوند -Ad به ماده مضارع ساخته می‌شد.
از ویژگیهای مهم دستگاه صرف فعل در ایرانی میانه غربی وجود ساخت ارگاتیو در ماضی فعلهای متعدی بود که درآن پس از صفت مفعولی (البته در صورتی که مفعول سوم شخص مفرد نبود) در برخی از موارد یکی از حالت‌های صرفی مضارع اخباری فعل کمکی ah- «بودن» استفاده می‌شد و از آنجا که در ساخت ماضی متعدی، مفعول مستقیم نقش فاعل دستوری را بر عهده داشت، فعل کمکیah- باید از لحاظ شخص و شمار با آن مطابقت می‌کرد.
به طور کلی با از میان رفتن پایانههای صرفی زبان بسیار سادهتر شد و به مرور از حالت تصریفی به حالت تحلیلی تبدیل شد و برای دانستن حالات مختلف نحوی باید به محل قرار گرفتن واژه‌ها در جمله و وابستگی معانی عناصر حاضر در جمله توجه می‌شد.
هم‌چنین زبان‌های ایرانی میانه غربی دارای دو حالت فاعلی (صریح) و غیرفاعلی (غیر صریح) بودند. حالت فاعلی بر نهاد جمله و حالت غیر فاعلی (بازمانده حالت اضافی دوره کهن) بر عامل، مفعول غیرمستقیم، مضافالیه و متمم حروف اضافه دلالت میکرد. باید توجه داشت هر دو حالت فاعلی و غیر فاعلی برای مفعول مستقیم قابل استفاده بودند. تمایز میان حالت فاعلی و غیرفاعلی در کتیبههای پهلوی اشکانی که کهن‌تر از متون هستند وجود دارند، اما این تمایز به تدریج از میان رفت و حالت فاعلی در همه موارد جای حالت غیر فاعلی را گرفت به گونهای که در متون مانوی حالت غیرفاعلی را تنها در ضمیر اول شخص مفرد man با حالت فاعلی az و برخی اسامی خویشاوندی مختوم به –ar میتوان دید.
آثار متأخر مانوی که بخش قابل توجهی از آنها را آثار منظوم تشکیل میدهد در زمانی به نگارش درآمده که پهلوی اشکانی کتابت نمی‌شد. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد تأثیر واژهها و گاه نکات دستوری فارسی میانه را میتوان در آنها مشاهده کرد.
یکی از مسائل مهمی که در این رساله مورد بحث قرار گرفت، مسأله ریشهشناختی است که با توجه به منابع موجود مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی بیشتر ریشههای اسمی و فعلی به زبان‌های ایرانی باستان و اوستایی برمیگردد و تنها برای برخی ریشه هند و اروپایی ذکر شده است. برای برخی از واژهها بیش از یک ریشه پیدا شد بدین گونه که نظرات متفاوتی از منابع مختلف بدست آمد که تمامی آنها ذکر شد مانند اسم AwarZOg در معنای «آرزو، شهوت» که گیلن آن را از ریشه*rauj2- به معنای «آرزو داشتن» با پیشوندA- میداند اما بارتولومه آن را از ریشه اوستایی *barVg-به معنی خوشامد «گفتن و ستودن» میداند. برای برخی از افعال در هیچ منبعی ریشهای یافت نشد مانند (wizmer-) Wzmyrd به معنای «افسردن، پژمردن».
در برخی از افعال ماده ماضی و ماده مضارع هر کدام از ریشههای متفاوتی گرفته شدهاند مانند فعل «دیدن» که ماده مضارع آن wEn- از ریشه *wai- و ماده ماضی آن dId- از ریشه *dI- گرفته شده و یا فعل AGad که ماده مضارع آن As- از ریشهi-/ay- (ماده آغازی) و ماده ماضی آن AGad از ریشه gam- گرفته شده است.
به طور کلی میتوان گفت که در همه موارد نمیتوان ریشهشناختی دقیقی برای واژهها ارائه داد اما با توجه به منابع موجود تا حدودی میتوان ریشههای نزدیک را پیشنهاد کرد.
در بررسی واژگان متن، پس از بررسی برخی از واژهها این نتیجه به دست آمد که واژه از ناحیه‌ای دیگر اقتباس شده است. مانند اسم AZOn در معنای «تولد دوباره» که لغتی است اقتباسی از سغد ویا اسم maran در معنای «مرگ» که واژهای قرضی از هند است. واژههای هندی غالبا در زمانی به پهلوی اشکانی راه یافتند که گسترش مانویت در شرق برقراری ارتباط را میان مانویان و پیروان ادیان هندی در پی داشت.
هم‌چنین برای واژه ’nwryd  آوانویسی مشخصی پیدا نشد و آوانویسی واژه fr’gwd نیز مشکوک است.
از سوی دیگر با بررسی بیشتر مشخص می‌شود فارسی دری (که بازمانده فارسی میانه است) در دوره رشد و تکوین خویش (پیش از سده هفتم هجری)، به علت مجاورت با مناقطی که پیش از آن قلمروی زبان پهلوی اشکانی بود، واژههایی را از این زبان به وام گرفته و در برخی موارد واژه دخیل پهلوی اشکانی به موازات واژه اصیل فارسی که بازمانده فارسی میانه است، به کار میرود. به عنوان نمونه، واژه پهلوی اشکانی zrEh به معنی «دریا» (در اوستایی zrayah-) به صورت «زراه» در فارسی دری به کار رفته، اما وجود این واژه باعث حذف واژه اصیل «دریا» (از فارسی میانه drayA، از فارسی باستانdrayah-) نشده است.
در پایان این که با بررسی‌های بیشتر می‌توان به این نتیجه رسید که با توجه به اهمیت زبان پهلوی اشکانی، به ویژه در فاصله میان سده نخست پیش از میلاد و سده چهارم میلادی، سبب شد که واژه‌های بسیاری از این زبان علاوه بر فارسی میانه، سغدی و ارمنی، به زبان‌های آرامی، سُریانی، مَندایی و از طریق ارمنی به گرجی نیز راه یابد.
الف. منابع فارسی:
ابوالقاسمی، محسن. (1384 [1374]). تاریخ زبان فارسی. تهران: سمت.
ابوالقاسمی، محسن. (1384 [1376]). راهنمای زبان‌های باستانی ایران، ج 1 و 2. تهران: سمت.
ابوالقاسمی، محسن. (1385 [1373]). مادههای فعلهای فارسی دری. تهران: ققنوس.
ابوالقاسمی، محسن. (1385 [1374]). ریشهشناسی (اتیمولوژی). تهران: ققنوس.
اسماعیلپور، ابوالقاسم. (1375). اسطوره آفرینش در آیین مانی. تهران: فکر روز.
اسماعیلپور، ابوالقاسم. (1382ـ 1383). جُستاری در شعر ایرانی میانه غربی. تهران: فصلنامه علمی- پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا (س). سال سیزدهم و چهاردهم، شماره 48 و 49، صص 21ـ 39.
اسماعیلپور، ابوالقاسم. (1385). سرودهای روشنایی: ادبیات مانوی. تهران: اسطوره.
برونر، ج، کریستوفر. (1376) . نحو زبان‌های ایرانی میانه غربی، ترجمه سعید عریان. تهران: مؤسسه انتشارات سوره.
تفضلی، احمد. (1386). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار. تهران: انتشارات سخن.
چنگیزی، احسان. (1390). فعل ماضی متعدی و ساخت ارگاتیو در متن فارسی میانه، سنسکریت و فارسی دادستان مینوی خرد. تبریز: مجله زبان و ادب فارسی، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، بهار و تابستان 90، شماره مسلسل 223.
حقشناس، علیمحمد… [و دیگران]. (1387). دستور زبان فارسی. تهران: مدرسه.
رضایی باغ بیدی، حسن. (1385). راهنمای زبان پهلوی اشکانی. تهران: ققنوس.
مکنزی، د. ن. (1373). فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
منشیزاده، مجتبی. (1384). بازسازی تکواژ مجهول در گذشته زبان فارسی. تهران: مجله دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 26.
منصوری، یدالله. (1384). بررسی ریشه شناختی فعلهای زبان پهلوی (فارسی میانه زردشتی). تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نشر آثار.
منصوری، یدالله و حسن‌زاده، جمیله (1387). بررسی ریشه شناختی افعال در زبان فارسی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نشر آثار.
ناتل خانلری، پرویز. (1387). تاریخ زبان فارسی، ج1 تا 3. تهران: نشر نو.
وامقی، ایرج. (1378 [1354]). نوشتههای مانی و مانویان. تهران: حوزه هنری.
ب. منابع خارجی:
Bartholomae, C. (1961[1904]). Altiranisches Wo ̈rterbuch, Berlin.
Boyce, M.,(1954). The Manichean Hymn-Cycles in Parthian, London.
Boyce, M., (1975). A Reader in Manichaean Middle Persian and Parthian, Acta Iranica 9, Leiden.
Cheung, J.(2007). Etymological Dictionary of the Iranian Verb, Brill. Leiden. Boston.
Durkin-Meisterernst, D.(2004). Dictionary of Manichaean Middle Persian and Parthian.
Kent, R.G. (1953). Old Persian, New Haven, Connecticut.
Nyberg, H.S. (1974). A Manual of Pahlavi, Part II, Wiesbaden 1964- 1974.
Reichelt, H. (1911). Avesta Reader (Texts, Notes, Glossary and Index).
Angad Rošnān is a Manichaean Hymn Cycle that has been written in imitation of the Prophet Māni’s Psalm, after his death and some parts of it is found in Sogdian language. The Hymn spoke of a wandering soul who dreams of final redemption. Parthian language was one of the Middle-Western Iranian languages and has been common in North and Northeast of Iran but no traces have been found of its ancient form. In that period by the progressive destruction of the morphological signs, language became simpler and changed from morphological to analytical type. Although Angad Rošnān has been repeatedly studied by Iranologists to check the Manichaean doctrine and views, but in this study it has been reduced to linguistic features. So, the aim of this research is to investigate issues of phonetic, morphology and syntactic etymology of Parthian language based on Angad Rošnān hymn.
Key Words: Angad Rošnān, Parthian Language, Manichaean, Grammar, Syntax
Faculty of the Persian Language and Literature
Linguistic Analysis of the Manichaean
Hymn Cycle Angad Rošnān
A Thesis submitted to the Graduate Studies Office
In partial fulfillment of the requirements for
The degree of Master of Arts in
Culture and ancient languages of Iran
Supervisor: Dr. Ehsan Changizi
Advisor: Dr. Mojtaba Monshizadeh
By: Mahshid Abolhasani
February, 2015
1 نام این زبان در متنی فارسی میانه به صورت pahawAnIg آمده است. (بویس، 1975: 39-42)
2 زوندرمان،1990: 9
3 Xinjiang
4 Fredrich W. K. Müller (1863-1930)
5 Walter Bruno Henning (1908-1967)
6 Mary Boyce (1920-2006)
7 Werner Sundermann (1935-2012)
8 Desmond Durkin- Meisterernst
9 عبارات انگلیسی نوشته شده در زیر هر بیت ترجمه‌های Mary Boyce می‌باشد.
10 Angad rOSnAn به معنی دوست آفریدگان نیک. ابوالقاسمی1384: 200
11 زوندرمان: ‘š(m)[.
12 با توجه به عدم خوانش واژه (prd)wy، برای ترجمه از معادل انگلیسی استفاده شد.
13 زوندرمان: (’bš)’m’d b[wynd] (’w)d mrynd: بلعیده شوند و بمیرند.
14 زوندرمان: ’wd (c)[
15 زوندرمان خوانش این کلمه را بعید و تنها [’w]d را در قطعی می‌داند.
16 زوندرمان: n’xwn (m)[yx]
17 زوندرمان: ’dr(yn)
18 ترجمه بیت سغدی بر پایه متن انگلیسی انجام شده است.
19 زوندرمان: s(r)
20 زوندرمان: mn g(y’)[n pd(?) ’](b)j’(m)[
21 زوندرمان: ](c)’(m)
22 زوندرمان: ](ky)
23 زوندرمان: ](m)nyn
24 زوندرمان: ]šyft
25 زوندرمان: ky m[
26 زوندرمان: bw](rz)w’r
27 زوندرمان: ’(h)[
28 زوندرمان: b’(m)y(n)
29 زوندرمان: d’r(wb)dg
30 زوندرمان: ny(s)[.’]gyft
31 زوندرمان:  ’m’nw(’)
32 زوندرمان: hrwy (n gy)’n’[n
33 زوندرمان معتقد است ابیات این قطعه باید در بین ابیات Angad Rōšnān V جاسازی شوند.
34 زوندرمان: ](t)ynd
35 زوندرمان: ](.)s’gyn
36 همانگونه که در صفحه 46 و Angad Rōšnān IIIc گفته شد، زوندرمان معتقد است این دو قطعه باید در هم ادغام و به شکل زیر بازنویسی شوند:
42a: ky(m) [pw](’)g (q)ryndyh[ ○○
42b: ’wm pdm(w)c’h rw[šn(?) ○○
43a: kym drwšt qrynd(y)[h
52a: ](h)wcyryft (n)[y](s)’gyn
52b: ’]wd kd’c ny ’ng’zyd
53a: ’](c) ‘ym zmyg tyštyn
37
38 زوندرمان: hwm xd(’h) w(s) [
39 زوندرمان: (b’)[m](yg)
40 زوندرمان: ’wd (hw(?) ’dr)yyn zynd’n
41 زوندرمان: (’)[h](yn)[jy](nd)
42 زوندرمان: (tbng)
43 زوندرمان: (nys)[’g]
دانشکده آموزشهای الکترونیکی
پایان‌نامه کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق (کنترل)
تحلیل زمانی مخابره سیگنال‌های کنترلی از طریق پیوندهای چند مرحله ای بر روی شبکه‌های صنعتی به منظور پیاده‌سازی حلقه‌های کنترل گسترده با انعطاف پذیری بالا
زینت صنیعی نیا
دکتر بابک توسلی
دکتر سیدعلی اکبر صفوی
شهریورماه 93
تحلیل زمانی مخابره سیگنال‌های کنترلی از طریق پیوندهای چند مرحله ای بر روی شبکه‌های صنعتی به منظور پیاده‌سازی حلقه‌های کنترل گسترده با انعطاف پذیری بالا
پیشرفت فن آوری‌های مرتبط با شبکه‌های ارتباطی در ده‌های اخیر و گسترش آن‌ها در لایه‌های بالایی صنعت نظیر لایه‌های مانیتورینگ و مدیریتی ایجاب نموده تا روش‌هایی برای بکارگیری این شبکه‌ها در سطوح پایین یعنی شبکه نمودن دستگاه‌ها و سنسورها ابداع و به کار گرفته شوند که هر یک نسبت به روش‌های سنتی دارای مزایا و معایبی می‌باشند.
در این پایان‌نامه نگاهی اجمالی به اتوماسیون صنعتی و نقش شبکه‌های ارتباطی در توسعه صنعت خواهیم داشت و با بیان تاریخچه شبکه‌های صنعتی از جمله اترنت و پروفیباس به ذکر اطلاعات پایه و سطوح سلسله



Copyright 2018. All rights reserved.

Posted آگوست 6, 2018 by 92 in category "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *