ژانویه 5

سود پیش بینی شده، رفتار سرمایه گذار

۲-۳- مالیه رفتاری و مباحث مرتبط با آن ۳۹
۲-۳-۱- مرحله ی گذر از مالی استاندارد ۴۱
۲-۳-۲- ظهور مالی رفتاری و تصمیمات مالی ۴۳
۲-۳-۳- تئوری چشم انداز ۴۵
۲-۳-۳-۱- ضرر گریزی ۴۷
۲-۳-۳-۲- حسابداری ذهنی ۴۷
۲-۳-۳-۳- کنترل شخصی ۴۸
۲-۳-۳-۴- دوری از تأسف و پشیمانی ۴۸
۲-۳-۴- تورش های رفتاری سرمایه گذاران ۴۸
۲-۳-۴-۱- روش های ابتکاری ۴۹
۲-۳-۴-۲- خودفریبی ۵۱
۲-۳-۴-۳- تعاملات اجتماعی ۵۲
۲-۳-۵- کاربرد مالیه رفتاری در فهم رفتار سرمایه گذاران ۵۳
۲-۳-۶- رفتار سرمایه گذاران ۵۴
۲-۳-۷- شفاف سازی اطلاعات مالی و رفتار سرمایه گذاران ۵۷
۲-۴- پیشنه تحقیق ۵۸
۲-۴-۱-تحقیقات خارجی ۵۸
۲-۴-۲- تحقیقات داخلی ۶۵
فصل سوم: مواد و روش ها
۳-۱- مقدمه ۷۱
۳-۲- روش تحقیق ۷۲
۳-۲-۱- قلمرو تحقیق ۷۲
۳-۲-۱-۱- قلمرو زمانی تحقیق ۷۲
۳-۲-۱-۲- قلمرو مکانی تحقیق ۷۲
۳-۳- فرضیه های تحقیق ۷۳
۳-۴- جامعه‌ی آماری، روش نمونه گیری و گردآوری داده ها ۷۳
۳-۴-۱- جامعه آماری ۷۴
۳-۴-۲- روش گردآوری داده ها ۷۴
۳-۴-۳- متغیرهای تحقیق و نحوه اندازه‌گیری آنها ۷۵
۳-۴-۴- آزمون پیش فرض استفاده از مدل رگرسیون ۷۸
۳-۵- خلاصه فصل ۷۹
فصل چهارم: نتایج
۴-۱- مقدمه ۸۰
۴-۲- بررسی آمار توصیفی متغیرها طی دوره پژوهش ۸۱
۴-۳- جدول همبستگی اسپرمن ۸۲
۴-۴- بررسی مانایی متغیرهای پژوهش ۸۲
۴-۵- آزمونF لیمر و آزمون هاسمن ۸۳
۴-۶- تخمین مدل و تجزیه و تحلیل نتایج ۸۴
۴-۶-۱- نتایج آزمون فرضیات ۸۵
۴-۷- خلاصه فصل ۸۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- مقدمه ۸۸
۵-۲- خلاصه موضوع و روش تحقیق ۸۸
۵-۳- خلاصه یافته‎های تحقیق ۹۱
۵-۴- نتیجه‎گیری و پیشنهادات ۹۱
۵-۵- محدودیت‎های تحقیق ۹۳
۵-۶- پیشنهادات ۹۴
۵-۶-۱- پیشنهادات مبتنی بر تحقیق ۹۴
۵-۶-۲- پیشنهادات برای تحقیقات آتی ۹۴
۵-۷- خلاصه فصل ۹۵
فهرست منابع و مأخذ ۹۶
الف- منابع فارسی ۹۶
ب- منابع لاتین ۹۸
چکیده انگلیسی ۱۰۵

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۴-۱- آماره های توصیفی متغیرهای پژوهش ۸۱
جدول ۴-۲- ضرایب همبستگی متغیرهای پژوهش ۸۲
جدول ۴-۳- نتایج آزمون مانایی متغیرهای پژوهش ۸۳
جدول۴-۴- نتایج حاصل از آزمون F لیمر و آزمون هاسمن ۸۴
جدول ۴-۵- نتایج تخمین مدل اول ۸۵
جدول ۴-۶- نتایج تخمین مدل دوم ۸۶
جدول ۵-۱- خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیات ۹۱

فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار ۲-۱- تابع ارزش کاهنمن و تیورسکی ۴۶

چکیده
در شرایط واقعی بودن صورت های مالی ارایه شده، سود مبتنی بر سیستم حسابداری تعهدی می‌بایست بتواند اطلاعات با ارزشی را در خصوص وضعیت کنونی و چشم انداز آتی شرکت به بازار منعکس کند. در این حالت سود ممکن است منعکس کننده منافع شخصی مدیران بوده و سبب خطای پیش بینی تحلیلگران شده وموجب بروز ارزشگذاری نادرست سود از سوی بازار شود. حال این تحقیق بر آن بود تا به بررسی این موضوع بپردازد که آیا مدیریت سود بیش از حد آستانه سبب گمراهی بازار خواهد شد یا خیر؟ با اعمال محدودیت های مطرح شده، ۱۳۸ شرکت پذیرفته شده در دوره زمانی ۶ ساله بین سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۱ در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه این پژوهش انتخاب شده است. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه اول نشان می‎دهد که در سطح اطمینان ۹۹% رابطه مستقیم معنی‌داری بین خطای پیش بینی سود و مدیریت سود وجود دارد. تأیید این فرضیه به معنای آن است که با دستکاری سود از طریق اقلام تعهدی، اختلاف معنی داری بین سود هر سهم واقعی با سود هر سهم پیش بینی شده به وجود می آید. نتایج آزمون فرضیه دوم بیانگر رابطه معنادار مثبت میان خطای پیش بینی سود و بازده غیرعادی سهام جدید الورود به بورس است که درنهایت بیـانگر محتـوای اطلاعـاتی متغیـر سود دارد. به عبارت دیگر اعلام سود پیش بینی شده باعث انحـراف در میـانگین نـرخ بـازده غیرعادی سهام میشود. بطور کلی نتیجه این تحقیق نشان می دهد درصورتی که مدیران در محاسبات خود برای پیش بینی سود سال آتی دچار اشتباه شوند و یا پیش بینی های خود را تغییر دهند متناسب با افزایش درصد خطاهای پیش بینی سود و نیز افزایش دفعات تجدید نظر در پیش بینی توسط مدیران، سرمایه گذاران نرخ بازده بیشتری را برای سرمایه خود مطالبه می کنند. شرکت هایی که به سود پیش بینی شده مورد نظر خود نمی رسند یا بطور مدام پیش بینی های خود را تغییر می دهند از ثبات خاصی برخوردار نیستند، بنابراین ممکن است انتظارات سرمایه گذاران را برآورده نکنند.
کلمات کلیدی: مدیریت سود، بازده غیرعادی سهام، خطای پیش بینی سود، سود واقعی، سود پیش بینی شده

فصل اول
کلیات تحقیق

۱-۱- مقدمه
در حوزه سرمایه گذاری و رفتار با پول، همواره انسانها که تصور می گردد معقول عمل نمی کنند و دقیقاً به همین دلیل حوزه ای خاص از تحقیقات وجود دارد که در آن گاه رفتار عجیب افراد در این زمینه ها مورد بررسی قرار می گیرند. نظریه های اقتصادی عمدتاً بر این مبنا تدوین می شوند که افراد به شکلی معقول رفتار می کنند و اطلاعات موجود در روند سرمایه گذاری مورد استفاده قرار می گیرد. این فرض مبنای نظریه کارایی بازار است. اما تحقیقات نشان می دهد مدارکی وجود دارد که ثابت می کند رفتار معقول آنقدر که تصور ما می شود ، فراگیر نیست. شناخت فرآیند تصمیم گیری مشار
کت کنندگان در بورس، موضوعی مهم برای مقام ناظر و سرمایه گذاران به شمار می رود. در اغلب تحقیقات در این زمینه، محققان کوشیده اند به مطالعه و درک رفتار سرمایه گذاری مشارکت کنندگان بازار و به دنبال آن تأثیر این عوامل بر قیمت اوراق بهادار بپردازند.
چرا که رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه گذاری مشارکت کنندگان در بازار تأثیر می گذارند از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. به ویژه در دهه اخیر، محققین مالی سعی در تبیین و یافتن علل موارد خاص با کمک سایر علوم همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک داشته اند، استفاده از ” دستاوردهای روانشناسی در نظریه پردازی های اقتصادی منجر به شکل گیری گرایش مالی رفتاری” گردید.

۱-۲- تشریح و بیان مساله
شاید هیچ موضوعی در ادبیات مالی اخیر، بحث برانگیزتر از این سوال نباشد که آیا سرمایهگذاران در تعیین قیمت سهام، منطقی عمل می کنند یا خیر؟ به عبارت دیگر،سرمایهگذارن در این بازارها نسبت به اطلاعات جدید واکنشی بیش از حد و یا کمتر از حد مورد انتظار نشان میدهند. واکنشهای بازار سهام به آگهیها و اخبار متفاوت است و در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و سبب ناهنجاریهایی از جمله افزایش بیش از حد یا کمتر ازحد قیمت میشود. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی می برد و به حالت تعادل برمی گردد، با این وجود چنین رفتاری نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار محسوب میشود که میتواند پاسخ منفی نسبت به عدم اطمینان درک شده توسط سرمایهگذاران باشد. انتظارات افراد تابع پیش بینیهای آنها است که گاهی از اوقات ناکارآمد است. فهم منبع این ناکارآمدی ها، میتواند کاربردهای مهمی برای مطالعه در زمینه عقلانیت سرمایهگذاران و کارایی بازار داشته باشد ( محمودی،۱۳۹۰، ص۲۲).
یکی از مفاهیم اصلی در حوزه های مالی رفتاری، تئوری چشم انداز۱ و نقطه مرجع۲ می باشد. تئوری چشم انداز از سوی کاهنمن۳ و تیوِرسکی۴ در سال ۱۹۷۹ ارائه شد. آنان در قالب این نظریه نشان دادند که”میزان رضایتمندی حاصل از میزان معینی سود، کمتر از عدم رضایتی است که از همان مقدار زیان بدست می آید”. تئوری چشم انداز بوسیله تابع ارزش توضیح داده می‌شود. تابع ارزش۵، منحنیS شکلی است که دارای یک نقطه مرجع می باشد. نقطه مرجع تعیین کننده ریسک پذیر یا ریسک گریز بودن سرمایه گذاران می باشد به گونه ای که در زیر نقطه مرجع، سرمایه گذاران ریسک پذیر و بالای آن ریسک گریز هستند (ویسبورد۶، ۲۰۱۳).
تئوری چشم‌انداز و نقطه مرجع یکی از مباحث مطرح در پارادایم مالی رفتاری می‌باشد که توصیف کننده موقعیت افراد در زمان تصمیم‌گیری است. شواهد تجربی بیانگر آن است که سرمایه‌گذاران در تصمیمات خرید و فروش، نقاطی را به عنوان نقاط مرجع سود و زیان خود بر می‌گزینند. در صورتی که قیمت پایین تر از نقطه مرجع باشد، فروش خود را به تعویق می‌اندازند و در نتیجه حجم معاملات نیز کاهش می‌یابد و اگر قیمت بالاتر از نقطه مرجع باشد، اقدام به فروش سهم می‌کنند که افزایش حجم معاملات را در پی دارد. شواهد بیانگر آن است که سرمایه‌گذاران در تصمیمات خرید و فروش نقاطی را به عنوان نقاط مرجع سود و زیان خود انتخاب میکنند. هرگاه قیمت پایین تر از نقطه مرجع باشد، فروش خود را به تعویق می‌اندازند و در نتیجه حجم معاملات نیز کاهش می‌یابد و اگر قیمت بالاتر از نقطه مرجع باشد، اقدام به فروش سهم می‌کنند که افزایش حجم معاملات را در پی دارد. از جمله مواردی که در تحقیقات گذشته به عنوان نقطه مرجع مورد بررسی قرار گرفته است، قیمت سقف و کف سهام در یکسال گذشته و قیمت تمام شده خرید بوده است. اکثر تحقیقات انجام شده در بورس های توسعه یافته، تأیید کننده این نقاط به عنوان نقاط مرجع بوده است (ویسبورد، ۲۰۱۳).
سرمایهگذار با خرید برگه سهام، ریسک میپذیرد و بازده به دست میآورد پس مهمترین عواملی که در تصمیمگیری برای خرید اوراق بهادار موثر است بازده و ریسک آن در مقایسه با سایر فرصتهای سرمایهگذاری است. به همین ترتیب، بازده و ریسک هر برگه سهام قابل مقایسه با سایر اوراق بهادار می باشد. دو دسته عوامل داخلی و خارجی بر بازده سهام تأثیر می‌گذارد.عوامل خارجی شامل: چرخههای اقتصادی، تورم، مقررات دولتی، رقابت سیاستهای اقتصادی کشور، اوضاع سیاسی و اقتصادی و… و عوامل داخلی شامل تصمیمات مدیریت سیستمهای داخلی واحد تجاری، اندازه شرکت میباشد.به منظور تشویق سرمایه گذار، سرمایهگذاری باید به طور بالقوه نرخ بازده مثبت داشته باشند.این امر باعث خواهد شد که سرمایهگذار در آینده، ثروت بیشتری کسب کند و در نتیجه (در مقایسه با امکان یا فرصت مصرف کنونی) از امکانات و فرصتهای بیشتری بهرهمند گردد، از این رو انتظار کسب بازده موجب میشود که سرمایهگذار مصرف خود را به تعویق اندازد. سود سهام تأثیر مثبت و منفی در رفتارسرمایهگذاران در هنگام خرید و فروش سهم دارد و از این جهت به عنوان یک پارامتر اصلی مدنظر است (صادق پور، ۱۳۸۴).
اطلاعات یک وسیله و ابزار راهبردی مهم در تصمیمگیری محسوب میشود و کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و بههنگام بودن اطلاعاتی دارد که در زمان تصمیمگیری در اختیار افراد قرار دارد. در بازارهای مالی، این اطلاعات میتواند به صورت نشانهها، علائم، اخبار و پیشبینیهای مختلف از داخل یا خارج شرکت انعکاس یابد و در دسترس قرار گیرد و باعث ایجاد واکنشها و در نتیجه تغییراتی در قیمتهای سهام می گردد (راعی و تلنگی،۱۳۸۳).
رفتار سرمای
هگذاران در بورس، نحوه تصمیمگیری، تخصیص منابع پولی، قیمت گذاری وارزیابی، بازده شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد. شرایط مبهم و اشتباهاتی که در روانشناسی انسان ریشه دارد، باعث میشود سرمایهگذاران اشتباهاتی در شکلدهی انتظارات خود داشته باشند و در نتیجه رفتارهای خاصی در هنگام سرمایهگذاری در بازارهای مالی از خود بروز دهند (سینایی، ۱۳۸۸).
یکی از معیارهای اساسی برای تصمیمگیری در بورس، بازده سهام است، بازده سهام خود به تنهایی دارای محتوای اطلاعاتی است و بیشتر سرمایهگذاران بالفعل و بالقوه در تجزیه و تحلیل مالی و پیش بینیها ازآن استفاده مینمایند (قائمی،۱۳۸۵).
در یک بازار کارا قیمت اوراق بهادار منعکسکننده مجموعه ای از همه اطلاعات موجود بوده و اطلاعات جدید به سرعت بر روی قیمت اوراق بهادار اثر میگذارد و سرمایهگذاران با توجه به اطلاعات در دسترس و انتظاری که از بازده اوراق بهادار در آینده تصمیمگیری میکنند. بنابراین بازار کارا نسبت به اطلاعات جدید حساس است به طوری که اطلاعات، هسته اصلی بازار کارا را تشکیل داده و بر مبنای آن به سه شکل ضعیف، نیمه قوی و قوی تقسیم میشود. پیشبینی درآمد خالص و ناخالص هر سهم که اصطلاحاً سود برآوردی هر سهم، نامیده میشود اطلاعات تازهای از وضعیت شرکتها است که توسط تحلیلگران، سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن تصمیمگیری نسبت به خرید یا فروش یک سهم انجام میگردد (جهانخانی و صفاریان، ۱۳۸۲).
سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی انتظار دارند که شرکت ها به پیش بینی های انجام یافته برسند و مغایرتی نداشته باشند، این مهم برای شرکت هایی که قابل اتکاءتر هستند، بیشتر صادق است.تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران از انحراف میان مقادیر سود پیش بینی شده و واقعی بسیار ناخشنود خواهند شد (کولینگ وود۷،۲۰۰۱).
از مغایرت ها و انحراف میان مقادیر سود پیش بینی شده و سود واقعی اعلام شده در صورتهای مالی در خصوص با مدیریت سود، بیشتر استفاده می شود.در مغایرت منفی،سرمایه گذاران یا صاحبان سود، مدیریت سود را تقلب می دانند در حالی که در مغایرت مثبت ، مدیریت سود را اقدامی بدون مشکل و طبق صلاحدید مدیریت قلمداد می نمایند (فریدسون۸ و همکاران،۲۰۰۲).
بازی با “ارقام مالی” (نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود)، می تواند تاثیر کاملا منفی، در هنگام کشف شدن باقی گذارد.با استفاده از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواند تصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت خویش تغییر دهد.ارزیابی قدرت سود آوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نا مناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود.هنگامی که اشتباهاتی کشف می شود،



همه حقوق محفوظ است

Posted ژانویه 5, 2019 by mitra4--javid in category "پایان نامه ها و مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *