گونه‌ها، خاک،

دانلود پایان نامه

و نتایج بنیادی و ارزشمندی برای درک ویژگی‌های طبیعی به ما بدهد. تعریف پوشش گیاهی بر مبنای فلورستیک به این معنی است که هر گونه در داخل جامعه مورد بررسی باید معرفی گردد. در روش پوشش گیاهی بر اساس داده‌های فلورستیکی بایستی گونه‌های گیاهی جامعه شناسایی شوند. در این روش یکی از فاکتورهایی که می‌تواند به ما کمک کند، اشکال زیستی می‌باشد. شکل زیستی۷۱ هر گونه گیاهی بر اساس سازش‌های اکولوژیک گیاه با شرایط محیطی به وجود آمده است. در واقع این سیمای ظاهری نوعی سازش فیلوژنیک با شرایط محیطی معین است. گیاهانی که با شکل زیستی مشابه در کنار هم رشد می‌کنند ممکن است به طور مستقیم با یکدیگر برای فضا یا آشیان اکولوژیک رقابت نمایند. این تشابه ساختاری و شکل بیانگر مشابهت در سازش جهت بهره‌گیری از منابع محیطی موجود در یک مکان معین است (مبین، ۱۳۶۰). به طور کلی اشکال زیستی در هر اجتماع گیاهی متفاوت می‌باشند و در واقع همین تفاوت اشکال زیستی، اساس ساختار اجتماعات گیاهی را تشکیل می‌دهند (اسماعیل‌زاده و همکاران، ۱۳۸۳). تاکنون فنون مختلفی برای طبقه‌بندی اشکال زیستی گیاهان انجام شده است که یکی از مشهورترین فنون ساختاری توصیف پوشش گیاهی، روش فرم رویشی رانکایر۷۲ است (رانکایر، ۱۹۳۴). وی بر اساس محل ظهور جوانه‌های رشد در هر گونه (که معمولاً در فصل مساعد، رشد گیاهان از همین محل شروع می‌شود) یک طیف بیولوژیکی را ارائه نمود. طبقه‌بندی فرم رویشی رانکایر بر اساس این فرض است که مورفولوژی گونه‌ها با عوامل آب و هوایی کاملاً مرتبط می‌باشد. مناطق حاره‌ای مرطوب مساعدترین شرایط را برای گونه‌ها از نظر تشعشات خورشیدی، دما و نزولات فراهم می‌آورد در حالی که سایر محیط‌ها با کمبود رطوبت، تشعشعات خورشیدی و یا دما مواجه‌اند، در نتیجه گونه‌ها درجات متفاوتی از سازش را نشان داده و عکس العمل آنها در جابجایی محل ظهور جوانه‌ها بروز می‌نماید. در راستای شناسایی گونه‌های گیاهی بر اساس فیزیونومیک مطالعات زیادی صورت گرفته است (پوررضایی و همکاران، ۱۳۸۹.، ایرانبخش و همکاران، ۱۳۸۷.، صفی‌خانی و همکاران ۱۳۸۶).

بر اساس طبقه‌بندی رانکایر اشکال زیستی یا فرم رویشی گیاهان به صورت زیر معرفی می‌شود (مصداقی، ۱۳۸۰).
فانروفیت۷۳: شامل درختان می‌باشد چون جوانه‌ی احیاکننده‌ی۷۴ آنها بالای ارتفاع ۲۵ سانتی‌متر است.
همی‌کریپتوفیت۷۵: جوانه‌ی احیا کننده در سطح زمین است و اندام احیا‌کننده در زمستان از بین می‌رود بسیاری از گیاهان یکساله و چند ساله از این گروه هستند.
کریپتوفیت۷۶: جوانه‌ی احیاکننده‌ی آنها در زیر زمین است (آنهایی که ریزوم (غده) یا پیاز یا ساقه‌ی زیرزمینی دارند جزء ژئوفیت‌ها هستند. گیاهانی که کلاً داخل آب هستند از نوع هیدروفیت۷۷ هستند.
کامه‌فیت۷۸: شامل گیاهانی است که حالت پشته‌ای دارند و جوانه‌ی احیای آنها بین سطح زمین و ارتفاع ۲۵ سانتی‌متر می‌باشد.
تروفیت۷۹: این نوع گیاهان زود گذر هستند کل دوره‌ی رویشی خود را در مدت زمان کوتاهی سپری می‌کنند (۱۵ روز یا حداکثر یک ماه) در آغاز فصل که هوا گرم است قبل از رسیدن دوره‌ی سرما دوره‌ی رویشی خود را تمام می‌کنند و در این مدت دانه‌ها را ایجاد می‌کنند، تکثیر اینها با دانه است.
اپی‌فیت۸۰: گیاهانی که روی گیاهان دیگر به عنوان تکیه‌گاه زندگی می‌کنند از این گروه هستند، مثل پیچنده‌ها. این نوع فرم رویشی شرایط اکولوژیکی بسیار مساعد لازم دارند.

۱-۲-۷- زادآوری۸۱
زادآوری جنگل به پدیدهای اطلاق میشود که در نتیجه آن به جای درختان، نتاج خواه به صورت دانه‌زاد یا شاخهزاد پا به عرصه حیات گذارد و بقای جنگل را تداوم بخشد (جزیرهایی، ۱۳۷۹). بدون شک زادآوری و تضمین استمرار جنگل یکی از مهمترین جنبههای مدیریت پایدار جنگلهاست و توجه به آن باید در اولویت طرحهای جنگلداری قرار گیرد (توانکار و همکاران، ۱۳۸۸). استقرار زادآوری در جنگل، ضامن بقای جنگل و تولید مستمر در آن میباشد که به این جهت همواره مورد توجه جنگلشناسان بوده است (سفیدی، ۱۳۸۶). عمل تجدید حیات یا زادآوری جنگل در جنگلهای طبیعی خودبخود صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر هر جنگل طبیعی قادر است بدون دخالت انسان نسل و بقای خود را حفظ کند یا تجدید نماید (مروی‌مهاجر، ۱۳۸۳). هدف اصلی از مدیریت منابع طبیعی حفظ تنوع زیستی و تداوم زادآوری در اکوسیستم‌های طبیعی است (اسمیت، ۱۹۹۶). همچنین اهمیت بالای زادآوری طبیعی از نقطه نظر تنوع گونه‌ای، پایداری بیشتر و همچنین هزینه‌های کمتر نسبت به انجام جنگل‌کاری‌ها و نیز تأثیرات مهم عوامل محیطی بر زادآوری طبیعی سبب شده که محققین مختلف به بررسی زادآوری طبیعی در رابطه با عوامل توپوگرافی و خاکی بپردازند (میرزایی، ۱۳۸۶ و حسینی، ۱۳۸۷).

۱-۲-۸- عوامل محیطی۸۲
عوامل محیطی (خاک و فیزیوگرافی) در بررسی‌های اکولوژیکی به طور گسترده‌ای استفاده می‌شوند. خاک و توپوگرافی و همچنین تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم آنها در روابط اکولوژیک از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک‌ها مثل اسیدیته و قابلیت دسترسی به عناصر غذایی هم از گیاهان تأثیر می‌پذیرد و هم روی گیاهان تأثیر می‌گذارد. برهمکنش بین گیاهان و خصوصیات خاک و فیزیوگرافی توسط بسیاری از محققان مورد بررسی قرار گرفته است (آن۸۳ و همکاران، ۱۹۹۷ و لی‌یو۸۴ و همکاران، ۱۹۹۶). خصوصی
ات فیزیکی و شیمیایی می‌تواند تأثیر معنی‌داری بر رشد و توزیع گونه‌های گیاهی داشته باشد (وزل۸۵ و همکاران، ۲۰۰۰).

۱-۲-۸-۱- فیزیوگرافی۸۶
فیزیوگرافی که به معنای شکل‌ سطحی یک منطقه می‌باشد و تأثیر زیادی بر تنوع گیاهان و پراکنش آنها دارد (بارنز، ۱۹۹۸). محققین مختلفی تفاوت در کیفیت یک رویشگاه یا ترکیب گونه‌ای را در نتیجه تفاوت در توپوگرافی آن منطقه دانسته‌اند (بولیز و تاجشمن۸۷، ۱۹۸۴.، مک‌نب۸۸، ۱۹۸۹ و هیکس۸۹، ۱۹۹۸). عوامل مختلف توپوگرافی را می‌توان به صورت مجزا مانند ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت مورد بررسی قرار داد.

۱-۲-۸-۱-۱- ارتفاع از سطح دریا۹۰
ارتفاع از سطح دریا یکی از عوامل تأثیرگذار و محدودکننده رویش و پراکنش گونه‌های گیاهی است. از نتایج خیلی عادی که از تغییرات ارتفاع از سطح دریا حاصل می‌شود به وجود آمدن طبقات رستنی‌ها و تیپ‌های جنگلی متمایز می‌باشد (طباطبایی و قصریانی، ۱۳۷۱). ارتفاع از سطح دریا یکی از مهمترین عواملی است که با تأثیر بر میزان و نوع بارندگی، دما، تبخیر، تعرق، شدت تشعشعات خورشیدی، تشکیل و تکامل خاک بر نوع و تراکم پوشش گیاهی تأثیر بسزایی دارد.

۱-۲-۸-۱-۲- جهت‌ جغرافیایی۹۱
جهت جغرافیایی نیز در پراکنش، ترکیب گونه‌ای و تنوع تأثیر دارد. جهت‌های جغرافیایی بخاطر تفاوت در میزان رطوبت در جهت‌های مختلف همچنین بخاطر تغییر میزان تابش نور خورشید و تغییر درجه حرارت بر روی میکروکلیما به ویژه دمای هوا و رطوبت خاک و در نتیجه در پراکنش و رویش گیاهان اثر دارد (روسنبرگ۹۲ و همکاران، ۱۹۸۳) این تأثیر بخصوص در مناطقی که میزان بارندگی و رطوبت کم باشد قابل توجه است (اسمال۹۳، ۲۰۰۵). دامنه‌هایی که رو به آفتاب قرار دارند، گرمای بیشتری داشته و توان تولید بیوماس نیز در آنها بیشتر است. عموماً، دامنه‌های گرم‌تر از تنوع بیشتری برخوردار می‌باشند. در مقیاس وسیع، جهت دامنه یکی از عوامل مهم در تشکیل اشکوب‌های مختلف رویشی در مناطق کوهستانی است. در این زمینه مطالعات زیادی صورت گرفته که می‌توان به مطالعات باله۹۴ و همکاران در سال ۱۹۹۸ و بدانو۹۵ و همکاران در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد.

۱-۲-۸-۱-۳- شیب۹۶
شیب عامل فیزیوگرافی مهمی است که می‌تواند در پراکنش گونه‌های گیاهی مؤثر باشد زیرا میزان شیب در عمق و زهکشی خاک مؤثر است (دانتیا و ایوانچی۹۷، ۱۹۹۴، بل۹۸ و همکاران، ۲۰۰۵ و ابراهیمی‌کبریا، ۱۳۸۱). میزان شیب همچنین در استقرار نوع درخت و جامعه گیاهی دخالت دارد به طوری که گونه‌هایی که احتیاج به خاکهای عمیق ندارند در شیب‌های تندتر ظاهر می‌شوند.

۱-۲-۸-۲- خاک۹۹
خاک یکی از مهم‌ترین اجزای تشکیل دهنده جنگل است. درختان مواد غذایی مورد نیاز خود را از خاک می‌گیرند و ریشه آنها که وظیفه جذب آب و غذا و استقرار درخت را بر عهده دارد، در خاک قرار دارد. تنوع در سطوح خاک، برای گیاهان مهم است (فو۱۰۰ و همکاران، ۲۰۰۴). ویژگی‌هایی چون نوع بافت، درصد مواد آلی، ساختمان خاک، تهویه خاک، میزان شوری، pH خاک، میزان عناصر غذایی موجود در خاک، قابلیت جذب آنها و نسب آنها به یکدیگر بر تغذیه گیاه اثر می‌گذارند. خاک، دگرگونی‌ اکوسیستم‌ها را منعکس می‌کند (دیالیس۱۰۱، ۱۹۶۴) آگاهی از وضعیت جوامع گیاهی و ویژگی‌های خاک یک اکوسیستم کمک شایانی در برآورد و روند پویایی آن می‌نماید چرا که این موارد، شالوده یک اکوسیستم محسوب شده و اثرهای متقابلی بر یکدیگر دارند.

۱ -۲-۸-۲-۱- خصوصیات فیزیکی
خصوصیات فیزیکی خاک نقش مهمی در توسعه و پراکنش گیاهان دارند. فاکتورهای فیزیکی مانند درجه سنگی بودن خاک با تأثیر گذاشتن بر میزان آب، تأثیراتی در تعیین پراکنش تیپ‌های عمده پوشش گیاهی دارد (انی‌رایت۱۰۲ و همکاران، ۲۰۰۵). در واقع خواص فیزیکی می‌تواند در توسعه یا عدم توسعه ریشه‌دوانی یک گیاه مؤثر باشد. درصد رس، درصد شن، درصد سیلت ریز و درشت نیز از جمله خصوصیات فیزیکی خاک می‌باشند.

۱-۲-۸-۲-۲- خصوصیات شیمیایی
بسیاری از خصوصیات شیمیایی خاک در قالب عناصر غذایی و و ذخیره کربن در شکل‌گیری مراحل شیمیایی تأثیرگذار می‌باشد (اسچونهولت و همکاران، ۲۰۰۰). از جمله خصوصیات شیمیایی خاک می‌توان ماده آلی، اسیدیته خاک، شوری، نیتروژن، پتاسیم، کلسیم را نام برد.

۱-۲-۹- روش‌های آماری در آنالیز پوشش گیاهی
آمار چند متغیره برای پیش‌بینی اکولوژیکی و پارامترهای محیطی مورد استفاده قرار می‌گیرد (کالر۱۰۳، ۲۰۰۱). داده‌ها در اکولوژی در قالب یک ماتریس می‌باشد که واحدهای نمونه‌برداری در ستون‌ها و گونه‌ها در ردیف‌های ماتریس قرار می‌گیرند. در داخل ماتریس، داده‌های مربوط به حضور و غیبت و یا برآوردهای دیگری مانند درصد پوشش تاجی ثبت خواهد شد.
اکولوژیست‌ها روش‌های مختلفی برای سازماندهی داده‌های اکولوژیکی در جوامع گیاهی بکار می‌برند: روش‌های طبقه‌بندی۱۰۴ و روش‌های رسته‌بندی۱۰۵ پوشش گیاهی.

۱-۲-۹-۱- روش طبقه‌بندی
در روش طبقه‌بندی، جمع کردن مجموعه‌ای از افراد (نمونه‌های پوشش گیاهی یا قاب‌ها) بر اساس صفات (ترکیب فلورستیکی) آنهاست. حاصل طبقه‌بندی مجموعه‌ای از گروه‌های مشتق شده از افراد می‌باشد که هر فردی در داخل هر گروه در مقایسه با افراد گروه‌های دیگر، شباهت بیشتری با افراد گروه خودش دارد (مصداقی، ۱۳۸۰). روشهای متعدد برای طبقه‌بندی پوشش گیاهی ابداع و توسعه یافته است که روش ت
جزیه و تحلیل خوشه‌ای و تجزیه تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف به طور گسترد‌ه‌ای در مطالعات اکولوژی پوشش گیاهی برای تشخیص گروههای اکولوژیک به کار گرفته می‌شود (اسحاقی‌راد، ۱۳۸۸).
الف- روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای
در این روش ابتدا ماتریس فاصله بین قطعات نمونه محاسبه شده، سپس بر اساس معیاری مشخص از فاصله بین قطعات نمونه یا گروهها، دو گروه انتخاب و در هم ادغام می‌شوند. معمولاً نتایج به صورت دندروگرامی از قطعات نمونه نمایش داده می‌شود که به وسیله فاصله بین گروهها یا روشهای دیگر مقیاس‌بندی می‌شود. نقطه توقف، برای شکل‌گیری خوشه‌ها (گروهها) بر اساس تجربه است (مک‌نب و همکاران، ۱۹۹۹) پس از طبقه‌بندی رویشگاه و تهیه گروه‌های اکولوژیک، محاسبه ارزش شاخص گونه‌ها برای تشخیص گونه‌های شاخص هر گروه به عمل می‌آید. در روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای جوامع گیاهی با محاسبه وفور نسبی و فراوانی نسبی ارزش گونه‌های هر گروه محاسبه می‌شود.

ب-تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN)
این روش به روش لگیندر و دفورد۱۰۶ نیز معروف می‌باشد و فقط برای گونه‌های گیاهی قابل استفاده است. روش تجزیه و تحلیل گونه‌های معرف، ارزشهای معرف هر گونه را در گروههای مختلف بر اساس فراوانی و فرکانس نسبی گونه‌ها (نسبت قطعات نمونه‌ای که یک گونه در آن حضور دارد به تعداد کل قطعات نمونه همان گروه) در هر گروه ایجاد می‌نماید (مک‌کین۱۰۷ و همکاران، ۲۰۰۳). بیشترین مقدار معرف یک گونه در میان گروهها به عنوان ارزش معرف کل آن گونه در نظر گرفته می‌شود و در نهایت حداکثر مقدار ارزش معرف گونه‌ها به وسیله آزمون مونت کارلو از نظر آماری مورد آزمون قرار می‌گیرد. نتایج تجزیه و تحلیل گونه‌های معرف به صورت جدول دو طرفه از گونه‌ها و قطعات نمونه ارائه می‌شود.

۱-۲-۹-۲-روش‌های رسته‌بندی
روش‌های رسته‌بندی بخشی از آنالیز گرادیان هستند در آنالیز گرادیان، تغییرات ترکیب گونه‌ای به تغییرات عوامل محیطی مرتبط می‌شود (مصداقی، ۱۳۸۰). آنالیز گرادیان بر دو نوع مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد (تربراک و پرینتیس۱۰۸، ۱۹۸۸). در آنالیز گرادیان غیرمستقیم بر طبق نظر آستین۱۰۹ (۱۹۶۸) رج‌بندی محیطی از داده‌های محیطی جهت منظم کردن داده‌های حاصل از پوشش گیاهی استفاده می‌شود که بر اساس آنالیز داده های فلورستیکی و مستقل از دخالت هر عامل محیطی می‌باشد و داده‌های محیطی تنها در مرحله تفسیر وارد مطالعه می‌شوند .در رسته‌بندی مستقیم، آنالیز داده‌ها با در نظر گرفتن عوامل محیطی می‌باشد. روش‌های عمده رج‌بندی پوشش گیاهی شامل تحلیل مولفه‌های اصلی۱۱۰، تحلیل تطبیقی غیر جهت‌دار۱۱۱، که جز روش‌های تحلیل گرادیان غیر‌مستقیم و تحلیل تطبیقی متعارف۱۱۲ از انواع تحلیل گرادیان مستقیم می‌باشد.
– تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA)
این روش بطور

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *