پیشنهادها و کاربردهای پژوهش:دانلود پایان نامه رشته علوم تربیتی,بررسی رابطه‌ی هوش منطقی و هوش هیجانی و اثر آن بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نخبه


پ پیشنهادها و کاربردهای پژوهش:

پ-1- این پژوهش نشان می‌دهد که سطح هوش منطقی دانش‌آموزان نخبه ( شاغل به تحصیل در مراکز تهران سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) در مقطع راهنمایی، بالاتر از حد استاندارد است. بنابراین پیشنهاد می‌شود بهره‌برداری ویژه و جدی از این سرمایه‌ی وجودی به عمل آید. کتب درسی وسطح آموزشی این دانش‌آموزان باید بالاتر از مدارس عادی برنامه ریزی شود.

 

پ -2- این پژوهش هم‌چنین نشان می‌دهد که سطح هوش هیجانی دانش‌آموزان نخبه در مقطع راهنمایی، بالاتر از سطح استاندارد است. بنابر این پیشنهاد می‌شود در فرآیند آماده‌سازی دانش‌آموزان برای زندگی از این سرمایه استفاده شود. بالاتر از حد استاندارد بودن هوش هیجانی هم‌چنین به معنی بالا بودن شاخص‌های آن نیز هست، فلذا از شاخص‌های آن نیز می‌توان در جهت کاهش نگرانی دانش‌آموزان در فرآیند تحصیلی و ارتقا آن استفاده نمود.

 

پ -3-این پژو.هش نشان می‌دهد که سطح هوش منطقی دانش‌آموزان نخبه در مقطع متوسطه، بالاتر از حد استاندارد است. بنابراین پیشنهاد می‌شود تربیت علمی دانش‌آموزان در مقطع متوسطه با نگاهی بالاتر از تربیت صرف برای به دست آوردن رتبه‌های خوب در کنکور سراسری دانشگاه‌ها، انجام شود. مدارس متوسطه که از این سطح هوش منطقی نیز برخوردار نمی‌باشند؛ در حال حاضر با برنامه‌های آموزشی فشرده، دانش‌آموزان خود را در رتبه‌های بالای کنکور جای می دهند. فلذا برای دانش‌آموزان نخبه در مقطع متوسطه مناسب نخواهد بود که تنها پذیرش آن‌ها در کنکور، هدف نهایی تحصیل قلمداد شود.

 

پ- 4- این پژوهش، سطح هوش هیجانی دانش‌آموزان نخبه در مقطع متوسطه را نیز بالاتر از حد استاندارد نشان می‌دهد. فلذا پیشنهاد می‌شود به آن در پیشرفت تحصیلی و پروسه‌ی تربیت نمودن برای آینده به گونه‌ی فوق‌العاده مهم توجه شود. هر گونه بی‌اعتنایی به آن در مقطع متوسطه، دارای پیامدهای منفی از جمله شکست تحصیلی و هرز رفتن این سرمایه به مسیرهایی که با سیاست‌های نخبه‌پروری در کشور، در تضاد آشکار قرار خواهد بود و چه بسا باید سرمایه و انرژی‌های دیگری را نیز مصروف کنترل موج‌های منفی آن نمود که میزان موفقیت آن هم مشخص نمی‌باشد.

 

پ- 5- در این پژوهش، بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در مقطع راهنمایی رابطه‌ای ضعیف مشاهده شده است و این بدان معنی خواهد بود که از سرمایه‌ی هوش هیجانی دانش‌آموزان نخبه در مسیر ارتقا تحصیلی بهره کافی گرفته نمی‌شود، به بیان دیگر ورود به دوره بلوغ ، به طور طبیعی رشد هوش هیجانی را به دنبال داردو از سوی دیگر در دوره راهنمایی رابطه عاطفی بین کادر آموزشی ودانش آموزان بهتر از دوره متوسطه است،فلذا به همین نسبت اندک، رابطه ضعیف بین دو مولفه هوش هیجانی وپیشرت تحصیلی مشاهده شده است ولی قانع کننده وکافی به نظر نمی رسد . پیشنهاد می‌شود در جهت ارتباط بین مولفه‌های هوش هیجانی که بعضا نقش تعیین کننده‌ایی در موفقیت تحصیلی دارند با پروسه‌ی تحصیلی دانش‌آموزان در دوره راهنمایی که تعیین کننده جهت تحصیلی آنان در سطوح بالاتر است و از آن جهت که تربیت نخبگان ارتباط تنگانگی با مدیریت آینده‌ی کشور دارد از هوش هیجانی در این مقطع تحصیلی استفاده‌ی جدیتری به عمل آید.

 

پ-6-این پژوهش نشان می‌دهد بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در مقطع متوسطه نیز ارتباط وجود ندارد، فلذا همان‌طور که در قبل اشاره رفت، به طور جدی‌تر در مقطع متوسطه لازم است پیوند بین هوش هیجانی و پیشرفت و موفقیت تحصیلی مد نظر باشد که در آن صورت بهره‌های آن بسیار فراتر از آن چیزی خواهد بود که امروز تنها در کسب رتبه‌ی برتر کنکور توسط این دانش‌آموزان تعریف شده است. پیشنهاد می شود با توجیه کادر آموزشی این مقطع در استفاده قویتر از هوش هیجانی دانش آموزان ،وهمینطور کار روی مولفه های خاص از هوش هیجانی دانش آموزان که به گونه موثر در پیشرفت تحصیلی آنها دخیل است، از این سرمایه شگفت در مسیر پیشرفت تحصیلی استفاده شود.

 

پ-7-این پژوهش نشان می‌دهد، بین هوش منطقی و پیشرفت تحصیلی در مقطع راهنمایی رابطه‌ی ضعیف وجود دارد. این بدان معنی است که پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان نخبه که به طور طبیعی باید رابطه قوی با هوش منطقی آنها داشته باشد وفلسفه تشکیل مراکز آموزش نخبگان تا حدودی براین اساس است،رابطه ضعیف نشان می دهد . به یک معنی عامل تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی این دانش آموزان بیشتر حافظه (آن هم حافظه موقت،که تا زمان برگزاری آزمون کاربرد موثر دارد)است تا هوش منطقی وبه بیانی استعداد تحصیلی. فلذا پیشنهاد می‌شود جهت کاستن از بکارگیری حافظه ( به عنوان تنها عامل دارای نقش قوی در موفقیت تحصیلی)، از هوش و استعداد تحصیلی استفاده‌ی کامل به عمل آید.

 

پ-8- این پژوهش هم‌چنین نشان می‌دهد بین هوش منطقی و پیشرفت تحصیلی در مقطع متوسطه ارتباط ضعیف وجود دارد. با عنایت به توضیحات بند قبل و با در نظر گرفتن نیاز بیش‌تر در به‌کارگیری هوش و استعداد تحصیلی در مقطع متوسطه برای فهم بهتر مطالب که در این صورت لذت تحصیل و به‌کارگیری دروس آموخته شده به مراتب بهینه‌تر می‌شود، پیشنهاد می‌شود بیش از پیش در برنامه‌ریزی آموزشی این مقطع تحصیلی، موضوع برقراری ارتباط قوی ومعنادار بین هوش منطقی و پیشرفت تحصیلی مد نظر باشد.

 

پ -9- این پژوهش نشان می‌دهد بین هوش منطقی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان مقطع راهنمایی ارتباطی وجود ندارد. بدیهی است این دو ساحت وجودی انسان هر یک نقش مشخص و غیر قابل انکاری در موفقیت‌های انسان دارند و عدم ارتباط آن‌ها تا آنجا که به حیطه‌ی تعریف و استقلال هردو باز می‌گردد قابل پذیرش خواهد بود اما تالیف و برقراری زیرین مولفه‌های آن‌ها با یکدیگر، می تواند نتایج مثبتی را به‌وجود بیاورد. فلذا پیشنهاد می‌شود برای کلیه‌ی دانش‌آموزان دو نمره هوش منطقی و هوش هیجانی در پرونده‌ی تحصیلی وجود داشته باشد و مشاورین مراکز آموزشی در همه‌ی مراحلی که وضعیت دانش‌آموز را کنترل می‌نمایند و برنامه‌ریزان نیز بر این اساس اقدامات آتی را انجام می‌دهند، به این نمرات و برقراری ارتباط بین آن‌ها اندیشه نمایند.

 

پ-10- در این پژوهش، ارتباط بین هوش منطقی و هوش هیجانی در مقطع متوسطه نیز وجود ندارد. فلذا با توجه به توضیحات ارائه شده در بند قبل، در این مقطع نیز ضرورت وجود دو نمره‌ی هوش منطقی و هوش هیجانی در پرونده‌ی تحصیلی دانش‌آموزان پیشنهاد می‌شود.

 

ت خلاصه‌ای از مساله، روش و یافته‌های پژوهش :

این پژوهش موفق شده‌است آزمون هوش منطقی، آزمون هوش هیجانی، تبیین پیشرفت تحصیلی و بررسی ارتباطات بین آن‌ها را به تفکیک انجام دهد و همان‌گونه که در بند پ به صورت مشروح اشاره شد، ارتباط دو به دوی هر یک از فروض به دست آمده‌است. بدیهی است انجام هر گونه برنامه‌ریزی در وزارت آموزش و پرورش (به ویژه در رابطه با دانش‌آموزان) مستلزم برگزاری این گونه آزمون‌های کشف حقیقت است. ناگزیر است اشاره نمایم که این روش در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش به صورت نادر انجام می‌شود و اجرای برخی از برنامه‌ها که فوق‌العاده تاثیرگذار در سرنوشت دانش‌آموزان می‌باشد، بدون اجرای این مقدمات عملیاتی می‌شوند. این پژوهش به طور مشخص دریافته‌است که ارتباط ضعیف یا فقدان ارتباط بین هوش منطقی، هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی بیش از هر چیز نشان می‌دهد که موفقیت‌های تحصیلی دانش‌آموزان نخبه تا حد بسیار زیادی اتکا بر حافظه (بلندمدت یا کوتاه‌مدت) دارد و این بدان معناست که اگر هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری و اقدام جدی روی رشد و پرورش نحبگان هم انجام نگیرد، آن‌ها با تکیه بر حافظه‌ی خود خواهند توانست همین موفقیت‌ها را کسب کنند. با دقت کامل بر روی این نتیجه، اقدامات کنونی در آموزش و پرورش نخبه گان با علامت سوال مواجه است و سرمایه‌ی عظیمی از هوش و استعداد تحصیلی و هوش هیجانی بدون استفاده و یا در مسیرهای غیر از فعالیت آموزشی به کار گرفته می‌شوند و در این صورت بخشی از امکانات ملی دچار ضرر و زیان جدی است.

نتایج این پژوهش هم‌چنین می‌تواند نشان دهد سرمایه‌گذاری روی موضوع هوش هیجانی در میان دانش‌آموزان نخبه‌ی امروز بیش از هر زمان دیگر احساس می‌شود. به نظر می‌رسد برای رشد و گسترش موضوع هوش هیجانی و بهره‌برداری از آن باید به دنبال شیوه‌های جدیدی بود. «در زمینه‌ی آموزش هیجانی این شیوه رایج شده‌است که کلاس جدیدی تاسیس نشود، درک درست مربوط به احساسات و روابط را به صورتی در هم آمیخته با موضوع‌های دیگری که هم‌اکنون تدریس می‌شوند، ارائه کنند. دروس هیجانی را می‌توان به صورتی طبیعی در دروس خواندن و نوشتن، بهداشت، علوم، علوم اجتماعی و دیگر دروس استاندارد وارد کرد. در مدارس نیوهیون، آموزش “مهارت‌های زندگی” در بعضی از پایه‌های درسی موضوع جداگانه‌ای است، اما در پایه‌های دیگر موضوع رشد اجتماعی با دروسی هم‌چون خواندن یا بهداشت در هم آمیخته می‌شود. حتی بعضی از دروس به عنوان بخشی از کلاس ریاضی تدریس می‌شوند –از جمله مهارت‌های اساسی در مطالعه مانند نحوه‌ی مقابله با حواس‌پرتی، برانگیختن خود برای مطالعه، و کنترل تکانش‌ها به صورتی که شخص بتواند توجه خود را به یادگیری معطوف کند. بعضی از برنامه‌های مربوط به مهارت‌های عاطفی و اجتماعی، به صورت مجزا دوره‌ی درسی یا ساعت کلاسی مخصوصی ندارند، بلکه دروس مربوط به این مهارت‌ها با بافت اصلی زندگی مدرسه در هم تنیده شده‌است. یکی از الگوهای این رویکرد- که در اساس، درسی نامرئی در زمینه‌ی مهارت‌های عاطفی و اجتماعی است، “پروژه‌ی رشد کودک”[1] است که توسط تیمی تحت رهبری اریک شاپس[2] روان‌شناس تدوین شده‌است. این پروژه که مرکز آن در آکلند[3] ، کالیفرنیا قرار دارد، اخیرا در تعدادی از مدارس سراسر کشور آمریکا بیش‌تر در محله‌هایی که با بسیاری از مشکلات تباه‌کننده‌ی نیوهیوم دست به گریبان‌اند مورد آزمایش قرار گرفته‌است. این پروژه، مطالب مورد نظر را به صورتی عرضه می‌کند که با دروس حاضر متناسب باشند. به این ترتیب شاگردان کلاس اول در کلاس قرائت خود، داستانی را می‌خوانند تحت عنوان “قورباغه‌ی درختی و وزغ با هم دوست‌اند” که در آن، قورباغه‌ی درختی مایل است با دوست خود وزغ که به خواب زمستانی رفته‌است بازی کند و به همین دلیل حقه‌ای می‌زند تا او را زوتر از موعد از خواب بیدار کند. این داستان به عنوان مبنایی برای بحث کلاسی درباره‌ی دوستی مورد استفاده قرار می‌گیرد و موضوع‌هایی نظیر آن‌که وقتی مردم احساس می‌کنند کسی به آن‌ها کلک زده‌است، چه احساس پیدا می‌کنند، به بحث گذارده می‌شود. به تدریج موضوع‌هایی نظیر خوداگاهی، هشیار بودن نسبت به نیازهای دوستان، احساس افراد هنگام آزار دیدن و اشتراک احساسات با دوستان مطرح می‌شود و به بحث گذاشته می‌شود. مجموعه‌ای که این برنامه‌ی درسی در اختیار معلمان قرار می‌دهد هم‌پای گذر دانش‌آموزان از مدرسه‌ی ابتدایی و از آن‌جا به مدرسه‌ی راهنمایی داستان‌های پیچیده‌تری را در بر می‌گیرد، که هر یک نقطه‌ی آغازی برای بحث در زمینه‌ی موضوعاتی هم‌چون هم‌دلی، درک دیدگاه دیگران و اهمیت دادن به آن‌ها در اختیار معلمان قرار می‌دهد. راه دیگر تنیدن دروس عاطفی در تاروپود شیوه‌ی رایج در مدارس، آن است که به معلمان یاری شود تا در زمینه‌ی شیوه‌ی اصلاح رفتار دانش‌آموزانی که بدرفتاری می‌کنند، تجدید نظر کنند. فرض برنامه‌ی “رشد کودک” بر آن است که می‌توان از چنین لحظاتی برای تدریس مهارت‌های لازم به کودکان؛ کنترل تکانه، ابراز احساسات خود و حل تعارضات استفاده کرد و این که راه‌هایی بهتر از تنبیه کودکان بدرفتار وجود دارد. معلمی که می‌بیند سه تن از دانش‌آموزان کلاس اول برای وارد شدن به صف ناهارخوری هم‌دیگر را هل می‌دهند، می‌تواند به آن‌‌ها پیشنهاد کند که هر کدام عددی را در نظر بگیرد و کسی که حدسش بر عدد مورد نظر او نزدیک‌تر بود، اول وارد شود. این راه حل، در درجه‌ی نخست این مساله را آموزش می‌دهد که برای حل مشاجره‌هایی به این کوچکی، راه‌های بی‌غرضانه و منصفانه‌ای هم وجود دارد، در حالی که این آموزش عمیق‌تر را در خود دارد که می‌توان بر سر منازعات به مذاکره نشست. و از آن‌جا که کودکان می‌توانند این رویکرد را در موارد مشابه دیگر نیز مورد استفاده قرار دهند “اول من!” – اگر نگوییم در اکثر مقاطع زندگی، به اشکال مختلف – حداقل در کلاس‌های پایین‌تر فراگیر است نسبت به دستور مقتدرانه و همیشگی “بس کنید” پیام مثبت‌تری در بر دارد.» (گلمن، 1383: 367 و 368 و 369) امروز در جامعه‌ی ما موضوع مذاکره و روش‌های آن در مبانی مدیریت اساسی است و این آموزش در جمع نخبگان لازم است از مقطع راهنمایی و متوسطه و با تکیه بر سرمایه‌ی هوش هیجانی (که این پژوهش نشان می‌دهد در میان دانش‌آموزان نخبه‌ی مدارس تهران سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان بالاتر از استاندارد است) انجام گیرد.

اگرچه نتایج این پژوهش به وجود عدم ارتباط بین هوش منطقی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان نخبه اشاره دارد، و ما قبلا هم بحث کردیم که این دو از یک‌دیگر مستقل‌اند، اما بخش‌های چزئی‌تری از مولفه‌های هوش هیجانی می‌تواند با علاوه شدن به هوش منطقی پیشرفت تحصیلی شگرفی را رقم زند؛ از جمله‌ی این مولفه‌ها موضوع غرقه شدن در کار است که اثرات عمیق و قوی روی آموزش دارد و به عنوا ن الگویی برای یادگیری و آموزش مطرح است. «رسیدن به سطح غرقه شدن در کار، از هوش هیجانی در بهترین حالت خود حکایت دارد. شاید غرقه شدن، بیان‌گر حد نهایی استفاده از هیجان‌ها در خدمت عملکرد یا فراگیری مطلبی باشد. در حالت غرقه شدن هیجان‌‌ها نه فقط وجود دارند و کانالیزه شده‌اند، بلکه با عملی که فرد در حال انجام آن است همراه می‌شوند، به آن نیرو می‌بخشند و نقشی مثبت دارند. قرار گرفتن در حالت غرقه شدن در کار، احساس برجسته‌ای به فرد می‌دهد. نشانه‌ی غرقه شدن، بروز احساس لذتی خودجوش، و حتی می‌توان گفت نوعی از خود بی خود شدن است. از آن‌جا که حالت غرقه شدن احساس خوبی پدید می‌آورد، به خودی خود پاداش دهنده است. حالتی است که در ان افراد به شدت در کاری که مشغول انجام آن هستند غرق می‌شوند، توجهی یکپارچه به کار مبذول می‌دارند و هشیاری آنان در عملشان گم می‌شود. غرقه شدن، نوعی حالت فراموش کردن خود است. افرادی که در حالت غرقه شدن قرار می‌گیرند، به جای آن که با اشتغال‌های فکری خود مشغول باشند، به قدری در کار خود غرق می‌شوند که خودآگاهی خویش را به کلی از دست می‌دهند. برای این که افراد در حالت غرقه شدن قرار بگیرند، راه‌های متعددی وجود دارد. یک راه این است که افراد تعمدا توجه خود را به طور قاطع بر کاری که مشغول انجام آن هستند، متمرکز کنند، حالت تمرکز بسیار قوی، اساس غرقه شدن در کار است. برای وارد شدن به این محدوده، باید ابتدا برای آرام شدن و متمرکز ساختن کامل فکر جهت شروع کار، تلاش زیادی به کار برد؛ این قدم اول مستلزم نظم و ترتیب است. اما زمانی که فکر متمرکز باشد، با نیروی خودش حرکت می‌کند و هم اغتشاش عاطفی فرد تسکین می‌یابد و هم انجام کار بدون تلاش به پیش می‌رود. هم‌چنین زمانی افراد در موقعیت غرقه شدن در کار قرار می‌گیرند که کاری را بیابند که در آن مهارت دارند و در سطحی در آن وارد شوند که مستلزم ابراز توانایی آنان باشد. هنگامی که شخصی را در حالت غرقه شدن در کار تماشا می‌کنیم، انجام کارهای دشوار، آسان می‌نماید. حداکثر کارایی، طبیعی و عادی به نظر می‌رسد. این تصویر، همتای وضعیت متناقضی است که درون مغز وجود دارد. دشوارترین تکالیف، با صرف حداقل انرژی ذهنی انجام می‌پذیرد. در حالت غرقه شدن، مغز در وضعیتی آرام قرار دارد، انگیزش و بازداری مدار عصبی با نیازهای آن لحظه تناسب دارند. زمانی که افراد به فعالیت‌هایی می‌پردازند که توجه آنان بدون آن‌که تلاش بکنند، مدت‌ها به آن جلب می‌شود، مغز آنان آرام می‌گیرد، به این معنا که انگیختگی قشر مغز کاهش می‌یابد. این کشف از آن رو شایان توجه است که نشان می‌دهد حالت غرقه شدن به افراد اجازه می‌دهد تا در حیطه‌ای معین به انجام دشوارترین تکالیف اقدام کنند، خواه این کار، بازی در مقابل یک استاد شطرنج و خواه یک مساله‌ی بغرنج ریاضی باشد. همان‌طور که غرقه شدن در کار پیش‌نیاز تسلط بر صنعت، حرفه یا هنر می‌باشد، برای فراگرفتن علم نیز ضروری است. دانش‌آموزانی که هنگام مطالعه در درس غرق می‌شوند، بهتر یاد می‌گیرند، سوای آن‌که در ارزیابی به وسیله‌ی آزمون‌های پیشرفت چه توانایی‌ای را نشان داده‌باشند. دانش‌آموزان یک دبیرستان علمی ویژه در شیکاگو – که نمره‌ی همگی آنان در یک آزمون مهارت ریاضی در 5 درصد بالا قرار داشت- توسط معلمان ریاضی خود به لحاظ سطح موفقیت رتبه‌بندی شدند. سپس نحوه‌ی گذران وقت این دانش‌آموزان به دقت بررسی شد، برای این کار، هر دانش‌آموز دستگاه علامت‌دهنده‌ای با خود حمل می‌کرد که به صورت تصادفی در ساعت‌های مختلف روز به او علامت می‌داد تا کاری را که مشغول انجام آن بود و حالت روحی خود را در آن لحظه یادداشت کند. جای تعجب نبود کسانی که از نظر موفقیت تحصیلی در سطح پایینی قرار داشتند، در هفته فقط پانزده ساعت را به درس خواندن در منزل اختصاص می‌دادند، که در مقایسه با هم‌کلاسی‌های موفق آنان که بیست و هفت ساعت در هفته در منزل درس می‌خواندند، بسیار کم‌تر بود. کسانی که پیشرفت تحصیلی کم‌تری داشتند بیش‌تر ساعاتی را که درس نمی‌خواندند در برقرار کردن ارتباط‌های اجتماعی و بیرون رفتن با دوستان و خانواده می‌گذراندند.»

[1] The Child Development Project

[2] Eric Schaps

[3] Oakland

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

بررسی رابطه عزت نفس با پرخاشگری در دانش آموزان 105ص

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

141985615752731

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید.

برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *