نوامبر 28

پایان نامه با واژگان کلیدی درگیری ذهنی، تحلیل مسیر، استاندارد، تحلیل داده

ین گروه ها (به غیر از پایه تحصیلی سوم و اول ) تفاوت معنا داری وجود دارد، و این موضوع در نمودار(۴- ۲۶) قابل مشاهده است، یعنی بین میانگین پایه چهارم و دوم دبیرستان تفاوت معنا داری وجود دارد و با افزایش در پایه تحصیلی و یا تسامحا افزایش تحصیلات و آگاهی می توان دریافت که گرایش به خرید مصرفی با درگیری ذهنی پایین کاهش می یابد.
۱۲.۴- جمع بندی فصل چهارم
در این فصل برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، از نرم افزارتحلیل آماریLisrel استفاده کرده ایم. ابتدا داده های پژوهش آماده سازی شده، سپس در بخش آمار توصیفی به تحلیل توصیفی وضعیت نمونه بر حسب مدارس، پایه تحصیلی وشرایط سنی پاسخگویان، تعداد افراد شاغل ومیزان در آمد وهزینه ماهیانه خانواده، ونیزتحلیل توصیفی گویه ها و شاخص ها ی پژوهش پرداختیم؛ در ادامه ابعاد و علائم ترسیمی و وضعیت نرمال بودن متغیرها بررسی شد. در بخش آمار استنباطی به تجزیه و تحلیل نتایج مدل سازی معادلات ساختاری وبررسی برازش مدل مفروض پژوهش پرداخته شده و مدل نهایی پژوهش ترسیم گردید، سپس آزمون فرضیه های اصلی و فرعی انجام گرفته و نتایج مربوطه در مورد تایید یا رد فرضیه ها بیان گردید.
فصل پنجم:
نتیجه گیری و پیشنهادات
۱.۵- مقدمه
در پایان هر فعالیت پژوهشی محقق پس از آزمون فرضیات، میبایستی نتایج کار را ارائه دهد. نتایج حاصل از فرضیات نیز پایههایی هستند که پیشنهادات بر اساس آن شکل میگیرند. بنابراین یکی از قسمتهای مهم پژوهش که در واقع میتواند راهی برای تبدیل نظریات به عمل برای موفقیت در آینده باشد نتیجهگیریهای صحیح و پیشنهادات مربوط و مناسب است. نتیجهگیریهایی که بر اساس تحلیلهای صحیح ارائه شده باشد، میتواند مسائل موجود را که پژوهش به منظور حل آن انجام شده است برطرف نماید.
در این فصل نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها خلاصه میشود و با تحلیل آنها سعی میشود تا به سؤالاتی که در فصل اوّل از سوی محقق مطرح شده بود پاسخ داده شود. در بخش اوّل این فصل خلاصۀ نتایج حاصل از اجرای طرح تحقیق و پاسخ هر یک از سؤالات پژوهش ارائه شده است. در بخش بعدی با استفاده از اطلاعات به دست آمده پیشنهاداتی به افراد و سازمانهایی که به نحوی با تبلیغات تجاری سروکار دارند، ارائه گردیده و همچنین به محدودیتهای پژوهش حاضر اشاره، و در نهایت پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی ارائه شده است.
۲.۵- بحث و نتیجه گیری از فرضیه ها
مجموعاً در این پژوهش دو فرضیه اصلی و هفت فرضیه فرعی با استفاده از روش تحلیل مسیر (SEM)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیات به شرح زیر خلاصه میگردد:
۱.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه اصلی اول
فرضیۀ اصلی اول پژوهش عبارت بود از اینکه تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیر گذار است.
در این پژوهش منظوراز تبلیغات هیجانی آن دسته از تکنیک های تبلیغاتی است که با تمرکزبرچند حس از حواس انسان و با برانگیختن هیجانات انسانی سعی در ایجاد تمایل وترجیح درمصرف کنندگان داشته و ایشان را مجاب و متقاعد به خرید نماید.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. با توجه به الگوی تحلیل مسیرکه ضریب استاندارد مسیر«تبلیغات هیجانی- گرایش به خرید» مقدار ۸۴/۰ ( و ۹۶/۱ t=7/41) به دست آمده است؛ لذا می توان نتیجه گرفت با احتمال ۹۹ درصد فرضیه اصلی اول تایید می شود و تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است، به طوری که با یک واحد تغییر در تبلیغات هیجانی (افزودن جاذبه های هیجانی درتبلیغ)، ما شاهد افزایش ۸۴/۰ واحدی در میزان گرایش به خرید این محصولات هستیم.
۲.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه اصلی دوم
فرضیۀ اصلی دوم پژوهش عبارت بود از اینکه یادآوری تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیر گذار است.
در این پژوهش منظوراز یادآوری تبلیغات میزان توانایی آزمودنی برای بازیابی و فراخوانی از حافظه دربه خاطرآوردن جاذبه های تبلیغاتی، که قبلا در کلیپ های تبلیغاتی مشاهده کرده است می باشد.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. با توجه به الگوی تحلیل مسیر و مقدار t=1/80 که کوچک تر از مقدار ۹۶/۱است. می توان نتیجه گرفت که فرضیه اصلی دوم پژوهش رد می شود و یادآوری تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار نیست. به طوری که با به کارگیری رویه هایی نظیرتکرار، فواصل زمانی، اولویت پخش آگهی که انجام می گیرد تا یادآوری تبلیغات هیجانی مربوط به کالاهای بی دوام را افزایش دهد، ما شاهد افزایشی در میزان گرایش به خرید آنها نیستیم.
۳.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی اول
فرضیۀ فرعی اول پژوهش عبارت بود ازاینکه تمایل ناشی ازتبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیرگذار است.
در این پژوهش منظوراز تمایل این است که وقتی در تبلیغ یک محصول یا برند به انتقال جاذبه هایی نظیر جذاب بودن، لذت بخش بودن، شادی آوربودن، رهایی از مشکل خاص، حس زیبا بودن، حس سلامتی وسالم زیستن پرداخته می شود چه احساسی در مخاطب نسبت به مصرف آن محصول ایجاد می شود.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. با توجه به الگوی تحلیل مسیر که ضریب استاندارد مسیر«تمایل- تبلیغات هیجانی-گرایش به خرید» مقدار ۸۳/۰ ( و ۹۶/۱ ۱۲/۱۲ t=) به دست آمده است. لذا می توان نتیجه گرفت با احتمال ۹۹ درصد فرضیه فرعی اول تایید می شود و تمایل ناشی ازتبلیغات هیجانی درگرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است، به طوری که با یک واحد تغییر درتمایل ناشی ازتبلیغات هیجانی (احساس نسبت به مصرف محصول)، ما شاهد افزایش ۸۳/۰واحدی در میزان گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین هستیم.
۴.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی دوم
فرضیۀ فرعی دوم پژوهش عبارت بود ازاینکه ترجیح ناشی ازتبلیغات هیجانی درگرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیرگذار است.
در این پژوهش منظورازترجیح این است که وقتی در تبلیغ یک محصول به انتقال جاذبه های هیجانی پرداخته می شود، در مخاطب نسبت به آن محصول یا مارک تجاری اولویت بیشتری ایجاد شده وبیشترمورد پسند وخوشایند وی باشد.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. با توجه به الگوی تحلیل مسیر که ضریب استاندارد مسیر«ترجیح- تبلیغات هیجانی-گرایش به خرید» مقدار۷۷/۰( و ۹۶/۱ ۰۲/۱۵ t=) است. می توان نتیجه گرفت با احتمال ۹۹درصد فرضیه فرعی دوم تایید می شود و ترجیح ناشی ازتبلیغات هیجانی درگرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است، به طوری که با یک واحد تغییر درترجیح ناشی ازتبلیغات هیجانی (اولویت نسبت به مصرف محصول)، ما شاهد افزایش ۷۷/۰ واحدی در میزان گرایش به خرید این نوع محصولات هستیم.
۵.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی سوم
فرضیۀ فرعی سوم پژوهش عبارت بود ازاینکه مجاب شدن ناشی ازتبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیرگذار است.
در این پژوهش منظوراز مجاب شدن این است که وقتی در تبلیغ محصولی به انتقال جاذبه های هیجانی پرداخته می شود، بایستی مخاطبان را برای خرید آن محصول متقاعد کرده و تصمیم ساز خرید توسط ایشان گردد.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. با توجه به الگوی تحلیل مسیر که ضریب استاندارد مسیر «مجاب شدن- تبلیغات هیجانی-گرایش به خرید» مقدار ۷۰/۰ ( و ۹۶/۱ ۳۰/۱۳t=) است. می توان نتیجه گرفت با احتمال ۹۹درصد فرضیه فرعی سوم تایید می شود و مجاب شدن ناشی ازتبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است، به طوری که با یک واحد تغییر درمجاب شدن ناشی ازتبلیغات هیجانی (متقاعد کردن و تصمیم ساز خرید بودن)، ما شاهد افزایش ۷۰/۰واحدی در میزان گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین هستیم.
۶.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی چهارم
فرضیۀ فرعی چهارم پژوهش عبارت بود ازاینکه تبلیغات بازیابی شده از حافظه در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذاراست.
در این پژوهش منظوراز بازیابی، فراخوانی از حافظه است که پس از رمزگردانی (سپردن به حافظه) و اندوزش (نگهداری در حافظه) اتفاق می افتد. با توجه به انتزاعی بودن سنجش این امور از عناصر ملموس سازی این امر که مواجهه، توجه و فهم می باشد استفاده گردید.
با توجه به الگوی تحلیل مسیر و مقدار t=1/80 که کوچک ترازمقدار ۹۶/۱است. می توان نتیجه گرفت که فرضیه فرعی چهارم رد شده و تبلیغات بازیابی شده از حافظه (و یا تسامحا یادآوری تبلیغات هیجانی) در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذارنیست. به طوری که با به کارگیری رویه هایی نظیرتکرار، فواصل زمانی، اولویت پخش آگهی که انجام می گیرد تا بازیابی تبلیغات هیجانی مربوط به کالاهای بی دوام را افزایش دهد، ما شاهد افزایشی در میزان گرایش به خرید آنها نیستیم.
۷.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی پنجم
فرضیۀ فرعی پنجم پژوهش عبارت بود ازاینکه مواجهه با تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است.
در این پژوهش منظوراز مواجهه این است که افراد بالاخص بصورت ناخودآگاه درمعرض تبلیغاتی قراربگیرند که دارای رویه هایی نظیر فراوانی پخش، سرعت پخش، صدای بلند بوده و یا برایشان جالب، شادی آور، لذت بخش و خوشایند می باشد.
به منظور سنجش این فرضیه از روش SEM استفاده شد. ضریب تحلیل مسیر مقدار ۴۱/۰ بدست آمد که نشان می دهد مواجهه بر یادآوری تبلیغات هیجانی تاثیر مثبت دارد، اما در نهایت با توجه به الگوی تحلیل مسیر وعدم وجود رابطه معنادار درمسیر یادآوری تبلیغات هیجانی به گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین، می توان نتیجه گرفت این تاثیر بی معنا است لذا فرضیه فرعی پنجم رد می شود. به طوری که با به کارگیری رویه های مذکورکه انجام می گیرد تا بازیابی تبلیغات هیجانی را از طریق مواجهه افزایش دهد، ما شاهد افزایشی در میزان گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین نیستیم.
۸.۲.۵- نتیجه گیری از فرضیه فرعی ششم
فرضیۀ فرعی ششم پژوهش عبارت بود ازاینکه توجه کردن به تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تاثیرگذار است.
در این پژوهش منظوراز توجه کردن این است که افراد بصورت ارادی یا غیر ارادی تبلیغاتی را گلچین کرده و به آنها دقت کنند که دارای جاذبه هایی نظیرموسیقی و تصاویرجالب بوده و یا احساسی نظیر منحصربفرد بودن و زیبا بودن را به آنان منتقل کند.
به منظور سنجش ای



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *