نوامبر 28

پایان نامه با واژگان کلیدی تصویرسازی، درگیری ذهنی، اثربخشی تبلیغات، مصرف کننده

بوده وجامعه آماری آن افراد ساکن در شهر تهران بوده اند. نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شده و حجم نمونه ۲۰۰نفراست، به طوریکه شهر تهران به پنج منطقه شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز تقسیم شده و محل تکمیل پر سشنامه در کنار یکی از پارکهای موجود در هر یک از مناطق مورد نظر انتخاب شده است .نتایج بدست آمده حاکی از آن است که با توجه به اینکه در تهیه آگهی های بازرگانی مسائل مهمی چون خصوصیات شخصی بینندگان، تحصیلات، سن و ویژگیهای آگهی ها همچون آگهی با متن ساده ، با متن همراه موسیقی و یا با متن داستانی مورد نظر قرار گرفته و با توجه به میزان تاثیر هرکدام از آگهی ها مناسب ترین آگهی را باید با توجه به خصوصیات کالا و بینندگان آگهی ها تهیه نمائیم، و به طورکلی در مقایسه بین آگهی با متن ساده و آگهی با متن ساده همراه با موسیقی، متن آگهی هایی که با شعر و موسیقی همراه باشند تاثیر بیشتری را بر یادآوری مخاطبان داشته اند.
۴.۱.۲- کبیری (۱۳۹۰) در پایان نامه ی خود تحت عنوان «تعامل جاذبه های هیجانی پیام با جنسیت و درگیری: دلالت های کاربردی آن در تبلیغات رانندگی ایمن» به بررسی نقش جاذبه های هیجانی طنز و ترس در پیامهای تبلیغاتی تلویزیونی مربوط به رانندگی ایمن پرداخته و تعامل آن با ویژگیهای مربوط به مخاطب و تاثیر آن برنگرش کلی افراد نسبت به رعایت قوانین رانندگی را مورد مطالعه قرار داده است؛ فرضیه هایی که در این پژوهش بررسی شده اند عبارتنداز: ۱) جاذبه ترس، بر نگرش زنان، و جاذبه طنز بر نگرش مردان موثرتر است. ۱.۱) جاذبه ترس، بر نگرش کلی زنان، و جاذبه طنز بر نگرش کلی مردان موثرتر است. ۲.۱) جاذبه ترس، بر نگرش ابزاری زنان، و جاذبه طنز بر نگرش ابزاری مردان موثرتر است.۳.۱) جاذبه ترس، بر نگرش ابرازگرانه ارزشی زنان، و جاذبه طنز بر نگرش ابرازگرانه ارزشی مردان موثرتر است. ۲) جاذبه ترس، بر نگرش کلی افراد با درگیری بالا و جاذبه طنز، بر نگرش کلی افراد با درگیری پایین موثرتر است. این تحقیق به روش آزمایشی انجام شده است که بدین منظور پس از تهیه دو بسته تیزر تبلیغاتی با جاذبه طنز و ترس از سایتهای گوناگون و دوبله آن به فارسی، افراد شرکتکننده (N=126) به دوگروه نقسیم شدند (۶۴ مرد، ۶۲ زن) که هر زیرگروه، هردو جنس زن و مرد را دربر میگرفتند. در ابتدا هر یک از افراد پرسشنامهای برای سنجش نگرششان کامل نموده، و سپس در معرض نمایش تیزرهای با جاذبه طنز، یا ترس قرار گرفتند. بلافاصله پس ازآن پرسشنامه دیگری کامل کرده و یک ماه بعد نیز پرسشنامهای دیگر پر کردند. نتایج بدست آمده نشان می دهد صرفنظر از جنسیت، جاذبه ی ترس بیشتر از جاذبه ی طنز برنگرش افراد تاثیر داشته است و برنگرش زنان بیشتر از مردان موثر بوده است. بعلاوه جاذبه ی طنز بدون درنظر گرفتن سطح درگیری افراد با موضوع برنگرش هیچ یک از افراد برحسب جنسیت شان تاثیر مثبت معناداری نداشته است، اما درصورت تقسیم افراد براساس سطح درگیریشان با موضوع، جاذبه های طنز برای افراد با درگیری پایین متقاعد کننده بوده است.
۵.۱.۲- حق گویی (۱۳۹۰) درپایان نامه ی خود تحت عنوان « تأثیر نقش تصاویر و لغات با تصویرسازی بالا، در بازخوانی و احساس نسبت به تبلیغات تجاری چاپی» در پی آن است تا اثربخشی تبلیغات با ویژگی های متفاوت (از لحاظ نوشته های چاپی و حضور یا عدم حضور تصاویر) را از منظر بازخوانی و احساس در رفتار خرید مصرف کننده بررسی کند. فرضیه هایی که در این پژوهش بررسی شده اند در ادامه آورده شده است. ۱) با افزودن تصاویر به اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا در نوشته های تبلیغاتی، بازخوانی تبلیغات افزایش نمی یابد. ۲) با افزودن تصاویر به اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا در نوشته های تبلیغاتی، باعث افزایش احساس نسبت به تبلیغات می شود. این پژوهش از انواع تحقیقات توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه آماری آن دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قزوین می باشد،حجم نمونه ۳۸۵ نفر بوده که به شیوه تصادفی انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که لغات با تصویرسازی بالا به همراه تصویر با بازخوانی و احساس نسبت به تبلیغات رابطه معناداری دارد؛ به گونه ای که با افزودن تصاویر به اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا در نوشته های تبلیغاتی، بازخوانی تبلیغات افزایش می یابد، وافزودن تصاویر به اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا در نوشته های تبلیغاتی، باعث افزایش احساس نسبت به تبلیغات می شود. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که ترکیب اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا با یک تصویر مرتبط، باعث می شود بازخوانی بیشتر از هنگامی شود که فقط اطلاعات کلامی با تصویرسازی بالا در معرض دید مخاطبان قرار می گیرد.
۶.۱.۲- منافی (۱۳۹۰) در پایان نامه ی خود تحت عنوان «بررسی تاثیروکارکرد درگیری ذهنی مصرف کننده دررابطه با تبلیغات تجاری شرکتها» به پژوهش در این باره پرداخته است که ” تبلیغات تجاری چه زمانی اثربخش است؟ ” او ملاک مشخصی را برای اثربخشی تبلیغات با عنوان “درگیری ذهنی مصرف کننده” معرفی می کند. فرضیه هایی که در این پژوهش بررسی شده اند عبارتنداز: ۱) تبلیغاتی که در آنها ازخلاقیت استفاده شده باشد بردرگیری ذهنی مصرف کنندگان تاثیر مثبتی دارد. ۲) تبلیغاتی که مبتنی برویژگی های موقعیتی (قدرت خرید، شیوه نگرش وانگیزش) مخاطبان هدف باشد، بردرگیری ذهنی مصرف کنندگان تاثیر معناداری دارد. این پژوهش ازنوع توصیفی – پیمایشی بوده و جامعه آماری آن دانشگاه آزاد تهران واحد علوم و تحقیقات می باشد که داده های مورد نیاز آن با استفاده ازپرسشنامه و توزیع آن بین ۳۸۴ نفر از دانشجویان دانشگاه جمع آوری شده است. نتایج بدست آمده ی پژوهش نشان می دهد که تبلیغاتی که دارای خلاقیت و نوآوری باشند (حتی در مواردی که بدنبال الگوبرداری هستند ازالگوبرداری خلاق استفاده کنند) موجب افزایش درگیری ذهنی مصرف کنندگان می شوند، درگیری ذهنی یک متغیر مهم در توجه مصرف کنندگان به تبلیغات است و مخاطبان را ازتبلیغ زدگی دورخواهد کرد، همان طورکه در ساخت محصولات در حال حرکت به سوی مشتری مداری هستیم و نیازهای مصرف کننده را در ساخت محصولات در نظر می گیریم، باید در طراحی و ساخت تبلیغات نیزمصرف کننده را در صدر قرار دهیم و در تمام مراحل تولید یک آگهی نیازها، خواسته ها، قدرت خرید و احساسات او را مد نظر قرار دهیم.
۷.۱.۲- پورجعفری (۱۳۹۱) درپایان نامه ی خود تحت عنوان «مطالعه رابطه بین جاذبه های تبلیغاتی و اثربخشی تبلیغات» به بررسی و تبیین رابطه میان جاذبه های تبلیغاتی و اثربخشی تبلیغات با ملاحظه اثرمیانجی سبک های پردازش اطلاعات وارزش های مصرف کننده می پردازد. فرضیه هایی که در این پژوهش بررسی شده اند عبارتنداز: ۱) بین جاذبه طنز و اثربخشی تبلیغات تجاری تلویزیونی (با توجه به میزان مطابقت آگهی ها با ویژگی و نیاز مخاطبان) رابطه معناداری وجود دارد. ۲) بین جاذبه ترس و اثربخشی تبلیغات تجاری تلویزیونی (با توجه به میزان مطابقت آگهی ها با ویژگی و نیاز مخاطبان) رابطه معناداری وجود دارد. این پژوهش ازنوع توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری آن دانشگاه گرگان می باشد که داده های مورد نیاز با استفاده ازپرسشنامه و توزیع آن بین ۳۹۰ نفر از دانشجویان دانشگاه گرگان، و همچنین پخش دو تیزر تبلیغاتی شامپو برای پاسخ دهندگان گردآوری شده است علاوه برسوالاتی که اثربخشی و دو جاذبه تبلیغاتی را بررسی می نمود از پاسخ دهندگان درپرسشنامه خواسته شد که قبل و بعد از مشاهده تیزر تبلیغاتی یکی از این دو برند را انتخاب نمایند. نتایج نشان می دهد که : مسئولین تبلیغات باید بدانند که مخاطبان آنها چه ویژگی ها ونیازهایی دارند وتنها با داشتن این اطلاعات است که می توانند مناسب ترین پیام ها را طراحی و اثربخش ترین تبلیغات را اجرا نمایند؛ درانتها پیشنهاد شده است که دست اندرکاران تبلیغات باید به تحقیقات بازاریابی توجه بیشتری نمایند.
۲.۲- پژوهش های خارجی مرتبط با موضوع پژوهش
به روش مطالعات کتابخانه ای ، به بررسی پایان نامه ها و مقالات وپژوهشات انجام شده در خارج از کشور پرداخته شد که نتایج بدست آمده حاکی از آن است که در زمینه موضوع پژوهش حاضر دسترسی به پژوهشات چندان زیادی در خارج از کشور میسر نبوده ودر ادامه به پژوهشاتی که به لحاظ موضوع یا کلیدواژه به موضوع مد نظرما نزدیک می باشد اشاره می گردد.
۱.۲.۲- مگی گینز۱۴۰ (۲۰۱۱) در پژوهش خود تحت عنوان «تبلیغات هیجانی: بازبینی نقش طبقه محصول»۱۴۱ به بررسی نقش هیجانات در پردازش آگهی های تبلیغاتی پرداخته و طبقه محصول را به عنوان عامل تعدیل کننده در اثربخشی تبلیغات هیجانی در نظر می گیرد. فرضیه های مورد بررسی در این پژوهش عبارتنداز: ۱) تبلیغات هیجانی که از هیجانات متناسب با کالا استفاده می کنند به تبلیغات مثبت تر و نگرش های خاصی منجرمی شوند که تبلیغات غیرهیجانی، صرف نظر از اینکه کالا سودجویانه باشد یا لذت جویانه ویا درگیری با کالا پایین یا بالا باشد چنین نتیجه ای را کمتر بدست می دهند. ۱.۲) تبلیغات هیجانی که از هیجانات نامتناسب برای محصولات با درگیری پایین استفاده می کنند، بیشتر از تبلیغات غیر هیجانی به تبلیغات مثبت و نگرش های خاص منتهی می گردند صرف نظر از اینکه کالا سودجویانه یا لذت جویانه باشد. ۲.۲) تبلیغات هیجانی که ازهیجانات نامتناسب برای محصولات با درگیری بالا استفاده می کنند، بیشتر از تبلیغات غیر هیجانی به تبلیغات مثبت و نگرش های خاص به مقدار کمترمنجر می شوند صرف نظر از اینکه کالا سودجویانه یا لذت جویانه باشد. در این پژوهش در دو آزمایش٬ به ترتیب از ۴۰۰ و ۳۹۲ نفر از مصرف کنندگان خواسته شد که کالاهای سازگار با جاذبه های غیرهیجانی یا کالاهای ناسازگار با جاذبه های هیجانی را در مورد چهار نوع کالای مختلف ارزیابی کنند؛ درآزمایش سوم ۹۰۹ نفر شرکت کننده تعداد ۳۲۳ تبلیغات و آگهی های تلویزیونی موجود را ارزیابی کردند. یافته های پژوهش، برخلاف مدل درآمیختگی عاطفی٬ شبکه های برنامه ریزی تبلیغات عمومی اظهار می دارند که تبلیغات هیجانی برای کالاهای لذت بخش و با درگیری ذهنی پایین تاثیر گذار است ولی چنین تاثیری را برای کالاهای سودجویانه و با درگیری ذهنی بالا ندارد. یافته های آزمایش آزمایش های مبتنی برمدل درآمیختگی عاطفی را تایید کرده و نشان می دهند هیچ نوع کالایی تأثیرات منفی تبلیغات هیجانی را بروز نمی دهند. با این حال تبلیغات هیجانی برای برخی کالاها بهتر از کالاهای دیگر موثر واقع می شود، جاذبه های هیجانی برای کالاهای دارای درگیری بالا و سودجویانه چندان مناسب نیست. به طورکلی کالاهای لذت جویانه و همچنین کالاهای دارای درگیری پایین در مقایسه با کالاهای دارای درگیری بالا به تأثیرات ارتباطی مثبت تر در خصوص آگهی های هیجانی ختم می گردند



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *