نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، افراد مبتلا، فوبی اجتماعی، وسواس فکری

به اختلال بدشکلی بدن شایع است.در یک مطالعه در مقایسه با گروه کنترل، آزمودنی ها مبتلابه اختلال بد شکلی بدن، درونگراتر، وسواسی، خشمگین و نروتیک تر بودند(هلندر و همکاران، ۱۹۹۳).شخصیت اجتنابی، بازداری اجتماعی، احساس بی کفایتی، حساسیت شدید به ارزیابی منفی متداول تر است.با وجود این میزان بالایی از همبودی اختلال بد شکلی بدن با اختلاللات شخصیت، این اختلال نشانه یا بازتاب یک مشکل شخصیتی مشخص سن باشد(فیلیپس،۱۹۹۶).
در حقیقت، افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن علاوه بر داشتن اختلال بدشکلی بدن، اغلب افسردگی، فوبی اجتماعی، یا وسواس فکری-عملی (باهن و همکاران، ۲۰۰۲؛ گنستاد و همکاران، ۲۰۰۷)، اختلالات خوردن نیز دارنددر پژوهشی بر روی افراد مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن، میزان بالای همبودی با اختلالات افسردگی، وسواس فکری-عملی، فوبی اجتماعی و خوردن به دست آمد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵) و همچنین و شایع‌ترین اختلالات همبود به ترتیب فوبی اجتماعی، اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال افسردگی اساسی بودند (گنستاد و همکاران، ۲۰۰۳).
نتایج نشان داد، بیماران مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن، میزان بالایی از افسردگی را در طول عمر خود تجربه می‌کنند (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳). مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن همبودی بالایی از افسردگی را در طول عمر خود تجربه می‌کنند و اختلال بدشکلی بدن در مبتلایان به اختلال افسردگی نیز متداول‌تر از سایر اختلالات است (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳).
صرف نظر از نقش مستعدکننده اختلال بدشکلی بدن و نارضایتی از ظاهر در ایجاد اختلالات بالینی این گونه نگرانی‌ها در بین جمعیت‌های غیر بالینی نیز شیوع گسترده‌ای داشته و کارکردهای روان‌شناختی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تداوم این نارضایتی نیز منجر به افسردگی (باهن و همکاران، ۲۰۰۲؛ آراماتس و همکاران، ۲۰۰۴؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۴؛ بوردنر۱۰۵، ۲۰۰۷؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۷) فوبی اجتماعی (نیربرگ۱۰۶ و همکاران، ۲۰۰۲؛ فردا وگیمز۱۰۷، ۲۰۰۴؛ کش۱۰۸ و همکاران، ۲۰۰۴؛ کالس۱۰۹ و همکاران، ۲۰۰۶؛ فانگ و همکاران، ۲۰۱۰) می‌گردد.
در مطالعه‌ای ۲۵% افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن دچار اختلال وسواس فکری-عملی بودند و این اختلال شایع‌ترین اختلال پس از اختلال اضطراب اجتماعی در گروه مورد مطالعه بود. (هلندر و همکاران، ۱۹۹۲).
در مطالعه آزمون میدانی DSM-IV، آشکار شد که همبودی اختلال وسواس فکری – عملی با اختلال بدشکلی بدن ۳۷ درصد است و ۴۷ درصد مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن بطور مشخص، نشانه‌های وسواس را دارند. در حالی که شیوع اختلال وسواس در جمعیت عمومی بین ۱/۲ تا ۳/۳ درصد و اختلال بدشکلی بدن ۰/۱ تا ۱ درصد است (هلندر و همکاران، ۱۹۹۵).
همبودی اختلال بدشکلی بدن و اختلالات خوردن (گرنت، ۲۰۰۲؛ گنستاد و فیلیپس، ۲۰۰۳؛ گرنت و همکاران، ۲۰۰۴؛ رافولو۱۱۰ و همکاران، ۲۰۰۶) متداول است. ۱۰ درصد مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن دچار اختلالات خوردن هستند.
تقریبا” نصف افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن مشکلات مربوط به استفاده از الکل و دارو دارند. یک مطالعه عکس این را بررسی کرد یعنی به بررسی درصدی از افرادی پرداخت که علاوه بر مشکل استفاده از دارو یا الکل، اختلال بد شکلی بدن را نیز داشتند، و نتایج نشان داد که ۲۶% از این افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن نیز هستند(فیلیپس، ۲۰۰۹). اختلال اضطراب اجتماعی از رایج‌ترین اختلالات همایند با اختلال بدشکلی بدن است. در بررسی شیوع اختلال بدشکلی بدن در بیماران اضطرابی، شایع‌ترین اختلال اضطرابی که با اختلال بدشکلی بدن همبودی داشت، اختلال فوبیای اجتماعی بود (ویلهلم و همکاران، ۱۹۹۷).در یک مطالعه بر روی مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن دومین اختلال شایع همایند پس از اختلالات خلقی، فوبیای اجتماعی بود. (ویل۱۱۱ و همکاران، ۱۹۹۶).
خود بیمار انگاری:درICD-10، طبقه بندی اختلالات روانی و رفتاری، اختلال بد شکلی بدن به عنواند خود بیمار انگاری طبقه بندی شده است، خود بیمار انگاری اشتغال ذهنی یا ترس از داشتن یک بیماری جدی است.این اشتغال ذهنی ناشی از سوء تعبیر نشانه های بدنی است و با وجود ارزیابی های مناسب طبی درباره اطمینان، مقاومت وجود دارد.
مقایسه اختلال بد شکلی و خود بیمار انگاری پیچیده است، اختلال بد شکلی بدن بیشتر شبیه اختلال وسواس و دیگر اختلالات جسمانی کردن است.
اختلال بد شکلی بدن و خود بیمار انگاری هر دو با ترس و اشتغال ذهنی همراه اند و مبتلایان هر دو، خواهان درمان های طبی هستند، وارسی بدنی و اطمینان طلبی در هر دو متداول است، هر دو اختلال در نسبت جنسی زن و مرد شبیه هستند و شروع زود هنگام با سیر نوسانی دارند.
اما در اختلال بد شکلی بدن، تمرکز به ظاهر، مه بیماری است افزون بر آن داده های موجود از همبودی و تاریخچه های خانوادگی نشان می دهد که این دو اختلال جدا هستند. فقط ۳% مبتلایان به بد شکلی بدن، دچار خود بیمار انگاری اند.
اختلال بد شکلی بدن با خود بیمار انگاری همسان نیست و حتی گونه ای از آن به شمار نمی آید. اما این احتمال وجود دارد که بین اختلال بد شکلی بدن و گونه هایی از خود بیمار انگاری که شبیه اختلال وسواس است، ارتباطی وجود داشته باشد(فیلیپس، ۱۹۹۶).
در مطالعه هی،(۱۹۷۰)، ۹۴% مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن، آسیب شناسی شدیدی داشتند و در آزمون های روانشناختی انحراف بالایی نشان دادند و در مقایسه با بیماران مبتلا به امراض پوستی و آزمودنی های بهنجار، بیشتر افسرده و نسبت به خود پنداره خود ناخشنودتر بودند.در مطالعات هاردی،(۱۹۸۲) و هاردی و کتریل،(۱۹۸۲).این مبتلایان نمرات بالاتری در سیاهه وسواس لیتون داشتند و از تصویر بدن خود ناراحت بودند(به نقل از هلندر و همکاران،۱۹۹۳).
در یک مطالعه با ۷۰ بیمار، در مقایسه با گروه کنترل(یکسانی سن و جنس)، ۱۱ بیمار مبتلا به اختلال بد شکلی بدن دچار اختلال شخصیت،۵ بیمار، اسکیزوفرن و ۱ بیمار افسرده بود.به طور کلی، مبتلایان، وسواسی، درونگرا، خودنگر، حساس و نا امن تر از گروه کنترل بودند(به نقل از هلندر و همکاران،۱۹۹۳).
در یک مطالعه پیگیرانه کنترل شده ۸۴ بیمار مبتلا به اختلال بد شکلی بدن، پس از ۱۵ سال، ۳۷% افراد درخواست کننده جراحی زیبایی( در مقایسه با ۹۰% جراحی شدگان به دلیل آسیب یا صدمه) دچار اختلالات نوروتیک شدید بودند، ۷% در مقایسه با ۱%گروه کنترل به اسکیزوفرن مبتلا بودند (به نقل از تسما و همکاران،۱۹۹۷).
از اختلالاتی که همبودی بالایی با اختلال بدشکلی بدن دارد، اختلال وسواس فکری_ عملی(کریستنسون و مکتزی ،۱۹۹۵؛تانکورا، لینچ و مسند،۱۹۹۲) که ویژگی های مشابهی مانند افکار وسواسی و رفتارهای اجباری و آیین گونه در هر دو اختلال مشاهده می شود.
بر اساس مطالعات استارمی،اسلد۱۹۸۶؛ الی ،۱۹۷۴؛ بارادوک،۱۹۸۲ اختلال فوبیای اجتماعی نیز در مبتلایان دیده می شود این بیماران احساس شرمندگی شدیدی دارند و ار بسیاری از موقعیت های اجتماعی اجتناب می کنند(به نقل از هلندر و همکاران،۱۹۹۳) و این رفتار محدود به ناراحتی درباره ظاهر در موقعیت های اجتماعی نمیشود(فیلیپس،۱۹۹۶)
اختلال خلقی بسیار متداول ، اختلال افسردگی اساسی است، مبتلایان بالایی از افسردگی را در طول عمر خود تجربه می کنند و اختلال بد شکلی بدن در مبتلایان به اختلال افسردگی نیزمتداول تر از سایر اختلالات است(هلندرو همکاران،۱۹۹۳).
در مطالعه اندرسن و بردچ (۱۹۷۷)، مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن کمال گرا، دارای صفات اسکیزوئیدی و خود شیفته و خود محور توصیف شدند. آنها با زیبایی و هوش خود، نه پشتکار می خواهند در شغل، زندگی اجتماعی و روابط بین فردی پیشرفت کنند(به نقل از تسما و همکاران،۱۹۹۷).
مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن در مقیاس نوروتیسم که انواع مختلفی از هیجانات و شناخت های منفی را در بر می گیرد، نمرات بالاتری داشتند. در مقیاس برون گرایی، مردم دوستی، گرمی، جرات، فعالیت و هیجان طلبی و وظیفه شناسی میانگین نمرات آنها بسیار پائین بود. در باز بودن نسبت به تجربیات(حساسیت، زیباشناسی، احتیاط هوشمندانه، خلاقیت، تمایل به تجربه های جدید و پسندیده بودن،(نوع دوستی، صداقت، تحریک پذیری، خصومت و انتقادگری) نمرات متوسطی داشتند.بطورکلی، این یافته با نتایج مطالعات دیگر همخوانی دارد که مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن روان نژند و درونگرا هستند(فیلیپس،۱۹۹۶).
۲-۱-۵- رابطه اختلال اضطراب اجتماعی، افسردگی اساسی، وسواس فکری- عملی و اختلالات خوردن با اختلال بدشکلی بدن
۲-۱-۵-۱- رابطه اختلال با اختلال اضطراب اجتماعی
در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، در (۶۹-۱۲) درصد آن‌ها اختلال فوبی اجتماعی یافت شده و در افراد مبتلا به فوبی اجتماعی در ۱۳-۱۲ درصد آن‌ها، اختلال بدشکلی بدن دیده شده است. بر اساس مطالعات الی (۱۹۷۴)، بارادوک (۱۹۸۲) و استارمی و اسلد (۱۹۸۶)، اختلال فوبیای اجتماعی نیز در مبتلایان اختلال بدشکلی بدن دیده می‌شود. مارکز (۱۹۸۹) اختلال بدشکلی بدن را به دلیل اضطراب بالا و اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی، ترس از انتقاد و نگرانی درباره ظاهر جسمانی به عنوان شکلی از فوبی اجتماعی توصیف کرد (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳). در ژاپن، اختلال بدشکلی بدن جزئی از گروه بزرگتری از اختلالات است که با فوبیای اجتماعی شباهت دارند.
نسبت جنسی، سن شروع و سیر بیماری در هر دو اختلال شبیه است (فیلیپس، ۱۹۹۶).اختلال بدشکلی بدن به دلیل سن شروع پایین‌تر به فوبیای اجتماعی شباهت دارد (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳).
افرادی که به هر دو اختلال مبتلا هستند، جرات ورزی اندکی دارند. زمانی که دو اختلال با هم وجود دارد فرد درونگرا‌تر است و احتمال کمی دارد که ازدواج کند و اختلال در او شدید‌تر است (فیلیپس، ۱۹۹۶).
در هر دو اختلال، اضطراب اجتماعی، اجتناب، ترس از تحت نظر بودن، احساس شرمندگی، اشتغال ذهنی درباره دیدگاه دیگران درباره فرد، ترس از ارزیابی منفی، ترس از خجالت و شرمندگی و مسخره شدن و طرد شدن وجود دارد.
یک نشانه در میان افراد مبتلا به هر دو اختلال، ترس از ارزیابی دیگران نسبت به خودشان است (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳). در چندین مطالعه بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی، دو ویژگی احساس شدید شرمندگی یا اجتناب را که ویژگی اصلی فوبی اجتماعی است، گزارش کردند (هلندر و همکاران، ۱۹۹۲).
تمرکز بر ناراحتی در میان افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن و افراد مبتلا به فوبی اجتماعی متفاوت است. افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن معمولا بر عیب یا نقص در ظاهرشان توجه دارند در حالی که افراد مبتلا به فوبی اجتماعی معمولا بر رفتار‌هایشان توجه دارند که ممکن است از نظر دیگران تحقیرآمیز یا شرم آور باشد.
گاهی هر دو اختلال، بدشکلی



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *