نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، اختلالات شخصیت، فوبی اجتماعی، خودکشی

۱۳۸۶). با این حال ممکن است هیچ قسمتی را به تنهایی شامل نشود بلکه اشتغال ذهنی بطور همزمان متمرکز بر چندین قسمت از بدن می‌باشد. بعضی از افراد هم از همه قسمت‌های ظاهر خود متنفر هستند. آن‌ها چیزهایی از این قبیل می‌گویند: کل ظاهر من زشت است، یا ظاهر من به طور کل نفرت انگیز به نظر می‌رسد. عده‌ای دیگر ممکن است از گفتن اینکه از همه قسمت‌های بدن خود متنفر هستند خجالت بکشند. در عوض، آن‌ها برای بحث در مورد نگرانی‌های مربوط به ظاهرشان، از اصلاحات کلی استفاده می‌کنند. یعنی دقیقا نمی‌گویند از چه چیزی ناراحتند و ممکن است همیشه از خود با عنوان زشت یاد کنند.بعضی افراد نقص ظاهری خود ساخته خود را با اصطلاحات خاصی مثل گوش‌هایم تیز و نوک دار شده، خط مو‌هایم عقب رفته، دور کمرم پهن شده، یا کلا از قیافه افتاده‌ام یا چهره‌ام رو به افول است، توصیف می‌کنند.در یک تحقیق بزرگ معلوم شد که برخی مناطق شایع‌تر برای نقایص تصوری عبارتند از پوست (۷۳ درصد)، مو (۵۶ درصد)، بینی (۳۷درصد)، چشم‌ها (۲۰ درصد)، پا‌ها (۱۸ درصد)، گونه (۱۱ درصد)، پستانها/ سینه/نوک پستان‌ها (۲۱درصد)، شکم (۲۲درصد)، لب‌ها (۱۲درصد)، جثه بدن (۱۶درصد)، و اندازه/شکل صورت (۱۲درصد) (فیلیپس، ۲۰۰۵).
کمتر مطالعه پیگیرانه منظمی درباره اختلال بدشکلی بدن انجام شده است. اشتغالات ذهنی در اختلال بدشکلی بدن در طول عمر تغییر می‌کند، در یک مطالعه میانگین اشتغالات ذهنی در طول عمر ۴ مورد گزارش شده است (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۳). در برخی موارد هم اشتغالات ذهنی تغییر نمی‌کند، در برخی دیگر توجه به بدشکلی‌های دیگر به اشتغال اولیه افزوده می‌شود و در باقی مبتلایان، نشانه‌ها جایگزین هم می‌شوند. معمولا بدشکلی چهره، شایع‌ترین شکایت مبتلایان به اختلال بدشکلی در سیر بیماری است. در یک مطالعه بر روی شکایات مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن، ۴۰% آن‌ها درباره یکی از اجزاء بدنشان در سیر اختلال نگران بودند، تقریبا ۳۷%، نگران یکی از اجزاء بدن خود بودند، سپس با گذشت زمان، دچار نگرانی‌های دیگری می‌شدند و در ۲۱% از مبتلایان با گذشت زمان، از توجه به یک یا چند جز از بدن کاسته می‌شد و پس از مدتی نگرانی‌ها دوباره عود می‌کردند (فیلیپس، ۱۹۹۶). سطح نگرانی در مورد مسئله ممکن است با گذشت زمان کاهش یا افزایش یابد (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳). ومیزان بینش بیمار در نوسان است (فیلیپس، ۲۰۰۹).اختلال بدشکلی بدن یک اختلال شدیدا ناتوان کننده است که اغلب درمان آن مشکل است (نظیراوغلو۱۰۰ و همکاران، ۲۰۰۳) و بر اثر اختلال بدشکلی بدن، فعالیت‌های اجتماعی و شغلی آسیب می‌بینند، یک سوم مبتلایان خانه نشین می‌شوند. برخی دیگر به دلیل شرم از بدشکلی، فعالیت‌هایشان را محدود می‌کنند و زمان زیادی را به اشتغال ذهنی با محتوی بدشکلی‌ها می‌گذرانند. تعداد مبتلایانی که جراحی یا درمان‌های طبی دریافت می‌کند، معلوم نیست. دوره‌های افسردگی، افکار خودکشی و اقدام به خودکشی نیز متداول است ولی خطر خودکشی واقعی، مشخص نیست (تسما و همکاران، ۱۹۹۷). در یک مطالعه مشخص شد که اختلال با گذشت زمان بد‌تر می‌شود و فقط دو درصد مبتلایان بهبود می‌یابند (فیلیپس، ۱۹۹۶). پس به طور کلی اختلال بدشکلی بدن بیماری مزمنی است که شدت آن نوسان دارد، اما به ندرت بهبود می‌یابد (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۳) و اگر بطور موفق درمان نشود، ادامه می‌یابد (هلندر و همکاران، ۱۹۹۲).
۲-۱-۳- شیوع اختلال بدشکلی بدن
در مورد میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن برآوردهای رسمی وجود ندارد و آمار دقیقی از میزان شیوع این بیماری در دست نیست. زیرا بدست آوردن این برآورد‌ها و تخمین دقیق شیوع اختلال بدشکلی بدن کار مشکلی است. زیرا این بیماران تمایل دارند تا علائم خود را پنهان ساخته برخی پژوهشگران حدس می‌زنند که اختلال بدشکلی بدن، اختلال نادری نیست و در بین مردم شایع است در مطالعه‌ای میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن در عموم مردم ۷ درصد گزارش شده است (اتو و همکاران، ۲۰۰۱). به طور کلی میزان عمومیت اختلال در عموم مردم ۱ تا ۴.۲درصد اعلام شده است (فیلیپس، ۲۰۰۹). به گزارشDSM-V نرخ شیوع در بزرگسالان آمریکایی ۲/ ۴درصد است. در آلمان، نرخ شیوع ۷/۱ تا ۸/۱ درصد است.
به نظر می‌رسد که میزان شیوع این اختلال در مردان و زنان برابر باشد. تحقیق از بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شیوع برابر را در هر دو جنس نشان می‌دهد (نظیر اوغلو و یریرا توبیس۱۰۱، ۱۹۹۳؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷؛ پروگی۱۰۲ و همکاران، ۱۹۹۷). البته در بعضی تحقیقات به میزان کمی تعداد زنان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به مردان مبتلا بیشتر بود (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵ ; ویل و همکاران، ۱۹۹۶). گاهی هم افرادی که از این اختلال رنج می‌برند و همچنین اعضای خانواده آن‌ها اغلب متوجه نمی‌شوند که اختلال بدشکلی بدن قابل درمان است و به خاطر همین در مورد علائم خود با متخصصان حرفه‌ای مشورت نمی‌کنند. و بعضی از مبتلایان به علت اینکه ممکن است افراد مغرور یا خود شیفته‌ای به نظر برسند مشکل خود را پنهان می‌کنند.
و در بسیاری موارد هرگز مورد توجه روان پزشکان قرار نمی‌گیرند. و از طرفی عموما ابتدا این بیماران به جای مراجعه به روانپزشک سراغ پزشک متخصص می‌روند تا با جراحی، نقص عضو تخیلی شان را برطرف کنند و ترجیح می‌دهند جهت مشاوره درمانی به متخصص داخلی، متخصص پوست، دندانپزشک، متخصص تغذیه، جراح زیبایی یا کلینیک‌های پوست مراجعه کنند. خصوصا وقتی که بینش آن‌ها نسبت به علائمشان ضعیف باشد. بنابراین شیوع اختلال بدشکلی بدن در جمعیت‌های انتخابی، بالا‌تر از جمعیت عمومی است. (اوزن۱۰۳ و همکاران، ۲۰۰۳) به طوری که بررسی افرادی که درمان پزشکی دریافت کرده اند نشان می دهد ۹درصد تا ۱۵ درصد مراجعان به متخصص پوست، ۷ تا ۸ درصد متقاضیان جراحی پلاستیک، ۸ درصد بیماران ارتودنسی، و ۱۰ درصد بیمارانی که برای جراحی دهان و فک و صورت مراجعه می‌کنند، به اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستند(سارور و همکاران، ۱۹۹۸؛ فیلیپس و همکاران،۲۰۰۰؛ فیلیپس،۲۰۰۹).
افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است افسردگی، اضطراب اجتماعی یا علائم دیگری نیز داشته باشند که برای بیان آن‌ها کمتر خجالت زده می‌شوند. بنابراین، آن‌ها ممکن است تشخیص افسردگی یا فوبی اجتماعی دریافت بکنند ولی اختلال بدشکلی بدن تشخیص داده نشود. مگر اینکه آن‌ها به طور اختصاصی در مورد علائم اختلال بدشکلی بدن مورد سوال قرار گیرند. گاهی هم اختلال بدشکلی بدن ممکن است به اشتباه به عنوان یک اختلال دیگر تشخیص داده شود. اگرچه ممکن است این افراد بعضی از این مشکلات را داشته باشند ولی اختلال بدشکلی بدن باید خودش به طور جداگانه تشخیص و مورد درمان قرار گیرد. بعضی اوقات، این مشکلات واقعا ناشی از اختلال بدشکلی بدن است و در این موارد تشخیص اختلال بدشکلی بدن بیشتر حیاتی می‌شود (فیلیپس، ۲۰۰۹).شیوع اختلال بدشکلی بدن در میان جمعیت‌های روانپزشکی ۳% گزارش شده است (زیمرمن۱۰۴، منو، ۲۰۰۱). در یک مطالعه که بیماران با بی‌اشتهای روانی مورد بررسی قرار گرفتند نشان داده شد که ۳۹ درصد آن‌ها اختلال بدشکلی بدن نیز داشتند. در مطالعاتی که بر روی بیماران افسرده انجام شد نشان داد که، اختلال بدشکلی بدن نسبت به اختلالات روانی دیگر شایع‌تر بود (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۴).به طور کلی میزان بروز اختلال بدشکلی بدن در بین بیماران سرپایی که درمان بهداشت روانی دریافت می‌کنند اغلب بالا می‌باشد.
واختلال بدشکلی بدن حتی بیشتر از اسکیزوفرنی، وسواس فکری-عملی، فوبی اجتماعی، و اختلالات خوردن شایع بود.
۱۳تا۱۶درصد ازبیماران روانپزشکی در بیمارستان، ۱۴تا۴۲درصد از بیماران سرپایی مبتلا به افسردگی اساسی ،۱۱تا ۱۲درصد از بیماران سرپایی مبتلا به فوبی اجتماعی ،۳تا ۳۷درصد از بیماران در بین افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی (فیلیپس، ۲۰۰۹).
تحقیق از بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن که به کلینک‌های روانپزشکی مراجعه داشتند شیوع برابر را در هر دو جنس نشان داد (نظیر اغلو و یریرا توبیس، ۱۹۹۳؛ فیلیپس و همکاران ۱۹۹۷).
شیوع این اختلال در سنین جوانی ودر دهه‌های دوم و سوم زندگی نیز شایع است (کوابرا و همکاران، ۲۰۰۷; فانتنل و همکاران، ۲۰۰۶). معمولا اختلال بدشکلی بدن، یک اختلال شایع روانی در بین جوانان است (باهن و همکاران، ۲۰۰۲) و در بعضی از گروه‌ها از شیوع بالاتری برخوردار است، به عنوان مثال تحقیقات نشان داده‌اند که دانشجویان مستعد ابتلا به این اختلال می‌باشند (کریرند و همکاران، ۲۰۰۶; فیتس و همکاران، ۱۹۸۹). به طور کلی ۲/۲ تا ۱۳درصد از دانشجویان علائم اختلال بدشکلی بدن را داشتند (فیلیپس، ۲۰۰۹).
۲-۱-۴- اختلالات همایند با اختلال بدشکلی بدن
بر اساس مطالعات و پژوهش های مختلف، اختلال بد شکلی بدن، یک اختلال روانپزشکی مجزا است اما با سایر اختلالات روانپزشکی همبودی بالایی دارد(هلندر و همکاران، ۱۹۹۳). اختلالات روانی و اختلالات شخصیت در مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن شایع است. از اختلالات روانی متداول می توان اختلال وسواس فکری_ عملی، اختلال فوبیای اجتماعی، اختلال افسردگی اساسی، اختلالات شخصیت مانند اختلالات وسواسی، اسکیزوئید و خود شیفته را نام برد واختلال بدشکلی بدن ممکن است با سایر اختلالات همبود باشد(کاپلان و سادوک،۲۰۰۰). اگر فردی علاوه بر این اختلال، اختلال روانی دیگری نیز داشته باشد باید تشخیص و مورد درمان قرار گیرد (فیلیپس، ۲۰۰۹).در بررسی اختلالات شخصیت در مبتلایان به بد شکلی بدن میزان بالایی از همبودی یافت شد (هلندر، ونگ، ۱۹۹۵؛ کوهن و همکاران،۲۰۰۰).در یک مطالعه اختلالات شخصیت در ۷۲% بیماران گزارش شده است و اختلال بد شکلی بدن با اختلالات شخصیت پارانوئید اجتنابی، وسواسی، خود شیفته همراه بوده است(کاپلان و سادوک،۲۰۰۰ ؛ ویل و همکاران،۱۹۹۶).اختلالات شخصیت در مطالعات مختلف، در مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن ارزیابی شده است. در یک مطالعه، میانگین اختلالات شخصیت در مبتلایان ۵۳/۲ بود و ۸۷% از آنها یک اختلال و ۵۳% به بیش از یک اختلال دچار بودند و مجموعه c اختلالات شخصیت در آنها متداول تر بود( کوهن و همکاران، ۲۰۰۰).در یک مطالعه بر روی مبتلایان، دو سوم مبتلایان حداقل یک اختلال شخصیت داشتند.در مطالعات بسیاری اختلال بد شکلی بدن با آسیب شناسی قابل ملاحظه در اختلال شخصیت همراه بوده است(کوهن و همکاران، ۲۰۰۰).ویژگی های شخصیتی آمیخته ای از صفات وسواسی و اسکیزوئیدی در مبتلایان مشاهده شده است(کاپلان و سادوک، ۲۰۰۰).هیچ الگوی غالب شخصیتی در مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن وجود ندارد(کاپلان و سادوک،۲۰۰۰).پژوهش گنستاد و همکاران نشان داد که همبودی اختلالات محور یک در بیماران مبتلا



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *