نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، وسواس فکری، پرسش نامه، دانشجویان

و انطباق را با آنان دارد و بر این نکته تاکید شد که برای هیچ یک از گویه‌های پرسشنامه‌ها پاسخی به عنوان غلط و صحیح وجود ندارد و احتیاجی به نوشتن نام و نام خانوادگی نیست و همچنین هیچ گونه محدودیت زمانی برای تکمیل پرسشنامه در نظر گرفته نشد. در ضمن نتایج آزمون‌ها برای دانشجویانی که تمایل داشتند، از طریق ایمیل ارسال گردید.
۳-۵- ابزارهای پژوهش
۳-۵-۱- مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل – براون برای اختلال بدشکلی بدن
این مقیاس توسط فیلیپس وهمکاران (۱۹۹۷) بر پایه شباهت پدیدار‌شناختی زیاد بین اختلال بدشکلی بدن و وسواس فکری – عملی اصلاح شده که یک مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته می‌باشد و شناخت‌ها، رفتارها، سطوح بینش، فعالیت‌ها و اجتناب مرتبط با اختلال بدشکلی بدن را می‌سنجد ( فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵ ؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). این ابزار خودسنجی دارای ۱۲ سؤال است که شدت علائم اختلال بدشکلی بدن را مورد سنجش قرار می‌دهد و دارای ساختار مرتبه‌ای دو عاملی (۱- وسواس فکری ۲- وسواس عملی) و دارای دو سؤال اضافی در مورد بینش و اجتناب می‌باشد. پاسخ دهندگان میزان توافق خود را با هر کدام از ماده‌ها در مقیاس لیکرت نشان می‌دهند که از دامنه کاملا مخالفم تا کاملا موافقم گسترده است. ۳ سوال اول این مقیاس، ملاک تشخیصی DSM-IV برای اختلال بدشکلی بدن را نشان می‌دهد و به متخصصین یک نمره می‌دهد که نشان دهنده شدت اختلال بدشکلی بدن می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷).
برای بررسی روایی، این پرسشنامه را بر روی ۱۲۵ نفر (۶۳ مرد و ۶۲ زن) اجرا کردند و افرادی که تشخیص اختلال بدشکلی بدن گرفته بودند را مورد مصاحبه تشخیصی بر پایه معیارهای DSM_IV قرار دادند. ضریب پایایی این پرسش نامه را به روش باز آزمایی، با فاصله یک هفته ۸۸/۰ و ضریب آلفای کرونباخ برای همسانی درونی را ۸۰/۰ به دست آوردند که نشان دهنده هماهنگی درونی بالای این مقیاس است و به طور کلی، مطالعات نشان می‌دهد که این ابزار دارای روایی و پایایی مطلوبی می‌باشد (فیلیپس، ۲۰۰۵ ؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۱ ؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). در ایران همبستگی این پرسشنامه با پرسشنامه وسواس فکری – عملی پادوا۲۲۹ و مقیاس رضایت بدن۲۳۰ به ترتیب ۵۸/۰ و ۳۳/۰گزارش شده است. پایایی این پرسش نامه، ۸۰/۰ به دست آمده است. ضریب روایی این مقیاس با مقیاس ترس از تصویر بدن، ۵۸/۰ به دست آمد. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس ۹۳ % به دست آمد. همبستگی میان فرم‌ها در روش دو نیمه سازی ۸۴ % و ضریب دو نیمه سازی گاتمن ۹۱ % گزارش شده است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل – براون برای اختلال بدشکلی بدن در نمونه دانشجویان ایرانی از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می‌توان آن را در موارد تشخیصی و درمانی به کار برد (ربیعی و همکاران، ۱۳۸۸).
۵-۳-۲- پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (۲۳۱BDDQ )
این پرسشنامه توسط فیلیپس (۱۹۹۶) برای تشخیص اختلال بدشکلی بدن بزرگسالان بر اساس معیارهای DSM-IV تدوین شده است که سه ملاک اشتغال ذهنی۲۳۲، پریشانی۲۳۳ و آسیب در عملکرد۲۳۴ را می‌سنجد. پرسش نامه اختلال بدشکلی بدن یک پرسشنامه خودگزارشی است که یک ابزار غربالگری محسوب می‌شود که وجود یا عدم وجود اختلال بدشکلی بدن را ارزیابی می‌کند. سوالات این پرسشنامه، به دو شکل باز و بسته پاسخ است این پرسشنامه شامل ۴ مجموعه سوال است. سوال اول، گزارش نارضایتی و اشتغال ذهنی با بدشکلی و اجزایی از بدن را که فرد درباره آنها نگران است، مورد پرسش قرار می‌دهد. پرسش دوم، نگرانی درباره چاقی را می‌سنجد و پرسش سوم تاثیر اختلال را بر روی زندگی اجتماعی و یا ناراحتی از نظر بالینی را مورد توجه قرار می‌دهد، در مجموعه سوال سوم، درباره رفتارهای اجتنابی ناشی از اختلال نیز پرسش‌های باز پاسخی وجود دارد، سوال چهارم زمان صرف شده برای اشتغال ذهنی با اختلال را ارزیابی می‌کند. برای تشخیص اختلال، فرد باید به هر دو جز پرسش اول و به یکی از بخش‌های پرسش سوم پاسخ بله داده باشد و زمان صرف شده برای اشتغال ذهنی در پرسش چهارم ۱ تا ۳ ساعت یا بیشتر باشد. برای تکمیل معیارها حداقل فرد باید ۱ ساعت درباره نقص خود مشغولیت ذهنی داشته باشد. آنچه باید مورد توجه باشد، این است که این پرسشنامه ابزار غربالگری است، نه تشخیصی و فقط وجود اختلال را بیان می‌کند و تشخیص قطعی باید بر اساس مصاحبه بالینی انجام شود( فیلیپس، ۲۰۰۹).
اعتبار و پایایی این پرسش نامه توسط برخی از محققین تایید شده و با تشخیص بالینی این اختلال ارتباط بالایی دارد (باهن و همکاران، ۲۰۰۲ ؛ فیلیپس، ۲۰۰۹). ویل و همکاران (۱۹۹۶)، در مطالعه‌ای بر روی ۶۶ نفر از بیماران سرپایی که به یک مرکز روان پزشکی مراجعه کرده بودند مشخص نمودند که این پرسش نامه از حساسیت %۱۰۰ و قابلیت اختصاصی بودن ۸۹ درصد برخوردار می‌باشد (ویل و همکاران، ۱۹۹۶). در ایران نیز پایایی آزمون نیز با روش همسانی درونی آلفای کرونباخ روی ۱۰۰ نفر از آزمودنی‌ها به صورت پایلوت بررسی شد و با آلفای۸۳/۰ مورد تایید قرار گرفت (طلایی و همکاران، ۱۳۸۷).
۳-۵-۳- پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (II ـ BDI)235
از بین پرسشنامه‌هایی که برای سنجش افسردگی تهیه شده است، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) از جمله مناسب‌ترین ابزار‌ها برای انعکاس حالات افسردگی است. II ـ BDI توسط بک و همکاران (۲۰۰۰) جهت سنجش شدت افسردگی برای بزرگسالان و نوجوانان ۱۳ سال به بالا است که در واقع هم وجود و هم شدت نشانگان افسردگی را ارزشیابی می‌کند. تحقیقات هم نشان می‌دهد که به طور پایایی برای تشخیص و سنجش شدت افسردگی قبل و بعد از درمان و در دفعات متعدد کاربرد دارد، به ویژه که می‌توان با توجه به عوامل سه گانه افسردگی مشخص کرد که تغییرات در چه ابعادی رخ می‌دهد. پرسشنامه افسردگی بک اولیه مبتنی بر عبارات توصیفی خاصی مرتبط با نشانگانی بود که مکررا توسط بیماران روانپزشکی مبتلا به افسردگی و به گونه نامکرر توسط بیماران روانپزشکی غیرافسرده بیان شده بود و هیچکدام از این عبارات در ارتباط با تئوری خاصی انتخاب نشده بودند. در سال ۱۹۷۱، بک و همکارانش نسخه جدیدی را ارائه دادند که در آن جملات منفی دوگانه در چارچوب همان نشانگان قبلی حذف شده بودند. نهایتا نسخه نهایی در سال ۱۹۷۸ تهیه و در سال ۱۹۷۹ به چاپ رسید. اما در حقیقت پژوهشگران از این چاپ بی‌اطلاع بودند و نسخه اولیه (۱۹۶۱) را مورد استفاده قرار می‌دادند. تا این که در سال ۱۹۷۸ یک کتابچه فنی راهنما توسط بک و استیر به چاپ رسید. در نسخه ۱۹۹۳ این کتابچه، بازنگری‌هایی بر دامنه نمرات برای تغییر سطوح مختلف شدت نشانگان افسردگی صورت گرفته بود. مورن و لمبرت (۱۹۸۳) با مقایسه محتوای BDI و ملاک‌های اختلال عاطفی در DSM-III اظهار داشتند که BDI تنها ۶ ملاک از ۹ ملاک افسردگی اساسی را پوشش می‌دهد. این پرسشنامه یکی از ملاک‌ها را اصلا پوشش نمی‌داد و ۲ ملاک را هم به صورت ناقص پوشش می‌داد. این دو ملاک، وضعیت اشتها و خواب بود. در حالی که برخی از مبتلایان به افسردگی افزایش اشتها را گزارش می‌دهند. همینطور برای تغییرات در الگوی خواب اگر چه برخی از بیماران افزایش خواب را گزارش می‌دهند، سوالهای مربوط به افزایش اشتها و خواب در BDI حذف شده بود. چون بک (۱۹۶۷) دریافته بود که ۷۲ درصد بیماران کاهش اشتها و ۸۷ درصد کاهش خواب را گزارش می‌دهند. استیر و بک (۱۹۸۵) اظهار داشتند، از آنجایی که افزایش خواب و اشتها ممکن است در افراد بهنجار هم رخ دهد، پس احتساب آنها به عنوان نشانگان افسردگی ممکن است منتهی به برآورد نرخ بالای افسردگی (خطای مثبت) شود و بدینوسیله افرادی مبتلا به افسردگی تشخیص داده شوند که واقعا افسرده نیستند. از سوی دیگر در DSM-IV و DSM-III-R برخی نشانگان از جمله تغییر در تصویر بدنی، از دست دادن وزن و اشتغال ذهنی با بدن که فقط در بیماران مزمن و بیمارانی دیده می‌شود که به صورت طولانی مدت بستری می شوند حذف شدند. شایان ذکر است که در حال حاضر به تشخیص و درمان افسردگی در مراحل اولیه افسردگی توجه می‌شود. به همین دلیل نشانگان مذکور در BDI-II نیز حذف شدند.
سرانجام در BDI-II فقط سه آیتم (تنبیه، افکار خودکشی و از دست دادن لیبیدو) دوباره نویسی نشدند. همچنین عنوان آیتم‌ها هم تغییر کرد. برای مثال عنوان سرزنش خود، به خود انتقادگری تغییر کرد. همانطور که قبلا گفته شد نشانگان تغییر تصویر بدنی، از دست دادن وزن، اشتغال ذهنی با جسم و همچنین مشکل در کارکرد حذف و به جای آنها، بی قراری، احساس بی ارزشی، مشکل تمرکز و از دست دادن انرژی قرار گرفت. برای خواب و اشتها هر دو ابعاد کاهش و افزایش در نظر گرفته شدند و عنوان آن به تغییر الگوی خواب و الگوی اشتها، تبدیل شد. کناره گیری اجتماعی در BDI-II در آیتم از دست دادن علاقه، هر دو جنبه از دست دادن علاقه به مردم و علاقه به فعالیت ها را دربرگرفت. فرم تجدید نظر شده پرسشنامه افسردگی بک در مقایسه با فرم اولیه بیشتر با DSM-IV همخوان است. علاوه بر آن ویرایش دوم این پرسشنامه، تمامی عناصر افسردگی را بر اساس نظریه ‌شناختی افسردگی نیز پوشش می‌دهد (بک، براون۲۳۶ و استیر۲۳۷، ۲۰۰۰). این پرسشنامه همانند ویرایش نخست از ۲۱ ماده تشکیل شده که در سه گروه نشانه‌های عاطفی، نشانه‌های‌شناختی و نشانه‌های جسمانی طبقه بندی می‌شوند. آزمودنی برای هر ماده یکی از چهار گزینه‌ای را که نشان دهنده شدت علامت افسردگی در مورد خویش است را بر می‌گزیند. به هر ماده نمره‌های بین ۰ تا ۳ می‌گیرد و بدین ترتیب نمره کل پرسشنامه دامنه‌ای از ۰ تا ۶۳ دارد (مارنات، ۲۰۰۳).
مطالعات روان سنجی انجام شده بر روی ویرایش دوم این پرسشنامه نشان می‌دهد که از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است. ثابت درونی این ابزار را ۷۳/۰ تا ۹۲/۰ با میانگین ۸۶/۰ و ضریب آلفا برای گروه بیمار ۸۱/۰ گزارش کرده‌اند (بک، براون و استیر، ۲۰۰۰). همچنین دابسون، کیت استفان و محمد خانی (۱۳۸۶)، ضریب آلفای ۹۲/۰ را برای بیماران سرپایی و ۹۳/۰ را برای دانشجویان و ضریب بازآزمایی به فاصله یک هفته را ۹۳/۰ به دست آورده‌اند. این مطالعه نشان داد که BDI-II در جمعیت ایرانی از اعتبار مناسب برخوردار است و می توان به نمره‌های حاصل از آن برای تحلیل آماری و روان سنجی اعتماد کرد. به علاوه در یک بررسی بر روی ۱۲۵ دانشجوی دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی که جهت بررسی اعتبار و روایی II ـ BDI بر روی جمعیت ایرانی انجام گرفت، نتایج بیانگر آلفای کرونباخ ۷۸/۰ و اعتبار باز آزمایی به فاصله دو هفته، ۷۳/۰ بود (غرایی، ۱۳۸۲).
۳-۵-۴- پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی (MOCI)238
این پرسشنامه توسط



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *