نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، علوم پزشکی، وسواس فکری

بیشتر مشاهده شده است. در مقابل، در زنان وسواس در مورد پوست، شکم، وزن، سینه / قفسه سینه، باسن، ران، ساق پا، پا، و موهای بیش از حد بدن / صورت، است(فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۶). در مطالعه ای با هدف بررسی تفاوت‌های جنسیتی درکانون نگرانی بدن در بین دانشجویان پزشکی پاکستان، کانون نگرانی در دانشجویان پسر، موی سر (۳/۳۴٪)، لاغر بودن (۸/۳۲٪)، پوست (۹/۱۴٪) و بینی (۹/۱۴٪) گزارش شد، در حالی که در دانشجویان دختر، چاق بودن (۴/۴۰٪)، پوست (۷/۲۴٪) و دندان (۱۸٪) گزارش شد. زنان به طور معناداری در موردچاق بودن نگران بودند. دانشجویان پسر به طور معناداری در مورد موی سر و لاغر بودن نگران بودند(تاکی و همکاران، ۲۰۰۸).
تا به امروز تحقیقات اندکی همبودی بین اختلال بدشکلی بدن و سایر اختلالات روانی (وسواس فکری-عملی، افسردگی، فوبی اجتماعی و اختلالات خوردن) را در نمونه‌های غیر بالینی (دانشجویان) مورد مطالعه قرار دادند. به عنوان مثال, باهن و همکاران(۲۰۰۲) در دو تحقیق مشابه بر روی دانشجویان آلمانی و آمریکایی تفاوت معناداری را بین دانشجویان با و بدون اختلال بدشکلی بدن در تعدادی از علایم اختلال وسواس فکری- عملی مشاهده کردند و در دانشجویان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن اعتماد به نفس ضعیف، علایم افسردگی، اضطراب و اختلالات وسواس گزارش داده شد و اینگونه نتیجه گیری کردند که اعتماد به بدن به طور معناداری با اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و نشانه‌های وسواس فکری – عملی همبسته است. دانشجویانی که در مورد برخی از جنبه‌های ظاهری خود نگران بودند سطوح بالاتری از علائم افسردگی و فوبی اجتماعی را نسبت به دانشجویانی که هیچ نگرانی ظاهری نداشتند، داشتند(لیو و همکاران، ۲۰۱۰).
مطالعاتی نیز به منظور بررسی همبودی اختلال بدشکلی بدن با سایر اختلالات روانی در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن انجام گرفته است. فیلیپس و همکاران (۲۰۰۴) نمرات افراد سالم و افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن را در چهار شاخص نشانه‌های افسردگی، اضطراب، خشم – خصومت و شکایات جسمانی با هم مقایسه کردند. در بررسی آنها افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مقایسه با گروه شاهد در هر چهار شاخص به طور قابل ملاحظه‌ای نمرات بالایی داشتند که نشان دهنده پریشانی شدید و آسیب‌شناسی روانی است. در پژوهشی دیگر نیز بر روی ۲۰۰ فرد مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن (افرادی که به طور روانپزشکی درمان شده و درمان نشده بودند)، میزان بالای همبودی با اختلالات افسردگی، وسواس فکری-عملی، فوبی اجتماعی و خوردن به دست آمد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵). پژوهش گنستاد و همکاران نشان داد که همبودی اختلالات محور یک در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شایع است و شایع‌ترین اختلالات همبود به ترتیب فوبی اجتماعی، اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال افسردگی اساسی بودند (گنستاد۲۱۸ و همکاران، ۲۰۰۳). اختلال افسردگی اساسی معمول‌ترین اختلال روانی است که با اختلال بدشکلی بدن همایند می‌باشد (بوردنر۲۱۹، ۲۰۰۷). در ۱۷۸ نفر از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ۷۴/۲٪ از افراد اختلال افسردگی اساسی در طول عمرشان و ۳۸/۲٪ اختلال افسردگی اساسی فعلی داشتند. می‌توان اینگونه نتیجه گیری کرد که اختلال افسردگی اساسی (MDD) در افراد مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن شایع است (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۷). در یک مطالعه با هدف بررسی شباهتهای بین اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال بدشکلی بدن در همبودی، پدیدار‌شناسی، سوگیریهای ‌شناختی، نتیجه درمان و جنبه‌های میان فرهنگی، فانگ۲۲۰ و همکاران (۲۰۱۰) یافتند که اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال بدشکلی بدن بسیار همبود‌اند و اینگونه نتیجه گیری کردند که اختلال بدشکلی بدن ممکن است به عنوان یک زیر گروه از اختلال اضطراب اجتماعی در نظر گرفته شود. با توجه به ویژگی‌های بالینی مشابه دو اختلال اختلال بدشکلی بدن و فوبی اجتماعی داده‌ها همبودی بین آن‌ها را نشان می‌دهند. (کالس۲۲۱ و همکاران، ۲۰۰۶).
در برخی از مطالعات میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن را بر روی گروهی از بیماران سرپایی مبتلا به اختلالات روانی بررسی کردند. ویلهلم۲۲۲ و همکاران (۱۹۹۷) یافتندکه به طور کلی ۶/۷٪ از بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی معیارهای اختلال بدشکلی بدن را داشتند. این یافته‌ها نشان دادند که میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن در بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی از سایر اختلالات اضطرابی دیگر بیشتر است ودر همه موارد، شروع فوبی اجتماعی قبل از شروع اختلال بدشکلی بدن بوده است. نیرنبرگ۲۲۳ و همکاران (۲۰۰۲) نشان دادند که ۸ درصد از بیماران مبتلا به افسردگی اساسی سابقه اختلال بدشکلی بدن در طول عمر و ۶/۶ % اختلال بدشکلی بدن فعلی داشتند و اینگونه نتیجه گرفتند که اختلال بدشکلی بدن اغلب همبود با اختلال افسردگی اساسی است. در مطالعه دیگری، از ۴۱ بیمار مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی ۳۹% آنها همبود اختلال بدشکلی بدن (نامرتبط با نگرانیهای مربوط به وزن) تشخیص داده شدند (گرنت۲۲۴، ۲۰۰۲). در مطالعه‌ای فوبی اجتماعی در ۸۱ بیمار مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مورد بررسی قرار گرفت . نتایج نشان داد که فوبی اجتماعی به طور معنی داری با شدت اختلال بدشکلی بدن همبسته بود (پینتو۲۲۵ و همکاران، ۲۰۰۵). اوتو۲۲۶ و همکاران (۲۰۰۷) در مطالعه‌ای با هدف بررسی شیوع و همبستگی در اختلال بدشکلی بدن با نمونه‌ای شامل ۳۱۸ زن افسرده و ۶۵۸ زن غیر افسرده بین سنین ۳۶ تا ۴۴ سال دریافتند که وجود اختلال بدشکلی بدن به طور معنی داری با حضور افسردگی اساسی و اختلالات اضطرابی مرتبط است. که این یافته‌ها شبیه به نتایج به دست آمده در مطالعات بالینی قبلی است. همچنین کانوی۲۲۷ و همکاران (۲۰۰۸) در بررسی‌ای از یکصد بیمار بستری در بیمارستان روانپزشکی، اختلال بدشکلی بدن در ۱۶% از بیماران تشخیص داده شد که اغلب با علائم شدید‌تر افسردگی همراه بودند.
در ایران در زمینه همبودی اختلال بدشکلی بدن با سایر اختلالات در پژوهشی که ربیعی و همکاران(۱۳۸۸) انجام دادند، نتایج نشان داد که اختلال بدشکلی بدن با وسواس فکری – عملی رابطه معناداری دارد. در این تحقیق برای سنجش وسواس فکری – عملی از پرسشنامه پادوا و برای سنجش اختلال بدشکلی بدن از مقیاس اصلاح شده وسواس فکری-عملی یل-براون برای اختلال بدشکلی بدن استفاده شده بود و نتایج نشان داد که اختلال بدشکلی بدن با تمام زیر مقیاس‌های وسواس فکری – عملی رابطه معناداری دارد. همچنین در تحقیقی که بر روی دانشجویان دختر گروه علوم پزشکی شهر تهران در سال ۱۳۸۶ صورت گرفت. در این مطالعه توصیفی مقطعی دانشجویان با پرسشنامه وسواس مادزلی و پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن فیلیپس تحت بررسی قرار گرفتند که ۱/۹ % از آن‌ها دارای علایم اختلال وسواس فکری- عملی بودند. آزمون آماری بین علایم اختلال بدشکلی بدن و علایم اختلال وسواس فکری – عملی ارتباط معناداری را نشان داد و شانس وجود علایم اختلال وسواس فکری – عملی در کسانی که علایم اختلال بدشکلی بدن را دارا بودند ۳/۴ برابر افراد فاقد علایم این اختلال بود. (صاحب الزمانی و همکاران، ۱۳۹۱).
به طور خلاصه، میزان همبودی بین اختلال بدشکلی بدن و اختلالات روانی دیگر در تحقیقات بسیاری گزارش شده است و شباهتهای زیادی بین ویژگی های بالینی اختلال بدشکلی بدن و سایر اختلالات وجود دارد.
۲-۴- سوالات و فرضیات پژوهش
۲-۴-۱- سوالات
۱- میزان فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
۲- میزان شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
۳- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
۴- شایع‌ترین فعالیت‌های مربوط به نگرانی نقص ظاهری در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
۲-۴-۲- فرضیات
۱- بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۲- بین دانشجویان گروه سنی مختلف دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۳- بین دانشجویان مجرد و متاهل دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۴- بین دانشجویان با وضعیت مالی متفاوت دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۵- بین دانشجویان با و بدون سابقه جراحی زیبایی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۶- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۷- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال افسردگی اساسی رابطه معناداری وجود دارد.
۸- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال وسواس فکری – عملی رابطه معناداری وجود دارد.
۹- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلالات خوردن رابطه معناداری وجود دارد.
۳- روش پژوهش
۳-۱- طرح تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع توصیفی – همبستگی می‌باشد.
۳-۲- جامعه آماری
جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز می‌باشد.
۳-۳- روش نمونه گیری
از بین دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز با روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای با توجه به اینکه در این پژوهش از آزمون آماری مجذور خی با سطح معناداری آلفا ۰۵/۰ و اندازه اثر کم و توان آماری در سطح ۷/۰ استفاده شد، بر طبق جدول اولجنیک ۲۲۸ حداقل تعداد نمونه مورد نیاز ۸۷۹ نفر خواهد بود )گال و همکاران، ۱۳۸۹( که در این پژوهش ۱۰۰۰نفر مورد آزمون قرار گرفتند. بدین صورت که از دانشگاه شیراز به طور تصادفی ۹ دانشکده و از هر دانشکده ۳ رشته و از هر رشته ۲ کلاس و از دانشگاه علوم پزشکی شیراز به طور تصادفی ۳ دانشکده و از هر دانشکده ۲ رشته و از هر رشته ۲ کلاس انتخاب شدند.
۳-۴- شیوه اجرا
روند کار به این صورت بود که پژوهشگر پس از هماهنگی‌های لازم با مسئولین دانشگاه‌ها و اخذ مجوز‌های لازم در کلاس‌ها حضور یافت و ضمن برقراری ارتباط اولیه، هدف پژوهش، نحوه پاسخ گویی به گویه‌های هر آزمون را به اختصار توضیح داد و پرسشنامه‌ها را در بین دانشجویان توزیع و از آن‌ها خواست که سوالات را به دقت بخوانند و با صداقت گزینه‌ای را انتخاب کنند که بیشترین شباهت



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *