نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، تصویر ذهنی، افراد مبتلا، نشخوار فکری

جایی، ناخودآگاه، مانع این می‌شود که فرد با مشکلات زیربنایی، که از نظر هیجانی بسیار تهدید کننده و اضطراب برانگیزاند و مقابله مستقیم با آن‌ها دشوار است، روبرو ‌شود (فیلیپس، ۱۹۹۶).علائم جسمانی ممکن است دفاعی بر ضد هویت ضعیف یا بازتابی از نقص اساسی ایگو (خود) و اختلال در ارتباط بین فردی باشد (فیلیپس، ۱۹۹۱). و نشانه‌های اختلال بدن از نظر خودآگاه می‌توانند بیان کننده وجود روابط ناخوشنود کننده یا ناموفق در زندگی فرد باشند (فیلیپس، ۱۹۹۶).
۲-۲-۳-۴- C. B .T (اختلال بدشکلی بدن از دیدگاه شناختی)
فرض شده است که چرخه‌شناختی وقتی‌ شروع می‌شود که یک بازنمایی خارجی از ظاهر شخص (مانند نگاه به آینه)، یک‌ تصویر تحریف شده را در ذهن فعال‌ می‌کند. تصویر ذهنی، بعنوان محتوای هشیاری پردازش کیفیت‌های حسی که در مقابل انتزاع یا کلام خالص قرار می‌گیرد، تعریف شده است (هارویتس، ۱۹۷۰). فرآیند توجه انتخابی،موجب‌ افزایش آگاهی از تصویر و خصوصیات‌ خاص(توجه به جزئیات بی اهمیت) می‌شود. این تصویر چگونگی نگاه کردن شخص به آینه را تعیین می‌کند و اطلاعاتی در مورد اینکه چطور در مقابل دیگران حضور یابد را نشان می‌دهد.این افراد به احتمال‌ بیشتر تصویر خود را منفی‌تر ارزیابی‌ می‌کنند و بنابراین تصویر را بیشتر تحریف‌ می‌ کنند و نقایص موجود در آن بارز‌تر به‌ نظر می‌رسد. در این افراد در بسیاری از موارد تصویر از دیدگاه مشاهده‌کننده‌ تجسم می‌شود و این حالت به بیماران‌ دارای اختلال فوبی اجتماعی شباهت‌ دارد. ممکن است برای اجتناب از مواجهه با احساس منفی ناشی از ارزیابی‌ خود، از دیدگاه ناظر استفاده کنند که در نتیجه دیدگاه ناظر به عنوان یک عامل‌ نگهدارنده عمل می‌کند.در یک مطالعه توصیفی فرایند تصویر سازی در اختلال بدشکلی بدن با دو گروه کنترل(سالم) و گروه مبتلا به اختلال بد شکلی بدن مقایسه شد. بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به گروه نرمال احتمالا میزان بیشتری تصاویر منفی، برگشت پذیر و روشن (توجه افراطی به نقص‌های جزیی) را تجربه کرده بودند. تصاویر در بیماران مبتلا به اختلال بد شکلی بدن خصیصه‌های تحریف شده و معیوب بیشتری نسبت به کل تصاویر را در بر می گیرد. نوعا تصاویر گزارش شده آن‌ها، بعضی اوقات با راه‌های حسی دیگر (مانند احساس بدن از خستگی و گرسنگی) مرتبط بود. بویژه با اهمیت است که تصاویر به احتمال بیشتری از دیدگاه یک مشاهده گر۱۷۹ در مقایسه با دیدگاه زمینه۱۸۰ است. دیدگاه یک مشاهده گر، شامل نگاه کردن یک فرد به خودش از دیدگاه یک شخص دیگر می‌باشد. دیدگاه زمینه شامل ترس و نگرانی یک فرد بر روی بدن خودش می‌باشد. استوپا۱۸۱ (۲۰۰۳) نشان داد که دیدگاه مشاهده گر به تنهایی نابهنجار نیست ولی احتمالا بیشتر با آسیب و خاطرات اشتباه اتفاق می‌افتد. با این حال، بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن و فوبی اجتماعی ممکن است در ابتدا به منظور فاصله گرفتن از هیجان و اجتناب مرتبط با تجربیات ارزیابی منفی از دیدگاه مشاهده گر استفاده بکنند. دیدگاه مشاهده گر ممکن است از طریق ادامه اجتناب از هیجان باعث دوام آن شود. یک دیدگاه بیرونی ممکن است اطمینان و همچنین گرایش به اسناد درونی در مورد حوادث را افزایش بدهد. همان طور که گفته شد فعال‌شدن یک تصویرسازی ذهنی با افزایش‌ توجه به خود همراه است. توجه متمرکز بر خود، به عنوان آگاهی یا هوشیاری از خود ارجاعی و اطلاعات تولید شده درونی تعریف شده است (اینگرام۱۸۲، ۱۹۹۰).این موجب آگاهی‌ بیشتر از اطلاعاتی مانند احساسات، افکار، تصاویر ذهنی یا هیجاناتی می‌شود که در حافظه‌ شخص باقی مانده است و در حال حاضر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین این فرایند غیر اختصاصی در دامنه وسیعی از اختلالات، از فوبی اجتماعی گرفته تا اسکیزوفرنی درگیر می‌باشد.میزان توجه به خود با شدت علایم و مشغولیت ذهنی بیمار ارتباط دارد(وودراف- بوردن۱۸۳ و همکاران،۲۰۰۱). فرض شده است که، در مورد‌های شدید اختلال بدشکلی بدن، توان توجهی بوسیله تصویر ذهنی تحریف شده و ارزیابی منفی تسخیر می‌شود. به علاوه، این سیستم به قدری انعطاف ناپذیر است که قادر به تغییر هیچ یک از اطلاعاتی که از بیرون درمورد ظاهر یک فرد می‌آید نیست. بیمارانی که اختلال آن‌ها شدت کمتری دارد، هنوز ظرفیت‌هایی از توجه به اطلاعات بیرونی‌ وجود دارد و به همین دلیل تصاویر ذهنی خیلی‌ ثابت نیستند و کمتر با تردید و نگرانی در مورد اینکه چطور در مقابل دیگران ظاهر شود، مرتبط می‌باشد و شخص به عقاید خود راجع به‌ ظاهرش شک می‌کند. در این مورد، افراد ممکن است احساس کنند که بوسیله نیازی هدایت می‌شوند که شامل فهمیدن دقیق در مورد اینکه آن‌ها چطور به نظر می‌آیند، می‌باشد. شخص ممکن است تنها در این مدتی که او با یقین به آینه نگاه می‌کند تشویق بشود و هر چه شخص مدت‌ بیشتری را جلوی آینه سپری کند، آگاهی او از خود افزایش می‌یابد و احساس بدتری پیدا می‌کند و احساس زشت‌بودن در او تقویت‌ می‌شود و خود را معیوب و زشت می بیند. بیماران واقعا در مورد اینکه چطور ممکن است که در یک روز به روز دیگر یا حتی یک ساعت به ساعت دیگر ظاهرشان تغییر کند، گیج و گم گشته می‌شوند. با این حال، این حالات ممکن است در بافتی از تغییرات خلق و تقویت اتفاقی از احساس بهتر در یک نور ویژه یا در یک آینه خوب و موقعی که توجه متمرکز بر خود، کمتر است، اتفاق بیافتد.بنابراین ممکن است که بیماران معتقد باشند هر روز که آن‌ها خود را در آینه می‌بینند تصویر متفاوتی از خودشان می‌بینند (ویل و ریلی۱۸۴، ۲۰۰۱).
به نظر می‌رسد فرآیند توجه انتخابی به‌ خصوصیات خاصی از ظاهر معطوف و به‌ تحریف تصویر ذهنی از بدن منجر می‌شود. با این حال افراد با بدشکلی بدن یا اختلالات خوردن نیز در مورد ظاهر خودشان خود هشیاری بالایی دارند. این فرآیند از توجه انتخابی، که متمرکز بر خصیصه مشخصی از یک تصویر بدنی می‌باشد، منجر به بالا رفتن آگاهی و بزرگ نمایی جنبه‌های معین می‌شود که باعث کمک به رشد تصویر بدنی تحریف شده می‌گردد. این فرایند ممکن است بتواند پیش بینی کند که توجه انتخابی می‌تواند منجر به افزایش دقیق شدن در جنبه معینی از بدن بشود. برای مثال، کروم (۱۹۹۲)، نشان داد که بیمارانی که در لیست انتظار برای جراحی پلاستیک بینی (اما نه با تشخیص اختلال بدشکلی بدن) قرار داشتند نسبت به گروه‌های سالم اندازه بینی خودشان را بزرگ‌تر از حد واقعی برآورد می کردند. این اتفاق به احتمال خیلی زیاد در بیماران اختلال بدشکلی بدن نیز تکرار می‌شود زیرا که توجه انتخابی به تصویر بدنی تحریف شده در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نیز وجود دارد. نقش تصویرسازی ذهنی و توجه متمرکز بر خود دلالت‌های بسیار مهمی برای درمان داشته است. اولا، درمانگر و بیمار به جای ظاهر شخص، در مورد تصویرسازی ذهنی فرد به عنوان یک مشکل گفتگو می‌کنند. این کار می‌تواند به بحث در مورد روش ادراک جزء نگری افراطی در مقابل کل نگری به تصویر، منجر شود. ثانیا، زمانی که بیماری مورد بررسی قرار می‌گیرد، باورهای منفی مربوط به خود و خاطرات قبلی به صورت تصویر ذهنی بیان می شود تا بوسیله افکار کلامی (عثمان۱۸۵ و همکاران، ۲۰۰۳). ثالثا، شماری از تکنیک‌های درمانی برای اصلاح و تغییر معنای تصویر ذهنی وجود دارد که بوسیله مرور رویداد یا رونوشت یک تصویر ذهنی ویژه برای کنار زدن آسیب‌های دیگر (ارنتز و ویرتمن۱۸۶، ۱۹۹۹؛ بک من۱۸۷، ۱۹۹۸) یا باورهایی در مورد تصویر ذهنی ایجاد شده است (لایدن۱۸۸ وهمکاران، ۱۹۹۳؛ اسماکر و نیدری۱۸۹، ۱۹۹۵). بالاخره، متخصصان ممکن است تشخیص بدهند که بررسی نقش دیدگاه مشاهده گر و زمینه نگر مفید خواهد بود، برای مثال، آیا هیجان شدید یا کم با تصویر ذهنی دیدگاه زمینه یا مشاهده گر مرتبط است؟ (استوپا، ۲۰۰۳). این مدل همچنین نشان می‌دهدکه، تربیت افراد برای افزایش توجه به دور از اطلاعات خود- ارجاعی در تکالیف خانه یا در محیط اجتماعی می‌تواند مفید واقع شود.راهبردی که برای افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی(باگلس۱۹۰ و همکاران،۱۹۹۷) یا اضطراب منتشر (ولز۱۹۱،۲۰۰۰،۱۹۹۰) ترسیم شده است.
برخی از راهبرد‌ها در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شناسایی شده اند که پردازش اطلاعات را با مشکل روبرو می‌کنند و همچنین باعث رفتارهای وسواسی و هیجان ناراحت کننده در این افراد می‌شوند. این راهبرد‌ها عبارتند از:
۱-نشخوار فکری: بعضی از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن گزارش می دهند که ساعت‌ها با افکار بدشکلی خود کشمکش دارند و گاهی فکر می‌کنند که با درگیرشدن و بیشتر فکر کردن می‌توانند به نتیجه برسند، فرایند‌های‌شناختی مثل نشخوار فکری، نگرانی یا حمله به خود، به عنوان تلاش‌هایی برای کنترل افکار و تصاویر بیزارکننده استفاده می‌شود (اتو و گری۱۹۲، ۲۰۰۹).بر اساس گزارش تعداد زیادی از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، این اختلال را به عنوان اشتغال ذهنی در مورد افکار مربوط به بدشکلی بدن در اکثر ساعت روز تعریف کرده‌اند. بررسی های مختلف نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به افراد سالم به طور معناداری نشخوار فکری بالاتری دارند. برای مثال اکثر افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن بیان کردند که در اکثر اوقات روز با افکار مربوط به بدشکلی بدن اشتغال ذهنی دارند و اکثر آن‌ها فکر می‌کردند که با این روش به نتیجه خواهند رسید.نشخوار فکری علاوه بر اینکه باعث نمی‌شود که مشکل افکار مربوط به بدشکلی بدن تمام شود بلکه باعث دوام و ادامه این افکار هم می‌شود. پس می‌توان گفت افکار مزاحم مثل افکار مربوط به بدشکلی بدن مانند میهمان ناخوانده‌ای می‌مانند که اگر پذیرایی شوند بیشتر ماندگار می‌شوند. با توجه به پژوهش های مختلف می‌توان بیان کرد که رابطه بین نشخوار فکری و اختلال بدشکلی بدن قابل توجه است و نشخوار ذهنی یکی از پیش بینی کننده‌های اختلال بدشکلی بدن است.(زرگر و همکاران ،۱۳۹۰؛تاجیک‌زاده و همکاران، ۱۳۹۲ و اتو و گری،۲۰۰۹؛نظیر اوغلو و همکاران، ۲۰۱۰؛گردون۱۹۳ و همکاران ،۲۰۱۲(.
۲- نگران اندیشی: بعضی افراد چون باور منفی (افکار مربوط به بدشکلی بدن را خطرناک یا دیوانه کننده می‌دانند) در مورد افکار مربوط به بدشکلی ظاهر دارند موقعی که این افکار به ذهنشان می‌آید نگران می‌شوند و خود را با خودگویی منفی نگران‌تر می‌کنند، مثلا ممکن است با خود بگویند که وای این فکر باز سراغم آمد، و یا بالاخره این افکار مرا دیوانه خواهند کرد.
۳- خود تنبیهی و احساس گناه: همچنین بعضی افراد به دلیل باور منفی به افکار مربوط به بدشکلی ظاهر، زمانی که این افکار به ذهن آن‌ها می‌آید خود را سرزنش یا تنبیه و یا شدیدا دچار احساس گناه می‌شوند.
۴- کنترل اجتماعی: افراد به خاطر افکار مربوط به



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *