نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، جراحی زیبایی، افراد مبتلا، عزت نفس

برای جراحی زیبایی محسوب می‌گردد (ذاکرمند و ابراهام، ۲۰۰۸). در برخی مشاهدات نشان داده شده است که بیش از ۵۰% افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن اقدام به عمل جراحی می‌کنند، معمولا این بیماران اعمال جراحی مختلفی را درخواست می‌کنند و این شیوه‌های ترمیم ممکن است بار‌ها و بار‌ها استفاده شوند و فرد را دچار بدشکلی شدید نمایند (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳؛ تیگنل۱۶۷ و همکاران، ۲۰۰۷). با توجه به ماهیت بدشکلی که بیماران با آن اشتغال ذهنی دارند، شگفت انگیز نیست که آن‌ها در میان مراجعین کلینیک‌های جراحی زیبایی باشند. اشتغال ذهنی با وجود اطمینان بخشی درباره نبودن بدشکلی و نیاز نداشتن به جراحی، مقاوم است (تسما و همکاران، ۱۹۹۷). مبتلایان تنها روش بهبود در اعتماد به نفس خود را بهبود ظاهر می‌دانند و با جراحی زیبایی می‌کوشند بدشکلی خود را بهبود بخشند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۳). بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن معمولا از آن گروه بیمارانی هستند که معمولا انتظارات واقع گرایانه‌ای از نتایج درمان ندارند (هنس، ۱۹۹۶).
معمولا باور این بیماران درباره وضع ظاهری و چهره با انتظارات غیر واقع بینانه‌ای از میزان تصحیح نقایص آن‌ها به وسیله جراحی همراه است (سادوک و همکاران، ۲۰۰۹؛ تیگنل و همکاران، ۲۰۰۷). جراحی و دیگر شیوه‌های ترمیمی بندرت رضایت بخش‌اند و حتی منجر به ناراحتی شدید درباره بدشکلی ناشی از جراحی می‌شوند (تسما و همکاران، ۱۹۹۷). گزارش‌های اولیه بالینی نشان داده‌اند که تعداد بسیار زیادی از بیماران اختلال بدشکلی بدنی از جراحی زیبایی سود نمی‌برند مگر اینکه موضوعات هیجانی زیربنایی آن مطرح گردد. بعد از جراحی آن‌ها اغلب بر روی‌‌ همان ویژگی متمرکز می‌مانند یا بر ویژگی‌های دیگری متمرکز می‌شوند. هم چنین این نگرانی وجود دارد که این افراد نسبت به خود یا جراح خشونت نشان دهند. (گروسبارت۱۶۸ و سارور، ۲۰۰۳). و اقامه دعوی به خاطر سوء طبابت را نسبت به جراح مطرح نمایند.
وقتی این بیماران از دیدگاه واقع بینانه به مشکل خود می‌نگرند، در می‌یابند که تغییر نقص خیالی در وضعیت ظاهری، چیزی از مشکلات زندگی آن‌ها نمی‌کاهد. در شرایط مطلوب این بیماران درصدد روان درمانی بر می‌آیند تا ماهیت حقیقی احساسات نوروتیک مبتنی بر بی‌کفایتی خود را دریابند (سادوک و همکاران، ۲۰۰۹؛ تیگنل و همکاران، ۲۰۰۷). بعضی از مطالعه‌ها دریافته‌اند که به کارگیری مداخلات روان‌شناختی به بهبود تصویر بدن کمک می‌کند. پیشنهاد می‌شود که بیماران قبل از جراحی زیبایی به خصوص رینوپلاستی، ارزیابی‌های روان‌شناختی شده و غربالگری شوند و در مواردی به جای مداخلات زیبایی و تحمیل هزینه و تبعات برگشت ناپذیر به مداخلات و درمانهای روان‌شناسی و روانپزشکی پرداخته شود (حسنی ۱۳۸۸، روزن و همکاران ۱۹۹۵، باترز۱۶۹ و کش ۱۹۸۷، داکوستا و همکاران ۲۰۰۷). تشویق رضایت از بدن مثبت‌تر و واکسینه کردن بیماران در برابر پیام‌های مربوط به ایده آل‌های زیبایی نیز، بیماران را به طور بالقوه برای گرفتن تصمیمات سنجیده تری درباره جراحی زیبایی و تأثیر آن بر ادراک خویشتن یاری می‌کند. (سارور و کریرند، ۲۰۰۴).
البته معمولا فرض می‌شود که جراحی پلاستیک برای مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن مطلقا موارد منع۱۷۰ دارد. اما در برخی بیماران با شکل خفیف اختلال، که انتظارات آنان درباره پیامد درمان از نظر روان‌شناختی واقعگرایانه است (تسما و همکاران، ۱۹۹۷).چنین درمانهایی نتایج خوبی خواهد داشت در صورتی که بیمار نقص ادراکی‌اش را به طور مشخص توصیف کند و تمایل داشته باشد این نقص اصلاح شود و جراحی زیبائی توانایی ترمیم آنرا داشته باشد و این مهم‌ترین عامل در تعیین نتیجه است (هریس، ۱۹۸۹).
این جراحی‌ها بیشتر بر‌ای از میان بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می‌شود. زیرا عزت نفس پایین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش آن‌ها به انجام جراحیهای پلاستیک را افزایش می‌دهد. چون مبتلایان از ظاهرشان ناراضی، شرمنده و خجلت زده هستند و تصور می‌کنند که عیوب ظاهری آن‌ها با عمل جراحی پایان می‌پذیرد ولی ریشه مشکلات در ناخود آگاه باقی می‌ماند ( فیلیپس ۱۹۹۶، به نقل از زرگر و همکاران، ۱۳۹۰)
۲-۲- سبب شناسی
اختلال بدشکلی بدن علت های زیادی دارد و عوامل متفاوت زیادی کمک به رشد اختلال بدشکلی بدن می کنند. سوال در مورد سبب شناسی اختلال بدشکلی بدن خیلی با اهمیت میباشد. اگر ما علت های آن را بفهمیم، بهتر قادر خواهیم بود آن را درمان کنیم و شاید حتی بتوانیم از رشد آن جلوگیری کنیم. عمدتا بررسی علت های اختلال بدشکلی بدن خیلی پیچیده است.نظریه‌های متعددی وجود دارد که سعی دارند شروع اختلال بدشکلی بدن را تبیین کنند. معمولا برای رشد اختلال بدشکلی بدن چندین عامل خطرزا دخیل هستند و هیچ کدام از این عوامل به تنهایی برای رشد این اختلال کافی نیستند البته قابل ذکر است بین این عوامل همپوشی وجود دارد.
۲-۲-۱- راه انداز‌ها۱۷۱
اختلال بدشکلی بدن معمولا به تدریج شروع می‌شود. بسیاری از مبتلایان هیچ ماشه چکان خاصی را در شروع نشانه‌هایشان گزارش نکرده اند (فیلیپس، ۱۹۹۶). ولی در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از افراد گزارش می‌کنند که اختلال به طور ناگهانی در یک هفته شروع شده است. برای بعضی افراد به نظر می‌رسد که واقعا راه انداز‌ها باعث شروع شدن اختلال بدشکلی بدن می‌شود. احتمالا، حادثه‌های راه انداز اختلال بدشکلی بدن، تنها در افرادی که قبلا نسبت به این اختلال آسیب پذیر هستند باعث شروع اختلال می‌شود. مثلا در همه افراد مورد تمسخر قرار گرفتن در مورد زیبایی ظاهر، باعث شروع این اختلال نمی‌شود. بلکه احتمالا فقط در افرادی که نسبت به اختلال آسیب پذیر هستند باعث شروع بیماری می‌شود. موقعیت‌هایی که فرد مجبور است بدن خود را در معرض دید دیگران قرار دهد، یا وقتی که فرد تجربه ارزیابی منفی توسط دیگران داشته باشد، یک تصویر منفی در او شکل می‌گیرد که همانند طرحواره عمل می‌کند. رویداد‌های برانگیزاننده خاص این گونه طرحواره‌ها را فعال می‌سازد.
۲-۲-۲- عوامل خطرزای زیستی- ژنتیکی
احتمالا علت اختلال بدشکلی بدن تک ژنی نیست بلکه ژن‌های متفاوت زیادی در به وجود آمدن این اختلال دخیل هستند. ژن‌هایی که خطر ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را افزایش می‌دهند، ممکن است در جامعه عادی هم شایع بوده بدون اینکه الزاما معیوب کننده باشد. ژن‌ها ممکن است رشد تعداد زیادی از عوامل خطرزای دیگررا منجر شود (ربیعی و همکاران، ۱۳۹۰). در مطالعات فیلیپس در حدود ۲۰ درصد افراد مبتلا حداقل یک فامیل درجه اول (والدین، همشیر، یا بچه) مبتلا به اختلال بدشکلی بدن دارند. بنابراین با این میزان به نظر می‌رسد که این اختلال در خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود. این میزان احتمالا ناشی از هر دو عامل محیطی _ ژنتیکی می‌باشد. به عبارت دیگر اختلال بدشکلی بدن احتمالا به این خاطر است که ژن‌های مشترک اعضای خانواده خطر ابتلا به آن را افزایش می‌دهد. علاوه بر این اگر خانواده‌ای برای زیبائی ظاهر ارزش زیادی قایل شود ممکن است احتمال ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را افزایش دهد که می‌توان این را به عامل محیطی نسبت داد. نیاز به مطالعات مربوط به دوقلو‌ها و فرزند خوانده‌ها احساس می شود تا تاثیر عوامل محیطی جدا گردد. اما تا به حال چنین پژوهشی صورت نگرفته است (فیلیپس، ۲۰۰۹).
فیلیپس و همکارانش در یک مطالعه مقدماتی به این نتیجه رسیدند که شکل معینی از یک ژن که گیرنده GABAA-Y2 نامیده می‌شود در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی نسبت به افرادی که مبتلا نیستند شایع‌تر است .ممکن است ژن‌های معینی شانس به وجود آمدن صفت شخصیتی معینی را افزایش دهد و یا مدارهای مغزی معینی را بیش فعال کند و یا خصوصیات دیگری که ممکن است در آینده خطر رشد اختلال بدشکلی بدن را افزایش دهد را به وجود آورد. قبل از اینکه در مورد ژن‌ها بحث گردد ما نیاز داریم بدانیم که آیا اختلال بدشکلی بدن در خانواده‌ها وجود دارد یا نه؟ این میزان سه تا شش برابر بیشتر از نسبتی است که در جامعه عادی وجود دارد. این یافته‌ها، در حالی که نیاز به تکرار دارند، در نوع خود جالب می‌باشند. همچنین مطالعه ای در مورد موش‌ها نشان می‌دهد که این ژن‌ها با رفتارهای مشخص کننده اضطراب و حالات شبیه خلق افسردگی رابطه دارند.
۲-۲-۲-۱- اختلال بدشکلی بدن از منظر تکاملی
بعضی محققان بر این عقیده‌اند که ترجیح مردم برای خصیصه چهره ای خاص ممکن است فطری باشد یعنی این ترجیح برای مدت میلیون‌ها سال در همه ما شکل گرفته است. برای مثال، کودکان قبل از اینکه با هنجارهای فرهنگی مربوط به زیبایی مواجهه شوند، چهره‌های جذاب را بیشتر ترجیح می‌دهند. ترجیح تقارن بدنی، یک نگرانی برای حدود یک سوم از افرادی است که از اختلال بدشکلی بدن رنج می‌برند، ممکن است اساس زیست‌شناختی و تکاملی داشته باشد. محققان کشف کردند که حتی بعضی حیوانات هم تناسب و زیبایی را در جفت خود ترجیح می‌دهند. نظریه داروین درباره زیبایی می گوید که انتخاب جنسی بر اساس تنها صفاتی انجام می‌شود که در مقابل عفونت مقاوم و موجب سلامتی ژنی است. شواهدی وجود دارد که حیوانات و انسان تقارن را ترجیح می‌دهند، زیرا از نظر بیولوژیکی کیفیت بهتری را دارد و افراد زیبا و سالم به عنوان شریک جنسی در برابر بیماری‌ها و عفونت‌ها مقاوم تراند. روبرویی با انگل‌ها، آلودگی و دمای بالا موجب کاهش تقارن و ایجاد ناهماهنگی می‌شود. مثلا نوعی از پرنده ژاپنی که بالهای متقارن تری، دارد جفت بیشتری خواهد داشت و چنین موردی را، در سایر پرندگان نیز می‌توان مشاهده کرد. شانس پرنده سارنر برای یافتن جفت، با ناهماهنگی در دم کمتر خواهد بود و در انسان، زنان با سینه‌های یکسان بارور‌تر هستند (روزن و رایتر، ۱۹۹۶). تناسب و پوست زیبا و هموار ممکن است پایه‌های زیستی و تکاملی داشته باشد و علامتی از شایستگی باروری یا سلامت و یا نبود بیماری باشد. در دنیای حیوانات، بدن بزرگ بعضی امتیازات را برای آن‌ها به بار می‌آورد. حیوانات بزرگ بیشتر به سلطه‌گری گرایش دارند. در واقع، یک مدل تکاملی در مورد سلطه‌گری و سلطه پذیری اجتماعی در مقابل دیگران وجود دارد و بیان می‌دارد که ممکن است احساس حقارت و کمرویی در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن با این مدل در ارتباط باشد (فیلیپس، ۲۰۰۹).همچنین رفتارهای خاص بعضی حیوانات ممکن است نشانه‌هایی در ارتباط با پایه‌های عصب – زیست‌شناختی این اختلال ارائه دهد. برای مثال، سگ‌ها در یک شرایط خاص که مشهور به سندرم آکرال لیک است، رفتارهای وسواسی لیس زدن و دستکاری پوست خود را انجام می‌دهند که بعضی اوقات باعث جراحت و عفونت



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *