معنی جرم نزد لغویون


 

راغب اصفهانی می گوید: أصل الجرم: قطع الثمره عن الشجر و استعیرذلک لکل اکتساب مکروه، و  لایکاد یقال فی عامّه کلامهم لکل لیس المحمود[1].

اصل معنای جرم، چیدن میوه از درخت است و سپس برای هر عمل زشت و مکروهی به عنوان استعاره به کار می رود و در کلام عامه مردم به مورد پسندیده، گفته نمی شود.

علامه مصطفوی نیز اصل معنای جرم را قطع و بریدن می داند. و همۀ معانی متعدد جرم، مانند ذنب، تعدّی، خطا، اثم، معصیت را سبب انقطاع و بریدن عبد از خداوند متعال می داند[2].

صاحب لسان العرب میگوید:«الجرم :مصدر المجارم الذی یجرم نفسه و قومه شرا و فلان له جریمه الیّ ای جرم. و الجارم:الجانی.والمجرم :المذنب[3]» صاحب لسان العرب می گوید:جرم مصدر جارم است و او کسی است برای خودش و قومش شر به پا می کند. وقتی گفته می شود فلان له جریمه الیّ فلانی در حق من مرتکب جرم شد و جارم(جرم کننده)یعنی جانی (جنایت کار) و مجرم یعنی گناهکار.

ج: معنی اصطلاحی جرم نزد مفسرین

1- علامه طباطبائی

(علی ما ذکره الراغب فی مفرداته. قطع الثمره عن الشجره و أجرم أی صار ذاجرم، و أستعیر لکل اکتساب

مکروه فالجرم بضم الجیم و فتحها بمعنی الاکتساب المکروه و هو المعصیه[4]) بنابر آنچه که راغب در مفردات ذکر کرد قطع میوه از درخت است و اجرم یعنی مجرم شد و سپس استعاره شد برای هر چیز مکروه و ناپسند پس جرم به معنی اکتساب مکروه است و آن گناه است.

بنابراین از نظر علامه طباطبائی جرم یعنی معصیت که برای آن زندان جهنم و کیفر آتش درنظر گرفته شده است.

2- علامه طبرسی

طبرسی در مجمع البیان با توجه به اینکه واژه جرم و مشتقّاتش 66 بار در قرآن کریم به کار رفته است در هر واژه مصداق خاصی را مورد نظر قرار داده است که معنی اصطلاحی جرم در شرع مقدس و قرآن کریم است که به برخی از آنها اشاره می گردد:

1-در تفسیر آیه شریفه (وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ[5]) و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام باز داشتند نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کنند.

می گوید: اگر مشرکین مانع ورود شما به مسجد الحرام شدند«فلا تکتسبو عدو انا»شما در برابر آنها دشمنی نکنید یعنی پاسخ شما از روی دشمنی و تجاوز کارانه نباشد[6].

2-در تفسیر آیه شریفه(کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ[7])می گوید : المجرمین،المکذبین به آیات الله[8].مجرمین یعنی تکذیب کنندگان آیات الهی.

3-در تفسیر آیه شریفه(وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُجْرِمِینَ[9])(بارانی از سنگ بر آنها فرستادیم،پس بنگر سرانجام کار مجرمان چه شد)،طبرسی می گوید:«المجرمین:المقترفین للسیِئات والمنقطعین الیها[10]»مجرمین یعنی کسانی که سیئات را اکتساب می کنند و به سوی آن می روند،مجرمین یعنی بد کاران.

4-در تفسیر آیه(قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا[11])(بگو شما از گناهی که ما کرده ایم سوال نخواهید شد)وی می گوید:«عمّا اجرمنا ای اقترفنا من المعاصی[12]»یعنی از شما درباره جرم و معاصی ما سوال و مواخذه نمی شود در قرآن کریم ذنب،اثم،سیئه،معصیت،واژگان متدارفی هستند که از مصادیق جرم محسوب می شوند.

3- زمخشری صاحب کشاف

(و ان أراد بالإجرام: الصغائر و الزلّات الّتی لایخلوا منها مؤمن[13]) و اگر جرم ها را اراده کند. صغیره ها و لغزش هایی است که مومن بدون آنها و دور از آنها نیست.

از نظر زمخشری جرم یعنی معصیت و در آیه شریفه (فعلی أجرامی) اجرام یعنی گناهان صغیره و لغزش هایی که از هر مؤمنی سر می زند. بنابراین إجرام یعنی معاصی صغیره.

مفهوم شناسی واژه های مترادف جرم

الف) المعصیه

العصیان: خلاف الطاعه«عصیان به معنای نافرمانی و خلاف و ضد اطاعت است.»

و عصی عصیانا، اذا خرج عن الطاعه[14]«و عصی عصیانا، موقعی که از اطاعت خارج شود.»

متن کامل در سایت امید فایل 

اَن الاصل الواحد فی الماده: هو ما یقابل الاتّباع ای عدمِ التبعیه[15]؛ اصل معنی لغوی در این ماده، آنچه که مقابل و ضد پیروی کردن یعنی پیروی نکردن است، معصیت مقابل اتباع است یعنی عدم پیروی.

ب) الذنب

(ذ­ن­ب) اصول ثلاثه: احدها الجرم والآخر، مؤخّر الشی والثالث کالحظ والنصیب [16]

ذنب سه معنی دارد: 1ـ جرم  2ـ دم یا دنباله چیزی 3ـ بهره و روزی

و لذلک سمّی الاتباع الاذناب. برای همین به اتباع، اذناب می گویند.

پ) إثم

الاثم و الأثام: اسم للأفعال المبطئه عن الثواب[17]

أثم، اسم افعالی است که باعث کندی از ثواب می شود.

ت) خطأ

هر ما یقابل الصواب ثم ان الخطاء اما فی الحکم او فی العمل او فی تعیین المصداق و الموضوع[18].

خطأ ضد صواب است و خطا در حکم یا در عمل یا در تعیین مصداق یا موضوع می باشد.

واژه های متضاد جرم

الف) الاطاعه

الطوع نقیض الکَرَه[19] اطاعت متضاد کراهت و اجبار است.

ب) الانقیاد

 مصدر باب انفعال و ریشه آن قید است. ابن فارس می گوید معنای آن همان معنای معروف آن یعنی بستن است بعد به عنوان استعاره در هر چیزی که حبس می شود استفاده می شود[20].

ج) الاتباع

مصدر باب افتعال و ریشه آن تبع به معنی «التلوّ و القفو[21]» پشت سر کسی رفتن است.

معنی جرم در اصطلاح فقها و دانشمندان اسلامی

جرم نزد فقها دارای دو اصطلاح است.:

  1. اصطلاح عام: عبارت است از ارتکاب هر فعل حرام یا ترک واجبی که شارع آن را ممنوع و مرتکب آن را مستحق کیفر دنیوی از جمله حدود، قصاص، تعریز و یا پرداخت دیه می داند.
  2. اصطلاح خاص: که از آن به جنایت به نفس یا عضو تعبیر شده است و آن عبارت است از هر نوع صدمه و تجاوز ناحق نسبت به جسم و جان دیگری یا تعرض نسبت به مرده که مجازات آن قصاص نفس یا قصاص عضو و یا پرداخت دیه است[22].

جرم در اصطلاح جامعه شناسان

امیل دورکیم معتقد است جرم یک پدیده طبیعی و اجتماعی است که از شرایط فرهنگی و تمدن هر جامعه ناشی می شود و شامل هر عملی است که وجدان عمومی را جریحه دار می کند[23].

از نظر جامعه شناسان، جرم عملی است مخالف هنجارهای یک جامعه که برای آن کیفر در نظر گرفته شده است ویک رفتار ناهنجار برخلاف هنجارهای جامعه که باعث نقض قانون و مقررات و آسیب های اجتماعی گردد.

جرم شناسی(Criminology)

امروزه دانش جدیدی به نام جرم شناسی یا کریمینولوژی وجود دارد که مراحل مختلف وقوع جرایم از مرحله

تخیل تا مرحله ارتکاب جرم با استفاده از علوم جامعه شناسی، بیولوژی، روانشناسی، روانپزشکی و پزشکی مورد مطالعه علمی قرار می دهد.

تمرکز اصلی آن بر عوامل موثر در وقوع جرم توسط شخص مجرم و شخصیت مجرم با توجه به عوامل درونی و عوامل بیرونی است. در یک کلام تمرکز آن ها بر کالبد شکافی شخص و شخصیت مجرم است نه تعریف جرم و بیشتر مقصودشان از جرم، جنایت است.

نتیجه گیری

  1. بیشتر لغویون برای تعریف جرم از واژه های مترادف و متضاد آن استفاده کردند که با بررسی آن ها در قرآن می توان به مصادیق جرم و عوامل موثر در جرم پی برد.
  2. تمام مصادیق جرم باعث انقطاع و جدایی انسان از خداوند و کیفر جهنم می شوند و این همان معنی اصل لغوی، جرم است.
  3. از معانی لغوی جرم توسط لغویون می توان به مفاهیم و مصادیق و وجه تسمیه جرم پی برد.
  4. با توجه به معانی اصطلاحی جرم، عوامل ذیل در جرم موثر و دخیل اند.

الف) مجرم یا مجرمین (فاعل جرم) که در آن ها ژنتیک، فیزیولوژی بدن افکار و عقاید و سن موثرند.

ب) مجرم علیه (مفعول) که ممکن است فرد یا جامعه ای باشد که مورد جرم واقع شده و آسیب دیده است.

ب) مقنن (قانونگذار) که شارع مقدس و یا قانون موضوعه بشری است

ت) جرم (فعل جرم) که ممکن است علیه شخص و اشخاص و یا شخصیت و عرض و آبروی آن ها باشد.

ث) کیفر مجرمین از اهمیت بسیاری برای حفظ امنیت فردی و اجتماعی برخوردار است.

ج) امروزه علم جرم شناسی (کریمینولوژی) با مطالعه علمی و استمداد از دیگر رشته های علوم انسانی جامعه شناسی، روانشناسی و ... در صدد پیشگیری هر چه بیشتر از وقوع جرم است.

[1] . راغب، حسین بن محمد، 1412هـ ق، مفردات الفاظ قرآن، بیروت، دارالعلم، ج1، ص192

[2] . مصطفوی، حسن، 1430هـ ق، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج2، ص88

[3] . ابن منظور، محمدبن مکرم، 1414ق، لسان العرب، بیروت، دارصار، ج12، ص92

[4] . المیزان، ج10، ص218

[5] . المائده/2

[6] .مجمع البیان، ج3، ص235

[7]. الاعراف/40

[8] . مجمع البیان، ج4، ص 674

[9] . الاعراف/84

[10] . مجمع البیان، ج4، ص 685

[11] . سبأ/25

[12] . مجمع البیان، ج 8، ص 610

[13] . زمخشری، محمود، 1407 ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل، بیروت، دارالکتاب العربی، ج3، ص582

[14] . مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص 570

[15] . التحقیق فی کلمات القرآن، ج8، ص192

[16] . معجم مقاییس اللغه، ج2، ص361

[17] . مفردات الفاظ القرآن، ج 1، ص 63

[18] . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج3، ص88

[19] . لسان العرب، ج8، ص240

[20] . معجم مقاییس اللغه، ج 5، ص 44

[21] . همان، ج 1، ص 362

[22] . کرباسی، محمد مهدی، 89، ماهیت جرم در فقه و قانون جزا، مجله معرفت، شماره58

[23] . ولیدی، محمدصالح، 1373،حقوق جزای عمومی، تهران، داد، چاپ دوم، ج2، ص 1009

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *