مدرسه و تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان:پایان نامه رایگان روانشناسی : روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت


مدرسه و تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان

سنین مدرسه، دوره دانایی، تمایل به زندگی اجتماعی و انجام فعالیتها، ظهور استعدادها و صیقل یافتن شخصیت است.

از حساسترین لحظات زندگی کودکان و نوجوانان زمان ورود به مدرسه و کسب تجارب تازه و متنوع اجتماعی است. اولین برخوردهای رسمی اجتماعی کودکان در مدرسه صورت می‌پذیرد. لذا کودکانی که قبل از ورود به مدرسه از آمادگی ذهنی لازم برخوردار بوده، با نگرشی مثبت نسبت به محیط جدید وارد مدرسه می‌شوند، از نظر سازگاری اجتماعی و پذیرش فرم‌ها، معیارها و مقررات جدید توفیقات بیشتری می‌یابند. عمدتاً کودکان در روزهای اول مدرسه، رفتار همسالان و معلمان را با کنجکاوی ویژه‌ای تحت نظر می‌گیرند. نحوه‌ رفتار الگوهای بزرگسال مدرسه، مثل مدیر، ناظم، معلم و فراش، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بچه‌ها با توجه به اینکه با کسب چه نوع تجربه‌ای از معاشرت با بزرگسالان (موفق یا ناموفق) و یا چه نگرشی (خوشایند یا ناخوشایند) وارد مدرسه می‌شوند، با مفروضات و باورهای ذهنی خاص بزرگسالان مدرسه، مخصوصاً معلم کلاس خود را مورد مشاهده و ارزیابی قرار می‌دهند.

معلمان متعهد مدارس توجه دارند که ممکن است بعضی از نوباوگان کلاس ایشان به دلیل تجارب ناخوشایند و خاطرات تلخ و آزاردهنده‌ای که از رفتار والدین خود دارند، با این پندارها که رفتار همه بزرگسالان کم و بیش شبیه به هم است، با نگرشی منفی و تردیدآمیز، گفتار و رفتار معلم را زیرنظر قرار داده، یا گاهی بخواهند با رفتارهای غیرمتعارف و واکنشهای منفی و یا بی‌توجهی به دستورهای معلم نحوه عکس‌العمل معلم را در مقابل قصور و کوتاهی‌های خودشان بیازمایند.

در این شرائط و در هر حال شایسته است که معلمان بصیر و آگاه با صبوری، حسن تدبیر و پرهیز از هرگونه عکس‌العمل تنبیهی،‌ سعی کنند بتدریج اعتماد دانش‌آموزان را جلب سازند و بازخوردها و نگرشهای آنان را در جهت مثبت تغییر دهند.

برای کودکانی که با خاطرات ناگوار و تجارب نامطلوبی از ارتباط با بزرگسالان در کلاس درس حضور پیدا کرده‌اند، رفتار خشونت‌آمیز معلمان و مدیران مدارس فوق‌العاده اثر سوء داشته، تمایلات اجتماعی ایشان را محدود می‌کند و مانع رشد شخصیت و منش مطلوب آنها می‌شود.

همگامی خانه و مدرسه

از آنجا که مدرسه نهاد و موسسه‌ای علمی است که کمتر به تربیت به معنای رفتاری توجه می‌کند، گاه محصول آن جز علم و آگاهی خشک و خالی نیست. فراتر از این، به علت گوناگونی محیطهای زندگی دانش‌آموزان و نوع رفتار و منش آنان و تأکید معلمان بر جنبه‌های علمی، گاه ممکن است مدرسه‌ها حتی در امر تربیت فرزندان اثرات نامطلوبی برجای گذارند. این مسأله، عاملی است که اولیاء بیش از پیش مراقبت نوع رفتار فرزندانشان و تأثیرات منفی آنها از محیط مدارس باشند. از این رو، پس از ورود کودک به مدرسه باید بر مراقبت‌های تربیتی – اخلاقی او افزود و از این رهگذر، به اعمال و رفتار او سمت و سوی صحیح بخشید.

با این همه، جنبه‌های علمی – آموزشی نیز نباید از نظر دور داشته شود، بلکه باید در جهت هرچه فعالتر کردن فرزندان و آماده کردن آنان در جنبه‌های علمی تلاش نمود؛ چه، اگر دانش‌آموز از فضای علمی حاکم بر مدرسه فاصله گرفت، چه بسا ممکن است برای انجام تکالیف و آمادگی برای امتحان و مسائل دیگر از این گونه، جدیت لازم از خود نشان ندهد و در این زمینه احساس مسئولیت نکند.

اولیاء در طول سال تحصیلی باید هم از جنبه علمی و هم از لحاظ تربیتی و اخلاقی، خود را در حالت مراقبت دائم ببینند.[1]

پیوند مستمر اولیاء و مربیان و تشریک مساعی آنها در شناخت ویژگیها و نیازهای زیستی، ذهنی، عاطفی، روانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، تلاش در انتخاب بهترین و مؤثرترین روشها در تأمین بهینه نیازها و اجتناب از هرگونه دوگانگی ارزشی و تعارض بین نظام آموزشی خانه و اصول اخلاقی حاکم بر مدرسه، ضامن اصلی رشد شخصیت کودکان و نوجوانان است. هرگونه دوگانگی و تضاد بین نظام تربیتی و اخلاقی خانه و مدرسه باعث تعارض روانی کودک شده، بهداشت روانی و شکوفایی شخصیت او را مختل می‌سازد. هرگز نباید با تحمیل فشارهای روانی مختلف به کودک، بطور مستقیم و غیرمستقیم، او را در موضعی قرار داد که بین دو نظام آموزشی خانه و مدرسه با داوری و قضاوت نشسته و قضاوت کند. چنین حالتی برای سلامت روانی کودک فوق‌العاده مضر است. کودکان فطرتاً طالب وحدت بین باورهای والدین و نگرشهای معلمان خود به امور مختلف هستند.

نقش مدرسه در انتقال ارزشها

بدون تردید اساسی‌ترین رسالت کارگزاران جامعه اسلامی پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی و حاکمیت بخشیدن به ارزشهای الهی است. در این رهگذر، بیشترین مسئولیت متوجه دست‌اندرکاران نظام آموزشی کشور است، چرا که در هر جامعه، مدرسه به عنوان پل انتقال آرمانها و ارزشهای حاکم به خانواده‌ها مطرح است.

برای اینکه مدارس بتوانند به نحوی شایسته عهده‌دار چنین وظیفه خطیری شوند، باید همواره از حاکمیت «ارزشها» و یا به عبارت دقیق‌تر نمود کامل «رفتارهای مذهبی» در محیط مدارس و مراکز آموزش عالی اطمینان حاصل کرد.

وقتی از رفتارهای مذهبی سخن می‌گوئیم، منظورمان مجموعه‌ باورها، عملکردها، عادتها، کنشها و واکنشهایی است که نسبتاً پایدار بوده، قابل مشاهده، ارزیابی، اندازه‌گیری و پیش‌بینی هستند. به دیگر سخن شایسته‌تر این است که به جای بحث حاکمیت «دین» در مدرسه به دنبال فراوانی رفتارهای مذهبی و باورهای مذهبی، نماز، روزه، حجاب، تعظیم و تکریم شعارهای مذهبی، احساس مسئولیت‌پذیری و … در مراکز آموزشی باشیم.

رفتارهای مذهبی چگونه تبلور می‌یابد؟

به طور کلی آمیزه‌ای از شناخت و احساس مذهبی می‌تواند منجر به برخورداری از یک بازخورد یا بینش مذهبی شود و چگونگی بازخورد مذهبی زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم می‌آورد.

انسان از آغاز حیات بتدریج نسبت به آنچه که در حوزه ذهنی او قرار می‌گیرد شناخت پیدا می‌کند و نسبت به هر پدیده‌ای که با آن آشنا می‌شود احساس خاصی می‌یابد. بدیهی است نحوه شناخت ما نسبت به پدیده‌های مختلف جهان متأثر از عوامل متعددی از قبیل ویژگیهای زیستی، توانمندیها، هوشمندی و قدرت استدلال، انگیزش و گرایش‌های عاطفی، روابط خانوادگی، تبار اقتصادی و اجتماعی و شرایط محیطی و جغرافیایی است. اما شناختی که ما نسبت به هر رفتار و پدیده‌ای پیدا می‌کنیم متضمن یک احساس خوشایند و یا ناخوشایند است. آنگاه که شناخت ما از یک پدیده، با احساس خوشایند عجین می‌شود، در ما بازخورد مثبت و آمادگی پدیدار شدن رفتار دلخواهی را فراهم می‌سازد.

چگونه زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم آوریم؟

مسلماً خانواده مناسبترین بستر برای ظاهر شدن رفتارهای مذهبی است. خمیرمایه شخصیت کودکان در کانون خانواده و با تأثیرپذیری از نقش الگوهای بزرگسالان نقش می‌گیرد، اما همیشه به دلایل عدیده، از جمله عدم امکان تماس مستقیم با همه خانواده‌ها، تعدد و تنوع نگرشهای موجود در خانواده‌ها نسبت به مذهب و حاکمیت ارزشهای مذهبی در جامعه، متصف نبودن بعضی از الگوهای بزرگسال خانواده‌ها به رفتارهای مذهبی، مسئولیت بیشتری متوجه اولیای متعهد مدارس می‌شود. چرا که در محیط مدرسه امکان ارتباط مستقیم و متقابل با کودکان و نوجوانان به مثابه نمایندگان خانواده‌ها کاملاً فراهم است. اینجاست که مدرسه همانند پل رابط وظیفه انتقال ارزشهای حاکم بر جامعه را به درون خانواده‌ها عهده‌دار می‌شود.

برای این که مدرسه در این هم موفق شود و به راستی پیام انقلاب اسلامی را از طریق دانش‌آموزان روانه خانه‌ها سازد، می‌بایست در ارائه ارزشها کاملاً هوشیارانه و آگاهانه عمل کند و به جای پرداختن به صرف انتقال مجموعه‌ای از اطلاعات شناختی، به رفتارها و ایجاد تغییرات مطلوب در رفتارها بپردازد و این مقدور نخواهد بود مگر با اینکه با سرمایه‌ای از مهر و محبت به بعد احساسی بازخوردها توجه خاص مبذول شود.

هشیاری‌های فرهنگی در پاسداری از سلامت و رشد مطلوب

شخصیت کودکان و نوجوانان

حیات اجتماعی انسان هرگز میان دو دیواره تولد و مرگ محدود و محبوس نبوده و نمی‌تواند باشد. تمامی توانمندیها و قابلیتهائی که انسان امروز از خود نشان می‌دهد، حاکی از میراث بزرگی است که از تجارب و دستاورهای علمی و اجتماعی پیشینیان به او رسیده است. بالطبع انسان در طول حیات کوتاه اجتماعی خود به تناسب توان و تل اش خویش چیزی بر این میراث تاریخی افزوده، پیشکش آیندگان می‌کند. مولای متقیان حضرت علی علیه السلام در این ارتباط، آنگاه که فرزندش امام حسن (ع) را مخاطب قرار می‌دهد، چنین می‌فرماید:

ای فرزندم، پیشینیان در این جهان از من بیشتر روزگار دیده بودند و دیرتر از این سرای رخت بیرون کشیدند. اگرچه آنان را سال افزون بود و پدر تو را عمر اندک، اما چشم عبرت‌بین من در تاریخ و یادگار آنها دقیق‌تر نگریسه و آثارشان را عمیق‌تر مطالعه کرده است. من آنچنان در تاریخ امم گذشته به سیاحت و تماشا پرداخته‌ام که یک تن از آنان شده‌ام. امروز که خود را در شصت و اندی می‌نگرم همی پندارم که همچون آنان سده‌ها در این گیتی عمر نموده، با اول و آخر آنان زندگی کرده، تمامی دستاوردهای تاریخ جهان، همگی را تجربه کرده‌ام. [2]

در دنیای امروز سیر پرشتاب علوم، تکنولوژی و تحول شگفت‌آوری که در قلمرو ارتباطات بوقوع پیوسته، آنچنان است که گویا جغرافیای جهان کوچکتر و کشورها به هم نزدیکتر شده و جوامع و ملتها به هم پیوسته‌اند. در چنین شرایطی تعامل انسانی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بنابراین بسیار طبیعی است که فرهنگهای پویا و مولد بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشند.

زمانی که صاحبان و وارثان پایدارترین و پویاترین فرهنگها یعنی فرهنگ والای اسلامی از شناختی غنی، احساسی خوشایند و نگرش و بینشی عمیق نسبت به مبانی ارزشی فرهنگ خویشتن برخوردار باشند، آنگاه که در معرض جلوه‌هایی از دیگر ارزشها و فرهنگها قرار می‌گیرند، با اعتماد به نفس قوی و احساس خود ارزشمندی فوق‌العاده آنها را مورد ارزیابی و نقادی قرار می‌دهند. بدیهی است که اگر در فرهنگ بیگانه نکته یا نکاتی قابل توجه، مثبت، سازنده و متعالی مشاهده کنند به گونه‌ای شایسته از آن بهره گرفته، در برابر لجام گسیختگیهای فرهنگی، آگاهانه و تعاومانه ایستادگی می‌کنند و نسبت به خطرات آن روشنگری می‌نمایند.

مهاجمان فرهنگی کیستند؟

مهاجمان فرهنگی طیف وسیعی از حاکمیتها، سازمانها، گروهها و افرادی را شامل می‌شود که با ملیتهای مختلف و علی‌رغم تفاوتهای جغرافیایی، نژادی و زبانی با منافع مشترک و اهدافی معین و مشخص، بطور مستقیم و غیرمستقیم، و با استثمار و دسیسه قرار دادن نیروهای خودباخته و وابسته از درون ملتهای مورد تهاجم تلاش می‌کنند نظام ارزشی و باورهای اعتقادی و مذهبی ملتها را که زمینه‌ساز ایستادگی و تسلیم‌پذیری آنان است مورد حمله قرار دهند. پرواضح است که بعضاً خط تهاجم مهاجمین خودی که آگاهانه و ناآگاهانه، با طرح و برنامه یا بدون برنامه‌ریزی معین، به گونه‌ای در راستای اهداف مهاجمین فرهنگی و تروریسم فرهنگی حرکت می‌کنند کمتر از دسیسه‌های طراحی شده استکبار فرهنگی نیست، بلکه چنین حرکتی خود عمدتاً متأثر از همان تهاجم تدارک دیده شده است.

هدف مهاجمان فرهنگی چیست؟

هدف اصلی دشمن تضعیف و بی‌بها کردن نظام ارزشی و باورهای مذهبی و اعتقادی ملتهاست. وقتی که دشمن بتواند در نگرش و بازخورد مثبت و مولد گروهی از انسانها نسبت به ارزشها، و باورهای ملی و مذهبی تغییرات منفی ایجاد کند، بالطبع موفق خواهد شد. انگیزه‌های حرکت و مقاومت آنها را در حفظ ارزشهای حاکم و پاسداری آرمانهای مقدس تضعیف نماید. مهاجمان فرهنگی به خوبی می‌دانند رفتارهای مذهبی متأثر از نگرشها و بینشهای مذهبی است و نظام بازخوردها، بینش و جهان‌بینی افراد اساساً متشکل از مجموعه شناختها و احساسات آنها نسبت به پدیده‌ها، موضوعات و مسائل مختلف است. لذا برای هرگونه تغییر در رفتارهای مذهبی، توجه و هدف قرار دادن مبانی شناختی و احساسی رفتار، مؤثرترین شیوه می‌تواند باشد. و دشمن آگاه و مسلح به روشهای نو، مبانی شناختی و بالاخص احساسات مذهبی و ملی را آماج حملات خود قرار داده است.

رسالت اولیاء و مربیان در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

بدون تردید مهمترین رسالت اولیاء و مربیان تلاش در شکوفایی شخصیت کودکان و نوجوانان، تأمین بهداشت روانی و پیشگیری از انحرافات و آسیب‌پذیریهای احتمالی آنهاست. مسأله بررسی علمی انحرافات یا آسیبهای اجتماعی سالهاست که مورد توجه دانشمندان مختلف قرار گرفته است. متخصصان رشته‌های مختلف، بویژه روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، کارشناسان تعلیم و تربیت و مددکاران اجتماعی هریک سعی کرده‌اند از دریچه‌ای خاص به این مسأله بنگرند.

بطور کلی زمانی از آسیبها یا انحرافات اجتماعی سخن به میان می‌آید که ارزشهای حاکم بر جامعه، پذیرای برخی از رفتارهای موجود نیست. انحرافات اجتماعی به دو صورت آگاهانه و ناآگاهانه ظاهر می‌شود. انحرافات آگاهانه آن دسته از رفتارهای نامطلوب و ناشایسته‌ای است که از فرد یا گروهی با آگاهی و دانش قبلی مشاهده می‌شود و با نظام ارزشی جامعه مغایرت دارد. بدیهی است بعضی از رفتارهای نامطلوب که از برخی از نوجوانان و جوانان سر می‌زند می‌تواند بدون آگاهی و شناخت صحیح آنها از ارزشها و معیارهای اجتماعی باشد. به عبارت دیگر در این شرایط فرد متخلف یا آسیب پذیرفته به درستی نسبت به قبح یا گناه آلوده بودن رفتار خود اذعان ندارد. در هر حال باید توجه داشت فردی که دچار بعضی از انحرافات رفتاری می‌شود لزوماً درصدد نفی همه معیارها و ارزشهای حاکم بر جامعه نیست، بلکه به نظر می‌رسد که او احیاناً فقط بعضی از ارزشهای موجود در جامعه را مورد تردید قرار داده و یا آنها را عملاً نفی کرده است.

امروزه در مطالعات مربوط به کژرفتاریها و آسیبهای اجتمایع از قبیل دزدی، بزهکاری، مدرسه گریزی، اعتیاد به دخانیات و مواد مخدر، انحرافات جنسی، ولگردی و خانه به دوشی، ضمن توجه به نیازهای زیستی، بیشترین بها به چگونگی  فرایند تکوین شخصیت و نظام پرورشی و آموزشی خانه و مدرسه داده می‌شود. قدر مسلم این است که در این راستا خانواده به عنوان یک واحد تربیتی و اجتماعی با نظام ارزشی پایدار، در حسن تأمین نیازهای زیستی، روانی کودکان و شکل دادن به شخصیت آنها نقش اساسی دارد، چرا که خمیرمایه شخصیت فرد در محیط خانواده شکل می‌گیرد.

بی‌تردید، تربیت اساس کار و هدف اصلی آن آماده کردن کودکان برای احراز مسئولیتهای فردی و اجتماعی است. انجام مقدمات و تمهیدات این مهم از درون خانه و به توسط والدین، اولین الگوها و سرمشقهای کودک شروع می‌شود.

بنابراین در جامعه اسلامی بایسته است ریشه اصلی انحرافات و آسیبهای اجتماعی را در چگونگی نظام تربیتی و آموزشی، ساختار شخصیتی افراد و میزان خویشتن داریها جستجو کرد.

بی‌شک برنامه‌های آموزشی مؤثر و کاربردی نه تنها مقاومتهای شخصی دانش‌آموزان را در برابر آسیبهای اجتماعی بیشتر می‌کند، بلکه با افزایش دانش عمومی و توانمندیهای شغلی و حرفه‌ای زمینه اشتغال مفید، بیشتر فراهم می‌شود.

متن کامل در سایت امید فایل 

در کنار خانواده، مدارس اساسی‌ترین نقش را در انتقال ارزشهای حاکم بر جامعه، به کودکان و نوجوانان بر عهده دارند. مسئولیت ایجاد یک نگرش مثبت و سازنده در دانش‌آموزان نسبت به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی و پایبند ساختن آنها به قیود اخلاقی و رفتارهای مطلوب و پسندیده، بر عهده اولیای آموزش و پرورش کشور است. دادن شناخت و آگاهی به دانش‌آموزان نسبت به آسیبهای اجتماعی و بررسی علل و پیامدهای ناگوار آن، آشنا کردن خانواده‌ها نسبت به ویژگیهای افراد آسیب پذیرفته و طرق پیشگیری از بزهکاریها و انحرافات اجتماعی از وظایف مهم معلمان و مربیان مدارس است.

غالباً مدارس در مقطعی اقدام به این مهم می‌کنند که پایه‌های اولیه ساختمان شخصیت نوباوگان در خانواده شکل گرفته، آنها بخش قابل توجهی از اوقات خود را در کنار خانواده و همراه با الگوهای نخستین خود به سر می‌برند. بنابراین مدرسه بدون جلب همکاری و مشارکت والدین در این امر توفیق چندان چشمگیری نمی‌تواند داشته باشد. این یک پنداشت طبیعی است که همه والدین انتظار دارند کودکان آنها با رفتن به مدرسه، در آینده افرادی فعال، خلاق، شایسته و مسئولیت‌پذیر شوند، اما این وقتی مقدور است که خود دوشادوش مربیان مدارس پیش بروند.

مدارس و نظام آموزشی رسمی به تنهایی نمی‌تواند توفیق چندانی در جهت از قوه به  فعل رسانیدن استعدادها، شکوفایی خلاقیتها و پرورش سجایای اخلاقی دانش‌آموزان داشته باشد. در این راستا همکاری همه خانواده‌ها امری است ضروری و مهم.

لازم است نظام آموزشی کشور با قدرت و قوت هرچه بیشتر و حمایت همه خانواده‌ها و کارگزاران جامعه اسلامی با رفع کمبودها و نواقص، بخصوص در زمینه کمبود معلمان مجرب، کارشناسان متخصص و مشاوران روانی و تربیتی متعهد، رفع نارساییها و کمبودها و با تدارک امکانات بیشتر همه توان و قدرت خویش را در پیشگیری از آسیب‌پذیریهای اجتماعی و اعتلای شخصیت کودکان و نوجوانان مصروف سازد. به یقین امر با کاستیهای مشهود، کمبودهای مورد اشاره، شلوغ بودن کلاسها و مدارس و عدم مشارکت فعال خانواده‌ها و نهادهای دیگر جامعه مقدور نخواهد بود. مربیان و مشاوران مدارس باید بتوانند با هوشمندی و بصیرت و با بهره‌گیری از مهارتهای لازم، توجه بیشتری نسبت به آن دسته از کودکان و نوجوانانی که احتمال آسیب‌پذیری آنها بیش از دیگران است مبذول داشته، «رفتار» آنها را به گونه‌ای که مقدور و میسور است در مدرسه و خارج از مدرسه مورد مشاهده، مطالعه و بررسی قرار دهند. تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که بسیاری از کودکان و نوجوانانی که با مشکلات عاطفی مواجه هستند، آنان که متعلق به خانواده‌های پریشان و از هم گسیخته می‌باشند، آنهایی که از مدرسه گریزانند، آنان که غیبت‌های مکرر دارند، آنها که بدون ابتلا به عقب‌ماندگی ذهنی، در پیشرفت تحصیلی با ناکامی مواجهند، آنهایی که از توان هوشی لازم در مدارس عادی برخوردار نیستند و آنان که به عادات نامطلوبی همچون کشیدن سیگار و غیره مبتلا هستند، بطور قابل توجهی بیش از سایر همسالان خود در معرض خطر جدی آسیبهای اجتماعی قرار دارند.

به دیگر سخن، رسالت خانواده‌ها و مدارس در این رهگذر بسیار خطیر و عظیم است. برای ساختن جامعه  فردا، جامعه‌ای که باید برای همه جهان الگو باشد، لازم است تمامی هم کارگزاران جامعه بویژه اولیاء و مربیان مصروف سلامت شخصیت و شکوفایی استعدادهای کودکان و نوباوگان میهن اسلامی‌مان شود.[3]

منابع مورد استفاده:

[1] . دریچه‌ای به دنیای جوانان – آیت ا… سید محمدحسین فضل ا… - ص 125

[2] . نهج البلاغه (نصیحت به امام حسن علیه السلام)

[3] . روان شناسی تربیتی – دکتر غلامعلی افروز – ص 182، 183 و 184

مدرسه و تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان

سنین مدرسه، دوره دانایی، تمایل به زندگی اجتماعی و انجام فعالیتها، ظهور استعدادها و صیقل یافتن شخصیت است.

از حساسترین لحظات زندگی کودکان و نوجوانان زمان ورود به مدرسه و کسب تجارب تازه و متنوع اجتماعی است. اولین برخوردهای رسمی اجتماعی کودکان در مدرسه صورت می‌پذیرد. لذا کودکانی که قبل از ورود به مدرسه از آمادگی ذهنی لازم برخوردار بوده، با نگرشی مثبت نسبت به محیط جدید وارد مدرسه می‌شوند، از نظر سازگاری اجتماعی و پذیرش فرم‌ها، معیارها و مقررات جدید توفیقات بیشتری می‌یابند. عمدتاً کودکان در روزهای اول مدرسه، رفتار همسالان و معلمان را با کنجکاوی ویژه‌ای تحت نظر می‌گیرند. نحوه‌ رفتار الگوهای بزرگسال مدرسه، مثل مدیر، ناظم، معلم و فراش، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بچه‌ها با توجه به اینکه با کسب چه نوع تجربه‌ای از معاشرت با بزرگسالان (موفق یا ناموفق) و یا چه نگرشی (خوشایند یا ناخوشایند) وارد مدرسه می‌شوند، با مفروضات و باورهای ذهنی خاص بزرگسالان مدرسه، مخصوصاً معلم کلاس خود را مورد مشاهده و ارزیابی قرار می‌دهند.

معلمان متعهد مدارس توجه دارند که ممکن است بعضی از نوباوگان کلاس ایشان به دلیل تجارب ناخوشایند و خاطرات تلخ و آزاردهنده‌ای که از رفتار والدین خود دارند، با این پندارها که رفتار همه بزرگسالان کم و بیش شبیه به هم است، با نگرشی منفی و تردیدآمیز، گفتار و رفتار معلم را زیرنظر قرار داده، یا گاهی بخواهند با رفتارهای غیرمتعارف و واکنشهای منفی و یا بی‌توجهی به دستورهای معلم نحوه عکس‌العمل معلم را در مقابل قصور و کوتاهی‌های خودشان بیازمایند.

در این شرائط و در هر حال شایسته است که معلمان بصیر و آگاه با صبوری، حسن تدبیر و پرهیز از هرگونه عکس‌العمل تنبیهی،‌ سعی کنند بتدریج اعتماد دانش‌آموزان را جلب سازند و بازخوردها و نگرشهای آنان را در جهت مثبت تغییر دهند.

برای کودکانی که با خاطرات ناگوار و تجارب نامطلوبی از ارتباط با بزرگسالان در کلاس درس حضور پیدا کرده‌اند، رفتار خشونت‌آمیز معلمان و مدیران مدارس فوق‌العاده اثر سوء داشته، تمایلات اجتماعی ایشان را محدود می‌کند و مانع رشد شخصیت و منش مطلوب آنها می‌شود.

همگامی خانه و مدرسه

از آنجا که مدرسه نهاد و موسسه‌ای علمی است که کمتر به تربیت به معنای رفتاری توجه می‌کند، گاه محصول آن جز علم و آگاهی خشک و خالی نیست. فراتر از این، به علت گوناگونی محیطهای زندگی دانش‌آموزان و نوع رفتار و منش آنان و تأکید معلمان بر جنبه‌های علمی، گاه ممکن است مدرسه‌ها حتی در امر تربیت فرزندان اثرات نامطلوبی برجای گذارند. این مسأله، عاملی است که اولیاء بیش از پیش مراقبت نوع رفتار فرزندانشان و تأثیرات منفی آنها از محیط مدارس باشند. از این رو، پس از ورود کودک به مدرسه باید بر مراقبت‌های تربیتی – اخلاقی او افزود و از این رهگذر، به اعمال و رفتار او سمت و سوی صحیح بخشید.

با این همه، جنبه‌های علمی – آموزشی نیز نباید از نظر دور داشته شود، بلکه باید در جهت هرچه فعالتر کردن فرزندان و آماده کردن آنان در جنبه‌های علمی تلاش نمود؛ چه، اگر دانش‌آموز از فضای علمی حاکم بر مدرسه فاصله گرفت، چه بسا ممکن است برای انجام تکالیف و آمادگی برای امتحان و مسائل دیگر از این گونه، جدیت لازم از خود نشان ندهد و در این زمینه احساس مسئولیت نکند.

اولیاء در طول سال تحصیلی باید هم از جنبه علمی و هم از لحاظ تربیتی و اخلاقی، خود را در حالت مراقبت دائم ببینند.[1]

پیوند مستمر اولیاء و مربیان و تشریک مساعی آنها در شناخت ویژگیها و نیازهای زیستی، ذهنی، عاطفی، روانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، تلاش در انتخاب بهترین و مؤثرترین روشها در تأمین بهینه نیازها و اجتناب از هرگونه دوگانگی ارزشی و تعارض بین نظام آموزشی خانه و اصول اخلاقی حاکم بر مدرسه، ضامن اصلی رشد شخصیت کودکان و نوجوانان است. هرگونه دوگانگی و تضاد بین نظام تربیتی و اخلاقی خانه و مدرسه باعث تعارض روانی کودک شده، بهداشت روانی و شکوفایی شخصیت او را مختل می‌سازد. هرگز نباید با تحمیل فشارهای روانی مختلف به کودک، بطور مستقیم و غیرمستقیم، او را در موضعی قرار داد که بین دو نظام آموزشی خانه و مدرسه با داوری و قضاوت نشسته و قضاوت کند. چنین حالتی برای سلامت روانی کودک فوق‌العاده مضر است. کودکان فطرتاً طالب وحدت بین باورهای والدین و نگرشهای معلمان خود به امور مختلف هستند.

نقش مدرسه در انتقال ارزشها

بدون تردید اساسی‌ترین رسالت کارگزاران جامعه اسلامی پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی و حاکمیت بخشیدن به ارزشهای الهی است. در این رهگذر، بیشترین مسئولیت متوجه دست‌اندرکاران نظام آموزشی کشور است، چرا که در هر جامعه، مدرسه به عنوان پل انتقال آرمانها و ارزشهای حاکم به خانواده‌ها مطرح است.

برای اینکه مدارس بتوانند به نحوی شایسته عهده‌دار چنین وظیفه خطیری شوند، باید همواره از حاکمیت «ارزشها» و یا به عبارت دقیق‌تر نمود کامل «رفتارهای مذهبی» در محیط مدارس و مراکز آموزش عالی اطمینان حاصل کرد.

وقتی از رفتارهای مذهبی سخن می‌گوئیم، منظورمان مجموعه‌ باورها، عملکردها، عادتها، کنشها و واکنشهایی است که نسبتاً پایدار بوده، قابل مشاهده، ارزیابی، اندازه‌گیری و پیش‌بینی هستند. به دیگر سخن شایسته‌تر این است که به جای بحث حاکمیت «دین» در مدرسه به دنبال فراوانی رفتارهای مذهبی و باورهای مذهبی، نماز، روزه، حجاب، تعظیم و تکریم شعارهای مذهبی، احساس مسئولیت‌پذیری و … در مراکز آموزشی باشیم.

رفتارهای مذهبی چگونه تبلور می‌یابد؟

به طور کلی آمیزه‌ای از شناخت و احساس مذهبی می‌تواند منجر به برخورداری از یک بازخورد یا بینش مذهبی شود و چگونگی بازخورد مذهبی زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم می‌آورد.

انسان از آغاز حیات بتدریج نسبت به آنچه که در حوزه ذهنی او قرار می‌گیرد شناخت پیدا می‌کند و نسبت به هر پدیده‌ای که با آن آشنا می‌شود احساس خاصی می‌یابد. بدیهی است نحوه شناخت ما نسبت به پدیده‌های مختلف جهان متأثر از عوامل متعددی از قبیل ویژگیهای زیستی، توانمندیها، هوشمندی و قدرت استدلال، انگیزش و گرایش‌های عاطفی، روابط خانوادگی، تبار اقتصادی و اجتماعی و شرایط محیطی و جغرافیایی است. اما شناختی که ما نسبت به هر رفتار و پدیده‌ای پیدا می‌کنیم متضمن یک احساس خوشایند و یا ناخوشایند است. آنگاه که شناخت ما از یک پدیده، با احساس خوشایند عجین می‌شود، در ما بازخورد مثبت و آمادگی پدیدار شدن رفتار دلخواهی را فراهم می‌سازد.

چگونه زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم آوریم؟

مسلماً خانواده مناسبترین بستر برای ظاهر شدن رفتارهای مذهبی است. خمیرمایه شخصیت کودکان در کانون خانواده و با تأثیرپذیری از نقش الگوهای بزرگسالان نقش می‌گیرد، اما همیشه به دلایل عدیده، از جمله عدم امکان تماس مستقیم با همه خانواده‌ها، تعدد و تنوع نگرشهای موجود در خانواده‌ها نسبت به مذهب و حاکمیت ارزشهای مذهبی در جامعه، متصف نبودن بعضی از الگوهای بزرگسال خانواده‌ها به رفتارهای مذهبی، مسئولیت بیشتری متوجه اولیای متعهد مدارس می‌شود. چرا که در محیط مدرسه امکان ارتباط مستقیم و متقابل با کودکان و نوجوانان به مثابه نمایندگان خانواده‌ها کاملاً فراهم است. اینجاست که مدرسه همانند پل رابط وظیفه انتقال ارزشهای حاکم بر جامعه را به درون خانواده‌ها عهده‌دار می‌شود.

برای این که مدرسه در این هم موفق شود و به راستی پیام انقلاب اسلامی را از طریق دانش‌آموزان روانه خانه‌ها سازد، می‌بایست در ارائه ارزشها کاملاً هوشیارانه و آگاهانه عمل کند و به جای پرداختن به صرف انتقال مجموعه‌ای از اطلاعات شناختی، به رفتارها و ایجاد تغییرات مطلوب در رفتارها بپردازد و این مقدور نخواهد بود مگر با اینکه با سرمایه‌ای از مهر و محبت به بعد احساسی بازخوردها توجه خاص مبذول شود.

هشیاری‌های فرهنگی در پاسداری از سلامت و رشد مطلوب

شخصیت کودکان و نوجوانان

حیات اجتماعی انسان هرگز میان دو دیواره تولد و مرگ محدود و محبوس نبوده و نمی‌تواند باشد. تمامی توانمندیها و قابلیتهائی که انسان امروز از خود نشان می‌دهد، حاکی از میراث بزرگی است که از تجارب و دستاورهای علمی و اجتماعی پیشینیان به او رسیده است. بالطبع انسان در طول حیات کوتاه اجتماعی خود به تناسب توان و تل اش خویش چیزی بر این میراث تاریخی افزوده، پیشکش آیندگان می‌کند. مولای متقیان حضرت علی علیه السلام در این ارتباط، آنگاه که فرزندش امام حسن (ع) را مخاطب قرار می‌دهد، چنین می‌فرماید:

ای فرزندم، پیشینیان در این جهان از من بیشتر روزگار دیده بودند و دیرتر از این سرای رخت بیرون کشیدند. اگرچه آنان را سال افزون بود و پدر تو را عمر اندک، اما چشم عبرت‌بین من در تاریخ و یادگار آنها دقیق‌تر نگریسه و آثارشان را عمیق‌تر مطالعه کرده است. من آنچنان در تاریخ امم گذشته به سیاحت و تماشا پرداخته‌ام که یک تن از آنان شده‌ام. امروز که خود را در شصت و اندی می‌نگرم همی پندارم که همچون آنان سده‌ها در این گیتی عمر نموده، با اول و آخر آنان زندگی کرده، تمامی دستاوردهای تاریخ جهان، همگی را تجربه کرده‌ام. [2]

در دنیای امروز سیر پرشتاب علوم، تکنولوژی و تحول شگفت‌آوری که در قلمرو ارتباطات بوقوع پیوسته، آنچنان است که گویا جغرافیای جهان کوچکتر و کشورها به هم نزدیکتر شده و جوامع و ملتها به هم پیوسته‌اند. در چنین شرایطی تعامل انسانی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بنابراین بسیار طبیعی است که فرهنگهای پویا و مولد بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشند.

زمانی که صاحبان و وارثان پایدارترین و پویاترین فرهنگها یعنی فرهنگ والای اسلامی از شناختی غنی، احساسی خوشایند و نگرش و بینشی عمیق نسبت به مبانی ارزشی فرهنگ خویشتن برخوردار باشند، آنگاه که در معرض جلوه‌هایی از دیگر ارزشها و فرهنگها قرار می‌گیرند، با اعتماد به نفس قوی و احساس خود ارزشمندی فوق‌العاده آنها را مورد ارزیابی و نقادی قرار می‌دهند. بدیهی است که اگر در فرهنگ بیگانه نکته یا نکاتی قابل توجه، مثبت، سازنده و متعالی مشاهده کنند به گونه‌ای شایسته از آن بهره گرفته، در برابر لجام گسیختگیهای فرهنگی، آگاهانه و تعاومانه ایستادگی می‌کنند و نسبت به خطرات آن روشنگری می‌نمایند.

مهاجمان فرهنگی کیستند؟

مهاجمان فرهنگی طیف وسیعی از حاکمیتها، سازمانها، گروهها و افرادی را شامل می‌شود که با ملیتهای مختلف و علی‌رغم تفاوتهای جغرافیایی، نژادی و زبانی با منافع مشترک و اهدافی معین و مشخص، بطور مستقیم و غیرمستقیم، و با استثمار و دسیسه قرار دادن نیروهای خودباخته و وابسته از درون ملتهای مورد تهاجم تلاش می‌کنند نظام ارزشی و باورهای اعتقادی و مذهبی ملتها را که زمینه‌ساز ایستادگی و تسلیم‌پذیری آنان است مورد حمله قرار دهند. پرواضح است که بعضاً خط تهاجم مهاجمین خودی که آگاهانه و ناآگاهانه، با طرح و برنامه یا بدون برنامه‌ریزی معین، به گونه‌ای در راستای اهداف مهاجمین فرهنگی و تروریسم فرهنگی حرکت می‌کنند کمتر از دسیسه‌های طراحی شده استکبار فرهنگی نیست، بلکه چنین حرکتی خود عمدتاً متأثر از همان تهاجم تدارک دیده شده است.

هدف مهاجمان فرهنگی چیست؟

هدف اصلی دشمن تضعیف و بی‌بها کردن نظام ارزشی و باورهای مذهبی و اعتقادی ملتهاست. وقتی که دشمن بتواند در نگرش و بازخورد مثبت و مولد گروهی از انسانها نسبت به ارزشها، و باورهای ملی و مذهبی تغییرات منفی ایجاد کند، بالطبع موفق خواهد شد. انگیزه‌های حرکت و مقاومت آنها را در حفظ ارزشهای حاکم و پاسداری آرمانهای مقدس تضعیف نماید. مهاجمان فرهنگی به خوبی می‌دانند رفتارهای مذهبی متأثر از نگرشها و بینشهای مذهبی است و نظام بازخوردها، بینش و جهان‌بینی افراد اساساً متشکل از مجموعه شناختها و احساسات آنها نسبت به پدیده‌ها، موضوعات و مسائل مختلف است. لذا برای هرگونه تغییر در رفتارهای مذهبی، توجه و هدف قرار دادن مبانی شناختی و احساسی رفتار، مؤثرترین شیوه می‌تواند باشد. و دشمن آگاه و مسلح به روشهای نو، مبانی شناختی و بالاخص احساسات مذهبی و ملی را آماج حملات خود قرار داده است.

رسالت اولیاء و مربیان در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

بدون تردید مهمترین رسالت اولیاء و مربیان تلاش در شکوفایی شخصیت کودکان و نوجوانان، تأمین بهداشت روانی و پیشگیری از انحرافات و آسیب‌پذیریهای احتمالی آنهاست. مسأله بررسی علمی انحرافات یا آسیبهای اجتماعی سالهاست که مورد توجه دانشمندان مختلف قرار گرفته است. متخصصان رشته‌های مختلف، بویژه روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، کارشناسان تعلیم و تربیت و مددکاران اجتماعی هریک سعی کرده‌اند از دریچه‌ای خاص به این مسأله بنگرند.

بطور کلی زمانی از آسیبها یا انحرافات اجتماعی سخن به میان می‌آید که ارزشهای حاکم بر جامعه، پذیرای برخی از رفتارهای موجود نیست. انحرافات اجتماعی به دو صورت آگاهانه و ناآگاهانه ظاهر می‌شود. انحرافات آگاهانه آن دسته از رفتارهای نامطلوب و ناشایسته‌ای است که از فرد یا گروهی با آگاهی و دانش قبلی مشاهده می‌شود و با نظام ارزشی جامعه مغایرت دارد. بدیهی است بعضی از رفتارهای نامطلوب که از برخی از نوجوانان و جوانان سر می‌زند می‌تواند بدون آگاهی و شناخت صحیح آنها از ارزشها و معیارهای اجتماعی باشد. به عبارت دیگر در این شرایط فرد متخلف یا آسیب پذیرفته به درستی نسبت به قبح یا گناه آلوده بودن رفتار خود اذعان ندارد. در هر حال باید توجه داشت فردی که دچار بعضی از انحرافات رفتاری می‌شود لزوماً درصدد نفی همه معیارها و ارزشهای حاکم بر جامعه نیست، بلکه به نظر می‌رسد که او احیاناً فقط بعضی از ارزشهای موجود در جامعه را مورد تردید قرار داده و یا آنها را عملاً نفی کرده است.

امروزه در مطالعات مربوط به کژرفتاریها و آسیبهای اجتمایع از قبیل دزدی، بزهکاری، مدرسه گریزی، اعتیاد به دخانیات و مواد مخدر، انحرافات جنسی، ولگردی و خانه به دوشی، ضمن توجه به نیازهای زیستی، بیشترین بها به چگونگی  فرایند تکوین شخصیت و نظام پرورشی و آموزشی خانه و مدرسه داده می‌شود. قدر مسلم این است که در این راستا خانواده به عنوان یک واحد تربیتی و اجتماعی با نظام ارزشی پایدار، در حسن تأمین نیازهای زیستی، روانی کودکان و شکل دادن به شخصیت آنها نقش اساسی دارد، چرا که خمیرمایه شخصیت فرد در محیط خانواده شکل می‌گیرد.

بی‌تردید، تربیت اساس کار و هدف اصلی آن آماده کردن کودکان برای احراز مسئولیتهای فردی و اجتماعی است. انجام مقدمات و تمهیدات این مهم از درون خانه و به توسط والدین، اولین الگوها و سرمشقهای کودک شروع می‌شود.

بنابراین در جامعه اسلامی بایسته است ریشه اصلی انحرافات و آسیبهای اجتماعی را در چگونگی نظام تربیتی و آموزشی، ساختار شخصیتی افراد و میزان خویشتن داریها جستجو کرد.

بی‌شک برنامه‌های آموزشی مؤثر و کاربردی نه تنها مقاومتهای شخصی دانش‌آموزان را در برابر آسیبهای اجتماعی بیشتر می‌کند، بلکه با افزایش دانش عمومی و توانمندیهای شغلی و حرفه‌ای زمینه اشتغال مفید، بیشتر فراهم می‌شود.

در کنار خانواده، مدارس اساسی‌ترین نقش را در انتقال ارزشهای حاکم بر جامعه، به کودکان و نوجوانان بر عهده دارند. مسئولیت ایجاد یک نگرش مثبت و سازنده در دانش‌آموزان نسبت به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی و پایبند ساختن آنها به قیود اخلاقی و رفتارهای مطلوب و پسندیده، بر عهده اولیای آموزش و پرورش کشور است. دادن شناخت و آگاهی به دانش‌آموزان نسبت به آسیبهای اجتماعی و بررسی علل و پیامدهای ناگوار آن، آشنا کردن خانواده‌ها نسبت به ویژگیهای افراد آسیب پذیرفته و طرق پیشگیری از بزهکاریها و انحرافات اجتماعی از وظایف مهم معلمان و مربیان مدارس است.

غالباً مدارس در مقطعی اقدام به این مهم می‌کنند که پایه‌های اولیه ساختمان شخصیت نوباوگان در خانواده شکل گرفته، آنها بخش قابل توجهی از اوقات خود را در کنار خانواده و همراه با الگوهای نخستین خود به سر می‌برند. بنابراین مدرسه بدون جلب همکاری و مشارکت والدین در این امر توفیق چندان چشمگیری نمی‌تواند داشته باشد. این یک پنداشت طبیعی است که همه والدین انتظار دارند کودکان آنها با رفتن به مدرسه، در آینده افرادی فعال، خلاق، شایسته و مسئولیت‌پذیر شوند، اما این وقتی مقدور است که خود دوشادوش مربیان مدارس پیش بروند.

مدارس و نظام آموزشی رسمی به تنهایی نمی‌تواند توفیق چندانی در جهت از قوه به  فعل رسانیدن استعدادها، شکوفایی خلاقیتها و پرورش سجایای اخلاقی دانش‌آموزان داشته باشد. در این راستا همکاری همه خانواده‌ها امری است ضروری و مهم.

لازم است نظام آموزشی کشور با قدرت و قوت هرچه بیشتر و حمایت همه خانواده‌ها و کارگزاران جامعه اسلامی با رفع کمبودها و نواقص، بخصوص در زمینه کمبود معلمان مجرب، کارشناسان متخصص و مشاوران روانی و تربیتی متعهد، رفع نارساییها و کمبودها و با تدارک امکانات بیشتر همه توان و قدرت خویش را در پیشگیری از آسیب‌پذیریهای اجتماعی و اعتلای شخصیت کودکان و نوجوانان مصروف سازد. به یقین امر با کاستیهای مشهود، کمبودهای مورد اشاره، شلوغ بودن کلاسها و مدارس و عدم مشارکت فعال خانواده‌ها و نهادهای دیگر جامعه مقدور نخواهد بود. مربیان و مشاوران مدارس باید بتوانند با هوشمندی و بصیرت و با بهره‌گیری از مهارتهای لازم، توجه بیشتری نسبت به آن دسته از کودکان و نوجوانانی که احتمال آسیب‌پذیری آنها بیش از دیگران است مبذول داشته، «رفتار» آنها را به گونه‌ای که مقدور و میسور است در مدرسه و خارج از مدرسه مورد مشاهده، مطالعه و بررسی قرار دهند. تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که بسیاری از کودکان و نوجوانانی که با مشکلات عاطفی مواجه هستند، آنان که متعلق به خانواده‌های پریشان و از هم گسیخته می‌باشند، آنهایی که از مدرسه گریزانند، آنان که غیبت‌های مکرر دارند، آنها که بدون ابتلا به عقب‌ماندگی ذهنی، در پیشرفت تحصیلی با ناکامی مواجهند، آنهایی که از توان هوشی لازم در مدارس عادی برخوردار نیستند و آنان که به عادات نامطلوبی همچون کشیدن سیگار و غیره مبتلا هستند، بطور قابل توجهی بیش از سایر همسالان خود در معرض خطر جدی آسیبهای اجتماعی قرار دارند.

به دیگر سخن، رسالت خانواده‌ها و مدارس در این رهگذر بسیار خطیر و عظیم است. برای ساختن جامعه  فردا، جامعه‌ای که باید برای همه جهان الگو باشد، لازم است تمامی هم کارگزاران جامعه بویژه اولیاء و مربیان مصروف سلامت شخصیت و شکوفایی استعدادهای کودکان و نوباوگان میهن اسلامی‌مان شود.[3]

منابع مورد استفاده:

  1. رواه و روش تربیت نوشته حسین ادیب
  2. روان‌شناسی تربیتی نوشته دکتر غلامعلی افروز
  3. مبانی تربیت و اخلاق اسلامی نوشته علی فایضی – محسن آشتیانی
  4. خانواده و مسائل نوجوان و جوان (1) نوشته دکتر علی قائمی
  5. جوان جوان از نظر عقل و احساسات، گفتارفلسفی، هیئت نشر معارف اسلامی، نشریه 3
  6. دریچه‌ای به دنیای جوانان نوشته آیت ا… سید محمدحسین فضل ا… - ترجمه عبدالهادی فقهی‌زاده

[1] . دریچه‌ای به دنیای جوانان – آیت ا… سید محمدحسین فضل ا… - ص 125

[2] . نهج البلاغه (نصیحت به امام حسن علیه السلام)

[3] . روان شناسی تربیتی – دکتر غلامعلی افروز – ص 182، 183 و 184

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت 78صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *