سپتامبر 2

که، دفاعی، سازی، این، می‌شود

نیازهای خود واقعیت بیرونی را تحریف می‌کند باورهای بزرگ منشانه غیر واقعی که ممک است در حد هذیان مطرح باشد با هدف حفظ احساس هذیانی برتری از جمله موارد این دفاع است .

ابطال

ابطال مکانیسمی است که براساس آن فرد برای از بین بردن اثر کار خود ، به عمل دیگری می‌پردازد . عذرخواهی پشیمانی و تحمل ناراحتی همگی انواع گوناگون باطل ساختن و نفی اعمال و افکار ناپسند است . در این مکانیسم فرد به شکل سمبلیک به کنش نمایی معکوس چیزی نامقبول ، که قبلاً به صورت گرفته یا لازم است « من » در مقابل آن مقاومت کند ، می پردازد ( فروید ، 1923، به نقل از شریفی ، 1379)‌

انسداد [27]

این دفاع شبیه سرکوبی است با این تفاوت که انسداد وقفه در افکار و احساس‌ها تنش زاست . بااین حال فکر یا تکانه مسدود شده به طور موقت دور از هشیاری ا ست .

مهار کردن

فرد تلاش می‌کند تا رویدادها و موضوع‌های محیطی را مهار و تنظیم کند بدین ترتیب اسباب کاهش اضطراب و به حداقل رساندن تعارض‌های درونی فراهم می‌شود .

واکنش متضاد

در این مکانیسم تکانه‌ای نامقبول متضاد تبدیل می‌شود واکنش متضاد مشخصه نوروز وسواس است ، اما ممکن است در سایر انواع نوروزها هم دیده شود اگر درمراحل اولیه رشد من ، از این مکانیسم ، به طور مفرط استفاده شود ممکن است به صورت یک صفت شخصیتی دائم درآید .( کاپلان و سادوک ، 1994،‌ ترجمه پور افکاری ، 1376)

 

ناارزنده سازی

در این مکانیسم انکار نقش اساسی دارد و شامل نادیده گرفتن حقایق مطلوب ، بی‌ارزش سازی و انکار شایستگی‌های واقعی آنها می‌باشد .

 

تفرق

جدایی گروهی از فرآیندهای روانی از کل دستگاه روانی ، تفرق نام دارد و به مفهوم فقدان روابط متقابل بین فرآیندهای مختلف روانی و در نتیجه ، عملکرد تقریباً مستقل گروهی است که از کل جدا شده است . سالیوان این اصطلاح را برای توصیف فرایندی به کار می‌برد که به وسیله آن افکار و خاطرات اضطراب انگیز از هشیاری کنار زده می‌شوند ( مک آدمز ، 1998؛‌ ترجمه پورافکاری، 1373، به نقل از شریفی ، 1379) .

 

واکنش وارونه

تکانه نامقبول صد و هشتاد درجه می‌چرخد و به تکانه‌ای متضاد اما مقبول تبدیل می‌شود . این دفاع یکی از مشخصه‌های روان آزردگی وسواس است اما در سایر روان آزردگی‌ها هم مشاهده می‌شود .

واکنش سازی[28]

سرکوب کردن یک کشش غریزی در تعقیب سرسختانه و فعال نقطه‌ی مقابل و متضاد آن کشش تجلی می‌کند. به عبارت دیگر ، اگر فردی یک کشش غریزی را سرکوب کند‌، غریزه‌ی متضاد با آن را شدیداً در رفتار خود بروز می‌دهد . این عمل را واکنش سازی می‌گویند . مثلاًممکن است افرادی که واقعاً به چیزی تمایل دارند . در ظاهر وانمود کنند که به چیزی مخالف آن علاقمند هستند . اغلب مشکل است بتوانیم تشخیص دهیم که رفتار انسان تجلی واقعی یک کشش است یا اینکه تجلی غریزه‌ی متضاد آن است . نمی‌توان با مشاهده‌ی ساده رفتار دقیقاً گفت که وضع از چه قرار است و کدام کشش زیر بنای رفتار را تشکیل می‌دهد اما اگر به اندازه‌ی کافی فرد را بشناسیم و مطمئن باشیم که رفتار ظاهر شده در او با طرح رفتاریش در تضاد مستقیم قرار دارد ، در این حالت می‌توانیم بگوییم که عمل واکنش سازی انجام گرفته است . چنانچه طرح رفتاری فردی فی نفسه واکنش سازی باشد ،در این حالت برای تائید اینکه واکنش سازی صورت گرفته است به روشهای ارزیابی غیر مستقیم نیاز است یکی از ویژگیهای مهم مکانیسم واکنش سازی ، پا فشاری در رفتار و وسواسی بودن آن و فزونی تکرار آن است غرایز و انگیزه‌ها معمولاً به صورت زوجهای متضادی در انسان وجود دارند ، مثل عشق ونفرت ، سازندگی و تخریب ، زندگی و مرگ ، تمیزی و کثیفی و غیره درعمل واکنش سازی یکی از دو غریزه‌ی متضاد ناهشیار می‌شود و با تاکید بر دیگری این ناهشیاری ادامه می‌یابد به عبارت دیگر ،مکانیسمی که بدان وسیله غریزه‌ای به وسیله متضاد آن ازسطح آگاهی مخفی بماند ، واکنش سازی یا وانمود سازی نامیده می‌شود در عمل واکنش سازی ، غریزه‌ای که بر روی « خود » فشار وارد می‌کند و اضطراب ایجاد می‌کند ، به وسیله‌ی متضاد آن خنثی می‌شود . واکنش سازیها از فراخود سرچشمه می‌گیرند و انرژی خود را صرف مقاصد فریبنده و ریاکارانه می‌کنند . واکنش سازی ، شخصیت را خشک و غیر قابل انعطاف و واقعیت را تحریف می‌کند در مواردی که انطباق خشک و مبالغه‌آمیز در رفتار دیده می‌شود ، می‌توان گفت که آن رفتار یک عمل واکنشی است .

باطل سازی [29]

مکانیسم دفاعی باطل سازی گامی فراتر از واکنش سازی است این مکانیسم واکنشی به علایم بالینی رفتار اضطرابی خیلی شبیه است .بنابراین ، فردی که مرتکب عملی شده است که با اخلاقیات اجتماعی مغایرت دارد و یا حتی درصدد انجام آن باشد ، دایماً به بروز نوعی رفتار جبرانی دست خواهد زد تا دامن خود را از آلودگی‌ بزداید مثلاً مرد رباخواری که باطناً نسبت به عمل خود احساس نامطلوبی دارد . به ساختن مسجد می‌پردازد و خیرات می‌کند تا بدین وسیله عمل ناشایست و دامن آلوده‌ی خویش را پاک کند .

همچون فردی که مرتکب قتلی شده است و دایماً دست خود را می‌شوید ، بدین امید که دستش از آلودگی‌ به خون مقتول پاک شود .

 

گسست [30]

تغییر موقت اما شدید در شخصیت یا احساس هویت شخصی برای گریز از استیصال و درماندگی هیجانی ،‌حالت گریز مرضی و واکنش‌های هیستری تبدیلی از تظاهرهای رایج این دفاع هستند . در این حالت بخشی از فرآیندهای روانی از سازمانی روانی جدا شده که در نتیجه ارتباط و هماهنگی آن از بین می‌رود .

بیرونی سازی [31]

شبیه فرافکنی است اما از حیث گستردگی با آن متفاوت می‌شود . گرایشی در فرد وجود دارد که مولفه‌های شخصیتی خود را در دنیای بیرونی یا موضوع‌های خارجی به نظاره بنشیند .

بازداری[32]

برخی از کارکردهای « من » مورد چشم‌پوشی یا طرد واقع می‌گیرد این کارکردها به شکل منفرد یا مرکب تحت عملیات دفاعی قرار می گیرند . هدف از این کار گریز از اضطراب ایجاد شده از سوی تعارض بین تکانه‌ها و احساس‌ها ، وجدان یا نیروهای محلی و موضوع‌های بیرونی است .

 

عقلانی سازی

فرایند عقلانی به شکل فزاینده برای اجتناب از بیان عاطفی یا تجربه هیجانی مورد استفاده قرار می‌گیرد . از رهگذر این دفاع پدیده‌های هیجان برانگیز بی‌روح و عاری از هیجان می‌شوند ، فرد از صمیمی شدن با دیگری پرهیز می‌کند ،‌با تمرکز و توجه بر واقعیت بیرونی واقعیت احساس درونی نادیده گرفته می‌شود ، و با تاکید بر جنبه‌های غیر ضروری و حاشیه‌ای موضوع اصل موضوع ، رها می‌شود .

دراین حالت فرد به جای حس کردن فکر می‌کند .

 

ریاضت طلبی [33]

برای اینکه رشد اخلاقی و معنوی متحقق شود فرد تست‌های کام بخش و ارضاء کننده تجربه را حذف می‌کند بدین ترتیب حذف لذت و انصراف از آن برای فرد ارضا کننده می‌شود . در حالیکه تجربه لذت بخش جدید ذهنی است تاعینی .

خود بیمار انگاری

احساس مستحق سرزنش بودن به خاطر داغداری و تنهایی و یا تکانه‌های نامقبول خصمانه تبدیل به سرزنش کردن خود و شکایت‌های جسمی چون درد ، ضعف اعصاب و ناراحتی‌های جسمی می‌شود . در این دفاع به منظور گریز یا واپس روی هر یک بیماری تمرکز اغراق آمیز می‌شود در خود بیمار انگاری فرد از مسئولیت اجتناب کرده و احساس گناه ] بازماندگی [ را مهار می‌کند چون درون فکنی‌های خود بیمار انگارانه خود ناپذیر ego- alien هستند فرد احساس ملال و گرفتاری می‌کند .

کار وایلانت در مورد مکانیسم‌های دفاعی یک استثنای مهم است ( اندروز و همکاران ، 1993) او سلسله مراتب دفاع‌ها را از نظریه روان پریشی اقتباس کردو آنها را توسط داستان‌های روایت گونه [34]اعتباریابی کرد .

چهارمین راهنمای تشخیص آماری اختلالهای روانی – متن تجدید نظر شده ( انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2000) فهرستی توصیفی شامل 27 مکانیزم دفاعی و 7 سطح مقیاس عملکرد دفاعی را ارائه می‌دهد سطوح و مکانیسم‌های مقیاس عملکرد دفاعی عبارتند از : سطح بی‌نظمی[35] دفاعی ( شامل : فرافکنی ، هذیانی ، افکار سایکوتیک واقعیت بیرونی و تحریف[36]سایکوتیک ) ،‌سطح عمل[37]( شامل :گذر به عمل ، انزوای همراه با فقدان احساس ، شکوه همراه با رد کمک [38] و منفعل – پرخاشگری ) ،‌سطح تحریف عمده تصویر]ذهنی [ ( شامل : تخیل در خود فرومانده[39]، همانند سازی فرافکنانه ، دلیل تراشی ) ، سطح حاشا کردن[40] ( شامل : انکار ، فرافکنی ، دلیل تراشی ) ، سطح تحریف جزئی تصویر ] ذهنی [ ( شامل : ناارزنده سازی[41]،آرمان سازی و همه توانی ) ، سطح مهارت‌های ذهنی ( مصالحه[42] ) (‌شامل : جا به جایی ، گسست ، عقلانی سازی ، جداسازی عاطفه ،واکنش وارونه ،‌سرکوبی ، ابطال ) و سطح انطباقی بالا ( شامل :پیش‌بینی ، پیوند جزئی [43]، نوع دوستی ، شوخی اظهار وجود ، خودنگری ، والایش و فرونشانی ) .

سایر مکانیسم‌های دفاعی مهمی که پس از فرویدها ( زیگموند و آنا ) مطرح شدند عبارتند از :

دلیلی تراشی که توسط ارنست جونز ( 1908، به نقل از کلارک ، 1998) پیشنهاد شد باند ،‌گاردنر ، کریستین ، و سیگل ( 1983)‌ 24 مکانیسم دفاعی را فهرست کردند که از این میان بازداری ، نوع دوستی کاذب و رفتار چسبنده انگارکه[44] را مطرح کردند .اتوکر نبرگ [45]( 1980) و ملافی کلاسن[46]( 1973) دوپاره سازی ، همه توانی همراه با ناارزنده سازی ،‌؟؟ سازی بدوی ، همانند سازی فرافکنانه و اناکر سایکوتیک را مطرح نمودند .

دوانلو ( 1990) در رویکردی بالینی و کاربردی ؟؟ دفاع‌ها را به سه گروه تقسیم کردند ، سرکوبگر ، وسواسی وواپس رونده عملکرد دفاع‌های سرکوب گردور نگه داشتن محتوای ناهشیار از قلمرو هشیاری است سرکوبی ، واکنش وارونهه و جابجایی از آن جمله‌اند . دفاع‌های وسواسی حائلی بین عواطف و شناخت هستند به عبارت دیگر فکر در هشیاری است اما عاطفه همراه با آن در بایگانی ناهشیار نگهداری می‌شود . بدین ترتیب فرد وسواسی در سرکوبی شکست خورده است عقلانی سازی دلیل تراشی ، جداسازی و نشخوار ذهنی [47] از جمله دفاع‌های وسواسی هستند .دفاع‌های واپس رونده نوعی بازگشت به دفاع‌های سطح پیشین امن تحول روانی است . فرافکنی ، درون فکنی ، بدن سازی ، مفعولیت ، گریه تدافعلی ، گذرا به عمل و انکار از جمله این دفاع‌ها هستند .

با توجه به چشم‌انداز رویکردهای نظری پس از فرویدها ، میتوان دو الگوی نظری در مورد استفاده از دفاع‌ها را براساس بعد پختگی[48] متمایز کرد .

نخستین الگو ، الگوی تحولی است . براساس این نظر ،‌دفاع‌های مختلف در مراحل زمانی متافوت تحول روی می‌دهند . به عنوان نمونه مکانیسم‌های دفاعی انکار در ده سالگی غالب است اما فرافکنی در نوجوانی بارزتر است ملانی کلاین ، اتوکرنبرگ و کرامر ( 1991، به نقل از کرامر و کالیج ، 2002) از جمله نظریه پردازان مطرح الگوی تحولی‌اند که در این میان کرامر از جهت پژوهش‌ مندی و تعریف عملیاتی متغییرها مطرح است .

 

حمایت‌های تجربی

با تحول پژوهش در روان درمانی‌های روان کاوانه ضرورت بررسی رابطه نظریه‌های زیر بنایی کار بالینی و داده‌های تجربی احساس شد . در این میان ، روشهای تجربی برای مطالعه‌ی مکانیسم‌های دفاعی گسترش یافت بطور کلی سه روش برای ارزیابی تجربی مکانیسم‌های دفاعی مورد استفاده قرار گرفته است ( دیسپلند[49] ، بونساک[50] و روتن[51] ، 1997):

  • مصاحبه بالینی : مانند مقیاسهای درجه‌بندی مکانیسم‌های دفاعی .
  • پرسشهای خودگزارشی[52] مثل پرسشنامه سبک دفاعی باند ،
  • آزمون‌های فرافکنانه نظیر رورشاخ

حمایت‌های تجربی از الگوی سلسله مراتبی به روش دوم یعنی ارزیابی تجربی مکانیسم‌های دفاعی ، پرسشنامه‌های خود گزارشی ، مربوط می‌شود . و الگوی تحولی بیشتر به روش سوم ، آزمونهای فرافکنانه ، مربوط است . با توجه به اینکه پژوهش حاضر به بدنه‌ی پژوهش الگوی سلسله مراتبی دفاع‌ها باز میگردد تنها به ذکر چند مورد پژوهشی در الگی تحولی بسنده می‌شود .

کرامر ( 1998 و 1997 به نقل از کرامر و کالیج ، 2002)‌ در پژوهشی دریافتند که انکار در 5 سالگی بهنجار و متناسب با سن کودک است . لونیگر ( 1976) عنوان کرد که در سطوح پایین تحول « من » افراد از دفاع‌های پخته کمتری استفاده می‌کنند . دفاع‌های برونی کردن مثل فرافکنی و برگشت علیه شیء در مردان بیشتر رخ می‌دهد ، اما دفاع‌های درونی کردن مثل بازگشت علیه خود در زنان بیشتر مشاهده می‌شود ( کرامر و کالیج ، 2002)

حمایت‌های تجربی از الگوی سلسله مراتبی دفاع‌ها را می‌توان در سه مقوله تقسیم‌بندی کرد .

  • پژوهش‌های مربوط به ساخت پرسشنامه : اعم از هنجار یابی،‌اعتیارو روایی .
  • پژوهش‌های مربوط به رابطه آسیب شناسی روانی سبک‌ها و مکانیسم‌های دفاعی .
  • پژوهش‌هایی که رابطه سبکهای دفاعی را با مفاهیم مشابه سایر رویکردها بررسی می‌کند .

 

1- ساخت پرسشنامه هنجاریابی ، اعتبار و روایی

همانطور که پیشتر آمد ، وایلافت ( 1976 ، به نقل از ایلافت ، 2000) براساس توسعه شالوده دانشی که آنا فروید ( 1995) برجا گذاشت نظریه سلسله مراتبی مکانیسم‌های دفاعی خود را مطرح ساخت باند گاردنر [53]کریستین [54]و سیگال [55]( 1983) پرسشنامه‌ای خود آزما را برای تعیین درک شخص از سبکهای دفاعی عادتی‌اش تدوین کردند . پرسشنامه سبک دفاعی ( DSQ) باند و همکاران بر پایه نظریه وایلانت استوار است . مبنای روش آماری آنها تحلیل عاملی بود ( همان منبع ) این پرسشنامه 67 ماده‌ای توسط باند و وایلانت ( 1986) تجدید نظر شد و به 88 ماده افزایش یافت .

اندروز و همکاران (1993) با این استدلال که DSQ 40 ماده‌ای را تدوین کردند DSQ-40 سه سبک دفاعی پخته ، نوروتیک و ناپخته را در بر می‌گیرد که به شکل زیر می‌باشد :

الف ) عامل پخته : والایش ، شوخی ، پیش‌بینی و فرونشانی

ب) عامل نوروتیک : ابطال ، نوع دوستی کاذب ، ایده آل سازی و واکنش وارونه .

ج ) عامل ناپخته : فرافکنی ، پرخاشگری منفعلانه ، گذاربه عمل ، جداسازی ، ناارزنده سازی ، خیال پردازی در خود مانده ، افکار ، جابه جایی ، گسست ، دوباره سازی ، دلیل تراشی و جسمانی سازی .

نسخه ژاپنی DSQ-40 ( هایا شی ،‌میاکی ، میناکاوا ، 2004) نسخه فرانسوی DSQ ( بنساک[56]، دیسپلد و اسپاگنولی[57] ، 1996)‌و نسخه ایتالیایی DSQ( سان مارتینی ، روما ، لینگاردی و باند ، 2004) اعتبار و روایی این دو ابزار ( DSQ-40 , DSQ) را حمایت می‌کنند . همینطور چبرول [58]و همکاران ( 2005) روایی صوری DSQ-40 را مطلوب دانستند کابرکاپا[59]و دویک [60]( 2002) در پژوهش بر ویژگی‌های اصلی و هنجارهای تجربی DSQ-40 کاربرد بالینی آن را مورد تائید قرار دادند .

2- پژوهش‌های مربوط به آسیب شناسی روانی و سبکها و مکانیسم‌های دفاعی

پژوهش‌های مربوط به این مقوله محورهای V,II,I راهنمای تشخیصی – آماری اختلالهای روانی (DSN) رادر بر می گیرند که در ادامه به ترتیب به مهم‌ترین این پژوهش‌ اشاره می‌شود .

پونا ماکی و همکاران ( 2002) در پژوهشی به 128 فلسطینی مرد تحت شکنجه و بد رفتاری که علائم پس از سانحه[61](PTSD) نشان می‌دادند ، دریافتند که افراد تحت شکنجه و بدرفتاری به شکل غالب از دفاع‌های پخته نظر پیش‌بینی والایش ، فرو نشانی و دلیل تراشی استفاده کردند . اما مکانیسم‌های دفاعی جسمانی سازی و گسست ، که جزو دفاع‌های مسلط PTSD و جزو دفاع‌های ناپخته هستند ، را نیز مورد استفاده قرار می‌دادند آنها دریافتند که دفاع‌های پخته نقش محافظت کننده‌ و اثری پیشگیرانه در مورد پیامدهای شکنجه و بدرفتاری را نداشتند زیرا شکنجه زیر آستانه‌ی دفاعی فرد ،‌عملکرد مخرب خود را انجام می‌دهد .

برمیس [62]و همکاران ( a 1997 و b1997) مکانیسم‌های دفاعی واکنش وارونه را در میان افراد مبتلا به PTSD معنا‌دار یافتند حال آنکه واکنش جزو سبکهای دفاعی نوروتیک است به نظر می‌رسد که رویداد آسیب زا در تعیین سبک یا مکانیسم‌های دفاعی تعیین کننده است زیرا در پژوهش‌ پوناماکی و همکاران ( 2002) شدت رویداد آسیب زا یک در هم آمیختگی را در استفاده از سبکها و مکانیسم‌های دفاعی ایجاد کرده بود .

کیپر[63]و همکاران ( 2004) در پژوهشی بر بیماران برزیلی مبتلا به اختلال هراس (PD) [64]دریافتند که این بیماران در مقایسه با گروه کنترل سبک دفاعی نوروتیک‌تری استفاده می‌کنند حال آنکه هر چه شدت PD بالاتر باشد استفاده از دفاع‌های ناپخته‌تر بالا می‌رود در همین راستا ،‌ کندی[65]و همکاران ( 2001)‌ سبک دفاعی افراد مبتلا به اختلال افسردگی عمده ، GAD, PD وفوبی اجتماعی را در مقایسه با گروه کنترل به شکل معناداری غیر انطباقی ،ناپخته یافتند . با این وجود هیچ تفاوت معناداری میان نمره‌های سبک دفاعی پخته و گروه کنترل مشاهده نشد .

موریس ومرکاباخ ( 1994) ، دریافتند که سبک دفاعی بیماران مبتلا به اضطراب بالینی با نمره‌های اضطراب صفت آزمودنی‌ها بهنجار رابطه دارد . آنها همچنین نمره‌های دفاع‌ها و نمره‌های اضطراب صفت ، نگرانی [66]و علائم بدنی را متفاوت گزارش کردند . اما نتوانستند سبک یا مکانیسم دفاعی معناداری را پیدا کنند .

پارکر و همکاران ( 1998) در پژوهشی روی رابطه آلکسی تایمی [67]و سبک‌های دفاعی دریافتند که افراد مبتلا به آلکسی تایمی به طرز معناداری نمره‌های بالاتری در سبک‌های دفاعی و نورتیک و نمره‌های پایین‌تری در سبک دفاعی پخته به دست می‌‌آورند اما نتایج آنها نتوانست تعیین کند که آیا آلکسی تایمی دفاع‌های مسلط و معنا‌ در پخته ، ناپخته یا نوروتیک را شامل می‌شود یا خیر .

ویدوویک[68] وهمکاران ( 2003) در بررسی



همه حقوق محفوظ است

Posted سپتامبر 2, 2018 by 92 in category "مقالات